سازمانهای صنعتی را می توان تعیین کننده مسیر اصلی توسعه یافتگی کشور محسوب کرد . چرا که در فراهم سازی شرایط اشتغال ، تولید ، ارز آوری و در عین حال ایجاد ثبات اقتصادی کشور نقش مهمی را ایفا می کنند بدیهی است که در چنین شرایطی افزایش توانمندی جهت مقابله با رقبای داخلی و خارجی نیازمند در اختیار داشتن برنامه های مدون و استراتژی روشن سازمانی به ویژه در زمینه توسعه منابع انسانی به لحاظ کیفی است . چرا که این امر مهم به وسیله منابع انسانی کار آزموده تحقق خواهد یافت و سازمانها نیز به این نکته شده اند که راهی جز توجه جدی به توسعه کیفی منابع انسانی خویش ندارند و ...
برای عملی کردن نظام حاکم بر مدیریت عملکرد ، طراحی و اجرای آن به شکل عملیاتی در سازمان ضروری است . مدیریت عملکرد با یک روش جامع نگر کلیه عوامل و مؤلفه های درگیر در کار سازمان را تحت مدیریت قرار داده و نهایتا عملکرد مطلوبی از آنها به دست می دهد و از نتایج مطلوب به عنوان سرمایه اصلی بهره وری ، بهره برداری می کند . مدیریت عملکرد ضمن بهبود شایستگی فعلی افراد و کل سیستم ، ایجاد ارتباط بین شایستگی فرد با کارکرد واقعی شان را نیز مدنظر دارد . با توجه به اهمیت نقش مدیریت عملکرد در توسعه منابع انسانی و بهبود عملکردهای سازمانی ، این مقاله که مبتنی بر تجارب عملی نگارنده در یکی از مؤسسات بزرگ صنعتی است ، بر اساس تئوری های عمل (PRACTIC THEORY) تدوین یافته است .
مبنای ثروت آفرینی در اقتصاد امروز، دانش و تخصصی است. آینده از انقلابی خبر می دهد که نیروی حرکت آن از اندیشه های انسانها سرچشمه می گیرد. بی شک عصر حاضر، عصر سازمانهاست و متولیان این سازمانها، انسانها هستند. انسانهایی که خود به واسطه در اختیار داشتن عظیمترین منبع قدرت یعنی تفکر، می توانند موجبات تعالی، حرکت و رشد سازمانها را پدید آورند. در فضای پرشتاب...