قاعده «لطف» از جمله نخستین قواعد در کلام امامیه بوده و پایه و اساس مجموعه اى از باورهاى امامیه به شمار مى رود. هر فعلى که خداوند در حق بندگان انجام مى دهد تا به سبب آن، به انجام طاعت ها و دورى از گناهان هدایت یابند، «لطف» نام دارد. نقش ویژه تبیین قاعده لطف در دوره کنونى از آنِ مکتب امامیه است. هرچند مکتب معتزله، باور به وجوب لطف الهى دارند، اما فعالیت هاى آنها در قرن هفتم هجرى خاتمه پذیرفت و از آن پس، اشاعره در رأس عقاید اهل سنت قرار گرفتند. اشاعره از مخالفان جدى قاعده لطف اند و اشکالاتى را بر این قاعده وارد ساخته اند.
این نوشتار درصدد است با استفاده از روش توصیفى و تحلیلى، چالش هاى پیش روى اصل لطف را مورد بررسى قرار داده، تا در پى آن، ابهامات این قاعده حل گردد. اما با وجود قوت پاسخ هاى مطرح شده به چالش هاى لطف، به نظر مى رسد طرح «برهان حکمت» بهتر است.
نظریه عقلانیت و معنویت تلاش دارد با پیوند میان معنویت و عقلانیت، رنج های بشری را چاره کرده، آرامش برای انسان هدیه آورد؛ هدفی که دین را- به جهت ناتوانی از شناخت رنج های اصلی بشر و راه علاج آنها در دنیای معاصر- از تأمین آن ناتوان دیده، معنویت را در عصر حاضر جایگزین مناسب آن می داند. این رویکرد به عنوان یک نظریه طبعاً باید از چارچوب و ساختار صحیح برخوردار باشد و تأکید زیاد نظریه پرداز بر عقلانیت که شامل عقلانیت گفتاری است، انتظار می رود ساختار عقلانی و منسجم دور از ایهام و ابهام داشته باشد؛ اما این انتظار از نظریه برآورده نشده و در موارد متعدد با ضعف، نارسایی و ابهام مواجه است. مفاهیم عقلانیت، معنویت و رنج که مهم ترین مفاهیم در این نظریه هستند، تعریف روشنی ندارند یا دچار ابهام و ایهام اند و ابعاد مختلف آنها تبیین نشده اند یا با تعاریف ناسازگار در نظریه مواجه ایم. برخی از مدعیات اصلی نظریه، ناتمام و ناقص رها شده یا دلیلی برای آنها اقامه نشده است و مهم تر اینکه در تضاد با مدعیات دیگری هستند که در نظریه ارائه شده اند و همه این موارد، نظریه را از درون با چالش های جدی مواجه می سازد.
«تبرک» به مقامات و مشاهد شریفه، همچنین تبرک به آثار و قبور انبیا و اولیا یکى از مسائل مهم توحید عملى است. کلیت و اصل تبرک محل اجماع و توافق مسلمانان است. اصل تبرک تاکنون از سوى کسى انکار نشده است، اما با ظهور فرقه اى سلفى تکفیرى به نام «وهابیان»، به تبعیت از افکار ابن تیمیه، شاهد انکار رفتار مسلمانان، به ویژه شیعیان، در تبرک به مشاهد شریفه و مقابر انبیا هستیم. نتیجه عملى دیدگاه وهابیان تکفیر مسلمانان و درنتیجه، تخریب مشاهد و مقابر ائمه و اولیاست. سؤالى که مطرح مى شود این است که آیا دیدگاه وهابیان مستند شرعى دارد؟ این تحقیق با هدف بررسى عقیده وهابیان و ارزیابى آن با قرآن، سنت و سیره صحابه با روشى تطبیقى تحلیلى شکل گرفته است. در این بررسى مشخص شده که تبرک مبناى قرآنى و روایى دارد. صحابه پیامبر هم علاوه بر اینکه در حیات آن حضرت به آثار ایشان تبرک مى جستند و پیامبر هم این رفتار آنها را تأیید مى کردند، همچنین پس از رحلت پیامبر، به آثار ایشان متبرک مى شدند. این تحقیق نشان مى دهد که اولاً، مبناى دیدگاه وهابیان و ابن تیمیه برداشت نادرست از منابع است. ثانیا، فتاواى آنها در مقابل قرآن و سنت و سیره صحابه و بزرگان چهار مذهب اهل سنت قرار دارد.
قرآن کریم با دعوت به خردورزى، از انسان ایمان به خدا، جهان غیب و زندگى مؤمنانه را طلب مى کند. اما وثاقت عقل حتى در باب جهان مشهود سخت مورد مناقشه است. در این صورت، چگونه مى توان به دعوت قرآن پاسخ مثبت داد؟! در تفسیر المیزان چه راه حلى ارائه مى شود؟ در این تحقیق، با هدف یافتن پاسخ براى پرسش هاى فوق و تأمین اعتماد نسبت به عقل و یافته هاى آن، با روش کتابخانه اى و استناد به مطالب علامه طباطبائى در المیزان و به تناسب، آثار دیگر ایشان و نیز با تحلیل منطقى روشن مى شود که استاد در عین تأکید بر بداهت مفهوم علم و تحقق مصداق آن، ضمن پاسخ به شکاکان و حس گرایان، وثاقت معرفت عقلى را اثبات مى کند و بدین ترتیب، مخاطب ایشان نسبت به اعتبار کاربست عقل براى تأمل در آیات تکوینى و تشریعى اطمینان خاطر مى یابد.
امروزه یکى از نحله هاى فکرى که به سوى دین و معنویت گرایش پیدا کرده اند، رویکرد سنت گرایى مى باشد. سنت گرایان، یکى از خصایص عمده فرهنگى عصر جدید تجدد را «بحران معنوى» مى دانند که حاصل از دست رفتن منابع سنتى آن یعنى دین است. این نوشتار، به روش تحلیلى استنتاجى سعى دارد پس از بررسى مفهوم دین در رویکرد سنت گرایى و رابطه دین با سنت، دلالت هاى تربیتى آن در حوزه تربیت دینى مورد توجه قرار گیرد. بدین صورت، که ابتدا با استفاده از منابع معتبر، به استخراج آراء و اندیشه هاى سنت گرایان در خصوص دین پرداخته، سپس با نگاه ترکیبى به این آراء، نسبت به تلخیص و با هم نگرى آنها اقدام نموده و مفاهیم مختص فرایند تربیت دینى پردازش شده است. از مهم ترین یافته هاى پژوهش این است که به اعتقاد سنت گرایان، دین قابلیت نفوذ بر همه ابعاد زندگى بشر را دارد. آنها بر دفاع عقلانى از دین تأکید مى کنند و تضعیف دین دارى را نتیجه مستقیم تجددگرایى مى دانند. براین اساس، معتقدند که بهترین راه براى مواجهه با این چالش، شناخت عمیق و هوشمندانه دنیاى متجدد بر مبناى نگرش عقلانى است و قرآن و حدیث، سرچشمه هاى توأمان سنت اسلامى اند و تعالیم این دو منبع لایزال، کلید هدایت، قرب الهى و سعادت هر دو جهان است.