سخن از هویت ایرانی و بنیادهای آن، مستلزم ورود به حوزه اندیشه سیاسی ایرانی است. اگر هویت را به مثابه فرایند «ساخت معنا و آگاهی» در نظر بگیریم، فرایندی که بر مختصات فرهنگی ایران زمین استوار بوده است، بدیهی است که باید از اسطوره و حماسه به عنوان دو بنیاد هویت ایرانی یاد کنیم. مقاله حاضر به این پرسش اساسی می پردازد که چرا و چگونه اسطوره و حماسه در تکوین هویت ایرانی نقش داشته اند. فرضیه ای که مورد سنجش قرار می گیرد، این است که اسطوره و حماسه به مثابه نخستین و کهن ترین خاستگاه اندیشه ایرانی، با ظهور کارکرد سیاسی و اجتماعی مشترک یعنی لزوم هماهنگی میان نظام جامعه و نظام کائنات، نقش برجسته ای در تکوین هویت ایرانی داشته اند. رهاورد این کارکرد مشترک در گستره اندیشه سیاسی ایرانی، حفظ و تقویت همبستگی و انسجام ایرانیان بوده است.
"تنوع فرهنگی واقعیت کهن جوامع بشری است؛ اما ایدئولوژی، گفتمان و سیاست چند فرهنگ باوری موضوعی فاقد قدمت است که خاستگاه زمانی آن دهه 1970.م و آغازگاه مکانی آن آمریکای شمالی، استرالیا و سپس اروپای غربی می باشد. این آموزه فکری و راهنمای سیاستگذاری اگرچه با تاخیر پای در قاموس سیاست و مطالعات فرهنگی نهاد؛ اما به دلیل ارتباط وثیق با موضوعاتی چون جهانی شدن، شهروندی، اقلیت ها، سیاست گذاری عمومی، جنبش های نوین اجتماعی، ملت سازی و از همه مهمتر موضوع هویت، انسجام جامعه ای و همبستگی ملی، با شتاب فزاینده ای در کانون توجه متفکران و سیاستمداران قرار گرفته است.
چند فرهنگ باوری به معنای به رسمیت شناختن «تفاوت» و احترام به تنوع فرهنگی در حوزه عمومی به عنوان جزء مشروع و مطلوب جوامع، با موضوع انسجام اجتماعی و همبستگی ملی رابطه نزدیکی دارد. هدف این مقاله رویکردی انتقادی به این ارتباط است. بدین منظور پس از بررسی معناشناختی چند فرهنگ باوری و مطالعه عوامل موثر در گسترش آن، به بررسی نسبت چند فرهنگ باوری و همبستگی ملی و انسجام اجتماعی پرداخته و ضمن اذعان به وجود برخی آثار و پیامدهای مثبت چند فرهنگی از یک سو، و چند بعدی بودن انتقادات وارده بر این نظام فکری از سوی دیگر، فقط کارکرد ضد انسجامی آن را مورد مداقه قرار داده است."
مقاله حاضر به مطالعه موسیقی در زمینه اجتماعی آن می پردازد. در این مقاله از میان انواع موسیقی هایی که جوانان ایران بدان گرایش دارند، موسیقی پاپ به دلیل توجه گسترده جوانان به آن مورد بررسی قرار می گیرد. نویسندگان این مقاله با مطالعه جایگاه دو نوع موسیقی پاپ غیر مجاز و مجاز در خرده فرهنگ جوانان ایران قصد دارند دلایل توجه جوانان به این دو نوع موسیقی را بررسی نمایند. اطلاعات این پژوهش به روش پیمایشی در تابستان 1381 از بین جامعه جوانان شهر اصفهان و با استفاده از پرسشنامه گردآوری شده است. با این وجود از مطالعه اسنادی نیز برای گردآوری برخی استنادات – به ویژه در ارتباط با بحث خرده فرهنگ جوانان – بهره جستهایم. نتایج این پژوهش نشان می دهد جوانان شهر اصفهان گرایش بیشتری به موسیقی پاپ غیر مجاز دارند و آن را شادتر از موسیقی پاپ مجاز می دانند و برخی شباهت های موسیقی پاپ مجاز به موسیقی پاپ غیر مجاز را می توان از دلایل گرایش جوانان به موسیقی پاپ مجاز دانست.
تحقیق حاضر به بررسی نگرش اعضای هیات علمی درباره دلایل مهاجرت نخبگان علمی به خارج از کشور می پردازد و در توجه به دو دسته از عوامل رانش (دافعه های داخلی) و عوامل کششی (جاذبه های خارجی) طراحی گردیده است. نوع تحقیق توصیفی بوده و جمعیت مورد مطالعه آن را کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه مازندران تشکیل می دهد. نتایج حاصل از این نظر سنجی نشان می دهد که عواملی نظیر « عدم توجه اجتماعی به ارزش فعالیت های علمی؛ نبود تسهیلات لازم برای پژوهش، پایین بودن حقوق و دستمزد و احساس وجود تبعیض و نابرابری» به طور «خیلی زیاد» و «زیاد» به عنوان عوامل رانشی در مهاجرت نخبگان علمی به خارج از کشور موثر هستند. عوامل سیاسی مانند «وجود فشارهای سیاسی و نبود آزادی در ابراز عقیده» اهمیت چندانی در نظر اعضای هیات علمی نداشته است. نتایج این تحقیق همچنین نشان می دهد «امکانات مادی و رفاهی بهتر برای زندگی، ارتقای رشد علمی و حرفه ای، وجود فرصت های شغلی بهتر، دسترسی به دستمزد بیشتر، آسایش روانی و اجتماعی بهتر برای خود و خانواده، علاقه به زندگی در یک جامعه بدون احساس تبعیض و نهایتا ارتباط بهتر با نیازهای جامعه خارجی» به ترتیب در دیدگاه اعضای هیات علمی به عنوان عوامل کششی قلمداد شدند.
"در مورد وضعیت اجتماع علمی در رشته های مختلف، پژوهش های اندکی در ایران صورت گرفته است. اجتماعات علمی با ایجاد فضای هنجاری و تامین کنترل اجتماعی در تکوین معرفتی و اصلاح فرایندهای آموزشی و پژوهشی نقش برجسته ای دارند. فقدان تربیت موثر دانشجویان و تولید ناچیز دانش و نیز بسیاری از نارسایی ها و کاستی های دیگر را می توان به طور مستقیم ناشی از ضعف تعاملات و ارتباطات در بین اساتید و پژوهشگران رشته های علمی دانست.
این مقاله ضمن طرح نظریات جامعه شناختی در مورد اهمیت تعاملات و روابط بین کارگزاران دانش در بهبود و ارتقای فعالیت های علمی، براساس پژوهش انجام شده در میان برخی از اساتید رشته های علوم اجتماعی در تهران به توصیف وضعیت اجتماعی علمی در این رشته می پردازد. یافته های این مطالعه نشان می دهد که اساتید و پژوهشگران علوم اجتماعی همکاری های پژوهشی اندکی با همدیگر دارند و ارتباطات و تعاملات بین آنها در سطوح سازمانی و انجمنی پایین می باشد"
در پژوهش حاضر، شیوه های نظارت و راهنمایی موجود و مطلوب مدیران مدارس بر اساس نظریه سرجیوانی و استارات، طی سه سبک نظارتیِ مبتنی بر مدیریت کلاسیک، روابط انسانی و منابع انسانی مورد بررسی قرار گرفته است. روش پژوهش، توصیفی و از نوع پیمایشی است. حجم نمونه شامل 500 نفر از معلمان دوره ابتدایی استان اصفهان است که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، طبقه ای متناسب با حجم و تصادفی ساده انتخاب شده اند. ابزار اندازه گیری داده ها، پرسشنامه 96 سؤالی محقق ساخته بر اساس نظریه سرجیوانی و استارت بوده که به طور همزمان، وضع موجود و مطلوب نظارت و راهنمایی در مدارس را در مقیاس لیکرت مورد بررسی قرار داده و پایایی آن نیز بر مبنای محاسبه ضریب آلفای کرانباخ در مجموع 96/0 بوده است. داده های پژوهش در دو سطح توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل آماری شده اند. عمده ترین یافته های پژوهش حاکی از آن است که؛ 1) مدیران مدارس در حال حاضر از سبک نظارت و راهنمایی کلاسیک در حد متوسط و از سبک های روابط انسانی و منابع انسانی در حد زیاد استفاده می کنند، 2) معلمان میزان مطلوبیت رفتارهای نظارتی مبتنی بر سبک کلاسیک را در حد متوسط و سبک های روابط انسانی و منابع انسانی را در حد زیاد ارزیابی کرده اند، 3) بین میزان استفاده کنونی و وضع مطلوب بهره گیری مدیران از سبک نظارتی کلاسیک تفاوت معنادار وجود ندارد، ولی بین میزان استفاده کنونی و وضع مطلوب بهره گیری مدیران از سبک های نظارتی روابط انسانی و منابع انسانی تفاوت معنادار وجود داشته است، 4) بین میزان استفاده از سبک های نظارتی تفاوت معنادار وجود داشته است، بدین نحو که مدیران در درجه اول، سبک نظارتی روابط انسانی، در مرتبه دوم سبک نظارتی منابع انسانی و در مرتبه سوم، سبک نظارتی کلاسیک را به اجرا می گذارند، 5) بین میزان مطلوبیت سبک های نظارتی سه گانه، تفاوت معنادار وجود دارد، به این شکل که معلمان در درجه اول، سبک نظارتی روابط انسانی، در مرتبه دوم سبک نظارتی منابع انسانی و در مرتبه سوم، سبک نظارتی کلاسیک را مطلوب تلقی کرده اند، 6) بین میزان استفاده از سبک های نظارت و راهنمایی کنونی و میزان مطلوبیت بهره گیری از آن ها با عنایت به متغیرهای تعدیل کننده مورد بررسی، تفاوت های معنادار وجود داشته است.
انگیزش در کار، پدیده ای چندوجهی است که نمی توان آن را مستقیماً به وسیله یک متغیر واحد سنجید، انگیزش در کار به صورت مجموعه ای از نیروهای درونی و بیرونی است که آغاز، شکل، جهت، شدت و مدت رفتار مربوط به کاری را تعیین می کند. همچنین انگیزش در کار، نتیجه تلفیق خصیصه های فردی، ماهیت کار و ویژگی های محیط کاری است. هر چند برای تبیین، توجیه، تشریح و کنترل جنبه های مختلف انگیزش در کار کارکنان، تئوری های گوناگونی ارائه شده اما بیش تر آن ها در یکپارچه ساختن ساحت های گوناگون وجودی انسان و در ارائه چارچوبی جامع در برانگیختگی کارکنان در کارشان فقیرند. مقاله ای که پیش رو دارید، مدلی نسبتاً جامع در زمینه انگیزش در کار کارکنان با ابعاد وجودی زیستی، اجتماعی، روانی و معنوی یک فرد در سازمان است که تحت عنوان «مدل انگیزشی مبتنی بر معنویت کارکنان» طراحی و تبیین شده است. این مدل دارای ابعاد چهارگانه ارتباط فرافردی، ارتباط درون فردی، ارتباط میان فردی و ارتباط برون فردی با نشان گرهای مربوط به آن است که نتیجه اش «معنویت» خواهد بود. به عبارت دیگر، «معنویت» با چهار گونه ارتباط یک فرد با نیروی برتر (خدا)، با خویشتن خویش، با دیگران و با محیط تعریف شده که هر یک از آن ها با بخشی از ساحت های وجودی انسان مربوط می شوند؛ بدین معنا که ارتباط فرافردی با ساحت معنوی، ارتباط درون فردی با ساحت روانی، ارتباط میان فردی با ساحت اجتماعی و ارتباط برون فردی با ساحت زیستی انسان سروکار دارند. همچنین چهار گونه ارتباطاتی مذکور کار با معنا، کار هدفمند، خودشکوفایی در کار و به هم پیوستگی با هر چیز در محیط کاری و طبیعی را به ارمغان خواهند آورد، و سرانجام هر یک از آن ها در انگیزش در کار کارکنان مؤثر خواهند بود. بر اساس تحقیقاتی که به منظور آزمون فرضیه های مدل به روش های تحلیل مسیر و تحلیل عاملی تاییدی در دو سطح صف و ستاد در دانشگاه تهران انجام گرفت، کارکنان دانشگاه تهران بر این عقیده بودند که ارتباط میان فردی و ارتباط برون فردی در انگیزش در کارشان مؤثرند؛ اما در نظر آنان ارتباط فرافردی و ارتباط درون فردی در برانگیختگی در کارشان رابطه ای ندارد.
هدف اساسی پژوهش حاضر، شناسایی عوامل آسیب زای عمده در تربیت دینی دانش آموزان مقطع راهنمایی شهر تهران از دیدگاه مدیران مدارس آن ها بوده است. جامعه آماری، مدیران از مدارس راهنمایی مناطق 19 گانه شهر تهران بوده که در سال تحصیلی 83-1382 در یکی از مدارس راهنمایی به کار اشتغال ...
بعد از خانواده، مهم ترین سازمان مؤثر در تکوین شخصیت و رشد جنبه های مختلف انسان، مدرسه است. بنابراین، رشد مهارت ها و استعدادهای لازم برای زندگی افراد در جامعه باید یکی از اهداف اساسی مدرسه محسوب شود. با توجه به این که آموزش مسائل زندگی خانوادگی به دانش آموزان می تواند در استحکام خانواده و کاهش ناهنجاری هایی از قبیل طلاق نقش داشته باشد؛ این پژوهش درصدد بررسی این موضوع است که از دید دانش آموزان چهار عامل آموزشگاهی: مدیر، دبیر، مشاور، مر بی پرورشی و کتاب های درسی تا چه حد به مسائل زندگی خانوادگی در دبیرستان می پردازند. این تحقیق توصیفی ـ تحلیلی است و جامعه آماری آن را دانش آموزان دختر سال سوم نظام متوسطه نظری در سه شهر یزد، اردکان و میبد تشکیل می دهند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای متناسب با حجم، 210 دانش آموز از جامعه انتخاب گردید. برای جمع آوری داده ها از یک پرسشنامه محقق ساخته شامل 46 سؤال به سبک لیکرت و پنج سؤال باز پاسخ استفاده شد. داده های آن با نرم افزار SPSS در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته های حاصل از پژوهش مشخص نمود که نقش عوامل آموزشگاهی در آموزش مسائل خانواده، از نظر دانش آموزان کمتر از سطح متوسط (3) می باشد. البته نقش این عوامل به نظر آن ها یکسان نبوده، بیشترین تاثیر مربوط به نقش مدیران و کمترین تاثیر مربوط به نقش دبیران بوده است. براساس این یافته ها نتیجه گیری می شود که عملکرد دبیرستان ها در آموزش مسائل زندگی خانوادگی از دید دانش آموزان کمتر از حد مورد انتظار آنان بوده، لازم است برنامه ها و کتاب های آموزشی ویژه ای برای آموزش مسائل زندگی خانوادگی برای دانش آموزان تدارک دیده شود.
" آزادی عمدهترین مقوله مردمسالاری است. آزادی اصل اساس یا ارزش مادر، در هر جامعهای است که موجود بازتولید دو پدیده چشمگیر لازم برای مردمسالاری است: الف- پیدایی و ریشه دوانیدن آگاهی درباره حقوق سیاسی اساسی میان همه یا دستکم اکثریت شهروندان؛ ب- استقرار ساختارهای اجتماعی و سیاسی مطلوب جهت ایجاد و اداره حق مشارکت همگان در اداره امور عمومی. ماهیت مردمسالاری با مطالعه و بررسی شکلهای جدیدترین سامانههای عملاً موجود در جوامع صنعتی پیشرفته امروزین، طی سیر و ضرورت تاریخی آنها، بهتر شناخته میشود. از آنجایی که جوامع صنعتی پیشرفته، اشکال اجتماعی و سیاسی متفاوتی دارند، سامانههای مردمسالارانه نیز با متابعت از این اشکال، انواع گونهگون مردمسالاری را بهوجود میآورند. با ملاحظه تفاسیر متنوع جامعه مدنی، نظریهپردازان دو گونه : محدود و وسیع را معتبر شمردهاند که هرکدام از مبانی محکم و ریشهداری در ادبیات اجتماعی و سیاسی برخوردارند. از اینرو بهنظر میرسد مطرح ساختن مجدد جامعه مدنی و جلب توجهات روی مفاهیم آنها و همچنین طرح، تشریع، شناسایی و توجیه آن، خالی از فایده نباشد. مقاله حاضر با نمایاندن درهم پیچیده بودن پیششرطهای ضروری برای دایر کردن و بهکار انداختن یک مردمسالاری با مشخصهها و اوصاف جامعه مدنی، با تکیه و تاکید بر کنش متقابل موجود بین ایندو، به روشنگری میپردازد. پس از انجام بحثی کوتاه، این پیام را میرساند که با درنظرگرفتن توسعههای اجتماعی و سیاسی عصر ما، به مرور «نسبیت فرهنگی، جای «موجبیت فرهنگی» را میگیرد.
"