فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۴۱ تا ۳٬۱۶۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
آزادی عادلانه
بررسی مفهوم صورت و رابطه آن با تعریف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این بحث تعریف حقیقی است. این مقاله تحلیلی است مبتنی بر کتاب زتا در مابعدالطبیعه ارسطو که چیستی اشیاء را مورد بررسی قرار میدهد و میکوشد نشان دهد که شناخت حقیقت اشیاء یعنی ذاتیات شئ موجود که مراد از آن جنس و فصل است، دشوار است؛ و بیان میکند که جنس نقش ماده را ایفا میکند و فصل نقش صورت را. بهاینسان جنس بهمثابه ماده است و فصل بهمثابه صورت. علاوه براین، در این مقاله رابطه صورت به عنوان معقول نخستین با صورت محض، و رابطه نوع با صورت محض به این معنا که یک نوع این همانی میان آن دو ـ یعنی نوع و صورت محض ـ وجود دارد؛ هرچند که نوع غیر از صورت محض است. همچنین رابطه صورت با وحدت، بحث میشود. سرانجام نشان داده میشود که تعاریف برای صورت به عنوان معقول نخستین است یعنی تعریف کلی است.
بررسی پدیدار شناختی – هرمنوتیک نسبت مکان با هنر معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باز هم مبانى خداباورى
حوزههای تخصصی:
چکیده
نخستین نقد مهم به معرفتشناسى پلانتینگا، به دست فیلیپکوین - فیلسوف وابسته به کلیساى کاتولیک - صورت گرفت . پلانتینگا به نقد کوین پاسخ داد که در آن به چهار مسئله پرداخته بود . مقاله حاضر، پاسخى استبه آن پاسخ . در این نوشته، کوین مسائل چهارگانه پلانتینگا را یکایک مطرح مىکند و نظر خود را در باب آنها بازمىگوید . به نظر کوین، این چهار مسئله موارد اختلاف وى با پلانتینگا است . با این حال، وى معتقد است که در باب دو مسئله نخست مىتوان به توافقى دستیافت، لیکن در دو مسئله بعدى چنان با پلانتینگا اختلاف نظر دارد که امیدى به توافق بر سر آنها ندارد . این چهار مسئله که در عین حال چهار قسمتساختار مقاله را تشکیل مىدهند عبارتند از:
1 . شیوه جزئىنگرانه توجیه معیارهاى معرفتى; 2 . بنیانانگارى کلاسیک بازبینى شده; 3 . توجیه اعتقادات خداباورانه; 4 . مسئله ابطال اعتقادات خداباورانه
جایگاه علم النفس از منظر ارسطو و ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار ۱۳۹۷ شماره ۲۲
29 - 43
حوزههای تخصصی:
بر اساس تصور رایج از نفس شناسی ارسطویی، جایگاه علم النفس در طبیعیات است. نظریه دیگری نیز می گوید نفس شناسی ارسطویی دارای دو بخش عمده است به طوری که بخشی باید در طبیعیات و بخش دیگر در الهیات مطالعه گردد. در این مقاله با چند دلیل نشان داده خواهد شد که بر اساس مبانی علم شناختی خود ارسطو، علم الهی جایگاه مناسبتری برای علم النفس ارسطویی است. این دلایل می گویند که از نظر ارسطو، علم الهی علم به جوهر، علت شناسی و شناخت موجودات مجرد است. از طرفی نفس هم جوهر صوری و به خودی خود مجرد است. به علاوه عباراتی از ارسطو هم موید همین نظریه است. در فلسفه ابن سینا هم با وجود آنکه خود ابن سینا مباحث مربوط به نفس را ضمن طبیعیات آورده است نشان داده خواهد شد که از نظر او جایگاه مناسب بحث از علم النفس در طبیعیات نیست و علم دیگری باید متکفل بحث از نفس باشد.
دو مفهوم مدرنیته
منبع:
کیان ۱۳۷۸ شماره ۴۹
روش تفکر سیاسى بر اساس فیلسوفان مشاء(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسى ۱۳۸۲ شماره ۲۲
حوزههای تخصصی:
فیلسوفان مشایى با طبقه بندى علوم به دانشهاى حِکَمى و غیرحِکَمى، بخشى از دانش سیاسى را در زمره دانشهاى حِکَمى تحت عنوان «سیاست مدن» قرار دادهاند و بخش دیگر آن را که ذیل دانش فقه قرار مىگرفت با نام «سیاسیات» جزو دانشهاى غیرحِکَمى جاى دادند. هر چند هر دو دسته دانشهاى فوق براى «رئیس اول» و «رؤساى افاضل» بیانگر یک حقیقت به دو شکل متفاوت بود ولى «رؤساى سنت» حقایق سیاسى را نه براساس قواعد عقل که به وسیله قواعد زبانشناسى به دست مىآوردند؛ از این رو فرآیند سیاسى در مدینههاى رئیس اول و رؤساى افاضل با آنچه در مدینههاى سنت جارى بود تفاوت مىیافت، هر چند همه این مدینهها فاضله تلقى مىشدند.
فیلسوفان مشایى با تأسیس اصل «سعادت» زندگى سیاسى را بر اساس آن و نه «اصالت فرد» یا «اصالت جمع» یا «اصالت گروه» تحلیل مىکردند. طبقه بندى جوامع به فاضله و غیرفاضله و دسته بندىهاى درونى هر یک از آنها بر همین اساس انجام مىگرفت. «اصالت سعادت» براى آنها زوج مفهومى «سعادت حقیقى» و «سعادت پندارى» را فراهم مىآورد. این اصل همچنین در کاربردى تجویزى، آرمانشهر حیات سیاسى را ترسیم مىکرد.
مقاله های شوپنهاور
فروید و اعتقاد دینی
منبع:
علامه ۱۳۸۱ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
ادراک بسیط و ادراک مرکب در نظر ملاصدرا و در فلسفه لایب نیتس
حوزههای تخصصی:
میترائیسم و آثار آن در آذربایجان غربی (با تکیه بر دخمه سنگی نناس)
حوزههای تخصصی:
دین و دین باوری از مقوله های مهم زندگی بشری است. همه جوامع به نوعی از باورهای دینی اعتقاد دارند. باورهای دینی در سیر تکاملی خود به شیوه های مختلفی ظهور کرده اند. ایرانیان قبل از آیین زرتشت به میترائیسم اعتقاد داشتند. این آیین در زمره ی آیین های رمزی قرار می گیرد. میترائیسم- پرستش مهر- آیین پرستش عناصر طبیعی است. میترائیسم به دلایل سیاسی (حمایت امپراطور) و دلایل عقیدتی و اجتماعی (پاکیزگی معنوی و وفاداری به عدالت) نفوذ عمده ای در مناطق مختلف جهان یافت. این آیین در اروپای مسیحی نیز نفوذ زیادی یافت تا جایی که هنوز هم نشانه ها و عناصری از میترائیسم را می توان در آیین مسسیحیت یافت. در اوستا «مهر» به عنوان تجسمی از انسان توصیف شده است. میترائیسم هم مانند سایر آیین های دارای آموزه های عملی و آداب و مناسک عبادی خاص خود است. این آیین در مناطق کردنشین (آذربایجان غربی) نیز پیروانی داشته است. نگارنده آثار میترائیسم را در دخمه ی سنگی نناس (روستایی از توابع ارومیه) مورد بررسی و تطابق علمی قرار داده است. دخمه ی سنگی نناس نمونه کاملی از مهرابه های دینی مهری دینان است. گورهای خمره ای بین شاوله و پسوه (از توابع نقده) نمونه ای دیگر از آثار میترائیستی منطقه است. همچنین نشانه های میترائیسم را می توان بر حکاکی های روی کاسه ی طلایی حسنلو مشاهده کرد.