ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۹۴۱.

بررسی رابطه ذهن با انواع ادراکات نفسانی از منظر ابن سینا(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۶۰
ابن سینا در بخش های متعددی از کتب خود، در هنگام سخن گفتن از ادراک و یا قوای ادراکی، به واژه ذهن اشاره نموده است که حاکی از اهمیت ویژه ذهن در تحقق ادراکات است؛ به همین دلیل، بیان این مطلب صحیح به نظر می رسد که مقدمه درک بسیاری از مسائل حکمت سینوی ازجمله مباحث معرفت شناختی، داشتن فهم و بینشی دقیق از چیستی ذهن و رابطه آن با انواع ادراکات نفسانی است؛ این در حالی است که ابن سینا، در آثار خود، به صورت مستقل چیستی ذهن و ویژگی های آن را توضیح نداده است؛ این پژوهش با توجه به عبارات گوناگون مطرح شده در آثار ابن سینا و تحلیل آن ها، درصدد تبیین و حل مسئله مذکور برآمده است. برخی از یافته های مهم این پژوهش آن بوده که برخلاف بسیاری از فیلسوفان و همچنین علم شناختی معاصر که تمامی ادراکات نفسانی را منسوب به ذهن می دانند، ابن سینا، ذهن را سبب تحقق همه ادراکات نفسانی نمی داند. در آثار او، وجود توانایی های ذهنی، تنها محدود به نوع انسانی گشته است که البته خود این امر نیز، ناشی از عدم وجود عقل در دیگر انواع حیوانات است. اگرچه همه حیوانات ، دارای برخی از ادراکات خاص هستند که کمال اول نامیده می شوند، اما طبق نظرات ابن سینا، آن ها را نمی توان ذهنی دانست.
۹۴۲.

تحلیل سعادت نهایی انسان و نسبت سعادت دنیا با آن ازدیدگاه ابوالحسن عامری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۰۱
چیستی، بالاترین رتبه سعادت انسان و نسبت سعادت دنیا با آن، همواره مسأله ای مهم در فلسفه اسلامی بوده است. در قرن چهارم ابوالحسن عامری، فیلسوف مشائی، به طور گسترده درباره این مسأله بحث کرده است. وی باور دارد که سعادت انسان به دو گونه اِنسی و عقلی و در نگاهی دیگر، به دو گونه ادنی و قصوی دسته بندی می شود. سعادت انسی و ادنی، پدیدآمده از کمال بدنی، کمال قوای حیوانی، کمالات بیرون از نفس (مانند برخورداری از همسر نیک و....) و هدایت و راهبری قوه ناطقه عملی (نفس مرتابه) فراخور این کمالات و قوا هستند و به دلیل اشتمال بر کمالات بدنی و بیرونیِ مادی، در مدت عمر دنیا رخ داده و سعادت انسان دنیوی را _  از آن جهت که انسان دنیوی است _ تشکیل می دهند. سعادت عقلی و قصوی که معطوف به قوه ناطقه نظری است، سعادتی فراتر از انسی و ادنی بوده، بر سعادت نهایی انسان منطبق هستند. وی سعادت دنیا (انسی و ادنی) را به دلیل تفاوت موضوع، دارای ارتباط ضروری با سعادت نهایی نمی داند و تنها به دلایلی، بین آنها پیوندی وقوعی قائل است. اما وی در دیدگاه نهایی، سعادت نهایی انسان را با محوریت وحدت و قرب مرتبه به حق تعالی و تشبه وجودی به او توضیح می دهد و در پرتوی همین نظر، سعادت دنیا را هم اتحاد همه قوا برای حصول یک فضیلت واحد و عصاره بودنِ وجود انسان فراخور با عالم ماده تعریف می کند که نتیجه آن، حصول وحدت در قوای عملی و نظری انسان و اشتمال همه آنها بر فضیلتی به نام حکمت و ربانی شدن وجود انسان است. بنابراین، با یکی شدن موضوع سعادت دنیا و سعادت نهایی (حصول مقام وحدت و خداگونگی) بین این دو سعادت پیوندی ضروری، بلکه اتحاد برقرار خواهد بود؛ به گونه ای که سعادت دنیا رشح و نازله ای از سعادت نهایی و سعادت نهایی، شدت و عُلُوّ سعادت دنیا شمرده می شود.
۹۴۳.

دین پژوهی شناختی و دشواره تبیین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۵ تعداد دانلود : ۲۸۵
تا چه میزان الگوهای دین پژوهیِ حاصل از تحقیقات شناختی موفق بوده اند؟ هدف مقاله پاسخ به این پرسش است. مطالعه شناختیِ دین حوزه ای است که روش ها و نظریه های علوم شناختی را برای فهم چگونگی ایجاد و انتقال افکار، باورها و رفتارهای دینی به کار می گیرد. انگاره اصلیِ مقاله آن است که اگر الگوهای شناختی مسئله تبیین را حل نکنند، عملاً طرح و برنامه مطالعه شناختیِ دین با تردید مواجه خواهد شد. تبیین های شناختی از چند جهت قابل نقد و بررسی اند و از این رو تا رسیدن به الگوهای خوب فاصله دارند. (1) مبانی نظری: شناخت سوم شخصی و بیگانه با تجربه زیسته دیندار دارند. بر خلاف ادعای این تحقیقات، شناخت تأملی و شهودی در دینداران توأمان است. این تبیین ها تأکید صرف بر طبیعت گراییِ روش شناختی دارند که این با چندتباری بودنِ مسائل دین همخوانی ندارد. (2) نگاه حذف گرایانه: این تبیین ها مؤلفه های مهم در شکل گیری، تداوم، تقویت و رواج باورهای دینی همچون جریان وحی و نبوت، تربیت، اجتماع و فرهنگ را نادیده می گیرند. (3) شواهد علمی: تکرار و همانندسازیِ تجربه دینی با تبیین های علمیِ عصبی شناختی در محیط آزمایشگاهی دشوار است. نتایج برخی تحقیقات با نظریه ابزار بیش فعالِ کشف عامل همسویی ندارد. افراد اوتیستیک خلاف ادعای نظریه اطلاعات اجتماعیِ راهبردی را نشان دادند. ضمن بحث از دشواری های تبیین در الگوهای شناختی، پیشنهادهایی برای اصلاح و تکمیل آنها ارائه شده است: توجه به نگرش اول شخص نسبت به دینداران، ضرورت تأکید بر شناخت آگاهانه باورمندان، تمرکز بر کثرت گراییِ روش شناختی در تبیین پدیده های دینی، توجه به زمینه های شکل گیریِ ادیان، و لزوم برخورداری از نگاه واقع بینانه نسبت به رشد خداباوری.
۹۴۴.

بررسی استعاره های وجودی مفهوم رحمت الهی در صحیفه سجادیه «در پرتو اصول استعاره شناختی جَکِل»(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۴ تعداد دانلود : ۳۰۷
استعاره در نگاه زبان شناسان شناختی، با عنوان استعاره مفهومی مطرح است و از مهم ترین کارکرد شناختی آن، فهم مفاهیم انتزاعی از طریق مفاهیم عینی و ملموس است و بر پایه مفاهیم عینی می-تواند، ماهیت زبانی موجود در متون دینی را که بسیار انتزاعی و دور از تجربه حسی است، روشن نماید. مفهوم رحمت الهی به عنوان یکی از مفاهیم انتزاعی موجود در صحیفه سجادیه در قالب-های استعاری گوناگونی به کار رفته و بررسی زبان شناسانه آن، زیبایی های ادبی و دیدگاه امام سجاد (ع) را در ارتباط با آن برای مخاطب آشکار می سازد. پژوهش حاضر بر این مبنا و به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی استعاره های وجودی (هستی شناختی) مفهوم رحمت الهی در پرتو اصول استعاره شناختی جَکل در صحیفه سجادیه پرداخت و به این نتایج دست یافت که امام (ع) برای تبیین مفهوم رحمت الهی با بهره جستن از حوزه های متعددِ استعاره پدیده ای (با بیشترین بسامد: 50 درصد)، استعاره ظرف و استعاره تشخیص، مفاهیم مدنظرش را در قالب محسوسات برای مخاطب قابل فهم و ملموس گردانیده است. هم چنین تحلیل شواهد بررسی شده در صحیفه سجادیه با اصول استعاره شناختی جَکِل (اصل استعاره فراگیر، اصل حوزه، اصل مدل، اصل یکسویگی، اصل ضرورت، اصل خلاقیت و اصل تمرکز) هماهنگ است و آنها را تایید می-کند.
۹۴۵.

ژیل دلوز و روایت رهایی سوژه بر اساسِ کتاب منطق احساس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۸ تعداد دانلود : ۲۹۲
ژیل دلوز در کتاب «منطق احساس» که شرحی بر نقاشی های فرانسیس بیکن است به صراحت و مکرر از نقد روایت می گوید؛ اما حقیقت این است که او نه روایت به طور کلی که روایت فیگوراتیو و بازنمایانه را رد می کند و از نحوه روایتی بدیل در نقاشی های بیکن سخن می گوید. موضوع این مقاله آشکار کردن این شیوه بدیل روایت نه در کار بیکن که در کار خود دلوز در این کتاب است. به زعم نگارنده دلوز در «منطق احساس» شیوه روایت بسیار جالب توجهی دارد، او در این کتاب یک کارگردان تئاتر است. او با زدودن همه عناصر روایت فیگوراتیو و بازنمایانه به دو عنصر می رسد: صحنه و فیگور، صحنه خالی و فیگور منزوی و میخکوب در صحنه. ما در کل روایت مان از «منطق احساس» تنها به این دو عنصر پایبند می مانیم و درصدد آشکار کردن نسبت های تغییریابنده میان این دو عنصریم که همچون موتور محرک روایت مان عمل می کند. اگر این دو، عناصر اصلی این روایت باشند موضوع روایت از این قرار است: رهایی فیگور منجمد در صحنه ؛ اما این آزادی بی واسطه رخ نمی دهد و شامل پنج مرحله یا پرده است: یک) انزوا و گیرافتادگی فیگور. دو) کژسانی فیگور. سه) متلاشی شدن فیگور. چهار) ناپدید شدن فیگور. پنج) تولد فیگور رهایی یافته به منزله یک بندباز، به بیان دیگر ورزشکارانگی در اتاق خواب. این پنج مرحله پنج پرده روایت اجرای تئاتری اند که در نهایتِ آن رهاییِ فیگورِ در بند محقق می شود. 
۹۴۶.

تحلیل علائم شناختی اختلال افسردگی با تأکید بر آرای صدرالمتألهین: مطالعه موردی احساس پوچی و اندوه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۳۱۷
اختلال افسردگی از رایج ترین اختلالاتی است که بشر همواره در طول حیات خود افتان و خیزان با آن دست به گریبان بوده است. با نظر به عوامل و نشانه های شناختی و هستی شناسانه این اختلال و با وجود همه تحقیقات روان شناختی صورت پذیرفته پیرامون آن، همچنان خلأ پژوهش های فلسفی در این باره بیش از هر پژوهش دیگری احساس می شود. بر همین اساس، پرسش اصلی تحقیق حاضر آن است که دیدگاه صدرالمتألهین در خصوص برخی علائم شناختی اختلال افسردگی همچون احساس پوچی و احساس اندوه کدام است؟ نگارندگان در روی آوردی تحلیلی-توصیفی به آرای صدرالمتألهین، به این نتایج دست یافته اند که اساساً احساس پوچی در انسان ریشه در نیافتن معنای زندگی دارد و با دریافتی درست از این معنا می توان تا حد فزاینده ای بر این احساس و نیز افسردگی حاصل از آن فائق آمد. از نظر ملاصدرا، غایت تکوینی آفرینش همه موجودات بازگشت آنها به سوی خیر اعلی یعنی خداوند است. انسان به واسطه جایگاه خاص خود در عالم آفرینش، علاوه بر سیر جبلی، به نحو ارادی نیز می تواند این مسیر را طی کند و در نتیجه یک غایت تشریعی نیز برای او قرار داده شده است. همچنین بر اساس مبانی ملاصدرا، با تقسیم اندوه و شادی به اقسام چهارگانه حسی و خیالی و وهمی و عقلی می توان گونه ها و مراتب شادی و اندوه را بهتر شناخت و تا حد امکان از احساس غم در اختلال افسردگی، که ناشی از پندار منافرت برخی اشیاء با طبع انسان است، جلوگیری به عمل آورد.
۹۴۷.

هوش مصنوعی و استنتاج بر پایه بهترین تبیین: آیا ماشین می تواند در حد ما انسان ها هوشمند باشد؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۸۱
هوش مصنوعی یا ماشینی، که امروزه در حال گسترش به تمام ساحت های زندگی بشری است، بی تردید نیازمند بررسی و ارزیابی از ابعاد گوناگون از جمله بُعد فلسفی است. یکی از سوالات فلسفی در این زمینه این است که آیا هوش مصنوعی می تواند تا آنجا پیشرفت نماید که کاملاً به حد هوش طبیعی انسانی و یا حتّی فراتر از آن نائل آید؟ آیا در این خصوص برای هوش مصنوعی محدودیّت یا مانعی فلسفی قابل تشخیص است که اساساً آن را برای همیشه از نیل به چنین سطحی محروم سازد؟ این مقاله در صدد پرداختن به چنین سوالاتی است. طبق بررسی ها و نتایج مقاله، هوش مصنوعی، که تاکنون در مسیر توسعه خود دو موج را پشت سرگذاشته، برای ورود به موج سوم و تقرّب به هوش طبیعیِ انسانی نیازمند توانایی انجام نوعی استنتاجِ وابسته به زمینه به نام "اَبداکشن" ("استنتاج بر پایه بهترین تبیین") است؛ درحالی که نسبت به چنین توانمندی، به دلیل خلّاقانه، محتوایی، غیرصوری و غیرمحاسباتی بودنِ این نوع استنتاج، اساساً افق روشنی برای ماشین متصور نیست. در واقع طبق استدلالات مقاله، هوش ماشینی، گرچه می تواند در ابعاد کارکردی خود (یعنی ابعاد صوری-محاسباتیِ محض) هوش انسانی را پشت سر گذاشته و از آن فراتر هم برود، ولی مادام که از توانمندی های غیرکمّی و غیرصوری نظیر "تخیّل"، "خلّاقیّت"، "فهم"، "تفّکر"، "شمّ خوب" و در رأس آنها "آگاهی" (که هوش طبیعی انسانی متنعّم از آنهاست) محروم باشد، امکان هوشمندی در تراز هوش انسانی را نخواهدداشت.
۹۴۸.

تحلیل محتوای پرسش های کتاب درسی تاریخ پایۀ دوازدهم رشته علوم انسانی بر اساس مولفه های حیطۀ شناختی بلوم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۳۰۹
کتاب درسی تاریخ ایران و جهان معاصر پایه دوازدهم علوم انسانی نزدیک ترین ارتباط با مولفه های هویتی نوجوانان دارد. بنابراین بررسی محتوای این کتاب و بررسی نسبت آن یا یادگیری صحیح و تحقق «تفکر سطح بالا» ضرورتی بنیادین دارد. پژوهش حاضر محتوای شناختی پرسش های نمونه دروس این کتاب را بر پایه طبقه بندی بلوم بررسی و تحلیل کرده و در چهارچوب حیطه شناختی نظریه بلوم و تحلیل محتوای پرسش های کتاب درسی دوازدهم انسانی سامان یافته است. یافته های پژوهش نشان می دهد پرسش های نمونه کتاب تاریخ دوازدهم عمدتا در سطوح اولیه حیطه شناختی یعنی «دانش» و «فهمیدن» قرار می گیرند. آن دسته از پرسش هایی که در قالب حیطه های تحلیل، ترکیب و بازآفرینی یعنی سوالات مرتبط با «سطح تفکر بالا» هستند؛ به رغم نسبت کم از وجه «پویا»، «خلاقانه» و «فعالانه» برخوردارند؛ و سطح ارزشیابی در مقایسه با سایر سطوح تفکر بالا از دامنه کمّی مناسبی برخوردار است و توانسته در چالش با دانسته های دانش آموزان «تفکر سطح بالا» را بسنجد. نتایج پژوهش نشان می دهد برای درس تاریخ پرسش هایی از حیطه ترکیب، ارزیابی (مقایسه کردن) و نوآفرینی با «پاسخ های باز» ضرورت دارد و از سوالات حافظه محور در سطوح پایین حیطه شناختی به جدّ دوری شود؛ چرا که منجر به دلزدگی از درس تاریخ خواهد شد.
۹۴۹.

بررسی ویژگی های عناصر برنامۀ درسی تربیت شهروند جهانی برای کودکان 7 تا 12 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۸۶
هدف پژوهش حاضر بررسی عناصر برنامه درسی تربیت شهروند جهانی براساس الگوی اکر می باشد.به منظور دستیابی به این هدف از سنت پژوهی کیفی ،روش تحلیل تماتیک استفاده شده مشارکت کنندگان متخصصان برنامه ریزی درسی، فلسفه تعلیم وتربیت ، علوم اجتماعی دانشگاههای تبریز و ارومیه بودند. نمونه گیری هدفمند ، مصاحبه نیمه ساختار تا اشباع نظری ، ابزار جمع آوری داده ها، ، کدگذاری به شیوه کد اولیه، مضمون وزیر مضمون،.یافته ها نشان داد عناصر برنامه درسی تربیت شهروند جهانی ، بخش هدف ، اهداف برنامه درسی 15مولفه، ویژگی 10 مولفه، مبانی 7 مولفه، محتوا ، محتوا 3 مولفه، مبانی 9 مولفه ، ویژگی محتوا 3 مولفه. وسایل ،تناسب وسایل 4 مولفه ، مجازی 6 مولفه ، سنتی 11 مولفه. روشهای تدریس ، فعال 4 مولفه، تلفیقی 3 مولفه . زمان، مبانی 3 مولفه ، مدت زمان 3 مولفه. مکان ، ویژگیها3مولفه ، فضای روانی- اجتماعی 5 مولفه ، مجازی 3 مولفه. گروهبندی، ویژگیها 4 مولفه ، مبانی 4 مولفه. معلم، ویژگیها 4 مولفه ، مهارتها 4 مولفه . ارزشیابی، مشاهده مستقیم معلم 6 مولفه ، والدین 1 مولفه، ابزارها 3 مولفه . منطق وچرایی ، چرایی ناشی از وضع موجود 2 مولفه ، آرمانها 7 مولفه
۹۵۰.

اعلامیۀ 1277 کلیسای کاتولیک و پیامدهای علمی و الهیاتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۱۷۲
اعلامیه یا محکومیت نامه1277 برآیند سلسله مشاجراتی فلسفی و کلامی ازابتدای قرن سیزدهم است که اسقف پاریس (اتین تمپیر) علیه آموزه های ارسطویی، توماسی و ابن رشدی صادر کرد. این اعلامیه بدواً با هدف صیانت از آموزه قدرت مطلق خداوند و نقد قاعده پردازی های فیلسوفانه و کلامی درباره خداوند صادر شد اما بعدها تحولات جدیدی رقم زد که خارج از اغراض اولیه بانیان آن و بلکه در تضاد با آنها بود. در این پژوهش به روش تحلیلی-استنادی، ابتدا تحلیلی از زمینه ها و اختلاف نظرهای فلسفی و کلامی منتهی به اعلامیه1277، اهداف اولیه و نقشه مفهومی آن ارائه کرده ایم. صیانت از آموزه قدرت مطلق خداوند، نخستین و پررنگ ترین هدف این اعلامیه است. اما لوازم پنهان و درازمدتی همچون نومینالیسم، سکولاریسم و همین طور توسعه علم مدرن و خروج علم از سایه نگرش ارسطویی را هم تحلیل کرده و نشان داده ایم که این ها لوازمی الهیاتی، علمی و فلسفی هستند که نه تنها مورد نظر بانیان اعلامیه نبوده بلکه در تضاد با خطوط اصلی افکار آنهاست. اینها لوازمی بدواً فلسفی و الهیاتی اند که در طول زمان ابعاد علم شناسانه، اجتماعی و فرهنگی به خود گرفته و –عمدتاً ناخواسته- دایره نفوذ جغرافیایی و فکری اعلامیه1277 را از زمان و مکان خود فراتر برده و در مواردی هم اغراض بنیان گذاران آن را نقض کرده اند.
۹۵۱.

صورت بندی سه استدلال از هجویری در منطق محمولات مرتبه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۶
اعتبار هر استدلالی به سازواری آن با قوانین منطقی بازبسته است. برخی استدلال ها نمودی برهانی دارند؛ ولی در بطنشان دارای گونه هایی از خطاهای منطقی اند؛ یعنی شبه برهان اند، نه برهان. آثار کلامی، به عنوان متونی که استدلال های به ظاهر منطقی و معتبر در خود دارند، از این باب درخور ارزیابی اند. بنابراین، منطق ابزار علمی مناسبی برای اعتبارسنجی این متون است. در این پژوهش سه استدلال از کتاب کشف المحجوب اثر علی بن عثمان هجویری بررسی می شود. این بررسی هم از منظر نحوی، با مبنا قرار دادن منطق صوری مرتبه اول، انجام می گیرد و هم از دیدگاه معنایی و مواد قیاس. سرانجام با برکشیدن مغالطات صوری و معنایی و نیز تعیین گونه ی مقدمات استدلال ها نشان داده می شود که هجویری از اصول علم منطق آگاهی و بر آنها تسلط داشته، نیز خود را به رعایت قوانین آن موظف می دانسته؛ ولی گاه از مغالطه عاری نبوده است. همچنین برمی آید که استدلال های او گاه از برهان به حد خطابه نزول رتبه دارد.
۹۵۲.

الزام دوگانه انگار ویژگی به دوگانه انگاری جوهری از طریق اختلاف ساحت ذهن و فیزیک(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۲۴۵
دوگانه انگار ویژگی در جوهر فیزیکالیست است و در ویژگی دوگانه گراست؛ یعنی درعین حال که انسان را جوهراً فیزیکی می داند ولی قائل است جوهر مذکور حامل دو گونه ویژگی فیزیکی و غیرفیزیکی (ذهنی) است. ویژگی فیزیکی آن است که علم فیزیک بدان دسترسی دارد و در مورد آن نظریه پردازی می کند در مقابل، ویژگی ذهنی خارج از دسترس علم فیزیک است. اگر اثبات کنیم هر امر ذهنی در ساحت وجودیِ ذهن رخ می دهد و هر امر فیزیکی در ساحت وجودیِ فیزیک رخ می دهد، لازمه دوگانه انگاری ویژگی این می شود که ویژگی ذهنی در یک ساحت از وجود و جوهر فیزیکی آن، در ساحت دیگر از وجود تحقق یابد. مقاله حاضر قائل به نامعقولت لازمه مذکور است چراکه ویژگی یک جوهر از مراتب وجودی آن جوهر بوده و هم مرتبه با جوهرش است و باید با جوهر خود هم-ساحت باشد؛ پس اگر ویژگی ای، ذهنی بود؛ یعنی در ساحت ذهن تحقق یافت، نشان دهنده این است که جوهری مناسب (صرف نظر از جوهر فیزیکی) در همان ساحت وجودی متحقق است؛ پس لازمه صدق دوگانه انگاری ویژگی تحقق دوگانه انگاری جوهری است
۹۵۳.

گذر از خودشناسی به شناخت غیر از منظر سهروردی و دکارت(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۱۹۳
سهروردی و دکارت ضمن تعلق به دو فرهنگ فکری مختلف و اتخاذ مبانی فلسفی متفاوت بر نقش خودشناسی در معرفت تأکید دارند. در فلسفه دکارت من می اندیشم، پس هستم به عنوان پایه معرفت در نظر گرفته می شود که شناخت سایر مراتب وجود مانند خداوند و عالم خارج از دل آن استنتاج می شود. در فلسفه سهروردی نیز نفس انسانی نوری از انوار الهی است که در پرتو خودشناسی می تواند انوار مافوق خود، نورالانوار و اشیاء مادی را بشناسد. البته سهروردی و دکارت از دو منظر متفاوت به مسئله نفس و خودشناسی توجه می کنند. سهروردی از منظر معرفت شهودی و دکارت از منظری عقلی-استدلالی به این مسئله می پردازد. اکنون با توجه به این مقدمه مسائل مهمی مطرح می شود: چه تفاوتی میان دیدگاه سهروردی و دکارت راجع به خودشناسی وجود دارد؟ نگاه متفاوت این دو فیلسوف به مسئله خودشناسی چه تأثیری بر دیدگاه آنها راجع به سایر معارف دارد؟ این نوشتار با روشی توصیفی-تحلیلی درصدد است این نکته را تبیین کند که چگونه تلقی های متفاوت سهروردی و دکارت از نفس انسانی و مسئله خودشناسی سبب می شود این دو فیلسوف نگاهی متفاوت به شیوه گذر از خودشناسی به شناخت غیر داشته باشند.
۹۵۴.

Shame and ‘Shame Instinct’ in Kant’s Pre-Critical Texts; RH(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۵ تعداد دانلود : ۱۷۳
This paper corrects a historical injustice that has been perpetrated against Kant for some time now. Mostly on good grounds, Kantian ethics has been accused of neglecting the role played by the emotions in moral deliberation and in morally informed action. However, the contemporary moral philosophers who have put forth such a claim tend to bypass textual sources, on the one hand, and to downplay the role played by the anthropological writings on Kant’s practical philosophy as a whole, on the other. Relying on highly relevant pre-critical texts in which Kant sketches future argumentative patterns and discusses the role of a negative emotion like shame on the improvement of the human species, I address a mistaken conclusion about Kantian ethics as a whole that is common in contemporary Anglo-American philosophy. I also raise paradoxical conclusions that follow from Kant’s argument, once its implicit premises have been brought to light. I conclude that Kant did indeed think seriously about a so-called ‘shame-instinct’, however much his central ideas diverge from contemporary readings of the emotion, and fall short of fulfilling the ultimate target one can assume his insights would be drawing at
۹۵۵.

“Being that can be understood is language”: A Contemplation on the Implications of Gadamer’s Thesis Concerning Language(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۰ تعداد دانلود : ۲۲۰
Hans-Georg Gadamer, in his work Truth and Method, raises a controversial and thought-provoking argument regarding language and its relation to Being. He states that “Being that can be understood is language.” Despite his subsequent efforts in some works following Truth and Method to elucidate what he considers to be self-evident in the meaning of this expression, various interpreters have continued to derive various interpretations from it. Some have focused on its ontological dimension within Heideggerian context, while others have emphasized its epistemological aspect within the Kantian tradition. In this paper, we aim to clarify the meaning of the Gadamer’s expression and explore the grounds and reasons for the emergence of conflicting interpretations, while also referencing such interpretations and relying on a descriptive-analytical approach based on Gadamer’s relevant texts. Overall, it seems that the ambiguity in Gadamer’s position regarding language and its relation to being boils down to the fact that he seeks to reconcile Heidegger’s phenomenological perspective with his own philosophical hermeneutics. Thus, Gadamer sometimes emphasizes on the being itself and sometimes on our linguistic understanding of being.
۹۵۶.

تحلیل منطقی ادراکات اعتباری علامه طباطبایی با پلورالیزم معرفتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۲۲۷
این پژوهش درباره تحلیل منطقی ادراکات اعتباری علامه طباطبایی و پلورالیسم معرفتی است که نسبت تعلّقی آنها را بررسی می کند. علامه طباطبایی در تحلیل کثرات معرفتی انسان، نظریه ادراکات اعتباری را ابداع نمود. این نظریه با دو دیدگاه متفاوت روبه روست. برخی با تفسیر نسبی انگارانه از نظریه معتقدند بین ادراکات اعتباری و پلورالیسم معرفتی، رابطه لزومی وجود دارد و می توان از طریق این نظریه، پلورالیسم معرفتی را نتیجه گرفت. سؤالی که مطرح می شود، این است که چه نسبتی میان این دو نظریه وجود دارد؟ فرض نگارنده این است که اولاً نسبیّت معرفتی در خود نظریه مورد قبول نیست، ثانیاً بر فرض نسبیت، پلورالیسم معرفتی قابل استنتاج نیست. نویسنده مقاله برای اثبات مدّعای خود، ابتدا شواهد فقدان نسبیت در نظریه را تبیین نمود و پس از بیان تفاوت های دو نظریه، با استفاده از تحلیل منطقی و روش کتابخانه ای، رابطه لزومی آنها را بررسی کرد. مقاله حاضر که به دنبال ارزیابی نسبت این دو نظریه بود، هر گونه فرایندی که بتواند پلورالیسم معرفتی را نتیجه دهد، به دست نیاورد. پیراستن ساحت فکری علامه طباطبایی از پلورالیسم شناختی و ردّ انتساب ادراکات اعتباری به نسبیت معرفتی، مهم ترین نتیجه یافته های پژوهش حاضر است.
۹۵۷.

تبیین فلسفی دلالت تجربه های نزدیک مرگ بر تجرّد نفس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف این مقاله تبیین دلالت «تجربه های نزدیک به مرگ» بر تجرّد نفس است. پس از تعریف تجربه های مذکور، تبیین مولفه های آن و پاسخ به اشکالات وارده، چنین استدلال شده است که این تجربه ها دلالت آشکاری بر تجرّد نفس (ذهن) دارند. ایدئولوژی هایی نظیر فیزیکالیسم، طبیعت گرایی و علم باوری که هیچ مبنایی علمی و فلسفی ندارند دلیل انکار تجربه های مذکور توسط طبیعت گرایان و انتساب آنها به توهم و تغییرات شیمیایی مغز است. اما داشتن ادراکاتی بسیار واضح هنگام ناهشیاری و یا مرگ بالینی که فرد فاقد ادراکات است چه توجیه علمی دارد؟! لذا اگر در تفسیر تجربه های مذکور پیش فرض ها و پیش داوری های ذهنی کنار گذاشته شود، به نظر می رسد پذیرش بعد مجردی برای انسان چندان مشکل نیست. همچنین تجربه های نزدیک مرگ چالشی جدی در باب نظریه های فیزیکالیستی در باب «آگاهی» است که در فلسفه ذهن باید جدی گرفته شود.  
۹۵۸.

بررسی و مقایسه مفهوم حیات از دیدگاه زیست شناسی و حکمت متعالیه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۲۱
مسأله ی حیات از جمله مسائل میان رشته ای است که همواره برای فیلسوفان و دانشمندان علوم تجربی مطرح بوده است. در فلسفه ی اسلامی به ویژه در حکمت متعالیه به صورت مبسوط به این مسئله پرداخته شده است. حیات از نظر ملاصدرا به عنوان یک امر متعالی مورد بررسی قرار می گیرد. از نظر ملاصدرا حیات مساوق وجود است، اما مقصود وی از وجود، وجود مجرد است. از نظر وی هر جا موجودی تحقق دارد، حیات هم تحقق دارد که این وجود یا مجرد مح ض است که در این ص ورت، حیات آن ذاتی است و یا آمیزه ای از مجرد و مادی است که در این صورت حیات چنین موجودی به واسطهی وجود و بعد تجردی آن است. بنابراین همه ی موجودات مادی دارای حیات می باشند؛ از جماد گرفته تا انسان. اما در زیست شناسی، حیات شامل بخشی از موجودات عالم طبیعت است. از این رو در این پژوهش پس از ذکر تعاریف حیات زیستی و شعوری، شباهت ها و تفاوت های این دو تعریف مطرح شده است و پس از آن تفاوت ها و شباهت های مصادیق حیات از دیدگاه فلسفه و زیست شناسی بیان شده است. به نظر می رسد تعامل بین علوم زیستی و فلسفه منجر به فهم دقیق تری از مسأله حیات می شود.
۹۵۹.

«عاطفه» در فلسفل لایب نیتس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۲۳۴
یکی از مهم ترین جنبه های حیات روانی ما از نظر کیفیت و معنای وجودمان عواطف[1] است؛ زیرا عواطف می توانند ادراکات، افکار و کنش های ما را در مسیری معین هدایت کنند. برای توضیح این مقوله، لازم است تمایز انفعالات[2]، تمایلات عقلانی، غرایز و نقش هر یک در کنش های انسانی بررسی شوند. لایب نیتس[3] در فلسفه ذهن خود، این تمایلات[4] مختلف ذهن را به خوبی برجسته و با تمرکز بر نیروهای پویا، درک ذهن انسان را به شیوه ای ویژه دگرگون می کند. او تلاش می کند چگونگی تأثیر این نوع عواطف بر بدن و ذهن را مبتنی بر رویکرد موازی نگری روان تنی خود و تجربه حالاتی مانند لذت و درد را مبتنی بر زمینه متافیزیکی خود توضیح دهد. اگرچه لایب نیتس هیچ گاه مانند دکارت رساله ای جداگانه در رابطه با انفعالات ننوشت، عمیقاً به بُعد آرزومند و مشتاق ذهن انسان اهمیت می داد و ایده های او در این باب را می توان در اثر جستارهای جدید در فهم بشری[5] دریافت. در این مقاله تلاش می شود با تمرکز بر این اثر، رویکرد او را در رابطه با عواطف و به طور ویژه انفعالات انسانی توضیح داد.
۹۶۰.

پی جویی ریشه های تاریخی روایت ستایش مغان در اندیشۀ مسیحی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۳۳
مغان که در ایران به عنوان کارگزار آیین های دینی، و پیشگویان و آموزگاران درباری، و در سرزمین های همجوار به سان اخترشناسانی خردمند نام دار بودند، در انجیل متی سفری را برای ستایش عیسای نوزاد آغاز می کنند. نوشتار حاضر تلاش دارد خاستگاه های این روایت را پی جویی و خوانشی مستند درباره دلایل اهمیت آن نزد مسیحیان پیشنهاد کند. پاره آغازین نسخه متی که پس از ویرانی اورشلیم خطاب به یهودیان و نومسیحیان تحت سیطره روم نوشته شده، زاده رنج این دوران است، و سعی در ترسیم یک خط مشی سیاسی و امیدبخشی به نودینان دارد. از این رو پس از رساندن نسب عیسی به شاهان بنی اسرائیل، از شهادت مغان شرق در بارگاه حاکم رومی برای اثبات حقانیت پادشاهی عیسی بر یهودیان بهره می جوید. بیشتر شارحان کتاب مقدس خاستگاه این مسافران را ایران دانسته اند؛ کشوری که یک بار یهودیان را از اسارت بابلی رهانیده بود، و در آن روزگار نیز به یهودیان و مسیحیان پناه می داد و هم آورد دشمن مشترک آنها بود. یادگار ستایش مغان در جشن اپیفانی، هنوز هم برای بسیاری از مسیحیان جهان همان کارکرد سیاسی نیرومندی را دارد که پدران کلیسا در سده های نخست از آن طلب می کردند: این دین آوازه اش را تا دوردست ها گسترده و پادشاهی پیامبرش از سوی داورانی خردمند برحق دانسته شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان