بخش مسکن یکی از مهم ترین بخش های توسعه در یک جامعه است و به عنوان نیاز اولیه بشر و تأمین کننده ی حس رضایتمندی نقش اساسی را در بهبود کیفیت زندگی افراد بازی می کند و هر جامعه به فراخور نیازها و امکانات و محدودیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش بدان شکلی خاص بخشیده است. هدف پژوهش حاضر سنجش توسعه یافتگی شهرستان های استان اردبیل در برخورداری از شاخص های کیفیت مسکن می باشد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی بوده و روش تحقیق، توصیفی – تحلیلی است. برای تبیین کیفیت مسکن در شهرستان های استان از مجموعه داده های موجود در مرکز آمار و سایت استانداری استفاده شده است. برای تحلیل داده ها از مدل ELECTRE استفاده شد که با توجه به این مدل، شهرستان های استان اردبیل در برخورداری از شاخص های کیفیت مسکن رتبه بندی شدند. همچنین برای وزن دهی به شاخص ها (بر اساس نظر 20 کارشناس متخصص در امر مسکن) مدل AHP مورد استفاده قرار گرفت. بر اساس یافته های پژوهش شهرستان های استان اردبیل در پنج سطح به لحاظ برخورداری از شاخص های کیفیت مسکن قرار گرفتند که شهرستان اردبیل (امتیاز نهایی از مدل الکتره 4) توسعه یافته، شهرستان های پارس آباد، نمین و نیر (امتیاز نهایی از مدل الکتره 3) توسعه رو به بالا، خلخال و سرعین (امتیاز نهایی از مدل الکتره 2) میان توسعه (توسعه متوسط)، شهرستان های بیله سوار و مشگین شهر (امتیاز نهایی از مدل الکتره 1) کمتر توسعه یافته و شهرستان های کوثر و گرمی (امتیاز نهایی از مدل الکتره 0) توسعه نیافته محسوب می شوند. همچنین بر اساس ضریب همبستگی پیرسون بین برخورداری از شاخص های کیفیت مسکن با درصد شهرنشینی و میزان فاصله از مرکز استان رابطه ی معناداری وجود ندارد.
امروزه صنعت گردشگری پایدار آنچنان در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور ها نقش دارد که اقتصاد دانان آن را بعنوان موتور توسعه نواحی ساحلی تلقی می نمایند. توسعه این صنعت در دنیا، به کارآمدی نظام مدیریتی، تقویت زیرساختها و بهبود ظرفیت های لازم نیاز دارد. گسترش جریان های گردشگری در این منطقه، با برنامه ریزی نامناسب و ضعف زیرساخت ها و مدیریت گردشگری اثرات نامطلوبی بر زیست محیط و سازمان اجتماعی در پی داشته است. بر این اساس تحقیق حاضر در پی شناخت نقش عوامل مدیریتی در توسعه گردشگری شهر نوشهر و ارائه راهکارهای مناسب جهت توسعه پایدار گردشگری است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی و نوع آن پیمایشی است. جامعه آماری، ساکنان شهر نوشهر با 42175 نفر بوده که طبق جدول مورگان از این تعداد 350 نفر انتخاب شده است. در تحقیق حاضر برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و آزمون فرضیات از روش آماری ضریب همبستگی اسپیرمن در محیط نرم افزار Spss استفاده شده است. نتایج یافته ها بیانگر رابطه مثبت و معنی دار بین ویژگی های مدیران شهری، تغییرات رشد تسهیلات گردشگری و توسعه پایدار گردشگری و نیز عدم وجود رابطه معنی دار بین تغییر کاربری اراضی ساحلی با توسعه پایدار گردشگری است. در ضمن این یافته ها بیانگر رابطه مثبت و معنی دار بین متغیرهای برنامه ریزی های ساحلی، هماهنگی سازمانهای مرتبط با گردشگری، ایجاد فرصت های شغلی و توسعه خدمات خرده فروشی و توسعه زیرساختهای لازم، احداث کمپینگ ها، سازماندهی خانه های اجاره ای، اطلاع رسانی و انجام بازرسی های فصلی و نظارت مستمر با توسعه پایدار گردشگری شهری می باشد.
امروزه آلودگیهای صنعتی اثرات مخرب زیادی بر محیط زیستشهری و زندگی ساکنان آن وارد کرده است. به منظور تعدیل اثرات مخرب این آسیبهای زیستمحیطی مؤثرترین و در عین حال سادهترین راه توسعه فضای سبز میباشد. سامانه اطلاعات جغرافیایی با برخورداری از انواع توابع تحلیلی، امکان تلفیق دادههای مکانی و غیرمکانی و همچنین مدیریت و تحلیل توأمان آنها را فراهم نموده است، که میتواند به عنوان ابزاری در دست برنامهریزان شهری باشد. در شهر کازرون که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفت کمبود شدید فضای سبز شهری و توزیع ناعادلانه آن به شدت احساس میشود. این پژوهش با ارائه الگوی مناسب و با استفاده از تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) و مدل همپوشان شاخصها (IO) به دنبال توزیع بهینه فضای سبز در شهر کازرون میباشد، برای رسیدن به این منظور با استفاده از نرمافزار GIS و پس از طی کردن مراحل جمعآوری داده، تهیة لایة اطلاعاتی جدید، طبقهبندی و ارزشگذاری لایهها و نهایتاً وزندهی و همپوشانی لایههای اطلاعاتی به اولویتبندی زمینهای شهر کازرون برای ایجاد فضای سبز جدید پرداختهایم. در نهایت زمینهای این منطقه را به پنج دستة خیلی خوب، خوب، متوسط، ضعیف و خیلی ضعیف تقسیمبندی کردهایم که پس از تطابق این نقشه با واقعیت زمینی، زمینهای دسته خوب و خیلی خوب برای ایجاد فضای سبز جدید (پارک محلهای و شهری) مناسب تشخیص داد شد. روش تحقیق پژوهش حاضر توصیفی ـ تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش از طریق مشاهدة میدانی، مطالعه طرحهای جامع و تفصیلی شهر کازرون، نقشههای 2000/1 وضع موجود و تفضیلی این شهر به دست آمده است.
این مقاله با هدف ضرورت بازنگری و ارزیابی پروژه های توسعه شهری به ویژه طرح های تأمین نیازهای سکونتی اقشار کم درامد در خصوص میزان دست یافتن به اهداف مورد مطالعه صورت گرفت. به این ترتیب محدوده مطالعه شده، یعنی سه فاز اجراء شده پروژه نواب انتخاب شده و میزان کیفیت مجتمع های سکونتی نواب با استفاده از رویکرد رضایتمندی ارزیابی گردید. همچنین وجود یا عدم تأثیر برخی از متغیرهای شخصی و خانوار بر درک میزان رضایت مندی از سوی ساکنان مختلف سنجش شد. حجم نمونه شامل 270 عدد و جمع آوری داده ها از طریق پرکردن پرسشنامه و یا مصاحبه رودررو و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Spss Ver 15انجام شد. بر اساس نتایج به دست آمده، میزان رضایت مندی ساکنان نواب از واحدهای سکونتی تقریباً در حد متوسط (5>95/2>1 با میانه نظری 3) ارزیابی شد. در بین 6 عامل سازنده رضایت مندی از مجتمع های سکونتی، ساکنان تنها از امنیت مجتمع اظهار رضایت مندی کردند. روابط همسایگی را در حد متوسط و از سایر عامل ها (تسهیلات مجتمع، بهداشت مجتمع، دید و منظر، ویژگیهای کالبدی) اظهار نارضایتی کردند. تسهیلات مجتمع بالاترین و امنیت مجتمع و دید و منظر کمترین اهمیت را از دید ساکنان داشتند. در بررسی میزان تأثیر متغیرهای شخصی و خانوار بر رضایتمندی درک شده از سوی ساکنان نتایج نشان داد که هیچ کدام از این متغیرها تأثیرگذار نبودند.
برنامه ریزی منطقه ای با هدف توسعه و کاهش نابرابری های منطقه ای، از موضوعات مهم در کشورهای در حال توسعه محسوب می شود. لازمه برنامه ریزی منطقه ای، شناسایی جایگاه مناطق نسبت به یکدیگر به لحاظ توسعه است. هدف از این پژوهش بررسی و سنجش میزان برخورداری شهرستان های استان کرمانشاه از شاخص های توسعه به منظور دستیابی به میزان نابرابری های ناحیه ای در استان مذکور است. جامعه آماری پژوهش را شهرستان های استان کرمانشاه تشکیل می دهد. با توجه به مؤلفه های مورد بررسی رویکرد حاکم بر این پژوهش «توصیفی- تحلیلی» است. این پژوهش سعی دارد با استفاده از 61 شاخص بر پایه سالنامه آماری سال 1390 و با بهره گیری از سه مدل VIKOR، ELECTRE، SAW و ادغام نتایج با تکنیک کپلند، سطح بندی و میزان نابرابری های موجود را در میان شهرستان های استان کرمانشاه تعیین نماید. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که پراکنش سطوح توسعه نامتعادل بوده و بین شهرستان های استان از نظر میزان توسعه یافتگی نابرابری و شکاف زیادی وجود دارد و این تفاوت و نابرابری در بخش های مختلف زیربنایی-زیرساختی، اقتصادی، بهداشتی –درمانی، فرهنگی، آموزشی، بهزیستی –اجتماعی می باشد. به طوری که بر اساس نتایج حاصل از مدل کپلند، از مجموعه شهرستان های استان کرمانشاه فقط شهرستان سرپل ذهاب در طبقه توسعه یافته و بقیه در طبقه نیمه توسعه یافته و محروم قرار گرفتند. برای کاهش میزان نابرابری های توسعه یافتگی در استان بر اساس یافته های پژوهش پیشنهاد می شود که توزیع شاخص های بهداشتی، آموزشی و شاخص های زیرساختی بایستی به سمت رشد متوازن هدایت شوند و در این میان بر شاخص های زیرساختی بیشتر از شاخص های دیگر تأکید شود.
شهر و شهرنشینی پدیده ای است که از آغاز انقلاب صنعتی به بعد شکل جدیدی به خود گرفته و باعث جلب توجه کارشناسان مختلفی از علوم گوناگون به خود شده است. امروزه شبکه ی شهری منطقه ای در درون مجموعه شهری جهانی یا شهری شدن جهان و جهانی شدن شهرها در قالب مفاهیم تازه ای به نام جامعه ی شبکه ای و یا فضای جریان ها در حال شکل گیری هستند که بررسی آن ها حلقه های گم شده و شناخت واقعی نظام و شبکه ی شهری جهانی را آسان تر می سازد. منطقه ی خاور میانه با شرایط جغرافیایی ویژه با توجه به مکانیزم های جدید حاکم بر رشد شهری، شهرنشینی و الگوی خاص کلانشهری، موردی خاص از مطالعات شهری است که می تواند در سیر تحولات تاریخی خود در شناخت نظام شهری، رشد و جهانی شدن شهرها راه گشا باشد
توجه به آینده، همواره از مهم ترین اهداف کشور ها محسوب می شود؛ بنابراین، شناخت تهدیدها و آسیب ها، یکی از مهم ترین عوامل دستیابی به آینده و آینده پژوهی به روش سناریونویسی، یکی از کارآمدترین روش های مطالعة آینده است که با شناخت عوامل اصلی مؤثر بر مدیریت بحران در شبکة حمل ونقل و نیز تأثیر نیرو های مؤثر، شاکله و چارچوب سناریو های تهدید، سوانح طبیعی و آسیب پذیری آیندة شهر های بزرگ را شناسایی می کند و آن ها را به فرصت تبدیل می کند. به همین منظور، در چارچوب این مقاله سعی بر آن است که با استفاده از آینده پژوهی به عنوان یک علم جدید- که در کشورهای مختلف دنیا روزبه روز کاربردی تر می شود و روش های جدیدی از آن برای ساختن آینده ای مطلوب تر ارائه می شود- روش هایی متناسب با شیوه های برنامه ریزی حمل ونقل اضطراری شهری مطرح شود که شرایط مطلوب توسعة پایدار را- که از آرمان های این علم است- برآورده کند. درحقیقت، آینده پژوهی در مدیریت سوانح طبیعی، تصمیم گیری برای فرایندی است که در زمان حال انجام می شود، اما حاصل آن، خلق آینده ای بهتر است. این روش برای تقویت توان و تحلیل آینده و توان نفوذ و مداخلة سازمان های مرتبط در آینده، برای تبدیل تهدید شبکة حمل ونقل در برابر سوانح طبیعی به فرصتی برای امدادرسانی اضطراری و تعیین نقش مؤثر در موفقیت عملیات نیروهای امداد و نجات در شهر تهران است. این مقاله با رویکرد آینده پژوهی برای بهینه سازی کارایی مدیریت شبکة حمل ونقل مناطق شهر تهران، مبتنی بر فرایند های مدیریت حمل ونقل اضطراری به آن ارائه شده است.
شهرنشینی یکی از مهم ترین فعالیت های انسانی است که آثار تخریبی زیادی بر محیط زیست دارد. از مهم ترین این آثار، توسعة بی رویة فیزیکی شهرهاست که اغلب، با مسائلی مانند مصرف زیاد زمین های کشاورزی، افزایش فاصلة رفت وآمدها و مصرف زیاد انرژی، آلودگی های محیطی فراوان، مصرف زیاد منابع و تحمیل فشار بر طبیعت همراه است. هدف اصلی این پژوهش، دستیابی به نگرشی کلی از الگوی رشد فیزیکی مناطق شهری ایران و شناسایی متغیرهای کلان جمعیتی و طبیعی مربوط به آن است. در این مطالعه، الگوی توسعة فیزیکی نقاط شهری بالای پنج هزار نفر در سطح کشور، در قالب دو الگوی رشد متصل و منفصل بررسی می شود. داده های مورد استفاده، در سطح کلان و محدود به متغیرهایی است که امکان دستیابی به آن ها در سطح کشور فراهم شد. در این پژوهش، داده های اصلی با مراجعه به تصاویر ماهواره ای Google Earth و Google Map و همچنین نتایج سرشماری های عمومی نفوس و مسکن از سال 1335 تا 1385 به دست آمدند. برای تحلیل داده ها از آزمون خی دو و رابطة همبستگی پیرسون استفاده شد. مطابق نتایج کلی، از مجموع 689 شهر بالای 5000 نفر در کشور در سال 1385، 413 شهر (9/59 درصد) الگوی رشد فیزیکی متصل و 276 شهر (1/40 درصد) رشد فیزیکی منفصل دارند. تحلیل داده ها نشان می دهد متصل یا منفصل بودن توسعة فیزیکی شهرهای کشور، با متغیرهایی مانند تعداد جمعیت، تراکم جمعیت، وسعت، ارتفاع و اقلیم منطقه ای رابطة معنادار دارد.
معلولیت، به مثابة پدیده ای زیستی و اجتماعی، واقعیتی است که تمامی کشورها با آن مواجه اند. تأمین نیازهای دسترسی معلولان مستلزم به کارگیری تمهیدات ویژه ای است، چرا که تأمین دسترسی و فرصت های برابر برای آحاد جامعه یکی از ارکان حقوق شهروندی است. هدف از این مقاله ارزیابی مؤلفه های مناسب سازی فضاهای عمومی شهری برای استفادة جانبازان و معلولان است. نوع تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است. در جمع آوری اطلاعات از مطالعات میدانی و کتابخانه ای استفاده شده است. همچنین، برای تجزیه وتحلیل یافته ها از روش آمار استنباطی تحلیل مسیر و مدل سوات بهره گرفته شده است. بر اساس نتایج تحلیل مسیر، متغیرهای وضعیت پیاده رو با میزان 733/0 و پل های ارتباطی با میزان 654/0 در مناسب سازی فضاهای عمومی شهری برای استفادة جانبازان و معلولان در شهر خرم آباد بیشترین تأثیر را دارد. همچنین، نتایج مدل سوات نشان می دهد که رعایت برخی اصول مناسب سازی در فضاهای شهری نظیر برخی تدوین ضوابط و استانداردهای مناسب سازی و ابلاغ به دستگاه های ذی ربط و الزام شهرداری ها به مناسب سازی فضاهای شهری برای معلولان مهم ترین نقاط قوت محسوب می شود. جابه جایی مکرر و مستمر مسئولان در سطوح مختلف، فقدان پارکینگ در فضاهای پرتردد شهر و نظایر آن نیز مهم ترین تهدید قلمداد می شود. برقراری تعامل سازنده بین شهرداری و بهزیستی، تصویب قانون مناسب سازی برای ارگان ها و دستگاه های دولتی و خصوصی مهم ترین نقاط فرصت و در نهایت مهم ترین تهدیدها کمبود شدید امکانات و تجهیزات اطلاع رسانی، بی توجهی مسئولان و ارگان های ذی ربط به جایگاه معلولان در فضاهای شهری و نظایر آن است.
رویکرد حمل ونقل یکپارچه یکی از راهبردهای حمل ونقل پایدار است که با هدف کاهش ناهماهنگی و تفرق های موجود در نظام مدیریت خدمات حمل ونقلی پیشنهاد شده است. در این رویکرد سه هدف اصلی تکمیل و تشدید اثرات ناشی از اقدامات بخشی و جزیره ای، تامین کننده مالی خدمات حمل ونقلی، و ایجاد مقبولیت عمومی برای پذیرش سیاستهای حمل ونقل پایدار همزمان تامین می گردد. هدف از این تحقیق معرفی مفاهیم پایه در حمل ونقل یکپارچه شهری و ارائه سند راه و تصویر کلی از اقداماتی است که می تواند برای اجرایی کردن این رویکرد در کلانشهرها و شهر تهران به عنوان نمونه موردی دنبال شود. بدین منظور ابتدا تعاریف و مزیت های حمل ونقل یکپارچه ارائه شده، در ادامه اقدامات لازم برای یکپارچه سازی حمل ونقل شهری معرفی گردیده است. روش تحقیق مورد استفاده روش توصیفی تحلیلی است و از ابزار پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. در پرسشنامه از 20 نفر از متخصصین حوزه حمل ونقل شهری درخواست شده که اولاً بر اساس طیف 5 تایی لیکرت مشخص نمایند پتانسیل اجرایی شدن هر اقدام در تهران تا چه اندازه است؟ همچنین فرصتها و موانع موجود در تهران به منظور اجرایی شدن را به صورت تشریحی ذکر نمایید. نتایج این پژوهش نشانگر آن است که از بین اقدامات اجرایی برای یکپارچه سازی حمل ونقل شهری تهران اقداماتی که به یکپارچه سازی بین مدهای مختلف حمل ونقلی می پردازد پتانسیل اجرایی بیشتری دارند و در مقابل موانع بیشتری برای اجرایی شدن یکپارچه سازی مدیریتی و سازمانی وجود دارد. در جدول نهایی این تحقیق مهم ترین موانع و فرصتها و الزامات اجرایی شدن هر اقدام در تهران معرفی شده است.
رشد جمعیت شهری ، توسعه شهرنشینی و افزایش تعداد خودروها در اغلب کشورهای در حال توسعه، باعث تقاضای روز افزون تر برای استفاده از سیستم شبکه حمل و نقل شده است . در حالیکه در این کشورها مشکل اساسی عمدتا از اینجا سرچشمه می گیرد که تسهیلات، متناسب با تقاضای موجود طراحی نشده است . تاثیرات منفی بهداشتی ، اقتصادی و اجتماعی آلودگی هوای شهر تهران بر همگان مشخص است ولی لازم است تا مقادیر توزیع آلودگی و سهم مناطق در ایجاد و پذیرش آلودگی هوای تحمیل شده برآورد گردد تا مشخص شود کدامیک...
مسیرهای عابر پیاده به عنوان بخش جدایی ناپذیر سیستم حمل و نقل شهری و ارتباط دهنده مبدأ، مقصد با سواره رو می باشد. با توجه به مسائل و مشکلاتی که وسایل نقلیه موتوری درون شهری به وجود آورده، توجه جدی به پیاده ها می تواند با کاهش مصرف سوخت، آلودگی هوا، معضلات ترافیکی و هزینه خانوارها همراه باشد. همچنین سبب افزایش سلامتی جسمی و روحی شهروندان و خلق فضاهای شهری با کیفیتی مناسب خواهد شد. هدف از انجام این پژوهش سنجش قابلیت پیاده مداری مسیرهای عابر پیاده در خیابان های شهر اصفهان میباشد. روش پژوهش به صورت پیمایشی بوده، از بین عابران پیاده با استفاده از روش کوکران تعداد 400 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند و از طریق معیارهای مختلف به سنجش جنبه های مختلف کیفی و کمی پیاده روها پرداخته شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدل ارزیابی تاپسیس و برای طبقه بندی محورهای مطالعاتی از مدل تحلیل خوشه ای استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد، اختلاف خیلی زیادی در بین پیاده روههای شهر اصفهان از نظر میزان برخورداری از 54 معیار در نظر گرفته شده وجود دارد. محورهای استانداری و چهارباغ پایین نسبت به سایر محورها دارای قابلیت پیاده مداری بیشتری می باشند و محور قائمیه نسبت به سایر محورها از وضعیت بسیار نامطلوبتری برخوردار است.