جامعه شناسی همواره خود را مکلف به بررسی مسایل مختلف اجتماعی دانسته است. براین اساس تلاش بسیاری از جامعه شناسان آن بوده است تا مجموعه معضلات پیچیده، به هم پیوسته و چند لایهای را که تحت عنوان توسعه نایافتگی مورد اشاره قرار می گیرند، از خلال تدوین سیاست های دگرگونی اجتماعی متناسب برطرف نمایند. فرآورده ها و نتایج این تلاش هم اکنون در قالب الگوهای مختلف دگرگونی ساختاری و توسعه صورت بندی و مشخص گردیده اند. الگوهای مزبور می کوشند تا از خلال پذیرش مفروضاتی خاص برای تحقق غایت مطلوب (توسعه) چارچوبی فراهم آورند که در درون آن بتوان دگرگونی اجتماعی را به سوی هدف نهایی هدایت کرد. اما ناکامی هایی که این برنامه هایی تغییر اجتماعی با آنها مواجه بوده اند، لزوم بازاندیشی در مفروضات بنیادین آن ها را ضروری ساخته است. مقاله حاضر ابتدا به تشریح برخی مفاهیم اساسی در این رابطه می پردازد و سپس با استفاده از روش اسنادی به تشریح برخی علل موثر بر فرجام نامطلوب بسیاری سیاست های دگرگونی ساختاری معطوف به توسعه خواهد پرداخت. در این راستا هم چنین به برخی از تجربیات عینی و ملموس در کشورهای مختلف اشاره خواهد شد که هر یک نمونه از تلاش های قرین موفقیت یا کوشش های منتهی به شکست را مشخص می سازند. در نهایت، دشواری های تحقق اهداف توسعه گرایانه از یک سو و ناکامی های متعدد در مسیر تحقق توسعه از سوی دیگر، با تعبیر بن بست در الگوهای توسعه یا بحران در سیاست های دگرگونی ساختاری توصیف شده اند. این همه هم چنین می تواند نشانگر وجود چالش هایی جدی نظری و یا بنبست های تئوریک درباره نقش کارگزاری های اصلی در سیاست هایی دگرگونی ساختاری هم چون دولت باشد و لزوم بازاندیشی در این باره را بازگو نماید.
این مقاله به بررسی و تحلیل بازاندیشی مصرف کنندگان و مصرف تظاهری آنان در محیط ارتباطات سیار می پردازد. تلفن همراه با عنوان وسیله ارتباطی سیار و همراه موجب بازاندیشی مصرف کننده و همچنین بروز رفتارهای تظاهری در بین آنان شده است. در این مقاله استدلال می شود که چگونه مصرف کننده ایرانی تلفن همراه نوع تازه ای از رفتار مصرف کننده را به نمایش گذاشته و چگونه امکان استفاده از تلفن همراه به ارزشی اجتماعی تبدیل شده است. در این مقاله برخی موضوعات در خصوص ماهیت تغییر یابنده سبک زندگی ایرانیان مورد توجه قرار می گیرند که به خاطر ورود تلفن های همراه به بازار مصرف ایران بروز کرده است: اینکه آیا مردان بیشتر از زنان وقت خود را با صحبت های تلفنی می گذرانند؛ اینکه آیا استفاده از تلفن های همراه فقط به گروه های سنی مشخصی اختصاص دارد؛ اینکه آیا طبقه و ثروت در تملک تلفن های همراه نقشی اساسی دارد یا نه؛ و اینکه آیا گسترش فرهنگ استفاده از تلفن های همراه موجب کاهش استفاده از باجه های تلفن همگانی خواهد شد؟ نویسنده خاطرنشان می کند که تلفن همراه با از بین بردن سلسله مراتب قدیمی موجب ایجاد فضای فردگرایانه گسترده تری می گردد.
"جهانی شدن وجوه مختلفی دارد. یکی از مهم ترین وجوه آن که به شدت بر سازوکارهای نابرابری و فقر تاثیر می گذارد، تحرک و آزادسازی سرمایه است. این تحرک علاوه بر ایجاد محدودیت برای نیروی کار در جهت کسب حداقل های معیشتی، با قدرت چانه زنی بالای خود در زمینه کاهش مالیات ها، به کاهش قدرت دولت ها جهت برقراری حمایت های لازم اجتماعی از نیروی کار و مردمی، که به شدت از نابرابری ها رنج می برند، می شود. کاهش حمایت های اجتماعی، فقر درآمدی را به فقر قابلیتی تبدیل می کند و پیامد ناگزیر آن استمرار و تشدید در فقر و نابرابری است. بررسی ارقام مربوط به برخی از سازوکارهای مرتبط با فقر نیز در ایران موید همین اثرگذاری می باشد. جهانی شدن با رویکرد لیبرالی در این عرصه اثرات منفی زیادی بر سطح زندگی اکثریت مردم گذاشته است و بسیاری چاره کار را در تلاش جهت تغییر رویکرد جهانی شدن از رویکرد بازار محور به رویکرد مردم محور دانسته اند و چاره را در گام نخست در بازیابی قدرت دولت ها جهت برقراری گسترده حمایت های اجتماعی و اعمال نظارت های اجتماعی بر سرمایه می دانند.
"
به منظور مقایسه گرایش ارزشی اولیاء و جوانان خانوارهای شهرستان سنندج در سال1381 با عنایت به جنسیت، نسبت فامیلی، سن و پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی از میان کلیه خانوارهای دارای جوانان 15 تا 24 سال شهرستان سنندج به شیوه نمونه گیری چند مرحله ای تصادفی 1600 نفر (800 نفر اولیاء و 800 نفر جوان) از 40 خوشه شهری انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و سنجه دوازده ارزشی اینگلهارت اطلاعات لازم گردآوری شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بیانگر آن است که گرایش ارزشی اولیاء مادی و گرایش ارزشی جوانان فرامادی است و بین گرایش ارزشی اولیاء و جوانان تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین یافته ها بیانگر آن است که جنسیت بر روی گرایش ارزشی اثر اصلی و در ارتباط با گروه اثر متقابل معنی داری ندارد. اما نتایج مبین آن است که بین گرایش ارزشی افراد گروه نمونه با توجه به نسبت فامیلی آن ها تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که بین گرایش ارزشی افراد گروه نمونه با توجه به سن آن ها تفاوت معنی داری وجود دارد. در ضمن نتایج حاکی از آن است که پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی بر روی گرایش ارزشی اثر اصلی معنی داری دارد. یعنی گرایش ارزشی طبقات پائین و بالای اجتماعی ـ اقتصادی مادی است در حالی که گرایش ارزشی طبقه متوسط فرامادی می باشد.
"طرح بحث: این مطالعه با هدف مرور سیستماتیک پژوهش های مربوط به مصرف مواد در دانش آموزان ایرانی انجام شده است.
روش تحقیق: اسناد مرور شده شامل مقالات منتشر شده در مجلات علمی داخلی و خارجی، پایان نامه ها، مقالات ارایه شده در کنگره ها و گزارش های سازمانی بوده است. نتایج بر اساس شیوع مصرف مواد اپیوییدی (افیونی)، الکل، حشیش و ماری جوانا، کوکایین، مواد نیروزا، اسکتازی و LSD در طول عمر، درماه گذشته، مصرف روزانه و نسبت دانش آموزان در جمعیت معتادان ارایه شده است.
یافته ها: این مطالعه حاکی از آن است که تمام مطالعات انجام شده مربوط به سال های 1379 تا 1383 بوده است. تعداد زیادی از این مطالعات اشکالات متدولوژیک داشته است؛ معهذا الکل و پس از آن تریاک و حشیش و شایع ترین مواد مورد مصرف در دانش آموزان را تشکیل می دهند. همچنین تعداد دانش آموزان معتاد به مواد اپیوییدی در کشور را می توان بین شش هزار تا ده هزار نفر تخمین زد.
نتیجه: انجام مطالعات ملی در این زمینه با متدلوژی صحیح و پیش بینی روش های صحیح پایش تغییرات شیوع و الگوهای مصرف مواد در دانش آموزان به تفکیک مقاطع مختلف تحصیلی و جنسیت ضرورت دارد."
"این نوشتار در صدد است تا ملاک تعیین بخشیدن به هویت فرد را در جامعه از منظر جماعت گرایانی چون السدیر مک اینتایر، مایکل ساندل، چارلز تیلور و تاحدی مایکل والزر توضیح دهد. بر این اساس، روشن خواهیم نمود که این مکتب، ملاک تعیین بخشیدن به هویت فرد در جامعه را در هویت های جماعتی جست و جو میکند. این ملاک در نقطه ی مقابل هویت از پیش فردیت یافته ی لیبرالی (به روایت جان راولز) قرار دارد. در این راستا مکتب جماعتگرایی با بهره گیری از روش شناسی زمینهگرا و با تاکید بر ویژگی های اساسی نوفضیلت گرایی سیاسی تلاش دارد تا تقدم بخشیدن به هویتهای جماعتی را به مثابه ی بهترین و عادلانه ترین تنظیمات در سیاستگذاری عمومی مطرح نماید.
بدین ترتیب، در این نوشتار، روشن خواهد شد که اولا، روش شناسی زمینه گرای جماعت گرایان در تقابل با روش شناسی جهان شمول و بنیان گرای لیبرال ها قرار دارد. ثانیا جماعت گرایی در فضیلت گرایی فلسفی و سیاسی یونان باستان ریشه دارد. ثالثا، نگرش نوفضلیت گرایی سیاسی در باب هویت انسانی بر هویت های جماعتی تاکید دارد. رابعا، تقدم بخشیدن به هویتهای گروهی و جماعتی، لزوما روی کردی تحمیل گر در باب سیاستگذاری عمومی نیست و به بیان دیگر، جماعتها آزادی و فردیت ما را انکار نمینمایند."