ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۲٬۶۱۶ مورد.
۴۱.

عوامل خرد شدن زمین های کشاورزی در روستاها با نگاهی به مبانی فقهی و قانونی ارث (مورد مطالعه: شهرستان ساوجبلاغ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۷
هدف: امروزه آنچه که در مورد فعالیت های کشاورزی به ویژه در کشورمان بسیار نگران کننده است، روند رو به رشد خردشدن زمین های کشاورزی است. این موضوع به طور جدی می تواند تمام سیاست های کشاورزی و در نهایت مشکل تولید در این بخش که امروزه موضوع مورد بحث در کشورمان بوده را تحت تأثیر قرار دهد. این پدیده از زمان اجرای برنامه اصلاحات ارضی و با پدیده ارث در سال های اخیر تشدید شده که با وجود پژوهش های اندک، تحقیق پیش رو سعی در شناخت جامع و یکپارچه از چنین پدیده ای در مناطق روستایی مورد مطالعه در شهرستان ساوجلاغ داشت. روش پژوهش: : این پژوهش کاربردی و از نظر نحوه گرد آوری داده ها، از نوع ترکیبی و بنیان تحقیق نیز از نظر فلسفی با توجه به آمیخته بودن روش آن، مبتنی بر رویکرد پرآگماتیسم قرار داشت. داده ها از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای- اسنادی و میدانی که شامل 7 مصاحبه در گروه های 3-5 نفره و 16 مصاحبه انفرادی بود، جمع آوری شد. مبنای اصلی در ارائه یافته ها نیز متکی بر نظریه داده بنیاد یا نظریه زمینه ای پس از کدگزاری یافته های مصاحبه ها در مکس کیودا بود. 14 نقطه روستایی نیز براساس پیشنهاد خبرگان و با توجه به معیارهای: تعداد بهره برداران کشاورزی، سطح زیرکشت محصولات کشاورزی و میزان تولید انتخاب شد. یافته ها: مطابق با قرآن کریم، خداوند، زمین را نه به عنوان یک مال و ثروت برای شخصی؛ بلکه آن را به عنوان یک وسیله برای کار و معیشت انسان می داند. در قوانین فقهی و حقوقی کشورمان نیز مدیریت و مالکیت زمین ها متعلق به حکومت اسلامی قرار دارد. در کنار این مباحث، اما قانون ارث و برنامه اصلاحات ارضی از عوامل شناخته شده در موضوع خرد شدن زمین های کشاورزی هستند. در این بخش، عوامل و شرایط در مناطق روستایی کشورمان موجب تشدید این پدیده گردیده است. مطابق با یافته های این بخش تغییرات اقلیمی و هزینه های تولید محصولات کشاورزی به عنوان شرایط علی در رخداد پدیده؛ تغییر الگو و سبک زندگی اجتماعی، رشدجمعیت در مناطق روستایی، گسترش حاشیه نشینی و شهرنشینی، امکانات و خدمات محدود در مناطق روستایی و ضعف بنیه مالی کشاورزان به عنوان شرایط مداخله گر؛ عوامل محیطی و اکولوژیکی و مورفولوژی و ساخت زمین های کشاورزی نیز به عنوان شرایط زمینه ای و قوانین و مقررات حقوقی، عملکرد و تخصص مدیران محلی، مدیریت یکپارچه و هماهنگ مدیران و همچنین سطح آگاهی و شناخت کشاورزان به عنوان راهبردها، همچنین بهره وری و سودآوری فعالیت های کشاورزی و رشد بالای قیمت زمین به عنوان پیامدها و نتایج موضوع شناسایی گردید. نتیجه گیری: برای جلوگیری از تشدید خردشدن زمین های کشاورزی به نظر می رسد، تشکیل و مشارکت کارشناسان و متخصصان جهت ایجاد تغییرات اساسی در قوانین و ضوابط تقسیم اراضی کشاورزی و رفع عوامل رخداد آن مهم است.
۴۲.

راهبردها و محدودیت های سازگاری با تغییر اقلیم در میان نخل کاران شهرستان سیب و سوران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۱۷
فعالیت های کشاورزی خرده مالک در میان جوامع محلی، وابسته ترین بخش به اقلیم و آسیب پذیرترین به تغییرات و شوک های اقلیمی می باشند. از این رو، جوامع کشاورزی محلی به محور اصلی بحث های سیاسی و پروژه های پژوهشی درباره تغییر اقلیم تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهبردها و محدودیت های سازگاری نخل کاران با تغییرات اقلیمی در مناطق روستایی جنوب شرق فلات ایران انجام شده است. به دلیل وابستگی گسترده این منطقه به محصول خرما، کشاورزان خرما کار به عنوان جامع آماری این پژوهش انتخاب شده اند. در این مطالعه 300 نمونه خرد مقیاس سطح مزرعه از کشاورزان خرما در شهرستان سیب و سوران جمع آوری شده و از طریق مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان داده است که کشاورزان درک خوبی از تغییرات اقلیم در منطقه مورد مطالعه داشته و دارای سازگاری نسبتاً مطلوب می باشند. استراتژی های اقتصادی (با ضریب اثر 927/0)، اجتماعی - فرهنگی (با ضریب اثر 915/0)، مدیریتی (با ضریب اثر 895/0) و دانشی - آموزشی (با ضریب اثر 874/0) به ترتیب مهم ترین راهبردهای سازگاری جوامع کشاورزی در برابر تغییرات اقلیمی برای تعدیل خطر کاهش تولید محصول خرما بوده است. محدودیت های سازگاری با تغییر اقلیم نیز بر اساس اهمیت شامل محدودیت مدیریتی (با میانگین 09/4)، زیرساختی- فیزیکی (با میانگین 86/3)، اجتماعی و فرهنگی (با میانگین 74/3)، اقتصادی (با میانگین 69/3) و دانشی - آموزشی (با میانگین 48/3) بوده اند. این مطالعه توصیه می کند که دولت ها بایستی ابزارها و امکانات لازم را برای تسهیل سازگاری با تغییرات اقلیمی در میان جوامع محلی توسعه و درک کشاورزان را از تغییر اقلیم و راهبردها و استراتژی های سازش با آن افزایش دهد. نتایج این سرمایه گذاری می تواند به طور مستقیم شامل افزایش تولید محصول، درآمد و پایداری جوامع روستایی و به طور غیرمستقیم منجر به امنیت مناطق مرزی گردد. 
۴۳.

مدل سازی و ارائه الگویی جهت بررسی چالش های سازمان های امداد و نجات در مواقع پیش و پس از وقوع بحران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: با توسعه روزافزون جوامع انسانی و افزایش سطح در معرض قرار گیری افراد و افزایش آسیب پذیری آنها در برابر سوانح و همچنین فوریت پاسخگویی مناسب به جامعه متأثر از سانحه، نیاز برنامه ریزی جهت مدیریت کارآمد سوانح به شدت احساس می شود. اصطلاح مدل و الگوی امدادرسانی برای توصیف روابط و تعاملات بین بازیگران مختلف فعال در محیط امدادی استفاده می شود. این پژوهش با هدف مدل سازی و ارائه الگویی جامع برای شناسایی و تحلیل چالش های سازمان های امداد و نجات در مراحل پیش و پس از بحران در شهر سمنان انجام شده است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و توسعه ای بوده و با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری شامل 150 نفر از مدیران، کارشناسان و نیروهای فعال امدادرسانی در منطقه مورد مطالعه است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ای مبتنی بر شاخص های استخراج شده از ادبیات نظری بوده که روایی آن با نظر خبرگان و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ تأیید شده است. برای تحلیل داده ها، از ترکیب روش تحلیل شبکه ای فازی (FANP) و تکنیک تصمیم گیری چند معیاره WASPAS استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان داد که از میان 12 معیار اصلی شناسایی شده، همگی دارای اوزانی معنادار و مثبت بوده اند. پنج چالش اصلی با بیشترین وزن عبارت اند از: برنامه ریزی (56/0)، مسائل لجستیکی و ارتباطی (546/0)، چالش های اقلیمی و زیست محیطی (542/0)، چالش نارسایی های سیاست گذاری و حکمرانی (51/0)، و ظرفیت های محلی و توان تاب آوری (503/0). لذا می توان گفت الگوی امدادرسانی سازمانی پیش و پس از وقوع بحران در منطقه مورد مطالعه با چالش های مذکور به ترتیب وزنشان ارتباط معناداری دارد. این چالش ها در الگو و مدل امدادرسانی سازمان های امداد و نجات بر ساختار و عملکرد زنجیره های امدادی و در نتیجه نوع و سطح مکانیسم های هماهنگی قابل اجرا در شهر سمنان بیشترین تأثیر گذاری را دارند. نتیجه گیری: ترکیب FANP و WASPAS مدلی جامع برای تحلیل چالش های امداد و نجات ارائه داد که برنامه ریزی را به عنوان اولویت اصلی برجسته می کند و بر هماهنگی، تاب آوری محلی و سیاست گذاری تأکید دارد. این الگو با کاربرد در سمنان، قابلیت تعمیم به سایر شهرها را با تطبیق محلی داراست و پیشنهاد می شود سازمان های امدادی، کارگروه های تخصصی برای اجرای آزمایشی آن تشکیل دهند. مدل پیشنهادی می تواند به بهبود ساختار و عملکرد زنجیره های امداد و همچنین افزایش اثربخشی مکانیسم های هماهنگی در شرایط بحرانی کمک شایانی نماید.
۴۴.

پهنه بندی خطر وقوع زمین لغزش و تحلیل فضایی ناپایداری سکونتگاه های روستایی شهرستان نهاوند با مدلLNRF(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: این تحقیق به بررسی عوامل مؤثر بر وقوع زمین لغزش و تحلیل فضایی سکونتگاه های روستایی می پردازد که در آن مدل (LNRF) با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی به کار گرفته شده است. محدوده موردمطالعه ازنظر تقسیمات سیاسی-اداری در جنوب استان همدان در شهرستان نهاوند و ازنظر زمین شناسی در دو زون سنندج-سیرجان و زاگرس رورانده واقع شده است. روش پژوهش: در ابتدا به بررسی سوابق رخداد زمین لغزش ها در شهرستان نهاوند بر اساس مطالعات میدانی، بررسی اسناد کتابخانه ای پرداخته شد که 42 زمین لغزش شناسایی و تحلیل گردید. سپس نقشه های عوامل زمین محیطی شامل لیتولوژی، اقلیم، زمین ساخت، شیب و جهت شیب دامنه و کاربری اراضی تهیه شد. هر یک از عوامل زمین محیطی با زمین لغزش های رخ داده هم پوشانی داده شد و به بررسی و تحلیل زمین لغزش های رخ داده در هر یک از عوامل زمین محیطی پرداخته شد. در این پژوهش برای پهنه بندی خطر زمین لغزش ها از مدل LNRF با استفاده از نرم افزار GIS با تلفیق شش عامل زمین محیطی شامل: سنگ شناسی، کاربری اراضی، هم باران، فاصله از شکست های تکتونیکی مهم، شیب دامنه و جهت شیب دامنه ها نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش در سه کلاس پهنه خطر کم، متوسط و زیاد تهیه شد. در این خصوص تعداد 42 لغزش شناسایی شده با شاخصی تحت عنوان ضریب صوری احتمال خطر وقوع حرکات دامنه ای (LNRF) نام گذاری گردید. این مقدار برای هر یک از عوامل دخیل در زمین لغزش ها محاسبه و پهنه بندی صورت گرفت. یافته ها: یافته های به دست آمده از مدل نشان می دهد که 24 درصد از محدوده مطالعاتی و 34 سکونتگاه روستایی در پهنه خطر زیاد قرار دارد که عمدتاً محدود به دامنه های شمالی کوهستان گرین که دارای شیب بین 15 تا 30 درصد، رسوبات سطحی حساس (عمدتاً رس) به زمین لغزش، نزدیکی به چشمه ها و آبراهه ها و نزدیک به عوارض ساختاری و گسل ها هستند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که مناطق با پتانسیل بالا در نقشه پهنه بندی خطر با محل وقوع زمین لغزش های رخ داده مطابقت دارد.
۴۵.

توسعه مناطق روستایی در گرو واکاوی اثرات بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی بر بازآفرینی روستایی (مطالعه موردی روستاهای شهرستان ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۶
هدف: در چند سال اخیر از مهمترین مسائل در توسعه مناطق روستایی کاهش قابل توجه جمعیت و چالش های اقتصادی را می توان برشمرد. بازآفرینی روستایی می تواند با ترویج مشاغل محلی، جذب سرمایه گذاری و ایجاد شغل باعث رشد اقتصادی شده و مشارکت جامعه و انسجام اجتماعی را افزایش دهد. بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی می تواند به عنوان دو متغیر عمده تأثیرگذار این امر را تسهیل نماید. روش پژوهش: در این پژوهش که به عنوان پژوهش های کاربردی و توصیفی از نوع همبستگی طبقه بندی شده است از پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش شامل دهیاران و شورای روستاها و کارشناسان کارآفرینی روستایی باسابقه فعالیت در زمینه کارآفرینی اجتماعی از 124 روستای منتخب دهستان های بکشلوچای، ترکمان و باش قلعه از بخش مرکزی شهرستان ارومیه بودند که تعداد 180 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزار SPSS23 و شیوه مدل سازی معادلات ساختاری (نرم افزار PLS SMART) انجام شد و نتایج برای آزمون مدل و بررسی فرضیه ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان می دهد ارتباط مستقیم و معناداری بین مؤلفه های بقای اقتصادی (عوامل اقتصادی، اجتماعی و محیطی) با بازآفرینی روستایی با 0/586=B و کارآفرینی اجتماعی با بازآفرینی روستایی با 0/397=B در سطح معناداری 0/001 وجود دارد. نتیجه گیری: به طور خلاصه، این پژوهش بر اهمیت بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی جهت رشد و توسعه بازآفرینی روستایی تأکید دارد و تأثیر کارآفرینی اجتماعی و بقای اقتصادی بر نواحی روستایی را می توان از ابعاد مختلف ازجمله اشتغال زایی، مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار مشاهده کرد. با آموزش و حمایت مناسب خانوارهای روستایی می توان درآمد روستاییان را از چنین سرمایه گذاری هایی به میزان قابل توجهی افزایش داد و درنتیجه منجر به رشد شاخص های بازآفرینی روستا شد.
۴۶.

تحلیل اثرگذاری تغییرات سبک زندگی بر الگوی مسکن روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان فومن)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۱
سبک زندگی روستاییان در سال های اخیر با ورود تکنولوژی، افزایش تعاملات شهری - روستایی و گسترش فعالیت های گردشگری در نواحی روستایی، تغییرات و تحولات قابل توجه ای داشته که بخش کالبدی روستاها و به ویژه الگوی مسکن روستایی را تحت تأثیر قرار داده است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر تعیین اثرگذاری تغییرات سبک زندگی روستاییان بر الگوی مسکن روستایی در شهرستان فومن و ارائه رهنمودها و الگوهای مناسب برای مواجه با این دگرگونی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت اجرا توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات به روش اسنادی و میدانی بوده و جامعه آماری پژوهش سرپرستان خانوار روستاهای بالای 20 خانوار شهرستان فومن است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران با سطح اطمینان 95 درصد و احتمال خطای 05/0 محاسبه و تعداد  375 نفر سرپرست خانوار به عنوان نمونه انتخاب شدند که در بین 12 روستا با سه تیپ استقرار دشتی، جلگه ای و کوهپایه ای، به توزیع و تکمیل پرسشنامه اقدام شده است. تجزیه وتحلیل اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، آزمون کولموگروف اسمیرنوف و تحلیل واریانس)، صورت گرفت است. در پژوهش حاضر تغییرات سبک زندگی روستاییان به عنوان متغیر مستقل و تحولات الگوی مسکن روستایی به عنوان متغیر وابسته است. یافته ها نشان می دهد، بین تغییرات الگوی مسکن روستایی و سبک زندگی به میزان 519/0 رابطه معناداری وجود دارد بدین معنا که با شهری شدن سبک زندگی خانوارهای روستایی، پذیرش الگوی جدید مسکن افزایش می یابد. میزان اثرگذاری تغییرات سبک زندگی روستاییان بر الگوی مسکن روستایی شهرستان فومن در شاخص سبک فراغت 2/33 درصد، ارزش ها و عقاید 8/29 درصد و سبک تغذیه 4/15 از تغییرات الگوی مسکن روستایی را تبیین می کند. تغییرات سبک زندگی روستاییان، الگوی مسکن در نواحی روستایی را متأثر می سازد و متناسب با این تغییرات ماهیت و کارکرد مسکن روستایی دستخوش تغییرات محسوس شده، به گونه ای که در ساخت و سازهای جدید که در روستاهای مورد مطالعه صورت گرفته این تغییرات کاملاً مشهود است.
۴۷.

عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی روستایی با تأکید بر بوم گردی، مطالعه موردی: بخش سیلوانا، شهرستان ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۴
بسیاری از ساکنین روستا در جستجوی کار و درآمد به شهرها مهاجرت می کنند، درحالی که روستاها ظرفیت های بالایی برای اشتغال دارند. از جمله این فرصت ها، جذب گردشگر در حوزه بوم گردی است که می تواند درآمد خوبی برای روستاییان فراهم کند. استان آذربایجان غربی با مزیت هم مرزی با سه کشور خارجی و آب وهوای معتدل خود، به ویژه در منطقه ییلاقی سیلوانا، ظرفیت خوبی برای جذب گردشگران طبیعت دارد. هدف این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر برای جذب طبیعت گردها و توسعه کارآفرینی در روستاهای این منطقه با تأکید بر بوم گردی می باشد. در این پژوهش از 15 نفر از خبرگان آشنا به منطقه سیلوانا مصاحبه های عمیق انجام شد. روش نمونه گیری غیر احتمالی و به صورت گلوله برفی بود. برای شناسایی عوامل از روش های تحلیل مضمون استفاده شد و اولویت بندی آن ها با استفاده از فرآیند سلسله مراتبی فازی انجام یافت. این پژوهش مدل جدیدی را که از سه بعد به عوامل اکتشافی می نگریست، ارائه داد. بر اساس نتایج، 43 شاخص شناسایی شده در سه بعد (دولت، مردم بومی، سرمایه گذاران) طبقه بندی شدند. حاکمیت با 69/0 رتبه اول، مردم بومی با 27/0 رتبه دوم و سرمایه گذاران با 03/0 رتبه سوم را به دست آوردند. از میان شاخص های مربوط به حاکمیت، ایجاد مراکز ارائه دهنده خدمات بهداشتی و درمانی رتبه اول، از میان شاخص های مرتبط با جامعه بومی، مهمان نوازی و رفتار گرم رتبه اول، و از میان شاخص های مرتبط با سرمایه گذاران، ایجاد مراکز نگهداری و فرآوری محصولات کشاورزی رتبه اول را کسب کردند.
۴۸.

برنامه ریزی راهبردی با تکنیک SWOT برای توسعه مدیریت تلفیقی محصول در مزارع برنج استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۵
هدف: امروزه طراحی یک سامانه پایدار محیط زیستی و قابل توجیه از نظر اقتصادی و اجتماعی با دیدگاه آینده پژوهانه برای توسعه روستایی و کشاورزی مورد توجه است. هدف کلی این پژوهش، توسعه راهبردهای مدیریت تلفیقی محصول در مزارع برنج استان مازندران است. روش پژوهش: یکی از روش های تحلیل در برنامه ریزی راهبردی، تکنیک SWOT است. در این پژوهش، با استفاده از مبانی نظری و مطالعات تحلیلی، نقاط چهارگانه SWOT یعنی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید شناسایی شد. جامعه آماری شامل گروهی از متخصصان و کارشناسان دارای تجربه و تخصص علمی در زمینه توسعه پایدار کشت برنج و ترویج کشاورزی (18 نفر) و تجربه مدیریتی در سازمان های مرتبط مانند سازمان جهاد کشاورزی در استان مازندران (20 نفر) بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با ماتریس SWOT در نرم افزار EXCEL انجام شد. یافته ها: تحلیل ارزیابی درونی و ارزیابی بیرونی سیستم نشان می دهد که نقاط قوت و فرصت ها بر نقاط ضعف و تهدیدهای آن غالب می باشند. وزن های بدست آمده از برآیند این نقاط نشان دهنده غالب بودن فضای مفید بر فضای مخاطره آمیز است. اولویت فضای راهبردی سامانه در ناحیه راهبردی SO یا حداکثر-حداکثر (حدود 36 درصد) است. پس از این گروه از راهبردها، سایر راهبردها یعنی راهبردهای WO (حداقل- حداکثر)، ST (حداکثر- حداقل) و WT (حداقل- حداقل) به ترتیب با حدود 25، 23 و 16 درصد از کل راهبردهای متصور برای این استان است. نتیجه گیری: مطابق با تحلیل فضای استراتژیک و وزن مربوطه، تقویت توانمندسازی و مشارکت کشاورزان در مدیریت بهینه مزرعه با رهیافت FFS/IPM، راهبرد مدیریت ریسک تولید و افزایش تاب آوری سامانه از طریق بیمه، استقرار تعاونی تولید محصول سالم و برند تجاری سازی جمعی در زنجیره ارزش برنج، تأکید بر همکاری و ارتباط هم افزا میان ذینفعان کلیدی در زنجیره تولید برنج مهمترین راهبردهای توسعه سیستم ICM هستند. بکارگیری این راهبردها نقش مهمی در پذیرش راهبرد ICM و توسعه پایدار کشاورزی دارد.
۴۹.

تحلیل زنجیره تأمین انگور و چالش های توسعه آن در نواحی روستایی بخش کوهمره، شهرستان کوهچنار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۲
هدف: زنجیره تأمین محصولات کشاورزی در انسجام کسب وکارها و امنیت غذایی نقش مهمی دارد. تاکنون پژوهش جامعی درباره زنجیره تأمین انگور انجام نشده است. انگور در بخش کوهمره، با چالش هایی نظیر شکاف عرضه و تقاضا و نوسانات قیمتی روبرو است. این مطالعه به تحلیل وضعیت، شناسایی چالش های مراحل مختلف زنجیره تأمین انگور و ارزیابی تفاوت های عملکردی آن در روستاهای بخش کوهمره می پردازد. روش پژوهش: در این پژوهش کاربردی، گردآوری داده ها به صورت اسنادی و پیمایشی انجام گرفته است. روایی ابزار پژوهش بر اساس نظرات خبرگان و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. جامعه آماری پژوهش، 793 بهره بردار انگور در روستاهای بخش کوهمره بوده اند که با فرمول کوکران 260 بهره بردار به عنوان نمونه تعیین شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون های آماری تی تک نمونه ای، تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی دانکن در نرم افزار SPSS و برای ترسیم نقشه توزیع فضایی از ابزار IDW در نرم افزار ArcMap استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد عرضه نهاده هایی نظیر تامین ارقام مناسب نهال، آب، کود، سموم و سایر، مراحل کاشت، داشت و برداشت محصول از وضعیت مناسبی برخوردار است. درحالیکه دسترسی به سردخانه ها، واحدهای درجه بندی، بسته بندی، صنایع تبدیلی و تکمیلی، تبلیغات، برندسازی، بازاریابی و مصرف در وضعیت نامناسبی قرار دارند. همچنین، نتایج نشان دهنده وجود تفاوت میان زنجیره تامین روستاها است و پراکنش فضایی آنها به این صورت است که محدوده شرقی بخش، منطبق بر روستاهای دوسیران با میانگین (2/7794)، باغستان کنده ای (2/7478) و باغستان ابوالحیات (2/5837) دارای وضعیت مناسب و محدوده های شمالی، جنوبی و غربی بخش کوهمره وضعیت نامناسبی دارند. نتیجه گیری: زنجیره تأمین انگور در بخش کوهمره با چالش هایی در زمینه های زیرساختی و بازاریابی روبرو است. بهبود دسترسی به امکانات سردخانه ای، واحدهای درجه بندی، بسته بندی، صنایع تبدیلی، تکمیلی، تبلیغات و برندینگ به بهبود وضعیت زنجیره تأمین، کاهش شکاف عرضه و تقاضا و کاهش نوسانات قیمتی کمک می کند.
۵۰.

بررسی وضع موجود و تبیین راهبردهای آسایش اقلیمی در سکونتگاه های بومی روستاهای شهرستان مهاباد (با استفاده از روش ماهانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۳۳
هدف: در یک بیان کلی، سکونتگاه یک ضرورت اساسی برای انسان در جهت محافظت کردن از شرایط آب و هوایی است. به همین خاطر اقلیم تأثیر زیادی بر شکل ساختمان ها می گذارد. توجه به طراحی همساز با اقلیم، یکی از مسائل مهمی است که می توان با استفاده از وضعیت غالب طبیعی هر منطقه، بهترین شرایط را برای آسایش اقلیمی ساکنان در فصل گرم و سرد سال فراهم نمود. در مقاله حاضر سعی در بررسی و شناسایی راهبردهای مهم در طراحی معماری بومی باهدف نیل به آسایش اقلیمی خانه های بومی روستاهای شهرستان مهاباد شده که مبتنی بر روش ماهانی است. روش تحقیق: این پژوهش با روش تحقیق کمی مورد تبیین قرارگرفته است. ابتدا با استفاده از مشاهدات میدانی، الگوی بناهای بومی روستاهای شهرستان مهاباد در 70 نمونه موردی (اشباع نظری) گردآوری شده و با استفاده از مقیاس های کلی و خرد ازنظر الگوهای شاخصه های فرمی بنا (نظام استقرار، فضای بین ساختمان، ویژگی های فرم پلان، بازشو و مصالح) ارزیابی شدند. سپس از طریق مدل ماهانی پیشنهاد های طراحی اقلیمی در شهرستان مهاباد استخراج و درنهایت شاخصه های فرمی بنا نسبت به پیشنهاد های اصول ماهانی مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: به علت گستردگی و پهناوری منطقه موردتحقیق و برای اطمینان از صحت پژوهش از هر دهستان حداقل یک روستا و درمجموع 9 روستای منتخب در حوزه شهرستان مهاباد بررسی گردیده است، روستاهایی که قابلیت و دارای بناهای که بافت نسبتاً ارزشمندی دارند و نسبتاً دست نخورده و ازنظر معماری بومی درخور مطالعه و پژوهش هستند، انتخاب شد. نتیجه گیری: در مرحله آخر نیز، سازگاری الگوهای بومی با توجه به پیشنهاد های اقلیمی ماهانی، دارای اختلاف معنی داری بوده که مثبت بودن این اختلاف حاکی از این بود که سکونتگاه های بومی به لحاظ 2 شاخصه وضعیت بام و فضای بین ساختمان ها با اصول پیشنهادی ماهانی، نامنطبق بوده و سازگاری کامل را ندارند.
۵۱.

Factors Driving Farmers' Adoption of Wind Energy Development in Rural Areas of Qazvin County(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۹
Purpose - The development of wind energy in rural areas of Iran is a promising solution to achieve the Sustainable Development Goals (SDGs). The purpose of this study is to investigate the factors influencing farmers’ willingness and intention to participate in the development and advancement of wind energy. By reviewing the literature and employing an intuitively developed method, the hypothesized influential statements were identified. Design/methodology/approach- The research sample consisted of 189 participants selected through random sampling. The internal validity of questionnaire indicators was assessed by checking Cronbach's alpha coefficient and loading scores through Principal Component Analysis (PCA). The Cronbach's alpha coefficient fell within an acceptable range. Finding- The results of the study revealed that externality directly and significantly affects perceived sensitivity ( β = 0.40, p = 0.001). In addition, negative externalities have a significant positive effect on perceived severity, with a path coefficient of 0.41 ( β = 0.41, p = 0.001). The attitude towards the electricity distribution company also has a direct and significant effect on the willingness to participate in the development of wind energy ( β = 0.35, p < 0.001). The functional rationale (β = 0.17, p < 0.05) and the urgency rationale ( β = 0.34, p = 0.001) positively and significantly influence the willingness to engage in wind energy development projects. Willingness to participate in development plans has a positive and significant effect on behavioral intention ( β = 0.66, p = 0.001). The squared multiple correlations for sensitivity, perceived severity, desire to participate in wind energy development projects, and behavioral intention to participate are 0.16, 0.17, 0.33, and 0.22, respectively (R 2 Sensit = 0.16, R 2 Sever = 0.17, R 2 Desire = 0.33, R 2 Intent = 0.22). The results of this survey, in general, indicate that it has an impact on farmers' willingness to promote and develop wind energy. Using the transtheoretical model, it was revealed that the majority of farmers are in the stages of "increasing awareness" and "dramatic relief," while experts are in the stages of "self-reevaluation" and "self-liberation."
۵۲.

عوامل مؤثر بر تحولات دارایی های معیشتی در روستاهای گردشگرپذیر (مطالعه موردی شهرستان رودسر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۵
هدف: هدف از انجام این پژوهش شناسایی عوامل و مؤلفه های اثرگذار بر تحولات دارایی های معیشتی در روستاهای گردشگرپذیر بوده که به واسطه توسعه گردشگری تحت تأثیر قرار می گیرند که شدت و روند این تغییرات و همچنین دامنه اثرگذاری بر ساکنان به مؤلفه هایی زیادی بستگی دارد که گردشگری در بستر آن شکل گرفته است. آنچه که در این مقوله مهم بوده، توجه به اصل پایداری و بهبود زندگی تمامی ساکنانی است که از رشد گردشگری متأثر می شوند. روش پژوهش: این پژوهش در روستاهای گردشگرپذیر شهرستان رودسر در شرق استان گیلان انجام شده است. این پژوهش از نوع پژوهش های کمی/کیفی و مبتنی بر روش قیاس اقترانی است. روش جمع آوری داده ها با بررسی متون و اسناد علمی، پیمایش میدانی و مصاحبه با خبره محلی، کارشناسان و متخصصان صورت گرفته و تحلیل آنها با استفاده از مدل Q است. در انتخاب نمونه ها از روش گلوله برفی استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش عوامل مؤثر بر تحولات دارایی های معیشتی به ترتیب اهمیت و بیشترین امتیاز شامل: تعاملات سازنده میان دست اندرکاران کلیدی توسعه گردشگری، مزیت رقابتی گردشگری، نقش آفرینی حمایتی دولت، فرهنگ محوری و توسعه زنجیره تأمین و ارزش گردشگری و آخرین مورد، مجاورت فضایی و وجود ظرفیت های طبیعی بوم شناختی بوده است. نتیجه گیری: مؤلفه های مرتبط با بخش گردشگری که سبب تحولات دارایی های معیشتی می گردد در دو گروه عوامل درونی و بیرونی قابل دسته بندی هستند که شکل و کارکرد روستا را دچار دگرگونی کرده و هر چقدر این مؤلفه ها سبب توسعه خدمات عمومی و شکل گیری بیشتر فعالیت های گردشگری پایدار گردد، به سوی تأثیرات مثبت گردشگری سوق پیدا می کند.
۵۳.

ارائه مدل پارادایمی توسعه مقصدهای گردشگری هوشمند در مناطق روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۹
گردشگری هوشمند، نقش اساسی در مدیریت کارآمد منابع و ارتقای کیفیت تجربه گردشگران ایفا می کند. در مناطق روستایی که معمولاً با چالش هایی نظیر کمبود زیرساخت های فنی، ضعف در استفاده از فناوری های نوین و نبود آگاهی اجتماعات محلی مواجه هستند، هوشمند سازی گردشگری می تواند پلی مؤثر برای بهره گیری از ظرفیت های بالقوه این مناطق باشد. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل پارادایمی توسعه مقصدهای گردشگری هوشمند در انجام شده است. روش شناسی این پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد است که در آن از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 15 خبره حوزه گردشگری و برنامه ریزی روستایی به صورت هدفمند استفاده شده است. کدگذاری و تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفته تا مدل پارادایمی توسعه مقصدهای گردشگری هوشمند طراحی شود. در این پژوهش، شرایط علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدهای گردشگری هوشمند شناسایی و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که عوامل اقتصادی، فرهنگی، زیرساختی و قانونی تأثیر زیادی بر موفقیت این رویکرد دارند. علاوه بر این، استفاده از راهبردهایی نظیر آموزش و توانمندسازی جامعه محلی، سرمایه گذاری در زیرساخت ها و توسعه محتوای دیجیتال، به تحقق گردشگری هوشمند کمک می کند. نوآوری پژوهش در ارائه یک مدل پارادایمی برای توسعه مقصدهای گردشگری هوشمند در مناطق روستایی است که از طریق تحلیل شرایط علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها صورت گرفته است. راهکارهای حاصل از نتایج این مقاله شامل آموزش و توانمندسازی جوامع محلی، سرمایه گذاری در زیرساخت های فناوری، توسعه محتوای دیجیتال برای ارتقای تجربه گردشگران، و تقویت نهادهای محلی جهت مدیریت کارآمد گردشگری هوشمند است.
۵۴.

تجربیات تاب آوری: استراتژی های معکوس خانوارهای روستایی در مقابله با بحران های زیستی، مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۰۸
در مطالعات اخیر، با اجتناب از دیدگاه تاب آوری به عنوان یک راهبرد رسمی و بالا به پایین، اهمیت زیادی به داشته های فرهنگی و طبیعی و سنت های پیرامون آن و استراتژی های منحصربه فرد محلی و منطقه ای منتج از آن ها داده می شود. پژوهش حاضر از این نقطه نظر و با بررسی مسیرهای متفاوت ساکنان محلی و مغایر با سیاست های تجویزی دولتی برای مقابله با بحران های زیستی به مبحث تاب آوری در روستاهای هدف گردشگری استان خراسان شمالی پرداخته است. این پژوهش با روش کیفی و رویکرد تحلیل محتوا از نوع متعارف انجام شد. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه فردی نیمه ساختاریافته با 40 نفر از روستاییان و برای تحلیل آن ها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که برای ایجاد تاب آوری، ساکنان محلی با اتخاذ استراتژی های متنوع و در ذیل آن چند کارکردی کردن فعالیت ها و کشاورزی زیستی، تفکرات همگون تاب آورانه دولتی در اینجا گردشگری را به حاشیه رانده و به چالش کشاندند. همچنین، روستاییان با اتخاذ استراتژی های مشترک منطقه ای به واسطه شباهت های اقتصادی، فرهنگی و طبیعی و از طریق دانش بومی و محلی در یک فرآیند مشابه (ازجمله، بازاریابی مستقیم محصولات و ایجاد شبکه های غذای محلی) سعی در معرفی کیفیت محصولات بومی به عنوان یک نشانه جغرافیایی و جلوگیری از برند شدن گردشگری در سطح منطقه داشته اند. تحلیل های ما نشان می دهد که بجای دیکته کردن مسیرهای استانداردشده در مبحث تاب آوری و سازگاری با شرایط می بایست به مسیرهای منحصربه فرد محلی که به وضعیت خاصی از کشاورزی و مناسبات تولید در روستاها و منطقه اشاره دارد توجه کرد.
۵۵.

تحلیل عوامل مؤثر بر مهاجرت به شهر ابهر با تأکید بر مؤلفه اقتصادی و مبادی روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: توسعه قطبی در ایران در شش دهه اخیر، به توزیع ناعادلانه فرصت ها، منابع و سرمایه گذاری ها و ناترازی مناطق منجر شده است. در این فرایند، شهرها به عنوان قطب ها، مراکز و نقاط رشد، نقش محوری را در شکل دهی مهاجرت و جذب مهاجران در کشور ایفاء کرده اند. شهر ابهر نیز به عنوان یکی از این نقاط رشد، با امواج گوناگون مهاجرت ها در چند دهه اخیر مواجه بوده است. روش پژوهش: در مقاله حاضر که ماهیت توصیفی و تحلیلی و هدف کاربردی دارد، مبادی، عوامل و حجم مهاجرت به شهر ابهر بررسی و تحلیل شده است. جامعه آماری این پژوهش، 34887 خانوار (سرپرستان خانوار) ساکن شهر ابهر بوده است. حجم جامعه نمونه، تعداد 380 خانوار بوده که با استفاده از فرمول کوکران محاسبه گردید. داده ها و اطلاعات از نوع کمی و کیفی بود و به دو روش کتابخانه ای-اسنادی و میدانی (مصاحبه و پرسشنامه) به دست آمده است. برای نمونه گیری، از روش تصادفی نظام مند استفاده شد. بازه زمانی این پژوهش، سال 1335 تا 1400 ه.ش است. برای پردازش و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و تکنیک آماری رگرسیون چندگانه و برای تحلیل داده های مکانی و تهیه نقشه ها از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) استفاده شده است. یافته ها: نتایج این پژوهش حاکی است که 57/63 درصد مهاجران به شهر ابهر از مبادی روستایی و 42/37 درصد از مبادی شهری مهاجرت کرده اند. بیشترین و کمترین نسبت مهاجران به این شهر، به ترتیب از مبادی شهرستان های ابهر (47/63 درصد) و سلطانیه (1/58 درصد) بوده است. براساس نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه، عوامل اقتصادی (0/49) بیشترین و عوامل تفریحی-توریستی (0/23) کمترین نقش را در مهاجرت به شهر ابهر ایفاء کرده اند. نتیجه گیری: بدین سبب، مهم ترین راهکار پیشنهادی پژوهش، کاهش نابرابری های منطقه ای از طریق توزیع متعادل فرصت های شغلی، امکانات و خدمات میان شهر ابهر و مناطق روستایی پیرامون است.
۵۶.

تحلیل پیشران های اثرگذار بر تاب آوری زعفران کاران شهرستان قائنات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۶
بخش کشاورزی با چالش های فزاینده ای از جمله تغییرات اقلیمی، کاهش منابع آب، نوسانات بازار و بی ثباتی های اقتصادی مواجه است. در این شرایط، ارتقای تاب آوری کشاورزان به عنوان یکی از ارکان اصلی پایداری تولید کشاورزی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پژوهش حاضر باهدف شناسایی و اولویت بندی پیشران های مؤثر بر تاب آوری زعفران کاران شهرستان قائنات انجام شده است. برای این منظور، با استفاده از رویکرد تحلیل سلسله مراتبی خاکستری (GAHP)، درخت تصمیمی شامل چهار معیار اصلی (اقتصادی، فنی، فیزیکی و اجتماعی) و ۲۸ زیرمعیار طراحی شد. داده های مورد نیاز از طریق پرسش نامه های مقایسه زوجی و با بهره گیری از نظرات خبرگان در حوزه تاب آوری کشاورزی در دانشگاه تربت حیدریه، پژوهشکده زعفران، جهاد کشاورزی شهرستان قائنات تکمیل شد. الگوریتم تحلیل سلسله مراتبی خاکستری در هشت گام و با بهره گیری از زبان برنامه نویسی پایتون پیاده سازی شد. نتایج حاصل از تحلیل ها نشان داد که معیار اقتصادی با وزن نسبی 6053/0 در اولویت نخست قرار دارد، و پس از آن به ترتیب معیارهای فنی (1941/0)، فیزیکی (1555/0) و اجتماعی (0451/0) در رتبه های بعدی قرار گرفتند. در میان زیرمعیارها نیز، «دسترسی به بازارهای صادراتی»، «قیمت تضمینی یا بازار پایدار» و «هزینه های تولید» به ترتیب بالاترین اولویت ها را از منظر تأثیرگذاری بر تاب آوری بهره برداران زعفران به خود اختصاص دادند. یافته های این پژوهش می تواند مبنایی برای سیاست گذاری مؤثر در جهت ارتقا تاب آوری زعفران کاران و توسعه پایدار کشاورزی منطقه فراهم سازد.
۵۷.

مقایسه ساختار «ذهنی - عینی» و تطابق خانه های روستای پلکانی سرآقاسید با سیاه چادر عشایر بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۳
هدف: معماری سنتی ایران، آینه ای از تعامل بشر با طبیعت، فرهنگ و نیازهای اجتماعی است که در طول زمان شکل گرفته است. در این میان، خانه های روستایی نیز با الهام از الگوهای کهن و شرایط محیطی، فرهنگی و اقلیمی هر منطقه، شکل گرفته اند. هدف این پژوهش، فهم الگو و ایده اولیه معماری خانه های روستای سرآقاسید از طریق مقایسه ساختارهای ذهنی و عینی با سیاه چادر عشایر بختیاری است. این مقایسه به شناسایی شباهت ها و تفاوت های دو نوع سکونتگاه و چگونگی تأثیر فرهنگ عشایری بر معماری خانه های روستا می پردازد. روش پژوهش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی بوده و با رویکرد کیفی و نمونه گیری نظری هدفمند صورت گرفته و یافته ها به شیوه توصیفی تحلیلی بررسی شده اند. داده ها از طریق مطالعات میدانی، مشاهده مستقیم، منابع کتابخانه ای و مصاحبه های باز با معماران محلی، بزرگان روستا و زنان عشایر گردآوری شده است. در این مطالعه ساختار کالبدی، عرصه های فضایی، قرارگاه های رفتاری و معانی فرهنگی در خانه ها و سیاه چادرها بررسی و با استفاده از مشاهده، عکس برداری و ترسیم کروکی تحلیل شده است. در نهایت با مقایسه داده ها، شباهت ها و تفاوت های دو سکونتگاه مشخص و تأثیر فرهنگ عشایری بختیاری بر شکل گیری خانه های بومی منطقه آشکار گردید. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که اگرچه در ظاهر، دو سکونتگاه با هم متفاوت به نظر می رسند، اما شباهت های عمیقی در سطح معنا و فرهنگ زندگی میان آنها وجود دارد. فرهنگ عشایر بختیاری نقش برجسته ای در شکل گیری این زیست بوم تاریخی داشته و بنیان های معماری روستای سرآقاسید را تحت تأثیر قرار داده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که با وجود تفاوت های کالبدی میان خانه های روستای سرآقاسید و سیاه چادرهای عشایر بختیاری، میان آن ها از نظر فرهنگی، معنایی و رفتاری اشتراکات قابل توجهی وجود دارد. بررسی ها بر اساس چهار مؤلفه ساختار و عناصر شکل دهنده، عرصه های فضایی، قرارگاه های رفتاری و معنا انجام شد که نشان دهنده تأثیر فرهنگ مشترک بختیاری بر سازمان فضایی و شیوه زیست در هر دو سکونتگاه است. استفاده از مصالح بومی، الگوی مشابه تفکیک فضاهای عمومی و خصوصی و اهمیت فضاهای جمعی برای تعاملات اجتماعی از مهم ترین شباهت های مشاهده شده است. همچنین حریم ها و روح مکان در هر دو سکونتگاه بر پایه باورها و هنجارهای فرهنگی مشترک شکل گرفته و بدون نشانه های فیزیکی مشخص رعایت می شوند. در مجموع، یافته ها بیانگر آن است که فرهنگ عشایری بختیاری نقشی اساسی در شکل گیری معماری بومی خانه های روستای سرآقاسید داشته و می تواند مبنایی برای حفاظت و بازآفرینی معماری بومی منطقه باشد.
۵۸.

تحلیل آثار تغییرات اقلیمی بر سکونتگاه های روستایی اطراف دریاچه ارومیه با استفاده از مدل F’ANP؛ مطالعه موردی: روستاهای 84گانه محدوده 5 کیلومتری دریاچه ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف استخراج معیارها و شاخص های سنجش آثار تغییرات اقلیمی بر سکونتگاه های روستایی و اندازه گیری دقیق آثار چهاربعدی (کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی) خشک شدن دریاچه ارومیه بر این سکونتگاه ها انجام شده است. سؤالات اصلی پژوهش بر شناسایی شاخص های مناسب سنجش و تعیین میزان تأثیرپذیری روستاها در دو مقطع زمانی ۱۳۸۵ و ۱۳۹۵ متمرکز بوده است. روش پژوهش: روش گردآوری داده ها در این پژوهش به روش کتابخانه ای است. برای جمع آوری داده های موردنیاز از منابع گوناگونی ازجمله مرکز آمار ایران، سازمان جهاد کشاورزی و داده های موجود در سیستم اطلاعات مکانی و نیز اطلاعات تفصیلی روستاها و تصاویر ماهواره ای از گوگل ارث استفاده شده است. در این پژوهش، چندین مقاله داخلی و خارجی که در سال های اخیر منتشر شده اند، موردبررسی قرار گرفته است. جهت شناسایی معیارها و شاخص های تأثیرگذار بر آثار تغییرات اقلیمی بر سکونتگاه ها با مرور متون معتبر به استخراج شاخص ها پرداخته شده است. سپس با بهره گیری از مدل ترکیبی F’ANP (ترکیب تحلیل عاملی و تحلیل شبکه ای) و نرم افزارهای SPSS و Super Decisions، عوامل اصلی و اهمیت نسبی شاخص ها تعیین شد. تحلیل در دو سال ۱۳۸۵ (شناسایی شش عامل) و ۱۳۹۵ (شناسایی چهار عامل) به صورت تطبیقی انجام شد و پراکنش فضایی با کمک GIS ترسیم شد. یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که در سال ۱۳۸۵ شش عامل (فعالیت اقتصادی و اجتماعی، عملکرد بخش کشاورزی، دامپروری و صنعت، منابع آبی، زیرساخت ها و خدمات بهداشتی، زیرساخت آبی و انرژی) و در سال ۱۳۹۵ چهار عامل (زیرساخت ها و جمعیت، پایداری کشاورزی، دامپروری، منابع آبی و انرژی) تأثیرگذار بوده اند. پس از امتیازبندی نهایی روستاها، در سال ۱۳۸۵ تعداد ۱۳ روستا در وضعیت نامطلوب (تأثیرپذیری خیلی زیاد)، ۳۷ روستا نسبتاً نامطلوب، ۲۲ روستا متوسط، ۱۰ روستا نسبتاً مطلوب و ۲ روستا (قولنجی و تیل) کاملاً مطلوب قرار داشتند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که خشک شدن دریاچه ارومیه آثار منفی بر سکونتگاه های روستایی گذاشته و تعداد روستاهای با تأثیرپذیری بالا در سال ۱۳۹۵ نسبت به ۱۳۸۵ افزایش یافته است. این وضعیت نیازمند اقدامات فوری و جامع شامل مدیریت بهینه منابع آب، توسعه کشاورزی پایدار و برنامه های تاب آوری روستایی است.
۵۹.

تحلیلی بر عوامل تأثیر گذار بر شکل گیری مسکن در بافت قدیمی شهر خاش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۴
هدف: امروزه توجه به شکل گیری بافت های قدیمی و مسکن بومی جهت بهره گیری از معماری گذشته بسیار حائز اهمیت است. نگاهی به بافت شهری امروزی شهر خاش در استان سیستان و بلوچستان نشان می دهد که معماری آن بدون توجه به بستر شهری و تنها با الگو گرفتن ناقص از معماری کلان شهرها شکل گرفته است. این پژوهش با هدف بازشناسی الگوی مسکونی در بافت تاریخی شهر خاش و تحلیل تعامل میان عوامل تاریخی، فرهنگی، اقلیمی و متأثر از دانش بومی معماران یزدی انجام شده است. روش پژوهش: روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی، از طریق مرور منابع کتابخانه ای و مشاهدات میدانی با بررسی ۲۲ مسکن منتخب در بافت قدیمی شهر خاش است. تحلیل اطلاعات در سه مقیاس کلان، میانی و خرد انجام گرفته است. یافته ها: مطالعات گونه های مسکن منتخب در بافت قدیمی شهر خاش در مقیاس کلان به بررسی موقعیت استقرار، راستای کشیدگی، نسبت توده و فضا، فرم کالبدی و تناسبات پرداخته، در مقیاس میانی به بررسی عمق فضا، سازه، فرم و منظر کالبدی خانه ها و در مقیاس خرد نیز عناصر و جزئیات معماری در این خانه ها موردبررسی قرار گرفته است. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که مقیاس های سه گانه فوق در شکل گیری بافت قدیم شهر خاش مؤثر بوده و این عوامل تحت تأثیر دانش بومی معماران یزدی که به این منطقه مهاجرت کرده اند، شکل گرفته است. انتقال این دانش و تأثیر آن بر طراحی و ساخت بناها موجب ایجاد هویت فرهنگی و معماری خاص منطقه شده و شرایط اقلیمی گرم و خشک نیز با هدایت طراحی به سمت استفاده از تهویه طبیعی، مصالح بومی و الگوهای درون گرا، به ارتقای آسایش محیطی کمک کرده است. این مطالعه می تواند در مطالعات و بررسی بافت های قدیمی مشابه در سایر شهر های ایران نیز مورد استناد قرار گیرد و باعث تلفیق ارزش های فرهنگی، دانش بومی، رعایت الزامات اقلیمی و زمینه ساز تدوین رویکردهای نوین در مرمت و توسعه پایدار بافت های قدیمی مشابه شود.
۶۰.

مدل سازی عوامل موثر بر پایداری توسعه اقتصادی روستاهای شهرستان ملکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف مدل سازی عوامل موثر بر پایداری توسعه اقتصادی در روستاهای شهرستان ملکان انجام شده است. روش پژوهش: جامعه آماری این مطالعه را کارشناسان، متخصصان، خبرگان و خانوارهای روستایی در سطح شهرستان تشکیل می دهند. مشارکت کنندگان در مرحله اول پژوهش 28 نفر از کارشناسان، متخصصان و خبرگان بودند که 56 گزاره تحقیق را از نظر اهمیت رتبه بندی کردند. در مرحله دوم 481 نفر از روستاهای منتخب به 41 گزاره مرتبط با پایداری اقتصاد روستایی پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش کیو تحلیل عاملی در نرم افزار SPSS و مدل معادلات ساختاری در نرم افزار SMART PLS بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج مدل اندازه گیری بیانگر آن است که بارهای عاملی معرف های مشاهده شده، با معرف های پنهان خود دارای رابطه معناداری هستند و معرف های مشاهده شده به خوبی متغیرهای پنهان خود را اندازه گیری نموده اند. همچنین، نتایج مدل ساختاری بیان گر این موضوع است که شاخص «پایداری اقتصادی روستاهای شهرستان ملکان» با توجه به اینکه بالاتر از مقدار استاندار 0/35 است، دارای مقادیر «قوی» و عامل های «آسیب پذیری، بهره وری و تنوع اقتصادی، اشتغال و زیرساخت های اقتصادی و دسترسی به عوامل اقتصادی و تولیدی» با توجه به اینکه بالاتر از مقدار استاندار 0/15 هستند، دارای مقادیر «متوسط» برای تعیین قدرت پیش بینی مدل در مورد متغیرهای پنهان درون زا می باشند. نتیجه گیری: عامل های «آسیب پذیری، بهره وری و تنوع اقتصادی (ثبات و رفاه اقتصادی)»، «اشتغال و زیرساخت های اقتصادی (عدالت و رفاه اقتصادی)»، «دسترسی به عوامل اقتصادی و تولیدی (عدالت اقتصادی)» به عنوان سه دیدگاه یا الگوی ذهنی در رابطه با مهم ترین عوامل موثر بر پایداری توسعه اقتصادی شناسایی شدند. مقایسه و اعتبارسنجی نهایی حاصل از روش های کمّی و کیفی نشان داد «آسیب پذیری، بهره وری و تنوع اقتصادی (ثبات و رفاه اقتصادی)» به عنوان اصلی ترین عامل موثر بر پایداری توسعه اقتصادی مطرح است که متخصصان، خبرگان و افراد جامعه محلی در مورد آن اتفاق نظر دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان