این پژوهش به بررسی عوامل موثر بر رضایت از زندگی در میان 450 نفر (162 مرد و 288 زن) از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد می پردازد و به این منظور از پرسش نامه خود اجرا بهره می جوید. از بین چهارده متغیر مستقل اصلی صرفا هشت متغیر مورد پذیرش نهایی قرار گرفتند که عبارتند از: رضایت از دوستان، موفقیت تحصیلی، امید شغلی، وضعیت سلامتی، رضایت از دانشگاه، مثبت نگری، رضایت از خود و آرامش روانی. برای تحلیل داده ها از رگرسیون خطی استفاده شده است. نتایج پژوهش حکایت از آن دارد که میزان رضایت از زندگی در دانشکده های مختلف تفاوت معناداری با هم ندارد. به لحاظ آماری دانشجویان دختر و پسر دارای رضایت از زندگی متفاوتی نیستند. یافته ها بیانگر آن است که در هر دو جنس «رضایت از خود»، «مثبت نگری» و «رضایت از دانشگاه» تاثیر معناداری بر رضایت از زندگی دارند. با این وجود دو متغیر «وضعیت سلامتی» و «امید شغلی» بر رضایت از زندگی دختران اثربخش تر از پسران است و «موفقیت تحصیلی» تاثیر بیشتری بر رضایت از زندگی پسران نسبت به دختران دارد. مجموعه متغیرهای اصلی تحقیق 0.626 از تغییرات متغیر وابسته را تبیین می نماید
هویت در منابع و متون اسلامی از جمله نهج البلاغه، موضوعی وسیع و عمیق است. در این کتاب ارزشمند، به هویت قبیله ای به عنوان واقعیت و «سیاست آن گونه که هست»، در ابعاد گوناگونی توجه شده است. هویت و ملاحظات قبیله ای و رقیبان و مخالفان در تصمیم گیری ها و موضع گیری های امام (ع) از جایگاه مهمی برخوردار است؛ زیرا سیاست، ماهیتی کلی ملی دارد و دشمن در یک سوی آن، قرار می گیرد.در این مقاله با تحلیل محتوای گفتار و نوشتار امام (ع) در نهج البلاغه به واکاوی هویت قبیله ای به عنوان رقیب هویت دینی می پردازیم. با ورود اسلام و بعثت پیامبر (ص) هویت قبیله ای در ساختار شبه جزیره عربستان تحت تاثیر هویت دینی، به هویتی حاشیه ای تبدیل شد و با مهار آن، یکی از موانع ساختار دولت سازی پیامبر (ص) از میان برداشته شد و دولت متمرکز پیامبر به وجود آمد؛ اما بعد از رحلت آن حضرت، هویت قبیله ای بار دیگر از حاشیه به متن جامعه وارد، بازتولید و تقویت شد. شکل گیری گرایش های گریز از مرکز از سوی هویت های متعدد قبایل گوناگون یکی از پیامدهای بازگشت هویت قبیله ای به جامعه بود. همین گرایش ها موجب قتل عثمان شد و در واقعیت سازی حوادث دوران پنج ساله خلافت امام علی (ع) و سه جنگ داخلی دوران ایشان نقشی مهم داشت. شدت یافتن این گرایش ها اداره دولت را برای امام علی (ع) دشوار کرد و سرانجام منجر به تشکیل دولت امویان شد. در این مقاله واقعیت هویت قبیله ای توصیف، و واقعیت سازی قبیله ای، تجزیه و تحلیل شده است.
هدف اساسی مقاله حاضر ارایه تصویری روشن از مرزبندی اجتماعی فضای شهری (نواحی) و تشخیص سلسله مراتب منزلتی فضاهاست. نتایج تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی بر روی سه خصوصیت پایه منزلتی شامل حیثیت شغلی، سطح تحصیلات و درآمد بر روی یک نمونه تصادفی از سرپرستان خانوار ساکن مشهد به اندازه 17510 نفر که به روش نمونه گیری طبقه ای برگزیده و مورد مصاحبه قرار گرفته اند به روشنی نشان می دهد که اولا از میان ترکیب های مختلف خوشه بندی نواحی، مناسب ترین ترکیب، خوشه بندی پنج تایی است یعنی دراین حالت، بیشترین تجانس منزلتی در درون هرخوشه و بیشترین تفاوت منزلتی در بین خوشه ها وجود دارد. ثانیا مقایسه میانگین خصوصیات سه گانه منزلتی در بین خوشه های پنج گانه نواحی شهر مشهد حاکی از این است که فضاهای شهری مشهد سطح برخورداری کاملا متفاوتی از لحاظ خصوصیات پایه منزلتی یعنی مزایای شغلی، تحصیلی و درآمدی دارند و در بین آنها نظم سلسله مراتبی منزلت وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل تمایزی خوشه های پنج گانه نشان می دهد که تاثیر هر یک از سه متغیر منزلتی مذکور در تمایز و تشخیص خوشه های پنج گانه به ترتیب اهمیت عبارتند از: سطح تحصیلات سرپرست (%79.9)، درآمد سرانه خانوار(%56.9) و حیثیت شغلی سرپرست(%52) .
بررسی حاضر از رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی به بازسازی معنایی تغییرات خانواده در میان ایلات گورک و منگور شهرستان مهاباد از منظر ساکنان آن سامان می پردازد. رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی با تاکید بر بینش ساخت گرایاناست که کنشگران اجتماعی نقش اصلی در سـاخت و بازسازی زندگی اجتماعی خود ایفاء کرده و به گونه ای بازاندیشانه و آگاهانه در برابر محیط و تغییرات آن اندیشیده و عمل می کنند. دو ایل مورد بررسی از ایلات مهم ساکن در شهرستان مهاباد بوده و دارای زندگی روستایی هستند. روش شناسی پژوهش حاضر، روش شناسی کیفی است و از روش قوم نگاری و تکنیک مشاهده و مصاحبه عمیق برای انجام عملیات تحقیق استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارائه نظریه نهایی از روش نظریه زمینه ای (GT) استفاده شده است. یافته های بدست آمده شامل هفت مقوله عمده به این شرح می باشند که عبارتند از: متعین های سـاختاری، خـانواده درون انتظام، ورود عنـاصر نـوسـازی، خـانـواده برون انتظام، توانمندی، تضعیف سنت ها، برون فرهنگ یابی. مقوله هسته این بررسی «گذار نسبی» است که مقولات عمده فوق را در برمی گیرد.
طی چند سال اخیر، جمعها یا کلاسهایی در سطح شهر تهران شکل گرفته که در آنها شیوههای نوینی برای "چگونه بهتر زیستن"، آموزش داده میشود. در این جمعها که اساسشان بر پایه دیدگاههای گوناگونی از جمله روانشناسی و عرفان قرار گرفته است، افراد به دنبال آن هستند که ضمن تجربه نوعی احساس معنوی و روحانی، چگونگی دستیابی به راههای خوشبختی، موفقیت و کمال را به صورت توامان تجربه کرده و در عین حال، به آرامش روحی برسند. پژوهش حاضر در پی آن بوده که ویژگیها و کارکردهای کلی این جمعها برای افراد شرکتکننده را مورد مطالعه قرار داده و مطابقت آموزههای آنها را با رفتارهای نوین دینی بررسی کند. مبنای نظری این پژوهش بر اساس نظریههای مطرح جورج زیمل، ماکس وبر و توماس لاکمن در حوزه جامعهشناسی دین سازماندهی گشته و پژوهش با استفاده از روشهای کمی و کیفی انجام شده است.
"نظریه پردازان ارتباطات مدت هاست از یکسویه بودن رسانه های جمعی انتقاد کرده و مخاطبان را تا اندازه زیادی منفعل دانسته اند. آنان راه حل خروج از این انفعال را دوسویه کردن ارتباط رسانه و مخاطب و به عبارت دیگر افزایش تعاملی بودن رسانه ها دانسته اند. اگرچه تلفن نخستین وسیله ارتباطی کاملاً تعاملی بود، اما تا پیدایش رسانه های نوین ارتباطی و اطلاعاتی که میزان تعاملی بودن در آنها زیاد است، باید انتظار می کشیدیم. بااین همه، میزان تعاملی بودن در همه رسانه های نوین به یک اندازه نیست یا تعاملی بودن در آنها (در ساخت یک سایت اینترنتی یا بازی رایانه ای) به یک اندازه رعایت نشده است بنابراین نیاز به انجام تحقیقاتی درباره میزان تعاملی بودن رسانه های نوین و تقویت این ویژگی در آنهاست. تعامل نیز نظیر سایر واژگان علم ارتباطات، دارای تعاریف متعددی است و جنبه های مختلفی از رابطه کاربر ـ رسانه را شامل می شود. آنچه در مورد تعامل باید مورد توجه قرار گیرد، ویژگی چندبُعدی بودن آن است. کیوسیس (2002) مدلی را ارائه می کند که در آن به جنبه های مختلف فنی ، اجتماعی و ادراکی تعامل توجه شده است. به دیگر بیان، تعامل نه تنها به ویژگی های فنی رسانه و زمینه ارتباطی آن مربوط می شود، بلکه ادراک مخاطب (کاربر) نیز در آن بسیار مهم است. بازی های ویدئویی ـ رایانه ای یکی از بارزترین مصداق های تعاملی بودن در میان رسانه های نوین هستند. بااین حال، رعایت تعاملی بودن در همه بازی ها به یک اندازه نیست. هدف از تحقیق حاضر بررسی میزان تعاملی بودن در یکی از بازی های رایانه ای پُرفروش به نام «فراخوانی به خدمت» است. پرسش های اصلی مقاله عبارتند از: 1) چگونه می توان تعریف عملی مناسبی از ابعاد سه گانه تعاملی بودن برای بررسی بازی های رایانه ای ارائه کرد؟ 2) بازی «فراخوانی به خدمت» تا چه اندازه از این ویژگی ها برخوردار است.
"
این مقاله به تحلیل پدیدارشناسانه روایتگری صمد شفیعی می پردازد. او که یکی از رزمندگان اهل تبریز بود، در اینجا به عنوان یک شخصیت منحصربه فرد و رزمنده ایرانی مورد تحلیل قرار می گیرد. وی در سال های نخستین جنگ عراق علیه ایران توانست (در 15 اردیبهشت 1360) یکی از شبه ملودی ها و متون بی نظیر رسانه ای را در باب روایتگری تجربه جنگ انعکاس دهد. روایتگری او در نوع خود بی نظیر است، مقاله نشان می دهد که با تحلیل پدیدارشناسانه متن روایتگری او می توان به خصلت های خالص رزم ایرانی ـ که در گذر تاریخ ایران از چهار خصلت 1. موحد بودن؛ 2. تسامح و پهلوانی رزمندگان؛ 3. تمدنی بودن؛ 4. عشق به میهن بهره می برد ـ دست یافت. این مقاله در حوزه چندرشته ای علم ارتباطات و جامعه شناسی، به خصوص جامعه شناسی تاریخی، قرار می گیرد و مدعی است که با این گونه تحلیل ها می توان به برخی اصول زندگی و هویت ایرانی که برای بسیاری هنوز هم به شکل فرهنگ و تمدن و هویت معمایی مطرح است، پی برد. مقاله نشان می دهد چگونه رزم ایرانی به دنبال برجسته کردن افراد به عنوان قهرمان نیست، بلکه شکست ها و تجربه های تلخ گذشته سبب شده است تا رزم ایرانی، با تمسک به ایدئولوژی وحدت گرا و توسل به خصلت های پهلوانی و مهر وطن، هنوز در پی اثبات مشروعیت تمدن خویش باشد. عنصر شهادت، در این فرایند، ارزش فرافردی و فراقهرمانی دارد؛ چرا که درجه والایی از فداکاری را انعکاس می دهد که قهرمان زنده از قهرمانی کمتر دیده می شود و درست به همین جهت است که رزم ایرانی را باید رزم ایرانی نامیده و ما آن را درخور شناخت و ابزار بازسازی هویت و فلسفه ایرانی می دانیم.بنابراین، مقاله با بازسازی روش شناسانه رزم ایرانی در رویتگری صمد، روشی درخور توجه را برای شناخت جلو ه ناشناخته رفتار رزم کردن در جنگ هشت ساله معرفی می کند. در این بازسازی، بیشتر بر تحلیل خصلت توحیدی رزم ایرانی تاکید خواهد شد.
مقاله حاضر به بررسی عوامل موثر بر سرقت نوجوانان در کرمانشاه با رویکردی ترکیبی پرداخته است. مبنای نظری پژوهش برتئوری های همنشینی افتراقی، کنترل اجتماعی، احساس محرومیت نسبی و شرایط آنومیک خانواده استوار می باشد. روش تحقیق، پیمایشی و از نوع روش علی - مقایسه ای است. اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه هدایت شده محقق ساخته جمع آوری گردیده است. جمعیت آماری متشکل از دو گروه مستقل تجربی و کنترل است: گروه تجربی شامل کلیه سارقین نوجوان نگهداری شده در زندانها و مراکز اصلاح و تربیت کرمانشاه و گروه کنترل مشتمل برکلیه دانش آموزان سنین 12 تا 18 سال شاغل به تحصیل در سال تحصیلی 86-85 در کرمانشاه می باشد. نتایج تحقیق نشانگر تفاوت معنادار میان دو گروه تجربی (سارق) و کنترل (غیر سارق) به لحاظ میزان گسیختگی خانوادگی، وضعیت اجتماعی - اقتصادی، میزان پیوند اجتماعی، میزان احساس محرومیت نسبی و میزان همنشینی با کجروان است.