پژوهش حاضر به بررسی مقایسه ای رابطه بین منزلت های هویتی با رضامندی زناشویی زوج های شاهد و غیرشاهد دانشجو می پردازد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری کل دانشجویان متأهل اعم از شاهد و غیرشاهد دانشگاه های شهر کرج است و تعداد نمونه آماری، با توجه به ماهیت پژوهش، 400 نفر (200 نفر دانشجوی متأهل مرد و 200 نفر دانشجوی متأهل زن) تعیین شد. سپس از بین این دانشگاه ها، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، گروه نمونه انتخاب شدند. اطلاعات لازم برای این پژوهش، از اجرای دو آزمون پرسش نامه منزلت هویت فرد (Eom-Eis-2) و پرسش نامه رضامندی زناشویی انریچ هم زمان به دست آمده اند. برای پاسخ به فرضیه ها و سؤال های پژوهش، با توجه به ماهیت متغیرها، از روش های استنباطی شامل آزمون های Z و t برای معنی داربودن ضریب همبستگی r و آزمون Zr فیشر برای مقایسه همبستگی های دو گروهی و هم چنین آزمون t و U من ویتنی برای مقایسه میانگین ها و مجموع رتبه های دو گروه استفاده شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که هویت یافتگی با رضامندی زناشویی ارتباط مثبت و معنی داری دارد. به عبارتی، میزان رضامندی زناشویی در افرادی که از منزلت هویت یافتگی بالایی برخوردارند بیشتر است. هم چنین یافته حاکی از آن است که اختلاف همبستگی دو متغیر (رضامندی و ابعاد هویت) بین دو گروه متأهلین شاهد و غیرشاهد در بعد هویت یافتگی، به طور مثبت، معنی دار است، ولی در سایر ابعادِ هویت این اختلاف معنی دار نیست.
طلاق از مهم ترین پدیده های حیات انسانی به شمار می آید که نه تنها تعادل روانی دو انسان، بلکه تعادل روانی فرزندان، بستگان، دوستان و نزدیکان را نیز به هم می ریزد. در مطالعه حاضر به معرفی و ب ررسی ت أثی ر ب رنام ه م داخله ای کودک ان طلاق (CODIP) بر میزان سازگاری کودکان با طلاق والدین شان پرداخته شده است. برای این منظور 26 کودک طلاق (11 پسر و 15 دختر) بین حیطه سنی 7 تا 9 سال با استفاده از روش نمونه گیری از جامعه در دسترس انتخاب شدند و پس از انتساب تصادفی آزمودنی ها به دو گروه کنترل و آزمایش و انجام سه مقیاس سنجش عقاید کودکان درباره طلاق (CIAD)، فرم ارزیابی والدین (PEF) و فرم ارزیابی رهبر گروه (GLEF) روی آن ها به عنوان پیش آزمون و پس آزمون، برنامه CODIP طی 15 جلسه یک ساعته (هفته ای دو جلسه) روی گروه آزمایش اجرا شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از شاخصه های توصیفی نظیر فراوانی، میانگین و انحراف معیار و جهت آزمون سؤالات پژوهش از تحلیل کوواریانس استفاده شد. بررسی نتایج نشان داد که تفاوت بین میانگین های گروه آزمایش و کنترل در سطح 001/0 >P معنادار است، که این نتایج حاکی از تأثیر برنامه CODIP در افزایش ابراز احساسات کودکان و نگرش مثبت آن ها نسبت به طلاق والدین شان، کاهش احساسات منفی کودکان نسبت به طلاق والدین شان، بهبود رابطه کودکان با والدین و همسالان شان، و نیز افزایش کاربرد مهارت های حل مسئله در آن ها می باشد.
مقاله ی حاضر وضعیت سرمایه ی اجتماعی در میان دختران و پسران استان ایلام را مورد بررسی قرار می دهد. در این راستا، تلاش می شود ابتدا میزان این صفت (سرمایه ی اجتماعی ) در بین دو جنس تعیین شود؛ سپس، عوامل مرتبط با آن را در میان نمونه ی دختران مورد بررسی قرار گیرد. بر این اساس، نظریه محوری مورد استفاده، مبتنی بر آرای پاتنام بوده، و در تکمیل و تقویت مدل نظری مربوطه از نظریه ی فوکویاما استفاده شده است. بدین منظور اطلاعات مربوطه از یک نمونه ی 180 نفری از دختران و 188 نفری از پسران استان ایلام با داشتن حداقل 15سال سن جمع آوری شده و از طریق ضریب همبستگی رتبه ای اسپیرمن و الگوسازی معادلات ساختاری (SEM) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که سرمایه ی اجتماعی در بین دختران بیش از پسران است. هم چنین، بین متغیرهای قانون پذیری، امنیت اجتماعی و میزان استفاده از رسانه های جمعی با سرمایه ی اجتماعی رابطه ی معنا داری وجود دارد؛ ولی بین تحصیلات و سرمایه ی اجتماعی رابطه ی معنا داری مشاهده نشده است. در نتیجه می توان گفت دختران در جامعه ی جدید، دریچه های متنوعی(حاکی از گشایش گفتمان های جدید در مناسبات اجتماعی) فرا روی خود تجربه می کنند.
این مقاله به مطالعه ثبات و تغییرات روابط خانوادگی در سطح همسران، طی دو دهه 1360 و 1380 می پردازد. برای نیل به این هدف از روش مصاحبه نیمه ساخت یافته، عمیق و نیز مصاحبه گروهی و تجزیه و تحلیل کیفی یافته ها استفاده شده است. در این تحقیق مفروضات موجود در نظریه «رابطه ناب گیدنز» انتخاب و پیاده سازی شد و در ادامه هم از سؤالات مواجهه ای استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی از وجود نوعی تفاوت ظریف، اما قابل توجه در میان این دو نسل از روابط زناشویی در ابعادی همچون نگرش جنسیتی، خشونت خانگی، عوامل بیرونی، خودمختاری و شیوه همسرگزینی است. با وجود استقبال مصاحبه شوندگان از ارزش هایی همچون آزادی بیشتر و فردگرایی، آزادی های جنسی بازنمایی شده در ماهواره و رسانه های خارجی مورد پذیرش آنان نبوده است.
پژوهش حاضر با هدف تعیین برجستگی ابعاد فروملی (جنسیتی، خانوادگی و طبقاتی) هویت جمعی در مقایسه با ابعاد ملی و فراملی، تعیین برجستگی هر یک از ابعاد فروملی در مقایسه با یکدیگر، تعیین برجستگی جنبه های شناختی، احساسی و رفتاری تشکیل دهندة هر یک از ابعاد فروملی و نیز تعیین میزان تأثیر کارگزاران جامعه پذیری در ساخت ابعاد فروملی هویت جمعی و تبیین مناسبات میان آنها بر 380 نفر از جوانان 29-15 ساله استان گلستان در سال 1391 به انجام رسید. یافته ها نشان داد: ابعاد فروملی هویت جمعی در هر سه جنبة شناختی، احساسی و رفتاری از برجستگی بالاتری نسبت به ابعاد ملی و فراملی برخوردار بودند. خانواده سازوکار اصلی جامعه پذیری در شکل دهی به ابعاد فروملی هویت جمعی است، سپس برنامه های ماهواره ای، نظام آموزشی و در نهایت، برنامه های صدا و سیما قرار دارند.
هدف محققان از این پژوهش بررسی چگونگی تأثیر وجوهی از مؤلفه های برنامه درسی پنهان بر بعد اجتماعی هویت اسلامی ایرانی دانش آموزان، برحسب ابعاد سه گانه نگرش اسلامی ایرانی، بوده است و برای نیل به این مقصود تلفیقی از روش های تحلیل اسنادی، قوم نگاری، و تحلیل محتوای کیفی به کار گرفته شده است؛ پنج مدرسه و سی دانش آموز به صورت هدف مند (با معیار زنجیره ای شاخص) انتخاب و از ابزارهای مصاحبه نیمه رهنمودی، مشاهده از نوع مشارکتی، و فرم فیش برداری استفاده شده است. تحلیل یافته ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری، و گزینشی انجام گرفته است.
یافته های تحقیق گویای آن است که مؤلفه های برنامه درسی پنهانِ بررسی شده بر بعد اجتماعی هویت اسلامی ایرانی دانش آموزان در سه بعد شناختی، عاطفی، و رفتاری مؤثر بوده است و تأثیرات مذکور در دو وجه مثبت و منفی رخ داده که در قالب جداول مربوط بحث شده اند.
در پی گسترش روزافزون شهر ها، بشر برای مدیریت و ادارة آن ها راهی جز زمینه سازی برای توسعة دموکراسی نداشته است و در این راه به شکل تازه ای از حاکمیت دست یافته است که برخی آن را در حد اختراع و ابداع جدید در برقراری نظام اجتماعی نوین دانسته اند. هدف مقالة حاضر، بررسی مؤلفه های حکم روایی خوب شهری از دیدگاه زنان در شهر زابل است که با روش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتاب خانه ای و بررسی های میدانی و نیز بهره گیری از شیوة AHP انجام شده است. برای انتخاب شاخص های حکم روایی شهری نیز از میان شاخص های 24 گانة سازمان ملل متحد، پنج شاخص کلی و مهم (مشارکت، تساوی، اثر بخشی، پاسخ گویی، و امنیت)، که هستة اصلی این شاخص ها را تشکیل داده و از طرف همة سازمان ها پذیرفته شده، انتخاب شده است. نتایج به دست آمده اهمیت و اولویت بندی شاخص های حکم روایی خوب شهری در سطح شهر زابل از نظر زنان را به این صورت نشان می دهد که شاخص امنیت در رتبة اول، تساوی در رتبة دوم، مشارکت در رتبة سوم، پاسخ گویی در رتبة چهارم، و اثربخشی در رتبة پنجم قرار دارد
با وجود اینکه سیگار، ماده ای زیان آور برای سلامتی انسان شناخته شده است، مصرف آن در میان جوانان روبه افزایش است. این پژوهش به دنبال شناسایی و فهم بسترهای تسهیل کننده مصرف سیگار در میان دانشجویان است. در پژوهش حاضر از روش شناسی کیفی و راهبرد نظریه زمینه ای استفاده شد. جامعه آماری را دانشجویان پسر خوابگاهی دانشگاه یزد تشکیل می دهند. مصاحبه شوندگان به شیوه غیرتصادفی و هدفمند با تعداد 38 انتخاب شدند. بعد از تحلیل داده ها در چارچوب کدگذاری نظری، هشت مقولة اصلی و یک مقولة نهایی استخراج شد. این مقولات شامل مشکلات خانوادگی زمینه ساز، سیگار، نمادی برای غم و اعتراض، ترم اول: ترمی مخاطره انگیز، فشار هنجاری، شرایط زمینه ساز خوابگاه، خودنمایی و تمایزخواهی، مخاطره واکنش منفی و طرد و به حاشیه رفتن درس است. ""بازنمایی تجربه مصرف سیگار"" به عنوان مقوله نهایی انتخاب و در پایان، مدل پارادایمی مستخرج از داده ها طرح شد.
شیوه های فرزندپروری از موضوع های مهم در علوم اجتماعی و رفتاری محسوب می شود. این شیوه ها در اجتماعی شدن نوجوانان نقش بسیار موثری ایفاء می کنند. مطالعه حاضر به بررسی رابطه سبک های والدینی و از خودبیگانگی نوجوانان پرداخته است. نمونه مورد مطالعه 381 دانش آموزان دبیرستانی شهر شیراز است. برای جمع آوری اطلاعات از روش پیمایشی استفاده شده است. اطلاعات مورد نیاز با شیوه ی نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای بدست آمد. نتایج پژوهش نشان داد که بین سبک های والدینی اقتدارطلب و سهل گیر با از خودبیگانگی رابطه معنی داری وجود دارد. بین سبک والدینی اقتدارطلب با متغیر از خود بیگانگی با مقدار ضریب همبستگی 352/0- بیشترین همبستگی بوده است. بین سبک والدینی استبدادی و از خودبیگانگی رابطه معنی داری وجود ندارد. بین متغیر پیوستگی با خانواده با متغیر از خود بیگانگی با مقدار ضریب همبستگی 310/0- و سطح معنی داری 0.01p< رابطه وجود دارد. متغیر اعتماد به خانواده با متغیر از خود بیگانگی با مقدار ضریب همبستگی 310/0- و سطح معنی داری 0.01P< رابطه وجود دارد.
تحقیق حاضر با هدف مطالعه ی کیفی آسیب های بین فردی زوجی زنان دارای اضطراب دلبستگی انجام شد. جامعه آماری کلیه زنان دارای اضطراب دلبستگی و همسرانشان بود که به دلیل مشکلات زناشویی در سال 1398- 1397 به مراکز مشاوره سطح شهر اصفهان مراجعه نمودند؛ همچنین کلیه متخصصان و درمانگران که نسبت به اضطراب دلبستگی و پیامدهای آن تبحر داشتند و متون، مقالات و کتب علمی مرتبط با موضوع اضطراب دلبستگی، مشکلات در روابط بین فردی زوجی زنان دارای اضطراب دلبستگی نیز بودند. 10 زن به روش نمونه گیری هدفمند از بین کسانی که بیشترین نمره را در زیرمقیاس اضطراب دلبستگی مقیاس تجارب در روابط نزدیک برنان و همکاران (1998، به نقل از وی، راسل و زاکالیک، 2005) کسب نموده بودند، به همراه همسرانشان انتخاب گردیدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تحلیل یافته ها از روش تحلیل تماتیک استفاده شد. یافته ها به طور کلی شامل 10 زیر مقوله بود که با توجه به شباهت ها و تفاوت ها و مقایسه محتوای مقوله ها، در 3 مقوله ی اصلی آسیب های هیجانی، آسیب های ارتباطی و آسیب های عملکردی طبقه بندی شدند. نتایج تحقیق نشان داد شناسایی آسیب های بین فردی زوجی زن دارای اضطراب دلبستگی و ارائه راهکارهای پیشگیرانه و درمانی متناسب با هر آسیب می تواند کمک بزرگی باشد در جهت پایداری روابط زوجین، افزایش رضایتمندی زناشویی و ارتقاء سلامت جامعه.
هدف پژوهش حاضر، بررسی پیامدهای فاصله و استراتژی های مواجهه با آن است. به این منظور با به کارگیری روش کیفی با چهل و سه زن و مرد که مایل به مشارکت در تحقیق بودند، مصاحبه های عمیق انجام شد و تجربه زنان و مردان از فاصله، پیامدها و شیوه های برخورد با آن، بر اساس روایت آنها، بررسی و مطالعه شد. بعد از انجام مصاحبه ها، جهت شناسایی و بررسی موضوعات اصلی پژوهش (پیامدها و استراتژی های مواجهه با فاصله)، مراحل کدگذاری و تحلیل داده ها انجام شد. استراتژی ها در سه دسته حفظ و بهبود رابطه، بی تفاوتی نسبت به رابطه و پایان دادن به رابطه تقسیم بندی شدند. بررسی فاصله در روابط زوجین بیانگر دو دسته پیامد مثبت و منفی است. پیامدهای منفی شامل احساس تنهایی، فقدان شادکامی، محرومیت نسبی و غیره است. پیامدهای مثبت مقولاتی؛ مانند ارزیابی خویشتن، آزادی عمل، مهارت و خوداتکایی و غیره را در برمی گیرد. نتایج پژوهش دلالت بر پیچیدگی و تنوع تجربیات مشارکت کنندگان دارد. از این رو، در شناخت پیامدهای فاصله و استراتژی های مواجهه با آن، باید ویژگی های زمینه ای مشارکت کنندگان همچون جنس، تحصیلات، داشتن فرزند و غیره مدنظر قرار گیرد.