ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۶۵۵ مورد.
۱.

رابطه ی عشق و کمال نفس و نمود رفتاری انسان عاشق در آراء ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۲۶۰
عشق که ابتهاج حاصل از حضور ذات زیبا و بر دو قسم حقیقی و مجازی است، یکی از راه های تکامل نفس محسوب می شود. عشق حقیقی همان حبّ شدید به ذات و صفات الهی، و عشق مجازی حبّ و اشتیاق به غیر ذات اوست که خود به دو نوع نفسانی و حیوانی تقسیم می شود. در نگاه ابن سینا مشاکلت جوهری نفس عاشق و معشوقْ مبدأ عشق نفسانی است و خواهش لذت و شهوت حیوانیْ مبدأ عشق حیوانی. ملاصدرا نیز مبدأ عشق نفسانی را اتحاد نفس عاشق و معشوق ازطریق استحسان و تمثّل زیبایی های ظاهری و باطنی دانسته است. ازآنجا که عشق مجازیِ نفسانی سبب تلطیف سرّ در فرد عاشق می شود، می تواند به عنوان راهی برای وصول به عشق حقیقی استفاده شود؛ چراکه روح را آماده ی دریافت کمالات متعالی می نماید. از دید ابن سینا کمال حقیقی انسان وصول تام به خدا و اتصال به کمالات حقیقی و درک بی واسطه ی همه ی حقایق هستی است. صدرالمتألهین نیز با تمسک به سه اصل تشکیک در وجود، حرکت جوهری و اتحاد عاقل و معقول، به نحو مبسوط به تبیین تکاملی وجود انسان پرداخته و کمال نهایی انسان را وصول به مقام فناء فی الله معرفی کرده است. ستاندن خودبینی، ایجاد شجاعت برای عاشق، ایجاد نیروی سخاوت، تکمیل نفس و بروز استعدادهای حیرت انگیز باطنی و ابتهاج ازجمله ثمرات عشق است.
۲.

مشترک لفظی بودن صفات اراده، حیات و قدرت: بررسی انتقادی دیدگاه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۲۶۳
ابن سینا در تبیین صفات الهی، به خصوص سه صفت اراده و حیات و قدرت، درعین حال که صفات الهی را معنادار می داند و در روشن ساختن معنای صفات الهی جداً تلاش می نماید، اما نحوه تحلیل او منجر به این برداشت می گردد که در صفات مذکور بین خدا و انسان اشتراک لفظی برقرار است. در جست وجوی علت چنین روی کردی دو احتمال وجود دارد: احتمال نخست به موضع شیخ الرئیس در بائن دانستن وجود خدا از مخلوقات مربوط می شود که با بررسی مواضع شیخ، این نتیجه به دست آمد که نمی توان چنین احتمالی را علت گرایش ابن سینا به مشترک لفظی بودن صفات سه گانه خداوند  قلمداد نمود. احتمال دوم نیز به حوزه معناشناسی مربوط می شود که با توجه به روی کرد شیخ الرئیس در تعریف صفات الهی و بشری، معلوم می شود  که می توان این عامل را علت گرایش شیخ به قول مذکور دانست؛ اگرچه روی کرد شیخ و لوازم آن با اشکال جدی همراه است؛ به همین دلیل با دو ایراد: ۱) خلط مفهوم و مصداق و ۲) مشترک لفظی شدن تمامی صفات، مبنای شیخ الرئیس نقد و ارزیابی شده است. در پایان این نکته خاطرنشان شده است که معناداری صفات واجب ازنظرِ ابن سینا، با پذیرش تشکیک خاصی قابل توجیه خواهدبود وگرنه باید کلام وی را در این باب غیرمنقّح دانست.
۳.

معرفی و بررسی تحلیلی شرح قصیده عینیّه (روحیه) ابن سینا تألیف مُصَنِّفَک شاهرودی بسطامی، براساس نسخ خطی این اثر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۳
معرفی و بررسی تحلیلی یکی از شروح مهم و گمنام قصیدهٔ عینیّهٔ ابن سینا ، اثر «شیخ علی بن مجدالدین محمد» مشهور به مُصَنِّفَک شاهرودی بسطامی (متوفای ۸۷۵ ق) موضوع پژوهش حاضر است. او که از احفاد و نوادگان فخرالدین رازی است، در علوم مختلفی ازجمله ادبیات عرب، فقه، کلام، تفسیر و عرفان تبحر داشت. وی شرح مذکور را در سال 837 ق. در بسطام تألیف کرد و پس از مهاجرت به آناتولی آن را به سلطان محمد فاتح، پادشاه عثمانی، تقدیم نمود. این شرح مبتنی بر منابع گسترده ای از متون دینی (آیات و احادیث) تا منابع فلسفی، کلامی و عرفانی نگاشته شده و نمونه ای برجسته از تلفیق فلسفه، کلام و عرفان در سنت اسلامی و گواهی بر پیوند ناگسستنی حکمت سینوی با عرفان اسلامی است. هدف اصلی این پژوهشْ معرفی، تحلیل محتوایی و تبیین شیوه ای است که مُصَنِّفَک در تفسیر این قصیده به کاربرده است. این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی با اتکا به منابع کتابخانه ای و بر پایه نسخه شناسیِ چهار دست نویس معتبر از شرح مذکور انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد شرح مُصَنِّفَک بر قصیده عینیّه از مغفول مانده ترین میراث تفسیری حکمت سینوی است که در ضمن وفاداری به نظام فکری ابن سینا، خوانشی مبتنی بر لایه های متعدد معنایی از متن ارائه می دهد و حاکی از این است که او براساس روش تفسیری خود، حکمت سینوی را در پیوند با مبانی عرفان و کلام اسلامی بررسی می کند. این پژوهش با بررسی مجموعه دست نوشته های اثر مذکور نقش مُصَنِّفَک را به عنوان پلی در انتقال میراث فکری خراسان به سرزمین عثمانی برجسته می سازد.
۴.

ادراکات پایدار در اندیشه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۸۳
در آراء ابن سینا در ضمن بحث از ملکات به معارف و مدرَکات ازمنظر پایدارگی و رسوخ توجه شده است. سوی دیگر این بحثْ جست وجو در نقش تکرار و عادت در شکل گیری ملکات و تأثیر آن بر معلومات و معارف است. این تحقیق به پرسش هایی نظیر «چگونه تکرار و عادت می تواند به شکل گیری ادراکات پایدار منجر شود؟» پاسخ می دهد. ابن سینا در فلسفه خود دو تقسیم برای ورود به قلمرو ادراکات پایدار مطرح می کند. ایشان ابتدا به تقسیم کیفیت ها، هیئت، و حالت های نفسانی به طبیعی و اکتسابی می پردازد. در قسم کیفیات اکتسابی درباره نقش تکرار و عادت در تشکیل معارف راسخ سخن می گوید. وی در تقسیم دیگری کیفیات و حالات نفسانی را بسته به جایگاه و محل بروز آن ها تقسیم می کند: به بیانِ وی کیفیات موجود در نفس ناطقه یا به گونه ای اند که زوال و انحلال آن ها سخت و گاهی ممتنع است، یا اینکه به آسانی در معرض تغییر و دگرگونی قرار دارند. او این دو قسم را به ترتیب «ملکه» و «حال» نامیده است. ابن سینا در کتاب شفاء ، بخش منطق مقولات نیز بیان می کند که علوم و فضایل به نوعی از ملکات اند. نشان دهنده تأکید بر ملکه سازی و توجه به ادراکات پایدار در تفکر اوست. این مطالعه با روشی توصیفی تحلیلی «طبیعی سازی علوم و معارف» را از دیدگاه ابن سینا در ارتباط با ملکه سازی تبیین می کند؛ چراکه ملکات به مثابه طبیعت دوم مطرح اند.
۵.

مقایسه تواضع اخلاقی ازنظر حکمای مشاء با اخلاق اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۹۳
معناشناسی اخلاق یکی از مباحث فلسفه اخلاق است که به تحلیل معناییِ مفاهیمی همچون تواضع می پردازد. مشائیان با قاعده زرین ارسطو به روش حدّ وسط به فضیلت می رسند؛ تواضع ازنظر مشائیان مفهومی بین افراط و تفریط در فروتنی، یعنی تذلّل و تکبر است که گروهی از آن ها تواضع را فردی و گروهی آن را براساس موقعیت اجتماعی توصیف کرده اند که هر کدام از دو گروه، سه دسته توصیف را دربردارند. دسته ای تواضع را صفتی درونی و دسته ای دیگر تنها رفتاری بیرونی می دانند و دسته ای دیگر به تلفیقی از هر دو قائل اند؛ با توجه به این دیدگاه اعتدالیْ تذلّل و تکبر همیشه از رذایل اخلاقی اند؛ اما از منظر اخلاق اسلامی تذلّل درمقابل برخی، همچون خداوند و تکبر درمقابل برخی، همچون متکبران و دشمنانِ حربی پسندیده است؛ ازاین رو تواضع باید به گونه ای توصیف شود که جامع افراد باشد؛ بهترین توصیفی که برای تواضع به ذهن می رسد، فروتنی درمقابل فراتری مطلق است که مصداق حقیقی اش فروتنی درمقابل خداست که فراتری را به نحو مطلق دارد؛ فراتر بودن وی به دلیل هستی بخش بودنش حقیقی و تامّ است و دیگر مصادیق تواضع به تبع تواضع درمقابل خداوندی است که آن فراتری را ایجادکرده است؛ ازاین رو این مصادیقْ بالاترین درجه کمال را نتیجه می دهند.
۶.

چرایی تقسیم حرکت به توسطیه و قطعیه و پیامدهای فلسفی آن در حکمت سینوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۲۱۳
مسئله ی حرکت و تغییر، از محوری ترین مباحث طبیعیات و متافیزیک است که محل تأمل اکثر فلاسفه از یونان تا دوران معاصر بوده است؛ بااین حال هستی و چیستی حرکت و یا نحوه ی تبیین یا تثبیت آن همچنان محل بحث فیلسوفان است. ابن سینا همانند بسیاری از فیلسوفان به صورت گسترده به بحث پیرامون حرکت پرداخته است. او بعد از تعریف عام حرکت و بیان دو معنا برای آن، استدلال می کند که تنها یکی از معانی حرکت (به معنای توسط) در خارج موجود است و معنای دیگر حرکت (به معنای قطع) در خیال انسان موجود است. سؤالی که عمدتاً مغفول واقع شده است، این است که چرا ابن سینا به این تفکیک دست زده و نهایتاً حکم به تحقق حرکت توسطیه داده است و به راستی این تفکیک در نظام فلسفی وی چه جایگاهی دارد؟ در این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی و با روی کرد اسنادی سامان یافته است، تلاش شده است تا این خلأ را برطرف شود. درنهایت نتیجه ی حاصل این شد که تصویر ابن سینا از حقیقتِ حرکت، برای حل چالش های فلسفی مختلفی درباب حرکت توانا است؛ اگرچه خود وی تصریحاً درصدد چنین امری نبوده و صرفاً درصدد تحلیل تحقق خارجی و ذهنی حرکت بود ه است.
۷.

بررسی انتقادات استاد فیاضی به براهین ابن سینا در استحاله ی تناسخ مُلکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۲۲۱
در طول تاریخ فلسفهْ تناسخ ارواح یکی ازنظرِیاتی است که جهت تبیین پاداش یا عقاب افعال و میل به جاودانگی انسان ها مطرح شده است. براساس این نظریهْ پس از مرگْ روح انسان به بدن حیوان یا انسان دیگری تعلق می گیرد که این تعلق به جهتِ سازگاری و تناسب میان روح و بدن در اخلاق و ملکات کسب شده است. ابن سینا یکی از فیلسوفانی است که به بررسی و نقد نظریه ی تناسخ ارواح می پردازد. ایشان ادعای تعلق نفس انسانی به بدن حیوان یا انسانی دیگر را با اقامه ی دو برهان ابطال می نماید. از دیدگاه ابن سینا در فرض تناسخ لازم می آید دو نفس ناطقه به یک بدن تعلق یابد. همچنین در این فرض به دلیلِ نبود بدن جسمانی، لازم می آید نفس از انجام افعال بازماند، که هر دو لازمه محال اند. استاد فیاضی نسبت به این براهین انتقاداتی وارد نموده که به نظر نگارندگان با بررسی و دقت در مبانی فلسفی شیخ الرئیس می توان همچنان از دیدگاه ایشان دفاع نمود و به اشکالات استاد فیاضی پاسخ داد. استاد فیاضی نسبت به این براهین انتقاداتی را وارد نموده که به نظر نگارندگان با بررسی و دقت در مبانی فلسفی شیخ الرئیس می توان هم چنان از دیدگاه ایشان دفاع نمود و به اشکالات استاد فیاضی پاسخ داد. کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی. کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی. کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی.کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی.
۸.

نقد برداشت غزالی از عبارات ناظر به شراب خواری ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۲۰
غزالی از مخالفان بزرگ و نامدار فلسفه است. او تلاش خود را برای مقابله با فلسفه و فلاسفه ازطریق نقد نظری و عملی، اثبات تهافت درونی، نقدهای بیرونی و ارزیابی شخصیت و رفتارهای فیلسوفان به کارگرفته است. او در برخوردی روان شناختی ابن سینا را که نماینده رسمی جریان تفکر فلسفی عصر او  به حساب می آید به بی اعتنایی به احکام شریعت و ارتکاب برخی معاصی ازجمله شرب خمر متهم کرده است. این شیوه بر توده مردم که تابع احساسات و عواطف اند و محبت و نفرت آن ها در پذیرش و انکار افکار نقشی اساسی دارد، بسیار اثر گذار است. بخشی از ادعا و دلیل غزالی در این زمینه ناظر به عباراتی است که از خود ابن سینا یا درباره او نقل شده است. مسئله تحقیقْ بررسی میزان دلالت و اعتبار این نحوه استناد در اثبات مدعای موردنظر است. در این مقاله به روش تحلیلی ادلّه و عبارات ادعاشده تجزیه و تحلیل شده و نشان داده شده است که: 1) دراین باره گزارش های مورداستناد گرفتار تعارض و تهافت در محتوا است. در این گزارش ها ابن سینا در حل مسائل علمی به نماز و قرآن و معنویت و التجاء به درگاه خدا معتقد است و بلافاصله بعد از بازگشت از مسجد به ارتکاب شرب خمر اقدام می کند؛ 2) لفظ «مشروب» و «شراب» میان «شراب، شیره، آبمیوه و معجون» مشترک است و ترجیح شراب انگوری دلیل موجهی ندارد؛ 3) آراء فقهی در حرمت و حلیت برخی اقسام شراب، مانند شراب خرما، و شرایط آن ها مختلف است و مطابق قرائن و شواهد، در فقه رایج آن زمان مشروب مورداستفاده ابن سینا و دیگران حرمت نداشته است؛ بنابراین جهات برداشت غزالی محلّ تأمل و تردید است.
۹.

کاربست استعاره های مفهومی در نفس شناسی ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۳
استعاره های مفهومی برخلاف نگاه سنتی و کلاسیک که صرفاً به حوز ه ادبی و بلاغی محدود می شدند، در نگاه معاصر قلمرویی گسترده یافته اند. امروزه استعاره مفهومی به عنوان ابزاری ارزشمند نقش مهمی در شناخت حقایق و امور انتزاعی ایفا و فهم مباحث پیچیده را برای عموم آسان تر می کند و به مدرس و یادگیرنده کمک می کند تا ساختار مفهومی را بسازند و نقد کنند. ازاین منظر استعاره با تکیه بر ساخت واژه ها و اطلاعات پیشین، به درک و بازنمایی پدیده های ناآشنا کمک شایانی می کند. هرچند تعبیر «استعاره مفهومی» تعبیری نو است، در عبارات فلاسفه و عارفان اسلامی برای تفهیم و تبیین مفاهیم متافیزیکی به کاررفته است؛ دراین خصوص نگاه ابن سینا به مقوله نفس و حقیقت آن، حاوی طرح واره های جذاب و گیرایی است؛ لذا در این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی به پاسخ این پرسش پرداخته شده است: ابن سینا در راستای کمک به درک و شناخت از نفس، از چه استعاره هایی استفاده کرده است؟ با مراجعه به عبارات و آثار وی استعاره هایی مانند: «نفس قدرت و قوه است.» ، «نفس ظرف و حجم است.» ، «نفس پرنده است.» و «نفس لوح نقاشی است.» قابل مشاهده است که در این مقاله معرفی و تحلیل شده اند.
۱۰.

تحلیلی بر مفاهیم موجّهاتی ضرورت و دوام در آثار ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۶
مفهوم ضرورت در فلسفه و منطق ابن سینا یکی از مسائل بنیادین است که به دلیل پیچیدگی های منطقی و هستی شناختیْ نیازمند بررسی دقیق است. ابن سینا در آثار خود، به ویژه « <em style="mso-ansi-font-style: normal;"> الشفا ء » و «الاشارات والتنبیهات» تعاریف و تقسیم بندی های متفاوتی از ضرورت ارائه داده که با دیدگاه های ارسطو و فارابی پیوند دارد، اما با نوآوری هایی همراه است. این پژوهش باهدف تحلیل مفهوم ضرورت نزد ابن سینا به بررسی اقسام و تفاوت های این مفهوم در آثار او می پردازد. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل متنی آثار ابن سینا، شامل « <em style="mso-ansi-font-style: normal;"> الشفا ء » ، «الاشارات» و دیگر آثار و مقایسه آن ها با دیدگاه های شارحان و تحلیل های معاصر مانند رشر، هاجِز، پل تام، سلوی شاطی و ... است. ضرورت این تحقیق در روشن سازی تمایزات ظریف میان ضرورت و دوام و رفع ابهامات تفسیری در منطق موجّهات ابن سینا نهفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که ابن سینا در «العباره» از کتاب «الشفاء» ضرورت را با دوام مرتبط می داند، اما در بخش «القیاس» همین کتاب و «الاشارات و تنبیهات» میان دوام و ضرورت تمایز گذاشته است. تفسیر صرفاً زمانی از ضرورت ناکافی است، زیرا ضرورت نزد او ابعادی وجودی و منطقی فراتر از دوام دارد. این پژوهش پیشنهاد می دهد که فرمول های ضرورت بازنگری شوند تا با نظام فکری ابن سینا سازگار شوند.
۱۱.

بررسی تطبیقی اندیشه فارابی و ابن سینا درباره نقش اجتماع در سعادت انسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۱
سعادت به عنوان غایت نهایی حیات انسانی از بنیادی ترین مسائل فلسفه اسلامی است. فیلسوفان مشاء با الهام از میراث یونانی و تکیه بر مبانی معرفتی و دینی اسلام، کوشیده اند تا نسبت فرد، اجتماع و سعادت را عقلانی و نظام مند تبیین کنند. در این میانْ فارابی و ابن سینا به عنوان دو چهره شاخص این مکتبْ هریک در قالبی متمایز به بررسی پیوند اجتماع و سعادت پرداخته اند. فارابی اجتماع را شرطی ضروری برای نیل به سعادت می داند. وی در آثار سیاسی و فلسفی خود، به ویژه در آراء اهل مدینهٔ فاضله ، سعادت را غایت نهایی زندگی انسانی دانسته و اجتماع را شرط لازم برای تحقق آن معرفی کرده است؛ درحالی که ابن سینا اجتماع را بیشتر وسیله ای برای معیشت و رفع نیازهای زندگی تلقی می کند. از یک سو فارابی با نگاه آرمان گرایانه و طرح مدینه فاضله، اجتماع را زیربنای تحقق سعادت می داند و ازسویِ دیگر، ابن سینا با تأکید بر معیشت و عقل نظریْ سعادت را بیش از اینکه بر بنیاد ساختار اجتماعی بداند، در پرورش عقل و معرفت فردی جست وجومی کند. به علاوه دو فیلسوف در روش تحصیل سعادت، سازوکار تحقق فضایل و نیز میزان تأکید بر ابعاد عقلانی، اخلاقی و شرعی جامعه تفاوت های معناداری دارند. این مطالعه ضمن بازنمایی تفاوت های اساسی در اندیشه این دو متفکر، افقی تازه برای فهم نسبت سعادت فردی و ساختار اجتماعی در فلسفه اسلامی می گشاید.
۱۲.

فلسفه ابن سینا در مواجهه با شریعت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۲
بررسی نسبت دین و فلسفه در اندیشه فیلسوفان مسلمان به ویژه ابن سینا، از مباحث بنیادین فلسفه اسلامی به شمار می رود. ابن سینا با تکیه بر عقل گرایی ارسطویی، عقل را مبنای نهایی در کشف حقیقت می داند و براساس آن ساحت های وجود و معرفت را سامان می دهد. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای درپی این است که جایگاه معرفتی دین را در نظام فکری ابن سینا بررسی کند و به این پرسش بپردازد که آیا در منظومه معرفت شناختی او می توان برای دین جایگاهی مستقلّ و متمایز از ساختار عقلانی فلسفه قائل شد، یا اینکه دین همواره در نسبت با عقل فلسفی تعریف و تفسیر می شود. بررسی دوگانگی میان عقل و ایمان در مسئله معاد جسمانی، رمزوارگی آیات در تفسیر سینوی و ایجاد سازگاری نابرابر میان دین و فلسفه نشان می دهد که در اندیشه ابن سینا، دین تا جایی معتبر است که با عقل فلسفی سازگار باشد. هرچند او می کوشد هماهنگی میان عقل و دین را حفظ کند، در عمل دین تنها زمانی پذیرفته می شود که بتوان آن را با مبانی عقلانی تطبیق داد؛ وگرنه یا به تأویل برده می شود، یا به سطحی رمزی فروکاسته و از جایگاه معرفتی مستقل محروم می گردد. ابن سینا با تمایز میان مراتب فهم انسانیْ فلسفه را دانشی نخبگانی می داند که حقیقت را به صورت کلی و انتزاعی درک می کند، درحالی که دین برای توده مردم و بر پایه تمثیل و تخیل تبیین می شود؛ ازاین رو در منظومه فکری او دین بیشتر تابع ساختار عقلانی و متافیزیکی فلسفه است تا اینکه به عنوان عنصری اصیل و درون سازمان یافته جایگاهی مستقل داشته باشد.
۱۳.

واکاوی نقش یقین عقلانی و تصدیق ایمانی در ایجاد اراده در سلوک عارفانه؛ تحلیلی براساس اندیشه های ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۲
ابن سینا «اراده» را به عنوان اولین و بنیادی ترین مرحله در سیروسلوک عرفانی معرفی می کند. تحقق سیروسلوک که از افعال اختیاری انسان محسوب می شود، منوط به «اراده» است. این اراده زمانی شکل می گیرد که نفس پس از ادراک یک شیء و تصدیق به منافع آن، به اجماع و تصمیم برسد. در مسیر سلوک عرفانی نیز هنگامی اراده حاصل می شود که نفس به فواید و عواید آن اذعان و باور پیداکند. ابن سینا دو عامل کلیدی برای نیل به این تصدیق و درنتیجه ایجاد اراده در جهت سلوک معرفی می نماید: برهان عقلی و ایمان. این مطالعه با اتخاذ روش «تحلیلی توصیفی» و با تکیه بر مبانی علم النفس ابن سینا ازجمله تجرد و ملکوتی بودن نفس، لذت جویی نفس و برتری معرفت عقلی بر معرفت حسی به تشریح عوامل ایجاد اراده در نفس برای ورود به سلوک پرداخته است. تحقیق حاضر ضمن تأکید بر نقشِ محوری ایمان و استناد به آیات قرآن کریم در این زمینه، نشان می دهد که چگونه مفاهیم بنیادین فلسفی و روان شناختی ابن سینا بستر لازم برای شکل گیری اراده و ورود به مسیر سلوک را فراهم می آورد.
۱۴.

مناقشه ابوریحان بیرونی و ابن سینا درباره کون و فساد افلاک: تحلیلی روش شناختی از مرز تجربه در پارادایم ارسطویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۳
در مقاله پیشِ رو هدف ما بررسی یکی از پرسش و پاسخ هایی است که درباره کون و فساد افلاک بین ابوریحان بیرونی و ابن سینا ردّوبدل شده است. در این پرسشْ بیرونی با انگیزه هایی علمی (نه فلسفی یا الهیاتی) در این دیدگاه غالب ارسطو یی مناقشه می کند که مطابق آن، آسمان و عالم فوق القمر کون و فساد نمی پذیرد. این مناقشه دو جنبه دارد: یکی فلسفی و دیگری کیهان شناختی. ما سعی داریم جنبه کیهان شناختی آن را تحلیل کنیم. به طور خاص روی روش شناسی طرفین تمرکز می کنیم و نشان می دهیم بیرونی با تکیه بر مشاهده تغییر کوه ها در سطح زمین و استفاده از استدلالی استقرایی، سعی در تعمیم مدعایی درباره عالم تحت قمر به عالم فوق قمر را دارد تا بدین ترتیب برخی از عناصر دیدگاه ارسطویی را به چالش بکشد. درمقابلْ ابن سینا سعی دارد با تکیه بر دلایلی ارسطویی با تعمیم مدّنظر بیرونی مخالفت کند.
۱۵.

هم سنجی اضطراب مرگ از دیدگاه ابن سینا و اروین یالوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۸
به اضطراب مرگ به عنوان یکی از بنیادی ترین اضطراب های انسانیْ هم در فلسفه و هم در روان شناسیْ توجه شده است. این پژوهش با هدف مقایسه دیدگاه ابن سینا، فیلسوف و طبیب برجسته اسلامی، و اروین یالوم، روان درمانگر اگزیستانسیالیست معاصر، به تحلیل علل و ماهیت و راهکارهای درمانی اضطراب مرگ می پردازد. روش پژوهشْ تحلیلی تطبیقی است که با بهره مندی از راهکارها و ابزارهای تحلیل اسنادی صورت گرفته است. ابن سینا با تکیه بر مبانی متافیزیکی و باور به جاودانگی نفسْ مرگ را گذرگاهی به کمال و سعادت اخروی دانسته و عمدتاً علل اضطراب مرگ را ناشی از جهل شناختی نسبت به ماهیت مرگ و حیات پس از آن می داند. راهکار او اصلاح باورها و بازسازی شناختی مبتنی بر حکمت الهی است. درمقابلْ یالوم با رویکردی سکولار و انسان گروانه مرگ را پایان قطعی آگاهی تلقی می کند و اضطراب ناشی از آن را فرصتی برای زندگی اصیل تر می بیند. او علاوه بر بازسازی شناختی، برای کاهش اضطراب مرگ از روش هایی چون مواجهه سازی، تخلیه هیجانی و پذیرش بهره می گیرد. یافته ها نشان می دهد هر دو اندیشمند، باوجودِ اختلاف بنیادین در مبانی و راهکارها، بر نقش علل شناختی در مرگ هراسی و اهمیت تغییر نگرش تأکید دارند.
۱۶.

تأثیر مزاج بر مبادی فعل اختیاری و راهکارهای تعدیل آن از دیدگاه ابن سینا (با تأکید بر مزاج صفرا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۷
ابن سینا با تلفیق حکمت مشاء و طب سنتیْ نظامی یکپارچه برای تبیین فعل اختیاری انسان طرح کرده است. از نگاه او مزاج به عنوان پایه جسمانی نفس بر تمام مبادی فعل اختیاری اثرمی گذارد. از میان مزاج ها، مزاج صفرا (در حالت اعتدال) سرعت در درک مصالح و مفاسد امور، شجاعت و اراده قوی و نیز خستگی ناپذیری را به ارمغان می آورد. این مقاله با روش تحلیل محتوای کتب ابن سینا نشان می دهد که مزاج صفرا (در حالت غیراعتدالی) می تواند با تأثیر بر هریک از مبادی فعل اختیاری، بر فعل انسان اثر منفی نیز بگذارد؛ برای نمونه می تواند ازطریقِ تحریک قوه غضبیه و تضعیف عقل عملیْ مسیر فعل اختیاری را مختل کند و با ایجاد گرایش به تعجیل و خشم، چالشی جدی برای تحقق اختیار عقلانی باشد. گاهی ممکن است حرارت صفرا موجب سرعت در استنتاج شود و همین امر از توان سنجش عواقب امور بکاهد. گاهی نیز ممکن است با لرزش و ایجاد ضعف در اعضا، در مسیر تحقق خارجی فعل خلل ایجادکند. راهکارهای پیشنهادی ابن سینا مبتنی بر تربیت سه بعدی بر پایه تعدیل مزاج، تهذیب قوه غضبیه و تقویت عقل عملی و اراده است. ابن سینا با نگاهی کل نگر تعدیل فعل اختیاری در صفراوی مزاجان را نیازمند همکاری طب، اخلاق و تربیت می داند. اگرچه مزاج صفرا ازطریقِ تحریک غضب و تضعیف تأملْ اختیار را تهدید می کند، می توان با مدیریت عقلانی آن را به فرصتی برای تقویت اراده آگاهانه تبدیل کرد.
۱۷.

طبیعت گرایی سیاسی: خوانشی از فلسفه سیاسی ابن سینا در پرتو آراء ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۹۲
طبیعت گرایی سیاسی رویکردی بنیادین در فلسفه سیاسی ارسطو است که خود را در قالب سه آموزه اصلیِ سیاسی بودن طبیعت انسان، وجود طبیعی اجتماع سیاسی و تقدم طبیعی اجتماع سیاسی بر افراد، نشان می دهد که بر سایر آموزه های سیاسی او اثرگذار است. همچنین به واسطه همین رویکرد و نسبتی که در اندیشه ارسطو میان طبیعت و غایت برقرار است، سیاست را به اخلاق و غایات اخلاقی گره می زند. پژوهش حاضر درپی پاسخ به این پرسش است که «آیا می توان از اندیشه اجتماعی سیاسی ابن سینا، با توجه به منازعات معاصر درباره فلسفه ارسطو، تفسیری طبیعت گرایانه ارائه کرد؟ و این به چه معنا خواهدبود؟». به این منظور روشن می شود که هرچند ابن سینا در سیاست خود مستقیماً به سه آموزه مذکورِ سیاست ارسطو اشاره نداشته است، با کنار هم نهادن اشارات پراکنده وی و بیرون کشیدن استلزامات آن، می توان گونه ای طبیعت گرایی سیاسی را به او نسبت داد؛ چراکه او نیز تشکیل اجتماع سیاسی را ناشی از نوعی اضطرار یا ضرورت عملی در انسان ها برای همکاری متقابل جهت رفع نیاز می داند و وجود اجتماع سیاسیِ دارای قانون را شرط تحصل وجود انسانی، بقای نوع او و کسب کمالات انسانی قلمدادمی کند؛ ازاین جهت درصورتی که در تفسیر طبیعت گرایی ارسطو رویکردی غایت انگارانه اخذ شود و پولیس یونانی، کثرتی از شهروندان دانسته شود که تنها در آن، غایت طبیعی نوع انسان و خودبسندگی در کسب این غایت محقق می شود و همچنین به همین معنا، اجتماع سیاسیْ موجودی طبیعی و مقدم بر افراد خود دانسته شود، می توان اندیشه سیاسی اجتماعی ابن سینا را در امتداد طبیعت گرایی سیاسی ارسطو تفسیرکرد.
۱۸.

درک درک حسی (آگاهی مرتبه دوم) و خودآگاهی بدن مند در نظریه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۷
ابن سینا در مواردی تصریح می کند انسان نحوه ای ادراکِ بدنمند از خود دارد؛ چنان که خویشتن را نه برهنه ، بلکه همراه، پوشیده و پیوسته به بدن درمی یابد. این نگاه با نظریه او درباره خودآگاهی ناهمساز می نماید، زیرا خودآگاهی نزد وی، بویژه در تجربه فکری انسان معلق، ادراکی ابتدایی، بی واسطه، بی قید وشرط و مستقل از همه ی حالات و کنش های شناختی و محتوای آن ها و نیز اندام ها و قوای ادراکی بدنی است؛ بگونه ای که نه از آن ها اثر یا نشانی می پذیرد، و نه در آن ها بازنمایی یا بازتابی دارد. این دوگانگی میان خودآگاهی بنیادی ابتدایی محض و ادراکِ بدنمند از خود، ضرورت تبیین پیوند خود (نفس) و بدن در ساحت آگاهی را برجسته می کند. این پژوهش در پی تبیین امکان تحقق نحوه ای خودآگاهی بدنمند یا ادراک بدنمند از خود ، در نظریه ابن سینا است. نوشتار پیش رو نشان می دهد که «ادراک حسی درست (تام)» در نظریه ی ابن سینا دو لایه دارد یکی ادراک پدیده ی عینی محسوس ( پیدایی آن برای درک کننده) و دیگری کنش آگاهانه ی درکِ درک که در آن نسبت ادراک(صورت ادراکی) با درک کننده آشکار می شود و به آگاهی از خود در نقش درک کننده آن پدیده می انجامد. این خودآگاهی، از آن روی که در بستر ادراک حسی و در پیوند با پدیده های جسمانی تحقق می یابد، مناسبتی با سرشت جسمانی پدیده ها و اندام ها و قوای بدنی احساس دارد و تابع آن است. بدین ترتیب، خودآگاهی مندرج در ادراک حسی، که محصول ملاحظه یا کنش عقلی درک کننده به فعل خود و ابزار-اندام خود در پیوند با پدیده ی بیرونی است، برخلاف شعور بنیادیِ ابتدایی، درکی اکتسابی، نوشونده و متعین به ویژگی های اندام حسی-بدنی و شرایط و موقعیت ادراک است و تصویری بدنمند (پیوسته به بدن) از خود فراروی ما می نهد. درواقع، یگانگی فاعل شناسا (نفس) سبب پیدایی تصویری یکپارچه از کنش های مختلف لایه های مختلف شناختی می شود که در آن، «خود» پیوندی بنیادی با بدن و اندام-ابزار حسی و پدیده های مادی دارد.
۱۹.

آسیب شناسی تطبیقی خانواده ازمنظرِ حکمت مشاء و کارکردگرایی پارسنز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۸۵
روند تحولات خانواده در دنیای امروز حاکی از ایجاد تغییرات بنیادین در الگوها و کارکردهای آن و جهت گیری این تحولات به سوی تضعیف نهاد خانواده و کارکردهای آن است؛ لذا امروزه آسیب شناسی خانواده به عنوان یک حوزه مطالعاتی مهم جای خود را در مطالعات خانواده تثبیت نموده است؛ البته رویکرد آسیب شناختی در مطالعات خانواده سابقه ای طولانی داشته و هم در ادبیات جامعه شناسان کلاسیک متقدم و هم در حکمت عملی و منزلی حکماً و فلاسفه از یونان باستان تا حکمای اسلامی ردّپای آن به چشم می خورد؛ لذا هدف از پژوهش حاضر آسیب شناسی تطبیقی خانواده ازمنظرِ مکتب مشاء در حکمت عملی اسلام و مکتب کارکردگرایی پارسنز در جامعه شناسی است. روش مورداستفاده در این مقاله تحلیلی اسنادی است و منابع آن آثار علمی معتبر است. نتایج حاکی از آن است که مهم ترین نقطه اشتراک این دو رویکرد در آسیب شناسی خانواده را باید در نحوه ساخت یابی خانواده و الگوهای نقشی آن دانست. نزد حکمای مشاء برهم خوردن نظم و ساختارِ نقشیِ خانواده و اختلال در کارکرد جنسی آن، منشاء بروز آسیب ها و نابسامانی های دیگری در خانواده تلقی شده است و در نگاه پارسنز نیز انسجام و هم بستگی نهاد خانواده در گرو الگوهای نقشی متمایز زن و مرد است. اگرچه خوانش این دو مکتب از این الگوها با یکدیگر تفاوت های ماهوی دارد. همچنین در هیچ کدام از این دو رویکردْ التفات به امکانِ تزاحم ساختاری میان نهاد خانواده و نهاد دولت به چشم نمی خورد.
۲۰.

ما قبل الطبیعه انسان معلق بازخوانی فلسفه عقل گرایانه ابن سینا در کتاب الاشارات و التنبیهات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۷۴
مقاله حاضر بر آن است تا خوانشی نو از کتاب اشارات ابن سینا ارائه کند. مقاله حاضر از این فرضیه دفاع می کند که کتاب اشارات از ویژگی خاصی برخوردار است؛ به طوری که اگرچه مختصر است، خلاصه فلسفه ابن سینا نیست؛ بلکه ابن سینا در این کتاب بر آن است تا ماقبل الطبیعه خود را ارائه کند. او در این راستا به بیان آن دسته از مباحث فلسفی می پردازد که صرفاً به روش عقلی و بدون نیاز به مراجعه به طبیعت، و بنابراین پیش از آشنایی با طبیعیات و صرفاً برمَبنای مفاهیم و گزاره های پیشین و عقلی قابل طرح باشند. منطق و طبیعیات این کتابْ مبانی ماقبل الطبیعه آن را پایه گذاری می کند؛ به طوری که در آن ها از مباحث زبانی و تجربی صرف نظرشده است. در این راستا بحث از انسان معلق و معرفت نقشی اساسی و مبنایی در طرح ماقبل الطبیعه اشارات ایفامی کند؛ براین اساس ابن سینا در نمط سوم اشارات معرفت شناسی عقل گرایانه خود را پایه ریزی می کند و در ادامه به بیان فلسفه پیشین عقلی ماقبل الطبیعه خود می پردازد که شامل اثبات واجب الوجود، صفات او، فعل بی واسطه او و نظام عقول و افلاک است. در نمط های پایانیِ اشارات نیز سعادت همان انسان معلق یا عقل مجرد تبیین می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان