شناخت ساخت و کار (مکانیزم) قاچاق کالا، علل شکل گیری، ابعاد و آینده این پدیدار برای اقتصاد ملی حیاتی است؛ اما تاکنون در کشور ما در سطح دانشگاهی مورد توجه جدی نبوده است. این پژوهش به عنوان گامی کوچک بدون ورود یا توقف در مباحث ضروری مفهومی و درعین حال برای پرهیز از کلی گویی، تلاش کرده است تا قاچاق و شکل های مبارزه کنونی با آن به ویژه دلایل ناکارایی شیوه های جاری مقابله دولت ایران با این پدیدار را در مقیاس استان هرمزگان، با نگرشی تحلیلی به نقد کشد.چند عنوان پایه ای این پژوهش عبارت است از:بررسی اجمالی کارکرد و ملی استان هرمزگان در قاچاق کالا؛ارایه شواهد کم نتیجه بودن مبارزه با این پدیدار گسترده و مستمر مرزی؛دسته بندی دلایل ناکارایی مبارزه با آن؛و در نهایت جمع بندی و نتیجه گیری.
کارکرد اقتصادی یکی از مهمترین کارکردهای جوامع روستائی است که نقشی اساسی در مکانگزینی و پایداری سکونتگاهها، تولید اقتصادی، معیشت، درآمدزائی و ایجاد فرصتهای شغلی دارد. این کارکرد علیرغم نقش گستردة بخش کشاورزی، صرفاً در این بخش خلاصه نشده و بنظر میرسد که حرکت این جوامع به سمت تنوّع سازی زمینههای اشتغال، معیشت و درآمد اجتناب ناپذیر باشد. در این رابطه هر ناحیة روستائی به تناسب شرایط جغرافیایی و قابلیّتهای درونی خویش، قادر به پیمودن این راه و تحقّق اهداف کمّی و کیفی اقتصاد خویش است. این مقاله چکیدهای از یک کار تحقیقی و بر مبنای امکان سنجی تحوّل در کارکرد اقتصادی روستاها و بهصورت موردی در یکی از نواحی روستایی شهرستان رودبار (بخش خورگام) تهیّه شده است.
این مقاله به بررسی تحوّلات فضایی شهربابل می پردازد. فرض بر این است که مهمترین عامل تأثیرگذار بر تحوّل فضایی شهر، برنامههای عمرانی دولت است. در این پژوهش با استفاده از آمارهای قدمت بناهای مسکونی، چگونگی رشد و توسعه فیزیکی شهر روی نقشه ها نشان داده شده است.نتایج بررسی فرایند رشد و توسعه شهر بابل از سالهای 1300 تاکنون نشان می دهد که بافت فیزیکی و صورتبندی اجتماعی آن از حالت به هم پیوسته و سیستماتیک خارج شده و جدایی گزینی اقتصادی و اجتماعی طبقات شهری در آن مشهود است. تحوّلات سیاسی،تغییر دیدگاههای اقتصادی از بخش کشاورزی به صنعت و خدمات، وقوع انقلاب اسلامی مهمترین عوامل تحوّلات فضایی شهر بابل بشمار میآیند.
سفرنامهنویسی بین ساکنان سرزمینهای باستانی از بهترین عادات بوده و نزد مسلمانان ساکن در آسیای غربی و ساکنان اروپای کهن که در تمدّن یونانی و رُمی جای دارند نیز چنین است نکتة قابل ذکر در مورد سفرنامهها، اهمّیّت آنها نزد خوانندگان آنها در زمانة ما و نحوة اندیشیدن و شیوة برخورد سفرنامهنویس با مشاهدات خود بوده است. ما به هنگام خواندن یک سفرنامه، به خردترین نکات تا عمومیترین مسائل توجّه میکنیم و مترصّد هستیم تا از طریق یک سفرنامه، خود را به دنیای حاکم بر شرایط فکری نویسندة آن ببریم. بنابراین مسائلی نظیر بیطرف بودن نویسنده، تعلّق او به یکی از شیوههای فکری حاکم و تعادل در اندیشیدن، همگی در نوشتههای او تأثیرگذار هستند. کتابشناسی مناطق مختلف ایران را بر اساس شرایط مطالعاتی و میزان علائقی که محقّق و جغرافیدان ایرانی و خارجی برای آن قائل شدهاند، میتوان به گروههای زیر تقسیم نمود: محدودههای مرکزی ایران، محدودة جنوبشرق ایران، جنوبغرب، محدودههای مرکزی ایران،غرب،شرق و بالاخره شمال ایران. آنچه در این نوشتار منظور است، محدودههای شمالی ایران و به ویژه سواحل پیرامونی دریای خزر است. دریای خزر خود دارای مقاطع مطالعاتی متعدّد و انگیزههای متحوّلی است که به هر حال منجر به غنای کتابشناسی این عرصة آبی شده است. قدیمیترین منابعی که دربارة دریای خزر در دسترس داریم، مربوط به پیش از اسلام است که البتّه منابع موجود و قابل استفاده چندان نیست. شاید علّت کمبود منابع جغرافیایی مربوط به دورة پیش از اسلام خزر و پیرامون آن را بتوان تحوّلات سیاسی فراوان و جنگهای متعدّد دانست. این علل بر تمامی سرزمین ایران پیش از انقلاب مؤثّر بوده است و خلأ مطالعاتی منحصر به دریای خزر و عرصههای پیرامونی آن نیست.
شناخت دقیق و همزمان واقعیّتهای اقلیمی و پدیدههای اکولوژیکی مستلزم بکارگیری روشی است که از کلّی گویی در آن اجتناب شده و برمبنایی محکم استوار باشد. طبقهبندی اقلیمی پاپاداکیس که تأکید آن بر نقش عوامل بومشناختی است، با دارا بودن بیش از 440 زیرگروه اقلیمی و علیرغم پیچیدگی خاصّ خود چنین امتیازی را دارا است. در این مقاله ضمن معرّفی اجمالی روش پاپاداکیس، دادههای هواشناسی 38 ایستگاه منتخب در ایران پردازش و با استفاده از روش فوق مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. معیارهای این روش عبارتند از: سختی زمستان و گرمی تابستان، طول فصل بدون یخبندان، تبخیر و تعرّق پتانسیل، بیلان آبی و توزیع فصلی آن . دستاوردها بیانگرآن است که از نظر شرایط دمایی تابستانی 90 درصد از ایستگاهها در طبقة پنبه2 و 10 درصد در طبقة ذرّت3 قرار دارند. با توجّه به شرایط دمای زمستانی، ایستگاههای مورد بررسی از تنوّع بیشتری برخوردارند، بهنحوی که 37 درصد در طبقة مرّکبات4 ، 34 درصد در طبقة جو،5 26 درصد در طبقة گندم6 و 3 درصد در طبقة حارّهای7 قرار دارند. بهطور کلّی ایستگاههای فوق از نظر رژیم حرارتی 40 درصد در گروه جنب حارّهای و 60 درصد دارای رژیم حرارتی برّی و از نظر رژیم رطوبتی در دو گروه مدیترانهای (55 درصد) و بیابانی (45 درصد ) هستند . شاخص فصلی رطوبت نشان میدهد که 45 درصد از ایستگاهها فاقد فصل مرطوب میباشند. نتیجة نهایی بیانگر آن است که کلّ ایستگاهها در 7 گروه، 11 نوع و 21 تیپ خرد اقلیمی قرار دارند. این امر مبیّن تنوّع زیاد اگروکلیمایی ایران و همینطور توانایی بالای روش پاپاداکیس در نمایش جزئیات و خرده نواحی اقلیمی است.