جامعه شناسی همواره خود را مکلف به بررسی مسایل مختلف اجتماعی دانسته است. براین اساس تلاش بسیاری از جامعه شناسان آن بوده است تا مجموعه معضلات پیچیده، به هم پیوسته و چند لایهای را که تحت عنوان توسعه نایافتگی مورد اشاره قرار می گیرند، از خلال تدوین سیاست های دگرگونی اجتماعی متناسب برطرف نمایند. فرآورده ها و نتایج این تلاش هم اکنون در قالب الگوهای مختلف دگرگونی ساختاری و توسعه صورت بندی و مشخص گردیده اند. الگوهای مزبور می کوشند تا از خلال پذیرش مفروضاتی خاص برای تحقق غایت مطلوب (توسعه) چارچوبی فراهم آورند که در درون آن بتوان دگرگونی اجتماعی را به سوی هدف نهایی هدایت کرد. اما ناکامی هایی که این برنامه هایی تغییر اجتماعی با آنها مواجه بوده اند، لزوم بازاندیشی در مفروضات بنیادین آن ها را ضروری ساخته است. مقاله حاضر ابتدا به تشریح برخی مفاهیم اساسی در این رابطه می پردازد و سپس با استفاده از روش اسنادی به تشریح برخی علل موثر بر فرجام نامطلوب بسیاری سیاست های دگرگونی ساختاری معطوف به توسعه خواهد پرداخت. در این راستا هم چنین به برخی از تجربیات عینی و ملموس در کشورهای مختلف اشاره خواهد شد که هر یک نمونه از تلاش های قرین موفقیت یا کوشش های منتهی به شکست را مشخص می سازند. در نهایت، دشواری های تحقق اهداف توسعه گرایانه از یک سو و ناکامی های متعدد در مسیر تحقق توسعه از سوی دیگر، با تعبیر بن بست در الگوهای توسعه یا بحران در سیاست های دگرگونی ساختاری توصیف شده اند. این همه هم چنین می تواند نشانگر وجود چالش هایی جدی نظری و یا بنبست های تئوریک درباره نقش کارگزاری های اصلی در سیاست هایی دگرگونی ساختاری هم چون دولت باشد و لزوم بازاندیشی در این باره را بازگو نماید.
گسترش وسیع مطالعات فرهنگی در سه دهه اخیر در متن مباحثاتی که میان مدرنیسم و پست مدرنیسم در گرفته، باعث شده است که زندگی روزمره به عنوان مقوله ای در خور اهمیت قلمداد شود. با توسعه مصرف گرایی و تبلیغات که هر دو زندگی روزمره را هدف قرار داده اند، مطالعات نقادانه فلسفی و جامعه شناختی زندگی روزمره، به وظیفه مهم متفکران انتقادی بدل شده است و آنان به طرق مختلف این وظیفه را انجام دادهاند.«رولان باروت» گرفته تا «تئودور آدورنو» و «هانری لفور» و «یورگن هابرماس» هر یک از منظری، زندگی روزمره را موشکافانه بررسی کرده اند اگر وظیفه تفکر انتقادی را دستیابی به امر انضمامی متصور شویم، حرکت از سوژه گرایی دکارتی به زیست - جهان را باید حرکتی در جهت رسیدن به این امر انضمامی بدانیم. این مقاله نشان می دهد که چگونه زندگی روزمره به معضله ای بدل شد که هم از حیث نظری و هم از حیث کنش اجتماعی، باید در بررسی و حل آن کوشید. آرای متفکرانی که برای حل این معضل کوشیده اند مورد بررسی قرار گرفته است و راه های برون رفت از مخمصه های زندگی روزمره در عصر مدرن نیز خاطر نشان شده است
با توجه به اینکه منابع انسانی ارزشمندترین منابعی هستند که کشورهای درحال توسعه میتوانند از آنها برای نیل به توسعه بهره ببرند، لازم است که این جوامع در خصوص آموزش نیروی انسانی برنامهریزی کنند. دانشگاهها بهترین مراکزی هستند که در هر کشور به تربیت نیروی انسانی مورد نیاز جامعه میپردازند. سازمانهای آموزش و پرورش میتوانند با همکاری دانشگاهها نیروی انسانی مورد نیاز خود را تامین کنند. هدف از ارایه این مقاله آشنایی با علل گرایش معلمان دوره ابتدایی استان کردستان به تحصیل در دوره های آموزش عالی و ترتیب اولویت آنهاست.
روش تحقیق پیمایشی و برای جمعآوری اطلاعات از یک پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی استان کردستان است که در مراکز آموزش عالی به تحصیل مشغول هستند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقهای 260 نفر شامل 93 نفر زن و 167 نفر مرد انتخاب شدند که با ارسال پرسشنامه، اطلاعات از آنها جمع آوری شد.
برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون t ، تجزیه و تحلیل رگرسیون چند متغیری و تحلیل واریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که نیاز به ارتقای پایگاه اجتماعی (B=1.195)، نیاز به افزایش توانایی کاربرد دانش و مهارتهای شغلی(B=0.546)، تمایل به تدریس در دورههای بالاتر تحصیلی (B=-0.346) و تمایل به احراز مشاغل بالاتر و مهمتر(B=-0502) بیشترین تاثیر را در گرایش معلمان دوره ابتدایی استان کردستان به تحصیل در دورههای آموزش عالی دارند.
در پایان با استفاده از دو روش کتابخانهای و میدانی و بهره گرفتن از یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل رگرسیون و ماتریس همبستگی(رابطه هر یک از متغیرها)، با استفاده از روش تحلیل مسیر نتیجه مطالعه به صورت یک مدل ترکیبی نظری – تجربی ارایه شده است.
این مقاله به بررسی و تحلیل بازاندیشی مصرف کنندگان و مصرف تظاهری آنان در محیط ارتباطات سیار می پردازد. تلفن همراه با عنوان وسیله ارتباطی سیار و همراه موجب بازاندیشی مصرف کننده و همچنین بروز رفتارهای تظاهری در بین آنان شده است. در این مقاله استدلال می شود که چگونه مصرف کننده ایرانی تلفن همراه نوع تازه ای از رفتار مصرف کننده را به نمایش گذاشته و چگونه امکان استفاده از تلفن همراه به ارزشی اجتماعی تبدیل شده است. در این مقاله برخی موضوعات در خصوص ماهیت تغییر یابنده سبک زندگی ایرانیان مورد توجه قرار می گیرند که به خاطر ورود تلفن های همراه به بازار مصرف ایران بروز کرده است: اینکه آیا مردان بیشتر از زنان وقت خود را با صحبت های تلفنی می گذرانند؛ اینکه آیا استفاده از تلفن های همراه فقط به گروه های سنی مشخصی اختصاص دارد؛ اینکه آیا طبقه و ثروت در تملک تلفن های همراه نقشی اساسی دارد یا نه؛ و اینکه آیا گسترش فرهنگ استفاده از تلفن های همراه موجب کاهش استفاده از باجه های تلفن همگانی خواهد شد؟ نویسنده خاطرنشان می کند که تلفن همراه با از بین بردن سلسله مراتب قدیمی موجب ایجاد فضای فردگرایانه گسترده تری می گردد.
در این پژوهش به بررسی اثرات آموزش های آگاه سازی (فردی و شغلی)، کارآفرینی و مشاوره گروهی بر عزت نفس و گرایش های کارآفرینی زنان سرپرست خانواده شهر تهران پرداخته می شود. نمونه مورد پژوهش 193 نفر از زنان 58 ـ 18 ساله بودند که از مجتمع های واقع در دو منطقه شرق و غرب بهزیستی شهرستان تهران، کمیته امداد امام خمینی (ره) در منطقه شرق و یک سازمان غیردولتی زنان تحت عنوان «کانون مهر» در منطقه غرب تهران به طور تصادفی انتخاب شدند. مشاوره گروهی، هفته ای دو جلسه (هر جلسه به مدت 2 ساعت و جمعاً 32 ساعت در طی مدت 2 ماه) برای هر یک از گروه های نمونه انجام شد. چهار گروه نمونه هر یک به مدت 70 ساعت و جمعاً 280 ساعت تحت آموزش های آگاه سازی و کارآفرینی، قرار گرفتند. یک هفته بعد از آخرین جلسه آموزش آگاه سازی (فردی و شغلی) و کارآفرینی، پس آزمون برای هر چهار گروه اجرا شد. ابزار استفاده شده در پژوهش، پرسشنامه اطلاعات فردی و شغلی، پرسشنامه عزت نفس کوپراسمیت و پرسشنامه ارزیابی کارآفرینی بود. برای تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده از روش های آمار توصیفی، میانگین و انحراف معیار و نیز آمار استنباطی، t استیودنت گروه های هم بسته و MANOVA استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که برنامه مشاوره گروهی بر عزت نفس زنان سرپرست خانوار (بی سرپرست و بدسرپرست) تاثیر دارد. همچنین برنامه های آموزشی آگاه سازی (فردی و شغلی) و کارآفرینی بر عزت نفس و گرایش های کارآفرینی زنان سرپرست خانواده مؤثر است.