این پژوهش نظریه «زبان رؤیایی قرآن» را بررسی و نقد کرده است. پیش از هر چیز عناصر اصلی و مبانی نظریه مذکور و نیز ادلّه آن را به روشنی و اختصار تبیین نموده، آن گاه به بررسی، نقد و بیان تهافت ها و اشکالات آن همّت گماشته است. دیدگاه مذکور با اتخاذ مبناهایی چون تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ عصر نزول- و به عبارت دیگر زبان قوم- و طرح ادلّه ای مانند منقولات و مأثورات تاریخی، ساختار و متن قرآن و وجود تناقض در آیات، کوشیده است زبان قرآن را «زبان رؤیا» و فهم آن را نیازمند تعبیر و خواب گزاری معرّفی نماید. از واکاوی آن مبانی و بررسی این ادلّه به دست می آید که اندیشه «زبان رؤیا» رؤیایی بیش نیست و قرآن هرگز زبان خواب را بر نمی تابد. تحقیق حاضر بر شیوه تحلیلی توصیفی و استفاده از منابع مکتوب سامان یافته است.
اولیای خدا برترین آموزگاران تاریخ اند؛ از یک سو از سرچشمه وحی و مصدر حکمت برخوردارند و از سوی دیگر بر هر آن چه در درون بندگان و در روابط میان ایشان می گذرد شاهدند. تأمل در چگونگی آموزش معارف مهدوی می تواند بر ظرافت و دقت ایشان دریچه ای بگشاید و بابی باشد برای درک شرایط اجتماعی آنان.
اندیشه مهدویت، نگاهی به آینده است؛ نگاهی که بر حجم بزرگی از روایات و بخشی از آیات تکیه دارد. اما ایجاد این نگاه با چه هدفی همراه است و چه تأثیری بر مخاطبان دارد؟ بررسی چگونگی و چرایی طرح اندیشه مهدویت در قرآن و سنت، نیازمند ترسیم چارچوبی و پرداختن به مقدماتی است و دغدغه این نوشتار، رسم این چارچوب و تمهید مقدمات کار است.
اصطلاح عدالت طبیعی و قانون طبیعی در نوشته های متکلّمین و اصولیین اسلامی، سابقه ی چندانی ندارد، ولی نمی توان این امر را به معنای عدم پذیرش اندیشه ی عدالت طبیعی در اخلاق و حقوق اسلامی دانست. در نگاه اول، نتیجه ی پذیرش عدالت طبیعی ورود نوعی کثرت گرایی استقلالی در مبنای اعتبار قاعده ی حقوقی و آغاز تقابل عقل و وحی است، اما به نظر می رسد اندیشه ی عدالت طبیعی، با تحلیلی که جریان معتزلی از آن ارائه می دهد، ورود نوعی کثرت گرایی سلسله مراتبی را به نظام حقوقی موجب شده، بستر تعامل اراده ی تشریعی و عقل مبنا را فراهم می آورد. بااین حال، باید پذیرفت که این تعاملْ نقش اراده ی تشریعی الهی را به تفصیل و تکمیل همان قوانین طبیعی ناشی از عقل مبنا تقلیل می دهد؛ نتیجه ی چنین رویکردی ارتقاء جایگاه عقل در بین منابع و حتی فراتر از کتاب و سنت، اعلامی بودن کتاب و سنت و ارتقاء جایگاه دکترین و اراده ی دولت در ایجاد قاعده ی حقوقی است؛ آثاری که می تواند زمینه ساز گذار از حقوق دینی به حقوق مدرن باشد.
بیانیه گام دوم انقلاب در دو بخش مجزا، ابتدا به تبیین برکات انقلاب اسلامی در یک هفتگانه پرداخته است، سپس با نگاهی امیدوارانه و نویدبخش، توصیه های هفتگانه ای را به منظور حفظ کیان انقلاب اسلامی و تضمین آینده ای روشن و مسرت آمیز ارایه داده است. این مقاله، با تکیه بر خط سیر برگرفته از هفتگانه نخست، سعی دارد مبانی فطری و کلامی این بخش را تبیین و تشریح نماید. در این راستا، قرآن و روایات معصومین علیهم السلام، در جایگاه نخست منابع اصلی، همچنین رهنمودهای امام راحل و رهبر انقلاب، در جایگاه اسناد بالادستی نظام جمهوری اسلامی، از جمله مستندات بخش مزبور را تأمین می کنند. همه محورهای هفتگانه در بیانیه مطابق خواست فطرت انسان و مستند به مبانی کلامی اسلام است. از این رو، بیانیه اولا با نگاه فطری، برای همه آحاد انسانی که به اقتضای فطرت خویش نظر می دهند و بر اساس آن رفتار می کنند حجت است و ثانیا از منظر کلامی برای همه کسانی که به آن مبانی اعتقاد و التزام دارند دلیل و راهنما خواهد بود. در این تحقیق از روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد اکتشافی- استنتاجی استفاده شده است تا بر اساس شواهد قرآنی و روایی، تجزیه و تحلیل روشنی از مبانی مزبور ارایه شود.