ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۱۰٬۰۹۹ مورد.
۱۲۱.

بایسته های رفتاری مخاطب رسانه در پرتو آموزه های قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۴۵
پیام رسانه ای، مسیری دوطرفه و متشکل از فرستنده (رسانه) و گیرنده (مخاطب) است. در ادبیات دینی نه تنها فرستنده پیام ملزم به رعایت چارچوب های شرعی و اخلاقی است، بلکه گیرنده پیام نیز ملزم به رعایت این چارچوب ها است. قرآن کریم رهنمودهایی در خصوص بایسته های رفتاری مخاطبین دارد که شناخت و کاربست آن نقش بسزایی بر مصونیت مخاطبین در برابر تأثیرپذیری از پیام های رسانه ای منفی دارد. پژوهش حاضر آموزه های قرآنی ناظر به دریافت، پردازش و بازنشر پیام های رسانه ای توسط مخاطبین را بررسی نموده است. این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و ابزارهای گردآوری داده ها از نوع کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد آموزه های قرآن کریم در خصوص بایسته های رفتاری مرحله دریافت محتوا شامل «گزینش منبع پیام»، «پرهیز از دروغ شنوی» و «پرهیز از پوچ گرایی»، و در مرحله پردازش محتوا شامل «صحت سنجی»، «احتیاط در تصدیق» پیام های مشکوک، و در مرحله بازنشر محتوا شامل «ارجاع به کارشناس» و «پرهیز از تأیید و انتشار» شایعات و اخبار و مطالب غیرواقعی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که راهکارهای حقوقی کنونی مانند جرم انگاری و محاکمه قضایی بیشتر ناظر به تولید و ارسال پیام توسط «فرستنده» است و در سمت دریافت پیام توسط «مخاطب» خلأ تقنینی وجود دارد. در چنین شرایطی، «ارتقاء سواد دینی مخاطب» از طریق تبیین بایسته های رفتاری، کارآمدتر و کم هزینه تر از ساز و کارهای حقوقی است.
۱۲۲.

تحلیل گفتمان هسته ای جمهوری اسلامی ایران در مربع ایدئولوژیک، مورد مطالعه: روزنامه عربی مستقل رأی الیوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۰
پژوهش حاضر به تحلیل این موضوع می پردازد که برای مشروعیت بخشی به هویت خودی [= ملی] و مشروعیت زدایی از هویت دیگری در چهارچوب مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی ایران با قدرت های 1+5، از سال 2013 تا 2019، طرف های ایرانی مناقشه، آیت الله سیدعلی خامنه ای و حسن روحانی، از کدام مقوله ها در گفتمان هسته ای خود استفاده کرده اند، زیرا هدف از تحلیل حاضر، طراحی یک ساختار منسجم و نظام مند از انگاره های متنی پرونده هسته ای ایران در مصاف با دیگری [= طرف های غربی] است. در نشیب وفراز این پرونده، مصاف ایدئولوژیک ایران با غرب، بسیار رسانه ای شده است؛ رسانه ها نیز به تناسب وابستگی هایی که دارند، معمولاً مصاف مذکور را زاویه دار پوشش داده اند. این مسأله با هدف پژوهش، همخوانی نداشت؛ بنابراین دایره جست وجو به منظور کشف رسانه بی طرف، توسعه یافت تا سرانجام، روزنامه رأی الیوم به عنوان منبع مورد اعتماد انتخاب و ترجمه های آن از مواضع طرف های ایرانی در قالب فکری مربع ایدئولوژیک به بحث گذارده شد. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است. نتایج پژوهش نشان داد که گفتمان هسته ای آیت الله خامنه ای از 2013 تا 2019م. و نیز تا هم اکنون، بدون توجه به وابستگی حزبی رئیس جمهور آمریکا و نیز دیدگاه وی نسبت به صنعت هسته ای ایران، بر مبنای بی اعتمادی به ایالات متحده شکل گرفته و نوسان هم نیافته است، اما گفتمان هسته ای روحانی در مدت ریاست جمهوری اش تا حدودی با مواضع قدرت های غربی تنظیم شد و همین مسأله، در نهایت، مواضع و دستاوردهای هسته ای وی را متزلزل ساخت.
۱۲۳.

بررسی تأثیر میزان استفاده از فضای مجازی بر پایداری خانواده در بین زنان متأهل شهر یاسوج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۱
مطالعه پیش رو به بررسی تأثیر میزان استفاده از فضای مجازی بر پایداری خانواده بین زنان متأهل شهر یاسوج پرداخته است. روش این تحقیق کمی و شیوه مورداستفاده در آن از نوع پیمایش است. جامعه آماری زنان متأهل شهر یاسوج هستند. در این تحقیق برای تعیین حجم نمونه از فرمول لین استفاده شده و حجم نمونه 384 نفر برآورد شد و با در نظر گرفتن وجود احتمالی پرسشنامه های ناقص و مخدوش این تعداد به 400 نفر رسانیده شد. برای بررسی فرضیه های اصلی تحقیق از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری واریانس محور و نرم Smart PLS 3 استفاده شده است. بر اساس یافته ها در سطح نمونه تحقیق بیشترین اثرگذاری بر میزان پایداری خانواده استفاده ارتباطی از آن هست و مخرب ترین اثر نیز در سطح نمونه به استفاده از فضای مجازی برای اهداف سرگرمی تعلق گرفته است. میانگین پایداری خانواده ها برحسب سطح تحصیلات تفاوت معنی داری دارد درحالی که رابطه سن و پایداری خانواده معنی دار نیست. نتایج پژوهش نشان داده اند بین میزان استفاده از فضای مجازی و پایداری خانواده رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
۱۲۴.

جامعه آرمانی و وجوه آن در مطبوعات زنان دوره پهلوی اول؛ مطالعه موردی پیک سعادت نسوان و دختران ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۳۵
جریان فکری تحول خواهانه منبعث از جنبش مشروطیت در حوزه مطالبات زنان در دوره پهلوی اول تداوم یافت و در ادوار بعد نضج گرفت. این پژوهش با تمرکز بر این جریان به دنبال پاسخ به این پرسش ها انجام شده: جامعه ایده آل تایپ از لحاظ مناسبات جنسیتی و جایگاه زنان در مطبوعات زنان این دوره چیست و نشریات چه ویژگیهایی از این جوامع متبادر می سازند؟ در این راستا متن نشریه پیک سعادت نسوان (1306-1307) و دختران ایران(1310-1311) بعنوان نمونه انتخاب و با تکنیک تحلیل سند مورد تحلیل کیفی قرار گرفتند. اتخاذ رویکرد نظری ایده آل تایپ وبری بعنوان ابزاری تحلیلی نشان داد نویسندگان در هر دو نشریه هم با اشاره به جامعه غرب و مشخصا اروپا، هم با ارجاع به وضعیت زنان در کشورهای موردی (مصر و ژاپن) و نیز با معرفی الگوهای زن پیشرو در صورتبندی سنخ آرمانی اهتمام ورزیده اند. همچنین تعریفی که از تجمیع ویژگیهای جامعه مثالی قابل احصا است هم دربردارنده وجوه ارزشی، نگرشی و هم مصادیق عینی، عملی است و در کنه خود وضعیت ایران آن روزگار و فاصله آن تا وضعیت بهبودیافته نسبی را نشان می دهد. طرح این مصادیق و وجوهشان تلاش برای الگودهی به اذهان زنان و مردان تحول خواهی بوده که از نظم جنسیتی فرودست انگارانه زنان به تنگ آمده و ترقی ایران را در هنگامه تاسیس و تثبیت دولت مدرن در این سمت و سو می جستند. همچنین گزارش و تحلیل یافته ها در رصد تغییرات اجتماعی زنان و نظم جنسیتی داده های بدیعی دارد.
۱۲۵.

مطالعه ای بر فیلم های منتخب توقیفی سینمای ایران در چهار دهه اخیر (1360-1400) از منظر مسائل اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۱
ارتباطات تنگاتنگ سینما و مسائل اجتماعی همواره موردتوجه محققان میان رشته ای و هنرمندان بوده است. هدف از این پژوهش، واکاوی مختصات اجتماعی پنج فیلم منتخب توقیفی چهار دهه اخیر سینمای ایران از منظر مسائل اجتماعی و فرهنگی از دریچه جامعه شناسی هنر است. رویکرد این پژوهش کیفی توأم با تحلیل مضامین سازنده فیلم ها بوده است. «برزخی ها»، «بانو»، «مارمولک»، «سنتوری» و «عصبانی نیستم» پنج فیلم منتخب موردبررسی در این پژوهش به عنوان فیلم های توقیفی و کمتر مطالعه شده در تحقیقات پیشین هستند. این پژوهش با تکیه بر نظریه های بازنمایی و شکل دهی به بررسی نسبت میان مسائل اجتماعی و بازتاب گفتمان های فرهنگی سینمایی آن ها پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد درمجموع، این فیلم ها 22 مقوله کلیدی با مضامین مشابه عمده آسیب های اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و شهر مدرن را دارا هستند. دراین بین دو فیلم برزخی ها و مارمولک مقولات غیر هم جنس با سه فیلم دیگر داشته اند. همچنین، نوع مضامین شناسایی شده دارای تنوع بالاتری بوده و از سوی دیگر شکل بیانی مسائل اجتماعی در گفتمان های مسئله محور صریح تر و عریان تر است و بی ارتباط با دلایل توقیف موقت یا دائمی این فیلم ها نیست. از دریچه جامعه شناختی هنر نیز یافته ها بیانگر آن هستند که سینمای ایران نه صرفاً بازتابی از واقعیت، بلکه سازنده و بازآفرین معنا در بستر قدرت و گفتمان است. این روند نشان می دهد سینمای ایران در هر دوره، ضمن تأثیرپذیری از گفتمان های مسلط، فضایی برای عینیت سازی فرهنگی و بازتعریف معنا فراهم کرده است. براین اساس، تحولات سینمایی را می توان محصول برهم کنش میان قدرت، فرهنگ و جامعه در چارچوب رژیم های بازنمایی و شکل دهی دانست.
۱۲۶.

تحلیل مسیر رابطه بین جنسیت، سطح تحصیلات و دینداری با عمل به باورهای دینی و نشاط اجتماعی در بین مسلمانان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۱
دین، فرهنگ و استعاره های مفهومی با تعیین علل ارزشی و ضد ارزشی احساسات، به کنترل و ساماندهی احساسات و افزایش شادمانی کمک می کند؛ لذا، هدف پژوهش حاضر، تحلیل تأثیر جنسیت، تحصیلات و دین داری بر رابطه عمل به باورهای دینی و نشاط اجتماعی در مسلمانان ایرانی است. پژوهش حاضر پیمایشی از نوع توصیفی همبستگی بود. از بین کلیه مسلمانان ایرانی ۳۹۸ زن و مرد با سطوح تحصیلی مختلف به صورت در دسترس، پرسشنامه آنلاین دین داری گلاک و استارک (۱۹۶۵)، آزمون عمل به باورهای دینی (معبد) و پرسشنامه نشاط اجتماعی را تکمیل کردند. یافته ها نشان می دهد که جنسیت، تحصیلات، و عمل به باور دینی تأثیر مثبت و معناداری بر نشاط اجتماعی و دین داری دارند (۰۵.>p). همچنین، دین داری بر نشاط اجتماعی و عمل به باور دینی بر تحصیلات و جنسیت نیز تأثیر مثبت و معناداری دارد (۰۵.>p). اثر عمل به باور دینی بر نشاط اجتماعی با میانجی گری جنسیت و تعدیل تحصیلات معنادار است (۰۱.>p)، اما با میانجی دین داری معنادار نیست (۰۵.<p). همچنین اثر عمل به باور دینی بر دین داری از طریق تحصیلات و جنسیت معنادار است (۰۵.> p). با این حال، تحصیلات و جنسیت از طریق دین داری تأثیر معناداری بر نشاط اجتماعی ندارند (۰۵.<p). همچنین، عمل به باورهای دینی از طریق دین داری یا جنسیت/تحصیلات، و نیز جنسیت از طریق دین داری تأثیر معناداری بر نشاط اجتماعی ندارد (۰۵.<p). در نتیجه، عمل به باورهای دینی، با فراهم کردن حمایت اجتماعی و احساس معنای زندگی، به طور مستقیم باعث افزایش نشاط اجتماعی می شود درحالی که باورهای دینی به طور غیرمستقیم و به ویژه تحت تأثیر عواملی مانند جنسیت و تحصیلات می توانند بر نشاط اجتماعی تأثیر بگذارند. تحصیلات و جنسیت بر شدت و نوع رابطه بین دین داری و نشاط اجتماعی تأثیر دارند.
۱۲۷.

نقش هوش مصنوعی در رسانه های نوین در زمینه دین باوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۶ تعداد دانلود : ۱۹۶
هدف: این مقاله به بررسی نقش هوش مصنوعی در رسانه های نوین و تأثیر آن بر ترویج دین باوری می پردازد. هدف اصلی تحقیق، تحلیل فرصت ها و چالش های مرتبط با استفاده از هوش مصنوعی در انتشار محتوای دینی و بررسی تهدیدهای احتمالی مانند سانسور الگوریتمی است.روش شناسی پژوهش: تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع علمی داخلی و بین المللی انجام شده است. داده ها و اطلاعات به روز مرتبط با موضوع جمع آوری و بر اساس رویکردهای تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته اند.یافته ها: نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند نقش مؤثری در تولید و توزیع محتوای مذهبی ایفا کند و از طریق تحلیل رفتار کاربران در رسانه های اجتماعی، محتوای دینی خلاقانه و تعاملی تولید شود. در عین حال، خطراتی مانند سانسور الگوریتمی و تحریف اطلاعات مذهبی وجود دارد که می تواند تهدیدی برای آزادی مذهب و بیان در فضای آنلاین باشد.بحث و نتیجه گیری: استفاده از هوش مصنوعی در رسانه های مدرن می تواند به گسترش دین باوری کمک کند، اما این امر نیازمند نظارت دقیق و چارچوب های اخلاقی است تا از تهدیدات احتمالی جلوگیری شود. در نهایت، هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار نوین، همزمان با ایجاد فرصت های جدید برای تبلیغ دین، چالش هایی نیز به همراه دارد که باید به طور کامل مدیریت شود.
۱۲۸.

دیپلماسی عمومی به مثابه رسانه و جایگاه آن در موفقیت برنامه های توسعه کشور(با تاکید بر تجربه دولت های هفتم تا دهم جمهوری اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۶
هدف: دیپلماسی عمومی به مثابه رسانه، ابزاری کلیدی برای پیشبرد منافع ملی است که با استفاده از ظرفیت های ارتباطی رسانه ها، مسیر تعامل مستقیم میان مردم جوامع مختلف، گفتمان سازی، تبادل فرهنگی و تقویت روابط حسنه را فراهم می کند. رسانه در این فرآیند، هم نقش بستر ارتباطی را ایفا می کند و هم به عنوان بازیگر فعال، بازنمایی و چارچوب بندی پیام های سیاسی و فرهنگی را بر عهده دارد. از منظر حکمرانی، پاسخگویی دولتمردان به ویژه رؤسای جمهور نسبت به اهداف برنامه های توسعه و نحوه بهره گیری آنان از رسانه در دیپلماسی عمومی، شاخص مهمی برای سنجش کارآمدی دولت است. در جمهوری اسلامی ایران، جریان های اصلاح طلب و اصول گرا با گفتمان ها و راهبردهای متفاوت، به تناوب در رأس دولت قرار گرفته اند. پرسش اصلی این است که رسانه در قالب دیپلماسی عمومی، چه نقشی در میزان پاسخگویی دولت های هفتم تا دهم به الزامات برنامه های توسعه سوم و چهارم داشته است. روش: این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای، اسنادی، اینترنتی و گفت وگو با متخصصان، عملکرد دولت ها را در بهره گیری از رسانه های داخلی و خارجی برای پیشبرد دیپلماسی عمومی بررسی می کند. یافته ها: در نظام های دموکراتیک، رسانه یکی از اصلی ترین ابزارهای اقناع و بسیج افکار عمومی است. دولت خاتمی با بهره گیری از رسانه های ملی و دیپلماسی رسانه ای در جهت ارتقای تعاملات خارجی و توسعه سیاسی گام برداشت. در مقابل، دولت احمدی نژاد با تکیه بر پیام رسانی مستقیم و بازنمایی رسانه ای مستقل تر، رویکردی تجدیدنظرطلبانه در فضای ارتباطی داخلی و بین المللی برگزید. نتیجه گیری: هرچند هر دو دولت تلاش داشتند سیاست ها و گفتمان خود را با اسناد توسعه و قانون اساسی هماهنگ کنند، اما میزان بهره گیری راهبردی از رسانه و دیپلماسی عمومی متفاوت بود. دولت هفتم و هشتم موفق شدند از رسانه در چارچوب توسعه روابط مسالمت آمیز و ارتقای سرمایه اجتماعی بهره بیشتری ببرند، در حالی که دولت نهم و دهم در برخی موارد کارکرد رسانه در پاسخگویی به اهداف توسعه ای را کمتر مورد توجه قرار دادند.
۱۲۹.

شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان و برقراری مدل تعاملی ارتباطات در اجرای خط مشی عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۲
هدف پژوهش: ایده مشارکت کارکنان، صنعت بین المللی گسترده ای از مطبوعات، مشاوران و نشریات حرفه ای را ایجاد کرده است که مدیران را تشویق می کند تا راه های جدیدی برای مشارکت دادن کارکنان خود به عنوان راهی برای افزایش عملکرد سازمانی بیابند. با توجه به اهمیت این موضوع، هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان در اجرای خط مشی عمومی بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر ماهیت کیفی، از حیث بُعد مطالعه از توع کتابخانه ای و میدانی، بر اساس هدف پژوهش، بنیادی و از نظر زمان گردآوری داده ها، مقطعی است. همچنین روش تحلیل داده های مصاحبه از نوع داده بنیاد است. جامعه آماری شامل دو قسمت بود که در بخش اول مدیران با تجربه و نیز اساتید و محققین دانشگاهی را شامل شد و قسمت دوم شامل اسناد و مدارک علمی، کتب، گزارشات و مقالات علمی در سطح ملی و بین المللی بود. در پژوهش حاضر، پس از مصاحبه با 15 نفر، اشباع نظری حاصل شد که بر این اساس تعداد 4 کد اصلی و 12 کد محوری که معرف مولفه های مشارکت کارکنان در سازمان بود، شناسایی شد. همچنین تعداد 90 کد باز مشخص شد که پس از ادغام به 54 کد باز کاهش یافت. یافته های پژوهش:  مهمترین یافته های پژوهش پس از مرور دقیق ادبیات و پیشینه داخلی و خارجی و انجام مصاحبه با خبرگان و صاحب نظران حوزه های مرتبط شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان در اجرای خط مشی عمومی است. با توجه به یافته های حاصل از پژوهش و مقایسه با پژوهش های انجام شده که در پیشینه پژوهش ذکر شده است یافته های پژوهش در چهار بعد (عوامل ساختاری- عوامل اقتصادی- عوامل رفتاری- عوامل محیطی) شناسایی شد. نتیجه گیری: در این پژوهش سعی شد که با نگاهی جامع به شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان در اجرای خط مشی عمومی پرداخته شد به نحوی که برای علاقه مندان و پژوهشگران این حوزه مورد بهره برداری و استفاده قرار گیرد زیرا با توجه به بکارگیری مشارکت کارآمد می توان با استفاده از خطوط کلی و روند استقرار یک سیستم مدیریت مشارکتی متناسب با اجرا را تسهیل کرد.
۱۳۰.

پیشران های مؤثر بر حجاب و پوشش در جمهوری اسلامی ایران؛ رویکردی آینده پژوهانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۸
حجاب و پوشش را می توان یکی از مهم ترین مؤلفه های هویتی و فرهنگی، ایران اسلامی دانست، مؤلفه ای که خواسته و ناخواسته به عنصری پایه ای در جامعه سازی تبدیل شده و هویت ایرانی اسلامی اصیل به آن گره خورده است. پیچیدگی موضوع و حساسیت نظری و اجرایی آن سبب شده است که همواره به عنوان امری چالشی در فضای سیاست گذاری محسوب گردد. در پژوهش حاضر که با رویکردی آینده پژوهانه سیاست گذارانه و با استفاده از روش میک مک تعریف شده است، پس از أخذ مصاحبه های عمیق، 60 پیشران تعریف شده و پس از بررسی های لازم به 19 مورد تقلیل یافتند. در نرم افزار میک مک که به تحلیل و بررسی روابط متقبل این پیشران ها پرداخت متغیرهایی مانند رسانه ها و شبکه های اجتماعی، ارزش های غربی و بازنمایی رسانه ای برخورد با بی حجاب ها به عنوان متغیرهای کلیدی و تأثیرگذار شناسایی شدند که نقش اساسی در جهت دهی کل سیستم ایفا می کنند. همچنین، متغیرهایی نظیر اجرای قانون حجاب و رواداری میان موافقان و مخالفان حجاب به عنوان متغیرهای وابسته شناسایی شدند. متغیرهای واسطه ای مانند نظارت اجتماعی و امربه معروف و نهی ازمنکر نیز به عنوان پل ارتباطی بین متغیرهای تأثیرگذار و وابسته، نقش مهمی در پویایی سیستم ایفا می کنند. نتایج تحلیل پژوهش حاکی از ناپایداری وضعیت داشته و نشان می دهد که تعداد قابل توجهی از متغیرها وضعیتی دووجهی را تجربه می کنند. بر اساس یافته های پژوهش و به عنوان توصیه سیاستی می توان به مواردی نظیر تقویت مدیریت رسانه ها و شبکه های اجتماعی، برنامه ریزی برای کاهش نفوذ ارزش های غربی، بازنگری در شیوه های اجرای قانون حجاب، ارتقای نظارت اجتماعی و تقویت امربه معروف و نهی ازمنکر، ایجاد الگوهای مناسب در خانواده و آموزش وپرورش، استفاده از فناوری های نوین برای ترویج فرهنگ حجاب، کاهش تنش های اجتماعی از طریق ترویج رواداری و ترویج الگوهای فرهنگی و پوشش متناسب اشاره کرد.
۱۳۱.

بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر دینداری انسان معاصر (در سه حوزه انسان شناسی، ارزش شناسی و معرفت شناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۶
هدف این پژوهش، واکاوی پیامدهای گسترش هوش مصنوعی برای الهیات اسلامی با تأکید بر ابعاد انسان شناختی، معرفت شناختی و ارزش شناختی است. در این مطالعه، از یک طرح ترکیبی کمّی کیفی با رویکرد اکتشافی متوالی استفاده شده است. در بخش کمّی، داده ها از طریق یک پرسش نامه محقق ساخته با ۳۰ مؤلفه و مقیاس پاسخ لیکرت ۵ درجه ای از ۳۰ نفر از استادان الهیات و فلسفه اسلامی گردآوری شد. در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۲ پرسش راهنما انجام گرفت و مصاحبه ها به صورت صوتی ضبط و سپس متنی شدند. داده های کمّی با استفاده از آزمون های آماری مناسب t-test) و همبستگی پیرسون) برای سنجش رابطه و تفاوت میان متغیرها تحلیل شدند و داده های کیفی نیز بر اساس فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی و استخراج تم ها بررسی شدند. یافته ها نشان می دهد هوش مصنوعی در کنار ایجاد فرصت هایی برای تعمیق آموزش دینی، فهم متون و گسترش دسترسی به منابع، پرسش های جدیدی را درباره ماهیت فاعل شناسا، مرجعیت معرفتی و ارزش های اخلاقی در سنت اسلامی پدید می آورد. نتایج همچنین حاکی است که استادان الهیات ضمن اذعان به ظرفیت های فناوری، بر ضرورت بازاندیشی در برخی مبانی انسان شناسی و معرفت شناسی و نیز تدوین ضوابط ارزشی و فقهی متناسب با عصر هوش مصنوعی تأکید دارند. نوآوری اصلی پژوهش در تمرکز هم زمان بر الهیات اسلامی و به کارگیری روش ترکیبی برای ادغام داده های تجربی و تحلیلی است که می تواند الگویی برای مطالعات بین رشته ای آینده در قلمرو دین و فناوری فراهم آورد.
۱۳۲.

دگردیسی مفهوم مخاطب در عصر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۰
تحولات فناوری های هوشمند، به ویژه هوش مصنوعی مولد، مفاهیم بنیادی در حوزه رسانه را دستخوش تغییر کرده است؛ از جمله مفهوم مخاطب. این پژوهش با هدف بررسی دگردیسی مفهوم مخاطب در عصر هوش مصنوعی و تحلیل کارکردها، چالش ها و ابعاد تعامل مخاطب با رسانه های هوشمند انجام شده است. روش پژوهش، کیفی و اکتشافی است که از طریق تحلیل محتوای کیفی منابع علمی و پژوهشی مرتبط، به استخراج مضامین اصلی اقدام شده است. یافته ها نشان می دهد که مفهوم مخاطب در گذار از رسانه های سنتی به عصر هوش مصنوعی، از «مخاطب منفعل» به «مخاطب فعال» و نهایتاً به «مخاطب هم آفرین» تحول یافته است. این مخاطب، نه تنها مصرف کننده محتوا نیست، بلکه به واسطه ی تعامل با الگوریتم ها، تولید داده، پرامپت نویسی و اصلاح محتوا، به یکی از بازیگران اصلی فرایند رسانه ای بدل شده است. همچنین، کارکردهای متنوع هوش مصنوعی همچون شخصی سازی محتوا، هدایت گری، تولید خودکار، و تحلیل کلان داده ها، تجربه ای تعاملی، جذاب و اختصاصی برای مخاطب فراهم کرده است. با این حال، چالش هایی مانند شکل گیری حباب های فیلتر، کاهش استقلال فکری، تهدید حریم خصوصی و نابرابری اطلاعاتی نیز مورد تأکید قرار گرفته اند. نتایج پژوهش بر لزوم بازتعریف نظری مفهوم مخاطب، ارتقاء سواد دیجیتال و طراحی سیاست های رسانه ای اخلاق محور در مواجهه با رسانه های هوش محور تأکید دارد.
۱۳۳.

کاربست هوش مصنوعی در مدیریت راهبردی رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۵۱
رسانه، به ویژه در بخش رادیو و تلویزیون، در دوران معاصر با تحولات بنیادین روبه روست. این پژوهش با هدف ارائه مدل مفهومی به کارگیری هوش مصنوعی در مدیریت راهبردی رسانه، با تمرکز بر سازمان های رادیو و تلویزیون، انجام شده و به شناسایی مؤلفه ها و ابعاد اصلی این مدل می پردازد. ظهور رسانه های نوین و پلتفرم های دیجیتال رقابت را تشدید کرده و تغییر سلایق مخاطبان ضرورت تولید محتوای جذاب و شخصی سازی شده را آشکار ساخته است.هوش مصنوعی به عنوان فناوری تحول آفرین، نقشی کلیدی در بازتعریف مدیریت راهبردی ایفا کرده و با تأثیرگذاری بر حوزه هایی چون تولید محتوا، توزیع هدفمند، تحلیل رفتار مخاطب و خودکارسازی وظایف، به تصمیم گیری آگاهانه و بهبود عملکرد کمک می کند.این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی–تحلیلی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد هوش مصنوعی در تمام مراحل مدیریت راهبردی رسانه، از تحلیل روندها و تدوین برنامه های داده محور تا بهینه سازی اجرا و ارزیابی عملکرد، نقش محوری دارد. مدل مفهومی ارائه شده با قرار دادن هوش مصنوعی در مرکز فرآیند و پیوند آن با ورودی ها، اهداف، انواع راهبردها و محیط پیرامونی، بر ضرورت یکپارچگی و هم سویی عمیق تأکید می کند. موفقیت در بهره گیری از این فناوری مستلزم هم راستایی کامل با جهت گیری های کلان سازمان رسانه ای و فراتر رفتن از ابعاد صرفاً فنی است.
۱۳۴.

هوش مصنوعی و الگوی مدیریت بهینه پخش تلویزیون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه: تحولات در عرصه های مختلف رسانه ای، به ویژه گسترش پرشتاب هوش مصنوعی مدیریت پخش تلویزیون را در وضعیت چالش برانگیزی قرار داده است. هدف: ارائه الگوی مدیریت بهینه پخش تلویزیون، با اتکا به هوش مصنوعی و شناخت ابعاد، شاخص هایش است. روش تحقیق: پژوهش با استفاده از روش دلفی و بهره گیری از آرای 20 تن از صاحب نظران (با انتخاب هدفمند)، در دو مرحله انجام شد و داده های کیفی از نظر خبرگان (تا رسیدن به اشباع نظری) به دست آمده است. در ابتدا شیوه و مؤلفه های مدیریت بهینه پخش تلویزیون، استخراج و الگوی اولیه پیشنهاد شده و سپس از پرسش نامه برای تأیید داده های کمّی نتایج و تأیید الگوی نهایی بهره برده شد. یافته های پژوهش : هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی، با استفاده از الگوریتم های نظارت، یادگیری تقویتی و سامانه توصیه گر پالایش گروهی، داده ها را آماده می نماید. سامانه هوشمند، انتخاب برنامه ها و تناسب برنامه مجاور را شناسایی و تنظیم می نماید؛ علاوه بر این، نحوه چینش برنامه ها، شیوه قرارگیری پی درپی برنامه ها و راهبردهای توالی و تسلسل برنامه در پخش، خودکار تدبیر می شود. ارزیابی هوشمند با تجربیات مدیر و بازخورد صریح و ضمنی مخاطب برای اصلاح هوشمند پخش انجام می شود.نتیجه گیری: الگوی مدیریت بهینه پخش تلویزیون، شامل: تنظیم هوشمند داده های برنامه، تدبیر منابع، کاربرد سامانه همسان یاب برنامه تولیدی و آرشیوی، برنامه ریزی هوشمند، پیش بینی، تخصیص بهینه منابع، تصمیم گیری هوشمند و ارزیابی هوشمند است.
۱۳۵.

هوش مصنوعی و خلاقیت در نویسندگی تلویزیونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۵
صنعت تلویزیون همواره در تلاش برای نوآوری و ارتقای خلاقیت در تولید محتوا بوده است. در این میان، نویسندگی تلویزیونی به عنوان شالوده اصلی روایت، نقشی حیاتی در موفقیت یک اثر ایفا می کند. ظهور هوش مصنوعی مولد با قابلیت های چشمگیر در تحلیل و تولید متن، پارادایم های جدیدی را در فرآیندهای خلاق معرفی کرده است. این فناوری ضمن ارائه پتانسیل های بی شمار برای بهینه سازی فرآیند نگارش، چالش هایی نظیر اصالت اثر، سوگیری های الگوریتمی و ملاحظات اخلاقی را نیز به همراه دارد.این پژوهش با هدف بررسی امکان سنجی و چگونگی به کارگیری هوش مصنوعی در جهت تقویت خلاقیت در نویسندگی تلویزیونی انجام شده است. در این تحقیق از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. در بخش کیفی، با مرور نظام مند ادبیات پژوهش و تحلیل محتوای مقالات و گزارش های علمی مرتبط، ابعاد مختلف موضوع و تجربیات موجود مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی در جنبه های مختلفی نویسندگی تلویزیونی، از جمله ایده پردازی، طرح ریزی داستان، شخصیت پردازی، نگارش متون گویندگان (دیالوگ)، خلاصه سازی و بازنویسی متون، به عنوان دستیاری مفید و الهام بخش مورد استفاده قرار می گیرد.نتایج این پژوهش بر استفاده صحیح و آگاهانه از هوش مصنوعی به عنوان دستیاری خلاق تأکید دارد و به نویسندگان تلویزیونی در خلق آثار بدیع و جذاب یاری می رساند. با این وجود، نقش محوری انسان در فرآیند خلاقیت غیرقابل انکار است. هوش مصنوعی ابزاری قدرتمند است، اما خلاقیت اصیل انسانی همچنان نیازمند تفکر انتقادی، قوه تخیل و ذوق هنری نویسنده است. آینده نویسندگی تلویزیونی و تحول این حوزه در گرو همکاری سازنده انسان و هوش مصنوعی خواهد بود
۱۳۶.

واکاوی نسبت سرمایه اجتماعی و مناسک رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۶
سازه مفهومی «سرمایه اجتماعی» طی سه دهه اخیر به یکی از عبارات کلیدی و پرتکرار علوم اجتماعی بهویژه برای ارزیابیِ مجموعهای از متغیرها چون اعتماد و مشارکت در سطوح خرد و کلان جوامع و حاکمیتها تبدیل شدهاست. در این مقاله ابتدا ضمن مرور تطورات مفهومی این واژه طی صد سال اخیر، محوریت مفهوم «ارتباط» در تعاریف سرمایه اجتماعی آشکار و شبکه مضامین حول آن ارائه و سپس «سرمایه ارتباطی» بازتعریف شدهاست. در ادامه ضمن مرور رویکردهای مختلف به دو مفهوم «مناسک (آیین)» و «مناسک رسانهای» از یکسو و پارادایم های حاکم بر دانش ارتباطات از دیگر سو، نسبتِ قدرتمند میان سرمایه اجتماعی و مناسک رسانهای تبیین و از آن رهگذر دو نوع مناسک رسانهای «پیوندی» و «درون گروهی» در تناظر با دو نوع سرمایه اجتماعی پیشنهاد، تعریف و در جدول محقق ساخته ای مقایسه شدهاند. نتیجه آنکه توجه کاریکاتوری به انواع چهارگانه مناسک رسانه ای؛ به آرایشی نامتوازن از کاهش و افزایش سطوح سرمایه اجتماعی منجرشده و در مجموع میتواند به دوقطبی ها و شکاف های اجتماعی و یا به عکس به تودهوار شدن جامعه بیانجامد.در انتهای مقاله نیز مبتنی بر آورده های نظری مقاله، بهصورت ضمنی راهبردهایی سلبی و ایجابی برای ارتقاء سرمایه اجتماعی از طریق مدیریت صحیح مناسک رسانه ای سازمان صداوسیما ارائه شدهاست.
۱۳۷.

تبیین رابطه معنای زندگی و اعتیاد به فضای مجازی: آزمون نقش واسطه گری عزت نفس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۷۰
پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه بین معنای زندگی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی، با تأکید بر نقش واسطه ای عزت نفس انجام شده است. در عصر دیجیتال، استفاده افراطی از رسانه های اجتماعی به یکی از چالش های روان شناختی رایج، به ویژه در میان جوانان تبدیل شده است. در این میان، سازه های بنیادین روان شناختی مانند معنای زندگی و عزت نفس می توانند نقش محافظتی مهمی در برابر رفتارهای اعتیادی ایفا کنند. معنای زندگی به تجربه ذهنی فرد از هدفمندی، انسجام و ارزشمندی زندگی اشاره دارد و عزت نفس نیز ارزیابی ذهنی فرد از ارزشمندی خود را در برمی گیرد. مطالعه حاضر با روش کمی و طرح مقطعی بر روی ۲۱۴ کاربر شبکه های اجتماعی در بازه سنی ۱۸ تا ۴۰ سال انجام شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه معنای زندگی، مقیاس عزت نفس روزنبرگ و مقیاس اعتیاد به رسانه های اجتماعی بود. داده ها با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه، مدل میانجی گری بارون و کنی و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که معنای زندگی با اعتیاد به شبکه های اجتماعی رابطه منفی و معناداری دارد و عزت نفس نیز با اعتیاد رابطه منفی دارد. تحلیل میانجی گری نشان داد که عزت نفس به طور کامل رابطه بین معنای زندگی و اعتیاد را میانجی گری می کند. این یافته ها بر اهمیت تقویت معنا و عزت نفس در پیشگیری از اعتیاد به شبکه های اجتماعی تأکید دارند و می توانند مبنایی برای طراحی مداخلات روان شناختی مؤثر در بافت فرهنگی ایران فراهم آورند.
۱۳۸.

تحلیل شیوه های تبلیغی اوانجلیست ها در شبکه های اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۴۹
هدف: این پژوهش در صدد تحلیل شیوه های تبلیغی اوانجلیست ها در شبکه های اجتماعی است.روش شناسی پژوهش: پژوهش از نوع تحلیل محتوای کیفی است که برای انجام آن 60 صفحه از صفحات متنوع انجیلی ها بررسی و محتوای آن ها مورد تحلیل قرار گرفت و در تحلیل چند مرحله ای به نتایجی دست یافت.یافته ها: در نهایت روشن می شود که این گروه ها با تجزیه و تحلیل مخاطب در ابتدا و انگاه اتخاذ استراتژی های متنوع محتوا، انتشارو تعامل در راستای رسیدن به هدفی که بیان شد طی مسیر می کنند.بحث و نتیجه گیری: این تحقیق با درک گسترده تر از تلاقی میان رسانه، مذهب، و تلاش های تبشیری گروه های مسیحی، از منظری دقیقتر به منظومه رسانه دینی در عصر دیجیتال پرتو می افکند.
۱۳۹.

The Evolution of Disinformation from Fake News Propaganda to AI-driven Narratives as Deepfake

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۷ تعداد دانلود : ۱۹۰
Background: Misinformation has undergone significant transformations over the past few decades, evolving from relatively simple text-based fake news articles to highly sophisticate AI-driven content such as deepfakes and other forms of manipulated media.Aims: This paper traces the historical development of misinformation, its increasing reliance on Artificial Intelligence (AI), and the potential future trajectories of disinformation as AI technologies advance.Methodology: We begin by examining the shift from traditional text-based disinformation campaigns, often propagated via social media platforms, to more immersive and persuasive forms of AI-generated media.Discussions: We discuss how AI techniques, such as Generative Adversarial Networks and Natural Language Processing, have revolutionized the landscape of false information, allowing for the automation of misinformation production and its widespread dissemination at an unprecedented scale. Furthermore, this paper investigates the role of social media algorithms in amplifying disinformation, demonstrating how these platforms, originally designed to prioritize user engagement, inadvertently aid in the spread of false information by promoting sensationalized or emotionally charged content. Through an in-depth analysis of case studies, including the COVID-19 pandemic and the 2020 U.S. elections, this paper highlights the dangers posed by AI-generated misinformation, particularly deepfakes, which are becoming increasingly difficult to detect, even by advanced AI systems. The implications of this shift for democratic processes, public trust, and societal cohesion are profound. This paper also explores the ethical dilemmas posed by AI-driven misinformation and presents potential solutions through the lens of AI-enhanced detection technologies and policy interventions. Lastly, this paper emphasizes the urgent need for interdisciplinary cooperation between policymakers, technologists, and media organizations to mitigate the harmful impacts of AI-driven misinformation while preserving the integrity of information in the digital age.Conclusions: By exploring both technological and regulatory approaches, a comprehensive framework for understanding the evolving threat of AI-driven disinformation is essential and pathways for future research in this critical area is suggested.
۱۴۰.

The Role of E-Commerce in Economic Transformation from a Business Management Perspective

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۳۴
Background: Over the past few decades, the rapid expansion of cross-border e-commerce has reshaped global trade, acting as a key driver of economic transformation. As a crucial aspect of globalization, e-commerce has facilitated the integration of businesses into international markets, reducing geographical barriers and transaction costs while fostering economic development.Aims: The present study aims to examine e-commerce and its role in economic transformation from a business management perspective.Methodology: The research employs a descriptive survey method, with a statistical population comprising all students and graduates in the fields of e-commerce and business management in Bandar Abbas. Using a convenience sampling method, a total of 203 individuals were selected as the study sample. A researcher-developed questionnaire with a reliability coefficient exceeding 0.8 was distributed among the participants. Data analysis was conducted using descriptive and inferential statistical methods, specifically the T-test, through SPSS version 22.Findings: The findings revealed that the T-test statistic for the role of e-commerce in accelerating economic transactions was 73.7, its impact on inflation in the global economy was 54.9, and its contribution to facilitating transactions was 65.5, all statistically significant at a 95% confidence level (P<0.05).Conclusions: E-commerce plays a significant role in enhancing the speed of economic transactions, influencing inflation in the global economy, and facilitating trade from a business management perspective.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان