فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۲٬۰۱۲ مورد.
جوانان و بیگانگی تحصیلی و دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات تجربی انجام شده در حوزه فرهنگ دانشگاهی در ایران نشان از جامعه پذیری و فرهنگ پذیری دانشگاهی ناکارآمد و منفعل دانشجویان و جدایی و بیگانگی آنها از ساختار، فرایند و فرهنگ دانشگاهی مطلوب دارد. احساس و نگرش بی قدرتی، بی هنجاری، انزوای اجتماعی و در کل بیگانگی از خود، فرایند تحصیل، فضای دانشگاه، اساتید و دیگر دانشجویان به طور فزاینده در اندیشه و احساس طیف قابل توجهی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی علوم انسانی و اجتماعی رواج یافته است. پژوهش حاضر با الهام از روش شناسی تلفیقی به دنبال آن است تا پدیدار شناسی تجربه بیگانگی تحصیلی و دانشگاهی را از منظر دانشجویان و بر اساس تجربه زیسته و روایت آنها باز سازی و تشریح کرده و ضمن نشان دادن ویژگی و عوامل اجتماعی درونی و بیرونی مؤثر بر این تجربه، سنخ شناسی از نوع و میزان آن به دست داده و در نهایت استراتژی ها و واکنش دانشجویان به این تجربه را آشکار سازد. طراحی تحقیق مبتنی بر مصاحبه های نیمه ساخت یافتة کیفی است که در سنت نظریه مبنایی با حدود 40 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی علوم انسانی و اجتماعی شهر تهران انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد مؤلفه های اصلی تجربه بیگانگی تحصیلی و دانشگاهی ضمن ارتباط و تأثیرپذیری مستقیم از سیاست فرهنگ، آثار و پیامدهای اجتماعی، روانی و اقتصادی مهمی در زندگی دانشجویان دارد. فاصله گزینی یا بیگانگی دانشگاهی هدفمند، تطابق گزینشی با انتظارات و هنجار های شناختی دانشگاهی و ایجاد هماهنگی و تعادل بین نیاز ها و ارزش های شخصی با خود دانشگاهی و رسمی (خرده فرهنگ شاگرد اولی ها) گونه های عمدة تجربه بیگانگی و استراتژی های مواجهه با آن برای دانشجویان محسوب می شوند.
بررسی جامعه شناختی رابطه شبکه های اجتماعی مجازی و تغییرات جاری در خانواده ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش تغییر و تحولات در حوزه خانواده یکی از چالش های اساسی خانواده در عصر کنونی است. پژوهش حاضر، به تبیین جامعه شناختی تغییرات جاری در خانواده های شهر تهران با تکیه بر گرایش زوجین به شبکه های اجتماعی مجازی بر اساس نظریه های گیدنز، هابرماس، برگر و لاکمن، کاستلز، والدهال و کلاپر، تامپسون، نای و نظریه کاشت گربنر پرداخت. در این مطالعه که به روش پیمایش انجام شد، با کمک رویکردهای نظری درباره خانواده و نیز پژوهش های موجود، ابعاد اصلی تغییرات خانواده در شهر تهران شناسایی و شاخص هایی برای سنجش آن پیشنهاد شد. تعداد 400 نفر نمونه به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و سهمیه ای از بین زوجین ساکن در منطقه یک شهر تهران (به تعداد 112986 نفر) انتخاب شدند. از طریق پرسشنامه هدایت شده، اطلاعات جمع آوری و با نرم افزار spss تحلیل شد. یافته های تحقیق نشان داد که تفاوت معناداری بین زوجین کاربر و غیرکاربر شبکه های اجتماعی مجازی از نظر سست شدن پیوندهای خویشاوندی، گرایش های انزواجویانه، عدم پایبندی به تعهدات زناشویی، سردی روابط، بی اعتمادی زناشویی وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چند گانه و تحلیل مسیر، نشانه آن است که در مجموع 64% تغییرات جاری در خانواده های شهر تهران بستگی به استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی دارد.
بررسی جامعه شناختی نگرش جوانان نسبت به ازدواج در فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گسترش اینترنت، هنجارها، الگوها و ارزش های سنتی حاکم بر آشنایی و یافتن فرد مناسب برای ازدواج تغییر و تحول اساسی یافته است. مطالعه حاضر با هدف بررسی نگرش جوانان شهرستان ساری به ازدواج در فضای مجازی و عوامل اجتماعی مرتبط انجام یافته است. پژوهش به صورت پیمایشی است و داده های آن با پرسشنامه جمع آوری شده است. نمونه پژوهش را 400 نفر از جوانان سن 18 تا 29 سال شهر ساری تشکیل می دهد. یافته ها نشان دادند 5/54 درصد از پاسخگویان، نگرشی منفی، 15 درصد، نگرش مثبت و 5/30 درصد نیز نگرشی بیطرفانه به ازدواج در فضای مجازی داشتند. یافته ها نشان دادند متغیرهای دینداری (43/0-= β)، وابستگی به خانواده (20/0-= β) و پایگاه اجتماعی و اقتصادی (16/0-= β) به ترتیب مهم ترین پیش بینی کننده در نگرش منفی به ازدواج در فضای مجازی بوده اند. همچنین متغیرهای ارتباط با دوستان و همسالان (26/0= β)، میزان استفاده از اینترنت (23/0= β) و سن (08/0= β) مهم ترین متغیرهای تأثیرگذار در نگرش مثبت به ازدواج در فضای مجازی بوده اند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد تغییرات و دگرگونی های نگرشی و ارزشی در ارتباط با ازدواج در فضای مجازی یکی از مؤلفه های تغییرات وسیع اجتماعی است که در جامعه در حال گذار ما در حال شکل گیری و بازتولید است.
علل خیانت زناشویی از دیدگاه زوجین مراجعه کننده به دادگاه خانواده: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال یازدهم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۴۲
165-186
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی علل خیانت از دیدگاه زنان و مردان مراجعه کننده به دادگاه خانواده بود. بدین منظور در قالب یک طرح کیفی، 42 نفر از مراجعه کنندگان به دادگاه خانواده، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته، بررسی اسناد موجود و مصاحبه با قاضی مورد مطالعه قرار گرفتند و در نهایت، داده های حاصل از آن ها با استفاده از روش تحلیل محتوای عرفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که سه عامل مسائل بین فردی، روابط همسران و جامعه، اصلی ترین علل خیانت از دیدگاه زنان و مردان هستند، در حالی که هیچ یافته ای مبنی بر تصمیم به جدایی، به علت خیانت عاطفی صِرف، مشاهده نشد. علاوه بر این، یافته ها نشان داد که راهبرد اصلی مردان در مقابل خیانت همسر، خشونت و تصمیم به جدایی است، در حالی که این راهبردها در مورد زنان طیف وسیع تری را در بر می گرفت و آن ها با تکرار خیانت جنسی همسر، بعد از گذشت حداقل شش ماه تصمیم به جدایی می گرفتند. نتایج این پژوهش، با بیان این که می توان با مشاوره پیش از ازدواج گامی در راستای کاهش خیانت برداشت، بر اهمیت جامعه در بروز این پدیده تأکید می کند. بنابراین، انجام اقداماتی از طرف مسئولین در جهت سلامت جامعه ضروری به نظر می رسد.
اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر سازگاری زناشویی
حوزههای تخصصی:
این مقاله باهدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی برافزایش سازگاری زناشویی انجام شده است. همچنین به بررسی اقدامات مشاوره ای در زمینه آموزش های مهارت های زندگی در بهبود روابط میان زوجین و افزایش سازگاری آنان در زمینه زندگی مشترک پرداخته است. روش:پژوهش با توجه به اهداف و ماهیت آن شبه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود که افراد گروه آزمایش شرکت کننده در این طرح تحت آموزش مهارت های زندگی طی 10 جلسه 75 دقیقه ای قرار گرفتند. ابزارهای اندازه گیری شامل برگه مشخصات جمعیت شناختی زوجین و پرسشنامه سازگاری زناشویی (لاک – والاس) بود که در دو نوبت قبل از آموزش و بعد از آموزش استفاده شده است. جامعه آماری شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مرکز مشاوره بهزیستی استان قم در سال 1392 می باشد که با مشکلات سازگاری با یکدیگر و اختلافات خانوادگی به مرکز مراجعه نموده اند. حجم نمونه 60 زوج به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل مورد مطالعه قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده با روش آزمون در گروه های وابسته و با استفاده از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
یافته ها نشان داد که آموزش مهارت های زندگی می تواند در افزایش سازگاری زناشویی زوجین مؤثر بوده و باعث احساس مثبت در زندگی مشترک شود.
آموزه های مهارت های زندگی بر مفاهیم نوع دوستانه ای همچون مهارت همدلی، ارتباط موثّر و شیوه درک متقابل تأکید می ورزند. در واقع اهداف آموزشی زندگی در زمینه کاهش تأثیر متغیر مدت ازدواج و تفاوت سنی زوجین و در نهایت افزایش اثربخشی آموزش مهارت های مذکور در سازگاری زوجین می باشد.
تبیین جایگاه و چگونگی اصلاح الگوی مصرف اوقات فراغت خانوارهای ایرانی
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر عمده ترین وجوه مفهوم، جایگاه و مصائب فقدان الگوی مصرف متناسب با اوقات فراغت به همراه مزایای داشتن الگوی صحیح و راهکارهای بهره مندی بهینه از آن با عنایت به تعالیم اسلامی مورد بحث واقع شده است. این پژوهش ضمن ارائه تعاریفی جامع از اوقات فراغت، نقش و جایگاه آن در تعالیم دینی اسلام، مصائب گذران نامطلوب اوقات فراغت را برشمرده و به تبیین وجوه الگوی مصرف بهینه اوقات فراغت با تأسی به آیات قرآن کریم و احادیث نبوی و ائمه معصومین پرداخته است. پژوهش حاضر با مد نظر قرار دادن فرمایشات مقام معظم رهبری در جهت نام گذاری سال 1388 به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف در تمامی زمینه ها در پایان به فهرستی از راهکارهای عملیاتی بهره وری از وقت و زمان اوقات فراغت به منظور بهبود حیات مادی و معنوی انسان مسلمان پرداخته است. روش انجام پژوهش تحلیل اسنادی بوده و به منظور گردآوری داده های لازم جهت پاسخ گویی به سؤال های پژوهش کلیه اسناد و مدارک موجود و مرتبط با موضوع حاضر با استفاده از فرم گردآوری داده ها جمع آوری و با شیوه کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. عمده ترین یافته های پژوهش عبارتند از:
1ـ در تبیین مفهوم اوقات فراغت باید اذعان داشت، اوقات فراغت به معنی بیبرنامگی، بیمسئولیتی و آزادی بیقید و شرط نیست بلکه بخشی از ساعاتی است که برای گذراندن آن به دقت بیشتری نیاز است . اوقات فراغت مناسب ترین فرصت ها برای توسعه مهارت های شناختی و شکوفایی استعدادهاست.
2ـ جایگاه اوقات فراغت مبتنی بر ملاحظاتی است که از آن جمله میتوان به این موارد اشاره نمود: زمینه ساز و شکل دهنده ی هویت اجتماعی- فرهنگی و دینی جوانان باشد، صرف پرکردن و رفع خستگی و سرگرمی نباشد، بلکه با نگاهی اسلامی دیده شود و در واقع فرصتی برای دریافت تجربه ها باشد.
3ـ مصائب ناشی از فقدان الگوی مصرف بهینه اوقات فراغت و مزایای داشتن الگوی صحیح را می توان شامل: انواع آسیب های فردی و اجتماعی، از قبیل افسردگی، استرس، اعتیاد، بزهکاری، رکود فکری، مشکلات خانوادگی و در عوض وجود آن آرامش نسبی است که برای افراد فراهم میکند که این آرامش باعث شادابی جسمی و روانی، شکوفایی استعدادها، پرورش معنوی، رشد خلاقیت ها، توسعه دانش و فرهنگ وکاهش آسیب های فردی و اجتماعی میشود. حسن گذران اوقات فراغت تضمینکننده ی سلامت و بهداشت روانی انسان است.
4ـ عمده ترین راهکارهای گذران مطلوب اوقات فراغت شامل: گردشگری، مشارکت های اجتماعی، فعالیت های ورزشی، فعالیت های هنری، کتاب خوانی و مطالعه، فعالیت های قرآنی، مهارت آموزی، آموزش زبان و رایانه، برنامه های فوق برنامه علمی، تفکر، محاسبه نفس، صله ی رحم و دیدار دوستان و برادران دینی و تفریحات سالم ورزشی می باشد که به عنوان مهم ترین راه کارهای استفاده درست از زمانی است که هر کدام از ما در اختیار داریم.
عدالت اجتماعی و سلامت کودکان در ایران (در چارچوب مدل تعیین کننده های اجتماعی سلامت سازمان بهداشت جهانی)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
رابطه کارآیی خانواده با کمال گرایی مثبت و منفی در دانش آموزان شهرستان نوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آن جایی که محیط خانواده در شکل گیری کمال گرایی مثبت و منفی تاثیر به سزایی دارد، هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه کارآیی خانواده با کمال گرایی مثبت و منفی در دانش آموزان بود.280 دانش آموز دختر دبیرستانی از پایه دوم و سوم به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شده و با تکمیل مقیاس سنجش خانواده و کمال گرایی مثبت و منفی در این پژوهش شرکت کردند. روش پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی بود. نتـایج نشان داد بین نمره کلی کارآیی خانواده و سه مؤلفه آن (نقش ها، حل مشکل و ابراز عواطف) با کمال گرایی مثبت، همبستگی مثبت معنا دار وجود دارد. هم چنین بین نمره کلی کارآیی خانواده و مؤلفه های آن (نقش ها و ابراز عواطف) با کمال گرایی منفی، رابطه منفی معنادار بدست آمد، به جز سازه حل مشکل که رابطه معناداری نشان نداد. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام که به تفکیک برای کمال گرایی مثبت و منفی انجام شد، نشان داد دوسازه حل مشکل و ابراز عواطف برای کمال گرایی مثبت و نقش های خانوادگی برای کمال گرایی منفی، بهترین پیش بینی کننده می باشند. نتایج این پژوهش ضمن تایید تمایز کمال گرایی مثبت و منفی نشان می دهد در حالی که کمال گرایی مثبت در محیطی کارا پرورش می یابد وجـود ویژگی های منفی در خانواده می تواند زمینه ای برای بروز کمال گرایی منفی باشد.
بررسی ابعاد اجتماعی ، اقتصادی پدیده سالمندی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه مولفه های خانوادگی با نگرش به مواد مخدر در بین دانش آموزان مقطع متوسطه شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه مولفه های خانوادگی با نگرش دانش آموزان به مواد مخدر بوده است. به همین منظور 863 دانش آموز دختر و پسر مقطع متوسطه شهر تهران به روش نمونه گیری خوشه ای طبقه بندی شده انتخاب و به ابزار تحقیق (پرسشنامه نگرش سنج مواد مخدر و مقیاس سنجش مولفه های خانوادگی)، پاسخ دادند. اطلاعات گردآوری شده با استفاده از آزمون های u من ویتنی و ضریب همبستگی اسپیرمن تحلیل شدند. نتایج نشان داد که دانش آموزانی که والدینشان از مواد مخدر استفاده می کردند، نسبت به سایر دانش آموزان نگرش مثبت تری به مواد مخدر داشتند. بین احساس نا ایمنی در کانون خانواده و نگرش دانش آموزان نسبت به مواد مخدر رابطه مثبتی وجود داشت. با افزایش تحصیلات والدین، تصورات غیرواقعی دانش آموزان در مورد خطرات مواد مخدر کاهش یافته و با افزایش تحصیلات پدر نگرش دانش آموزان نسبت به اثرات مواد مخدر منفی تر شده بود. اما افزایش یا کاهش تحصیلات مادر با نگرش دانش آموزان نسبت به مصرف و اثرات مواد مخدر رابطه معناداری نشان نداد. همچنین با افزایش میزان درآمد خانواده، نگرش دانش آموزان به اثرات مواد مخدر منفی تر شده بود، در حالی که بین میزان درآمد خانواده و علاقه دانش آموزان به مصرف مواد و همچنین تصورات غیر واقعی آنها در مورد خطرات مواد مخدر رابطه معناداری مشاهده نشد.
بررسی رابطه نگرش خوردن و خودتنظیمی با سبک زندگی در زنان چاق و عادی
حوزههای تخصصی:
چاقی اصطلاحی پزشکی است که حالتی از افزایش وزن بدن (بافت چرب) را توصیف می کند که می تواند پیامدهای ناخوشایندی برای سلامتی داشته باشد. هدف از این پژوهش بررسی رابطه ی بین نگرش خوردن، خود تنظیمی با ابعاد سبک زندگی در زنان چاق و عادی شهر شیراز بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی زنان شهر شیراز بود که تعداد 202 نفر از آن ها (101 نفر با اضافه وزن و چاقی و 101 نفر با وزن عادی) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده با استفاده از پرسشنامه های نگرش خوردن، خود تنظیمی و سبک زندگی جمع آوری شد. داده های تن سنجی بر اساس شاخص توده ی بدنی (BMI) و با همکاری کارشناس تغذیه محاسبه گردید. تجزیه و تحلیل داده ها بر حسب ضریب همبستگی پیرسون وآزمون تی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج یافته ها نشان دادکه بین نگرش خوردن و ابعاد سبک زندگی و نگرش خوردن و خود تنظیمی رابطه ی منفی معنی دار وجود دارد. بین خود تنظیمی و ابعاد سبک زندگی رابطه ی مثبت معنی دار دیده شد. این یافته ها همچنین نشان دادکه در مقایسه ی نگرش خوردن، خود تنظیمی و ابعاد سبک زندگی در زنان چاق و عادی تفاوت معنی دار وجود دارد
بررسی عوامل زمینه ساز طلاق در بافت اجتماعی فرهنگی شهر تهران، پژوهشی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی عوامل زمینه ساز طلاق در بافت اجتماعی فرهنگی شهر تهران انجام شد. این مطالعه از نوع پژوهشهای کیفی است که با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شده است. بدین منظور با روش نمونه گیری هدفمند و با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته داده ها جمع آوری شد و تا رسیدن به اشباع نظری 22 نفر از واجدان شرایط مورد بررسی قرار گرفتند. برای دستیابی به عوامل، تحلیل داده ها با استفاده از فنون استراوس و کربین انجام شد که شامل شناسه گذاری مفاهیم و شکل دادن به نظریه است. تجزیه و تحلیل داده ها در شناسه گذاری باز، به شناسایی عوامل اصلی، مؤلفه ها و زیرمؤلفه ها منجر شد. نتایج نشانگر این است که عدم عشق و صمیمیت، مقوله مرکزی الگوی یافته های پژوهش است. مقوله عدم آمادگی برای ازدواج و طی نکردن درست فرایند ازدواج جزء شرایط علّی برای ازدواجهای در حال فروپاشی است؛ مسائل فرهنگی و مسائل اقتصادی در زیر شرایط مداخله گر قرار گرفت و مقولاتی از قبیل اعتیاد، ساختار نامناسب خانواده کنونی، عدم سازگاری زناشویی، عوامل و مشکلات جنسی، ارتباط نامناسب با خانواده های اصلی، پیشینه خانوادگی و مشکلات شخصیتی از جمله عوامل زمینه ای مؤثر در طلاق بود. نتایج نشان داد که به کارگیری راهبردهای ارتباطی و هیجانی ناکارامد به پیامدهایی همچون احساس خستگی، تنهایی، ناامیدی و احساس تنفر از همسر و در نهایت میل به طلاق منجر شد.
دختران جوان و تجربه زنانگی (مطالعه موردی در میان دختران دبیرستانی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
اثربخشی رویکرد روایت درمانی در کاهش افسردگی زنان شهرستان مرودشت سال (1388)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از این پژوهش اثربخشی رویکرد روایت درمانی گروهی در کاهش افسردگی زنان شهرستان مرودشت بود. این پژوهش یک طرح نیمه تجربی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. برای این منظور 20 نفر از زنان شهرستان مرودشت، با تشخیص افسردگی پس از شرکت در پیش آزمون به عنوان نمونه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 10 نفری آزمایش و کنترل جایگزین شدند. افراد گروه آزمایش تحت درمان روایتی به صورت گروهی قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل هیچ درمانی را دریافت نکردند. سپس هر دو گروه در پس آزمون شرکت کردند. ابزار پژوهش پرسشنامه ی افسردگی بک، پرسشنامه ی افکار خودآیند و مقیاس نگرش های ناکارآمد بود. کاربرد آزمون t مستقل نشان داد که سطح علایم افسردگی، افکارخودآیند منفی و نگرش های ناکارآمد در گروه آزمایش پایین تر از گروه کنترل است.
سنخ شناسی فرزندپروری خانواده (ترکیب سبک فرزند پروری پدر و مادر) و تأثیر آن بر گرایش به مواد مخدر در نوجوانان پسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مواد مخدر و پیامدهای مصرف آن یکی از چالش های بزرگ جوامع امروزی است. از آنجا که خانواده و شیوه های فرزند پروری نتایج مهمی را در رشد روانی-اجتماعی فرزندان به بار میآورند، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر سنخ شناسی فرزند پروری خانواده بر گرایش نوجوانان به مواد مخدر انجام شده است. روش: به این منظور، 375 دانش آموز از بین دانش آموزان دبیرستان های دولتی عادی پسرانه شهرستان بروجن در سال تحصیلی 90-1389 به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و پرسشنامه اصلاح شده شیوه های فرزندپروری شفر-که شیوه فرزندپروری پدر و مادر را به طور جداگانه میسنجد- و نیز پرسشنامه محقق ساختهی گرایش به مصرف مواد مخدر را تکمیل کردند. سپس با ترکیب شیوهی فرزندپروری پدر و مادر، سنخ فرزندپروری هر خانواده مشخص شد. به دلیل پایین نبودن فراوانی برخی سنخ های فرزندپروری، تنها 6 سنخ وارد تحلیل شده و نمرات گرایش به مواد مخدر در بین این سنخ ها به روش تحلیل واریانس یکراهه و آزمون تعقیبی شفه با هم مقایسه شد. یافته ها: نتایج نشان داد که داشتن پدر و مادری مقتدر بهترین نتیجه را برای فرزندان به دنبال دارد و کمترین گرایش به مواد را به دنبال داشته است و از سوی دیگر بیشترین گرایش به مواد مخدر در سنخ هایی دیده شده است که هردو والد سهل گیرند یا حداقل یک والد سهل گیر را در بر میگیرند. نتیجه گیری: این یافته ها نشان دهندهی اهمیت بالای کنترل والدینی در گرایش نوجوانان به مواد مخدر است.
بررسی عوامل اقتصادی و فرهنگی مؤثر بر سن ازدواج در ایران: یک مطالعه میان استانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییرات صورت گرفته در حوزه ازدواج و خانواده همانند بسیاری دیگر از جنبه های زندگی اجتماعی انسان، یک واقعیت انکارناپذیر زندگی در دنیای مدرن است. نوسازی و توسعه اقتصادی- اجتماعی از عوامل اصلی این تغییرات است. هدف این مقاله بررسی تأثیر عوامل اقتصادی و فرهنگی بر سن ازدواج در استان های مختلف کشور است. این عوامل عمدتاً عبارتند از: بیکاری، تورم، رشد مخارج خانوار، سطح درآمد استان و تحصیلات. نتایج حاصل از یک مدل داده های پانل روی 28 استان ایران طی دوره 1383 تا 1393 نشان می دهد که متغیرهای تورم و بیکاری با افزایش خود موجب افزایش سن ازدواج مردان و زنان می شوند. در مدلی که به جای تورم از رشد مخارج خانوار استفاده می شود نیز این متغیر رفتاری شبیه تورم، ولی کمی ضعیف تر، در تأثیرگذاری بر سن ازدواج دارد. متغیرهای تحصیلات و سطح درآمد استان، آثار معناداری از خود نشان ندادند. بنابراین با توجه به این نتایج می توان گفت برای حل یک مسئله اجتماعی به نام بالا رفتن سن ازدواج، باید به بهبودی شرایط اقتصادی به شکل کاهش تورم و بیکاری همت گماشت.
مطالعه ی جامعه شناختی دلایل و پیامدهای جراحی های زیبایی زنان و مردان ساکن شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در گذشته بدن واقعیتی بود که فرد در هر شرایطی با آن می ساخت، اما امروزه بدن قابل دست کاری و برساخت شده است، توجه به بدن و دست کاری آن از حالت طبیعی خود فاصله گرفته و به یک مسئله ی اجتماعی تبدیل شده است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی و فهم جامعه شناسانه ی انجام جراحی های زیبایی زنان و مردان است. پژوهش با رویکرد کیفی و روش گراندد تئوری انجام شده و ابزار استفاده شده برای گردآوری داده ها، مصاحبه ی نیمه ساخت یافته بوده است. برای انتخاب افراد مصاحبه شونده از روش نمونه گیری هدفمند و برای تشخیص تعداد افراد از نمونه گیری نظری استفاده شده است. جامعه ی بررسی شده، مردان و زنان ساکن شهر تهران هستند که جراحی زیبایی داشته اند. تعداد نمونه ی بررسی شده، 15 نفر از مردان و 27 نفر از زنانی است که تجربه ی جراحی زیبایی داشته اند. بر اساس یافته ها، شرایط عل ی این پژوهش برای مردان حقارت و خودکم بینی و برای زنان ترس از طرد شدن و تصویر ذهنی منفی نسبت به بدن بوده است. پدیده ی محوری برای مردان همنوایی با خواسته های جامعه است که در بستر شرایط اقتصادی پدید می آید و برای زنان میل به زیبایی و ابراز بدن است که در بستر ارزش های اجتماعی و شرایط خانوادگی اتفاق افتاده است. شرایط تسهیل گر این پدیده در هر دو گروه مردان و زنان حس تعارض به عنوان شرایط مداخله گر و تبلیغات و ترغیب دیگران به جراحی است. پیامدها و آثار جراحی زیبایی برای مردان احساس رضایت از خود و تأیید دیگران و برای زنان، افزایش اعتماد به نفس، صرفه جویی در زمان و صرفه جویی اقتصادی است.