فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۱٬۳۸۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
باتوجه به افزایش سریع و گستردة جمعیت، ازجمله جمعیت روستایی ایران، و ناتوانی بخش کشاورزی در اشتغال زایی کافی برای نیروی کار حجیم و فزایندة روستایی، توسعة اشتغال غیرکشاورزی به ویژه برای گروه های کم زمین یا فاقد زمین، اهمیت بسزایی دارد. یکی از کسب وکارهایی که در سال های اخیر درخصوص زنان روستایی به آن توجه شده، مشاغل خانگی است. در کشورهای جهان سوم درصد کمی از زنان روستایی در این زمینه مشغول به کار هستند و متأسفانه کار خانگی این عده نیز در قالب نهاد یا مؤسسة مشخصی تعریف نشده است. ازین رو، پژوهش کاربردی حاضر پژوهش حاضر، کاربردی با هدف بررسی راهکارهای مناسب توسعة مشاغل خانگی از دیدگاه زنان روستایی و کارشناسان است، که با روش توصیفی پیمایشی در سال 1390 انجام شد. جامعة آماری این پژوهش شامل 15000 زن روستایی و 50 کارشناس صاحب نظر در زمینة مشاغل خانگی بود و حجم نمونه براساس جدول مورگان 375 نفر زن روستایی و 50 نفر کارشناس تعیین گردید. روش نمونه گیری در جامعة زنان به صورت طبقه ای با انتساب متناسب، و در جامعة کارشناسان سرشماری بود. روایی پرسشنامه با بهره گیری از نظر متخصصان و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ برای هریک از موانع توسعة مشاغل خانگی شامل خانوادگی، فردی، اقتصادی، دولتی و شخصیتی به ترتیب 87/0، 88/0، 76/0، 89/0، 87/0 محاسبه شد، که نشان دهندة مناسب بودن ابزار پژوهش است. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نشان داد که مهم ترین موانع توسعة مشاغل خانگی از دید زنان به ترتیب موانع شخصیتی، فردی، اقتصادی، خانوادگی و دولتی است. از دید کارشناسان، مهم ترین این موانع به ترتیب موانع خانوادگی، فردی، شخصیتی، دولتی، و اقتصادی هستند. نتایج مطالعات همبستگی، ارتباط مثبت و معناداری را بین عضویت در تشکل ها، سطح تحصیلات زنان و توسعة مشاغل خانگی با احتمال خطای 01/0 نشان می دهند. بین سایر متغیرها ازقبیل سن زنان، وضعیت تأهل، داشتن یا نداشتن الگوی نقش، موفقیت یا عدم موفقیت الگوی نقش، داشتن تجربة شخصی در زمینة مشاغل خانگی و توسعة کسب وکارهای خانگی رابطة معناداری وجود ندارد.
رویکرد بومی به نظریه خرده فرهنگ دهقانی راجرز با تأکید بر روش های کمی (مطالعه موردی: دهستان سکمن آباد شهرستان خوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تحقیق حاضر تلاشی در جهت ارزیابی ارتباط میان عناصر فرهنگی مطرح شده در نظریه خرده فرهنگ دهقانی راجرز در روستاهای دهستان سکمن آباد و سطح توسعه یافتگی این روستاها می باشد.
روش: روش تحقیق در این پژوهش، از نوع توصیفی- تحلیلی است و به منظور جمع آوری داده ها از روش میدانی (پرسشنامه ای) و کتابخانه ای استفاده شده است. سطح تحلیل تحقیق، خانوارهای ساکن در دهستان سکمن آباد شهرستان خوی می باشد که برای تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از پرسشنامه ها، از ضریب همبستگی پیرسون و برای تعیین سطح توسعه یافتگی روستاهای مورد مطالعه، از تکنیک ویکور استفاده شده است.
یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که عناصر خرده فرهنگی شامل «خانواده گرایی»، «وابستگی به دولت» و «تقدیرگرایی» در تمامی روستاهای دهستان مورد مطالعه، و عنصر «عدم اعتماد متقابل» به غیر از روستای ممش خان و عنصر «تصور خیر محدود» بجز روستاهای کلوانیس و ممش خان جزء ارزش های فرهنگی این جوامع به حساب می آیند. همچنین عناصر خرده فرهنگی «محلی گرایی» و «عدم چشم پوشی از منافع آتی به خاطر منافع آنی» در جوامع روستایی مورد مطالعه جزء ارزش-های فرهنگی آن ها نمی باشد. در گام بعدی با استفاده از تکنیک ویکور اقدام به سنجش سطح توسعه یافتگی روستاهای مورد مطالعه گردید که نتایج نشان داد روستاهای گیلدور و زیوه به ترتیب بالاترین و روستاهای کولوس و سنت به ترتیب پایین-ترین سطح توسعه را در میان سایر روستاها دارند. در انتها، از طریق مقایسه میزان تأثیرپذیری روستاهای مورد مطالعه از عناصر خرده فرهنگی مطرح شده در نظریه راجرز، سطح توسعه افتگی این روستاها مشخص گردید. نتایج این مقایسه حاکی از آن است که روستاهایی که تأثیرپذیری کمتری از عناصر فرهنگی یاد شده دارند، نسبت به روستاهایی که این تأثیرپذیری در آن ها بیشتر است، از سطح توسعه بالاتری ، برخوردار می باشند.
راهکارهای علمی: با توجه به این که یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد که بین عناصر فرهنگی نظریه راجرز و سطح توسعه یافتگی روستاها در منطقه مورد مطالعه رابطه وجود دارد، فراهم نمودن بستر مناسب برای توسعه در منطقه مورد نظر و انجام اقدامات اجتماعی- فرهنگی با تأکید بر اصلاح فرهنگ روستایی حاکم، امری ضروری می نماید.
اصالت و ارزش: وجه تمایز تحقیق حاضر در تلفیق روش های کمی در تجزیه و تحلیل اطلاعات و نیز در نظر گرفتن رابطه میان عوامل فرهنگی مورد نظر با میزان توسعه یافتگی روستاهای مورد مطالعه می باشد.
آموزش حقوق شهروندی به جوانان با تأکید بر مجمعهای محلی ارزیابی و پژوهش به عنوان یک راهکار عملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ضمن مرور اجمالی مباحث نظری دربارة مقولة آموزش شهروندی، تلاش میشود مدلی تجربی برای آموزش حقوق و وظایف شهروندی به جوانان معرفی گردد. در این راستا، تأسیس «مجمعهای محلی ارزیابی و پژوهش» به عنوان نوعی برنامة عملی برای آشنا ساختن جوانان با حقوق و وظایف خود به عنوان شهروند و در نهایت وارد کردن آنها به زندگی شهروندی پیشنهاد میشود. در خاتمه نیز عملکرد چند نمونة تجربی از چنین مجامعی که در کشورهای آمریکا و انگلیس تأسیس شده و به فعالیت مشغولند برای مثال ذکر میگردند. روش تحقیق این مقاله روش اسنادی و کتابخانهای است. نتایج بحث نشـان میدهـد که درگیر کردن جوانان در امور و فعالیتهای مدنی از طریق مجمعهای محلی ارزیابی و پژوهش، میتواند ضریب مشارکت شهروندان را در جامعه افزایش داده و آنها را از کنشگرانی منفعل به شهروندانی فعال که خود مدیریت اجتماع شهری و سرنوشت خویش را در دست میگیرند، مبدل کند.
علل مهاجرت روستاییان در استان همدان (شهرستان ملایر بخش جوکار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهاجرت روستاییان به شهرها یکی از مسایل مهم کشورها در شرایط کنونی است. در این پژوهش، دلایل مهاجرت روستاییان به شهرها در بخش جوکار شهرستان ملایر در استان همدان مورد بررسی قرار گرفته است. تحقیق حاضر از نوع پیمایشی است و جامعة آماری آن، مجموعه افرادی هستند که از روستای خود مهاجرت کرده و در مناطق مختلف کشور ساکن شده اند، از این تعداد 180 نفر سرپرست خانوار بر اساس فرمول های نمونه گیری به عنوان نمونه، انتخاب و داده های لازم از آن ها گرداوری شده است. ابزار گرداوری داده ها پرسش نامه ای است که روایی و پایایی آن مورد بررسی قرار گرفته و تأیید شده است. نتایج این تحقیق نشان داده است که پنج عامل کلیدی گرایش به تغییر سبک زندگی، عوامل طبیعی، عوامل رفاهی و فرهنگی، عوامل اقتصادی و عوامل امنیتی بر مهاجرت تأثیر گذاشته اند. این عوامل در مجموع 55 درصد واریانس کل را تبیین می-کنند.
هویت مدنی
شهر و روابط اجتماعی: بررسی ارتباط میان میزان انزوای اجتماعی و سطح حمایتی اجتماعی دریافتی با میزان تجربه ی احساس تنهایی (مورد مطالعه: شهروندان تهرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله آسیب های مخدوش کننده ی ایده ی روابط اجتماعی، پدیده ی انزوای اجتماعی و کاهش حمایت اجتماعی ناشی از سیّالیت و تضعیف پیوند های اجتماعی در جامعه ی مدرن است که به نوبه ی خود، شیوع و توسعه ی پدیده ی احساس تنهایی را به همراه دارد بنابراین مطالعه ی حاضر برای بررسی ارتباط میان میزان انزوای اجتماعی و سطح حمایتی اجتماعی دریافتی با میزان تجربه ی احساس تنهایی هدف گذاری شده است. حجم نمونه ی مورد بررسی که دربرگیرنده ی شهروندان 18+ سال کلانشهر تهران است که به روش پیمایشی و با ابزار پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفته اند. پاسخگویان مورد مطالعه با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای برگزیده شده و مقیاس های به کار گرفته شده از اعتبار و پایایی مطلوبی برخوردار هستند. توصیف داده ها به وسیله ی نرم افزار spss16 نشان می دهد که میانگین متغیرهای انزوای اجتماعی، حمایت اجتماعی و احساس تنهایی در حجم نمونه به ترتیب عبارتند از: 94/62 ، 60/61 و 13/36 (100). تحلیل های آماری نیز بیانگر آن هستند که رابطه ای معنادار و منفی میان میزان انزوای اجتماعی و سطح حمایت اجتماعی دریافتی و میان سطح حمایت اجتماعی دریافتی و میزان تجربه ی احساس تنهایی وجود دارد. همچنین یافته ها نشان می دهند که با افزایش میزان انزوای اجتماعی عینی، بر سطوح تجربه ی احساس تنهایی ذهنی افزوده می گردد و نتایج تحلیل رگرسیونی چند متغیره ی عوامل مؤثر بر احساس تنهایی نیز بیانگر آن است که متغیر روابط خانوادگی بیشترین تأثیر مستقیم را بر احساس تنهایی بر جای می گذارد.
ارزیابی موفقیت طرح های تجمیع در بافت تاریخی شهر یزد نمونه موردی مجموعه های مسکونی نفت و خاتم
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به وقوع پدیده پراکندهرویی در شهرهای ایران، ضرورت برنامهریزی مجدد بر روی زمین و مسکن در بافتهای قدیمی، دوچندان شده است. در این راستا، طرحهای تجمیع، به موازات سیاستهای رشد هوشمند، در بافت قدیمی شهر یزد پایهگذاری شدهاند. آنچه توسعه آینده طرحهای تجمیع را تضمین میکند، ارزیابی تجربههای محقق شده به منظور بازنگری در مبانینظری این طرحهاست. یافتههای تحقیق حاضر نشان میدهد ساکنان دو مجموعه مسکونی نفت و خاتم از زندگی در این مجموعهها رضایت دارند که این حاکی از موفقیت نسبی این طرحهاست. از سوی دیگر، با توجه به اینکه ساکنان اطراف این دو مجموعه نیز از مزایای ساخت این دو مجموعه، مثل افزایش ارزش املاک خود بهرهمند شدهاند، از اجرای چنین طرحهایی در بافت قدیم رضایت دارند و از توسعه آینده این طرحها استقبال میکنند. در عین حال، ارزیابیها نشان میدهد، در فرایند اجرای این طرحها، تنها معماری مجموعه در نظر گرفته شده و مواردی مثل بهبود شبکه دسترسی و تامین فضاهای عمومی مورد نیاز مجموعهها، کمتر لحاظ شده است. بدین منظور، باید این نگرش در برنامهریزیهای آینده این گونه طرحها مورد توجه جدی قرار گیرد تا به هدف خود؛ یعنی بازگرداندن اصالت به بافتهای قدیمی، نزدیکتر شود.
جامعه شناسی جمعیت عشایر کوچنده ایران
حوزههای تخصصی:
"در این مقاله سعی شده است با نگاهی جامعهشناختی و با اتکا به نتایج سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1377 ساختار و ترکیب جمعیت عشایر کوچرو ایران براساس شاخصهایی شامل: سن، جنسیت، وضع سواد و سطح تحصیلات، فعالیت و اشتغال، نظام خانواده و زناشویی (ازدواج) توصیف و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
برای درک بهتر وضع موجود عشایر و تحولات آن سعی شده است بررسی و تحلیل وضعیت عشایر کوچرو براساس دو پارامتر عمده یعنی طول مسیر کوچ و استقرار در قشلاق در زمان سرشماری انجام گیرد.
نتایج به دست آمده بیانگر آنست که جمعیت عشایر کوچنده ایران جوانتر از جمعیت کل کشور است، در میان خردسالان نسبت جنسی غلبه با پسران و در جمعیت فعال نسبت جنسی کاهش مییابد. سطح سواد پایین و در میان زنان میزان سواد به مراتب کاهش مییابد، متوسط بعد خانواده 5/6 نفر و اکثر ازدواجها خویش همسری (درونگروهی) است. "
عنصر فضا در جامعه شناسی شهری
حوزههای تخصصی:
حاشیه نشینی و فضای شهری: بازتولید اجتماع غریبه ها، مطالعه موردی محلهی عرب های ملک شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی تحقیق تحلیل «وضعیت غریبگی» حاشیه نشینان نسبت به اجتماع بزرگتر یعنی ساکنین شهر اصفهان و اهالی محلات مجاور و نیز نسبت به یکدیگر بوده است. بر اساس یافته ها پایین بودن سطح اعتماد اجتماعی در محل، ناامن دیدن محل و پایین بودن سطح روابط اجتماعی نزدیک و صمیمی، چندپارگی بافت اجتماعی محلهی عرب ها را نشان می دهد. نگرش های منفی اهالی محلات مجاور به محلهی عرب ها از یک سو و فقدان روابط اجتماعی با افراد صاحب پایگاه اجتماعی بالا و قوی بودن هویت قومی در ساکنین از سوی دیگر، نشان دهندهی جداافتادگی جامعه شناختی و نه صرفاً مکانی و فضایی اهالی محله عرب ها از فرآیندها و محیط شهری است.
محله، مسکن و خشونت: مطالعه ی موردی مناطق حاشیه ای و غیر حاشیه ای شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناطق حاشیه ای شهرها مستعد پرورش انواع انحرافات اجتماعی از جمله رفتارهای خشونت آمیزند که به اعتقاد جامعه شناسان، فضای محله و خصوصیات مسکن ازجمله عوامل مهم مؤثر بر آن است. در این مطالعه که به روش پیمایشی انجام شده است، چهار منطقه در شهر کرمانشاه شامل دو منطقه ی حاشیه ای به نام های جعفرآباد و دولت آباد و دو منطقه ی غیرحاشیه ای به نام مسکن و الهیه از نظر شاخص های محله، مسکن و سایر متغیرها مورد مقایسه قرار گرفته اند. جامعه ی آماری پژوهش را جوانان 15 تا 29 ساله ساکن در این چهار ناحیه تشکیل می دهند که از میان آنان 400 نفر به روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. بر اساس نتایج پژوهش، وضعیت مالکیت مسکن و تراکم تعداد افراد در مسکن بر میزان خشونت مؤثرند. سایر عوامل مؤثر بر میزان خشونت عبارتند از: تجربه ی خشونت والدین در کودکی، مصرف دخانیات، رواج خشونت در محله و میزان مذهبی بودن. یافته های پژوهش نشان می دهند که عوامل فرهنگی و اجتماعی بیش از متغیرهای اقتصادی (درآمد) و بوم شناختی (کیفیت مسکن) بر رفتارهای خشونت آمیز تأثیر دارند.
شناسایی و تبیین عوامل اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر توانمندسازی زنان روستایی (مطالعه موردی: شهرستان رستم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی مطالعات زنان زن و اقتصاد توانمندسازی زنان
- حوزههای تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای روستایی جغرافیای جمعیت
- حوزههای تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای روستایی جغرافیای رفتاری و فرهنگی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی شهری و روستایی جامعه شناسی روستایی و عشایر
هدف: تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل اجتماعی اقتصادی مؤثر بر توانمندسازی زنان روستایی و ارائه راهکارهایی در جهت بهبود وضعیت زنان روستایی شهرستان رستم (فارس) انجام شده است.
روش: جامعه آماری تحقیق، 10327 از خانوارهای روستایی شهرستان رستم بود که با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ای به حجم 330 نفر انتخاب گردید. به منظور سنجش ضریب اعتبار پرسشنامه، آزمون پیش آهنگی انجام شدکه ضریب اطمینان کرونباخ آن بیش از 79% به دست آمد. در تجزیه و تحلیل داده ها نیز، از روش تحلیل عاملی، رگرسیون گام به گام،کای اسکوئر استفاده شده است.
یافته های تحقیق: نتایج تحقیق نشان می دهد که مهم ترین عوامل مؤثر بر توانمندسازی زنان روستایی، همکاری آنان در فعالیت های اقتصادی، عوامل فردی و اجتماعی است که مقدار واریانس تجمعی تبیین شده توسط این عوامل 80/55 می باشد. علاوه بر این، اساسی ترین موانع موجود در مسیر توانمندسازی زنان عواملی نظیر نبود فرصت های شغلی، پایین بودن میزان تحصیلات، وجود تعصبات خانوادگی و نبود حمایت های قانونی و شبکه ارتباطی می باشد که این چهار متغیر، در مجموع قادر به تبیین حدود 55% از تغییرات متغیر وابسته (عامل عدم توانمندی اجتماعی اقتصادی زنان) می باشند. در نهایت، متغیرهای مذکور، در سطح 99%، با موانع توانمندسازی زنان دارای رابطه مثبت و معنا داریمی باشند. بنابراین، برای ارتقاء توانایی زنان روستایی شهرستان رستم در فعالیت های اجتماعی، اقتصادی و برنامه ریزی جهت گسترش مشارکت آنان، حذف این موانع ضروری می باشد.
راهکارهای عملی: در برنامه ریزی های روستایی در آینده ، لزوم توجه به عوامل ذکر شده ضروری می باشد. به بیان دیگر، مسئولین باید به دنبال روش هایی برای افزایش انگیزه زنان روستایی، به منظور شکوفایی استعدادها و توانایی های آنان و ایجاد زمینه های لازم برای بکارگیری این استعدادها باشند.
اصالت و ارزش: در کشورهای در حال توسعه، با وجود این که زنان در اجتماعات روستایی نقش حیاتی ایفا می کنند، اما توانایی آنان به میزان بسیار کمتری ارزش گذاری شده است. بر این اساس، شناسایی عوامل مؤثر بر توانمندسازی زنان روستایی که تقریباً نیمی از جمعیت فعال جامعه را تشکیل می دهند، می تواند در جهت افزایش توانایی این زنان، مؤثر واقع شود.
شهر نشان دار به مثابه شهر زمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در شهرهای عصر حاضر که اجزای آن به طور مداوم افزوده شده و دستخوش تحولات متعددی می شوند، سازوکار انسجام شهر در تمامی وجوه، اعم از اجتماعی ـ فرهنگی، کالبدی و زیبایی شناختی با مشکلات فراوانی رو به رو است. برای پیشگیری از ظهور و تشدید چند گانگی در ساختارهای همنشین شهری که طی قرون متمادی شکل گرفته اند، بالا بردن توانایی ها و مهارت ها برای دربرگیری و تلفیق این اجزای نوظهور و گاه پراکنده در یک کل منسجم و معنا دار ضروری است.این نوشتار بر آن است که به شناخت فرایندهای انسجام ساختارهای جدید در شهر و رفع تقابل ویژگی های شهرها در گذشته با شهرهای توسعه یافتة جدید بپردازد که این مهم از طریق بازشناسی بخش های پایدار در تغییر و تداوم نظام های نشانه ای در گذر زمان و با تأکید بر زمینة بروز و ظهور آنها صورت می گیرد. تبدیل ساختارهای چندگانه به ساختاری منسجم، نیازمند آگاهی از نشان داری در شهرها است. لذا در این پژوهش، دستیابی به روشی برای بررسی و اخذ نشانه ها و طبقه بندی آنها در یک نظام نشانه ای که از فرهنگ، باورها، تاریخ و ارزش های حاکم بر جامعه و سایر موضوع های مرتبط نشئت می گیرد، با تأکید بر زمینه گرایی نشانه های شهری به مثابه رهیافت اصلی، مورد نظر است.
کاربرد شاخص تنوع غذایی در بررسی وضعیت امنیت غذایی مناطق روستایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی عملکرد تغذیه ای خانوارها ابزاری مناسب برای تشخیص میزان دسترسی آنها به مواد غذایی است. از این رو، برای بررسی وضعیت امنیت غذایی مناطق روستایی کشور، از سه شاخص «میانگین نسبت کفایت غذایی»، «بری» و «آنتروپی» در قالب شاخص های تنوع غذایی استفاده می شود. نتایج نشان می دهد که دهک های پایین درآمدی از تغذیه ای قابل قبول برخوردار نیستند و مواد مغذی به اندازة کافی به آنها نمی رسد؛ همچنین، گروه های کم درآمد نسبت به گروه های پر درآمد از تنوع کمتری در مصرف اقلام خوراکی برخوردارند، که می توان آن را ناشی از درآمد اندک خانوارهای دهک های اولیه دانست. از این رو، توصیه می شود که دولت به شناسایی خانوارهایی بپردازد که با توجه به نقشة امنیت غذایی در کشور، نیاز به حمایت دارند و همچنین، هدفمندی نظام پرداخت یارانه را بر اساس کالاهایی که نقش اساسی در تأمین انرژی هر فرد دارند، در دستور کار خود قرار دهد.
تأثیر فرهنگ سازمانی بر عملکرد سازمان با نقش میانجی نوآوری (مطالعة موردی: شهرک صنعتی ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی تأثیر ارتباط فرهنگ سازمانی بر عملکرد سازمان با نقش میانجیِ نوآوری، نگاشته شده است. روش تحقیق در این مقاله از نوع توصیفی - همبستگی و بر مبنای هدف، کاربردی می باشد. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه و جامعة آماری تحقیق، مدیران ارشد و میانی شرکت های صنعتی ایلام است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 162 نفر، محاسبه و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار LISREL استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که فرهنگ های سازمانی (گروهی، منطقی، توسعه ای، سلسله مراتبی) با نقش میانجیِ نوآوری بر عملکرد سازمان، تأثیرات مثبت و معناداری دارند و میزان تأثیرپذیری فرهنگ گروهی با میانجی گری نوآوری بر عملکرد، قوی تر از سایر فرهنگ ها می باشد؛ به علاوه، نتایج آزمون، نشان می دهد که مدل از برازشِ خوبی برخوردار است.
" ا رزیابی مکان گزینی شهرهای جدید با استفاده از مدل توان اکولوژیکی (مورد: هشتگرد، پرند، اندیشه) "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"ایجاد و گسترش شهرهای جدید، یکی از سیاست های اساسی دولت جمهوری اسلامی ایران در چارچوب سامان دهی جمعیت کلان شهرهای کشور است. با توجه به این که مهم ترین شاخص های مکان یابی شهر جدید عبارت از شاخص های فیزیکی، منابع محلی و زیست محیطی است، هدف از این مطالعه، بررسی توان طبیعی مکان های در نظر گرفته شده برای ایجاد سه شهر جدید هشتگرد، پرند و اندیشه، با استفاده از الگوی توان اکولوژیکی شهری و روستایی است. با توجه به مطالعات انجام شده، مشخص گردید که از سه شهر مورد مطالعه، شهر جدید هشتگرد دارای بهترین وضعیت به منظور توسعه آتی از لحاظ طبیعی است و شهرهای بعدی در درجه دوم و سوم اهمیت قرار دارند. لذا در این روستا و با توجه به یافته های مطالعه، نتیجه گیری و پیشنهادهای لازم ارایه گردید.
"