ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲٬۶۱۶ مورد.
۱.

عوامل پیش برنده و بازدارنده توسعه کسب وکارهای روستایی کوچک مقیاس خانگی (مورد مطالعه: پرورش کرم ابریشم، شهرستان بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۳
هدف: کسب وکارهای کوچک مقیاس خانگی نقش موثری در تنوع بخشی فعالیت های اقتصادی و کاهش بیکاری دارند. این امر در مناطق روستایی که با محدودیت فرصت های شغلی روبرو هستند، اهمیت ویژه ای دارد. در حال حاضر تعدادی از خانوارهای روستایی شهرستان بجنورد بخشی از درآمد خود را از طریق نوغانداری به دست می آورند. تعداد نوغانداران در روستاهای مورد بررسی در 10 سال گذشته از 570 نفر به 294 نفر کاهش پیدا کرده است. بر این اساس، پژوهش حاضر به شناسایی عوامل پیش برنده و بازدارنده توسعه کسب وکارهای کوچک مقیاس خانگی در زمینه پرورش کرم ابریشم در روستاهای شهرستان بجنورد پرداخته است. روش پژوهش: گردآوری اطلاعات به روش اسنادی و میدانی با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام شد. حجم نمونه در 9 روستای شهرستان بجنورد که کسب وکار نوغانداری در آنها رواج دارد، با استفاده از فرمول کوکران 160 نوغاندار تعیین گردید. در این مطالعه تعداد 43 شاخص ذیل 10 مولفه به عنوان عوامل بازدارنده و تعداد 23 شاخص ذیل 6 مولفه به عنوان عوامل پیش برنده توسعه کسب وکار نوغانداری در روستاهای مورد مطالعه، شناسایی و بررسی شد. یافته ها: نتایج نشان داد میانگین عوامل پیش برنده با 3/9 و عوامل بازدارنده با 3/87 به طور معنی داری بیشتر از میانه نظری است. مهمترین عامل پیش برنده در کسب وکارهای نوغانداری، تسهیل در راه اندازی کسب وکار پرورش کرم ابریشم با میانگین 4/14 و مهمترین عامل بازدارنده کیفیت پایین تخم نوغانداری با میانگین 4/48 است. نتیجه گیری: کسب وکارهای خرد با چالش های متعددی روبرو هستند. با این حال، با تمرکز بر تکمیل زنجیره ارزش نوغانداری، حمایت دولتی و شبکه سازی، می توان شتاب دهنده هایی برای رشد این کسب وکارها ایجاد کرد که منجر به موفقیت بیشتر آن ها خواهد شد.
۲.

شناسایی موانع و تسهیل کننده های توسعه کشاورزی دیجیتال در استان کرمانشاه: کاربرد تحلیل میدان نیرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۸
پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع و تسهیل کننده های توسعه کشاورزی دیجیتال در استان کرمانشاه به صورت آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد. جامعه پژوهش در بخش کیفی کارشناسان و افراد صاحب نظر در زمینه کشاورزی دیجیتال به تعداد 18 نفر بودند. تحلیل داده های فاز کیفی با استفاده از دو مرحله کدگذاری باز و محوری انجام شد که به شناسایی 35 مانع در قالب شش دسته عامل آموزشی، نهادی، زیرساختی، مدیریتی، روان شناختی و اقتصادی و 21 تسهیل کننده در قالب چهار دسته عامل آموزشی، نهادی، زیرساختی و مدیریتی انجامید. بر مبنای نتایج، موانع موجود در مسیر توسعه کشاورزی دیجیتال بیش از تسهیل کننده ها می باشد. در مرحله بعدی موانع و تسهیل کننده های شناسایی شده در قالب پرسشنامه تنظیم و به بررسی وضعیت موجود آن ها پرداخته شد. جامعه آماری بخش کمی پژوهش کارشناسان ستادی مدیریت هماهنگی ترویج استان به تعداد 22 نفر بودند که با توجه به تعداد آن ها تمام شماری انجام شد. پس از تکمیل پرسشنامه ها، داده های به دست آمده کدگذاری شده و بر مبنای روش تحلیل میدان نیرو توصیف و تحلیل شدند. بر اساس نتایج، برآیند امتیاز نیروهای تسهیل کننده در سه بعد آموزشی، نهادی و مدیریتی بیش از موانع بود. اما در مجموع قدرت موانع بیشتر از تسهیل کننده ها بود که نشان می دهد توسعه کشاورزی دیجیتال با توجه به موانع فراوان نیازمند برنامه ریزی و مدیریت صحیح برای توسعه می باشد. با معرفی اقدامات اجرایی توسط صاحب نظران و بررسی تأثیر آن ها بر قدرت موانع و تسهیل کننده ها، نیروی موانع کاهش و بر قدرت تسهیل کننده ها افزوده شد.
۳.

مروری بر کاربرد و روش های اولویت بندی در حفاظت روستاهای باارزش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۳
اولویت بندی یکی از اقداماتی است که امروزه در برنامه ریزی پیش از اقدامات اجرایی استفاده می شود و با هدف تعیین تقدم و تأخر در حفاظت میراث معماری، به کار می رود. اولویت بندی، در شرایطی همچون محدودیت زمان و بودجه و تعدد نمونه، ضرورت می یابد. این پژوهش در نظر دارد به کاربرد اولویت بندی در حفاظت روستاهای باارزش و نیز تحلیل و بررسی روش های آن بپردازد. بر اساس هدف پژوهش، بررسی اولویت بندی با 1. بررسی تجارب پژوهشی؛ 2. شناسایی گام ها و روش های علمی آن؛ 3. بررسی مزایا و معایب هریک از روش ها؛ 4. شناسایی و معرفی مناسب ترین روش 5. ارزیابی روش در نمونه موردی روستاها و اولویت بندی روستاهای موردنظر، انجام شده است. روش تحقیق در بخش نخست با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای، تحلیلی مقایسه ای است که در بررسی تجربه های پژوهشی، به دنبال شناخت روش ها، گام های ضروری در اولویت بندی و شناسایی مناسب ترین روش برای اولویت بندی روستاهای باارزش بوده است. در بخش دوم از روش آماری و توصیفی- استنباطی استفاده شده است و برای اعتبارسنجی روش موردنظر و اولویت بندی روستاهای منتخب طرح بهسازی بافت های باارزش روستایی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، 55 نمونه روستای منتخب در این طرح مورد ارزیابی و اولویت بندی قرار گرفته است. باتوجه به نتایج این تحقیق، روش های MDBD و TOPSIS و DEA، برای حل مسئله اولویت بندی روستاهای باارزش، مناسب اند. با استفاده از این روش ها می توان مسائل دارای اولویت بندی پیچیده، چندمعیاره، چندگزینه ای، چند مقیاسی، چندهدفه و چندبعدی را حل کرد. با توجه به سهولت در روش MDBD نسبت به دو روش پیشنهادی دیگر، این روش مناسب ترین روش معرفی شده و با کمک این روش اولویت بندی روستاهای نمونه موردی انجام شده است.
۴.

تحلیل نقش کارآفرینی زنان روستایی در توسعه پایدار کشاورزی با تأکید بر محصولات غذایی (مطالعه موردی: شهرستان رامهرمز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۴
کارآفرینی زنان روستایی در محصولات غذایی کشاورزی یکی از مؤلفه های کلیدی در توسعه پایدار کشاورزی به شمار می رود. در بسیاری از جوامع روستایی، زنان نقش اساسی در تولید و فرآوری محصولات کشاورزی دارند و می توانند به عنوان کارآفرینان در این حوزه، تأثیر چشمگیری در بهبود معیشت خانواده ها و توسعه اقتصادی روستاها داشته باشند. به همین منظور، پژوهش حاضر با هدف تحلیل کارآفرینی زنان روستایی در محصولات غذایی کشاورزی بر توسعه کشاورزی پایدار در بین زنان روستایی شهرستان رامهرمز تدوین شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را زنان کارآفرین ساکن در مناطق روستایی شهرستان رامهرمز که طی سال های اخیر در زمینه کارآفرینی محصولات غذایی کشاورزی مشغول به فعالیت بوده اند، تشکیل می دهد. بر این اساس، ۱۵۰ نفر از افراد مذکور به صورت طبقه ای تصادفی ساده انتخاب و داده های پژوهش با استفاده از ابزار تحقیق جمع آوری شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته ای است که روایی آن به صورت محتوایی (صوری) و سازه ای و پایایی آن با استفاده از پایایی ترکیبی مورد تأیید قرار گرفته است. تحلیل داده ها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام شده است. یافته های این پژوهش، با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد واریانس محور، نشان داد که قابلیت های کارآفرینی زنان روستایی در تولید محصولات غذایی کشاورزی به عنوان یک متغیر کلیدی، تأثیر مثبت و معناداری بر تحقق توسعه پایدار کشاورزی دارد. این نتایج نشان می دهد که کارآفرینی زنان نه تنها در افزایش بازدهی اقتصادی بخش کشاورزی بلکه در بهبود عدالت اجتماعی و حفظ منابع طبیعی نیز نقشی بنیادین ایفا می کند.
۵.

معماری خانه پس از پاندمی؛ مفهوم «فضامرز» کشف ساکنین برای در خانه مانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۶۷
هدف: دوران پاندمی کووید-19 تحولات بنیادینی در الگوهای سکونت ایجاد کرد و خانه ها را به فضایی ترکیبی برای فعالیت هایی نظیر کار، آموزش، تفریح و مراقبت بهداشتی تبدیل نمود. این پژوهش با هدف بازاندیشی در معماری خانه پس از پاندمی، به شناسایی قابلیت محوری برای در خانه ماندن و ترسیم مدل نظری سازگاری سکونتی پرداخته است. روش تحقیق: داده های پژوهش از تحلیل ۱۸ مصاحبه نیمه ساختاریافته، ۸۴ سند معماری و ۱۳۲ منبع پژوهشی گردآوری شده و با استفاده از نظریه داده بنیاد در سه مرحله کدگذاری، تحلیل گردیده است. یافته ها: در مدل نظری تحقیق که بر اساس پارادایم علیت ترسیم شده، عوامل ساختاری سازگاری سکونتی شناسایی شدند. ساکنان برای پاسخ به شرایط بحرانی، اقدام به بازآرایی اجزای فضایی و تغییر روابط میان آن ها نمودند. این بازآرایی از طریق جایگزینی کارکردهای شهری در خانه و افزایش حساسیت به جزئیات فضا رخ داد. روابط میان فضاها با مرز-بندی مجدد یا گشودگی مرزها تغییر یافت. نتیجه این کنش ها، ظهور فضاهای جدیدی به نام «فضامرز» بود؛ فضاهایی بدون برچسب کاربری مشخص که بیشترین انعطاف را برای پاسخ گویی به نیازهای نوظهور داشتند. این فضاها، مشابه ریزفضاهای خانه های سنتی ایرانی اند که از پیش فاقد نام گذاری عملکردی بودند و شاید همین ویژگی باعث راحتی در خانه ماندن می شده است. نتیجه گیری: خانه پساپاندمی که با حضور فضامرزها می تواند «خانه مرزی» نام گیرد، واجد تمایزهای اجتماعی-فضایی جدیدی چون افزایش عاملیت ساکن، سیالیت، تاب آوری و ارتباط با طبیعت است. از منظر موضع شناسی، خانه دارای حوزه های عملکردی سیال تر و از منظر ریخت شناسی، متخلخل تر است. این پژوهش پیشنهاد می کند که برای دستیابی به الگوی معماری خانه ای مناسب ماندن، لازم است فضاهای مرسوم به صورت هدفمند عقب نشینی کرده و فضامرزهایی میان آن ها ایجاد شوند؛ مرزهایی که امکان انتخاب در طیف میان دوگانه های فضایی را فراهم می سازند. این فرایند می تواند به شکل گیری طیف هایی از فضا، همچون تعامل تا خلوت فردی یا آلودگی تا پاکیزگی منجر شود و به افزایش انعطاف پذیری محیط در پاسخ به نیازهای سکونت در شرایط بحرانی کمک کند. در این رویکرد، فضاهای موجود همانند تماشاگران یک صحنه تئاتر، در موقعیتی معلق و منتظر قرار می گیرند تا زمان ایفای نقششان بر روی صحنه، یعنی همان فضامرز، فرا برسد.
۶.

تحلیل عوامل شکل گیری سیاست های فضایی مؤثر بر توسعه گردشگری در مناطق روستایی، مطالعه موردی: استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۹
مطالعه حاضر به تحلیل عوامل شکل گیری سیاست های فضایی مؤثر بر توسعه گردشگری در مناطق روستایی استان خوزستان پرداخته است. این تحقیق از نظر روش شناسی، توصیفی و تحلیلی و از حیث گردآوری داده ها به طریقه اسنادی و پیمایشی انجام گرفت. برای دستیابی به هدف از طریق داده کاوی اسناد منطقه ای مرتبط با موضوع تحقیق در استان، تعداد 410 زیر مقوله در قالب دوازده مقوله تبیین کننده عوامل شکل گیری سیاست های فضایی مرتبط با توسعه گردشگری روستایی منطقه استخراج شدند. به اقتضای محتوای سؤالات، یک مجموعه 35 نفره مرکب از کارشناسان هفت سازمان استان خوزستان جهت پاسخ گویی به پرسشنامه مدنظر قرار گرفت. برای شناخت وضعیت سیاست های فضایی در استان، نتایج ضرایب نهایی مقوله ها حاصل از میانگین اوزان روش های وزن دهی تصمیم گیری چند شاخصه نشان داد که مقوله های اقتصاد و تولیدات کشاورزی، توانمندی های فرهنگی و طبیعی و تعادل ساختار سرزمینی با دریافت امتیازات بین 10/0 تا 09/0، بهترین وضعیت برای تحقق توسعه گردشگری روستایی در استان را نشان دادند. همچنین، جهت تشخیص سیاست های فضایی اثرگذار بر توسعه گردشگری روستایی، نتایج حاصل از آزمون های همبستگی کندال و اسپیرمن مشخص نمود که به استثنای اقتصاد و تولیدات کشاورزی، سایر مقوله ها با سطوح کلی توسعه گردشگری روستایی در استان رابطه معنادار و مثبتی برقرار ساخته اند. نتایج ترکیب روش های تصمیم گیری چند شاخصه فازی با سیستم اطلاعات جغرافیایی برای تعیین وضعیت توسعه گردشگری روستایی استان بر پایه تعامل سطوح کلی این جریان با مقوله های سیاست های فضایی نشان داد که سهم طبقات مناسب، متوسط و نامناسب از منطقه به ترتیب 0/20 درصد یا شش شهرستان، 7/26 درصد یا هشت شهرستان و 3/53 درصد یا شانزده شهرستان است.
۷.

Assessing the Role of Non-Governmental Organizations in Rural Sustainable Development (Case Study: Zehak County)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۸
Purpose - Non-governmental organizations (NGOs) play a significant role in the process of sustainable development and the social vitality of communities. These organizations focus on strengthening the economic and social capacities of marginalized groups, addressing general public issues, and sometimes tackling the challenges of specific social strata. In the age of globalization, sustainable development of a society depends on resolving its environmental, economic, and social problems. Design/methodology/approach- This study adopts a descriptive-analytical approach and was conducted in the villages and among the households of Zahak County, located in Sistan and Baluchestan Province. Using Cochran's formula and questionnaires, 21 villages were selected as the sample, comprising 358 households. In order to obstacles to the growth and expansion of non-governmental organizations in the rural areas of Zahk county. To further assess the relationship between NGOs and sustainable development,  Analysis of Variance (ANOVA)  was employed. Additionally, the  Fuzzy Analytic Hierarchy Process (FAHP)  was applied to identify the most influential factors contributing to the effectiveness of NGOs. Finally, the  Fuzzy TOPSIS method  was used to prioritize the villages based on the role of NGOs in sustainable development. Findings-  The results of the research indicate that the impact of NGOs on rural development dimensions has been generally unfavorable, with only the socio-cultural dimension showing a significant effect (Beta coefficient: 0.311), while other dimensions demonstrated negligible influence. Practical Implications - According to the research findings, investing in and implementing socio-cultural programs can help expand NGOs and improve the current condition of villages in Zahak County towards sustainable development. Originality/Value - Although previous research has been conducted in various regions of Iran, the distinct characteristics of Zahak County -where this study is focused- limit the applicability of earlier findings. Consequently, new research is necessary to address the specific conditions of this area. Zahak County faces unique challenges, particularly due to the cessation of water flow from the Helmand River by the Afghan government. This disruption has significantly impacted local livelihoods and altered environmental conditions, creating circumstances that warrant dedicated investigation.
۸.

طراحی و تبیین مدل پارادایمیِ هم آفرینی در صنعت گردشگری پایدار روستایی، مطالعه موردی: شهرستان دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۷
هم آفرینی شکل جدیدی از استراتژی کسب وکار است که حاصل تعامل مؤثر بین سازمان ها و مشتریانشان است. این رویکرد با اثرگذاری بر تولید خدمات گردشگری مطابق با ایده گردشگران، شرکت ها را به سوی تولید محصولات رقابتی نوآورانه هدایت می کند تا با ارائه محصولاتی سازگارتر با ترجیحات گردشگران، ریسک شکست محصولات جدید را کاهش دهند. پژوهش حاضر باهدف طراحی و تبیینِ مدل پارادایمی هم آفرینی در صنعت گردشگری پایدار روستایی شهرستان دامغان انجام گرفته است. روش پژوهش، ماهیت اکتشافی دارد و از نظر هدف، بنیادین است. نمونه آماری، 15 نفر از کارشناسان و متخصصین حوزه گردشگری روستایی بوده است. مشارکت کنندگان این پژوهش به صورت غیر احتمالی و به روش گلوله برفی انتخاب شده اند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش تئوری داده بنیاد و برای گردآوری داده ها از مصاحبه عمیق استفاده شده است. نتایج این پژوهش که شناسایی مقوله ها است عبارت اند از: در زمینه شرایط علی، عوامل آموزشی، عوامل ساختاری، عوامل ارتباطی؛ در زمینه پدیده اصلی، هم آفرینی گرایی؛ در رابطه با شرایط مداخله گر، رسمیت گرایی، هزینه گرایی؛ در بخش شرایط زمینه ای، برند گرایی و در رابطه با راهبرد اصلی، مقوله های بازارگرایی، نوآوری گرایی، آینده گرایی و تجزیه وتحلیل رقبا شناسایی شد. لازم به ذکر است که تاب آوری، توسعه بازار گردشگری، رضایت مندی گردشگران و توسعه پایدار گردشگری، پیامد اصلی این مدل بود. پیاده سازی فرایند هم آفرینی ارزش با گردشگران در صنعت گردشگری روستایی می تواند به بهره برداری مؤثر از ظرفیت ها و توانمندی های گردشگران به منظور دستیابی به مزیت رقابتی و پیامدهای مثبت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و زیست محیطی یاری رساند که نتیجه آن می تواند توسعه پایدار گردشگری باشد که مهم ترین پیامد در این پژوهش است.
۹.

واکاوی عوامل بازدارنده توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی با رویکرد فرا تحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۲
پژوهش حاضر باهدف ترکیب کمی نتایج پژوهش های انجام شده در حوزه عوامل بازدارنده کارآفرینی روستایی صورت گرفته است. این پژوهش با استفاده از روش فرا تحلیل و نرم افزار CMA3 تعداد 29 مطالعه داخلی و خارجی طی سال های 2010 الی 2023 که اطلاعات آنان از طریق پایگاه های علمی معتبر استخراج شد را موردبررسی قرار داد. بر اساس نتایج حاصل شده از مجموع اطلاعات 444 متغیر وارده شده به نرم افزار فرا تحلیل 67 متغیر 354 مرتبه در مقالات موردبررسی دارای درجه تکرار بوده اند. متغیرهای ضعف مالی و کمبود نقدینگی، فقدان یا کمبود آموزش های مربوط به کارآفرینی، ضعف زیرساخت های فیزیکی و زیربنایی مناسب در مناطق روستایی، عدم هماهنگی و همکاری لازم بین سازمان های متولی و پائین بودن سطح مهارت و توانمندی بیشترین درجه تکرارپذیری را داشته اند. مقدار اندازه اثر نشان داده که از 67 متغیر 95/61 درصد دارای اندازه اثر کم، 16/28 درصد دارای اندازه اثر متوسط و 89/9 درصد متغیرها دارای اندازه اثر زیاد بوده اند. متغیرهای عدم دسترسی به بازار مناسب، وجود چالش های متعدد در روستاها و ترس از شکست بیشترین اندازه اثر را به خود اختصاص داده اند. همچنین در بین عامل ها نیز عوامل زیرساختی با مقدار اندازه اثر 372/0، سیاست گذاری با 349/0، آموزشی 334/0، اجتماعی با 314/0، اقتصادی با 308/0، محیطی با 287/0، نهادی با 283/0 و فردی با 277/0 به ترتیب مهم ترین موانع کارآفرینی روستایی شناخته شدند. در نهایت بر اساس نتایج حاصل شده با رویکردی جامع موانع کارآفرینی استخراج و اولویت بندی شدند و بر اساس آن مدل موانع پیش روی کارآفرینی روستایی ترسیم شده است.
۱۰.

تحلیلی بر علل و پیامدهای فضایی افزایش قیمت زمین و فروش آن در حوزه روستایی آهندان شهرستان لاهیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۰
این پژوهش، با هدف بررسی علل افزایش قیمت و فروش زمین های روستایی و پیامدهای فضایی آن در حوزه روستایی آهندان شهرستان لاهیجان انجام شد. در این پژوهش، از روش کیفی استفاده شده که داده های میدانی با مشاهده مستقیم و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان روستاها (دهیاران، اعضای شورای اسلامی روستا و افراد مطلع) گردآوری شد. روش نمونه گیری به صورت هدفمند، و تعداد افراد نمونه براساس رسیدن به حد اشباع نظری بوده که با توجه به ماهیت پژوهش، 18 نفر مشارکت داشته اند. تحلیل مصاحبه ها با روش تئوری زمینه ای (داده - بنیاد) انجام شده است. نتایج نشان می دهد استقبال شهرنشینان بومی و غیربومی برای داشتن خانه دوم و نیاز به زمین برای استفاده های غیرکشاورزی، مهم ترین دلایل افزایش قیمت زمین در روستاها است. هزینه بالای تولید محصولات کشاورزی و به صرفه نبودن کشاورزی، بالا بودن هزینه های زندگی، کم توجهی روستاییان به کشاورزی و حفظ اراضی روستایی و تمایل به دسترسی سریع و آسان به پول، موجب افزایش روزافزون فروش زمین های روستایی شده که این وضع پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و کالبدی متعددی را در روستاها به دنبال داشته است، از جمله این پیامدها می توان به تشدید تغییر کاربری اراضی زراعی و باغ ها به کاربری های مسکونی و خدماتی، مهاجرت روستاییان، تغییرات جمعیتی، تغییر در بافت اجتماعی و وضعیت اقتصادی روستاها، تغییر چشم اندازها و دوگانگی در بافت کالبدی و ناپایداری روستاهای مورد مطالعه اشاره کرد. تمایل به فروش زمین در روستاها روند اجتماعی- اقتصادی نسبتاً تازه ای است که هر سال رو به افزایش است و پیامدهای فضایی (اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیطی) متعددی را در روستاها سبب شده که در نهایت، پایداری منابع طبیعی و امنیت غذایی کشور را تهدید می کند. برای مدیریت کردن این پدیده، نیازمند تدوین سیاست هایی هستیم که هم از فرصت ها بهره برداری کند و هم اثرات منفی را کاهش دهد؛ از جمله مدیریت گردشگری روستایی، حفظ هویت فرهنگی و اجتماعی روستاها، توجه به پایداری و حفاظت محیط زیست، ارتقاء سطح زندگی روستائیان و توسعه برنامه های آموزشی و آگاهی بخشی.
۱۱.

ارائه الگو بازاریابی گردشگری روستایی مبتنی بر سامانه های اطلاعات جغرافیایی مشارکتی، مطالعه موردی: روستاهای کریک و کوخدان شهرستان دنا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۸
در این پژوهش پس از بررسی روستاهای هدف گردشگری کریک و کوخدان (شهرستان دنا)، الگوی بازاریابی گردشگری روستایی مبتنی بر سامانه های اطلاعات جغرافیایی مشارکتی ارائه شده است. بدین منظور برای تحلیل داده از روش پژوهش کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد بهره گرفته شده است. ابتدا با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و نظری، افراد مطلع واجد شرایط از میان خبرگان محلی، مدیران روستا، صاحبان مشاغل و کارکنان پارک ملی دنا انتخاب شد. داده موردنیاز پژوهش ماحصل بازدیدهای حضوری، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته و جلسات مشارکتی بوده که این فرایند در چندین مرحله تکرار شده است. به منظور تدوین الگوی مناسب بازاریابی گردشگری روستایی، تجزیه وتحلیل اطلاعات در پنج مرحله کلی صورت گرفته است. این مراحل عبارت اند از: 1) کدگذاری باز و تبیین مفاهیم، 2) توسعه مفاهیم و طبقات، 3) تحلیل داده برای زمینه، 4) دستیابی به فرایند تحلیل و 5) یکپارچه سازی طبقات. در نهایت الگوی پارادایمی، بر اساس شرایط علّی (فناوری ارتباطات و تسهیل مشارکت)، بستر (عرضه گردشگری و جذابیت مقصد)، عوامل مداخله گر (چالش های فناورانه و جنبه های مدیریتی_ساختاری)، راهبردها (بازاریابی گردشگری با سامانه های اطلاعات جغرافیایی مشارکتی، ملزومات سیاست گذاری) و پیامدها (توسعه گردشگری مقصد) استخراج شده است. با توجه به یافته های پژوهش، جهت رفع چالش های مدیریتی و فناورانه که مانعی برای تحقق بازاریابی گردشگری روستایی است، راهکارهایی همچون توسعه بستر مکانی-مشارکتی بازاریابی، ایجاد نهاد مستقل گردشگری و توانمندسازی اجتماعی به دست آمده است. درنهایت، زیر مقوله های ایجاد مزیت رقابتی، نگهداشت گردشگران و مردم بومی به عنوان پیامدهای حاصل از اجرای این راهبردها مطرح شده است.
۱۲.

تبیین ویژگی های کالبدی و عملکردی فضاهای نیمه باز و مطابقت آن ها با شرایط اقلیمی در خانه های بومی دوره قاجار تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۵
هدف: امروزه باوجود آگاهی از ظرفیت های منحصربه فرد فضاهای نیمه باز در پاسخ گویی به نیازهای زیستی، روانی و اجتماعی، عدم توجه به شرایط اقلیمی در طراحی این فضاها باعث شده که در مناطق سرد کارایی لازم را نداشته باشند. درحالی که در معماری بومی پیشین ایران که راهکارهای معمارانه اقلیمی اهمیت زیادی در تأمین شرایط آسایش داشت، فضاهای نیمه باز یکی از عناصر اصلی تشکیل دهنده بناهای مسکونی بوده و می توانسته نیازهای عملکردی ساکنان را تأمین کند. این پژوهش دارای هدفی کاربردی است و سعی دارد تا با بررسی و شناخت ویژگی های اقلیمی فضاهای نیمه باز در خانه های بومی، به منظور الگوبرداری از آن ها در طراحی اقلیمی مسکن امروز اقلیم سرد، گامی در جهت ارتقای جایگاه و کیفیت فضاهای نیمه باز بردارد. روش پژوهش: این پژوهش به صورت کیفی و بر پایه روش «نظریه داده بنیاد» انجام شده است. داده ها از طریق مطالعه موردی 10 خانه تاریخی باقی مانده از دوره قاجار در شهر تبریز جمع آوری شده اند. فرایند این پژوهش در چهار گام انجام شده است. ابتدا ویژگی های کالبدی نمونه ها توصیف و داده های اولیه استخراج شدند. سپس ارتباط دهی بین مؤلفه های کالبدی و عملکردی فضاهای نیمه باز و مقولات اقلیمی به صورت طبقه بندی شده شکل گرفت. در گام بعدی ویژگی های نمونه ها استخراج و تحلیل شده و پس از تطبیق با مطالعات اقلیمی، میزان پاسخ گویی آن ها به نیازهای اقلیمی، مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت. در انتها، نتیجه گیری نهایی از یافته ها و ارزیابی ها انجام شد. یافته ها: تحلیل و ارزیابی اقلیمی نمونه ها نشان داد که در اقلیم سرد تبریز، ویژگی های اقلیمی فضاهای نیمه باز پاسخ گویی خوبی به نیازهای اقلیمی داشته و در تحقق اهداف معماری اقلیمی و تأمین آسایش در فصول گرم و سرد نقش مؤثری دارند. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان داد که ویژگی های کالبدی فضاهای نیمه باز شامل ساختار کالبدی، موقعیت قرارگیری در بنا، جهت گیری، میزان محصوریت، ابعاد و تناسبات، مراتب دسترسی و مجاورت با دیگر فضاها همه در پاسخ گویی به شرایط اقلیمی و تحقق اهداف معماری اقلیمی نقش مؤثر داشته و تحت تأثیر اقلیم شکل گرفته اند. این فضاها دارای عملکرد ارتباطی و زیستی بوده و پذیرای فعالیت های روزمره زندگی و تعاملات اجتماعی ساکنان بوده است. عملکرد زیستی فضاهای نیمه باز نشان از مطابقت کالبد آن ها با شرایط اقلیمی و مناسب بودن شرایط محیطی آن است.
۱۳.

تاثیر وضوح و خوانایی بر کاهش صدمات ناشی از زلزله در فضاهای آموزشی در شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۷
هدف: شناسایی مؤلفه های مؤثر بر وضوح و خوانایی در فضاهای آموزشی که می توانند به تسهیل حرکت و جهت یابی در مدارس منجر شده و در شرایط بحران نظیر زلزله، به تخلیه سریع تر و کاهش خسارات جانی کمک کنند. روش پژوهش: روش تحقیق این پژوهش از دو بخش کیفی و کمی تشکیل شده است. بخش اول به روش تحلیلی-توصیفی است که شامل مطالعات کتابخانه ای و بررسی نمونه های موردی است. در بخش مطالعات کتابخانه ای مفهوم خوانایی و مؤلفه های مؤثر بر آن موردبحث قرار می گیرد. سپس ده مدرسه از مدارس دخترانه شهر شیراز در مقطع متوسطه دوم که در طراحی فضاهای آن ها مؤلفه های مؤثر در ارتقای سطح خوانایی مدنظر قرار گرفته است، انتخاب شدند تا سامان دهی فضایی آن ها موردبررسی قرار گیرد و انطباق یا عدم انطباق ساختار این مدارس با معیارهای خوانایی در نمونه ها تحلیل شوند. در ادامه تحقیق میدانی، با هدف شناسایی میزان اهمیت مؤلفه های خوانایی و میزان تأثیر آن ها بر کاهش صدمات ناشی از بحران، تعداد 450 پرسش نامه میان پرسنل مدارس، معلمان و دانش آموزان مدارس شیراز توزیع گردید. درنهایت تجزیه وتحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزار Spss منجر به استخراج راهکارهای ارتقای خوانایی فضای مدارس با هدف کاهش صدمات جانی در حین بروز زلزله شد. یافته ها: عواملی چون طول و تعدد راه ها، درجه محصوریت و تمایز حوزه ها، وجود گره های قوی، انعطاف پذیری و شاخص بودن لبه ها، تعدد و تمایز نشانه ها که مؤلفه های خوانایی هستند، تأثیر بسزایی در تسهیل جهت یابی و کاهش صدمات در هنگام زلزله دارند. به ویژه حوزه ها و راه های خروجی با بیشترین تأثیرگذاری شناسایی شدند. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان می دهد بین مؤلفه های مؤثر بر خوانایی کالبدی فضاهای آموزشی که موجب افزایش سهولت جهت یابی حین بحران می شوند و کاهش صدمات ناشی از زلزله، رابطه قوی وجود دارد. به نحوی که با ارتقای سطح خوانایی مسیر و دسترسی های بنا، عملکرد صحیح در خروج اضطراری نیز ارتقا می یابد. به عبارتی می توان بیان کرد برای خروج سریع و صحیح افراد به خوانایی راه ها و دسترسی ها و راهنمایی و کمک به افراد در شرایط بحرانی نیاز است.
۱۴.

گونه شناسی فضای کالبدی مسکن با تاثیر سکونتگاه های اولیه زاگرس مرکزی؛ مطالعه موردی: منطقه ی آرپناه لالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۷
هدف: هدف از این مقاله، بررسی و گونه شناسی فضاهای کالبدی مسکن در منطقه زاگرس مرکزی، با تأکید ویژه بر تأثیرات سکونتگاه های اولیه در این ناحیه است. این تحقیق به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه الگوهای فضایی و ساختاری مسکن در طول تاریخ، تحت تأثیر سکونتگاه های باستانی زاگرس مرکزی قرار گرفته و چه عناصری از این سکونتگاه ها همچنان در معماری معاصر مسکن منطقه قابل مشاهده است. هدف اصلی، درک عمیق تر از پیوند بین تاریخ، فرهنگ و معماری بومی منطقه و ارائه پیشنهاداتی برای حفظ و احیای این میراث در طراحی مسکن است. روش پژوهش: برای رسیدن به هدف پژوهش، ابتدا اطلاعات کافی در مورد منطقه از ادارات و منابع کتابخانه ای گردآوری شد و دسته بندی کردن این اطلاعات باعث شناخت بستر منطقه ی مورد پژوهش شد. در ادامه نیز با جمع آوری اطلاعات میدانی شامل برداشت، تصاویر، کروکی، مصاحبه ی شفاهی با افراد باتجربه، پرسشنامه در بین افراد باسواد و نیز با استفاده از نرم افزار گوگل ارث اطلاعات مکانی برای هر نمونه به دست آمد. همچنین در جمع بندی نهایی به معرفی ریز فضاها و تحلیل نمونه های مسکن انتخابی با استفاده از نرم افزار SMART DRAW انجام شد. یافته ها: پس از جمع آوری اطلاعات موردنظر و مشخص شدن معیارها، 16 نمونه مسکن از 16 روستای منطقه انتخاب شد و در هر نمونه روابط فضایی ازجمله جهت گیری مسکن، فضای معیشتی، فضای دروُنگاهی، فضای زیستی، شیب قرارگیری هر مسکن و تعداد خانوارهای ساکن در هر مسکن مورد بررسی قرار گرفتند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که خانه های روستایی در منطقه تحت تأثیر سکونتگاه های اولیه شکل گرفته اند. همچنین وجود فضاهای مدور یا فضاهای مستطیلی با گوشه های گرد و با مصالح بومی از جنس چوب و سنگ و فرورفتگی قسمتی از بنا درون شیب نشان از تأثیر گرفتن این فضاها از سکونتگاه های اولیه ی انسان ها در این منطقه همچون غارها و دستکند ها دارد.
۱۵.

مروری سیستماتیک بر کاربست شاخص های ترکیبی در اندازه گیری تاب آوری شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۸
هدف: به موازات فراوانی بیشتر سوانح در مناطق شهری در جهان، توجه به «تاب آوری شهری» به عنوان سازوکاری برای رویارویی شهرها با اختلالات افزایش یافته است. لیکن، پیاده سازی تاب آوری شهری و سنجش آن با چالش های جدی روبه رو است. از میان روش های سنجش تاب آوری شهری، استفاده از شاخص های ترکیبی به دلیل ماهیت عددی، فرایند ساخت روشن و امکان مقایسه مکانی-زمانی در دو دهه اخیر بسیار پرکاربرد بوده است ولی معیارهای جامع و موردتوافق گسترده برای ساخت شاخص ترکیبی در مقیاس شهری ارائه نشده است؛ لذا این پژوهش در پی انجام یک مطالعه مروری سیستماتیک برای استخراج و تحلیل جامع ارکان و روش های سنجش تاب آوری شهری با محوریت شاخص ترکیبی است. روش پژوهش: بر مبنای یک مرور سیستماتیک با تمرکز بر 80 پژوهش انتخاب شده از پایگاه های استنادی WoS و Scopus، مبانی و گام های چندگانه ساخت شاخص های ترکیبی برای سنجش تاب آوری شهری موردبررسی قرار گرفته اند. تحلیل داده ها با استفاده از یک چهارچوب تحلیلی مبتنی بر چهار رکن (زمینه ای، مبانی نظری و کاربردی، روش شناختی و محتوایی) و از طریق کدگذاری مضامین انجام شد. یافته ها: نتایج نشان می دهد که از منظر مبانی پایه، اکثر شاخص ها (5/92 درصد) بر اساس چهارچوب های موجود و عمدتاً با رویکرد سرمایه محور (5/62 درصد) و اهداف تشخیصی (70 درصد) طراحی شده اند. از منظر ارکان روش شناختی، غالب شاخص های بررسی شده بر مبنای رویکردهای ایستا (5/92 درصد)، ذاتی (25/61 درصد)، پیشینی (75/83 درصد) و با روش های از بالا به پایین ( 5/72 درصد) توسعه یافته اند و طرح ساختاری قیاسی-سلسله مراتبی مبنای سازمان دهی اغلب شاخص های بررسی شده (5/77 درصد) را تشکیل می دهد. گام های اعتبارسنجی متقابل و خارجی به ترتیب تنها در 35 درصد و 5/27 درصد از مقالات مشاهده شد و76 درصد از مطالعات از تحلیل استحکام غفلت نموده اند. از منظر محتوایی، چهارچوبی مورد اجماع ازنظر تعداد و نوع عناصر سازنده شاخص ترکیبی و تعداد متغیرهای استفاده شده وجود ندارد. نتیجه گیری: شکاف ها در کاربست شاخص های ترکیبی در اندازه گیری تاب آوری شهری را می توان در دو گروه کلی ذاتی و رویه ای دسته بندی کرد. چالش های ذاتی، برخی مسائل اجتناب ناپذیر بین رشته ای است که به خاستگاه و ماهیت شاخص ترکیبی بازمی گردد. اما کاستی های رویه ای شامل کمبود داده های واقعی سوانح، هزینه و زمان جمع آوری داده های میدانی و زمینه ای در برابر داده های ثانویه، تعارضات میان دیدگاه های ذی نفعان و نبود چهارچوب مورد اجماع جهت گزینش عناصر شکل دهنده شاخص ترکیبی تاب آوری شهری است. توجه بیشتر به گام های اعتبارسنجی، شناسایی منابع حساسیت و بهره گیری از روش های مشارکتی می تواند با کاهش شکاف های روش شناختی موجب بهبود قابلیت اطمینان به نتایج اندازه گیری شود.
۱۶.

تأثیر رفتار حرارتی در تقاضای انرژی آپارتمان های مسکونی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۷
هدف: با افزایش تقاضای انرژی در بخش ساختمان و تأثیر فزاینده تغییرات اقلیمی، ضرورت توجه به عوامل مؤثر در تقاضای انرژی در ساختمان را بیش از پیش نمایان می کند. رفتار ساکنان به عنوان عاملی مؤثر در کاهش یا افزایش تقاضای انرژی در ساختمان است. این پژوهش با هدف سازگاری با تغییرات اقلیمی به دنبال بررسی تأثیر رفتار حرارتی در تقاضای انرژی جهت رسیدن به شرایط آسایش است. روش پژوهش: این پژوهش از نظر روش در دسته کمی قرار می گیرد که با استفاده از نظر سنجی های آسایش حرارتی و اولویت بندی رفتارهای حرارتی به روش پیمایشی و میدانی انجام شد و از طریق تحلیل همبستگی بین متغیر ها و توصیف تحلیلی استنباطی داده ها تحلیل شد. یافته ها: با توجه با استاندارد اشری، 49 درصد افراد دمای تعادل را ترجیح دادند و 90 درصد در محدوده آسایش (کمی سرد تا کمی گرم) قرار دارند. دمای خنثی این پژوهش 9/23 درجه سانتیگراد می باشد و محدوده 19 تا 8/28 درجه سانتیگراد بازه دمایی قابل قبول برای ساکنان حاصل شد. همچنین 59 درصد افراد در ترجیح حرارتی علاقمند به هیچ نوع تغییری نبودند، 27 درصد ترجیح داده اند که واحد گرمتر شود و 14 درصد ترجیح دادند که واحد سردتر شود. همچنین استفاده از سیستم های گرمایشی و پوشیدن لباس گرم تر و رفتن به جای گر تر به عنوان مهم ترین اولویت های رفتاری ساکنان شناسایی شد که نشان دهنده اهمیت رفتارهای واکنشی در کاهش یا افزایش تقاضای انرژی برای رسیدن به آسایش حرارتی هستند. نتیجه گیری: قرارگیری محدوده آسایش حرارتی در دامنه گسترده تری نسبت به استانداردها نشان از تأثیر رفتار حرارتی ساکنان در کاهش یا افزایش تقاضای انرژی دارد. بنابراین توجه به فرصت های سازگاری جهت فعال کردن ساکنان برای تطبیق پذیری با تغییرات اقلیمی و تاب آوری شرایط دمایی آینده و اصلاح تراز انرژی مؤثر است.
۱۷.

ارزیابی عملکرد تابش و باد در خانه های تاریخی چهارطرف ساخت اقلیم سرد و خشک شهرکرد با هدف دستیابی به فرم بهینه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۳
هدف: طراحی معماری غیرفعال گرایشی با تأکید بر کاهش مصرف انرژی های فسیلی و استفاده از الگوهای معماری بومی و منطقه ای، امروزه به عنوان یک رویکرد مهم در معماری معاصر مطرح است. استان چهارمحال وبختیاری جزء مناطق سردسیر کشور و مرکز آن شهرکرد، به علت موقعیت جغرافیایی خود، در اصطلاح عامیانه «بام ایران»، قابلیت بالایی برای جذب تابش حرارتی خورشید دارد. این شهرستان دارای 4 خانه تاریخی درون گرا است که نمونه بهینه آن می تواند الهام بخش، معماران معاصر در جهت طراحی غیرفعال باشد. از اهداف ویژه نیز می توان به ارائه تناسبات بهینه حیاط مرکزی، جهت گیری مناسب و نسبت های ارتفاعی مناسب اشاره نمود. روش پژوهش: روش تحقیق به شیوه آمیخته کمی و کیفی است. برای تحلیل ها از نرم افزار انسیس فلوئنت استفاده شده، که در آن بر مبنای میانگین دمای دیوارهای داخلی حیاط های مرکزی، نمونه ها مورد تطبیق قرار گرفته اند. بر اساس آمار ده ساله سازمان هواشناسی این استان، دو ماه دی و تیر، به عنوان بحرانی ترین ماه های سال شناخته شده، بنابراین تحلیل نمونه ها در این دو ماه صورت گرفته است. یافته ها: جهت گیری های متفاوت حیاط های مرکزی می تواند تأثیر زیادی بر دریافت تابش خورشید و بالا بردن مقدار میانگین دمای دیوارهای داخلی داشته باشد. نتیجه گیری: بنابراین در بین نمونه ها خانه مرتضوی ها ازنظر جهت گیری و تناسبات در زمستان با دمای میانگین دیوارهای 74/16 درجه سانتی گراد با تناسبات حیاط 30/1 و جهت گیری 50 درجه نسبت به جنوب، دارای بیشترین دما و نمونه بهینه است. همچنین خانه آزاده در تابستان با دمای میانگین دیوارهای 00/29 درجه سانتی گراد و تناسبات حیاط 33/1 و جهت گیری 8 درجه نسبت به جنوب دارای کمترین دما و نمونه بهینه در تابستان است. بنابراین در طراحی های جدید به عنوان نمونه اقامتگاه های محلی یا بومی، می توان نوع بهینه معرفی شده، ترجیحاً در این اقلیم (خانه مرتضوی ها) انتخاب و اجرا نمود. در بررسی های آتی، پیشنهاد می شود، نمونه بهینه با مصالح مختلف روز در محیط نرم افزار شبیه سازی و مقایسه شود و مصالح مناسب معرفی گردد.
۱۸.

عوامل تأثیرگذار بر افزایش تاب آوری سکونتگاه های روستایی در برابر زلزله (مورد مطالعه: شهرستان نیر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۰
سکونتگاه های روستایی به دلیل قابلیت زیست بالا و برخورداری از شرایط مناسب زندگی می تواند منجر به ایجاد امید، سرزندگی و نشاط در بین ساکنان خود شوند و آسیب پذیری کم در این سکونتگاه ها که نشان دهنده شرایط سازگار است، می تواند منجر به افزایش تاب آوری روستایی گردد. در ارتقای تاب آوری سکونتگاه های روستایی در برابر مخاطره زلزله عوامل متعددی دخیل هستند که عبارتند از عوامل اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی، محیطی، سیاسی و قانونی، نهادی و مدیریتی و غیره. لذا، هدف از این پژوهش تحلیل عوامل مؤثر در ارتقای تاب آوری سکونتگاه های روستایی شهرستان نیر در برابر زلزله است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی و برای جمع آوری داده ها از روش های اسنادی و میدانی استفاده گردید. قلمرو مکانی تحقیق روستاهای شهرستان نیز از توابع استان اردبیل می باشد که با استفاده از 4 فاکتور، 1) تعداد جمعیت و خانوار، 2) فاصله از گسل اصلی فعال، 3) طبقه بندی ارتفاعی و 4) توزیع جغرافیایی، تعداد 30 روستا برای انجام تحقیق انتخاب شدند. روستاهای نمونه مجموعاً دارای 1818 خانوار و 5912 نفر جمعیت می باشند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 368 خانوار به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تی تک نمونه ای، رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد، عامل های زیرساختی، اقتصادی، سیاسی و قانونی به ترتیب به عنوان مهمترین عوامل مؤثر در ارتقای میزان تاب آوری روستاییان در برابر سانحه زلزله در شهرستان نیز شناخته شدند، در این میان عامل نهادی و مدیریتی با تأثیر کلی 517/0- کمترین نقش را در افزایش تاب آوری سکونتگاه هایی روستایی در برابر زلزله داشته است.
۱۹.

تعیین کننده های قصد رفتاری گندم کاران آبی نسبت به کشت محصولات کم آب دوست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۶
هدف: تغییر نوع کشت محصولات آب بر به محصولات با نیاز آبی کم تر، سازکاری موثر در سازگاری با کم آبی و خشکسالی، بدون رهاکردن فعالیت های کشاورزی و تداوم آن به شمار می آید. اجرای سازکار تغییر کشت، علاوه بر اجرای اقدامات فنّی، حمایتی و قانونی، مستلزم کاربست اقدامات روان شناختی از طریق مطالعه رفتارها و قصد رفتاری کشاورزان در زمینه تغییر نوع کشت است. این پژوهش قصد دارد تا با استفاده از تئوری توسعه یافته رفتار برنامه ریزی شده به واکاوی قصد رفتاری کشاورزان گندم کار آبی نسبت به کشت محصولات کم آب دوست بپردازد. روش پژوهش: جامعه آماری 711 نفر از کشاورزان گندم کار آبی در شهرستان کوهدشت در استان لرستان بود. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 250 نفر تعیین و نمونه ها، با ترکیبی از دو روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب و در دسترس، انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخت گردآوری شدند. روایی پرسشنامه به روش اعتبار محتوایی و پس از اعمال نظر اساتید دانشگاه و کارشناسان بخش امور آب جهاد کشاورزی اصلاح و تأیید شد. پایایی از طریق محاسبه آلفای کرونباخ برای تمامی سازه های مختلف پرسشنامه (0/78 تا 0/93) مورد تأیید قرار گرفت. داده ها با استفاده از دو نرم افزار SPSS22 و SmartPLS4 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که تمامی فرضیه های تحقیق، بجز دو فرضیه تأثیر هنجارهای توصیفی و درک از خطر بر قصد رفتاری، تأیید شدند. براساس نتایج، متغیرهای تئوری توسعه یافته رفتار برنامه ریزی شده قادرند که 44/8 درصد از واریانس قصد رفتاری کشاورزان را تبیین کنند. نتیجه گیری: ایجاد مزارع نمایشی محصولات کم آب دوست مانند زعفران و گیاهان دارویی متناسب با اقلیم منطقه با استفاده از توان کشاورزان پیشرو، استفاده از پتانسیل رسانه های عمومی، شبکه های اجتماعی و فضای مجازی، حمایت کامل از کشت محصولات آب دوست شامل تأمین نهاده ها، ماشین آلات، آموزش و مشاوره در هر سه مرحله کاشت، داشت و برداشت، تهیه کلیپ های آموزشی و کتابچه های معرفی محصولات کم آب دوست از پیشنهادهای این تحقیق در جهت کشت محصولات کم آب دوست توسط کشاورزان است.
۲۰.

نقش مؤلفه های مذهبی سبک زندگی در شکل گیری فضای زیست روستایی؛ مطالعه موردی: روستای کرگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف: الگوی شکل گیری فضای زیست روستایی وابسته به عوامل متعددی است. یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار و اصول بنیادین آن، شیوه زیست ساکنین و به عبارتی سبک زندگی ایشان است. در این میان، دین، آیین ها و مؤلفه های مذهبی نقش مهمی را در گزینش سبک زندگی دارد چراکه دین تأثیر قابل توجهی در کنترل فرهنگ، سبک های زندگی، نحوه مصرف، طرز رفتار، طرز تفکر و نگرش و جهان بینی داشته است. این پژوهش درصدد دستیابی به نقش و تأثیر مؤلفه های مذهبی سبک زندگی روستائیان و آیین های مذهبی در شکل گیری فضاهای زیست روستایی است. روش پژوهش: روش این پژوهش از نوع کیفی بوده که ابتدا در قالب مطالعات نظری با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و بر اساس روش توصیفی-تحلیلی، سه مقوله سبک زندگی، آیین های مذهبی و رابطه سبک زندگی مذهبی با فضای زندگی و معماری روستایی بررسی و ابعاد و مؤلفه های آن ها مورد تحلیل قرار گرفت. پس از انجام مطالعات نظری و بر اساس مدل به دست آمده از بخش اول، مطالعات میدانی به صورت برداشت های میدانی و با استفاده از ابزار مصاحبه و مشاهده انجام شد. اطلاعات به دست آمده، داده های موردنیاز جمع آوری و ثبت شد و درنهایت آثار مؤلفه های به دست آمده در مطالعات نظری در قالب نمونه های عینی در روستای موردنظر بررسی شد. نمونه موردمطالعه، روستای کرگان از استان آذربایجان شرقی و شهرستان بستان آباد است. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که آیین ها و مؤلفه های مذهبی بر جنبه های مختلفی از فضای زیستی روستایی اعم از فضاهای زیستی و معیشتی، معنوی و مذهبی، فرهنگی-اجتماعی و زیست محیطی تأثیرگذار است که نمود جنبه زیستی و معیشتی را می توان در ایجاد فضاهای خدماتی، جنبه زیست محیطی را می توان در عدم تخریب محیط زیست و استفاده از مصالح تجدیدپذیر، جنبه فرهنگی-اجتماعی را می توان در طراحی بناها و فضاهای میدانی و جمعی برای مراسم خاص و جنبه مذهبی و معنوی را می توان در ایجاد مرز و حریم و سادگی و دور از تجمل گرایی در طراحی خانه مشاهده کرد. نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن است که دین و مذهب باعث گزینش خاص زندگی می شود که این سبک زندگی خاص علت ایجاد فضای زیست خاص آن منطقه است؛ بنابراین یکی از عوامل تأثیرگذار در ساخت فضاهای زیستی روستای کرگان، سبک زندگی مذهبی آن منطقه است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان