فلسفه اسلامی با گرایشها و رویکردهای گوناگون از بالندگی و قوت فراوانی برخوردار است؛ ولی نمیتوان آسیبهای روششناختی، محتوایی و ساختاری آن را نادیده گرفت. در این مقاله علاوه بر توصیف روش فلسفه به آسیبشناسی آن نیز اشاره شده است. روش پیشنهادی ایناست که فلسفه به معنای دانش هستیشناسی با روش عقلی و عقلایی به حل مسائل فلسفی میپردازد. این نگاشته در ادامه به آسیبشناسی مسائل فلسفه اسلامی از منظر درون و برون دینی پرداخته است.
تاکنون درباره طبقات مفسران، کتابهای مختلفی نوشته شده است که بدون شک یکی از بارزترین آنها کتاب«التفسیر و المفسرون» تألیف دکتر محمدحسین ذهبی است. ذهبی در این اثر، علاوه بر مباحث تفسیری و تاریخی، به معرفی و نقد و بررسی کتب تفسیری نیز پرداخته است. اما وی در معرفی، نقد و بررسی تفاسیر مذهب اهلبیت(ع)، در چارچوب عدل و انصاف حرکت نکرده که این هم یا ناشی از کمبود اطلاعات وی از تفاسیر مذهب اهلبیت(ع) و یا به سبب تعارض با حوادث و وقایع روشن و انکار ناپذیر تاریخی است. این نوشته شامل نقد و بررسی دیدگاههای ذهبی درباره سه آیه معروف قرآن(تطهیر، ولایت و اولیالامر) است که مهمترین ادله برتری و فضیلت اهلبیت(ع) به حساب میآیند و آیات ولایت نامیده میشوند.
یکی از پرسشهایی که بخصوص معمولاً افراد مختلف جامعه در برخورد با اهل علم و اهل دین مطرح می کنند درباره این است که چرا در جامعه فعلی گرایش به سمت و سوی مذهب و آموزه های دینی در نسلهای جوان ضعیف شده است و چه می توان کرد تا این ضعف اقبال به قوت تبدیل شود. در این مقاله ما ضمن تحلیل یکی از علتهای این امر که عبارت است: قلب ماهیت واقعی دین و تبدیل آرام آرام آن به یک مقوله مجعول توسط بشر غیرمعصوم، (که همان اهل بدعت باشند) سعی داریم در طول این مقاله با بررسی قرآنی، لغوی و اصطلاحی آن، دیدگاه سنت را هم مورد تحقیق قرار دهیم و به طور کلی بانیان بدعت و هادمان آن را شناخته و شیوه برخورد و مبارزه با آنان را در جهت خنثی کردن اهدافشان مورد بررسی قرار دهیم. هدف ما در این مجموعه (ضمن نهایت سعی در پیشگیری و خودداری از خودگویی) به طور عمده استناد به متون محکم دینی برای بیان مطالب خود می باشد. به امید آنکه مورد قبول حضرت دوست واقع شود و گره ای از گره های ناگشوده جامعه را بگشاید.