"طرح مساله: هدف مقاله بررسی رابطه میان جرم، خشونت و احساس امنیت در فضای شهری است. فرضیه پژوهش بر مبنای نظریات جکوبز (Jacobs) و زوکین (Zukin) به این صورت تنظیم شده است: جرم و خشونت در کاهش احساس امنیت در فضاهای عمومی شهر موثرند و نقش خشونت قوی تر از جرم است.
روش: روش پژوهش مبتنی بر آزمون نظریه است و روش آزمون فرضیه مبتنی بر تحلیل سنجش تراکم نقطه ای شاخص ها و مجذور خی (c2) در جدول توافقی است. نمونه های پژوهش از 14 فضای شهری که سر خوشه های نمونه گیری را شکل می دهند، به روش تصادفی جمع آوری شده اند.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که جرم بیش از خشونت می تواند مانع حضور مردم در فضای شهری و کاهش احساس امنیت گردد. همچنین احساس امنیت رابطه قوی با جرم و خشونت نشان نمی دهد.
نتایج: نتایج پژوهش از نظریه جکوبز حمایت نمی کند و نشان می دهد که نقش جرم در کاهش احساس امنیت بیش از خشونت است.
کلیدواژگان: امنیت، جرم، خشونت، دسترسی پذیری نمادین، فضای عمومی شهر "
"یکی از جدیدترین و در عین حال جدی ترین نظریه پردازی های که امروزه بر دیدگاه های کلان جامه شناسی سایه افکنده است، بحث «جهانی شدن» است. این مفهوم که بیش از دو دهه از طرح آن نمی گذرد تا حدی به یکپارچه شدن جهانی، فشرده شدن ارتباطات جهانی و مفهوم دهکده جهانی که چند دهه قبل مک لوهان با تکیه بر گسترش وسایل ارتباط جمعی آن را مطرح کرده بود، رابطه نزدیک دارد. این مفهوم دارای ابعاد گوناگون و اثرات دراز مدت است؛ در سطح ملی و در مقیاس بین المللی، جهانی شدن تنها به قلمرو اقتصاد محدود نمی شود، بلکه ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی ساختاری در فرماسیون های آینده جهانی شدن نقش اساسی و مهمی ایفا می کند.
در نوشته حاضر ضمن مرور تعاریف و اهداف عام این مفهوم، با توجه به گستردگی و زوایای گوناگون، چالش های مرتبط با آن، سعی شده است با ارجاع به نظرات دو جامعه شناسی و نظریه پرداز معروف، امانوئل والرشتاین و آنتونی گیدنز کلیت گفتمان های مختلف مطرح در این بحث بررسی و تحلیل گردد. بدیهی است اتخاذ موضع گیری مناسب در قبال این پدیده منوط به شناخت جنبه های گوناگون و چالش های مرتبط با تحولات چند دهه اخیر آن در مقیاس جهانی است"
"طرح مساله: مقاله حاضر با نگاهی به مفهوم و سازه (Construct) به عنوان سنگ بنای هر بحث و مساله ای علمی و به جایگاه شاخص سازی به عنوان ابزار فرود آمدن از دنیای انتزاع و عرصه نظر به حیطه های پر شر و شور زندگی، بر این نکته تاکید روا می دارد که علم با جوهر یا ذات مباحث و مسایل که موضوع هستی شناسی است سروکار ندارد و به پدیده ها بدان سان که ادراک و مشاهده می شوند پرداخته و در عرصه شناخت شناسی به بحث می پردازد.
روش: سرمایه اجتماعی (Social Capital) با استعانت از روش کتابخانه ای به عنوان مفهومی که چون بسیاری از مفاهیم علوم اجتماعی و انسانی سهل و ممتنع است، مورد چند و چون قرار گرفته، ادعا می شود که این مفهوم سخت پیچیده و دارای ابعادی متنوع است.
یافته ها و نتایج: مقاله با ارایه تعاریفی که از سوی متفکران مختلف در محدوده ای نود ساله مطرح شده اند به کلید واژه های پایه ایی به کار رفته در تعاریف اشاره می نماید، تعاریفی که کارپایه یا چارچوب سرمایه اجتماعی را پدید می آورد. به هنگام معرفی کارپایه مفهومی به کارکردهای گوناگون آن نیز اشاره شده است. بالاخره آن که ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی به نحوی گذرا مورد بحث قرار گرفته، کوشش های به عمل آمده در جهت مفهوم سازی (Conceptualization) معرفی گردیده اند.
"
"این مقاله بررسی بین سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی را در سه مرحله مختلف شهر گنبد کاووس به نام های بلوار دانشجو، شریعتی و بدلجه - سیدآباد مورد توجه قرار داده است. شاخص های مورد استفاده برای سنجش کیفیت زندگی عبارتند از وضعیت سلامت و تغذیه، وضعیت آموزش، گذران اوقات فراغت، کیفیت مادی، کیفیت محیطی، بهزیستی روانی. برای سنجش سرمایه اجتماعی نیز از شاخص های اعتماد اجتماعی، ارتباطات، بده بستان، امنیت محلی و کیفیت دسترسی به خدمات عمومی استفاده شده است.
تحلیل آماری داده های این بررسی نشان می دهند که رابطه بین دو سازه سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی در سطح اطمینان 99 درصد رابطه ای معنی دار است. علاوه بر این سرمایه اجتماعی بر مبنای چهارسنجه امنیت محلی، بده بستان، تصور نسبت به محله و عضویت انجمنی 36 درصد تغییرات کیفیت زندگی را تبیین نموده است. همچنین در مقیاس محله های مورد بررسی یافته های تحقیق نشان از تفاوت در سرمایه اجتماعی و به تبع آن تفاوت در کیفیت زندگی را دارند.
"
این مقاله تاثیر نگرش ها و باورهای مردان بر روی کاربرد روش های تنظیم خانواده توسط آنان در ایران بررسی می کند. دو فرضیه ارایه شده و مورد آزمون قرار می گیرند. بر طبق فرضیه مسوولیت تنظیم خانواده، این باور در مردان که زنان مسوول تنظیم خانواده هستند باعث کاهش احتمال مشارکت آنان در فعالیت های تنظیم خانواده می شود. بر طبق فرضیه هنجار اجتماع، این باور مردان که اجتماع موافق مشارکت آنان در فعالیت های تنظیم خانواده است باعث افزایش مشارکت آنان در فعالیت های تنظیم خانواده می شود. داده ها در سال 1376 در یک استان در جنوب ایران جمع آوری شده اند. برای تحلیل داده ها و آزمون فرضیات از روش های آماری چند متغیره استفاده شده است. نتایج تحلیل هر دو فرضیه را تایید می کند و نیز نشان می دهد که گفتگو مابین زن و شوهر باعث افزایش احتمال کاربرد روش های تنظیم خانواده توسط مردان می شود.
"بیش از پنجاه سال است که از عمر نهاد برنامه ریزی در ایران می گذرد و دولت، همچنان این نهاد را مطمئن ترین راه توسعه و رشد اقتصاد کشور می داند. برنامه ریزی برای دولت، مهمترین عامل دلگرمی و امیدوار کننده ایی بوده است تا کارگزاران و مجریان آن پیوسته باور داشته باشند، مهمترین و نهایی ترین رسالت خود را در قبال جامعه انجام می دهند. حال آنکه این منظر، ابتدایی ترین درک از سامان برنامه ریزی و مهمترین دلیل شکست آن در جامعه ایران (حداقل عصر پهلوی) بوده است.
تجربه نظام برنامه ریزی در عصر پهلوی دوم نشان می دهد که برنامه ریزی دولتی توسعه به دلایل مختلف اجتماعی و سازمانی، پیامدی جز نابسامانی و ایجاد تضادهای چندگانه در لایه های زندگی اجتماعی مردم نداشته است. سامان برنامه ریزی در کشور بیش از آنکه مترصد توسعه باشد، عاملی برای کنترل آن و تحکیم نفوذ دولت در چرخه اقتصاد، سیاست و فرهنگ بوده است. نظام برنامه ریزی که از منظر نظام جهانی در راستای وابستگی و توسعه سراسیمه طراحی و تنظیم شده است، در ایران بر دیکتاتوری دولت و دو گانگی ساختاری در بخش های مختلف جامعه افزود.
مقاله حاضر، که روند برنامه ریزی توسعه در ایران عصر پهلوی دوم را بررسی می کند، دو دسته محدودیت های عملیاتی و ساختاری را به همراه تعامل و همزیستی نامناسب دولت با سامان برنامه ریزی، مهمترین دلیل ناکامی برنامه ریزی توسعه در کشور قلمداد می کند"
"کارل پوپر، فیلسوف اتریشی الاصل مقیم انگلیس، آنچه را که با عنوان ""منطق موقعیت"" یا "" تحلیل موقعیت"" معرفی کرده به منزله یک ابزار روش شناسانه (متدولوژیک) برای علوم اجتماعی و انسانی در نظر گرفته است. در مقاله ذیل، ضمن معرفی نقادانه رهیافت پوپر و اشاره به کاستی های احتمالی آن، کوشش می شود تا قرائت سازکاری از مدل ""منطق موقعیت یا تحلیل موقعیت"" به عنوان یک مدل تبیین کننده و مناسب برای فهم متاملانه در حوزه علوم اجتماعی و انسانی، ارایه شود. تاکید این مدل بر مفاهیمی همچون موقعیت و شرایط، نهادها و برساخته های اجتماعی، حیث التفاتی ، کنش و عمل، عقلانیت، معنا، و نقش ظرف و زمینه در فهم امور، رویدادها و متون است. به اعتبار نقشی که مدل ""تحلیل موقعیت یا منطق موقعیت"" در وحدت بخشی میان رهیافت های تبیین کننده مختلف، از جمله مدل های علی، مدل های متکی به تعمیم های قانون - مانند، تبیین های متکی به نقش شخصیت، و تفسیرهای متکی به متن (هرمنیوتیک) بازی می کند، مدلی فراگیر و کارآمد است که در قیاس با برخی از مدل هایی که در حوزه علوم اجتماعی و انسانی مورد استفاده قرار می گیرد از این مزیت اضافی نیز برخوردار است که یافته ها و دعاوی اش عینی و نقدپذیر و متعلق به حیطه عمومی هستند.
"
بدون تردید، ورود فن آوری های ارتباطی - به ویژه اینترنت - دگرگونی های بنیادینی را در ساختار مناسبات و ارتباطات انسانی ایجاد کرده است. پی آمد این امر شکل گیری نوع جدیدی از تعاملات انسانی است که ضمن تمایز از الگوهای ارتباطی مرسوم در رسانه های ارتباط جمعی، عملا فرصت های نوینی را در جهت تجلی خود و هویت، به وجود آورده است. از آن جا که اینترنت امروزه به عنوان بخشی از تجربیات و زندگی روزمره افراد درآمده است، بالتبع شناخت جامعه نوین مستلزم بررسی همه جانبه الگوهای ارتباطی موجود در جامعه می باشد. از این رو، ما در این مقاله تلاش خواهیم کرد تا ضمن بررسی آثار اینترنت بر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی، مهم ترین پی آمدهای آن را در تکوین و برسازی هویت (فردی و جمعی)، بر مبنای روی کردهای نظری مختلف، مورد ارزیابی قرار دهیم.
جامعهشناسی معاصر، از بسیاری جهات بر دوش نظریههای کلاسیک خود استوار است و هنوز به قوت از آنها بهره میبرد. پیدایش پدیدههای جدید و نیز شتاب فزاینده آنها در جوامع امروزی، تبیین جامعهشناسان کلاسیک است. رشد کمی و کیفی علم و بهویژه علوم انسانی در صد سال اخیر چنان بوده که رشتههای مختلف علمی را به تاثیر و تاثر متقابل از یافتههای یکدیگر واداشته است. اینها همگی، عواملی است که کار جامعهشناسان امروزی را از کار گذشتگان آنها متفاوت میسازد. در میان این نظریهها، نظریه انتخاب عقلانی و در اینجا بهویژه نظریه مایکل هکتر، با تلفیق جنبههای مختلف نظریههای اجتماعی به ترکیبی خلاق و پویا دست یافته است. هکتر با ترکیب سطوح خرد و کلان و نیز تحلیل وجوه مختلف سازمان اجتماعی، نقش مؤثری در پیشبرد نظریه جامعهشناختی بهطور کلی و نظریه انتخاب عقلانی بهطور خاص داشته است. اهمیت این جامعهشناس در جامعهشناسی معاصر، بررسی و شناخت اندیشههای وی را ضروری میسازد. در این مقاله، ابتدا به تاریخچه و بنیانهای فکری نظریه انتخاب عقلانی میپردازیم، سپس بهطور خاص بر آراء و نظریههای گوناگون مایکل هکتر متمرکز میشویم. در پایان نیز، اهم انتقادات وارده بر نظریه انتخاب عقلانی را مورد بررسی قرار میدهیم.
هدف اصلی این مقاله بررسی جهت گیری مذهبی و سلامت روانی مهاجران براساس مدل آلپورت و راس، مقابله مذهبی، متکی بر باورها و فعالیتهای مذهبی است و از این طریق در کنترل استرسهای هیجانی و ناراحتیهای جسمی به افراد کمک میکند. داشتن معنا و هدف در زندگی، احساس تعلق داشتن به منبعی والا، امیدواری به کمک و یاری خداوند در شرایط مشکلزای زندگی، برخورداری از حمایتهای اجتماعی، حمایت روحانی و ... همگی از جمله منابعی هستند که افراد مذهبی با برخورداری از آنها میتوانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی، آسیب کمتری را متحمل شوند. مدتها است که تصور میشود بین مذهب و سلامت روان، ارتباط مثبتی وجود دارد و اخیراً نیز روانشناسی مذهب، حمایتهای تجربی زیادی را درراستای این زمینه فراهم آورده است.
این تحقیق با استفاده از روش پیمایش و از طریق پرسشنامه ساختار یافته برای 200 نفر مهاجر که بهطور تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند، دادهها گردآوری شد. از روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس برای آزمون فرضیات و تکنیک رگرسیون برای سنجش مدل تحقیق استفاده شد.
یافتهها نشان میدهد که ضریب همبستگی بهدست آمده برای جهتگیری دروندینی برابر79/0 و بروندینی برابر75/0- می باشد. یافتههای این پژوهش، پیشفرض نظریه آلپورت در مورد رابطه بین سلامت روانی و دینداری و ارتباط آن با سلامت روانی مهاجران را تایید می نماید. براساس یافتههای تحقیق، رابطه معنیداری هم بین متغیرهای زمینهای تحصیلات(28/0=r)، سن(21/0=r)، میزان درآمد(58/0=r) و مدت اقامت(33/0=r) با سلامت روانی مهاجران وجود دارد. نتایج رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که متغیر وابسته مستقیماً تحت تاثیر متغیرهای جهتگیریهای مذهبی، تحصیلات، جنسیت، سن و جهتگیری مذهبی درون دینی قرار گرفته و این متغیرها به ترتیب میزان اهمیتی که در تبیین متغیر سلامت روانی داشته اند، توانسته اند وارد معادله رگرسیونی شده و در کل 72 درصد از تغییرات این متغیر را برای ما توضیح داده است(72/0=R²).
مقاله، ابتدا رفتار مبلغان دینی را بر روی طیفی قرار می دهد که در یک سوی آن، تحریک شدید عواطف مخاطبان و در سوی دیگر، قراردادن آنان در مسیر تفکر و تعقل است. سپس با مروری کوتاه بر دو روند «فکرکردن» و «تحریک هیجان»، یادآوری می کند که استفاده از شیوه تحریک عاطفه به منظور تقویت معرفت دینی، عملا مخاطب را به حاشیه دین خواهد کشاند و همان خواهد شد که به آن دین عوامانه می گویند. سپس پاسخ دو سوال را دنبال می کند: 1) آیا در ایران صدر اسلام، دین پذیری از طریق تعقل انجام گرفت یا تحریک عاطفه؟ و 2) آیا شیوه مرسوم مبلغان دینی معاصر از جمله رسانه ها، مبتنی بر تعقل است یا تحریک عاطفه؟
مقاله ضمن تبیین رابطه «تفکر» و نشانه ها، توضیح می دهد که چون فکرکردن، نوعی تحریک شدن یا ظاهرشدن متوالی نشانه هاست و انسان، بخش عمده ای از فکر کردن را با آنچه از یادگیری قبلی در حافظه خود نگاه داشته انجام می دهد، بنابراین از طریق مراجعه به اطلاعات مربوط به ایران صدر اسلام، به صورتی ذهنی، توالی نشانه ها در حافظه ایرانیان صدر اسلام را شبیه سازی و پاسخ سوال نخست را به صورت یک حدس، ارایه می دهد.
آخرین بخش مقاله به پیامدهای تبلیغ دین پذیری از طریق تحریک عاطفه، در ایران معاصر اختصاص دارد. مقاله توضیح می دهد که مشارکت رسانه ها و دامن زدن به دین عوامانه، پدیده ای معکوس مارپیچ سکوت را به وجود خواهد آورد که نجوای مخالفت نخبگان را در خود حل و مضمحل خواهد کرد.
در پژوهش حاضر نقش عوامل خانوادگی در پیشرفت دانش آموزان استان قم بررسی شده است. نمونه تحقیق شامل 505 دانش آموز دختر و پسر دوره دبیرستانی در سال تحصیلی1384-1383 از شهرستان های استان قم است که به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. والدین دانش آموزان پرسشنامه های شیوه های فرزندپروری بامریند، ابزار سنجش کارکرد خانواده و پرسشنامه تعارضات خانوادگی را دریافت کرده و به سؤالات آن پاسخ دادند. شاخص های بدست آمده از پرسشنامه ها با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان که بر پایه معدل دانش آموزان در نظر گرفته شده بود، مورد بررسی و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج نشان داد که دانش آموزان با جو خانوادگی ناکارآمد به طور معناداری (03/0=p) از نظر وضعیت تحصیلی وضعیت بدتری دارند. مؤلفه های مختلف تعارضات زناشویی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تفاوت معناداری پیدا نکرد. وضعیت تحصیلی دانش آموزان خانواده هایی با وضعیت اقتصادی ضعیف در مقایسه با وضعیت اقتصادی بالا در سطـح معناداری (01/0=p) بیشتر بود. بین وضعیت تحصیلی دانش آموزان و سطح تحصیلات مادر تفاوت معناداری پیدا نشد. دانش آموزان دختر از نظر وضعیت تحصیلی بهتر از دانش آموزان پسر بودند (001/0=p). نتایج رگرسیون با روش پس رونده نشان داد که متغیرهای ترتیب تولد، سن پدر، سن مادر، درآمد، تعداد فرزندان و متغیرهای حل مشکل، ارتباط و کنترل رفتار از دیدگاه دانش آموزان و نیز متغیرهای ارتباط، همراهی عاطفی و اقتدار منطقی از دیدگاه مادران پیش بینی کننده معنادار وضعیت تحصیلی هستند.