فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۴۲۱ تا ۷٬۴۴۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
علت و دلیل در علوم اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علت و دلیل دو مفهوم متفاوت اند نه مترادف. تحویل دلائل به علل ادعایی بدون دلیل است. با توجه به این تفاوت نگاه علت گرایانه در علوم اجتماعی به دنبال شناخت مشابهت های بیرونی و نظم حاکم بر آنهاست. واقعیت این است که در پدیده های طبیعی مشابهت های بیرونی و نظم حاکم بر آنها را می توان مشاهده و آنگاه آن را در قالب رابطه قانونی بیان کرد. از این رو تعقل، اندیشه، اختیار، اعتبارات در این رابطه قانونی تأثیری ندارد ولکن در واقعیت ها و اعمال اجتماعی صرف مشابهت های بیرونی نمی تواند راهبرد منطقی برای درک آنها باشد. زیرا در شکل گیری این نوع اعمال و واقعیت هایی حیات اجتماعی، عنصر آگاهی انسان، اختیار، اعتباراتِ مورد پذیرش او، به عنوان دلیل تأثیر تمام دارد. با توجه به تفاوت واقعیت های طبیعی و اجتماعی، آثار و نتایجی نسبت به روش شناسی، کارکرد روش تجربه، جنس ادراکاتِ تئوری و نظریه علمی، در دو حوزه علوم طبیعی و اجتماعی شکل می گیرد
کنش متقابل اجتماعی از منظر علّامه طباطبائی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
رویکرد تفهمی از منظر مفسران شیعه، ظرفیت فراوانی برای نظریه پردازی در عرصة کنش دارد. یکی از ابعاد اساسی آن تیپ بندی کنش است که می تواند زمینة فهم و تفسیر دقیق تر از کنش اجتماعی افراد را فراهم آورد. مسئلة اصلی این پژوهش تیپ بندی کنش از منظر علّامه طباطبائی و ظرفیت های تفسیری آن با تأکید بر تفسیر المیزان است که با روش تحلیلی به آن پرداخته ایم. کنش از دیدگاه علّامه به انواع اختیاری، اکراهی، اضطراری، کنش های ناشی از ملکات، عادات و عواطف تقسیم می شود که امکان فهم و تفسیر عمیق تر کنش، سنجش میزان عقلانیت حاکم بر جامعه، میزان پایداری الگوهای رفتاری، امکان انتقال الگوهای رفتاری، سنجش میزان نشاط و رضایتمندی بر جامعه، مقایسه و ارزشیابی فرهنگ ها و ترسیم الگوهای رفتاری مطلوب را برای جامعه شناس فراهم می آورد.
بررسی تطبیقی دین وکارکردهای اجتماعی آن از دیدگاه دورکیم و علّامه طباطبائی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
دین به منزلة واقعیتی انکارناپذیر، از جمله پدیده های اجتماعی است که مورد مطالعة بسیاری از دانشمندان علوم انسانی و اجتماعی قرار گرفته است. شاید دورکیم از میان اندیشمندان اجتماعی، معروف ترین جامعه شناسی باشد که دین را به گونة کارکردگرایانه مطالعه کرده است و تحقیقاتش در این زمینه مورد استناد بسیاری از محققان قرار گرفته و می گیرد. البته نگاه کارکردی دورکیم هرچند ممکن است در مقابل کسانی که دین را در زندگی مدرن ناکارآمد می دانند سودمند و تا حدی پاسخ گو باشد، مطالعة عمیق و واقعیت دین نشان می دهد که رویکرد تقلیل گرانة دورکیم نه تنها نتوانسته حقیقت دین و حتی جنبة کارکردی آن را نشان دهد، بلکه تحقیقات سطحی و روبنایی او موجب شده تا بسیاری از محققان نتوانند گوهر دین را که منشأ بسیاری از پیامدهای اجتماعی است به خوبی بشناسند. نوشتار پیش رو، از میان اندیشمندان اسلامی دیدگاه علّامه طباطبائی را که هم تخصص دینی کافی دارد و هم از کارکردهای دین غافل نبوده است، جهت ارزیابی نگاه کارکردگرایانة دورکیم برگزیده است تا در پرتو تطبیق اندیشه های این دو اندیشمند، نشان دهد که حقیقت دین در چنین حد نازلی نیست که دورکیم از مطالعة بیرونی آن بتواند در اختیار محققان و تشنگان حقیقت قرار دهد.
بررسی اولویت های رفاهی در خانواده های منطقة 9 شهر مشهد(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، شناسایی اولویت های رفاهی خانواده هاست. چارچوب نظری پژوهش، نظریة نیازها (مازلو) است و جامعة آماری پژوهش، مجموعة خانواده های منطقة 9 شهر مشهد می باشد که روش پژوهش نمونه گیری چند مرحله ای است. حجم نمونه 120 خانواده و ابزار اندازه گیری، مصاحبه و مشاهده بوده است. یافته ها نشان می دهند که وضعیت اجتماعی- اقتصادی خانوارها با اولویت مادی سطح یک رابطة معکوس و منفی و با اولویت مادی سطح دو و اولویت رفاهی منزلتی رابطة مثبت دارد. همچنین بین نمره وضعیت اقتصادی و قناعت خانواده، و تعداد اولویت های رفاهی مادی خانواده رابطه معکوس وجود دارد.
بسترهای تقنینی و اجرایی تأمین اجتماعی زنان بی سرپرست و بدسرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گستره ای از مسائل و مشکلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی زندگی زنان بی سرپرست و بدسرپرست را به دلیل حذف و یا تضعیف حضور کارکردی همسر آنها تهدید می کند؛ از جمله مواردی که مشکلات عدیده ی این زنان را تقلیل می دهد و مایه ی دلگرمی بیشتر آنها می شود، تأمین زندگی و روشن بودن وضعیت آینده این قشر است که فراهم نمودن حداقل امکانات آن وظیفه ی هر دولتی است. تأمین اجتماعی زنان بی سرپرست و بدسرپرست با لحاظ جایگاه ویژه ی زنان در آموزه های غنی اسلام و فرهنگ کشور ایران از یک سو و اهمیت ایفای رسالت خطیر مادری آنها در تربیت نسل آینده ی کشور از سوی دیگر نظام جمهوری اسلامی را نسبت به این قشر، دغدغه مند کرده است. این پژوهش سعی نموده آخرین وضعیت مربوط به ساختارهای تقنینی و عملکرد نهادهای مجری تأمین اجتماعی زنان بی سرپرست و بدسرپرست را بررسی کند. روش پژوهش کتابخانه ای و اسنادی با رویکرد تحلیلی- توصیفی و استنتاجی است. نتیجه ی پژوهش حاکی است، گرچه تأمین اجتماعی این قشر در اولویت سیاستگذاری های قوانین راهبردی کشور است، اما سایر قوانین و همچنین نهادهای اجرایی، پاسخگوی سیاست های مدنظر قوانین کلان نیستند؛ لذا تغییر سیستم های حمایتی به بیمه ای و تأسیس یک نهاد حمایتی گسترده که خدمات تأمین اجتماعی در کشور را ارائه کند، ضروری است.
بررسی عوامل مؤثر بر بی تفاوتی اجتماعی (مورد مطالعه: شهروندان 18 سال به بالای شهر دزفول)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی علاقگی، بی اعتنایی و بی تفاوتی افراد نسبت به مشارکت اجتماعی- سیاسی، مسئولیت های اجتماعی، فعالیت های دگرخواهانه و درگیری فعال مدنی در مسائل اجتماعی، نشانگر انسان و جامعه ای است که یا با مسأله ای اجتماعی مواجه است و یا تکامل و توسعه لازم را نیافته است. اهداف این پژوهش، بررسی میزان شیوع و عوامل مؤثر بر بی تفاوتی اجتماعی و سنجش همبستگی آن با متغیرهای زمینه ای سن و جنس و پنج متغیر مستقل به منظور تعیین میزان اثرگذاری هر یک از آن ها بر بی تفاوتی اجتماعی بود. پیمایش بر روی نمونه ای 384 نفر از شهروندان 18 سال به بالای شهر دزفول در سال 1392 انجام شد. بین متغیرهای مستقل پایگاه اجتماعی- اقتصادی، احساس ازخودبیگانگی، احساس همدلی، احساس ناامنی، و سرمایه اجتماعی همبستگی معناداری به دست آمد. با توجه به نتایج تحلیل رگرسیون مشخص شد که حدود 30 % تغییرات بی تفاوتی اجتماعی به وسیله پنج متغیر احساس همدلی، احساس ازخودبیگانگی، سرمایه اجتماعی، احساس ناامنی و پایگاه اجتماعی- اقتصادی که به ترتیب تأثیر گذارترین عوامل بر بی تفاوتی اجتماعی شهروندان دزفولی می باشند تبیین شده است.
زنان و بازتولید پدرسالاری (مطالعه موردی: شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در نظر دارد نحوة مواجهة زنان شهر کرمانشاه با نظام پدرسالاری را در بستر حوزة خصوصی مورد بررسی قرار دهد. به این منظور سِیر زندگی آنان متاثر از آموزه های نخستین خانواده تا تثبیت نقش های آنان در قالب همسر-مادر، در پنج مرحله ی کلیشه های جنسیتی، ازدواج، زنانگی ایده آل، حوزة زناشویی و حوزة خصوصی پیگیری می شود. رویکرد نظری مقاله مبتنی بر آراء پیر بوردیو است. روش بررسی مقاله کیفی است. تکنیک گردآوری داده ها بر اساس مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته صورت گرفته است. پاسخ گویان بر حسب شاخص های سرمایة فرهنگی به سه گروه سنتی، مدرن و فرهیخته تقسیم شدند. شاخص های پدرسالاری شامل هویت مردانه، مردمحوری، سلطة مردانه و نقطة ثقل کنترل در میان گروه ها با هم مقایسه و مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل دربردارندة تناوبی در کنش های بازتولیدی و مقاومتی است که بستگی زیادی به سرمایة فرهنگی زنان و تجارب میدانی آن ها در گروه های مذکور دارد. اهمیت تمامی عوامل فوق یکسان نبوده و در مواردی فشار ساختاری ناشی از آن موجب نزدیکی دیدگاه های زنان علی رغم تفاوت های شان بود.
جهان زیست ایرانی و تأثیر آن در نهادمندی سبک زندگی
حوزههای تخصصی:
نیک می دانیم مقوله ی «سبک زندگی» از دهه ی 1970 به این سو توجه ناظران و تحلیل گران علوم اجتماعی و سیاسی را به خود جلب کرده است. امری که بر انواع الگوهای رایج مصرف و بهره گیری از مواد و کالاهای نمادین در میان گروه ها و طبقات مختلف اجتماعی دلالت دارد. به نظر می رسد تحولات رخداده در دو دهه ی اخیر در زمینه های اقتصادی و فرهنگی که با روند جهانی شدن ها نیز تشدید شده است، گفتمان انقلاب اسلامی در ایران به ویژه در عرصه ی فرهنگ و مختصات آن در زمینه ی سبک زندگی، نگاه های ناظران و اصحاب سیاست را به خود معطوف نمود. از این رو، نویسنده در مقاله ی پیش رو، بر آن است به تحلیل این مفروضه ی بنیادین خود بپردازد که در چارچوب «جهان زیست ایرانی» که خود تا حد وسیعی وامدار گفتمان انقلاب اسلامی است، چه شکل و شیوه ای از سبک زندگی معنا و مصداق پیدا می کند؟ بر این اساس جهان زیست ایرانی، در پیوند با اهمیت نهادمند شدن سبک زندگی دارای سه مشخصه ی بنیادین است: ا) سنت مداری ایرانی، 2) سنت مداری اسلامی و 3) پویایی نوگرایی ناشی از پیوند با محیط بیرونی. مقاله ی حاضر ابتدا با استفاده از نظریه ساخت یابی آنتونی گیدنز به توضیح رابطه ی موجود میان جهان زیست و سبک زندگی می پردازد و در بخش بعدی نتایج این امر را در نهادمندی سبک زندگی در جهان زیست ایرانی مورد بررسی قرار می گیرد.
رابطه ی علم و دین: نسبت علم دینی با علوم اجتماعی
حوزههای تخصصی:
مسئله ی اصلی نوشتار حاضر، بررسی رابطه ی علم دینی با علوم اجتماعی رایج و تبیین مساعدت هایی است که علم دینی می تواند برای حل پاره ای از مشکلات علوم اجتماعی داشته باشد. نویسنده پس از مرور مجموعه ی رویکردها یا گفتمان های موجود درباره ی رابطه ی علم و دین، رویکرد تأییدی یا تکمیلی میان علوم دینی و علوم اجتماعی را پذیرفته است و تصریح دارد که علی رغم تفاوت های جدی در موضوع قلمرو و روش دین و علم مبانی و رویکردهای مطرح در اندیشه ی دینی می تواند در رفع مشکلات و خلأهای علوم اجتماعی یاری رساند. تأکید اصلی در این جا بر آن است که اساساً آنچه در حوزه ی علم مهم است، شناخت واقعیت هاست؛ لذا این شناخت از هر نوع منبعی می تواند بهره ببرد. نگارنده بر آن است که دین می تواند به مثابه ی یک منبع مهم معرفتی به حل مشکلات موجود علوم اجتماعی کمک کند که این امر هم منوط به رسمیت شناختن نظریه ها و روش های رایج در علوم اجتماعی و نقد و ارزیابی آن ها با مفاهیم دینی است. علم دینی با در نظر گرفتن واقعیت علوم اجتماعی و دستاوردهای آن می تواند روش ها و مفاهیم جدیدی را مطرح کند که البته منوط به عدم تعجیل در این زمینه و واسپاری فرایند تولید علم اجتماعی دینی به نهادهای دانشگاهی و حوزوی خارج از مراجع رسمی است.
بررسی جامعه شناختی درماندگی آموخته شده در نهادهای پزشکی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی جامعه شناختی درماندگی آموخته شده در نهادهای پزشکی، به مطالعه ی موردی بیمارستان های شهر تهران پرداخته است. درماندگی آموخته شده؛ حالتی است که موجود درمانده، رویدادها را از کنترل خویش خارج می بیند و این باور در او ایجاد می شود که رویدادها از حوزه ی پاسخ دهی او بیرون است. جامعه آماری تحقیق بیمارانِ بیمارستان های شهر تهران است که به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و به روش پیمایشی مورد بررسی قرار گرفته اند، ابزار گرد آوری اطلاعات پرسشنامه بوده است. همچنین تفاوت میزان درماندگی در دو جنس زن و مرد مورد بررسی قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان می دهد که درماندگی آموخته شده در نمونه با آلفای83/0و سطح اطمینان (p ≤ 0 /05) وجود دارد. بر اساس نتایج تحقیق رابطه ی بین احساس درماندگی آموخته شده در بیماران و عوامل اجتماعی، می تواند به سطح نسبتاً پایین عدم کنترل بر شرایط، ناکامی و تزلزل و بی ثباتی بین فعالیت فرد و دریافت پاسخ، نسبت داده شود. همچنین بر اساس نتایج به دست آمده از این پژوهش میزان میانگین درماندگی آموخته شده در مردان برابر 051/3 و در زنان برابر 079/3 می باشد. که با سطح اطمینان (p≥ 0 /05 ) نشان می دهد بین درماندگی آموخته شده در زنان و مردان تفاوت معناداری وجود ندارد.
مطالعه ارتباط شاخص های جهانی شدن فرهنگی و از خودبیگانگی زنان
حوزههای تخصصی:
ازخودبیگانگی یکی از موضوعات مهم در تحلیل های جامعه شناسی برای تبیین رفتار آدمی تلقی می شود. تحقیق حاضر با رویکردی جامعه شناختی و با استفاده از چارچوب نظری گیدنز، به مطالعه ی ارتباط جهانی شدن فرهنگی و ازخودبیگانگی زنان پرداخته است. با استفاده از روش پیمایشی و ابزار پرسش نامه تعداد 2228 نفر از زنان شهر های تهران، شیراز و استهبان با استفاده از نمونه گیری تصادفی سهمیه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. یافته ها نشان داد میانگین از خودبیگانگی پاسخگویان برابر با 92/18 و میانگین ازخودبیگانگی زنان ساکن در شهرهای تهران و شیراز بیشتر بوده است. نتایج همچنین اشاره داشت به اینکه ارتباط معنادار و مثبتی بین متغیرهای نوگرایی، هویت اجتماعی جدید، دنیاگرایی و آگاهی از جهانی شدن با متغیر ازخودبیگانگی زنان و همبستگی معنادار و منفی بین دو متغیر گفتگو در خانواده و احترام به حقوق زنان و میزان از خودبیگانگی زنان وجود داشته است. آزمون شفه و تی نیز نشان داد که بین شهر محل سکونت و ازخودبیگانگی زنان ارتباط معناداری وجود داشت. یافته های مستخرج از سه مدل رگرسیون چند متغیره نیز نشان داد که متغیرهای: نوگرایی، احترام به حقوق زنان، گفتگو در خانواده و هویت اجتماعی جدید به میزان 2/27 درصد از تغییرات متغیر از خودبیگانگی زنان شهرهای تهران و شیراز را تبیین کردند.
اجتماع علمی جامعه شناسی در ایران؛ تراکم اخلاقی یا آنومی؟
حوزههای تخصصی:
با توجه به افزایش چشم گیر حجم مقالات منتشر شده در سال های اخیر در علوم اجتماعی – جامعه شناسی، می توان پرسید آیا شبکه ی تعاملات علمی در این رشته رو به چگال تر شدن دارد و بر تکوین تراکم اخلاقی دلالت می نماید یا خیر؟ در پاسخ به این پرسش، پژوهش حاضر به روش کتابخانه ای و با استفاده از ابزارهای تحلیل شبکه های اجتماعی در نرم افزار پاجک (Pajek) به بررسی مقالات سه نشریه ی «مجله جامعه شناسی ایران»، «مطالعات جامعه شناختی» (نامه علوم اجتماعی سابق) و «فصلنامه علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی»، طی سال های 1381 تا 1390 پرداخته است. هر مقاله ایی که به مقاله ای دیگر استناد می کند، پیوندی را شکل می دهد. مجموعه ای از مقالات (رئوس) و روابط استنادی (پیوندها) میان آن ها تشکیل یک شبکه ی استنادی می دهد. تحلیل شبکه ی استناداتِ مقاله ها در این مجله ها، جامعه ای پاره پاره و از هم گسیخته را در رشته ی جامعه شناسی نشان داد. الگوی شبکه ی ستاره ای به وفور در این شبکه دیده شد، که نشان از فرد محور بودن اجتماع است. هیچ مسیر ادامه داری در شبکه ی استنادات که نشان از پیگیری موضوعی در مقالات باشد، مشاهده نشد. تراکم شبکه بسیار اندک بود. مبتنی بر این یافته ها، شاید بتوان گفت که اجتماع علمی در جامعه شناسی ایران هنوز شکل نگرفته است.
پیوندهای قدرت و کج روی الگویی تلفیقی بر اساس آموزه های قرآنی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق، پیوندهای قدرت و کج روی و بزهدیدگی را −که محوری عمده در نظریه قرآنی کج روی است− بررسی می کند و گامی از یک طرح پژوهشی است که هدف را تدوین نظریه اجتماعی متون مقدس اسلامی درباره کج روی می داند. یافته ها نشان می دهند که قرآن در تحلیل این پیوندها، 31 متغیر را از سطوح مختلفِ تحلیل، مطرح نموده است. و این متغیرها را در سه محور زمینه ها و متغیرهای اثرگذار و میانجی، تلفیق و روابط آنها را با نگاهی جامع و نظام مند و تفصیلی مناسب بررسی کرده است. این تحلیل با فرهنگ جامعه اسلامی همخوانی دارد. در قالب یک الگوی نظری ارائه می شود. و شناخت های تازه ای را درباره موضوع عرضه می کند. روش تحقیق توانسته است ضوابطِ تفسیر متن در علوم اسلامی و اجتماعی را رعایت کند. و به فهمی از فرازهای قرآنی برسد که در این علوم، دارای روایی است.
بررسی رابطه گرایش های معنوی با کیفیت زندگی در میان دانشجویان دانشگاه شاهد(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، سنجش گرایش های معنوی و شناخت کیفیت زندگی در میان دانشجویان دانشگاه شاهد است. به سخن دیگر، هدف اصلی پژوهش آن است که آیا با افزایش یا کاهش گرایش های معنوی، در کیفیت زندگی تغییری به وجود می آید یا نه؟ روش تحقیق در این پژوهش از نوع پیمایشی است. نمونه آماری این تحقیق، 359 نفر (147 پسر و 212 دختر) از دانشجویان دانشگاه شاهد هستند که با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شده و با استفاده از پرسش نامه های «گرایش های معنوی»، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی «WHOQOL» ارزیابی شده اند. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان دادند که با افزایش گرایش های معنوی، میزان کیفیت زندگی دانشجویان نیز افزایش می یابد. همچنین با بالا رفتن گرایش های معنوی در حیطه های «باورهای معنوی»، «احساس معنویت»، «خودشکوفایی معنوی» و «رفتارهای معنوی»، میزان کیفیت زندگی افزایش می یابند. در عین حال، نتایج نشان دادند که با افزایش گرایش های معنوی و ابعاد چهارگانه آن، میزان کیفیت زندگی در بعد روانی، بعد محیطی و بعد روابط اجتماعی افزایش می یابد.
تبیین رابطه هویت جنسیتی و سلامت اجتماعی زنان و مردان جوان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلامت اجتماعی، مفهومی است که در کنار ابعاد جسمی و روانی سلامت مورد توجه قرار گرفته است و جنبه اجتماعی آن با محور قرار دادن فرد بررسی می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه هویت جنسیتی و سلامت اجتماعی جوانان است. روش بررسی در این پژوهش، پیمایش مقطعی است که زنان و مردان 29-18 ساله شهر تهران به عنوان جامعه آماری آن در نظرگرفته شده اند. حجم نمونه 384 نفر هستند که از طریق نمونه گیری خوشه ای، اطلاعات پاسخگویان با استفاده از پرسشنامه با طیف لیکرت، جمع آوری و از طریق نرم افزار spss داده ها تحلیل شده است. یافته های پژوهش نشان داد که رابطه بین جنسیت، وضعیت تأهل زنان، سن زنان و سلامت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین، بین هویت جنسیتی شخصی، هویت جنسیتی اجتماعی و سلامت اجتماعی زنان و مردان جوان رابطه معنادار و مستقیم مشاهده شد. تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان داد که شش متغیر (هویت جنسیتی شخصی، هویت جنسیتی اجتماعی، اعتماد، جنسیت و تحصیلات پاسخگو و سن) در مجموع 430 /0 از تغییرات متغیر وابسته سلامت اجتماعی را تبیین کردند. نمودار تحلیل مسیر نشان داد که متغیر اعتماد، در مقایسه با دیگر متغیرها، تأثیر بیشتری بر سلامت اجتماعی داشته است.
تأثیر عوامل فردی - محیطی بر پایبندی به شیوه های ازدواج (مطالعه موردی: دانشجویان روستایی - شهری دانشگاه های سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی نگرش نسبت به پایبندی به شیوه های ازدواج سنتی در بین دانشجویان روستایی و شهری و نقش عوامل فرد ـ محیطی بر آن انجام شده است. در این میان، رابطه متغیرهای محیط جغرافیایی (شهری یا روستایی بودن) و همچنین، نقش عوامل فردی مانند جنس، تحصیلات، پایبندی به اعتقادات مذهبی و میزان استفاده از رسانه ماهواره با پایبندی به آداب و رسوم سنتی ازدواج سنجیده شده است. در این مطالعه، روش شنا سی پژوهش، کمی ـ پیمایشی بوده و از ابزار پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات در بین دانشجویان کلیه دانشگاه های شهر سنندج در سال تحصیلی 88-87 استفاده شده است. تعیین حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران صورت گرفت و حجم نمونه مورد بررسی 378 نفر برآورد شد. سؤال مطرح در مقاله حاضر این است که آیا محل زندگی در تعیین طرز تفکر افراد نسبت به ازدواج و مسائل مرتبط با آن نقش دارد یا خیر؟ برای جهت دادن به این سؤال ، از نظریه تغییرات ارزشی اینگلهارت استفاده شد و برای پاسخ به آن پرسشنامه ای استاندارد شده به دو گروه از دانشجویان (روستایی و شهری) ارایه و نتایج آن تجزیه و شد. نتایج آزمون فرضیات نشان می دهد که هم در محیط روستایی و هم شهری مذهب نقش مثبتی در پایبندی به ازدواج داشته است. در محیط روستایی در مقایسه با شهر همرنگی و یکنواختی زیادی بین نگرش زن و مرد نسبت به ازدواج وجود دارد، اما میزان تحصیلات در هر دو محیط تأثیر ی در نگرش به ازدواج ندارد. در مورد تأثیر ماهواره (شبکه های خارجی) بر ازدواج نیز نقش منفی استفاده از ماهواره در نگرش به ازدواج در میان روستاییان تأیید شد. به طور کلی، نتایج از تفاوت های محیط جغرافیایی شهری با روستایی حکایت دارد.
بررسی رابطه نوع ساختار سازمانی دانشگاه و سرمایه اجتماعی گروه های آموزشی با رضایت تحصیلی دانشجویان دانشگاه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف کلی از انجام این پژوهش، بررسی رابطه نوع ساختار سازمانی دانشگاه و سرمایه اجتماعی گروههای آموزشی با رضایت تحصیلی دانشجویان بود. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه گروههای آموزشی دانشگاه شیراز بود که در قالب یک مطالعه چند موردی، پنج گروه به صورت تصادفی انتخاب شدند؛ به گونه ای که اعضای هیأت علمی (50 نفر) و دانشجویان سال چهارم کارشناسی (167 نفر) آنها پرسشنامهها را تکمیل نمودند. ابزار تحقیق شامل دو پرسشنامه نوع ساختار سازمانی ترکزاده و محترم (1390) و پرسشنامه سرمایه اجتماعی گروههای آموزشی (ترک زاده و محترم، 1390) و همچنین، مقیاس رضایت تحصیلی ترکزاده (1386) بود که پس از محاسبه و تأیید روایی و پایایی، توزیع و گردآوری شد. دادههای بهدست آمده با نرم افزار لیزرل و با استفاده از روش رگرسیون چند متغیره تحلیل شد. نتایج نشان داد: 1- رضایت تحصیلی از طریق متغیر نوع ساختار سازمانی دانشگاه پیشبینی میشود؛ به این ترتیب که بین ساختار سازمانی تواناساز با رضایت تحصیلی دانشجویان رابطه مثبت معنادار و بین ساختار سازمانی بازدارنده با رضایت تحصیلی دانشجویان رابطه منفی معناداری وجود دارد. 2- رضایت تحصیلی از طریق متغیر سرمایه اجتماعی پیشبینی میشود؛ به این معنا که بین سرمایه اجتماعی با رضایت تحصیلی رابطه منفی معناداری وجود دارد. 3- مدل معادله ساختاری نیز نشان داد که رضایت تحصیلی از طریق ورود همزمان متغیر ساختار سازمانی تواناساز؛ بازدارنده و سرمایه اجتماعی پیشبینی میشود؛ به این ترتیب که بین ساختار سازمانی تواناساز با رضایت تحصیلی رابطه مثبت معنادار و بین ساختار سازمانی بازدارنده با رضایت تحصیلی و همچنین سرمایه اجتماعی گروهها با رضایت تحصیلی رابطه منفی معناداری وجود دارد.
تلویزیون و هویت دینی (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با اذعان به نقش رسانهها در شکل دهی و یا تغییر هویت افراد، مقاله حاضر به بررسی رابطه بین تلویزیون و هویت دینی دانشجویان دانشگاه مازندران پرداخته است. شناسایی وضعیت هویت دینی دانشجویان از یک سو و میزان و نوع استفاده دانشجویان از تلویزیون به مثابه کالایی فرهنگی از سوی دیگر و نیز ارتباط میان میزان و نوع استفاده از تلویزیون با هویت دینی دانشجویان، از مهمترین اهدافی بود که در پژوهش حاضر دنبال شد. در این پژوهش با به کارگیری روش پیمایش، از پرسشنامه به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شد و پرسشنامه محقق ساخته در میان 373 نفر دانشجو که به عنوان نمونه آماری، با روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شده بودند، توزیع گردید.
یافتههای توصیفی تحقیق مؤید سطح نسبتاً بالای هویت دینی در میان دانشجویان دانشگاه مازندران بوده است؛ اگر چه بین ابعاد گوناگون هویت دینی تفاوتهایی مشاهده شده است؛ چنانکه بعد اعتقادی دارای بیشترین میانگین (61/4 از 5) بوده و بعد مناسکی کمترین میانگین (63/3 از 5) را به خود اختصاص داده است. همچنین، یافتهها گویای آن است که میزان مصرف تلویزیون در بین دانشجویان در حدی پایین تر از متوسط (میانگین 37/2 از 5) است. نتایج تحلیلی پزوهش حاضر گویای این واقعیت است که بین میزان مصرف تلویزیون با همه ابعاد هویت دینی و همچنین دینداری کل دانشجویان، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ اگرچه، از میان ابعاد چهارگانه هویت دینی، بعد اعتقادی دارای بیشترین شدت رابطه (213/0) با میزان استفاده از تلویزیون بوده است. همچنین، بین ابعاد چهارگانه هویت دینی با انواع برنامههای تلویزیونی، رابطه ای مثبت و معنادار مشاهده شده است، لیکن از میان ابعاد هویت دینی، بعد پیامدی دارای بیشترین شدت رابطه (513/0) با برنامههای صرفاً مذهبی بوده است. بعد اعتقادی نیز دارای بیشترین شدت رابطه (321/0) با سایر برنامهها بود. بر مبنای نتایج پژوهش حاضر، چنین به نظر می رسد که هر چه میزان تماشای برنامههای صرفاً مذهبی افزایش یابد، می توان به موازات آن افزایشی را در بعد پیامدی هویت دینی به انتظار نشست.
موانع اجتماعی تفکر در الگوی اسلامی پیشرفت بر اساس نظریه پردازی داده محور از قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روش شناسی علمی، نظامی از قواعد و روش هاست که پژوهش بر اساس آن استوار بوده، ادعای معرفت ارزیابی می شوند. نظریه زمینه ای [1] می تواند به عنوان یکی از روش های پژوهش کیفی و مبتنی بر داده ها به تحلیل عالمانه ای در این زمینه دست یابد. این نوشتار با بهره گیری از پارادایم تفسیر اجتماعی و استقرا در آموزه های قرآن و با استفاده از فنون و مراحل نظریه زمینه ای به بررسی موانع اجتماعی تفکر در الگوی اسلامی پیشرفت می پردازد. مجموع آیات استقرا شده، چهار ویژگی خودخواهی های فراگیر شده، اختلال در فرایند جامعه پذیری، فقدان آموزش های صحیح تفکر و فقدان سعه صدر را از موانع تفکر در فرایند پیشرفت معرفی می کند.