زمینه و هدف: نیروی انتظامی یکی از سازمان هایی است که عملکرد آن بر بهبود همه ابعاد زندگی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی شهروندان تأثیر چشم گیری دارد. هدف اصلی این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش های عملی دانش آموختگان دوره 21 کارشناسی ارشد رشته فرماندهی و مدیریت دانشکده فرماندهی و ستاد دانشگاه علوم انتظامی امین بر عملکرد مدیریتی آنان است. روش: این پژوهش به لحاظ هدف از نوع کاربردی بوده که با استفاده از روش تحقیق توصیفی– تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری شامل تمام دانش آموختگان دوره 21 کارشناسی ارشد فرماندهی و مدیریت و فرماندهان و مدیران مستقیم آنان به تعداد 96 نفر بوده که از روش نمونه گیری تمام شمار استفاده شده است. در این پژوهش پس از شناسایی متغیرهای تحقیق با استفاده از دو پرسش نامه «ویژه دانش آموختگان» و «ویژه فرماندهان»، اطلاعات موردنیاز جمع آوری شد. یافته ها: با ورود داده های موردنیاز به محیط نرم افزار «اس.پی.اس.اس» و با استفاده از آزمون های آماری مربوطه، به تحلیل داده های گردآوری شده پرداخته شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که تأثیر آموزش های عملی بر دانش حرفه ای دانشجویان 905/3، بر بینش حرفه ای دانشجویان 8895/3 و بر مهارت حرفه ای دانشجویان 86684/3 بوده است. نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحلیل داده ها بیانگر آن است که آموزش های عملی دافوس در هر سه بعد ارتقاء دانش حرفه ای، بینش حرفه ای و مهارت حرفه ای دانش آموختگان موثر هستند، ولی این آموزش ها بیشترین تأثیر را بر ارتقاء دانش حرفه ای دانشجویان داشته است. نتایج کلی حاصل از تحقیق نشان داد که آموزش های عملی ارائه شده به دانشجویان بر عملکرد مدیریتی آنان تأثیر معنا داری دارد
مشارکت اجتماعی به عنوان صورتی فعّالانه از شرکت در حیات اجتماعی شناخته می شود. مشارکت مالی یکی از انواع مشارکت اجتماعی است. معمولاً نظام آموزش و پرورش از مشارکت مردم در کمک به تأمین هزینه های مالی در زمینة ساخت وساز، توسعه و تجهیز واحدهای آموزشی استقبال می کند. هدف اصلی مقاله حاضر، شناسایی و معرّفی مفهوم مشارکت از نگاه مشارکت کنندگان در برنامه های توسعه و تجهیز فضاهای آموزشی بود. واکاوی انتظارات خیّران مدرسه ساز از سازو کارهای کنونی مشارکت در مدرسه سازی برای حفظ و ارتقای سطح مشارکت، هدف دیگر این مقاله بود. این پژوهش با رویکرد کیفی، با استفاده از مصاحبه های عمیق نیمه ساخت یافته صورت گرفت و متن مصاحبه به روش تحلیل تماتیک تحلیل شد. یافته ها نشان می دهند که مشارکت کنندگان برداشتی معنوی و اجتماعی از فعالیّت خود به عنوان خیّر دارند. برداشت معنوی با درون مایه هایی از جنس باقیات الصالحات، کسب رضای خدا، برکت در زندگی، کسب آرامش و احساس لذّت، تبلور ارجحیّت معنویات بر مادیات، ارزش ساخت بنای خیر و ضرورت مشارکت در امور خیر طرح شد و برداشت اجتماعی با درون مایه های تبلور حسّ تعلّق به مکان، کسب منزلت، تلاش در رفع نیاز ادراک شده، بیان احساس مسؤولیّت، خدمت به جامعه و مردم، ارزش آموزش، علم و آگاهی مطرح شد. همچنین انتظارات خیّران در دو وجه سخت افزاری و نرم افزاری مشارکت در مدرسه سازی، طبقه بندی و مفهوم پردازی شد. وجوه سخت افزاری در قالب «مدیریّت فرآیند ساخت وساز» و «جنبه های حقوقی مدرسه-سازی» و وجوه نرم افزاری آن در قالب «مدیریّت تعاملات» و «مشوّق ها» بازشناسی شدند.
افسردگی و اضطراب، از جمله شایعترین اختلالات روانی است که نظر بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است. روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی است که با هدف شناسایی و پیشبینی رابطه پای بندی به سبکزندگی اسلامی با میزان افسردگی و اضطراب از میان دانشجویان دانشگاه دولتی تفرش با حجم گروه نمونه 350 نفرانجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات عبارت است از پرسش نامههای سبکزندگی اسلامی و اضطراب و افسردگی. دادهها با استفاده از روشهای توصیفی و آزمونهای همبستگی پیرسون و تی مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج تحقیق، حکایت از آن دارد که سبکزندگی اسلامی با دو متغیر افسردگی و اضطراب، رابطه معنادار و معکوس دارد. بر اساس یافتههای این تحقیق، افرادی که از سبکزندگی اسلامی برخوردارند، کمتر دچار اضطراب و افسردگی میشوند.
مطالعه سبک زندگی ابزار ارزشمندی جهت فهم ارزش ها و معنای همبسته با آن می باشد زیرا سبک زندگی به عنوان یکی از ارکان هویت ساز در جامعه مدرن، حوزه وسیعی اعم از الگوهای روابط اجتماعی، سرگرمی، مصرف و لباس تا نگرش ها، ارزش ها و جهان بینی فردی و گروهی را در برگرفته و می تواند بر نگرش افراد نسبت به بسیاری از پدیده ها ازجمله طلاق، اثرگذار باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای سبک زندگی در ارتباط بین سرمایه فرهنگی - اقتصادی با نگرش به طلاق است. چارچوب نظری پژوهش ترکیبی از نظریه وبر، زیمل، چانی، گیدنز و بوردیو می باشد. روش پژوهش پیمایشی از نوع علی-مقایسه ای است. نمونه پژوهش شامل 282 نفر از زوجین متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز بهزیستی گیلان می باشند که به کمک شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه های نگرش به طلاق، سرمایه فرهنگی و اقتصادی و سبک زندگی پاسخ دادند. ارزیابی مدل مفهومی پژوهش با استفاده از تحلیل مسیر با نرم افزار آموس 18 انجام شد. شاخص های مطلق و نسبی به دست آمده مدل را تأیید می کنند. به این صورت که تأثیر سرمایه فرهنگی و اقتصادی با واسطه گری سبک زندگی بر نگرش به طلاق معنی دار است. تأثیر سرمایه فرهنگی بر سبک زندگی معنی دار اما بر نگرش به طلاق معنی دار نیست. در سرمایه اقتصادی این تأثیر برای سبک زندگی معنی دار نیست اما نگرش به طلاق را به صورت معنی داری تغییر می دهد. همچنین تأثیر سبک زندگی بر نگرش به طلاق معنی دار است.
" مقاله حاضر به مقایسه دو نسل از فیلم سازان مولف از نظر نقش ایشان در پیشرفت سینماى ایران مى پردازد. از این رو در دو سطح پیش مى رود :
1- تعیین و معرفى فیلم سازان مولف سینماى ایران (بر مبناى تئورى مولف که اولین بار توسط منتقدان فرانسوى نشریه کایه دوسینما در دهه پنجاه میلادى مطرح شد).
2- تعریف پیشرفت در سینما و تعیین شاخص هاى پیشرفت سینماى ایران که عبارتند از :
موفقیت تجارى: فروش داخلى (یا تعداد تماشاگر) در تهران، و فروش خارجى به معنى صدور فیلم براى نمایش عمومى در خارج از کشور.
3- موفقیت هنرى: جایزه جشنواره هاى داخلى و خارجى و آراى منتقدان (بر مبناى امتیازهاى داده شده به بهترین هاى هر سال در ماهنامه فیلم).
یافته هاى این تحقیق نشان مى دهد که :
الف. فیلم سازان مولف نسل قدیم از تشخص و انسجام بیشترى در جهان فیلم برخوردارند تا فیلم سازان مولف نسل جدید.
ب. گروه اول نقش بیشترى در پیشرفت سینماى پس از انقلاب ایران داشته اند تا گروه دوم. این بدان معناست که سینماگران مولفى که دگرگونى هاى کمترى در مولفه هاى فیلم هایشان پدید آمده(نسل قدیم مولف)، موفق تر بوده و توزیع فراوانى شاخص هاى پیشرفت در مجموع آثارشان بیشتر از فیلم هاى مولفان نسل جدید است.
"
هدف از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی دعا درمانی بر سلامت عمومی دانشجویان دانشگاه افسری امام علی(ع) است. سؤال اصلی پژوهش عبارت است از اینکه تأثیر دعادرمانی بر سلامت عمومی دانشجویان چگونه است؟ جامعة آماری برای انجام این پژوهش عبارت است از 700 نفر از دانشجویان دانشگاه افسری است که به صورت داوطلب خواهان شرکت در جلسات دعا درمانی بوده اند. ابتدا به روش تصادفی، 40 نفر از این تعداد انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری (20 نفر گروه آزمایش و 20 نفر گروه کنترل) قرار گرفتند. در شرایط برابر، از دو گروه پیش آزمون به عمل آمد. آنگاه برای گروه آزمایش، هشت جلسه دعا درمانی گروهی یک و نیم ساعتی برگزار شد. در این مدت هیچ گونه مداخله ای در گروه کنترل صورت نگرفت. در پایان از دو گروه در شرایطی برابر، پس آزمون به عمل آمد.
روش تحقیق در این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. ابزار مورد استفاده برای سنجش، پرسشنامة سلامت عمومی می باشد و داده های جمع آوری شده در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی با نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند که در سطح آمار توصیفی از شاخص هایی مانند نمودارها، میانگین، انحراف استاندارد، میانه و نما استفاده شد. در سطح آمار استنباطی نیز شاخص های آماری مانند ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t مستقل و آزمون همگنی واریانس ها مورد استفاده قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که بین نمرات پیش آزمون و پس آزمون سلامت عمومی رابطة معناداری در سطح 01/0 وجود دارد
( 001/0 sig = و65/29 t =). بنابراین فرضیة اول پژوهش تأیید می شود و نتیجه می گیریم که دعا درمانی بر سلامت عمومی اثر داشته و باعث افزایش آن شده است. در مورد مؤلفه های سلامت عمومی نیز در نمرات پیش آزمون و پس آزمون مؤلفه های «نشانه های بدنی، اضطراب و بی خوابی، نارساکنش وری اجتماعی و افسردگی» تفاوت معناداری مشاهده شد؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که دعا درمانی بر «نشانه های بدنی، اضطراب و بی خوابی، عدم تعامل با محیط و افسردگی» اثر دارد.
فیلم ها تصورات ما درباره مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را بازنمایی می کنند و به شیوه هایی که درباره مسائل می اندیشیم، شکل می دهند. با توجه به اینکه مقوله مدیریت، یکی از معضلات امروز کشور ماست، توجه به این مسئله که مدیران چگونه در فیلم های سینمایی بازنمایی و برساخت می شوند، در شناخت باور عمومی از مدیران می تواند مؤثر باشد. مقاله حاضر به بررسی چگونگی بازنمایی مدیران دولتی در فیلم های سینمایی پس از انقلاب اسلامی ایران پرداخته است. پرسش اصلی بررسی حاضر این است که مدیران دولتی چگونه در فیلم های سینمایی ساخته شده در جمهوری اسلامی، بازنمایی شده اند و مقوله مدیریت چگونه با هویت های اجتماعی کنش گران فیلم ها گره خورده است؟ روش این مطالعه، تحلیل نشانه شناختی است که با به کارگیری آن، پنج فیلم سینمایی که در سال اکران خود، پرفروش ترین فیلم سال بوده اند، بررسی شد ه اند. یافته ها نشان می دهد فیلم سازان به ویژگی های حوزه رفتاری مدیران بیش از سایر حوزه ها توجه دارند.
مطالعات متعدد در زمینه ی توسعه ی انسانی نشان می دهد که دستیابی به توسعه ی پایدار بدون در نظر گرفتن توسعه اقتصادی اجتماعی زنان در عرصه های مختلف ممکن نیست. با توجه به شرایط زنان در جوامع در حال توسعه ، اهمیت موضوع برای این دسته ازکشورها پررنگ تر به نظر می رسد. با توجه به نقش کلیدی و بااهمیت دولت ها در ارتقاء سطح توسعه ی جوامع، تأثیر سیاست های مالی و مخارج اجتماعی دولتها بر توسعه ی اقتصادی اجتماعی زنان می تواند تأثیری مثبت و جلوبرنده بخصوص در جوامع در حال توسعه داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر مخارج اجتماعی دولتها بر توسعه ی اقتصادی اجتماعی زنان با تاکید بر آموزش و سلامت در منتخبی از کشورهای آسیایی در حال توسعه، از جمله ایران طی سالهای 2013-1980 است. بدین منظور از روش برآورد حداقل مربعات معمولی (OLS) کلیه معادلات بر آورد شد. یافته های تحقیق بیانگر آنست که به طور کلی مخارج اجتماعی دولتها روی هردو فاکتور سلامت و آموزش زنان در کشورهای در حال توسعه مورد مطالعه تأثیر مثبت داشته است. همچنین یافته های تحقیق بیانگر آنست که مخارج اجتماعی دولت ها روی فاکتور سلامت، درکشورهای در حال توسعه با شاخص توسعه انسانی (HDI) پایین تر، تأثیر بیشتری داشته است.
هدف این پژوهش، پیش بینی ابعاد خودکارآمدی (تحصیلی، اجتماعی و عاطفی) دانش آموزان بر اساس سرمایه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خانواده است. بدین منظور، 398 نفر از دانش آموزان مقطع متوسطه شهر شیراز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار سنجش ابعاد خودکارآمدی ، مقیاس خودکارآمدی موریس و ابزار سنجش سرمایه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، مقیاس های محقق ساخته است. برای تعیین روایی همه ابزار ها از روایی سازه و روش آماری تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده و پایایی آن ها با استفاده از ضرایب آلفا ی کرونباخ و کودر ریچاردسون محاسبه شده است. در این پژوهش که از نوع همبستگی است، داده ها با استفاده از روش آماری رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان تجزیه و تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد کالای فرهنگی، خودکارآمدی تحصیلی را و رفتارهای فرهنگی، خودکارآمدی اجتماعی را به طور مثبت و معناداری می توانند پیش بینی کنند. و کالای فرهنگی و رفتارهای فرهنگی به طور مثبت و معنادار و اعتماد به صورت منفی و معناداری می توانند خودکارآمدی عاطفی را پیش بینی کنند. نتیجه گیری اساسی پژوهش حاضر این است که والدین و مدرسه ها با افزایش میزان کالای فرهنگی به عنوان بعدی از سرمایه فرهنگی، خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان را می توانند افزایش دهند. خانواده ها و مدارس با تشویق رفتارهای فرهنگی، به خودکارآمدی اجتماعی دانش آموزان می توانند کمک کنند و با افزایش دسترسی دانش آموزان به کالاهای فرهنگی و تشویق آنان به انجام رفتارهای فرهنگی، خودکارآمدی عاطفی آنان را می توانند ارتقاء بخشند.
هدف از این پژوهش برسی میزان گرایش دانشجویان به جنبش های نوین معنوی برای شناخت بهتر شرایط و چالش های موجود و نیز میزان تأثیرپذیری این متغیر از عوامل اجتماعی چون مصرف کالاهای فرهنگی، روابط اجتماعی، نحوه هویت یابی و طبقه اجتماعی گروه مورد بررسی است. برای مبانی نظری از نظریات اندیشمندانی چون مارکس، کنت، دورکیم، برگر و دیوی استفاده شده است. روش مطالعه پیمایش بوده و بعد از تعیین حجم نمونه پرسشنامه توسط 384 نفر از جمعیت مورد مطالعه توسط نمونه گیری تصادفی ساده تکمیل شده است. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS و با بهره گیری از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس و آزمون TوF انجام شده است. بر اساس نتایج حاصل شده رابطه مصرف کالاهای فرهنگی، روابط اجتماعی و نحوه هویت یابی جوانان با گرایش آنها به معنویت های نوظهور مستقیم و معنی دار است. اما طبقه اجتماعی جوانان، جنسیت و وضعیت تأهل رابطه معناداری با گرایش به معنویت های نوظهور ندارد.