فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۳۲۱ تا ۹٬۳۴۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
مطالعه تطبیقی گفتمان توسعه در گفتمان تجددگرا و اعتدال گرا با تأکید بر دیدگاه استاد مرتضی مطهری
حوزههای تخصصی:
در دوران معاصر و به ویژه در چند دهه گذشته گفتمان توسعه، به یکی از گفتمان های مهم در عرصة علوم انسانی تبدیل شده است. جهت گیری ها نسبت به گفتمان توسعه تابعی از فهم های متفاوت از این گفتمان بوده است. مهمترین محور بحث در این گفتمان نوع رابطه سنت و مدرنیته می باشد. پاسخ جامعه روشنفکری ایران به این پرسش را می توان حداقل در سه گفتمان سنت گریزی (تجددگرا)، سنت گرایی (نفی کامل نوگرایی) و احیاءگرایی دینی دنبال کرد. هر کدام از گفتمان ها طیف متعددی از اندیشه ها را در بر می گیرد. با توجه به هدف مقاله حاضر، گفتمان اصلاح گرایی دینی نیز دربرگیرنده طیف متعددی از رویکردها و بنیان های نظری است. احیاءگرایی دینی سید جمال با مطهری و شریعتی و غیره با وجود اشتراکات زیاد، دارای تفاوت های روشنی نیز هست. در مقاله حاضر با تأکید بر مبانی اندیشه ای و کلامی استاد مطهری با عنوان « گفتمان اعتدال گرا» به تفاوت های اساسی آن با گفتمان تجددگرا پرداخته شده است. هدف از آن، ارائه تصویری از توسعه در دو گفتمان مذکور است. پیش فرض اصلی مقاله حاضر این است که هستی شناسی و انسان شناسی گفتمان های مختلف، تلقی های معناشناختی مختلفی از مفهوم و الگوی توسعه پیش رو می گذارد و هر کدام از گفتمان ها تلاش می کنند بر سر معنادهی دال مرکزی توسعه و برخی از عناصر شناور مهم آن از جمله معرفت، آزادی و عدالت اجتماعی با هم به منازعه و رقابت بپردازند و با قرار دادن معنای این عناصر در مفصل بندی خود به آن استغنای معنایی ببخشند.
تحلیل پایداری نظام بهره برداری خانوادگی در روستای خانمآباد، شهرستان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعة اکتشافی حاضر در فاصلة زمانی فروردین تا آذر 1389 انجام شد. شاخص¬های پایداری از طریق مشاهدة مشارکتی و انجام فعالیت کشاورزی به همراه کشاورزان در یک دورة یک¬ماهه ساخته شدند. نتایج نشان داد که در روستای خانم¬آباد، نظام بهره برداری خانوادگی از لحاظ اقتصادی و زیست محیطی ناپایدار و از لحاظ اجتماعی نیمه¬پایدار است. سود، اعتماد، مصرف کود¬ زیستی بارور 2، کودهای نیتراته، و تعداد دفعات شخم سطحی مهم ترین پیش¬بینی¬ کننده های ابعاد اقتصادی، اجتماعی، و زیست محیطی هستند. مهم ترین پیش¬بینی ¬کننده¬های پایداری کل نظام بهره برداری خانوادگی عبارت¬اند از سود، میزان مصرف کود زیستی بارور 2، و تبادلات مالی بین دوستان. بنابراین، پیشنهاد می شود که در ابعاد اقتصادی و اجتماعی، به ترتیب، بازار عمده¬فروشی سبزی و تعاونی سبزی¬کاران در این روستا احداث شود؛ و در بخش زیست محیطی نیز ممکن است ترویج کود زیستی بارور 2 مؤثر باشد.
بررسی تاثیر حمایت اجتماعی -عاطفی و پیوند قوی بر سلامت عمومی (مورد مطالعه: دانش آموزان پسر دبیرستان های شبانه روزی منطقه سردشت دزفول)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بنا بر نظریه دورکهایم، هرچه احساس نزدیکی و پیوند فرد با گروهش (برای مثال خانواده ) قوی ترباشد، احتمال به خطر افتادن سلامتی فرد کاهش می یابد و بر عکس حتی ممکن است در چنین شرایطی فرد سلامت خود رابه خاطر دیگران به-خطر اندازد. برکمن و سیم (1979) برکمن (1984) و سیم (1979) به عنوان نظریه پردازان ایده تاثیر حمایت اجتماعی بر سلامتی بر این نظر هستند که هرچه یگانگی فرد با اطرافیانش بیش تر باشد، حمایت اجتماعی بیش تری از او صورت می-گیرد و به همین دلیل فردکم تر در معرض بیماری قرار می گیرد. این مقاله با توجه نظریات این دانشمندانبه بررسی تاثیر پیوند قوی و حمایت عاطفی بر سلامت عمومی دانش آموزان خوابگاهی می پردازد و برای رسیدن به اهداف پژوهشی خود این نظریات را در قالب نظریه انسجام اجتماعی دورکهایم و مدل تاثیر مستقیم در قالب مدل برکمن- سیم مورد استفاده قرارداده است. این تحقیق با روش پیمایشی و با کمک ابزار پرسش نامه در بین دانش آموزان خوابگاهی در منطقه سردشت دزفول در پاییز 89 صورت گرفته است. از آنجایی که تعداد افراد جامعه آماری اندک بود از روش سرشماری استفاده شده است. در این تحقیق سعی بر آن بوده است که نشان داده شود زندگی خوابگاهی به عنوان سبکی از زندگی که در آن دانش آموزان از حمایت عاطفی و پیوند قوی کمتری برخوردارند چه رابطه ای با میزان برخورداری از سلامت عمومی افراد دارد. نتایج نشان داده است که میانگین برخورداری از سلامت عمومی در بین دانش آموزان خوابگاهی در منطقه مورد مطالعه 57نمره از 84 نمرهاست. همچنین نتایج، رابطه مستقیم و مثبت بین پیوندی قوی و حمایت عاطفی با سلامت عمومی را نشان می دهد. میزان ضریب همبستگی بین پیوند قوی و سلامت عمومی 438/0 بود که در سطح 01/0 درصد معنادار بود. میزان ضریب همبستگی بین حمایت عاطفی و سلامت عمومی 219/0بود که در سطح 01/0درصد معنادار بود.
هم خوانی و هم افزایی سیاست های کلان نظام آموزشی ایران در راستای توسعه فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
آموزش خانواده به خانواده: مبانی نظری و نمونه کاربردی خانواده دارای کودکان سندروم داون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داشتن فرزندان با نیازهای ویژه، خانواده را با مسائل زیادی در زمینه های اجتماعی، آموزشی و خودیاری مواجه می سازد.
برقراری ارتباط عمیق تر با خانواده ای دیگر دارای تجربه ای مشابه در این زمینه، می تواند مسیر مشکلات طی شده را به آن ها نشان دهد. هدف آموزش خانواده به خانواده، انتقال تجارب مثبت خانواده ها به یکدیگر است. در این پژوهش زمینه یابی، به روش نمونه گیری در دسترس از اعضای کانون خیریه سندروم داون، 12 نفر از والدین (11 مادر و 1 پدر) کودکان با سندروم داون به طور داوطلب انتخاب شدند تا در 5 جلسه هفتگی گروهی (به مدت 1 ماه) تجارب خود را در ارتباط با مسائل ویژه دوران پیش دبستانی فرزندان خود بازگو نمایند. از میان این مسائل، 4 اولویت جهت ارایه در پانل آموزشی سمینار سندروم داون انتخاب شد. سه ماه بعد از برگزاری سمینار، با استفاده از پرسشنامه 20 سوالی (محقق ساخته)، ویژگی های دموگرافیک شرکت کنندگان داوطلب در سمینار (22 نفر از والدین) ثبت و میزان رضایت آن ها از مفید بودن پانل آموزشی جمع آوری شد. نتایج نشان دادند که میانگین رضایت خانواده ها از پانل آموزشی و همه مؤلفه های رضایت بسیار زیاد بود. با توجه به محدودیت گروه نمونه، در دسترس بودن آن و اختصاص پانل آموزشی به مسائل دوره پیش-دبستانی و عدم کنترل منابع حمایتی در خانواده ها، پیشنهاد می شود که پژوهش های آتی ضمن توجه به موارد مطروحه، به برگزاری دوره های آموزش خانواده به خانواده در قالب سمینارها در دوره های مختلف سنی افراد داون مبادرت ورزند و این گونه برنامه ریزی جهت توانمند سازی افراد با نیازهای ویژه و خانواده های آن ها در مقابله با استرس مورد استفاده قرار گیرد.
راهبردهای توسعه اوقات فراغت زائران درمشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چگونگی گذران اوقات فراغت به عنوان پدیده ای اجتماعی در کلان شهر مشهد، با توجه به قداست و اهمیت بین المللی این شهر، از جمله مسائلی است که نگاه ویژه ای را برای تدوین راهبرد و برنامه ریزی در این زمینه می طلبد. هدف این پژوهش به طور کلی اولویت بندی راهبردهای توسعه اوقات فراغت زائران در کلان شهر مشهد است. روش پژوهش توصیفی/ تحلیلی با ماهیتی قیاسی، برگرفته از نگرش سیستمی است و روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای/ اسنادی و پیمایشی بوده که از 50 پرسش نامه محقق ساخته به روش دلفی استفاده شده است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش تکنیک سوات است. در این پژوهش مشخص شد که در کلان شهر مشهد در زمینه اوقات فراغت، وزن اصلی با قوت ها و فرصت هاست. نتایج پژوهش نشان می دهد که کلان شهر مشهد در موقعیت تهاجمی قرار گرفته و این واقعیت بیانگر آن است که کلان شهر مشهد باید از قوت ها و فرصت های خود برای رفع ضعف ها و تهدیدها استفاده کند. همچنین راهبرد ارتقای عملکرد زیرساخت های گذران اوقات فراغت موجود و خلق فضای کالبدی و معنوی متناسب با فرهنگ زیارت اولویت اول را در بین راهبردهای تهاجمی به خود اختصاص داده است.
بررسی سبک زندگی جوانان در شهر تهران و عوامل مؤثر بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به گونه شناسی سبک زندگی جوانان در شهر تهران و عوامل مؤثر بر شکل گیری آن می پردازد. شیوه نمونه گیری خوشه ای بوده و حجم نمونه، با استفاده از فرمول کوکران، 400 نفر برآورد شده است. در کنار تبین تئوریک مسئله به واسطه طیف متنوعی از نظریه های کلاسیک و متأخر، نظریه ساخت گرایی تکوینی بوردیو برای تدوین چهارچوب تئوریک مبنای کار قرار گرفته است. بر مبنای تحقیقات تجربی و تئوری های موجود، سبک های زیبایی شناختی - لذت جویانه، کارکردگرایانه، خرده فرهنگی و انفعالی زمینهیابی و شناسایی شده اند. بر اساس نمرات میانگین انواع سبک زندگی، بیشترین میانگین در سبک زندگی لذت جویانه و کمترین میانگین مربوط به سبک زندگی منفعلانه است. با توجه به ضریب همبستگی پیرسون، رابطه بین سرمایه اجتماعی و فرهنگی با انواع سبک زندگی مثبت و معنادار است. این ضریب معناداری رابطه بین سرمایه اقتصادی و سبک های زندگی کارکردگرایانه، لذت جویانه و منفعلانه را نیز تأیید می کند. با استفاده از روش رگرسیون گام به گام، ترتیب اثر متغیرها عبارت اند از: سرمایه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی. نکته قابل ملاحظه، برتری نقش سرمایه اقتصادی نسبت به سایر متغیرها است. با توجه به ضریب همبستگی تعدیل شده سه متغیر سرمایه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، در مجموع 19% از واریانس متغیر وابسته را تبیین می کنند
عوامل مرتبط پایگاه اجتماعی- اقتصادی، تعارض زناشویی و حمایت اجتماعی با خشونت خانگی والدین نسبت به فرزندان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی ارتباط عوامل خانوادگی و اجتماعی (پایگاه اجتماعی- اقتصادی، تعارض زناشویی و حمایت اجتماعی) با خشونت خانگی والدین نسبت به فرزندان بود. این تحقیق به روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه در سطح شهر اهواز اجرا شده است. جامعه آماری کلیه دانش آموزان مقطع دبیرستان شهر اهواز و حجم نمونه384نفر بود که با استفاده از فرمول کوکران محاسبه شد. این تعداد دانش آموز از روش نمونه گیری خوشه ای از میان مناطق مختلف شهر اهواز انتخاب گردیده و بصورت تصادفی پرسشنامه در اختیار آنان قرار گرفت برای سنجش هر کدام از متغیر های این تحقیق، گویه ها با استفاده از طیف لیکرت و دیگر طیف ها طراحی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه، داده های مورد نیاز جمع آوری شد(لازم به ذکر است تعداد 57 سوال از پرسشنامه تحقیق که مربوط به متغیرهای حمایت اجتماعی، تعارزات زناشویی و پایگاه اجتماعی- اقتصادی می باشد توسط والدین دانش آموز پاسخ داده شده است. مقیاسهای کودک آزاری وضربه (CTQ)برنستاین وهمکاران)1995 مقیاس پایگاه اجتماعی-اقتصادی والدین (SES)دانکن،مقیاس حمایت اجتماعی ( (MSPSS زیمت وهمکاران 1998و مقیاس تعارض زناشویی(MCQ )ثنایی وهمکاران(1379)در این پژوهش استفاده گردید. نتایج تحقیق حاکی از معنی دار دبودن رابطه بین متغیر های پایگاه اجتماعی اقتصادی، تعارض زناشویی و حمایت اجتماعی با خشونت والدین علیه کودکان بود. و این مساله نیازمند توجه هر چه بیشترخانواده ها ومسولان جهت پیشگیری ،کنترل وکاهش تبعات منفی آن را در سطح خانواده وجامعه را نشان می دهد.
رادیو و مدیریت پیام های اقتصادی آن
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی توسعه و مسایل سیاسی اجتماعی مربوط به شمال و جنوب نظریه های توسعه
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی نظری مکتب ساختی کارکردی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات آموزش و ارتباطات اقناعی آموزش
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات ارتباطات سیاسی، بین الملل و توسعه ارتباطات و توسعه
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مدیریت و پژوهش ارتباطات مدیریت در تولید
روند تاثیر موقعیت اجتماعی و اقتصادی بر عملکرد تحصیلی داوطلبان آزمون سراسری طی سالهای 1380 تا 1388(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل موقعیت اجتماعی، اقتصادی و نقش متغیرهای مختلف تشکیل دهنده این موقعیت ها در طی زمان بر عملکرد تحصیلی (نمره کل) داوطلبان ورود به آموزش عالی از اهداف این تحقیق است تا مشخص نماید، این موقعیت ها در دستیابی به نمرات بالا چه تأثیراتی دارند و در طی زمان نقش این متغیرها ثابت مانده یا تغییر کرده است. تمامی داوطلبان حاضر در جلسه آزمون سراسری درگروه آزمایشی علوم انسانی، در سال های 1380 تا 1388 جامعه آماری این تحقیق را تشکیل می دهند. داده های تحقیق براساس اطلاعات و مدارک موجود در سازمان سنجش آموزش کشور و فرم های نظرخواهی تعداد 4105542 نفر در این گروه آزمایشی در جلسه آزمون حاضر بوده و دیپلم خود را در سال قبل از آزمون دریافت نموده و گروه آزمایشی امتحانی آنان با رشته ای که در آن دیپلم گرفته اند تطابق داشته، جمع آوری شده است. بنابراین حجم اطلاعات مورد استفاده به عنوان نمونه آماری که از داده های گمشده چشم پوشی شده است دراین گروه آزمایشی 1217321 نفر می باشد. روش آماری به کار رفته در این تحقیق، استفاده از مدل های سه سطحی با استفاده از نرم افزار HLM است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که هر یک از متغیرهای تشکیل دهنده موقعیت اجتماعی، اقتصادی با میزان تأثیر متفاوت، در افزایش نمره کل داوطلبان مؤثر هستند و تفاوت معنی داری بین عملکرد تحصیلی زنان و مردان به نفع زنان مشاهده می شود؛ که با افزایش سال این تفاوت در گروه علوم انسانی بیشتر شده است. علاوه بر آن افزایش سطح تحصیلات پدران، سطح تحصیلات مادران و شغل پدران در هر سطح معنی داری بر افزایش عملکرد تحصیلی در تمامی سالهای تحقیق مؤثر بوده است؛ هرچند با افزایش سال از میزان اثر آنها کاسته شده است. همچنین در تمامی سالهای تحقیق افزایش سطح تحصیلات مادران در مقایسه با افزایش سطح تحصیلات پدران، در افزایش عملکرد تحصیلی اثر بیشتری داشته است.
نفرین منابع، رابطه میان وفور منابع طبیعی و فقر در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۲ پاییز ۱۳۹۱ شماره ۴۶
۲۷-۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ایران سومین کشور دارای منابع نفت در دنیا است و با وجود این ثروت طبیعی شرایط اقتصادی آن در مقایسه با بسیاری از کشورهای فاقد منابع طبیعی، نامطلوب تر است، به طوری که به نظر می رسد اصطلاح نفرین منابع [1] در مورد ایران مصداق یافته است. روش: این مقاله با استفاده از روش [2] ARDL به بررسی وجود رابطه بین وفور منابع طبیعی و فقر در دوره زمانی1360 تا 1387 می پردازد. یافته ها: وفور منابع معدنی از طریق چندین سازوکار مختلف سبب لطمه زدن به فقرا می شود. این سازوکارها عبارتند از بی ثباتی در قیمت منابع اولیه صادراتی، افزایش در نابرابری، کاهش نرخ رشد، حاکمیت و ساختار سیاسی، بیماری هلندی و جنگ داخلی. یافته های این مقاله نشان می دهد که نمی توان وجود فقر را به وفور منابع طبیعی نسبت داد. نتایج: پژوهش هایی که متغیر وفور (ذخایر اثبات شده سرانه نفتی) را به کار برده اند؛ با وجود مشاهده فقر و نابرابری در کشورهای غنی از منابع طبیعی (به ویژه کشور های برخوردار از منابع معدنی کانونی) رابطه بین فقر و نابرابری و وجود منابع طبیعی را تایید نمی کنند. این پژوهش ها اشاره دارند که این نهاد ها هستند که ثروت را به جای آن که به موهبت تبدیل کنند؛ به نفرین تبدیل کرده اند. 1- resource curse 2- Auto Regressive Distributed Lag Model
نقش سبک های حل تعارض والدین و سازگاری اجتماعی و شیوه های حل مسأله اجتماعی فرزندان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۲ زمستان ۱۳۹۱ شماره ۴۷
۲۷۹-۲۶۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تعارضات والدین و نحوه حل آن ها نقش عمده ای در شکل گیری رفتارهای نامناسب اجتماعی در فرزندان دارد. سازگاری اجتماعی و حل مسأله اجتماعی از جمله این رفتارها هستند که در این مقاله موضوع بررسی و بحث قرار گرفته اند. روش: به منظور بررسی تأثیرسبک های حل تعارض والدین بر دو رفتار یاد شده ۳۰۰ نفر از دانشجویان سال های اول و دوم کارشناسی دانشگاه علامه طباطبایی و تهران انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت بود از پرسش نامه های سبک های حل تعارض والدین، حل مسأله اجتماعی و سازگاری اجتماعی. تحلیل داده ها با استفاده از روش هم بستگی پیرسون و رگرسیون انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک های حل تعارض والدین، سبک های حل مسأله و سازگاری فرزندان (۱۱۸/0=2R) را پیش بینی می کند. بحث: یافته ها تأیید می کنند که سبک های مثبت حل تعارض در والدین با برخورد مؤثر فرزندان با مسائل اجتماعی رابطه دارند. در مقابل سبک های منفی حل تعارض با برخورد نامؤثر با مسائل اجتماعی در فرزندان و ناسازگاری آنان ارتباط دارند. این نتایج همسو با پژوهش های پیشین و مفروضات نظریه شناختی اجتماعی یادگیری نقش رفتارهای والدین در رفتارهای اجتماعی فرزندان را تأیید می کند
تخمین حداقل معاش با استفاده از سیستم مخارج خطی در ایران و تعیین نسبت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۲ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۴۵
۱۷۲-۱۴۳
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تعاریف متعددی از مفهوم فقر وجود دارد که از نظر روش شناختی ماهیت متفاوتی دارند. برای اندازه گیری حداقل معاش نیز روش های متفاوتی وجود دارد. یکی از این تعاریف، خط فقر نسبی است و آن عبارت است از ناتوانی خانوارها در تأمین سطحی معین از استانداردهای زندگی که لازم و مطلوب تشخیص داده می شود. روش: در این تحقیق، به منظور برآورد حداقل معیشت و محاسبه درصد خانوارهای فقیر ایرانی از روش سیستم مخارج خطی استفاده شده است. برای این منظور از داده های سال های ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۸ استفاده شده و آمار آن به صورت داده های کشوری از مرکز آمار ایران جمع آوری شده است. یافته ها: ضرایب به دست آمده برای میل نهایی به مخارج روی گروه های کالایی بیانگر این است که این ضریب برای گروه های کالایی مسکن و خوراکی در مقایسه با گروه های کالایی دیگر بیش تر است. این موضوع بیانگر فقر در جامعه است؛ به طوری که محاسبه خط فقر برای سال ۱۳۸۸، مبلغی برابر با 3506960.3 تومان به دست آمده است. نتایج: نتایج نشان می دهد که گروه کالایی تفریحات جزو کالاهای نرمال لوکس و بقیه گروه هایی کالایی، نرمال ضروری است. نتایج حاصل از برآورد و محاسبه خط فقر بیانگر افزایش میزان حداقل معاش سالیانه خانوارهاست. اعداد محاسبه شده براساس این رویکرد، با توجه به میزان تورم دورقمی برای اقتصاد ایران و سیاست های غافل گیر کننده بانک مرکزی و دولت ممکن است مقادیری بیش تر از اعداد محاسبه شده باشد. درنتیجه پیشنهاد می شود به منظور کاهش خط فقر و بهبود سطح رفاه خانوارها، از سیاست های توزیعی و حمایت از خانوارهای آسیب پذیر استفاده شود. طبقه بندی: JEL42: C ، R58 .
کودکان کار در رادیو
نقش دانش بومی و کارکرد نظام سنتی مدیریت مشارکتی منابع آب در معیشت پایدار روستایی مورد مطالعه: گروه های بزرگ کاری لایروبی کانال های آبیاری (حَشَر) در سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه مجدد به نظام های سنتی بهره برداری و مدیریت گروهی، دانش بومی و تجربه مردم محلی در این پژوهش از دیدگاه پارادایم های جدید توسعه و معیشت پایدار روستایی است. پژوهش در دانش بومی و نظام های تولید سنتی، سبب شده است تا این اندیشه کلیشه ای که دهقانان، مدیرانی ضعیف اند تبدیل به اندیشه ای شود که برای مردم محلی احترام بیشتری قائل است. مردمی که ایده ها و اعمالشان در قبال محیط، پایدار و دارای سازگاری بومی تلقی می شود. (Fujisaka, 1986) یک معیشت هنگامی پایدار است که بتواند با فشارها و شوک ها سازگار شده و خود را تقویت یا حفظ کند. (Chambers & Conway 1992:6) نگاه به نظام جمعی مدیریت منابع آب و لایروبی جوی های آبیاری در سیستان از این دیدگاه، ارزش آن در ایجاد معیشت پایدار در پهنه سرزمین را نشان می دهد. در توجه به عرصه های روستایی در منطقه سیستان، به روشنی در می یابیم که، با وجود تغییرات اقلیمی و خشک تر شدن سرزمین، مهمترین عامل شکل گیری وضعیت کنونی (بیابانی شدن سیستان) را باید در نابودی نظام های سنتی تولید مبتنی بر دانش و تجربه بومی و سازگار با شرایط سرزمین محلی دانست.
در حال حاضر یکی از چالش های مهم اقتصاد روستایی سیستان، نابودی سالانه بخش وسیعی از زمین های کشاورزی در اثر بی آبی و تراکم رسوبات آبی و بادی و خارج شدن تدریجی کشاورزی از عرصه معیشت، در اثر عدم توانایی تامین و هدایت صحیح آب توسط مدیریت های جدید روستایی است. استفاده نادرست از تکنولوژی های نو و عدم استفاده از دانش بومی و تجارب جامعه محلی، سبب بحرانی تر شدن وضعیت و در نتیجه باعث بیکاری، کمبود درآمد، فقر و مهاجرت روستاییان گردیده است. سیستم مدیریت سنتی با ساختار هرمی خود به همراه کشاورزان منطقه در طول سال با عنوان حشر، به صورت منظم و دسته جمعی (هزاران نفر) در طول سه ماه اقدام به لایروبی رسوبات رودخانه ها، کانال ها و انهار جهت انتقال آب و کشت نزدیک صد هزار هکتار از اراضی زراعی منطقه را می نمود. در حالی که اکنون عدم استفاده از دانش بومی و تجارب مدیران سنتی منطقه، را می توان به عنوان یکی از عوامل اصلی عدم پایداری معیشت مبتنی بر کشاورزی منطقه قلمداد کرد.
هدف اصلی این پژوهش معرفی حشر به عنوان یک نظام و تکنیک گروهی سنتی و شناخت نقش دانش بومی و تجارب کارکردی مدیریت مشارکتی سنتی در پایداری معیشت، مبتنی بر کشاورزی در سیستان است. این پژوهش از نوع پژوهش های توصیفی تحلیلی است که با اتکاء به روش بررسی اسنادی انجام شده است و در بخشی از کار برای گردآوری داده های مورد نیاز، از بازدید های میدانی و مصاحبه های هدفمند با آگاهان و ریش سفیدان محلی استفاده شده است که نام آنها در پایان مقاله بیان شده است. بهره جستن از دانش بومی و تجارب مدیریت سنتی منابع تولید روستایی، در کنار بکارگیری دانش روز و تکنولوژی نوین در چارچوب دیدگاه مشارکتی، می تواند حیات اجتماعی و اقتصادی منطقه، بویژه فضای روستایی را بازسازی و متحول سازد.
تحلیل جامعه شناختی بیگانگی تحصیلی دانشجویان مطالعه موردی: دانشگاه شاهد در سال تحصیلی88 1387(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی وضعیت ""بیگانگی تحصیلی"" و برخی از عوامل مؤثر بر آن در بین دانشجویان دانشگاه شاهد می پردازد. بر اساس رویکرد انتقادی فرضیاتی چند مطرح و میان متغیرها ارتباط نظری برقرار گردید. جمعیت آماری پژوهش، شامل تمام دانشجویان دانشگاه شاهد در سال 1388 بوده است که از این میان 359 نفر بعنوان حجم نمونه انتخاب گردید شیوه نمونه گیری دو مرحله بوده و در مرحله اول نمونه گیری طبقه متناسبو در مرحله دوم نمونه گیری تصادفی انجام و با تکیه بر دو ویژگی مقطع و رشته تحصیلی، جمعیت نمونه به تناسب و به تعداد انتخاب گردید. به منظور سنجش ""بیگانگی تحصیلی"" از مقیاس استاندارد میو و روزالیند، شامل خرده مقیاس های بی هنجاری، بی معنایی، بی قدرتی و انزوای اجتماعی استفاده شده و مجموعه از عوامل اجتماعی فرهنگی در سه سطح خرد متوسط و کلان بررسی شده اند. یافته ها حاکی از آن است که در سطح کلان متغیرهایی چون مدرک گرایی، ایدئولوژیک و انباشتی بودن نظام آموزشی، با متغیر وابسته یعنی ""میزان بیگانگی تحصیلی"" رابطه مستقیم دارند. درسطح متوسط، متغیرهای بوروکراسی اداری، محدودیت های اعمال شده توسط دانشگاه و نیز سبک مدیریتِ گروهِ آموزشی با ""میزان بیگانگی تحصیلی"" رابطه مستقیم داشته اند، اما پرستیژ اجتماعی دانشگاه با بیگانگی تحصیلی رابطه معکوس داشته است. در سطح خرد نیز میان متغیر سرمایه فرهنگی با میزان بیگانگی تحصیلی رابطه معکوس، و میان پایگاه اجتماعی اقتصادی و بیگانگی تحصیلی رابطه معناداری وجود نداشته است. در مجموع، نتایج پژوهش بیانگر تاثیر قابل توجهِ عوامل سطح متوسط یعنی عوامل محیطی و سازمانی - در مقایسه با دیگر عوامل بررسی شده - بر بیگانگی تحصیلی دانشجویان بوده است.