ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۶۶۱ تا ۶٬۶۸۰ مورد از کل ۶٬۶۸۲ مورد.
۶۶۶۱.

بررسی عوامل مؤثر بر میزان امنیت بانوان در فضای محله (نمونه مورد مطالعه: محله شیشه گرخانه ارومیه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۸
عمدتا بانوان به دلایلی نظیر تجربه وافر ترس در زندگی و وجود تبعیض های جنسیتی نسبت به آن ها، آسیب پذیری بیشتری در فضاهای شهری بویژه محله ها از خود نشان می دهند. این درحالیست که لازمه حضور بی دغدغه بانوان در فضای محله، سیطره امنیت بر فضا می باشد. هدف پژوهش بررسی عوامل موثر بر میزان امنیت بانوان در فضای محله است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع بنیادی – کاربردی می باشد و از حیث ماهیت و روش از نوع توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق ساکنان محله شیشه گر خانه ارومیه می باشد که با استناد به رابطه کوکران با سطح اطمینان 95 درصد و میزان دقت 7 درصد، حجم نمونه 300 نفر برآورد گردید. برای تحلیل های پژوهش نیز از آزمون های آماری اسپیرمن، تی تک نمونه ای، فریدمن و رگرسیون بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن می باشد که میان معیارهای ابعاد عینی و ذهنی احساس امنیت بانوان به طور همزمان ارتباط خطی برقرار است. با توجه به ضرایب بتا بیشترین میزان تأثیرگذاری بر احساس امنیت بانوان در محله شیشه گرخانه ارومیه معیار نور و روشنایی از بعد ذهنی به میزان 532/0 و کمترین میزان تأثیرگذاری بر احساس امنیت بانوان در محله شیشه گرخانه ارومیه مربوط به معیار اندازه از بعد عینی به میزان 078/0 می باشد. لازم است که مسئولین و متولیان امور شهری نسبت به استقرار تجهیزات نورپردازی اصولی و مناسب در محله جهت ایجاد روشنایی در ساعات تاریکی توجه ویژه مبذول نمایند.
۶۶۶۲.

تحلیل و بررسی عوامل کلیدی مؤثر بر مدیریت کلان شهرها با رویکرد آینده پژوهی (نمونه موردی: شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۶
نگاه به آینده و ترسیم چشم انداز توسعه شهری، همواره از جمله مسائل برنامه ریزان و مدیران شهری بوده است. امروزه با پیشرفت علم و فناوری و سرعت وقوع تغییرات، نیاز به طرح و برنامه راهبردی در سطوح مختلف احساس می شود. از این رو جوامع شهری به تفکری استراتژیک و آینده نگر در سیستم برنامه ریزی و مدیریت به منظور توسعه و تحول شهرها نیازمند هستند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل و پیشران های کلیدی مؤثر در مدیریت کلان شهر کرمانشاه و تحلیل روابط بین این عوامل با رویکرد آینده نگاری و مشخص کردن سناریوهای محتمل و مطلوب است. بدین منظور، ابتدا با طراحی پرسشنامه، 34 عامل و متغیر موثر بر مدیریت کلان شهر کرمانشاه در ابعاد پنج گانه: برنامه ریزی و مدیریتی؛ کالبدی و فضایی؛ سازوکارهای تأمین مالی؛ زیست محیطی؛ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی استخراج گردید. در مرحله بعد با استفاده از تکنیک تأثیرات متقابل (روش تحلیل ساختاری) متغیرها در محیط نرم افزار MIC MACامتیازدهی و تحلیل شدند. در این مرحله با توجه به امتیاز تأثیرگذاری و تأثیرپذیری، مهمترین عوامل پیشران و کلیدی موثر بر مدیریت شهر کرمانشاه انتخاب گردیدند. نتایج رتبه بندی متغیرها و پیشران های مؤثر نشان داد که متغیرهای: مسئولیت پذیری مدیران و مسئولان شهری؛ مشارکت دادن مردم در برنامه ریزی، تصمیم سازی و تصمیم گیری؛ توزیع عادلانه امکانات شهری؛ بهره گیری از فناوری های نوین؛ طرح های ساماندهی، بهسازی و نوسازی بافت فرسوده و همچنین استفاده از نیروی انسانی متخصص، به عنوان مهمترین متغیرها انتخاب و بیشترین امتیاز را کسب کرده اند. نتایج سناریونویسی ویزارد نشان داده است که تعداد 2 سناریوی قوی، 12 سناریوی باورکردنی و 41 سناریوی ضعیف برای مدیریت کلان شهر کرمانشاه وجود دارد.
۶۶۶۳.

تعیین عوامل موثر بر مدیریت مشارکتی در توسعه زیر ساخت های حمل و نقل درون شهری (مطالعه موردی منطقه 5 تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۵
حمل ونقل یکی از ارکان اصلی حیات شهری و پیش نیاز توسعه پایدار به شمار می رود که از طریق جابه جایی بار و مسافر، نقش اساسی در پیوند میان عوامل مختلف رشد و شکوفایی ایفا می کند. اهمیت مدیریت مشارکتی نهادهای ذی ربط در توسعه زیرساخت های حمل ونقل و کمبود پژوهش های جامع در این زمینه، ضرورت انجام مطالعه ای علمی را دوچندان ساخته است. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر مدیریت مشارکتی در توسعه زیرساخت های حمل ونقل درون شهری، به طور خاص در منطقه ۵ تهران انجام گرفت. این تحقیق از نوع کاربردی و روش آن توصیفی تحلیلی است. داده ها از جامعه آماری شامل ۲۰۳ نفر از کارکنان حوزه حمل ونقل و خدمات شهرداری منطقه در سال ۱۴۰۲ گردآوری شد که بر اساس فرمول کوکران، ۱۰۷ نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده و برای تجزیه وتحلیل از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی شامل همبستگی، تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون فریدمن و رگرسیون چندمتغیره با استفاده از نرم افزار SPSS بهره گرفته شد. یافته های تحلیل عاملی نشان داد پنج عامل نگرش به مشارکت، عوامل مدیریتی، بسترسازی فرهنگی، عوامل اجرایی و ساختار سازمانی در توسعه زیرساخت های حمل ونقل نقش دارند. نتایج رگرسیون نیز آشکار ساخت که چهار عامل نگرش به مشارکت، مدیریتی، اجرایی و بسترسازی فرهنگی تأثیر مثبت و معناداری داشته، اما ساختار سازمانی تأثیر چندانی نداشته است. همچنین، پایایی ابزار با آلفای کرونباخ 81/0 برای متغیر وابسته و 84/0 برای متغیرهای مستقل تأیید گردید. این نتایج اهمیت توجه به مشارکت ذی نفعان، تقویت بسترهای فرهنگی و بهبود مدیریت اجرایی را در توسعه پایدار حمل ونقل شهری برجسته می سازد.
۶۶۶۴.

شناسایی پیشران های تبیین کننده تاب آوری کالبدی شهرها با رویکرد آینده پژوهی (مطالعه موردی: شهر گرگان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۰
شهرگرگان به دلیل شرایط خاص طبیعی و جغرافیایی آن مستعد شوک های متعددی از جمله زلزله، سیل، است. که ضرورت توجه به مفهوم تاب آوری شهری را می رساند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل پیشران نظام برنامه ریزی مسکن شهر تهران با رویکرد آینده پژوهی انجام شده است. نوشتار پیش رو ازلحاظ هدف کاربردی است و با توجه به مؤلفه های مورد بررسی، رویکرد حاکم بر آن روش توصیفی تحلیلی است. در پژوهش حاضر به منظور انتخاب آگاهانه شرکت کنندگان، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. اساس به کار بردن روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب گروهی از خبرگان است که بررسی عمیق یا فهمی کلی نسبت به ماهیت پژوهش آگاهی داشته باشند .با استناد به توضیحات گفته شده جامعه آماری پژوهش پیش رو 60 نفر از کارشناسان خبره در حوزه تبرنامه ریزی شهری شامل اساتید دانشگاهی متخصص در حوزه مورد مطالعه هستند. تعداد حجم در نظر گرفته شده برای تکنیک دلفی 10 نفر و برای اجرای تحلیل تاثیرات متقابل در نرم افزار میک مک حجم نمونه در نظر گرفته شده با توجه به آشنایی متخصصین به این نرم افزار 60 نفر در نظر گرفته شد. یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که پیشران های ذخیره مسکن و عمر آنها، استقرار و مکان یابی مناسب بناهای عمومی، لایروبی مسیرهای رودخانه، رعایت قوانین شهری در توسعه خدمات شهری و رشد فیزیکی شهر، تراکم ساخته شده مناسب مسکن، استفاده از سازه های مقاوم و مناسب در بنا، دانه بندی و سازگاری کاربری ها، فاصله مناسب از رود دره ها، پایداری ساختاری و کارکردی تأسیسات شهری مانند ابنیه فنی، معابر، پلها و تونلها.به عنوان پیشران های کلیدی در تاب آوری کالبدی در شهر گرگان نقش دارند.
۶۶۶۵.

بررسی نحوه تأثیرپذیری رفتار شهروندان از مؤلفه تابش در فضاهای شهری (مورد مطالعه: میدان منیریه در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۴
آسایش حرارتی، شرایط ذهنی منحصربه فردی است که عوامل گوناگونی در آن دخیل هستند. رفتار نیز تمامی کنش ها و واکنش های فردی است که در راستای پاسخ گویی به یک نیاز صورت می گیرد. در میان عوامل مؤثر بر آسایش حرارتی، به صورت خاص تابش و میانگین دمای تابشی، تأثیر بسزای در درک آسایش حرارتی دارد و به نوعی مهم ترین مؤلفه در این ارتباط محسوب می شود. ازاین رو، در این پژوهش، تأکید بر این مؤلفه بوده است. در عین حال، نداشتن استرس گرمایی و یا سرمایی، باعث حضور افرادِ بیشتر و ماندن در فضا می شود. ازآنجاکه دست یابی به آسایش حرارتی که در ذهن هر فرد وجود دارد، امری است تقریباً ناممکن؛ با مطالعه رفتار افراد و همچنین محیط، نزدیک شدن به این موضوع ذهنی، امکان پذیر است. پژوهش پیش رو با هدف بررسی تأثیرپذیری رفتار از شدت تابش آفتاب در میدان منیریه تهران، در ابتدا با شناسایی معیارهای پژوهش در ارتباط با آسایش حرارتی، تابش آفتاب و رفتار، با پارادایمی اثبات گرا، به بررسی  موضوع  پرداخته است. روش مطالعه، به منظور مطالعه رفتار کاربران فضا، منطبق بر برداشت میدانی و از طریق مشاهده در سه روز و سه بازه زمانی تعیین شده در دی ماه و در سه موقعیت های انتخابی، توسط متخصصان، تمام شماری شده است. به منظور جمع آوری داده های اقلیمی، از داده های ایستگاه های هواشناسی استفاده و داده ها در نرم افزار ریمن، تحلیل شده است. براساس نتایج، زمانی که تابش به صورت مستقیم در فضا وجود دارد، مکث در فضا افزایش و رفتار نشستن و ایستادن بیشتری در فضا رخ می دهد. همچنین به هنگام وجود تابش مستقیم، رفتارها گروه های بیش از سه نفر و در قالب رفتارهای متنوع تری نظیر پرسه زنی، عکس گرفتن و... مشاهده شده است. بدین ترتیب به نظر می رسد در طراحی فضاهای شهری باید به نحوه بهره مندی فضا از متغیر تابش توجه نمود تا در فصول سرد نیز امکان حضور و سرزندگی در فضاهای شهری فراهم شود.
۶۶۶۶.

تحلیل اثرات اقتصادی شهرک های صنعتی بر مناطق پیرامونی (مطالعه موردی: شهرک صنعتی سلیمان صباحی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۷
مقدمه امروزه، صنعت به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی، نقش محوری در پیشرفت مناطق کمتر توسعه یافته ایفا می کند. این بخش به دلیل قابلیت جابه جایی و انطباق عوامل تولید با شرایط مختلف جغرافیایی، نسبت به بخش کشاورزی از انعطاف بیشتری برخوردار است. ارتباطات پیشین و پسین صنعت با سایر بخش های اقتصادی، آن را به ابزاری مؤثر برای ساماندهی منابع و تحقق توسعه پایدار تبدیل کرده است. فرایند صنعتی شدن از چنان نقش محوری ای برخوردار است که می توان دستاوردهای فناورانه سه قرن گذشته را عامل اساسی پیشرفت و رونق اقتصادی کشورهای توسعه یافته در عصر حاضر دانست. از این رو، صنعتی شدن به عنوان یک تصمیم تعیین کننده و نیازی اجتناب ناپذیر برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورها تلقی می شود. بر این اساس، بیشتر کشورها با برنامه ریزی و سیاست گذاری های هدفمند به سمت صنعتی شدن حرکت می کنند. یکی از این سیاست ها، احداث شهرک های صنعتی است که با هدف تجمیع فعالیت های تولیدی و صنعتی در یک محدوده جغرافیایی مشخص طراحی می شوند. این شهرک ها با جذب سرمایه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و توسعه صنایع خدماتی و پشتیبان، به تحقق اهداف اجتماعی اقتصادی کمک می کنند. با این حال، توسعه شهرک های صنعتی می تواند چالش هایی مانند آلودگی محیط زیست را نیز به همراه داشته باشد. در ایران، سابقه احداث شهرک های صنعتی به سال 1333 و تأسیس اولین شهرک صنعتی در کرج باز می گردد. شهرک صنعتی سلیمان صباحی آران و بیدگل (استان اصفهان) که در سال 1370 تأسیس شد، با میزبانی بیش از 500 واحد صنعتی، به ویژه در صنعت فرش ماشینی، به یکی از مراکز کلیدی صنعتی منطقه تبدیل شده است. اقتصاد آران و بیدگل به طور قابل توجهی به این شهرک وابسته است و حضور کارگران در آن، منبع اصلی درآمد و اشتغال منطقه را تشکیل می دهد. با وجود پژوهش های متعدد درباره نقش شهرک های صنعتی در توسعه اقتصادی ایران، تأثیرات اقتصادی شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر شهر آران و بیدگل تا کنون بررسی نشده است. این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف، به ارزیابی تأثیرات این شهرک بر شاخص های کلیدی توسعه اقتصادی، شامل ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و بهبود کیفیت زندگی می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که ایجاد و توسعه شهرک صنعتی سلیمان صباحی چه تأثیری بر شاخص های توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است؟ فرضیه پژوهش بر این است که این شهرک تأثیر مثبتی بر شاخص های توسعه اقتصادی منطقه داشته است. مواد و روش ها این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی با رویکرد کمی و کاربردی است. جامعه آماری شامل 92287 نفر از ساکنان شهر آران و بیدگل بود. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد و با استفاده از فرمول کوکران و خطای 5 درصد، حداقل حجم نمونه 383 نفر تعیین شد. برای اطمینان از کفایت داده ها، 440 پرسشنامه توزیع شد که پس از حذف 40 پرسشنامه ناقص یا غیر معتبر، 400 پرسشنامه معتبر (91 درصد نرخ پاسخ دهی) برای تحلیل انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته با 13 سؤال در مقیاس لیکرت پنج درجه ای بود که ابعاد اصلی شاخص اقتصادی مانند اشتغال و درآمد را پوشش می داد. سؤالات مثبت (11 سؤال) و منفی (2 سؤال شامل افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی) به صورت تصادفی در پرسشنامه قرار گرفتند تا از سوگیری پاسخ جلوگیری شود. سؤالات منفی برای تحلیل یکنواخت در نرم افزار SPSS ریکود شدند. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط پنج متخصص اقتصاد منطقه ای و روش تحقیق تأیید شد. پایایی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ (0/87) محاسبه شد که نشان دهنده پایایی بالای پرسشنامه است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. برای توصیف داده ها، از شاخص های آماری توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد) و برای آزمون فرضیات، از آزمون های T تک نمونه ای (مقایسه میانگین شاخص اقتصادی با مقدار مرجع 3)، فریدمن (رتبه بندی متغیرها) و T گروه های مستقل (مقایسه پاسخ های مردان و زنان) استفاده شد. سطح معناداری آزمون ها 0/05 بود و نرمال بودن داده ها با آزمون کولموگروف اسمیرنوف تأیید شد. همچنین، 13 متغیر کلیدی اقتصادی، از جمله ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، کاهش فقر، جذب سرمایه گذاری و تغییر کاربری اراضی، با تعاریف عملیاتی مشخص انتخاب شدند تا تأثیرات شهرک صنعتی به صورت جامع بررسی شود. یافته ها نتایج آزمون T تک نمونه ای نشان داد میانگین کل شاخص اقتصادی (3/50) به طور معناداری بالاتر از مقدار مرجع 3 است (p<0.05) و اندازه اثر کوهن (d=0.74) اثر بزرگ را تأیید کرد. این یافته نشان دهنده تأثیر مثبت و قابل توجه شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل است. بررسی میانگین متغیرهای شاخص اقتصادی نشان داد از 13 متغیر، تنها متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» میانگینی کمتر از مقدار مرجع (3) داشت. سایر متغیرها میانگین بالاتر از حد متوسط را نشان دادند. با این حال، افزایش قابل توجه میانگین دو متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» و «تغییر کاربری اراضی» که معمولاً به عنوان پیامدهای منفی توسعه اقتصادی تلقی می شوند، نشان دهنده چالش هایی در دسترسی به مسکن و پایداری محیط زیست در منطقه است. نتایج آزمون فریدمن نشان دهندهتفاوت معنادار در رتبه بندی متغیرها توسط پاسخ دهندگان بود. به بیان دیگر، پاسخ دهندگان اهمیت متفاوتی برای متغیرهای پژوهش قائل شدند. در این راستا متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» با میانگین رتبه 9/76 بالاترین اهمیت و متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» با میانگین رتبه 4/60 کمترین اهمیت را از دیدگاه پاسخ دهندگان داشت. نتایج آزمون T گروه های مستقل نشان داد تفاوت معناداری بین پاسخ های مردان (میانگین 3/54) و زنان (میانگین 3/44) وجود ندارد، که نشان دهنده تأثیر اندک جنسیت بر ادراک شاخص اقتصادی است.  نتیجه گیری یافته ها نشان داد شهرک صنعتی سلیمان صباحی تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است. این تأثیر به ویژه در متغیرهای ایجاد اشتغال، افزایش تولید و افزایش صادرات محصولات مشهود است. با این حال، متغیرهای افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی به عنوان چالش های اصلی شناسایی شدند که می توانند پایداری توسعه را تهدید کنند. برای تقویت اثرات مثبت و کاهش چالش ها، پیشنهاد می شود: 1) تنظیم مقررات برای کنترل سوداگری ملکی و تأمین مسکن ارزان قیمت، 2) نظارت دقیق بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی، و 3) استفاده از سیستم های بازچرخانی آب در واحدهای صنعتی برای مدیریت منابع آب در منطقه کویری. برای تحقیقات آتی، بررسی اثرات بلندمدت شهرک بر نابرابری درآمدی و پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی توصیه می شود. این پژوهش به دلیل تمرکز بر یک شهرک خاص، قابلیت تعمیم محدودی دارد و بررسی های بیشتر در سایر مناطق ضروری است.
۶۶۶۷.

فراتحلیل کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۸
مقدمه در دهه های اخیر، تنوع کاربری اراضی شهری به عنوان یکی از ارکان کلیدی پایداری شهری اهمیت یافته است، چرا که مدل های سنتی برنامه ریزی مبتنی بر تفکیک کاربری ها قادر به پاسخ گویی به پیچیدگی ها و نیازهای فضایی اجتماعی شهرهای معاصر نبوده اند، که این ناکارآمدی به صورت گسست های فضایی، تضعیف تعاملات اجتماعی و افزایش وابستگی به حمل ونقل موتوری بروز یافته است. در مقابل، توسعه مبتنی بر کاربری ترکیبی با تأکید بر هم زیستی عملکردهای گوناگون در یک بستر مشترک، امکان بهبود دسترسی پذیری و بهره وری فضایی را فراهم می آورد و می تواند مصرف انرژی را کاهش دهد و پیوندهای اجتماعی را تقویت کند و بهره وری زیرساخت ها را ارتقا دهد؛ ولی تحقق این رویکرد مستلزم تحلیل های دقیق و چندلایه از ساختارهای کالبدی، اجتماعی و اقتصادی شهر است، امری که بدون بهره گیری از فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی ممکن نیست. هوش مصنوعی با الگوریتم های یادگیری ماشین قادر است داده های مکانی و اجتماعی را به صورت هم زمان پردازش کرده و الگوهای پنهان و همبستگی های پیچیده را شناسایی کند، که این قابلیت به برنامه ریزی شهری مبتنی بر داده امکان می دهد تا ساختارهای هدفمند و انطباق پذیر برای کاربری ترکیبی طراحی کند و سیاست های شهری را به سوی تاب آوری و پایداری سوق دهد. افزون بر این، کاربری ترکیبی نه تنها یک راهکار کالبدی، بلکه ابزاری چندبعدی برای ارتقای تاب آوری اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی فضاهای شهری محسوب می شود که با تقویت اقتصاد منطقه ای و افزایش تعاملات اجتماعی، آسیب پذیری های شهری را کاهش می دهد؛ اما تحقق این چشم انداز نیازمند داده های دقیق مکانی، ابزارهای تحلیل پیشرفته و نهادینه سازی سازوکارهای مشارکتی مبتنی بر داده است که در بسیاری از شهرهای در حال توسعه با محدودیت هایی همچون ضعف زیرساخت های فنی و نهادی مواجه است. اگرچه فناوری های هوشمند پتانسیل بالایی در تحلیل پیچیدگی های فضایی دارند، استفاده عملی از آن ها در مقیاس های کلان محدود و کمتر به نیازهای زمینه ای پاسخ گو بوده است؛ از این رو، شکاف میان ظرفیت نظری فناوری و کاربرد عملی آن به تحول ساختاری در نظام های قانونی و مدیریتی نیاز دارد تا بتوان نظام تصمیم سازی هماهنگ، مشارکتی و آینده نگر را پایه گذاری کرد و الگوهای پایدار، منعطف و تاب آور کاربری زمین را طراحی و اجرا کرد. در نهایت، با توجه به چالش های جمعیتی و کالبدی شهر تهران و محدودیت های برنامه ریزی موجود، این پژوهش به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی با تمرکز بر ایجاد الگوهای داده محور، چندبعدی و انطباق پذیر می پردازد تا پاسخ گوی پیچیدگی های فضایی معاصر باشد. مواد و روش ها پژوهش حاضر با رویکرد فراتحلیل و مرور نظام مند به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در تحلیل ترکیب کاربری اراضی شهری می پردازد و از روش تحلیل مسیر برای بررسی تأثیر متغیرهای مستقل بر توسعه کاربری های ترکیبی استفاده کرده است. در بخش مرور نظام مند، با بهره گیری از نرم افزار PRISMA و طی فرایندی سه مرحله ای، ابتدا جست وجوی گسترده ای در پایگاه های معتبر اسکاپوس، اسپرینگر لینک، گوگل اسکالر و سمنتیک اسکالر انجام شده و ۲۱۰۷ مقاله شناسایی شد. پس از حذف مطالعات نامرتبط و کاهش تعداد مقالات به ۶۵۴، با استفاده از معیارهای دقیق تری بر اساس ورود و خروج، تعداد به ۱۸۷ و در نهایت، به ۶۵ مقاله با کیفیت رسید. داده ها با نرم افزار VOSviewer تحلیل و نقشه های بصری آن تهیه شدند. در بخش دوم، هفت مؤلفه کاربرد هوش مصنوعی به عنوان متغیرهای مستقل و پنج مؤلفه توسعه کاربری ترکیبی به عنوان متغیرهای وابسته تعیین شدند و تأثیرات آن ها توسط جامعه ای شامل ۹۶ خبره و متخصص با نمونه گیری هدفمند بررسی شد. مقیاس پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت پنج سطحی طراحی و تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS3) انجام گرفت. تحلیل مدل های اندازه گیری و ساختاری با نرم افزار SMARTPLS انجام شد که پایایی، روایی و معناداری مدل ها را تأیید کرد.  یافته ها یافته های توصیفی پژوهش نشان می دهد مطالعات مرتبط با کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهری بیشتر در سه حوزه تحلیل کاربری اراضی و تحلیل فضایی شهری، استراتژی های توسعه و مدیریت کاربری ترکیبی و تصمیم گیری های مرتبط با کاربری اراضی دسته بندی می شوند که به ترتیب شامل ۲۹، ۳۰ و ۷ مقاله هستند. از نظر توزیع جغرافیایی، چین با ۴۰ مقاله پیشرو بوده و پس از آن آمریکا، اروپا و ایران به ترتیب با ۱۲، ۹ و ۳ مقاله قرار دارند؛ این ترکیب نشان دهنده تمرکز علمی جهانی و همچنین، شکاف های موجود در کاربرد هوش مصنوعی در برنامه ریزی کاربری زمین است. روند زمانی مطالعات نیز حاکی از افزایش چشمگیر انتشارات از سال ۲۰۲۰ به بعد و اوج آن در سال ۲۰۲۴ است که این موضوع بیانگر توجه روزافزون جامعه علمی به فناوری های هوشمند در مواجهه با پیچیدگی های برنامه ریزی شهری است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها نیز تأکید می کند که رویکردهای یکپارچه هوش مصنوعی با مفاهیمی همچون برنامه ریزی پیشگیرانه، تغییرات جمعیتی و تحولات زیست محیطی پیوند خورده و نقش مهمی در ایجاد الگوهای پویا و انعطاف پذیری سیستم های شهری دارد. بررسی کاربرد تکنیک های هوش مصنوعی نشان می دهد روش هایی مانند یادگیری عمیق، الگوریتم های ژنتیک، یادگیری ترکیبی و تحلیل کلان داده در حوزه هایی نظیر طبقه بندی و پیش بینی کاربری زمین، شبیه سازی چیدمان فضایی و بهینه سازی تخصیص کاربری زمین کاربرد گسترده دارند. در تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری، متغیرهای پژوهش مشتمل بر هفت مؤلفه برای کاربرد هوش مصنوعی و پنج مؤلفه برای توسعه کاربری های ترکیبی شناسایی شدند و مدل اندازه گیری با بارهای عاملی بالاتر از 0/4، پایایی و روایی مطلوب تأیید شد. شاخص های برازش مدل ساختاری نیز حاکی از کیفیت بالای مدل است؛ معیار GoF برابر 0/739، R² معادل 0/716 و Q² برابر 0/506 نشان دهنده تبیین قوی و پیش بینی مناسب متغیر وابسته است. تمامی مسیرهای اثرگذاری میان متغیرهای مستقل و وابسته در سطح معناداری ۹۵ درصد تأیید شده اند که مهم ترین آن ها مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی (15/858=t)، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان (5/765= t) و هم افزایی الگوریتم های هوشمند (4/339= t) بوده اند؛ همچنین مسیر پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین (3/652= t)، کاربرد هوش مصنوعی (2/868= t)، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی (2/510= t)، تحلیل کلان داده و روندهای شهری (2/09= t) و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری (2/023= t) نیز به طور معنادار بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی تأثیرگذار شناخته شده اند که درمجموع اهمیت هوش مصنوعی را در بهبود کاربری های ترکیبی اراضی شهری به روشنی نشان می دهد. نتیجه گیری هوش مصنوعی با بهره گیری از تحلیل های عمیق و تلفیق داده های جغرافیایی، اجتماعی و محیط زیستی، ظرفیت های چشمگیری در درک و مدیریت پیچیدگی های کاربری های ترکیبی اراضی شهری ایجاد کرده است. مرور نظام مند پژوهش ها نشان می دهد کاربردهای هوش مصنوعی عمدتاً در سه حوزه تحلیل فضایی و کاربری اراضی، استراتژی های توسعه و تصمیم گیری برنامه ریزی شهری متمرکز شده و از سال ۲۰۲۰ رشد قابل توجهی داشته است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها، هوش مصنوعی را به عنوان عاملی تحول آفرین معرفی می کند که پیوند مفاهیم زیست محیطی، جمعیتی و برنامه ریزی پیشگیرانه را تسهیل کرده و گذار از مدل های سنتی به الگوهای پویا و آینده نگر را ممکن ساخته است. تکنیک های پیشرفته ای مانند یادگیری عمیق، یادگیری ماشین، الگوریتم های ژنتیک و مدل های عامل محور، با بهره گیری از داده های چندمنبعی شامل تصاویر ماهواره ای، داده های حمل ونقل و شبکه های اجتماعی، نقش مهمی در طبقه بندی، بهینه سازی و شبیه سازی کاربری زمین شهری ایفا کرده و انعطاف پذیری سیستم های شهری را در مواجهه با چالش های محیطی و اجتماعی افزایش داده اند. پژوهش ها بر اهمیت ابعاد اجتماعی فرهنگی، حکمرانی شفاف و عدالت الگوریتمی تأکید دارند و توسعه چارچوب های اخلاقی و همکاری های میان رشته ای را ضروری می دانند. همچنین، محدودیت های فناورانه مانند نیاز به منابع پردازشی بالا و چالش های داده ای، ضرورت استفاده از رایانش ابری و یادگیری فدرال را برجسته می کند. تحلیل معادلات ساختاری نشان داد تمامی مسیرهای اثرگذاری هوش مصنوعی بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران در سطح اطمینان معنادار هستند؛ مهم ترین مؤلفه ها شامل مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان و هم افزایی الگوریتم های هوشمند هستند. دیگر مسیرهای معنادار شامل پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین، کاربرد هوش مصنوعی، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی، تحلیل کلان داده و روندهای شهری و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری نیز در مدل تأیید شده اند. در مجموع، هوش مصنوعی با فراهم آوردن بستری کارآمد برای مدل سازی، پیش بینی، مشارکت پذیری و بهینه سازی، به ارتقای کیفیت تصمیم گیری و تحقق توسعه پایدار کاربری های ترکیبی در تهران کمک شایانی می کند، هرچند نیاز به توسعه زیرساخت های فنی، تضمین عدالت الگوریتمی و همکاری های میان رشته ای در پژوهش های آینده حیاتی است.
۶۶۶۸.

ارائه مدل کارآمد مدیریت طراحی در نواحی شهری تهران با رویکرد ارتقای بهره وری در دفاتر معماری و شهرسازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۲
مدل سازی مدیریت طراحی مبتنی بر بهره وری در دفاتر معماری و شهرسازی، به عنوان یک رویکرد نوین، به شناسایی و تحلیل عوامل کلیدی مؤثر بر عملکرد پروژه ها می پردازد. این مدل با هدف بهبود کارایی و کیفیت طراحی، به دفاتر معماری و شهرسازی کمک می کند تا منابع خود را بهینه سازی کرده و فرآیندهای طراحی را تسریع بخشند. با استفاده از این مدل، دفاتر معماری و شهرسازی می توانند به نتایج بهتری در پروژه های خود دست یابند و در بازار رقابتی امروز موفق تر عمل کنند. در این راستا، این مقاله کوشیده است با روش ساختاری-تفسیری، عوامل موثر بر مدیریت طراحی در نواحی شهری تهران با رویکرد ارتقای بهره وری در دفاتر معماری و شهرسازی را بازشناسی و خوشه بندی کند. روش انجام پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی است. به منظور شناسایی عوامل، از روش تحلیل محتوا استفاده شد. ابزار جمع آوری داده ها به صورت مصاحبه و پرسشنامه دوبه دویی می باشد. روابط بین عوامل موثر بر مدیریت طراحی در نواحی شهری تهران با رویکرد ارتقای بهره وری در دفاتر معماری و شهرسازی با استفاده از یک متدولوژی تحلیلی نوین تحت عنوان مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) و تحلیل میک مک تعیین و به صورت یکپارچه مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد تخصیص بهینه منابع انسانی با میزان قدرت نفوذ 13، آموزش و توسعه مهارت ها با قدرت نفوذ 12 و بهینه سازی فرآیندهای طراحی با قدرت نفوذ 10 به عنوان عوامل اصلی در شکل گیری مدل کارآمد مدیریت طراحی در نواحی شهری تهران با رویکرد ارتقای بهره وری در دفاتر معماری و شهرسازی همانند سنگ زیربنای مدل عمل می کند و برای ارتقای جایگاه این مدیریت در دفاتر معماری و شهرسازی منتخب تهران با رویکرد ارتقای بهره وری باید در وهله ی اول روی آن ها تأکید کرد.
۶۶۶۹.

نسبت فضای شهری با جُرم و آسیب های اجتماعی با تأکید بر رفتار پر خطر خودکشی (نمونه مورد مطالعه: شهر نورآباد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۱
شهرنشینی به همراه تحولات پیچیده آن سبب گسترش انواع بی نظمی ها و آسیب های اجتماعی شده است. خودکشی رفتاری پرخطر و آسیبی اجتماعی است که در پایگاه اجتماعی و فرهنگی طبقات مختلف جامعه نفوذ کرده و پیامدهای ناگواری را برای جوامع به همراه داشته است. شهر نورآباد به دلیل مشکلاتی مانند بیکاری، اعتیاد، روحیه سنت گرایی، کمبود امکانات و خدمات و فقر اقتصادی- اجتماعی از رفتار پر خطر خودکشی رنج می برد. هدف پژوهش حاضر، بررسی علل و عوامل مؤثر بر خودکشی در شهر نورآباد لرستان است. روش تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. نمونه آماری مورد پژوهش 270 نفر از شهروندان شهر نورآباد می باشند که به صورت تصادفی ساده با استفاده از نرم افزار Sample Power محاسبه شده است. برای جمع آوری داده ها از روش اسنادی – میدانی و برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزارهای آماری AMOS24, SPSS26 استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون T تک نمونه ای بیانگر معنادار بودن ارتباط شاخص های پژوهش با رفتار پر خطر خودکشی در محدوده مورد مطالعه است. همچنین یافته های تحلیل مسیر، نشان داد که بعُد اقتصادی با مقدار بتای (76/0=β)، بیش ترین بار عاملی را در گرایش به خودکشی به خود اختصاص داده است و پس از آن مشخص گردید که متغیرهای خانوادگی با بتای (72/0=β)، متغیرهای فردی و روانی با بتای (73/0=β) و متغیرهای اجتماعی- فرهنگی با بتای (69/0=β)، بیش ترین عوامل اثر گذار خودکشی در شهر نورآباد می باشند. در نهایت یافته های مدل ساختاری پژوهش نشان داد که نماگرهای فضای شهری مانند زندگی کردن در محلات جرم خیز، نداشتن مسکن مناسب برای زندگی، کمبود امکانات و خدمات تفریحی، بیکاری زیاد، تراکم جمعیت و مدرنیته، حکمروایی نامناسب شهری، استرس زیاد زندگی شهری و کمبود فضاهای سبز هر کدام به ترتیب با وزن های کوواریانسی (32/0)، (28/0)، (27/0)، (23/0)، (22/0)، (19/0)، (12/0)، (7/0) بر روی رفتار پر خطر خودکشی اثر گذارند.
۶۶۷۰.

تحلیل موانع توسعهه پایدار در شهرهای کوچک: مطالعه موردی بوکان با استفاده از رویکرد دلفی فازی و آنتروپی شانون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۶۷
مقدمه تحلیل موانع توسعه پایدار در شهرهای کوچک، به ویژه شهرستان بوکان، یکی از چالش های اساسی در راستای تحقق اهداف توسعه پایدار (SDGs) به شمار می آید. با توجه به اهمیت توسعه پایدار در بهبود کیفیت زندگی شهروندان و حفظ منابع طبیعی، شناسایی موانع موجود در این مسیر ضروری به نظر می رسد. شهرستان بوکان به عنوان یک شهر کوچک، با چالش های متعددی در زمینه توسعه پایدار مواجه است که به بررسی دقیق و علمی نیاز دارد. این شهرستان با ویژگی های خاص جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی، نیازمند رویکردهای جدید و نوآورانه برای تحقق اهداف توسعه پایدار است. به همین دلیل، شناسایی موانع و چالش های موجود در این زمینه می تواند به بهبود سیاست های اقتصادی و اجتماعی کمک کند و به درک بهتری از وضعیت کنونی و نیازهای آینده شهرستان منجر شود. مواد و روش ها پژوهش حاضر بر مبنای هدف مطالعه، از نوع پژوهش های کاربردی است که نتایج آن برای توسعه اقتصادی کشور قابل استفاده است. جامعه آماری مطالعه شامل متخصصان حوزه توسعه منطقه ای بود که دارای تجربه عملی و پژوهشی مرتبط با توسعه شهرهای کوچک بوده و حداقل مدرک دکتری در رشته های مرتبط را داشتند. انتخاب این افراد بر اساس روش نمونه گیری هدفمند و با توجه به سابقه پژوهشی، تجربه حرفه ای، و مشارکت در پروژه های توسعه منطقه ای انجام شد تا اطمینان حاصل شود که نظرات ارائه شده از سوی خبرگان معتبر و تخصصی است. در این پژوهش، حجم نمونه ۱۵ نفر از کارشناسان خبره انتخاب شد. در این پژوهش ابتدا موانع توسعه شهرهای کوچک بر اساس مبانی نظری استخراج شد. سپس، برای تأیید و اولویت بندی این عوامل از تکنیک دلفی فازی بهره گرفته شد. در این فرایند، مؤلفه های شناسایی شده در قالب پرسشنامه برای کارشناسان ارسال شد. پس از تکمیل و جمع آوری پاسخ ها در دور اول، نتایج تحلیل شده و به صورت خلاصه به همراه بازخورد به کارشناسان ارسال شد تا پس از بررسی مجدد، نظرات اصلاحی خود را ارائه دهند. پس از جمع آوری و تحلیل نظرات دور دوم، اختلاف میانگین نظرات کارشناسان مورد بررسی قرار گرفت. در صورتی که اختلاف کمتر از 0/1 باشد، اجماع حاصل شده و فرایند دلفی فازی به پایان می رسد. در ادامه، مراحل انجام و نتایج دلفی فازی مربوط به مؤلفه های موانع توسعه شهرهای کوچک ارائه شده است. یافته ها این پژوهش به تحلیل موانع توسعه پایدار در شهرستان بوکان با استفاده از رویکرد دلفی فازی و آنتروپی شانون پرداخته است. در مرحله اول، 15 متخصص و کارشناس حوزه توسعه منطقه ای به صورت هدفمند انتخاب شدند که اکثریت آن ها دارای مدرک دکتری و سابقه کاری بین 4 تا 17 سال بودند. این ترکیب تخصصی و تجربی، امکان تحلیل جامع موانع توسعه شهری را فراهم کرد. در مرحله اول نظرسنجی، چالش های عمده توسعه شهری شناسایی و میانگین های فازی زدایی شده برای هر مؤلفه محاسبه شد. نتایج نشان داد کمبود زیرساخت های حمل ونقل و ترافیک با میانگین فازی زدایی شده 0/910 به عنوان یکی از چالش های اصلی شناسایی شده است. همچنین، «عدم تأمین منابع مالی کافی برای پروژه های شهری» و «ضعف در مدیریت شهری و برنامه ریزی شهری» با میانگین های مشابه (0/790) در رده های بعدی قرار گرفتند. دیگر چالش های مهم شامل «عدم مشارکت فعال شهروندان» (0/800) و «کمبود فضاهای سبز» (0/650) بودند که نشان دهنده نیاز به توجه به مسائل زیست محیطی و مشارکت عمومی در مدیریت شهری است. در مرحله دوم نظرسنجی، میانگین های فازی زدایی شده دوباره محاسبه و مقایسه شدند. نتایج نشان داد تفاوت میانگین ها در همه مؤلفه ها کمتر از 0/1 بود، که به اجماع کارشناسان در مورد موانع و مشکلات توسعه شهرستان بوکان اشاره دارد. نتایج نهایی از روش آنتروپی شانون نشان داد «کمبود فضاهای سبز و پارک های عمومی» با ضریب اهمیت 0/380 به عنوان مهم ترین چالش در توسعه پایدار شناخته شده است. پس از آن، «عدم تأمین منابع مالی کافی» و «ضعف در مدیریت شهری» با ضریب اهمیت 0/320 به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. به طور کلی، این یافته ها نشان دهنده نیاز به یک رویکرد جامع و هماهنگ در برنامه ریزی و اجرای پروژه های توسعه شهری است که می تواند به بهبود کیفیت زندگی شهروندان و پایداری شهری منجر شود. برای بهبود وضعیت توسعه پایدار در شهرستان بوکان، توجه ویژه ای باید به توسعه فضاهای سبز، تأمین منابع مالی، ارتقای مدیریت شهری و بهبود زیرساخت های حمل ونقل معطوف شود. نتیجه گیری تمرکز و اولویت بندی مؤلفه های شناسایی شده در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های آینده می تواند نقش مؤثری در ارتقای کیفیت زندگی شهروندان و تحقق اهداف توسعه پایدار ایفا کند. با توجه به یافته های پژوهش، مشخص شده است که برخی از چالش ها و موانع توسعه پایدار در شهرستان بوکان به طور خاص نیازمند توجه و اقدام فوری هستند. به عنوان مثال، کمبود زیرساخت های حمل ونقل و ترافیک، عدم تأمین منابع مالی کافی برای پروژه های شهری و ضعف در مدیریت و برنامه ریزی شهری، از جمله مهم ترین عواملی هستند که باید در اولویت قرار گیرند. اهمیت این مؤلفه ها نه تنها به دلیل تأثیر مستقیم آن ها بر کیفیت زندگی شهروندان، بلکه به دلیل ارتباط آن ها با سایر ابعاد توسعه پایدار نیز قابل توجه است. برای مثال، بهبود زیرساخت های حمل ونقل می تواند به تسهیل دسترسی به خدمات عمومی و کاهش آلودگی کمک کند، در حالی که تأمین منابع مالی مناسب برای پروژه های شهری می تواند به اجرای مؤثرتر طرح های توسعه ای منجر شود. علاوه بر این، در شرایطی که مشاغل پایدار به عنوان یکی از شاخص های کلیدی توسعه پایدار شناخته می شوند، اولویت بندی کلی نشان می دهد توجه به چالش های کلیدی و پرتأثیر می تواند راهکارهای مؤثرتری برای توسعه پایدار ارائه دهد؛ به این معنا که اگر برنامه ریزان و مسئولان شهری بتوانند روی چالش های اصلی تمرکز کنند، می توانند نتایج بهتری را در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی به دست آورند. بنابراین، پیشنهاد می شود که مسئولان و برنامه ریزان شهری با بهره گیری از نتایج این پژوهش، منابع و اقدامات خود را به سمت رفع این مسائل متمرکز کنند تا زمینه رشد و توسعه پایدار در شهرستان بوکان فراهم شود. این امر مستلزم همکاری نزدیک بین نهادهای دولتی، بخش خصوصی و جامعه محلی است تا یک رویکرد جامع و هماهنگ در مدیریت شهری و توسعه منطقه ای ایجاد شود. در نهایت، این پژوهش می تواند به عنوان یک مدل برای سایر شهرهای کوچک که با چالش های مشابهی روبه رو هستند، مورد استفاده قرار گیرد و به توسعه پایدار در سطح ملی کمک کند. با توجه به تنوع چالش ها و نیازهای مختلف در شهرهای کوچک، نتایج این مطالعه می تواند به عنوان یک راهنمای عملی برای سیاست گذاران و برنامه ریزان در طراحی و اجرای پروژه های توسعه ای مؤثر و پایدار در سایر مناطق نیز به کار گرفته شود. این رویکرد می تواند به بهبود کیفیت زندگی شهروندان و تحقق اهداف توسعه پایدار در مقیاس وسیع تر منجر شود.
۶۶۷۱.

شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی مؤثر بر ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله (مطالعه موردی: کلان شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۶
با توجه به اینکه نمی توان از وقوع زلزله جلوگیری کرد و یا زمان وقوع آن قابل پیش بینی نیست اما می توان با کمک علم آینده پژوهی به آمادگی در برابر زلزله پرداخت و راهکار هایی برای مقابله و یا کاهش آسیب پذیری آن ارائه داد این راهکار ها باعث افزایش ابتکارات و ایده هایی جهت مقاوم سازی و تاب آ وری شهر در برابر زلزله خواهد شد. در این راستا پژوهش حاضر، با بهره گیری از رویکرد آینده پژوهی به شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر و بررسی میزان و چگونگی تأثیرگذاری این عوامل بر یکدیگر و بر ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله در کلان شهر کرمانشاه می پردازد. پژوهش حاضر با بهره گیری از تکنیک تحلیل اثرات متقاطع که یکی از روش های متداول و مورد پذیرش آینده پژوهی است و با استفاده از نرم افزار میک مک به تحلیل متغیرهای تاب آوری کالبدی در کلان شهر کرمانشاه پرداخته است. بدین منظور ابتدا با مطالعه اسناد فرادست تمامی عوامل مؤثر بر تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت و با استفاده از روش دلفی 20 متغیر به عنوان متغیرهای اولیه اثرگذار بر ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله استخراج شدند، در ادامه تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل اثرات متقابل/ساختاری به وسیله نرم افزار Micmac صورت گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که کلان شهر کرمانشاه با توجه به پراکندگی متغیرها دارای سیستمی ناپایدار است و در صفحه پراکندگی پنج دسته (متغیرهای تأثیرگذار، دووجهی، تنظیمی، تأثیرپذیر و مستقل) قابل شناسایی هستند. در نهایت از میان 20 متغیر شناسایی شده، پس از بررسی میزان و چگونگی تأثیرگذاری این متغیرها بر هم دیگر و بر وضعیت آینده تاب آوری کالبدی کلان شهر کرمانشاه با روش های مستقیم و غیرمستقیم، به ترتیب 7 عامل کلیدی: تراکم ساختمانی؛ فاصله از گسل؛ تراکم جمعیت؛ توپوگرافی؛ دسترسی به معابر اصلی؛ کیفیت ابنیه و بازسازی و بهسازی ساختمان های ناپایدار، که بیشترین نقش را در ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله در کلان شهر کرمانشاه دارند، انتخاب شدند. در ادامه با توجه به این پیشران های کلیدی پیشنهادهایی ارائه شده است
۶۶۷۲.

تعیین مهم ترین متغیرهای مؤثر بر شیوع ویروس کرونا با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تحلیل آنتروپی شانون (مطالعه موردی: شهر نور)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۵
یکی از مهمترین مخاطرات محیط شهری در دهه اخیر ویروس کرونا بوده است.استان مازندران و بویژه شهرهای ساحلی چون شهرنور با توجه به موقعیت جغرافیایی و گردشگری، از مناطق پرخطر کشور بوده اند هدف از این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر شیوع ویروس کرونا در شهر ساحلی نور می باشد،. این پژوهش از بعد هدف کاربردی و از بعد ماهیت توصیفی-تحلیلی که اطلاعات با استفاده از روشهای کتابخانه ای و میدانی و ابزاری چون پرسشنامه جمع آوری گردید. جامعه هدف کارشناسان و شهروندان بوده که حجم جامعه آماری 785 نفر بوده اند که تست PCR خود را طی سال های 1399 تا1400 ثبت نمودند.داده های حاصله با استفاده از روش آنتروپی شانون و سیستم اطلاعات جغرافیایی تجزیه و تحلیل صورت گرفته است. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد مربوط به خیابان نیما (25%)، مشیر (10%) و بهشتی (9%) بوده اند که حدود 44 درصد از مبتلایان را به خود اختصاص داده بودند. بیشترین آمار مبتلایان در گروه سنی میانسال (30-59 سال) (65%) و سالمندان (<60 سال) (15%) و کمترین را گروه سنی مربوط به کودکان (0 تا 5 سال) (1%) به خود اختصاص داده بود. تعداد مبتلایان ساکن در آپارتمان ها 59% و خانه های ویلایی 41% بوده اند. همچنین از نظر زمانی بیشترین مبتلایان بترتیب در ماه های سرد سال ( دی با16% و بهمن با13%) و ماه های پیک گردشگر شامل فروردین (13%)، تیر (11%) و مرداد (11%) بوده است. انتشار ویروس کرونا بر اساس فراوانی بیمار در خیابان های شهر نور نشان داد که خیابان نیما با تعداد مبتلایان بین 160-200 بیمار بیشترین آمار را به خود اختصاص داده است. خیابان های مشیر، طالقانی، بهشتی، حافظ، امام خمینی با تعداد مبتلایان بین 41-80 بیمار و خیابان تهران، شهدای گمنام، امام رضا، آزادی و سعدی با تعداد 6-40 بیمار در رتبه های بعدی قرار گرفتند. نتابج نشان داد که گسترش ویروس کرونا در مناطق با جمعیت بیشتر افزایش یافت. طبق نظر کارشناسان نتیجه پژوهش نشان می دهدکه متغیرهای مراکز بهداشتی، آگاهی عمومی شهروندان، پراکندگی جمعیت، رعایت اصول بهداشتی و ماه های سال به ترتیب بیشترین امتیاز را در انتشار ویروس کرونا به خود اختصاص داده است.
۶۶۷۳.

بازنمایی قابلیت های محیطی براساس فرایند ادراک با تاکید بر فرهنگ ( نمونه های موردی: محله دوچی و یاغچیان شهر تبریز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۵
محله ها همواره به عنوان یکی از ارکان سازمان فضایی بافت های شهری و واحدی کالبدی- اجتماعی ایفای نقش داشته اند. بدون تردید محله به عنوان یک مکان تحت تأثیر ابعاد مختلف فرهنگی قابلیت تولید بستر مناسب برای زندگی مردم بوده است که در سایه مداخلات مبتنی بر الگوهای مدرن از مفهوم و قابلیت واقعی خود فاصله گرفته و از پاسخدهی متناسب با هنجارهای جامعه دور گشته است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر ابعاد مختلف فرهنگی محله بر ابعاد قابلیت های محله و بازتاب آن در محلات تاریخی و جدید برای ساخت یک مکان مطلوب و مناسب می باشد. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای – اسنادی و بررسی های میدانی، ابزار پرسشنامه هست. به منظور تحلیل اطلاعات تکنیک سلسله مراتبی با استفاده از نرم افزار export choice بکار برده شده است. طبق یافته های تحقیق بعد فرهنگی در محله دو چی با میانگین (0.667) بیشترین امتیاز و در مقایسه با محله یاغچیان با میانگین (0.333) کسب کرده است. قابلیت های محیطی در دو محله، قابلیت فیزیکی در محله دوچی امتیاز (0.471) و در محله یاغچیان امتیاز (0.529)، قابلیت اجتماعی در محله دوچی امتیاز (0.612) و در محله یاغچیان امتیاز (0.389)، قابلیت معنایی در محله دوچی امتیاز (0.774) و در محله یاغچیان امتیاز (0.226) کسب کرده اند. یافته های تحقیق نشانگر اختلاف قابل ملاحظه در قابلیت معنایی محله دوچی نسبت به محله یاغچیان است. که با توجه به ارتباطی متناظر بین ابعاد مختلف فرهنگی با ابعاد قابلیت های محیطی در محلات تاریخی بعد معنایی فرهنگ بیشترین تأثیر را در قابلیت معنایی محله داشته است. با توجه به تأثیر بیشتر بعد معنایی در محلات تاریخی بر فرهنگ محله می توان بیان کرد فرهنگ، به عنوان مجموعه دستاوردهای معنوی یک جامعه بر معماری و فضای محله تأثیر گذاشته و در ارتقای قابلیت معنایی محله بیشترین تأثیر را داشته است.
۶۶۷۴.

نقش روانشناسی محیطی در ارتقاء زیست پذیری بافت های فرسوده شهری نمونه مورد مطالعه: بافت فرسوده شهر رفسنجان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۰
روانشناسی محیطی به عنوان شاخه ای از روانشناسی و زیرمجموعه علوم رفتاری، به مطالعه رفتارهای انسانی در رابطه با سکونتگاه فرسوده شهری یا محیط کالبدی و ظرفیت و نیازهای محیطی و ارتباط دوسویه بین انسان و محیط می پردازد. از آنجایی که بافت های فرسوده با مشکلات اقتصادی، کالبدی، زیست محیطی و غیره مواجه اند، توجه به مقوله زیست پذیری و استانداردهای آن در کاهش مشکلات فوق و ارتقاء کیفیت زندگی و کارآمدی مدیریت شهری مؤثر است. پژوهش حاضر با هدف نقش روانشناسی محیطی در ارتقاء زیست پذیری فضاهای شهری شهر رفسنجان تدوین شده است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و از لحاظ هدف، کاربردی است. پرسشنامه تدوین شده میان 80 نفر به صورت تصادفی ساده توزیع گردید و چهار عامل از عوامل مؤثر بر زیست پذیری شهر رفسنجان مورد بررسی قرار گرفتند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش دیمتل استفاده شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد عواملی که وضعیت بهتری در محدوده بافت فرسوده شهر رفسنجان دارند، از اهمیت بیشتری برخوردارند. بدین ترتیب با توجه به نتایج پژوهش، در این تحقیق، شاخص های وضعیت تمایل ساکنان به سکونت در بافت، وضعیت سطح فساد اجتماعی در بافت های فرسوده، وضعیت حس تعلق به مکان، وضعیت رضایت ساکنان از امکانات و تسهیلات بافت فرسوده، وضعیت صرفه و ارزش اقتصادی بافت، وضعیت دسترسی به خدمات عمومی و زیرساخت های شهری، فرصت های درآمدزایی از طریق جاذبه های گردشگری، تمایل بخش خصوصی به سرمایه گذاری در بافت، وضعیت کیفیت هوا، خانوارهای برخوردار از سیستم فاضلاب استاندارد، کیفیت جمع آوری آب های سطحی، آرامش و فقدان آلودگی صوتی، وضعیت فشردگی و ریزدانگی ساختمان ها در بافت، وضعیت تراکم جمعیت در بافت های فرسوده و نفوذپذیری، بیشترین تأثیرپذیری را در ارتقاء زیست پذیری بافت فرسوده دارند.
۶۶۷۵.

ارزیابی و تحلیل وضعیت ایمنی و امنیت در حمل و نقل عمومی شهر شیراز با تأکید بر امنیت زنان (مطالعه موردی: کاربران مترو در ایستگاه نمازی شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۵
مسائل ایمنی و امنیت در حمل و نقل شهری برای چندین دهه مورد توجه برنامه ریزان حمل و نقل بوده است. اعتقاد بر این است که ادراکات ایمنی شخصی تأثیر قابل توجهی بر مسافران حمل و نقل عمومی دارد. از این رو هدف اصلی این پژوهش بررسی سطح ایمنی و امنیت ایستگاه متروی نمازی شیراز از دیدگاه کاربران آن است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت و روش، توصیفی از نوع پیمایشی است. اطلاعات ﻣﻮرد ﻧیﺎز ﺑﺮ اﺳﺎس روش های اﺳﻨﺎدی و ﻣیﺪاﻧی(ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ) ﺗﻬیﻪ ﺷﺪه است. جامعه آماری تحقیق، کاربران ایستگاه مترو نمازی شهرشیراز در سال 1402 است. محاسبه حجم نمونه طبق فرمول کوکران معادل 384 نفر برآورد گردید و برای توزیع پرسشنامه از شیوه تصادفی ساده استفاده شده است. داده های ﮔﺮدآوری ﺷﺪه با روش های آﻣﺎر ﺗﻮﺻیﻔی و اﺳﺘﻨﺒﺎﻃی ﻣﻮرد تجزیه و تحلیل ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪاﻧﺪ. نتایج نشان داد سطح امنیت در ایستگاه متروی نمازی شیراز از نظر کاربران آن باضریب 68/3 بالاتر از حدمتوسط است. سطح امنیت زنان با ضریب 63/3 بالاتر از حدمتوسط قرار دارد اگرچه نسبت به سطح امنیت مردان با ضریب 73/3 در سطح کم تری قرار دارد، اما این تفاوت از لحاظ آماری معنادار نبود. از بین شاخص های امنیت، آزار و اذیت کلامی یا توهین باضریب 36/3 بدترین وضعیت را از نظر کاربران زن در ایستگاه متروی نمازی شهر شیراز دارد. همچنین نتایج دیگر پژوهش نشان داد ویژگی های روانشناختی کاربران، ویژگی های محیطی ایستگاه و ویژگی های فردی کاربران به ترتیب با ضرایب 56/0، 41/0 و 40/0 بیشترین تأثیر را بر ادراک امنیت کاربران از ایستگاه متروی نمازی شیراز داشتند.
۶۶۷۶.

شناسایی و اولویت بندی شاخص های فضایی- کالبدی مؤثر بر امنیت در فضاهای شهری (مطالعه موردی: کوی گلستان سبزوار)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۹
امنیت به عنوان یکی از نیازهای اساسی انسانی تأثیر بسزایی بر کیفیت زندگی اجتماعی فضاهای شهری، فلذا کیفیت زندگی شهروندان دارد. محله گلستان و اهالی غربتی ساکن آن به عنوان یکی از محلات اقلیت نشین و در عین حال تاریخی شهر سبزوار چند سالی است که به دنبال راهی برای خروج از بن بست جدایی گزینی خود هستند که بر طبق مطالعات احساس امنیت یکی از ملزومات این مهم است و این درحالیست که محله مذکور با قرارگیری در بافت فرسوده تاریخی شهر و به واسطه فرسودگی های کالبدی و کارکردی با چالش های عدیده ای در ابعاد فضایی- کالبدی امنیت مواجه است. هدف پژوهش شناسایی مهمترین شاخص ها و معیارهای فضایی-کالبدی مؤثر بر احساس امنیت، از طریق مطالعه میدانی و اولویت بندی شاخص ها و معیارهای (محورها) فضایی- کالبدی محله مذکور مؤثر بر امنیت در راستای ایجاد زمینه مناسب جهت هرگونه برنامه ریزی و اقدام مؤثر در این خصوص می باشد. پس از مرور ابعاد و شاخص های فضایی- کالبدی فضاهای شهری مؤثر بر احساس امنیت در ادبیات پژوهش مبتنی بر نظریه پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی، مطالعه میدانی مبتنی بر روش تحلیل سلسله مراتبی به کمک ابزار پرسشنامه در بین 30 نفر از خبرگان آشنا با محدوده انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد که ویژگی های فضایی-کالبدی کوی مؤثر بر احساس امنیت آن در قالب 19 شاخص و 6 معیار (محور) اصلی قابل شناسایی است که به ترتیب شاخص های هندسه معابر، درجه (عرض) معابر، و نظام بلوک بندی به عنوان سه شاخص مهم نخست، و معیارهای نفوذ پذیری کالبدی، حضورپذیری و نفوذپذیر بصری به ترتیب سه معیار مهم و نخست فضایی-کالبدی محله مؤثر بر وضعیت امنیت آن می باشند.
۶۶۷۷.

شناسایی و تحلیل نقاط ضعف ساختار نظارتی مناقصه های پروژه های زیرساختی و عمرانی (مطالعه موردی: شهرداری شیراز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۷۰
تحقیق حاضر با هدف شناسایی نقاط ضعف ساختار نظارتی در مناقصه های پروژه های زیرساخت های عمرانی با استفاده از روش های ترکیبی دلفی فازی و تحلیل سلسله مراتبی فازی (مطالعه موردی:شهرداری شیراز) طراحی و اجرا گردید. شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند و در دسترس خواهد بود. بدین صورت که از بین خبرگانی که در دسترس می باشند، بعنوان نمونه انتخاب خواهند شد. روش دلفی جهت استخراج و یا غربالگری شاخص های مساله تصمیم گیری استفاده گردید.بنا بر تجربیات و نظرات نویسندگان، تعداد افرادی که در پانل دلفی قرار می گیرند معمولا بین ١٠ تا ١٥ نفر هستند اما با توجه به ضریب اهمیت موضوع، این تعداد را به 35 نفر افزایش دادیم.داده ها پس از دو راند فازی زدایی تجزیه و تحلیل صورت پذیرفت .نتایج مربوط به آلفای کرونباخ نشان داد که میزان پایایی 916/0 محاسبه گردید که نشان دهنده اعتبار و همبستگی درونی عالی گویه ها می باشد. با توجه به مولفه های استخراجی، 5 عامل مهم استخراج گردید که شامل :1- قانونگرایی 2- شفافیت 3- استقرار و توسعه سامانه های الکترونیک و فناوری های نوین 4- نظام نظارت و کنترل داخلی 5- شایسته سالاری می باشد. با توجه به مولفه های استخراج شده 27 سوال طراحی گردید که جهت اعمال نظر درروش دلفی فازی در قالب دو راند بررسی گردید، گویه شایسته سالاری و از مولفه های مربوطه این گویه، مولفه های زمینه سازی جذب و نگهداری نیروهای متعهد و متخصص به عنوان مهمترین و در پنل رتبه بندی به عنوان اولویت اول مشخص گردید.
۶۶۷۸.

ارزیابی و پهنه بندی فضاهای بی دفاع شهری منطقه یک تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۸
فضاهای بی دفاع شهری از مهمترین عواملی هستند که با ایجاد فرصت های بروز رفتارهای بزهکارانه در بافت های شهری، امنیت روانی و اجتماعی شهروندان را به مخاطره می اندازند و به دلیل ویژگی های کالبدی و اجتماعی نامطلوب، کیفیت و چگونگی رفتار، حضور و زندگی شهروندان در محیط شهر را تحت تأثیر قرار می دهند. این پژوهش درپی ارزیابی و پهنه بندی فضاهای بی دفاع شهری منطقه یک تبریز بوده و به لحاظ کارکرد، بنیادی و به لحاظ هدف، اکتشافی و کاربردی و بر مبنای داده های اسنادی و میدانی و ترکیبی از مطالعات کمی و کیفی می باشد. جامعه آماری، فضای کالبدی محلات منطقه یک شهر تبریز بوده و داده های به دست آمده توسط مولفه های موثر در ایجاد فضاهای بی دفاع به کمک نرم افزارهای سیستم اطلاعات جغرافیایی تجزیه و تحلیل شده و با استفاده از روش های وزن دهی، همپوشانی نهایی لایه ها برای پهنه بندی محلات از نظر وجود فضاهای بی دفاع انجام شده است. یافته ها نشان می دهد محلات ولیعصر و گلکار به ترتیب دارای کمترین فضاهای بی دفاع و مالازینال، سیلاب قوشخانه، پل سنگی، یوسف آباد و ایده لو به ترتیب بی دفاع ترین نقاط می باشند و با پیشروی از نواحی شرقی به سمت مرزهای غربی منطقه و با کاهش کیفیت محلات، فضاهای بی دفاع افزایش یافته و آسیب پذیری های اجتماعی-کالبدی بیشتر می شود، بنابراین نورپردازی و روشنایی نامناسب، زمین های بایر و مخروبه، پوشش گیاهی و فضاهای سبز متراکم، معابر بن بست، کم عرض و معابر ال و یو شکل از مهم ترین متغیرهای موثر در ایجاد فضاهای بی دفاع شهری هستند، در چنین شرایطی ضعف نظارت و رویت پذیری، خلوتی و تاریکی، کیفیت نامناسب فضاها و آشفتگی و فرسودگی بافت ها منجر به کاهش امنیت اجتماعی می شود.
۶۶۷۹.

آینده نگاری چارچوب مفهومی بازآفرینی بافت های فرسوده بر مبنای خوانش ادراکی شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۷
محله های مرکز شهر قدیمی از غنای فرهنگی بالای برخوردارند ولی در زمان حال با مشکلی به نام بافت فرسوده روبرو می باشند. بازآفرینی شهری تجدید حیات شهری، نوسازی شهری و رنسانس شهری نیز نامیده می شود که در زمینه سیاست های عمومی، این نام ها اشاره به مسائلی از قبیل رکود اقتصادی، انحطاط زیست محیطی، بی توجهی به جوامع، رشد بیکاری و برخی از مشکلات اجتماعی، مفهوم جامعی است که به معنای بهبود وضعیت نواحی محروم در جنبه های اقتصادی، کالبدی، اجتماعی و فرهنگی می باشد. رویکرد آینده نگاری فرصت ها و تهدیدهای آینده را شناسایی نموده و بهره گیری از فرصت های آینده را به ما نشان می دهد. توجه به زیست پذیر بودن بافت های فرسوده در مواجهه با مشکلات شهری و استفاده از رویکرد آینده نگاری برای پیش بینی و مدیریت مشکلات بافت های فرسوده کمتر مورد تحلیل قرار گرفته است. هدف از این پژوهش آینده نگاری چارچوب مفهومی بازآفرینی بافت های فرسوده بر مبنای خوانش ادراکی شهروندان می باشد. در این راستا از روش تحقیق توصیفی و تحلیل محتوا و بررسی اسناد و نظریه پردازان در این حوزه استفاده شده است. نتایج نشان داده که رویکرد بازآفرینی شهری در بافت مرکزی شهرها یکی از اولویت های برنامه ریزی شهری در سال های اخیر بوده است. بنابراین باید تلاش نمود در اقدامات بازآفرینی در حیطه ابعاد مختلف توسعه ای هم کالبدی و هم غیرکالبدی، توجه به تظاهر حضور افراد در محیط و تقویت حیات اجتماعی آنان و درک انها از محیط، تقویت حیات اجتماعی شهر قدیم و توجه به جریان زندگی در بافت، توجه به مشارکت عمومی در تمامی پروژه ها صورت پذیرد. همچنین در حوزه اقتصادی نیز باید تلاش نمود که در بازآفرینی شهری، ایجاد بسترهای لازم برای ایفای نقشی عمده در اقتصاد شهری و نیز خارج کردن محله از رکود اقتصادی مدنظر قرار گیرد. به طور قطع می توان توجه به راهکارهای کالبدی و غیرکالبدی را نیز در بازآفرینی موفق شهری ضروری دانست.
۶۶۸۰.

شناسایی پیشران های تأثیرگذار بر توسعه ی منظر شهری طبیعت محور با تأکید بر کشاورزی شهری (مطالعه موردی: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۲
در عصر کنونی با توجه به کاهش ارتباط مستقیم شهروندان با طبیعت، یکی از رویکردهای توسعه ی منظر شهری، تأکید بر طبیعت محوری است. در این بین، الگوهای مختلفی برای توسعه ی منظر شهری طبیعت محور مطرح گردیده که یکی از مهمترین آن ها کشاورزی شهری می باشد و پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران های تأثیرگذار بر توسعه ی منظر شهری طبیعت محور با تأکید بر کشاورزی شهری در کلان شهر تبریز نگارش شده است. روش تحقیق در مطالعه ی حاضر آمیخته (کمی و کیفی) با هدف کاربردی و ماهیت توصیفی-تحلیلی است که در راستای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Smart-pls و رویکرد کیفی تحلیل مضمون استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بیشترین اثرگذاری بر توسعه ی منظر شهری طبیعت محور با تأکید بر کشاورزی شهری در کلان شهر تبریز به ترتیب مربوط به مؤلفه های مدیریتی، قوانین و مقررات، اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و طراحی می باشد. در بین مؤلفه های فرعی نیز بیشترین اثرگذاری مربوط به مؤلفه های تدوین برنامه ی راهبردی توسعه ی کشاورزی شهری، شکل گیری مشارکت و هماهنگی بین سازمان های درگیر در اداره ی شهر و کشاورزی شهری (شهرداری، سازمان زیباسازی شهر، جهاد کشاورزی و ...)، تدوین قوانین و مقررات الزام آور در راستای جلوگیری از تخریب اراضی باغی و زراعی شهر، بازنگری و اصلاح قوانین بخش کشاورزی و منابع طبیعی با رویکرد حمایت از کشاورزی شهری و استفاده از تجهیزات پیشرفته و نوین کشاورزی می باشد که ارزش مدل ساختاری برای آنها به ترتیب 903/0، 875/0، 822/0، 814/0 و 793/0 محاسبه شده است. همچنین نتایج نشان می دهد تأکید بر چهار شاخص اصلی منظرسازی یعنی زیبایی شناختی، کارکردی، حس مکان و محیط زیستی بایستی در برنامه ریزی منظر شهری طبیعت محور با تأکید بر کشاورزی شهری مدنظر قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان