ارتباط میان فرهنگی، مشحون از مسائلی است که پاسخ متناسب به آنها، افراد را در مدیریت ارتباطات موفق در فضای چندفرهنگی یاری می کند. یکی از مهم ترین پرسش ها، به نقش فرهنگ و زبان در ارتباطات میان فرهنگی مربوط می شود؛ به این معنی که ویژگی های فرهنگی، از جمله زبان، چه نقشی در ارتباطات میان فرهنگی ایفا می کنند؟ آیا افراد قادرند از ویژگی های فرهنگی جامعه خود فاصله بگیرند؟ آیا صرف تسلط به زبان مخاطب، برای برقراری ارتباطات میان فرهنگیِ موفق کافی است؟ این پژوهش تلاش دارد با بهره گیری از روش اسنادی و تحقیقات انجام شده در این زمینه، پاسخ مناسبی برای سؤال پیدا کرده، و به دیدگاه اسلام در این خصوص اشاره کند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که نمی توان افراد را تماماً به ویژگی های ساختاری و فرهنگی جامعه تقلیل داد. ویژگی های فردی، نقشی تعیین کننده در کامیابی یا شکست ارتباطات میان فرهنگی دارند. شناخت فرهنگ خود و فرهنگ مخاطب، تسلط به ظرافت های زبانی و نیز ویژگی های فردی، سه مؤلفه تعیین کننده در ارتباطات میان فرهنگی هستند.
در عصر کنونی، رفتار سیاسی شهروندان در جوامع گوناگون تحت تأثیر رسانه ها و فناوری های جدید ارتباطاتی قرار گرفته و تغییر شکل و ماهیت داده است. یکی از مهم ترین رفتارهای سیاسی شهروندان، مشارکت سیاسی و رفتار رأی دهی آنان است که بیش از هر چیز دیگری، در محدوده عمل و تأثیر وسائل ارتباط جمعی و به ویژه رسانه های اجتماعی نوپدید قرار گرفته است. در این راستا، پژوهش حاضر تلاش دارد، تأثیر رسانه های اجتماعی- فیس بوک، اینستاگرام و تلگرام- بر مشارکت سیاسی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی را در انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری (هفتم اسفندماه 1394) بررسی و مطالعه نماید. روش پژوهش، پیمایش و ابزار گردآوری داده ها نیز پرسشنامه محقق ساخته است. با استفاده از فرمول کوکران از جامعه آماری 8569 نفری - که تمام دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشکده های پردیس اصلی دانشگاه علامه طباطبائی را شامل می شد- 370 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب و بررسی شدند. یافته های پژوهش نشان می دهد که بین میزان استفاده از رسانه های اجتماعی منتخبِ تحقیق با مشارکت سیاسی (413/0)، میانِ میزان اعتماد به رسانه های اجتماعی موردبررسی و مشارکت سیاسی (318/0) و میزان اثربخشی در استفاده از رسانه های اجتماعی با مشارکت سیاسی (523/0) رابطة مثبت و معناداری وجود دارد. در ارتباط با دو متغیر زمینه ای مقطع تحصیلی (401/0-) و سن پاسخگویان (دانشجویان نمونه تحقیق) با مشارکت سیاسی (431/0-) نیز رابطه معکوس و معنادار است. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیونی نیز نشان می دهد، که حدود 32 درصد از کل واریانس مشارکت سیاسی دانشجویان با این پنج متغیرِ معنادار یعنی میزان استفاده، میزان اعتماد، میزان اثربخشی، مقطع تحصیلی و سن قابل پیش بینی است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین هوش هیجانی، سبک های دلبستگی و همبستگی خانوادگی با استفاده از فیس بوک در کاربران انجام شد. شرکت کنندگان پژوهش را دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان شهر تهران تشکیل دادند (204 نفر کاربر، 103 نفر غیر کاربر). از آن ها خواسته شد که مقیاس هوش هیجانی برادبری و گریوز، مقیاس سبک های دلبستگی هازان و شیور و پرسشنامه انسجام خانواده رضویه و سامانی و پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ را تکمیل کنند. برای تحلیل داده های پژوهش از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام و برای بررسی برازش کلی مدل آزمون هوسمر و لمشو استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که: 1) از بین متغیرهای پیش بین، متغیرهای انسجام خانواده و هوش هیجانی توانستند به طور مستقل و معناداری کاربر و غیر کاربر بودن افراد را پیش بینی نمایند، 2) بین انسجام خانواده و میزان استفاده از فیس بوک همبستگی منفی معناداری وجود دارد، 3) بین زیرمقیاس های هوش هیجانی و نمره کل آن و میزان استفاده از فیس بوک همبستگی منفی معناداری وجود دارد، 4) همبستگی معناداری بین سبک های دلبستگی با میزان استفاده از فیس بوک وجود ندارد. بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که افرادی که دارای هوش هیجانی پایین و انسجام خانوادگی کمتر هستند بیشتر به سمت استفاده از فیس بوک گرایش پیدا می کنند و بین استفاده از فیس بوک و سبک های دلبستگی رابطه ای وجود ندارد.
افزایش روزافزون داده ها و ضرورت تحلیل و بهره گیری از آن ها و نیز رقابت برای پاسخگویی به نیاز مخاطبان، گرایش رسانه ها به «دیتا ژورنالیسم» [1]را افزایش داده است. درک نقش و اهمیت دیتا ژورنالیسم می تواند موجبات استفاده از آن را در ایران فراهم کند. این پژوهش باهدف بررسی نقش دیتا ژورنالیسم در رسانه های آنلاین و مبتنی بر نظریه های «استفاده و رضایت مندی» [2]، «انتظار- فایده» و «حوزه عمومی» [3]انجام شده است. روش تحقیق آن، مصاحبه عمقی با 103 نفر از متخصصان دیتا ژورنالیسم است. این پژوهش، در تلاش برای پاسخ به 6 سؤال اصلی تحقیق اعم از نقش دیتاژورنالیسم در رسانه های آنلاین، تعریف دیتاژورنالیسم، آثار و آینده آن، نقش داده های بزرگ در آینده دیتاژورنالیسم و تمایل رسانه ها به این نوع روزنامه نگاری است. بنا بر یافته های پژوهش، متخصصان به 11 نقش دیتا ژورنالیسم ازجمله نقش های «روزنامه نگارانه»، «تسهیل تعامل مخاطبان»، «تحقق دموکراسی» و «اعتمادسازی» اشاره کرده و با تأکید به تمایل سایر رسانه ها به دیتا ژورنالیسم، رسانه های آنلاین را موفق تر در این بهره گیری دانسته اند. آینده دیتاژورنالیسم مثبت و رو به رشد ارزیابی شده و بر نقش داده های بزرگ در این مسیر تأکید شده است. کمک به تأمین منافع مخاطبان و رسانه ها و تأثیر بر دولت و کمک به بهبود تعامل آن ها از آثار دیتاژورنالیسم یاد شده است. همچنین مبتنی بر نتایج پژوهش، دیتاژورنالیسم ضمن یاری به رسانه ها در مسیر ایفای وظایف و نقش هایشان، می تواند در جلب رضایت مخاطبان و نیز کمک به احیای حوزه عمومی مؤثر باشد. [1]. Data journalism [2]. Uses and gratifications theory [3]. The Theory of the Public Sphere
مقاله حاضر به بررسی ترس از جرم و اثر مصرف رسانه ای بر آن می پردازد. داده های پژوهش از طریق پیمایش و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شده است. جامعه آماری، شهروندان 15 سال و بالاتر شهر تهران، روش نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای و نمونه انتخاب شده، 1196 نفر است. چارچوب نظری تحقیق مبتنی بر نظریه کاشت گربنر است که به طور خلاصه عنوان می کند؛ تماشای بیشتر تلویزیون به ترس بیشتر افراد از جرم می انجامد. نتایج حاکی از آن است در حالی که مصرف رسانه ای به طور کلی، با ترس از جرم رابطه نداشته؛ مصرف رسانه های جدید (اینترنت، ماهواره و شبکه های اجتماعی مجازی) با ترس از جرم، مرتبط بوده است. همچنین پیگیری اخبار جرم از رسانه ها به طور معناداری با ترس از جرم ارتباط داشته است؛ هرچند این روابط به صورت غیرخطی و ضعیف است. علاوه بر این، در حالی که پیگیری اخبار جرم از رسانه ها به افزایش ترس از جرایم جانی منجر نمی شود، به طور معناداری ترس از جرایم مالی را افزایش می دهد.
هدف اصلی این پژوهش، ساخت و هنجاریابی پرسشنامه ای برای سنجش سواد رسانه ای بوده است. جامعه آماری پژوهش، جوانان 18 تا 40 ساله شهر تهران بودند که بر اساس نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابتدا بر اساس مبانی نظری پژوهش، پرسشنامه مقدماتی با سه عامل اصلی و 45 سؤال تدوین شد. سپس از نظر روایی منطقی (تأیید استادان) مورد ارزیابی قرار گرفت. پرسشنامه در مرحله اول از یک نمونه 100 نفری و در مرحله بعد به تعداد 662 نفر از جامعه هدف، تکمیل شدند. در نهایت 35 سؤال که با کل آزمون همبستگی مثبت داشتند، انتخاب و پرسشنامه نهایی به عنوان آزمون سواد رسانه ای (MLT-35) نام گذاری شد. روایی سازه آزمون با استفاده از روش روایی واگرا و تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گرفت. شاخص های تحلیل عامل تأییدی با نرم افزار آموس (4/2=χ2 ،89/0=GFI، 88/0=AGFI و 046/0=RMSEA) مقادیر مطلوبی را نشان داد. جدول هنجار آزمون نیز از نمره های استاندارد Z به تفکیک میزان تحصیلات تهیه شد. در این پژوهش میزان سواد رسانه ای جوانان در حد متوسط برآورد شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد آزمون (MLT-35) ساخته شده، از روایی و اعتبار لازم برای سنجش سواد رسانه ای جوانان برخوردار است.
با پیشرفت فناوری، نفوذ و تأثیر رسانه ها در جامعه به طور چشم گیری افزایش یافته است. ترویج علم یا عمومی سازی علم به شکل نوین از قرن بیستم در مغرب زمین مطرح شد و در پنجاه سال اخیر به طور جدی به آن توجه شده است. سیاست گذاران دریافته اند برای بهبود وضعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع خود ناچار به عمومی سازی علم هستند و برای بسط و گسترش علم در جامعه بهترین، کارآمدترین و در دسترس ترین ابزار را رسانه دانسته اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش رسانه ها در عمومی سازی علم انجام شده است. در این مقاله از روش اسنادی و میدانی استفاده کردیم. این مطالعه با بهره گیری از نظریه های استفاده و خشنودی و نشر نوآوری های راجرز، نقش رسانه ها در عمومی سازی علم را واکاوی می کند. یافته های پژوهش بر « نقش رسانه ها در عمومی سازی علم به عنوان رابط علم و جامعه» تأکید دارند، در مجموع رسانه ها، در عمومی سازی و ایجاد باور به علم نقش میانجی دارند.
هدف از پژوهش حاضر بررسی دگرگونی معنایی دال استبداد از دوره صفویه تا برآمدن گفتمانِ استبداد ایرانی در دوران قاجار است. بدین ترتیب با روش دیرینه شناسی تلاش خواهیم کرد این دگرگونی را در نسبت با بسترهای مادی کردوکارِ گفتمانی بررسی نماییم. با بررسی معنای استبداد در برخی از متونی پیشا مدرن ایران نشان خواهیم داد که «استبداد» در ایران پیشا مدرن نه به مثابه یک وضعیتی سیاسی-فرهنگی که مثابه یک خصیصه اخلاقی تئوریزه شده است. چرخش مفهومی استبداد به نامی برای تمامی آشفتگی های موجود در ایران و برآمدن گفتمان پرقدرت «استبداد ایرانی» محصول بروز رخداد هایی تاریخی است که در بروز جنگ، وبا و قحطی به اوج رسیده و از یک سو نظمی جدید را طلب می کند و از دیگر سو موانع شکل گیری نظم جدید را به مثابه «استبدادی» تئوریزه می کند. در این بستر است که معنای یک دال در نسبت با یک دگرگونی تاریخی تغییر یافته و بدل به دالی مرکزی در گفتمانی می شود که از سده گذشته تا کنون بر مطالعات تاریخی ایران سایه انداخته است و بدل به بتواره ای مفهومی گشته است که میباید تاریخ خود را به یاد آورد.
زندگی اجتماعی انسان مبتنی بر ارتباطات میان فردی است در دین اسلام ضوابطی وجود دارد که تعیین کننده حدود روابط بین افراد است و عنصر تواضع از جمله آنهاست که نقش مهمی برای برقراری ارتباط و تداوم آن دارد. تواضع به معنای کوچک کردن خود در برابر دیگران در قرآن و روایات به وفور در این مورد پرداخته شده است و اغراض بکار گیری آن حد و مرز تواضع ممدوح و مذموم است مثلا بکار بردن آن با اغراض مادی و شهواتی و غیر الهی از مصادیق تواضع مذموم است. ارتباطات میان فردی فرآیندی است که دارای دو قسم کلامی و غیر کلامی می باشد. و تواضع می تواند نمود خود را در رفتار و کلام نشان دهد و چه بسا ضروری است با به کار بستن عوامل پیدایش تواضع و آثار آن تواضع به معنای واقعی نمود پیدا کند تا از ابزار سوء ا ستفاده و نیل به مقاصد دنیوی محفوظ باشد عواملی که باعث اصلاح رابطه با دیگران می شود اشاره شده است که عبارتند از ادب و احترام متقابل، مثبت اندیشی، راز داری، همگامی، هنرخوب گوش کردن، استفاده از نشانه های غیر کلامی، سلامت و عفت کلام، شایسته سخن گفتن، استوار و سنجیده بودن، ضایع نکردن حقوق دیگران، دوری از افراط و تفریط، ترک عجب و کبر، کینه توز نبودن، انتقاد مودبانه، دوری از خودنمایی کردن، داشتن ارتباط دو طرفه، دوری از تجسس، ترک مجادله، طعنه نزدن، ترک غیبت، ترک دروغ، اجتماعی بودن، پرحرف نبودن، زشت حرف نزدن، ترک در گوشی حرف زدن (ترک نجوا) و نداشتن گفتگوهای دستوری و منفعلانه. شناخت ظرفیت درونی، کنترل غضب و گذشت از مردم برخی از اموری است که طبق آیات و روایات تواضع در ایچاد آنها نقش اساسی دارد تا شکل گیری ارتباطات میان فردی بوسیله تواضع مشخص شود. عنصر تواضع با نمود خود در محبت، حق پذیری، منظم شدن کارها، بزرگی و سربلندی و رشد علمی و ... در تقویت ارتباطات میان فردی نقش اساسی دارد.
دروگا5، یک آژانس تبلیغاتی بین المللی است که در سال 2006 به وسیله ی دیوید دروگا تأسیس شد.
دروگا5، نه بار به عنوان ""آژانس تبلیغاتی برتر سال"" در محله ی ادایج (Advertising Age) معرفی شده است. همچنین در سال 2013، عنوان نوآورترین آژانس تبلیغاتی جهان را از آن خود کرده است. دروگا5، جزو یکی از پنجاه کسب وکار برتر نیویورک است که پیشرفت خوب و چشمگیری را در طی سالهای فعالیتش داشته است.
سه تن از برجسته ترین مدیران دروگا5، طی مصاحبه ای دیدگاههای خود را برای آژانس داری، و دلایل موفقیت این آژانس را تشریح کرده اند.
فردگرایی پدیده ای برآمده از لیبرالیسم و نظام سرمایه داری است ؛ نظامی که بر پایة رقابت ایجاد شده است که در آن تنها دغدغ ة افراد، رفاه و آسایش، از طریق مصرف کالای بیشتر است. در مطالعات فرهنگی، مصرف تبدیل به موضوعی فرهنگی شده است که جنبة نمادین دارد، به طوری که فرد برای رفع نیاز خود دیگر مصرف نمی کند بلکه با مصرف کردن، میل به نمایش خود دارد و در حقیقت از این طریق هویت خویش را می سازد. از طرف دیگر کلیشه های جنسیتی مربوط به زنان و مردان در جامعه، افراد را به گونه ای متفاوت تعریف می کند، برای مثال زنان را افرادی ضعیف، وابسته، عاطفی و مردان را افرادی قوی، مستقل و جدی نشان می دهد. اما این کلیشه ها در پویانمایی ” باب اسفنجی“ در جهت تشدید فردگرایی تغییر کرده و صفات مختص به زنان و مردان جایشان عوض شده است. مقالة حاضر در صدد است به رابطة بین تغییر کلیشه های جنسیتی در این پویانمایی با لیبرالیسم فرهنگی و اقتصادی و به تبع آن فردگرایی و سرمایه داری بپردازد. بازنمایی تغییر کلیشه ها در این سریال، از وجود رابطه ای نزدیک بین این کلیشه ها و تفکر لیبرالیسم خبر می دهد. از آنجا که سرمایه سالاری از ارکان بلافصل لیبرالیسم است، در نتیجه مصرف گرایی و خودشیفتگی حاصل از آن، دلیل اصلی بازنمایی تغییر کلیشه های جنسیتی در این سریال خواهد بود.
خانواده ایرانی در عصر حاضر، به موازات تحولات بنیادین سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سطح کلان، دگرگونی های عمده ساختاری را تجربه می کند. امروزه، به دلیل تغییراتی که دائماً و به طور مستمر به وقوع می پیوندند و نوعی بی ثباتی را بر خانواده تحمیل می کنند، نمی توان شکل واحدی را برای خانواده ایرانی متصور شد و همزمان می توان ویژگی های فرهنگ سنتی، مدرن و پسامدرن را می توان در نهاد خانواده مشاهده کرد. چنین مسئله ای سبب بروز تعارض های گوناگون در خانواده می شود و در نتیجه خانواده را به اتخاذ استراتژی های گوناگون برای حل این تضادها و تعارض ها وادار می کند.در این پژوهش، با مرور تجربی مفاهیم خانواده، بازاندیشی و فردیت تلاش شد با رویکرد نشانه شناسانه به مطالعه استراتژی های خانواده ایرانی در سینمای ایران بپردازیم. مطالعه سینما برای درک و دریافت کنش های بازاندیشانه و استراتژی های کنشگران مؤثر است؛ چرا که سینما را می توان یک نظام بازنمایی دانست که سعی در بازتولید واقعیت اجتماعی دارد. در این پژوهش سه فیلم «چهارشنبه سوری»، « زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» و « سعادت آباد» مورد مطالعه قرار گرفتند. در جمع بندی سه فیلم یاد شده ابتدا به توصیف خانواده ایرانی در آنها پرداخته و در نهایت استراتژی هر یک برای حل و عبور از تعارض های خانوادگی بیان گردید. در خصوص استراتژی خانواده ها می توان از استراتژی های «تعلیق»، «برقراری موازنه میان موقعیت های ناسازگار» و «اهمیت دادن به فرم ها و صورت های اجتماعی» نام برد. با توجه به تحلیل فیلم ها می توان گفت خانواده مدرن بدون توجه به فردیت سوژه ها نمی تواند فهم شود؛ زیرا با سوژه های به شدت فردیت یافته مواجه هستیم که دائماً فردیت در بروز تعارض ها و مناقشات خانوادگی نقش دارد و همچنین به مثابه یک استراتژی برای سوژه ها فهم می شود. در پایان می توان نتیجه گرفت امروزه باید تعاریفی از خانواده را مدنظر قرار داد که با فردیت سوژه ها در فضای خانوادگی که یک گروه محسوب می شود، سازگار باشد.
محمد تقی بهار (ملک الشعرا) روزنامه نگار، محقق، ادیب و سیاست ورز، یکی از چهره های برجسته تاریخ معاصر ایران است، که با انتشار روزنامه نوبهار توانست بر جریان های سیاسی-اجتماعی عصر خود تأثیر بسزایی بگذارد. در این پژوهش، به روش تحلیل گفتمان، سرمقاله های او در مقاطع سه گانه انتشار نوبهار (مشروطه، دوره رضاشاه، و دوره پس از شهریور 1320) مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس یافته های این پژوهش «ناسیونالیسم ایرانی» و «نوسازی سیاسی»، دو گفتمان غالب در مقاله های وی است. همچنین نتایج نشان می دهد، گفتمان «ناسیونالیسم ایرانی» با مولفه هایی چون عظمت و شکوه تاریخی، استقلال و تنفر و بیزاری از بیگانگان و گفتمان «نوسازی سیاسی» با مولفه هایی چون توجه به مولفه های تمدنی غرب، تجدد و انقلاب فکری و اصلاح ساختار قدرت شناخته می شوند
چگونه می توان تبلیغات خلاق آفرید؟ برخی صاحبنظران بر این باورند که در ابتدا بهتر است الگوهای پیشین را با دقت بنگرید و با الهام از آن، برای تبلیغات خود کار کنید.
در اینجا از تصاویری لذت می برید که تبلیغات خلاق برای آدامس بادکنکی، کاکائو، نمک دریایی تا پیتزا، و وسایل آشپزخانه را نشان می دهد. این تصاویر، بیننده را شگفت زده می کند و به احتمال کلید فروش را در مغز خریدار به کار می اندازد.
توسعه فناوری رسانه، امکان پخش همزمان پیام های چندگانه را در قالب پیام های متنی و زیرمتنی در تلویزیون فراهم آورده است. پیام های متنی، همان برنامه های متعارفی هستند که صفحه نمایش را به خود اختصاص می دهند و پیام های نوشتاری زیرمتنی، در قالب نوار رونده در زیر صفحه نمایش از نظر می گذرند و به لحاظ موضوعی می توانند هماهنگ یا ناهماهنگ باشند. اصحاب رسانه مایل به استفاده بهینه از هر دو ظرفیت متنی و زیرمتنی هستند. با نظر به هدف های مخاطب، محدودیت پردازش اطلاعات در حافظه فعال و ملاحظات نظریه پردازش دوگانه، اینکه مغز پیام های همزمان را به گونه مؤثر مورد توجه و پردازش قرار دهد، محل سؤال است. پژوهش حاضر، حالات مخاطب را در دو موقعیت هدفمند / غیر هدفمند در تعامل با حالات هماهنگی / ناهماهنگی موضوعی این پیام ها مورد بررسی قرار داده و تأثیر آن را بر میزان یادآوری مطالعه کرده است. برای این منظور 150 شرکت کننده در قالب پنج گروه 30 نفری، با هدف های متفاوت، در معرض ترکیب مختلفی از پیام های متنی و زیرمتنی قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهد که دو عامل هدفمندی و هماهنگی می توانند در شرایطی، بر کانونی کردن پردازش و بیشینه کردن یادآوری پیام ها مؤثر باشند.
هدف اساسی تحقیق حاضر آن است اولاً ببیند وضعیت گرایش دانشجویان به ماهواره ها و پدیده آرایش و زیبایی چگونه است و دوم آن که این وضعیت تا چه میزان تحت تاثیر برنامه های کانال های ماهواره ای فارسی زبان شکل گرفته است؟ به تعبیر دیگر کانال های ماهواره ای فارسی زبان چه تأثیری در گرایش دانشجویان به مد، آرایش و زیبایی داشته اند؟ برخی اهداف دیگر عبارت است از: بررسی نقش نوع و شیوه استفاده از کانال ماهواره ای فارسی زبان و نقش آن در افزایش گرایش دانشجویان دختر به آرایش و زیبایی و نیز نقش برنامه های مد و لباس، شعر، آواز، مسابقات و نیز نقش برنامه های تبلیغاتی – پیام های بازرگانی کانال ماهواره ای فارسی زبان در افزایش گرایش دانشجویان به آرایش و زیبایی. اگر چه که برخی از نظریه پردازان (مانند وبلن) به طور مشخص به مبحث تاثیرات رسانه ای اشاره نکرده اند و در مقابل برخی دیگر (بودریار، گیدنز، فمینست ها و مکتب فرانکفورت) به شدت بر آن تاکید داشته اند. چارچوب نظری این تحقیق تلفیقی از این نظریه ها و نظریه پردازان است. روش پژوهش در این مقاله، توصیفی تحلیلی از نوع پیمایش بود، روش گردآوری داده ها، میدانی و ابزار آن پرسشنامه محقق ساخته می باشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 100 نفر از دانشجوهای دختر دانشگاه آزاد واحد علوم پزشکی تهران است. شدند. با مشورت از ده تن از اساتید و کارشناسان فن، روایی و با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ میزان اعتبار گویه های پرسش نامه مورد سنجش قرار گرفت. ضریب آلفای کل میزان 79/0 به دست آمد. یافته ها نشان از برخی تفاوت های معنادری میان متغیرهای جمعیت شناختی (یعنی میزان سن، میزان تحصیلات والدین، شغل، در آمد ماهانه و تحصیلات آزمودنی ها) با میزان استفاده، نوع استفاده، شیوه استفاده از برنامه های مختلف ماهواره هاست. یافته دوم، حاکی است: بین تماشای برنامه های تبلیغاتی-پیام های بازرگانی کانال ماهواره ای فارسی و گرایش دانشجویان دختر به آرایش و زیبایی با شغل آزمودنی رابطه معنی دار وجود دارد . یافته سوم نشان داد که بین برنامه های کانال ماهواره ای فارسی زبان مرتبط با مد و لباس، شعر، آواز و مسابقات و گرایش دانشجویان دختر به آرایش و زیبایی و هیچ یک از متغیر ها تفاوت معنی داری وجود ندارد. نتایج این تحقیق به طور کلی نشان داد که کانال های ماهواره ای فارسی زبان در میان عوامل گوناگون اجنماعی و ارتباطی، پدیده ای اثرگذار بر دختران دانشجو در گرایش به انواع مدها، و زیبایی هاست.