الاهیات اخلاقی اصطلاحی در حوزه ی مسیحیت کاتولیک است و امروز از زیرمجموعه های الاهیات عملی محسوب می شود. الاهی دانان مسیحی با روی آوردن به الاهیات عملی و نگرش انتقادی به عرف سکولار معاصر، می کوشند زندگیِ مبتنی بر ایمان را ممکن ساخته، راه های عملیاتی برای نجات دین و ایمان از وضعیت بحرانی در شرایط مدرن را به وجود آورند. الاهیات عملی را در حوزه ی اسلام، می توان دانشی دانست که در آن، به مباحث عملی دین (فقه و اخلاق) از منظر کلام و عقلانیت پرداخته می شود و در این راستا، راه های صحیح برای رسیدن به مقاصد دینی را به ما می آموزد. آرا و اندیشه های غزالی و فیض، این دو دانشمند متأله مسلمان، به رغم تفاوتشان در مذهب، بنابر نیازهای زمانه ی خویش طرح گردیده و برخوردار از مبانی عقلی نیز بوده است. این دو اندیشمند در دفاع عملی از دین، روش های متفاوتی داشته اند، اما هر دوی آن ها امروزه از کسانی محسوب می شوند که دین را تنها نجات دهنده ی بشریت از دام های اخلاقی، دنیاگرایی و مادی گرایی و انحراف می دانستند.
یکى از پرسش هاى اساسى درباره گزاره هاى اخلاقى این است که آیا گزاره هاى اخلاقى بیان کننده واقعیتى عینى هستند و از وجود رابطه اى واقعى گزارش مى دهند یا این گزاره ها سرچشمه اى واقعى ندارند و صرف نظر از دستور و توصیه، احساس و سلیقه، و توافق و قرارداد از واقعیتى سخن نمى گویند؟ واقع گرایان قایل به سرچشمه اى واقعى براى احکام اخلاقى هستند و غیرواقع گرایان چنین سرچشمه اى را نمى پذیرند. یکى از پیامدهاى این بحث قائل شدن به مطلق بودن احکام اخلاقى در صورت واقع گرا بودن یا نسبیت در اخلاق در صورت غیرواقع گرا بودن است. در این تحقیق با روش تحلیلى توصیفى نشان مى دهیم که علّامه طباطبائى با قایل شدن به سرچشمه اى واقعى براى احکام اخلاقى، فیلسوفى واقع گرا و اطلاق گراى اخلاقى است.
«الهیات اعصاب» به عنوان یک بحث میان رشته ای و الهیاتی جدید با مطالعه موردی و بررسی همبسته های فیزیولوژیک مغز انسان در تجربه های عرفانی از طریق اسکن مغزی انسآنهای دین دار، سعی بر ایجاد ارتباط میان علم و دین دارد. پروفسور «آندرو نیوبرگ» پزشک و پژوهشگر مطالعات دینی معاصر، قصد دارد با اثبات علمی تجربه های معنوی و مذهبی در حل ارتباط علم و دین و خلق زمینه های مشترک برای اندیشیدن و زندگی معنوی، راه حلی جدید در قالب یک روش شناسی ارائه نماید. در این نوشتار ضمن معرفی این رشته، به بررسی راهکارها و نتایج تحقیقات انجام شده توسط نیوبرگ در سنجش و اثبات علمی تجربه های دینی و میزان موفقیت وی در ادعایش پرداخته شده است. رابطه مغز با ذهن، تجربه های دینی و معنویت از جمله موضوعاتی است که در مطالعات و تحقیقات نیوبرگ مورد بررسی قرار می گیرد و در این تحقیق به تبیین و بررسی یافته ها و نتایج این تحقیقات پرداخته می شود. هر چند بر یافته های نیوبرگ اشکالات مبنایی وارد است و روش شناسی وی به صورت کامل محقق شدنی نیست، اما پاسخگویی به موضوعات و مسائلی مانند ماهیت دین، آگاهی انسان و امکان آگاهی جهانی، نحوه رسیدن به آرامش و خوب بودن و اینکه چگونه همه انسآنها ممکن است به مرحله جدیدی از درک برسند، می توانند اهمیت پرداختن به این رشته را روشن کند.
یادگیری مفهومی پویاست که به تدریج از یادگیری فردی به یادگیری سازمانی تغییر می یابد. به دلیل نیاز سازمان ها به سازگاری با تغییرات محیطی، مفهوم یادگیری سازمانی به طور روزافزونی رایج شده است . این نوشتار به دنبال ترسیم الگوی راهبردهای یادگیری در سازمان های اسلامی است که پس از استخراج کدها، مفاهیم و مقوله ها، از قرآن کریم و منابع معتبر حدیثی به ترسیم الگوی راهبردهای یادگیری سازمانی اسلامی پرداخته شده است. در این پژوهش از نظر هدف، از نوع پژوهش های توسعه ای-کاربردی است و با روش گرندد تئوری( داده بنیاد) تحلیل شده است. یافته های پژوهش که به صورت یک سیستم عمل می کند شامل نوزده مقوله اصلی در سه دسته راهبردهای زمینه ای ، راهبردهای اجرایی و راهبردهای رفتاری می باشد.
مسأله ی توجیه صدق ادراکات بشر و اثبات واقع نمایی شناخت، که از آن به ارزش شناخت تعبیر می شود، از اساسی ترین و درعین حال پیچیده ترین مسائل مربوط به ادراکات است. شهید مطهری با آن که همه ی ادلّه ی وجود ذهنی را اثبات کننده ی ادّعای حکمای مسلمان مبنی بر حصول صورت و عین ماهیّت معلوم در ذهن نمی داند، معتقد است که «حکم ایجابی بر معدومات» به منزله ی یکی از دلایل اثبات این ادّعا، اگر بر مبنای قضایای حقیقیّه به صورتی که خواجه نصیرالدّین در کتاب تجرید الاعتقاد مطرح کرده است، مطرح شود، نه تنها برای ردّ نظریه ی اضافه، بلکه برای اثبات ادّعای حکما نیز کافی خواهد بود. در این نوشتار، این ادّعا بر پایه ی تفسیری از قضایای حقیقیّه، که درست تر و مقبول تر به نظر می رسد، نقد و بررسی شده و همچنین کفایت این دلیل به دلیل صعوبت و یا غیر ممکن بودنِ دستیابی به ذاتیّات و عین ماهیّات اشیا، مداقّه و نقد شده است. نتیجه ی چنین کوششی از سوی شهید مطهری و حکمای مسلمان درباره ی توجیه صدق، تنها رسیدن به رئالیسمی است که از آن به رئالیسم مفهومی- حکایی یاد می شود، نه رئالیسم ماهوی، که شهید مطهری آن را تنها راهِ واقع بینیِ شناخت و کشف واقع می داند.