"اینترنت رسانه ای جدید با ماهیتی متفاوت از رسانه های پیش از خود است و در عین حال تقریبا همه آن رسانه ها را در خود دارد. اینترنت با خود تغییرات اجتماعی به همراه می آورد و این تغییرات بیش از همه در میان جوانان که بیشترین تعداد کاربران اینترنت را تشکیل می دهند، رخ می دهد. اینترنت در فاصله سال های 1380 تا 1385 در ایران رشدی حدود 2500 درصد داشته است. این وضعیت امکان ایجاد یک نسل را در ایران مطرح می کند، نسلی که در سال های نوجوانی با تکنولوژی های نوین ارتباطی آشنا شده و در حال حاضر به سمت سنین میانسالی حرکت می کند.
در این مقاله خواهیم دید که جوانان ایرانی از قابلیت های ارتباطی اینترنت به طرز موثری بهره گرفته اند. گروه های اجتماعی مختلف بنا به ویژگی های خاص جامعه ایران، اینترنت را مکان خوبی برای خودابرازی و ایجاد ارتباط یافته اند. زنان ایرانی برای دستیابی به اهداف اجتماعی و گروهی خود پابه پای مردان و گاهی پیش از آن ها از امکانات اینترنت استفاده کرده اند. اینترنت در ایران امکان نوع خاصی از هنجارشکنی را پدید آورده که امکان برخورد با آن به روش های سنتی وجود ندارد. اینترنت در سال های اخیر به عنوان رسانه ای برای تاثیرگذاری مذهبی و ترویج مذهب در میان جوانان ایران مورد استفاده قرار گرفته است. این پژوهش با یک رویکرد فراتحلیلی و مطالعه اسنادی نشان می دهد که اینترنت باعث ایجاد یک پژوهش با یک رویکرد فراتحلیلی و مطالعه اسنادی نشان می دهد که اینترنت باعث ایجاد یک نسل در ایران شده است. در ادامه ویژگی های این نسل ایرانی برشمرده شده است."
رافائل کاپورو از جمله فلاسفه ای است که به بحث از ماهیت اطلاعات اهتمام دارد. او قائل به تشکیکی بودن مفهوم اطلاعات است. در بحث از ماهیت اطلاعات، کاپورو به نقادی تعاریف اقناعی و معجمی و بالاشاره می پردازد و بر حیث تاریخی و زمانی اطلاعات تاکید می کند...
کاریکاتور همچون رسانه ای مستقل یا از طریق ارائه از رسانه های دیگر، سهم عمده ای در ارتباطات میان فرهنگی داشته و چه بسا مناسبات ملت ها، اقوام و دولت ها را دستخوش تغییرهای جدّی کرده است. نمونه هایی از این تأثیرگذاری را می توان در بحث کاریکاتورهای موهن دانمارکی مشاهده کرد. بر این اساس و با هدف شناخت بیشتر از کاریکاتورهای غربی دربارة اسلام، این مقاله در صدد آن است که با بهره برداری از شیوة تحلیل محتوا، کاریکاتورهای غربی دربارة اسلام و انگاره های موجود در آن ها را مطالعه و بررسی کند.
در این زمینه، نظریة برجسته سازی و تئوری اقناع و متقاعدسازی، مبنای نظری تحقیق قرار گرفته است. روش نمونه گیری نیز غیراحتمالی سهمیه ای است. نتایج این بررسی نشان می دهد که کاریکاتورهای غربی مؤکدانه اسلام و مسلمانان را دین خشونت و دشمن غرب و ارزش های تمدنی غرب معرفی کرده اند و تأثیر عمده ای در گسترش پدیدة اسلام هراسی در جهان، به ویژه غرب داشته اند.
"سینما اثرگذارترین ابزار فرهنگی در روزگار کنونی است. هنر هفتم فرهنگ را نخست، به تماشاخانهها و سپس، از راه تلویزیون و ابزارهای نوین دیداری و شنیداری، به خانههای مردم کشاند. شاید به همین دلیل، آندره مالرو توجهی ویژه به سینما داشت و آن را راهی کوتاه برای مردمی کردن فرهنگ و دستیابی به دموکراسی فرهنگی می دانست. سینما در فرانسه، از روزگار تولدش، شتابان پیش رفت و تا پیش از جنگ دوم جهانی، سینمای برتر جهان بود. اما از روزگاری که پای آمریکاییها به این عرصه باز شد، با استفاده از ابزارهای نو و سرمایهگذاریهای کلان، صنعت سینما در این دیار، پرشتاب پیش رفت و به هماوردی جدی برای سینمای فرانسه تبدیل شد. در این نبرد نابرابر، سینمای فرانسه به یاری دولت نیازمند بود و بهتنهایی، تاب ایستادگی در برابر این هجوم همهجانبه را نداشت. دولت از آغاز، با دو هدف به عرصه سینما وارد شد: یاری رساندن به سینمای فرهنگی و هنری در برابر فیلم های تجاری، و ایستادگی در برابر سینمای آمریکایی برای دفاع از نوعی تنوع فرهنگی که فرانسویها خود را پیشاهنگ دفاع از آن میدانستند. در این نوشتار، راهکار فرانسوی ها را برای رسیدن به این دو هدف بررسی کرده ایم. این رویکرد فرانسوی برخاسته از مسئلهای است که دلمشغولی سینمای ایرانی نیز به شمار میآید. روابط دولت و سینما در فرانسه، ممکن است علاقه سیاستگذران فرهنگی کشور ما را نیز به خود جلب کند.
"
"این مقاله گزارش بخشی از پژوهشی است که برای پاسخ گویی به دو پرسش اصلی زیر اجرا شد: نخست اینکه کاربری تفننی اینترنت توسط کاربران 25 تا 40 سال شهر تهران تا چه اندازه و در چه قالب هایی شایع است؟ و دوم اینکه این نوع کاربری در طی زمان (از آغاز کاربری تا زمان اجرای پژوهش) چه تغییری کرده است؟ پژوهش به روش توصیفی و کیفی طراحی و اجرا شد و داده های آن با استفاده از تکنیک مصاحبه عمقی با نمونه انتخابی (15 نفر) از جامعه آماری کاربران (نسل اول کاربران اینترنت در تهران) گردآوری شد. یافته پژوهش حاکی از آن است که کاربری تفننی اینترنت در نمونه انتخابی، شیوه کاربری نسبتاً معمولی است که به ترتیب فراگیری، در قالب های متنوع چت، بلاگ کردن، دانلود موسیقی، سرکشی به پایگاه های وب حاوی مواد پورنوگرافیک، و اورکات قرار می گیرد. اظهارات مصاحبه شوندگان نشان می دهد که کاربری تفننی پس از گذشت حدود ده سال از آغاز کاربری اینترنت، به میزان چشمگیری کاهش یافته است. چت، سر زدن به پایگاه های وب حاوی مواد پورنوگرافیک، و پرسه زنی سایبرنتیک، به ترتیب فراگیری، از قالب های معمول در اوان کاربری اینترنت ذکر شده است.
"
"در مقاله حاضر پس از بررسی دقیق نظریه تافلر در زمینه مدیریت بحران و رسانه به روش استقرایی، مطالبی استخراج و با توجه به ارکان اساسی نظریهها (توصیف، تبیین و تجویز)، سامان داده شده است. از نکات بدیع نظریه تافلر میتوان به رسانههای سنتی، مدرن و پسامدرن، توجه به گستره تاریخ و تمدن بشری و همچنین بحرانزایی گفتمان موج سومی رایانهمدار در ابعاد مختلف (ملی، فراملی و فروملی) و در موضوعهای گوناگون، اشاره کرد.
نتایج این بررسی نشان میدهد کشورهای در حال توسعه (ازجمله ایران) نباید در مدیریت بحرانهای داخلی و خارجی از نقش عمده رسانههای موج سومی غافل باشند، بلکه باید بکوشند بسترهای سختافزاری و نرمافزاری لازم را فراهم آورند.
" بحران، رسانه، نظریه تافلر، مدیریت بحران
"بحرانها جزء جداییناپذیر زندگی اجتماعی بهشمار میروند و روزبهروز بر تعداد و تنوع آنها افزوده میشود. از سوی دیگر، رسانههای جمعی نیز در چند دهه اخیر از چنان رشد و تأثیری در جوامع برخوردار شدهاند که به بخش جداییناپذیری از زندگی بشر مبدل گردیدهاند. رسانهها در عین حال، بهدلیل کارکردهای متعدد، بهصورت جزئی از انواع بحرانها درآمدهاند چنانکه بحرانی را نمیتوان بدون حضور رسانههای جمعی در آن تصور کرد. شیوه عملکرد رسانهها در بحرانها، به نحوه مدیریت و راهبری آنها برمیگردد. بهعبارت دیگر، این مدیریت رسانههاست که با اتخاذ راهبرد مشخص در قبال بحران، عملکرد رسانه را در قبال آن رقم میزند. مقاله حاضر، بر آن است که با تشریح انواع راهبردهای رسانهای به تبیین نقش رسانههای فوق فعال در تبدیل بحران به فرصت بپردازد و راهکارهایی برای سیاستگذاران و مدیران رسانه ملی در جهت ایجاد رسانهای با ویژگیهای یادشده ارائه دهد.
" "بحران، راهبرد انفعالی، راهبرد فعال، راهبرد فوق فعال، راهبرد واکنشی، رسانه
"
"این مقاله می خواهد به نقش زبان و تنوع زبانی و فرهنگی از بعد معرفت شناسی بپردازد. از این رو، با طرح این که ارتباطات بین فرهنگی در فرآیند تکوین علمی خود به دلیل غیر ارتدوکسی بودن، در چمبره تعیین موضوع، نظریه و روش قرار دارند، نشان می دهد که در این مرحله از تکوین حداقل به تعیین یک امر نیاز دارند ماهیت مسئله در ارتباطات بین فرهنگی چیست؟ شکلگیری کلیت ارتباطات بین فرهنگی یک پروژه زمانمند است که پرداختن به آن در یک مقاله میسر نیست. بر این اساس، ادعای مقاله این است که با روشن شدن ماهیت مسئله در ارتباطات بین فرهنگی و نشان دادن راه های جستجو، راه حل مسئله، قالب علمی، قالب های الگویی و ملاحظات روش شناسانه آن نیز قابل تعیین و تشخیص خواهند بود. بدین منظور، مقاله با استفاده از روش شناسی ترکیبی اسنادی، مرور تاریخی و مصاحبه های عمقی نشان می دهد که مسئله در ارتباطات بین فرهنگی و حل آن، مستلزم رعایت نکاتی روش شناسی است که پیش از آن که در آموزه های کلاسیک دانشگاهی موجود باشد، در موضع معرفت شناختی و حلاجی فردیِ محقق نهفته است. بنابراین، در این مقاله بر برتری زبان و نشانه ها بر شکلگیری و حل مسئله در ارتباطات بین فرهنگی برای تحقق ارتباط مؤثر بین افراد در جوامع جدید تآکید می کنیم. مقاله سه دوره را در تاریخ تکوین علوم اجتماعی از هم متمایز می کند: 1- دوره اولیه از زمان کنت تا جنگ جهانی دوم، 2- دوره دوم که از جنگ جهانی دوم تا اواسط دهه 1980 میلادی (1360 شمسی) ادامه یافت و 3- دوره سوم که از اواسط دهه 1980 میلادی که تاکنون ادامه دارد. در دوره اول، شکل گیری ارتباطات بین فرهنگی ابتدا در حوزه سنت علوم اجتماعی و برای شناخت مکان سازوکارهای تفاوت و قوم مداری و یافتن راه های سلطه استعماری صورت گرفت. در دوره دوم، تاثیر تفکر مدرن در نظریهپردازی در حوزه همسان سازی اقتصادی جوامع متبلور شد، اما در دوره سوم رشد اولویت های فردی و جمعی اهمیت یافته است. به عبارت دیگر، اکنون مسئله این است که چگونه باید میان انتظارات فردی و نیازهای زندگی جمعی و فراملی سازگاری ایجاد کرد. در این مقاله بر دوره سوم تاکید می کنیم و نشان می دهیم که مسئله در ارتباطات بین فرهنگی از برآیند الف- سرخورگی های علمی- الگویی دوره مدرن، ب- ملاحظات تجربه محلی، ج- نسبت با انتظارات فراملی و د- کنش متقابل با رسانههای جدید به ویژه اینترنت شکل میگیرد. تجارب این بحث نظری-روش شناختی را از کار در حوزه ایران به دست آوریم و در بسط بحث به کار می بریم.
"
"رسانهها میتوانند با بهره جستن از نمادها و واژهها، به پدیدهها و حوادث و رفتارها و کردارها، محتوا و معنای خاص خود را اعطا کنند و از رهگذر انتقال این معنی و محتوا، بر فرد مصرفکننده تأثیری ژرف بگذارند و او را از گزند بحرانهای هویتی، فرهنگی، معرفتی، ارزشی، سیاسی و اجتماعی برهانند یا در معرض و مسیر چنین بحرانیهایی قرار دهند. به بیان دیگر، رسانهها میتوانند بازی بالقوه پایانناپذیری از نشانهها را پایهگذاری کنند که نظم جامعه و احساس آرامش و ثبات روانی، شخصیتی و هویتی افراد را تقویت یا تضعیف کند.
در نوشتار حاضر، دوگانگی چهره و نقش رسانهها (در جهان اطلاعاتیـ ارتباطاتی امروز و نیز، در جامعه متحول امروز ایرانی و در عرصه بحران هویت)، مورد تأمل و تعمق بیشتر قرار گرفته است و با پیشنهاد رهیافتها و راهبردهایی، این امکان ملی و فراملی بیبدیل (رسانه) در مسیر تدبیر بحرانهای متوالی و وضعی خود (در عرصهها و ساحتهای گوناگون) قرار گرفته است.
" انگارهسازی، بحران، بحران هویت، جهان وانموده، رسانه
هدف از این مقاله ارزیابی توسعة بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران از طریق تحلیل وضعیت شرکتهای صنعت فناوری اطلاعات کشور است. نخست بستر ساختاری و نهادی توسعة فناوری اطلاعات در ایران به اجمال مورد ارزیابی قرار میگیرد و سپس وضعیت کنونی بخش فناوری اطلاعات شامل تولید نرم افزار و سخت افزار به تصویر کشیده میشود. در بخشی دیگر، نتایج مصاحبههای نیمه ساختارمند با 30 شرکت که در زیربخشهای مختلف فناوری اطلاعات کشور فعالیت میکنند تحلیل میشوند و امکان برخی نتیجه گیریهای کلی را فراهم میآورند. مقاله در کل نشان میدهد که از طریق طرح تکفا و دیگر برنامههای دولت تسهیلات قابل ملاحظه ای به این بخش عرضه شده است و رشد سریع شرکتهای خصوصی در بازاری که به نوعی انحصاری است نشان گر قابلیت گسترش و رشد در این بخش است. در عین حال، بخش فناوری اطلاعات کشور همچنان توسعه نیافته باقی مانده است. ضعف قوانین مرتبط با حقوق معنوی موجب کاهش انگیزهها در تولید نرم افزار گشته، در حالی که بازار ایران طی سالهای اخیر مملو از بستههای نرم افزاری ارزان و غیر اصل شده است. همچنین، موانع پیش روی واردات سخت افزار کمتر بر ارتقای تولید داخلی و بیشتر بر گسترش کالاهای قاچاق تاثیر گذاشته است. هرچند تحریمهای بین المللی در توسعه نیافتگی بخش بی تاثیر نبوده اند، لیکن سیاستگذاری بخش عمومی بر پایة تزریق پول هم مشوق ارتقای کیفی بخش نبوده است. این در حالی است که نیاز توسعة این بخش، به تشکیل و ارتقای شبکههای توانایی افزا در تعامل با بازارهای بین المللی مربوط می شود. این امر خود مستلزم محیطی است که درآن به پرورش تواناییهای فناوری و مدیریتی، بهبود کارایی، و ارتقای کیفیت جهت رقابت در بازارهای بین المللی پرداخته شود. ایران در حال حاضر قابلیت رقابت در تولید سخت افزارهای صادراتی را ندارد، اما در صورت به وجود آمدن فضای سیاستگذاری مساعد و شبکة توانایی افزای مورد نظر، با توجه به سطح مطلوب نیروی انسانی کشور در زمینههای مرتبط، میتوان ورود جدیتر و شتابان بنگاههای نرم افزار کشور را به بازارهای بین المللی متصور شد.