درخت حوزه‌های تخصصی

جامعه شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۹۶۱ تا ۱۱٬۹۸۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
۱۱۹۶۵.

هم وقوعی رفتارهای پرخطر در بین نوجوانان دبیرستان های شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی مسایل اجتماعی و انحرافات
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده کودک و نوجوان
تعداد بازدید : ۵۹۵۳ تعداد دانلود : ۲۵۵۲
رفتارهای پرخطر به رفتارهایی اطلاق می شود که احتمال نتایج مخرب جسمی، روان شناختی و اجتماعی را برای فرد افزایش دهد. این رفتارها در نوجوانان با یکدیگر به شدت همبسته اند و از الگوی هم تغییری پیروی می کنند. خطرپذیری جنسی به دلیل پیامدهای ناگوار و غیرقابل جبران از قبیل بارداری، بیماری های عفونی و ابتلا به اچ آی وی در سال های اخیر بیش از سایر رفتارهای پرخطر مورد تاکید واقع شده است. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی فراوانی و هم وقوعی انواع خطرپذیری ها و تاثیر زمینه های مختلف جمعیت شناختی بر این هم تغییری و ارائه راهکارهایی برای پیشگیری است.نمونه تحقیق 807 دانش آموز پایه دوم، سوم و چهارم مقطع متوسطه شهر تهران (371 پسر و 436 دختر) را در برمی گیرد که با روش نمونه گیری طبقه ای و متناسب با حجم انتخاب شدند. برای سنجش خطرپذیری از مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی (IARS) (زاده محمدی، احمدآبادی و حیدری، 1386) استفاده شد. برحسب یک مقیاس 5 قسمتی، میانگین خرده مقیاس های گرایش به جنس مخالف 24/3، رابطه و رفتار جنسی 15/2، مصرف الکل 00/2، سیگار 87/1 و مصرف مواد مخدر و روان گردان 74/1 بدست آمده است. نتایج نشان داد که بین تمامی رفتارهای پرخطر رابطه مثبت و معنی داری برقرار است. الکل، دوستی با جنس مخالف و موادمخدر و روان گردان به همراه جنسیت (پسر)، تحصیلات مادر (دانشگاهی)، رشته تحصیلی (انسانی) و درآمد خانواده (زیر 200 هزار تومان) بیشترین واریانس خطرپذیری جنسی را در نوجوانان تبیین می کنند. وجود همبستگی بین رفتارهای پرخطر، به متولیان سلامت اجتماعی و نهادهایی چون آموزش و پرورش کمک می کند تا با شناسایی رفتارهایی که با صرف هزینه و زمان کمتر قابل کنترل است، از بروز و ظهور سایر رفتارها در دانش آموزان پیشگیری کنند.
۱۱۹۶۶.

مقایسه ادراک و آرمان ساختار خانواده در والدین و فرزندان جوان آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۳۹۱
هدف از اجرای پژوهش حاضر ـ به عنوان یک پژوهش ملی ـ مقایسه ادراک و آرمان ساختار خانواده در والدین و فرزندان جوان آن ها می باشد. بدین منظور تعداد 376 خانواده (1128 نفر) متشکل از پدر، مادر و یک فرزند جوان (15 تا 29)، از میان خانواده های ساکن در شهرهای تهران، اصفهان، تبریز، سنندج و خرم آباد با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. هر سه عضو خانواده های شرکت کننده در طرح به طور جداگانه مقیاس ارزشیابی انطباق پذیری و پیوستگی خانواده (ویرایش سوم، FACES-III، السون و همکاران، 1985) را تکمیل کردند. قبل از اجرای پرسشنامه ها، اطلاعات دموگرافیک مورد نیاز در مورد خانواده طی مصاحبه ای با اعضای خانواده، اخذ گردید. یافته های پژوهش با استفاده از روش های آماری تحلیل واریانس آمیخته و یک راهه و آزمون تعقیبی شفه تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که فاصله قابل توجه نسلی در حوزه ساختار و کنش خانواده (در سطح ادراک شده و ایده آلی) وجود ندارد و بیشتر خانواده ها در نظام خانوادگی متعادل جای دارند. البته از نظر ساختار ادراک شده خانواده در حالی که هر دوی والدین ساختار خانواده خود را به صورت «انعطاف پذیر ـ پیوسته» ادراک کرده اند، فرزندان جوان آن ها ساختار واقعی خانواده خود را به صورت «بی نظم ـ پیوسته» ادراک کرده اند. هم چنین در جمع بندی کلی از پنج شهر مورد مطالعه، داده ها نشان می دهند که هر سه عضو مورد مطالعه خانواده، یعنی والدین و فرزند ساختار ایده آلی خانواده خود را به صورت «بی نظم ـ پیوسته» ترسیم کرده اند و به عبارت دیگر خواهان پیوستگی و انعطاف پذیری بیشتری هستند. هم چنین مقایسه نتایج داده ها حاکی از وجود تفاوت معنادار بین وضعیت های ادراک شده و ایده آلی جوانان و هم چنین وضعیت های ادراک شده و ایده آلی والدین است. تفسیر و تبیین یافته های پژوهش در محورهای زیر انجام شده است: در مورد تبیین قرار گرفتن خانواده در وضعیت متعادل و فقدان شکاف نسلی، به نظام خانوادگی متعادل که وضعیت مثبت تری نسبت به سایر نظام ها دارد و منجر به توازن و کارکرد سالم خـانواده هـا می شود، استناد شده است. انطباق پذیری و پیوستگی مناسب در این نظام، یکی از معیارهای سلامت کنش وری و ساختار خانواده در نظریه سر کامپلکس السون و نیز بسیاری از دیگر نظریه های ساختاری خانواده محسوب شده و از عوامل مهم انسجام و میزان توافق بین نسلی می تواند باشد. در عین حال پژوهشگران در تبیین تفاوت های والدین و فرزندان در وضعیت های پیوستگی و انطباق پذیری اعتقاد دارند عوامل مختلفی از جمله: تجربه متفاوت شرایط استرس زا، محیط اجتماعی، انتظارات متفاوت و مانند آن به تفاوت یا تضاد دیدگاه والد- فرزند در خصوص ارتباط (واقعی یا فرضی) منجر می شود.
۱۱۹۶۷.

بررسی نگرش شهروندان تهرانی نسبت به موقعیت اجتماعی فرزندان در خانواده های چندهمسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴۷ تعداد دانلود : ۹۹۶
در تحقیق حاضر جهت سنجش موقعیت اجتماعی فرزندان در خانواده های چندزنی به اندازه گیری میزان سرمایه اجتماعی فرزندان در این ساختار خانوادگی پرداخته شده است. برای بررسی مسئله تحقیق از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه استفاده شد. حجم نمونه شامل 400 شهروند تهرانی در سه منطقه 3، 6 و 11 میباشد. نتایج تحقیق نشان داد که افراد جامعه نسبت به فـرزنـدانی که در خانواده های چندهمسری جامعه پذیر شده اند نگرش منفی دارند.از این رو هنجارمندی، احساس امنیت، اعتماد و مشارکت متقابل که شاخص های مطرح شده در تئوری پیر بوردیو جهت سنجش مؤلفه سرمایه اجتماعی است در این گروه بسیار پایین ارزیابی شد. بنابراین افراد جامعه تمایل دارند فاصله زیادی را در مناسبات اجتماعی خود با آنان حفظ کنند.
۱۱۹۶۸.

ساخت و اعتباریابی مقیاسی برای سنجش فرایند یادگیری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۲۳
یادگیری سازمانی فرایند به روز رسانی و تغییر الگوهای ذهنی مشترک سازمان است که از طریق اکتساب و به کارگیری اطلاعات، خلق دانش و نهادینه کردن آن در سازمان منجر به کسب مزیت رقابتی، افزایش سودآوری و در نهایت بهبود عملکرد سازمان می شود. به عبارت دیگر، کارکرد اصلی فرایند یادگیری سازمانی کمک به سازمان در تطابق بهتر و مؤثرتر با محیط خارجی و افزایش قدرت پایداری در محیط رقابتی است. در این مقاله، شاخص های اندازه گیری مراحل چهارگانه فرایند یادگیری سازمانی استخراج و روایی محتوی، روایی سازه و روایی همگرا و واگرای آن با استفاده از روش های دلفی، تحلیل عاملی تاییدی و تحلیل متغیر سنجیده شده است. شاخص های تایید شده در این مقاله اجزای تشکیل دهنده ابزار سنجش فرایند یادگیری سازمانی است که می تواند در اندازه گیری میزان یادگیری سازمانی شرکت ها و سازمان های مختلف مورد استفاده قرار گیرد.
۱۱۹۶۹.

بررسی تحلیلی مبانی ، اصول و روش های تربیت سیاسی از منظر امام علی (ع) در نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سیاسی و انقلاب و جنگ جامعه شناسی سیاسی
تعداد بازدید : ۵۱۶۳ تعداد دانلود : ۲۲۲۴
در پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و استفاده از تحلیل محتوا، مبانی، اصول و روش های تربیت سیاسی از منظر امام علی(ع) مورد بررسی قرار گرفته است. 1. مبانی تربیت از منظر امام علی (ع) شامل نه مبنا به این شرح است: عبودیت و بندگی خداوند متعال، اعتدال، مدنیت، تاثیر محیط، اندیشه ورزی، کرامت، آزادی و اختیار، ضعف و جاذبه احسان می باشد. 2. درمبنای عبودیت و بندگی خداوند متعال، اصول پنج گانه تربیتی شامل خدا محوری، توکل بر خدا، اعتقاد به عالم آخرت و زندگی پس از مرگ، محوریت دین در همه امور زندگانی از جمله سیاست (جدائی ناپذیری دین از سیاست) و حاکمیت اخلاق است. 3. در مبنای توازن، اصول سه گانه تربیتی شامل عدالت، ، محوریت قانون، و شایسته سالاری است. 4. درمبنای مدنیت، اصول سه گانه تربیتی شامل مردم سالاری، سامان بخشی وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه و تامین امنیت است. 5. درمبنای تاثیر محیط، اصول دو گانه تربیتی شامل، اصلاح شرایط و ایجاد زمینه است. 6. در مبنای اندیشه ورزی، اصول دوگانه تربیت شامل تعقل و تفکر و کسب بینش است. 7. مبنای کرامت شامل اصل عزت است. 8. مبنای آزادی و اختیار شامل اصل تشبه به ابرار است 9. مبنای ضعف شامل اصل تساهل است 10. مبنای جاذبه احسان شامل اصل فضل است 11. نه مبنا و 22 اصل ذکر شده مجموعاً 79 روش تربیتی استخراج شده دارند.
۱۱۹۷۰.

بررسی زمینه فرایند دانش آفرینی در نظام آموزش عالی به منظور ارائه مدل مناسب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۰۶
علی رغم اهمیت فزاینده دانش به عنوان راهبردی ترین منبع سازمانی، شکاف عمیقی در درک از زمینه ها و مؤلفه های دانش آفرینی و تاثیر آن بر عملکرد سازمان ها وجود دارد؛ به ویژه ضعف خیره کننده ای در توانایی برای کاربرد تکنیک های مدل سازی کمی در این قلمرو نوظهور آشکار است. با توجه به این کاستی ها، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تعیین زمینه ی فرایند دانش آفرینی در نظام آموزش عالی به منظور ارائه مدل مناسب انجام گرفت؛ و تاکیدآن بر توانمندسازی زمینه برای دانش آفرینی به جای مدیریت دانش است. روش پژوهش پیمایشی است؛ مشارکت کنندگان 362 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه ها بودندکه در سطوح مختلف آن و در دو بخش دولتی و خصوصی- دانشگاه آزاد اسلامی- فعالیت می کنند و با استفاده از نمونه گیری طبقه ای در این پژوهش حضور داشتند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS شامل روش های آمار توصیفی، تحلیل عاملی، رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد زمینه های دانش آفرینی در نظام آموزش عالی عبارتند از: ظرفیت جذب، اکتساب اطلاعات و دانش، یادگیری، یادگیری زدایی، بنیان دانش، مراقبت، همکاری، شبکه سازی، ائتلاف، ترکیب، نوآوری طراحی و حل مساله؛ بر این اساس، مدل زمینه ای فرایند دانش آفرینی در نظام آموزش عالی ارائه شد
۱۱۹۷۱.

رابطه ابعاد باورهای معرفت شناختی و خود کارآمدی با عملکرد تحصیلی دانش آموزان مقطع راهنمائی در درس علوم تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶۲ تعداد دانلود : ۱۳۹۰
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه باورهای معرفت شناختی و خودکارآمدی با عملکرد تحصیلی در درس علوم تجربی بود. بدین منظور گروهی متشکل از 475 دانش آموز سال سوم راهنمائی از 10 مدرسه دولتی مشتمل بر مدارس تیزهوشان، نمونه دولتی و عادی دولتی انتخاب شدند و به عنوان آزمودنی در این پژوهش شرکت نمودند. ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق، مقیاس «ارزیابی باورهای معرفت شناختی درباره علوم فیزیکی» و «مقیاس خودکارآمدی در علوم تجربی» بود. نتایج حاصل از محاسبه ضرائب همبستگی و تحلیل های رگرسیون چند متغیره نشان داد که روابطی پیچیده بین ابعاد باورهای معرفت شناختی و خودکارآمدی در درس علوم تجربی برقرار است. در این میان، مهم ترین عوامل پیش بینی کننده ابعاد خودکارآمدی دانش آموزان در درس مذکور، دو بعد پیچیدگی ساختار دانش و یادگیری تدریجی و تجمعی می باشد. یافته های پژوهش به وضوح مبین آن است که هر چه دانش آموزان ساختار دانش تجربی را منسجم تر و فرآیند یادگیری را تدریجی و تجمعی تر بدانند، خودکارآمدی بیش تر ی را در حل مسائل، آزمون و کاربرد این درس تجربه می نمایند. افزون بر این، تحلیل مسیر نشان داد که خودکارآمدی، قوی ترین عامل پیش بینی کننده عملکرد تحصیلی است و ابعاد باورهای معرفت شناختی به طور عمده از طریق خودکارآمدی، عملکرد تحصیلی دانش آموزان را در درس علوم تجربی پیش بینی می کنند.
۱۱۹۷۲.

بررسی تطبیقی سیر تحول برنامه درسی آموزش علوم در جهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم تربیتی برنامه ریزی درسی دبستان
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی آموزش و پرورش
تعداد بازدید : ۵۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۹۰۱
این پژوهش از نوع مطالعات کیفی است که با دو روش تطبیقی و توصیفی- تحلیلی به بررسی سیر تحول برنامه ی درسی آموزش علوم در جهان، پرداخته است. بدین منظور اسناد و مدارک مربوط به موضوع در کشورهای پیشرو و منتخب در زمینه علوم و فناوری گردآوری و بررسی شده تا نتایج پژوهش آماده شود. مقاله حاضر تلاش می نماید، مراحل مختلف سیر تحول آموزش علوم در جهان و عناصر اساسی هر مرحله شامل هدف ها، محتوا، روش های تدریس و شیوه های ارزشیابی را مورد مطالعه و بررسی قرار دهد. نتایج به دست آمده، پنج مرحله را در سیر تحول برنامه ی درسی آموزش علوم از نیمه دوم قرن نوزدهم تاکنون، مشخص و معرفی نموده است. در مرحله اول از سال 1850 تا 1920، آموزش علوم صرفاً به دنبال آماده کردن دانش آموزان برای گذراندن امتحانات ورودی دانشگاه ها و ادامه تحصیلات بوده است. در مرحله دوم از سال 1920 تا 1957، آموزش علوم به دنبال آماده کردن دانش آموزان برای انجام کارهای عملی و حل مسایل روزانه زندگی بود. در مرحله سوم از سال 1957 تا 1980، آموزش علوم به دنبال پرورش افراد از دوران کودکی و شناخت محیط و سازش خلاق با آن بوده است. در مرحله چهارم از سال 1980 تا 2000، به فرآیند پژوهش، حل مسئله و طرح و توسعه مهارتهای تفکر در آموزش علوم اهمیت بیشتری داده شد. مفهوم «سواد علمی» مطرح شد. در مرحله پنجم از سال 2001 به بعد، پرورش سواد علمی- فناورانه چند بعدی هدفی اساسی است. تقویت یادگیری مادام العمر نیز مد نظر است. نتایج به دست آمده از این پژوهش می تواند به برنامه ریزان، مؤلفان کتاب های درسی و معلمان و سایر علاقه مندان کمک نماید تا با دید وسیع تری نسبت به تدوین بهتر برنامه درسی، تغییر برنامه درسی و انتخاب مناسب تر اهداف، محتوا، روش های تدریس و شیوه های ارزشیابی اقدام نمایند.
۱۱۹۷۵.

اولویت های ارزشی دا نشجویان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵۹ تعداد دانلود : ۱۵۴۵
ارزشها یکی از مفاهیم کلیدی در مطالعه رفتار،انگیزه وکنش های انسانی است ارزشها برای بازشناسی جامعه وفرد ، دنبال کردن تغییرات در طول زمان وبرای تبیین پایه های انگیزشی رفتار ونگرش ها استفاده می شوند. اهمیت نسبی ورتبه بندی در ارزش ها در افراد وگروه های مختلف متفاوت است و این تفاوت در رفتار وگفتار انسان ها پنهان است. بنابراین شناخت علمی نظام ارزشی افراد جامعه به طور عام ودانشجویان به طور خاص می تواند ما را در شناخت بستر های جامعه کمک کند. دیدگاه های بسیاری در جامعه شناسی وروان شناسی اجتماعی ارزش ها را مورد بررسی قرار داده اند اما با توجه به اهداف تحقیق دیدگاه شوارتز ونوع بندی دهگانه او برای این تحقیق مناسب تر به نظر می رسد. روش تحقیق¬پیمایشی با استفاده از پرسشنامه بوده است.پرسشنامه دارای روایی صوری و محکی است. وبرای سنجش پایایی مقیاس ها از آلفای کرونباخ استفاده کرده ایم. حجم نمونه 209 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت است. نتایج تحقیق نشان می¬دهد که ارزش ها به ترتیب اولویت عبارتند از: خود متعالی، ارتقای خود ، محافظه کاری و آمادگی برای تغییر . به عبارتی آمادگی برای تغییر (خود اتکای وانگیزش )برای دانشجویان کمترین اهمیت را دارد. محافظه کاری با تحصیلات رابطه معکوس دارد و ارتقای خود وآمادگی برای تغییر با تحصیلات رابطه مستقیم دارد. اما تفاوت چشمگیر نبوده و از لحاظ آماری معنی دار نیست. تحصیلات پدر با محافظه کاری، ارتقای خود وآمادگی برای تغییر رابطه معکوس دارد و با خود متعالی رابطه مستقیم دارد. محافظه کاری دانشجویانی که پدران تحصیل کرده دارند نیز پایین است. تحصیلات مادر با محافظه کاری. ارتقای خود ، آمادگی برای تغییر و خود متعالی رابطه معکوس دارد. دانشجویان جوان سال گرایش کمتری به محافظه کاری و ارتقای خود دارند اما آمادگی برای تغییر و خود متعالی آنها بالاتراست. میانگین محافظه کاری و ارتقای خود در دانشجویان مورد مطالعه از کشورهای توسعه یافته بالاتر بوده ومیانگین ارزش آمادگی برای تغییر آنها کمتر از این کشورها است. اما میانگین خود متعالی آنها در سطح کشور های توسعه یافته است
۱۱۹۷۶.

روش کیفی در مطالعات اجتماعیبا تاکید برروش تحلیل گفتمان و تحلیل گفتمان انتقادی -(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۷۷ تعداد دانلود : ۵۷۷۴
روش های تحقیق در علوم اجتماعی در روش شناسی این علوم به شیوه های گوناگونی تقیسم بندی شده اند .از جمله این تقسیم بندی ها عبارتند از کمی/کیفی، آزمایشی/غیر آزمایشی،ژرفانگر/ پهنانگر[1]، توصیفی/تبیینی[2]،کاربردی/بنیادی[3]، ،نقلی–عقلی/تجربی[4] .اما با وجود تحلیل های گوناگونی و تعاریف متعددی که از هر یک ارائه شده معیارهای دقیق و روشن،برای تمایز آنها در دست نیست.پژوهشهای کیفی ریشه در کار قوم شناسان،روان شناسان،روانشناسان اجتماعی،مورخان و منتقدان ادبی دارد.پژوهش کیفی در بردارنده روش های دقیق ، ژرفانگر و محقق محور است که برای کشف معناهایی که افراد به پدیده های اجتماعی و فرهنگی می دهند و نیز روشن کردن فرایندهای ذهنی رفتار استفاده می شود. تحلیل گفتمان انتقادی (CDA)به عنوان یک روش کیفی برای اولین بار توسط نورمن فیرکلاف مطرح شد .این گرایش مطالعاتی بین رشته ای است که از اواسط دهه 1960 تا اواسط دهه 1970 در پی تغییرات گسترده ی علمی– معرفتی در رشته های علوم اجتماعی و انسانی علاقه مند به بررسی و مطالعه ابعاد گفتمانیِ سوء استفاده از قدرت و بی عدالتی و نابرابری ناشی از آن است . این رهیافت از نظریات جامعه شناختی کارل مارکس ، آنتونیو گرامشی ، لویی آلتوسر ، یورگن هابرماس ، میشل فوکو و پیر بوردیو در بررسی قدرت بهره گرفته است . این گرایش ، به دلیل بین رشته ای بودن ، خیلی زود ، به عنوان یکی از روش های کیفی در حوزه های مختلف علوم سیاسی ، علوم اجتماعی ، ارتباطات و زبان شناسی انتقادی مورد استقبال واقع شد .محور بحث مقاله اخیر بررسی روش تحلیل گفتمان وتحلیل گفتمان انتقادی به عنوان یک روش کیفی در علوم اجتماعی می باشد
۱۱۹۷۷.

گفتارها و نوشتارهایی برای هم اندیشی دوم رسانه تلویزیون و سکولاریسم

۱۱۹۷۸.

دانشجویان اهل معنویت و رسانه های غیر دینی

۱۱۹۷۹.

مشروطه مشروعه، از نوعی دیگر

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان