هدف اصلی این مقاله بررسی رابطه دگرگونی نسلی و هویت اجتماعی در میان جوانان شهر سقز است. برای بررسی این مسئله بر تاثیرات فرایند جهانی شدن بر ساخت هویت اجتماعی جوانان و ماهیت دگرگونی نسلی متمرکز شده ایم. سطوح تجربی تحقیق شامل سطح دگرگونی نسلی و رابطه با والدین، سطح هویت اجتماعی و فضاهای دوستی و سطح فرایند جهانی شدن و تاثیر رسانه ها هستند که متناسب با آنها نظریه های تحول فرهنگی رونالد اینگلهارت و جامعه شبکه ای مانوئل کاستلز به عنوان چارچوب نظری پژوهش انتخاب شده اند. روش تحقیق پژوهش کیفی بوده و یافته ها با به کارگرفتن تکنیک مصاحبه عمقی با 60 نفر از جوانان گردآوری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند به رغم اینکه تفاوت نسلی محدود به حوزه های فرهنگی- اجتماعی و به ویژه سطوح هنجاری است، هویت اجتماعی جوانان امری سیال، شناور و نامنسجم است که عناصر آن شامل بی قدرتی، بی مرجعی و معترض بودن است.
بررسی خاستگاه انحرافات اجتماعی از دیرباز مورد توجه اندیشمندان علوم مختلف بوده و نظریه های متفاوتی در مورد نقش و تأثیرگذاری شرایط زیستی، روانی و اجتماعی افراد ارائه شده است. شهید مطهری با تکیه بر اندیشه اسلامی، در عین اینکه تأثیر هیچ یک از عوامل فوق را نادیده نمی گیرند، ولی خود فرد را با داشتن آگاهی، اراده و اختیار و مسئول بودن در برابر افعال خود و نیز توان بر خویشتن داری در ارتکاب هر عملی، مورد توجه قرار می دهند و بر دو عامل اساسی رواج اندیشه های انحرافی و نیز رونق نفاق و دورویی در دوران معاصر بر زمینه سازی برای ارتکاب رفتارهای انحرافی تأکید می کنند. دیدگاه ایشان با دیدگاه کلاسیک ها و نظریه گزینش عاقلانه رفتار انحرافی قرابت دارد.
موضوع فرهنگ با توجه به ماهیت انقلاب اسلامی، سخنان امام عزیز (ره)، تأکید مقام معظم رهبری و همچنین ابعاد و مؤلفه های آن در آینده کشور، از حساسیت و جایگاه بالایی برخوردار است. به همین دلیل در مطالعات و تحقیقات گوناگون به فرهنگ، سازمان فرهنگی و اخیراً مهندسی فرهنگی پرداخته شده است. شاید بتوان ادعا کرد که سازمان و نهادهای فرهنگی بیشترین تأثیر را در رشد و شکوفایی و یا رکود و سستی فرهنگ یک جامعه دارند، هرچند که نباید از نقش نیروها و محتوای فرهنگی نیز غافل بود.
مقاله حاضر خلاصه ای از گزارش طرح تحقیقاتی مؤلف در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی جهت بررسی وضعیت موجود سازمان های فرهنگی کشور است که سعی دارد با نگاهی آینده نگرانه به آسیب شناسی نحوة ساماندهی آنها فارغ از عملکردشان بپردازد. در حقیقت وضعیت موجود با نگاه به کارکردها بازبینی و تحلیل شده است
روش انجام این تحقیق پیمایشی (Survey) و حجم نمونه 1088 نفر از شهروندان بالای 18 سال منطقه 17 تهران بوده است. یافتههای توصیفی تحقیق در مورد متغیرهای اصلی مشارکت نشان میدهند در مجموع میزان گرایش به مشارکت در امور شهری بیشتر از حد متوسط ارزیابی میشود. سابقه مشارکت، شناخت از مفهوم مشارکت، احساس تعلق به محل سکونت و ارزیابی پیامدهای مشارکت، مهمترین عواملی هستند که گرایش به مشارکت را تبیین میکنند.
تحقیق حاضر با هدف اجرا شد و وضعیت فرهنگی از سه وجه دینی، سیاسی و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت. روش تحقیقِ حاضرِ پیمایشی و جامعه آماری آن کلیه دانشجویان، کارکنان و استادان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن است. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و تعداد افراد نمونه (800 نفر) به شیوه تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه محقق ساخته نگرش سنجی دینی و نمره گذاری آن به شیوه لیکرت است؛ میزان اعتبار پرسشنامه از طریق آزمون آلفای کرونباخ محاسبه شد و برای استادان 83/0، برای دانشجویان 86/0 و برای کارکنان 88/0 به دست آمد. در تحقیق حاضر متغیر وضعیت دینی و مذهبی، گرایش های سیاسی و وضعیت اجتماعی به عنوان شاخص های وضعیت فرهنگی دانشگاه مورد بررسی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها و با توجه به ماهیت و روش تحقیق ، ابتدا داده ها بازبینی و کنترل شدند و سپس با نرم افزار آماری SPSS مورد سنجش قرار گرفتند؛ با توجه به نوع فرضیه ها، از روش های آمار استنباطی تحلیل واریانس درون موردی (کواریانس) و تحلیل واریانس یک سویه، استفاده شد.
چکیده: هدف این مقاله، شناسایی راهکارهای تأثیرگذاری فرآیند توسعه، بر عرفی شدن احتمالی ایران است و برای این منظور، از رویکردی نظری و تبیینی بهره گرفته شده است. یافتة اصلی این تحقیق، عبارت است از یک الگوی نظری سامان یافته و متشکل از مجموعه ای از فرضیه ها، که تا حد امکان کوشش شده است که در یک سطح کلی به واقعیات عینی مستند باشند. بر حسب این الگو، توسعه در محورهای گوناگون آن، از طرق متعدد، از جمله: علم گرایی، نسبیت گرایی، سودپرستی، نابرابری، نفی اقتدارهای سنتی، دنیا گرایی، تجمل گرایی، محو اجتماعات محلی و اشاعة فرهنگ مدرن، می تواند باعث عرفی شدنِ احتمالی ایران گردد. با توجه به کمبود جدّی پیشینة تحقیق، دربارة موضوع این مقاله، امید است این کار بتواند گامی هر چند کوچک در جهت پیشبرد ادبیات بحث عرفی شدن به شمار آید.
اعتماد مهم ترین مولفه نظم اجتماعی و یکی از ارکان سرمایه اجتماعی محسوب می شود. هدف این تحقیق، بررسی میزان اعتماد اجتماعی و عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر آن در بین ساکنان شهر یزد بوده است. روش مطالعه از نوع پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق را کلیه افراد 15 ساله و بیشتر شهر یزد تشکیل می داد که 288 نفر از آنها به عنوان نمونه مورد مصاحبه قرار گرفتند. یافته های تحقیق نشان داد که میزان اعتماد اجتماعی 17.4 درصد پاسخگویان کم، 64.6 درصد متوسط و 13.5 درصد زیاد می باشد. میزان اعتماد اجتماعی در بین مردان بیش از زنان و در بین افراد متاهل بیش از افراد مجرد بوده است. متغیرهای میزان دینداری، وضعیت اشتغال، جنسیت، میزان مشارکت اجتماعی، روابط اجتماعی و انسجام هنجاری تاثیر معنی داری بر میزان اعتماد اجتماعی داشتند. در بین متغیرهای مستقل تحقیق، انسجام هنجاری بیشترین سهم را در تبیین میزان اعتماد اجتماعی داشته است
این پژوهش به بررسی عوامل موثر بر رضایت از زندگی در میان 450 نفر (162 مرد و 288 زن) از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد می پردازد و به این منظور از پرسش نامه خود اجرا بهره می جوید. از بین چهارده متغیر مستقل اصلی صرفا هشت متغیر مورد پذیرش نهایی قرار گرفتند که عبارتند از: رضایت از دوستان، موفقیت تحصیلی، امید شغلی، وضعیت سلامتی، رضایت از دانشگاه، مثبت نگری، رضایت از خود و آرامش روانی. برای تحلیل داده ها از رگرسیون خطی استفاده شده است. نتایج پژوهش حکایت از آن دارد که میزان رضایت از زندگی در دانشکده های مختلف تفاوت معناداری با هم ندارد. به لحاظ آماری دانشجویان دختر و پسر دارای رضایت از زندگی متفاوتی نیستند. یافته ها بیانگر آن است که در هر دو جنس «رضایت از خود»، «مثبت نگری» و «رضایت از دانشگاه» تاثیر معناداری بر رضایت از زندگی دارند. با این وجود دو متغیر «وضعیت سلامتی» و «امید شغلی» بر رضایت از زندگی دختران اثربخش تر از پسران است و «موفقیت تحصیلی» تاثیر بیشتری بر رضایت از زندگی پسران نسبت به دختران دارد. مجموعه متغیرهای اصلی تحقیق 0.626 از تغییرات متغیر وابسته را تبیین می نماید
هویت در منابع و متون اسلامی از جمله نهج البلاغه، موضوعی وسیع و عمیق است. در این کتاب ارزشمند، به هویت قبیله ای به عنوان واقعیت و «سیاست آن گونه که هست»، در ابعاد گوناگونی توجه شده است. هویت و ملاحظات قبیله ای و رقیبان و مخالفان در تصمیم گیری ها و موضع گیری های امام (ع) از جایگاه مهمی برخوردار است؛ زیرا سیاست، ماهیتی کلی ملی دارد و دشمن در یک سوی آن، قرار می گیرد.در این مقاله با تحلیل محتوای گفتار و نوشتار امام (ع) در نهج البلاغه به واکاوی هویت قبیله ای به عنوان رقیب هویت دینی می پردازیم. با ورود اسلام و بعثت پیامبر (ص) هویت قبیله ای در ساختار شبه جزیره عربستان تحت تاثیر هویت دینی، به هویتی حاشیه ای تبدیل شد و با مهار آن، یکی از موانع ساختار دولت سازی پیامبر (ص) از میان برداشته شد و دولت متمرکز پیامبر به وجود آمد؛ اما بعد از رحلت آن حضرت، هویت قبیله ای بار دیگر از حاشیه به متن جامعه وارد، بازتولید و تقویت شد. شکل گیری گرایش های گریز از مرکز از سوی هویت های متعدد قبایل گوناگون یکی از پیامدهای بازگشت هویت قبیله ای به جامعه بود. همین گرایش ها موجب قتل عثمان شد و در واقعیت سازی حوادث دوران پنج ساله خلافت امام علی (ع) و سه جنگ داخلی دوران ایشان نقشی مهم داشت. شدت یافتن این گرایش ها اداره دولت را برای امام علی (ع) دشوار کرد و سرانجام منجر به تشکیل دولت امویان شد. در این مقاله واقعیت هویت قبیله ای توصیف، و واقعیت سازی قبیله ای، تجزیه و تحلیل شده است.
هدف اساسی مقاله حاضر ارایه تصویری روشن از مرزبندی اجتماعی فضای شهری (نواحی) و تشخیص سلسله مراتب منزلتی فضاهاست. نتایج تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی بر روی سه خصوصیت پایه منزلتی شامل حیثیت شغلی، سطح تحصیلات و درآمد بر روی یک نمونه تصادفی از سرپرستان خانوار ساکن مشهد به اندازه 17510 نفر که به روش نمونه گیری طبقه ای برگزیده و مورد مصاحبه قرار گرفته اند به روشنی نشان می دهد که اولا از میان ترکیب های مختلف خوشه بندی نواحی، مناسب ترین ترکیب، خوشه بندی پنج تایی است یعنی دراین حالت، بیشترین تجانس منزلتی در درون هرخوشه و بیشترین تفاوت منزلتی در بین خوشه ها وجود دارد. ثانیا مقایسه میانگین خصوصیات سه گانه منزلتی در بین خوشه های پنج گانه نواحی شهر مشهد حاکی از این است که فضاهای شهری مشهد سطح برخورداری کاملا متفاوتی از لحاظ خصوصیات پایه منزلتی یعنی مزایای شغلی، تحصیلی و درآمدی دارند و در بین آنها نظم سلسله مراتبی منزلت وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل تمایزی خوشه های پنج گانه نشان می دهد که تاثیر هر یک از سه متغیر منزلتی مذکور در تمایز و تشخیص خوشه های پنج گانه به ترتیب اهمیت عبارتند از: سطح تحصیلات سرپرست (%79.9)، درآمد سرانه خانوار(%56.9) و حیثیت شغلی سرپرست(%52) .
بررسی حاضر از رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی به بازسازی معنایی تغییرات خانواده در میان ایلات گورک و منگور شهرستان مهاباد از منظر ساکنان آن سامان می پردازد. رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی با تاکید بر بینش ساخت گرایاناست که کنشگران اجتماعی نقش اصلی در سـاخت و بازسازی زندگی اجتماعی خود ایفاء کرده و به گونه ای بازاندیشانه و آگاهانه در برابر محیط و تغییرات آن اندیشیده و عمل می کنند. دو ایل مورد بررسی از ایلات مهم ساکن در شهرستان مهاباد بوده و دارای زندگی روستایی هستند. روش شناسی پژوهش حاضر، روش شناسی کیفی است و از روش قوم نگاری و تکنیک مشاهده و مصاحبه عمیق برای انجام عملیات تحقیق استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارائه نظریه نهایی از روش نظریه زمینه ای (GT) استفاده شده است. یافته های بدست آمده شامل هفت مقوله عمده به این شرح می باشند که عبارتند از: متعین های سـاختاری، خـانواده درون انتظام، ورود عنـاصر نـوسـازی، خـانـواده برون انتظام، توانمندی، تضعیف سنت ها، برون فرهنگ یابی. مقوله هسته این بررسی «گذار نسبی» است که مقولات عمده فوق را در برمی گیرد.
"نظریه پردازان ارتباطات مدت هاست از یکسویه بودن رسانه های جمعی انتقاد کرده و مخاطبان را تا اندازه زیادی منفعل دانسته اند. آنان راه حل خروج از این انفعال را دوسویه کردن ارتباط رسانه و مخاطب و به عبارت دیگر افزایش تعاملی بودن رسانه ها دانسته اند. اگرچه تلفن نخستین وسیله ارتباطی کاملاً تعاملی بود، اما تا پیدایش رسانه های نوین ارتباطی و اطلاعاتی که میزان تعاملی بودن در آنها زیاد است، باید انتظار می کشیدیم. بااین همه، میزان تعاملی بودن در همه رسانه های نوین به یک اندازه نیست یا تعاملی بودن در آنها (در ساخت یک سایت اینترنتی یا بازی رایانه ای) به یک اندازه رعایت نشده است بنابراین نیاز به انجام تحقیقاتی درباره میزان تعاملی بودن رسانه های نوین و تقویت این ویژگی در آنهاست. تعامل نیز نظیر سایر واژگان علم ارتباطات، دارای تعاریف متعددی است و جنبه های مختلفی از رابطه کاربر ـ رسانه را شامل می شود. آنچه در مورد تعامل باید مورد توجه قرار گیرد، ویژگی چندبُعدی بودن آن است. کیوسیس (2002) مدلی را ارائه می کند که در آن به جنبه های مختلف فنی ، اجتماعی و ادراکی تعامل توجه شده است. به دیگر بیان، تعامل نه تنها به ویژگی های فنی رسانه و زمینه ارتباطی آن مربوط می شود، بلکه ادراک مخاطب (کاربر) نیز در آن بسیار مهم است. بازی های ویدئویی ـ رایانه ای یکی از بارزترین مصداق های تعاملی بودن در میان رسانه های نوین هستند. بااین حال، رعایت تعاملی بودن در همه بازی ها به یک اندازه نیست. هدف از تحقیق حاضر بررسی میزان تعاملی بودن در یکی از بازی های رایانه ای پُرفروش به نام «فراخوانی به خدمت» است. پرسش های اصلی مقاله عبارتند از: 1) چگونه می توان تعریف عملی مناسبی از ابعاد سه گانه تعاملی بودن برای بررسی بازی های رایانه ای ارائه کرد؟ 2) بازی «فراخوانی به خدمت» تا چه اندازه از این ویژگی ها برخوردار است.
"