فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۲۱ تا ۹۴۰ مورد از کل ۴٬۴۳۱ مورد.
ارزیابی نقش بازارچه های مشترک مرزی در توسعه و رفاه مناطق مرزنشین؛ مورد: بازارچه ی مرزی تمرچین پیرانشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نواحی مرزی (پیرامونی) به دلایل دوری از مرکز، انزوای جغرافیایی، توسعه نیافتگی و... تفاوت های فاحشی از نظر برخورداری از رفاه و توسعه با مراکز مرکزی دارند و ایجاد و فعالیّت بازارچه ی مرزی می تواند باعث تعدیل رابطه ی یک سویه مرکز- پیرامون و بهبود رفاه منطقه ای گردد. این پژوهش به بررسی بازارچه ی مرزی شهرستان پیرانشهر در استان آذربایجان غربی با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی پرداخته است. جامعه ی آماری این تحقیق مشتمل بر کلیه پیله وران، بازرگانان و سایر دست اندرکاران بازارچه ی مرزی است که کارت پیله وری یا بازرگانی دریافت داشته اند که بر اساس آن حجم نمونه 220 نفر انتخاب گردید و پرسشنامه بین آن ها توزیع شد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از مدل تحلیل شبکه (ANP) و همچنین آمار استنباطی رگرسیون چندگانه استفاده شده است. نتایج مطالعات و بررسی حاکی از آن است که فعالیت و استقرار بازارچه ها در منطقه توانسته است در بسیاری از متغیّرهای رفاهی از قبیل ایجاد اشتغال، تحرک شغلی مرزنشینان، افزایش درآمد، تأمین مایحتاج نیازهای ساکنان مرزنشین، تغذیه، بهداشت، مسکن و محیط زیست، بهبود نسبی ایجاد کنند. همچنین استقرار بازارچه از اقتصاد غیر رسمی در این منطقه تا حد زیادی کاسته است اما نتوانسته از خیل عظیم مهاجران روستایی به ویژه جوانان به شهر بکاهد. به علاوه، اینکه بازارچه ی تمرچین توانسته است امنیت نسبی از لحاظ اقتصادی در منطقه ایجاد کند. نتایج مدل رگرسیون چندگانه نشان می دهد بین عوامل موجود در بازارچه ی مرزی تمرچین و شاخص های رفاه منطقه ای رابطه ی نسبتاً معناداری وجود دارد. یعنی 37 درصد از رفاه منطقه ای ایجاد شده ناشی از بازارچه تمرچین است.
ژئوپلیتیک قدرتهای در حال ظهور (بریک) و چشم انداز سال 2050(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قدرتهای در حال ظهور کشورهایی هستند که در طی دو دهه گذشته رشد اقتصادی بالایی داشته و به قطب های اقتصادی جدیدی در جهان تبدیل شده اند. این ائتلاف که از آنها به گروه «بریک» یاد میشود، شامل کشورهای برزیل، روسیه، هند و چین میباشند که یک چهارم مساحت کره زمین، بیش از 40 درصد جمعیت و 45 درصد ذخایر ارزی جهان متعلق به آنها بوده و تصمیم گیریهای آنها در اقتصاد جهانی تأثیرگذار میباشد. از آنجایی که کشورهای عضو «بریک» شتاب بالایی را در اقتصاد خود تجربه کرده و میکنند (این کشورها در دو دهه آینده نیز به طور میانگین نرخ رشد بیش از 6 درصد را تجربه خواهند کرد) و حداکثر تا سال 2050 به رقبای جدی کشورهای قدرتمند جهان تبدیل خواهند شد.
اما مسأله این است که آیا ژئوپلیتیک بریک این ائتلاف را بر طبق معیارهای قدرت ملی نیز، در حال و آینده، به عنوان قدرتهای در حال ظهور مطرح میکند؟ مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، در صدد پاسخ به این مسأله میباشد. نتایج تحقیق بیانگر آن است که گروه بریک در چارچوب معیارهای قدرت ملی در آینده رقبای جدی کشورهای قدرتمند اقتصادی جهان محسوب خواهند شد و به عنوان قدرتهای در حال ظهور مطرح میباشند. با توجه به این رویکرد، در پرتو تعاملات جهانی فرصتهایی برای ایران به وجود خواهد آمد که استفاده از این فرصتها باعث ارتقای امنیت ملی ایران خواهد شد.
The Role Of Border Markets In Regional Security Case study: Bashmagh Border Market in Marivan, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
International boundaries have their own specific characteristics among which underdevelopment, privation, economic and cultural inequality are of the main features of border regions of Iran, leading to insecurity in these areas. Iran has land and water frontiers with 15 countries of which some are penetrable with respect to illegal transportation of individuals and commodities and etc., menacing their economic, political, military and social aspects.
The frontier between Iran and Iraq is confronted with a great deal of problems because of no peace no war circumstances in which illegal transportation of individuals from illegal pathways, committing illegal crimes such as addictive drug trafficking, selling and purchasing alcoholic drinks and weapons threaten the security of border regions.
This study aims fundamentally to investigate whether developing border market can affect the security of the region or not. According to the results of analytical descriptive approach, library studies and survey method (questionnaire, observation) in Marivan, Bashmagh and conducting some interviews with officials of the region, it is concluded that the effect of developing Bashmagh market on the security of the region is significant.
خمین و کمره در سفرنامه ها
حوزههای تخصصی:
بررسی الگوی توزیع فضایی جمعیت در نظام شهری استان سیستان و بلوچستان
حوزههای تخصصی:
شناسایی الگوهای گردشی ایجادکننده ی سیلاب در جنوب غرب ایران مورد: حوضه ی مُند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی رابطه ی الگوهای گردشی با سیلاب در جنوب غرب ایران می باشد. برای این منظور داده های رواناب روزانه 12 ایستگاه آب سنجی حوضه ی مُند به عنوان حوضه ی نمونه تهیه و رواناب پایه آن به روش دستی جدا شده است. حوضه ی مُند یکی از زیرحوضه های حوضه ی آبریز خلیج فارس می باشد که با مساحت تقریبی 47000 کیلومتر مربع بخش های عمده از استان فارس و بوشهر را پوشش می دهد.
داده های ایستگاه های منتخب دوره ی آماری از سال آبی 1341-1340 تا 1379-1378 را شامل می گردند. برای تحلیل همدید رابطه ی الگوهای گردشی با سیلاب، روش همدید گردشی به محیطی انتخاب شده است. برای این منظور از الگوهای گردشی تراز 500 هکتوپاسکال تهیه شده توسط مسعودیان استفاده شده است.
نتایج این پژوهش نشان داد ارتباط معنی داری بین الگوهای گردشی تراز 500 هکتوپاسکال منطقه ی خاورمیانه با میانگین درصد روزانه سیلاب در حوضه ی مُند وجود دارد. بطوری که در تمام ایستگاه های منتخب الگوی گردشی شماره ی 2 (فرود دریای سیاه) با 70/35 درصد، الگوی گردشی شماره 7 (فرود سوریه) با 14/29 و الگوی گردشی شماره 1 (فرود شرق مدیترانه) با 24/25 درصد بیشترین درصد رابطه را با سیلاب های حوضه داشته اند.
نقشه روز نماینده الگوی شماره 2 یک فراز بر روی اروپا و یک فرود برروی دریای سیاه را نمایش می دهد. مهمترین پدیده همدید بر روی نقشه روز نماینده الگوی گردشی شماره 7، فرودی است که از روسیه شروع و تا سوریه ادامه می یابد. الگوی گردشی شماره 1 نیز شامل یک فرود عمیق بر روی شرق دریای مدیترانه می باشد.
تحلیل لندفرم های هیدروژئومورفولوژیک حوضه ی آبریز دریاچه ی مهارلو بر مبنای روابط تعاملی فرایندهای مورفوتکتونیک، مورفوکلیماتیک و هیدرومورفیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حوضه ی آبریز دریاچه ی مهارلو در دره ی ناودیسی زاگرس چین خورده واقع است. اسکلت و ساختار ناهموار این حوضه از سه واحد ژئومورفولوژیک کوهستانی، سطوح پست و هموار و چاله ی تکتونیکی دریاچه تشکیل شده و در طی دوره های زمین شناختی، تحت تأثیر روابط تعاملی فرآیندهای تکتونیکی، کلیماتولوژیکی و هیدروژئومورفولوژیکی تکوین و تکامل یافته است. در این پژوهش، برای بررسی ژئومورفولوژی، به ویژه تحولات هیدروژئومورفولوژیکی این حوضه، از روش های تاریخی، تجربی، توصیفی – تحلیلی و برخی مدل های ژئومورفولوژیکی استفاده شده و نتایج زیر به دست آمده است: واحدهای ژئومورفیک، به ویژه ناحیه ی کوهستانی این حوضه، تحت تأثیر فرآیندهای پالئوهیدرومورفوتکتونیک، لندفرم ها و ناهمواری های معکوس نظیر، کلوزها و دره های عرضی، ناودیس های هوایی، الگوی زهکشی ترلیس( داربستی) و غیره را ایجاد نموده اند. از سوی دیگر شرایط پالئوهیدرومورفوکلیماتیک، فرایندها ولندفرم های پالئوکارست را در این ناحیه پدید آورده و کارست های زیرزمینی نیز با افزایش نفوذپذیری و جریان های عمقی و زیرزمینی، موجبات ضعف زهکشی های سطحی حوضه را فراهم آورده اند. این شرایط و ویژگی ها هم اکنون با روندی کندتر و خلق لندفرم های نسبتاً متفاوت، به ویژه در سطوح پست حوضه، تداوم یافته و در قالب فرآیندهای نئوهیدرومورفوتکتونیک، عملکرد گسل های فعّال، تحلیل گنبدهای نمکی، همراه با فرآیندهای جریانی و نئوهیدرومورفوکلیماتیک (نوسانات سطح دریاچه بر اثر تغییرات اقلیمی عصر حاضر و جریان های فصلی و موقتی) بر بافت الگوی زهکشی و فرآیندها و لندفرم های هیدروژئومورفیک تأثیر گذاشته و ژئوفرم هایی نظیر مخروط افکنه ها و تقطیع آن ها، تراس های دریاچه ای، اشکال مختلف کویری و غیره را در حوضه ی آبریز مهارلو به وجود آورده اند. با وجود این در حال حاضر برخی موارد مانند بارش های رگباری شدید و وجود شیب های تند ارتفاعات، جریان های سطحی قدرتمندی را ایجاد نموده و در فرسایش، تولید رسوب و تحولات هیدروژئومورفولوژی این حوضه نقش مهمی را ایفا می نمایند. نتیجه ی نهایی آنکه شرایط تکتونیکی، اقلیمی و هیدرودینامیکی، چه در گذشته و چه در زمان حال، فرآیندها و لندفرم های هیدروژئومورفولوژیکی گوناگونی را در سطح حوضه به وجود آورده و این ویژگی های هیدروژئومورفیک دارای پتانسیل ها، تنگناها، خطرات و معضلاتی زیست محیطی هستند، که باید در مدیریت محیطی و دست یابی به توسعه ی پایدار، مورد توجه برنامه ریزان و مجریان پروژه های عمرانی قرار گیرد.
بررسی کشت و اقتصاد پسته در رفسنجان
حوزههای تخصصی:
روند فراغنی شدن تالاب انزلی با استفاده از اطلاعات ده ساله 1371-1381(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تالاب انزلی در حاشیة جنوب غربی دریای خزر با ویژگیهای منحصر به فرد خود در سال 1354 در فهرست کنوانسیون رامسر قرار گرفت. در حال حاضر این تالاب دچار مشکلات متعددی است که فراغنی شدن از پیامدهای بارز آن است. ورودیهای تالاب انزلی در روند یوتریفیکاسیون آن مؤثر بوده و بخش های شرقی و مرکزی را بیشتر تحت اثر خود قرار میدهند. بررسی حاضر طی سالهای 1371 تا 1381 در ایستگاههای موجود در پیکرة تالاب انجام گرفت. درجه یوتریفیکاسیون با استفاده از مدل های مختلف تعیین سطح تروفی سنجش شد و مقادیر کلروفیل a ، نیتروژن کل و فسفات کل به عنوان مشخصه های مورد نیاز در مدل ها بر اساس روش های استاندارد اندازه گیری شدند. نتایج بررسیها نشان داد که مقدار کلروفیل a در اکثر نقاط بالاتر از 25 میکرو گرم در لیتر، مقادیر نیتروژن بیشتر بین 5/0 تا 5/1 میلیگرم در لیتر و فسفر کل بین 05/0 تا 17/0 میلیگرم در لیتر بوده است. بر اساس آستانه وضعیت های مختلف تروفی مشخصه های مذکور 87 تا 100 درصد تالاب انزلی یوتروف شده در حالیکه این رقم در سالهای اولیه حدود 46 تا 90 درصد بوده است. بر اساس مدل یوتروفی فسفات به ازت، سیر صعودی یوتریفیکاسیون طی سالهای مورد بررسی مشاهده شده. اما بخش های عمدة تالاب در مرحلة نهایی مزوتروف قرار دارد. میانگین مقدار این نمایه در سالهای انتهایی بررسی حدود 46 محاسبه شده که با توجه به سایر خصوصیات زیستی تالاب انزلی و در مقایسه با برخی دریاچه های الیگو مزوتروف رقم پایینی محسوب میشود. بر اساس این نمایه کمتر از 2/5 درصد گسترة تالاب یوتروف به شمار میرود. تالاب انزلی گنجایش جذب و هضم مواد مغذی وارده بر خود را ندارد و متوقف کردن روند رو به رشد آن باید در برنامه های احیای تالاب قرار گیرد. بهره گیری از نتایج مطالعات گذشته و بازبینی برخی از توصیه ها کمک مؤثری در کنترل فراغنی شدن تالاب انزلی خواهد کرد.
سلطه گری – گرسنگی بررسی اجمالی رابطه توانمندی سیاسی – اقتصادی و عقب ماندگی – گرسنگی میلیونها انسان
تحلیل فضایی- امنیتی خطوط انتقال انرژی در ایران(خطوط لوله نفت و گاز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عدم تطابق مراکز و نواحی تولید و مصرف منابع انرژی زمینه شکل گیری چگونگی انتقال انرژی در مقیاس های مختلف را فراهم نموده است. کشور ایران همواره تلاش نموده تا با استفاده از خطوط لوله انتقال انرژی میزان بهره وری از ظرفیت های تولید و مصرف خود را به حداکثر برساند. یکی از موارد مهمی که در زمینه طراحی خطوط انتقال انرژی باید مورد دقت قرار گیرد، توجه به مسائل امنیتی می باشد. براین اساس، این پژوهش با استفاده از روش تحقیق کتابخانه ای و روش تجزیه و تحلیل فضایی سعی دارد تا به تحلیل فضایی- امنیتی خطوط لوله انتقال انرژی در ایران بپرازد. نتایج حاصله نقش متغیرهای اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و جغرافیایی را از بعد امنیتی در طراحی مسیر و استقرار خطوط انتقال انرژی در ایران نشان می دهد.
نقد و بررسی کتاب، ماهیت و قلمرو جغرافیا (مجموعه سخنرانیها)
حوزههای تخصصی:
ملی/ محلی گرایی بوم شناختی؛ اکولوژیک (رویکردی نو به مقوله مدیریت و آمایش سیاسی فضا در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از زمان شکل گیری دولت مدرن در ایران، تلاش برای ساخت و تحمیل یک هویت فضایی یکدست و هژمون بر عرصه فضای ملی و در مقابل نیز تلاش نخبگان محلی برای ساختن یک هویت محلی منحصر بفرد بدون توجه به روابط فرا محلی وجود داشته است. هدف این مقاله ارایه رویکردی نو به مقوله مدیریت سیاسی فضا در ایران است. رویکردی مبتنی بر مفهوم ضد ژئوپلیتیک به مقوله ی ملی گرایی خشونت آمیز و محلی گرایی واگرا بر عرصه فضای جغرافیایی / سیاسی سرزمین ایران. در واقع ارایه این رویکرد به درک و فهم نو و متفاوت از فضا و سیاست منجر می گردد. هر تغییری در این عرصه تغییراتی را در نوع تفسیر دیگران به وجود می آورد و در پی آن اشکال جدیدی از فهم در قالب فضا و گفتمان های متفاوت شکل می گیرد. این فهم تعاملی نامتناهی و حلقه ای بهم پیوسته از اشکال متفاوت خود و دیگری در قالب گفتمانی است که لزوماً مستلزم نفی هیچ کدام از طرف های مقابل نیست. این نوع رویکرد مبتنی بر مسئولیت پذیری در قبال فضاهای فرهنگی متفاوت است. در این رویکرد ""دیگری"" در قالب ذهن، زبان و فرهنگ خود آنان فهم می گردد. استدلال اصلی این مقاله که با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، این است که مدیریت سیاسی فضا از زمان شکل گیری دولت مدرن در ایران مبتنی بر ساخت یک هویت منفرد و یکدست در فضای ملی بوده و منجر به ملی گرایی خشونت آمیز از یک طرف و در مقابل محلی گرائی واگرا شده است؛ و ناکارآمد می باشد. لذا در جهت رفع این نقیضه، ملی / محلی گرایی بوم شناختی را به عنوان الگوی بدیل مطرح می کند. ملی / محلی گرایی بوم شناختی مبتنی بر این فرض است که فضای ملی و محلی جزئی لاینفک از یکدیگرند و فضا عرصه ای است برای دیالوگ و تفاهم نه تقابل. در فضای اکولوژیک، اخلاق فضایی بر اساس ارتباطات چند وجهی و شبکه ای فضاها، مردمان و مناطق مختلف ایران استوار است. در این فضا، سنت ها و روایتگری ها از تقسیمات متعارض شکل نمی گیرند، تفاوت های فضایی به گونه ای مطلق دریافت نمی گردند، مفاهیم شباهت و تفاوت مقوله ای نسبی در نظر گرفته می شوند و از دوگانگی و تقابل های دوتایی خشونت آمیز و قوم محورانه در عرصه سیاست و فضای ملی/ محلی پرهیز می گردد. بسترهای اجتماعی چنین فضایی متفاوت از مدیریت دولتی و تولید امنیتی فضاست. ملی/ محلی گرایی اکولوژیک در یک تعبیر کلی مبتنی بر رابطه مستمر بین اذهان متفاوت در دو سطح ملی و محلی است. یافته ها عبارت است از دیالوگی مستمر بین علایق استراتژی های ملی و خواسته های محلی و منطقه ای. یکپارچگی ملی و فهم روایت ها و داستان ها و علایق محلی و منطقه ای در کانون ملی/ محلی گرایی اکولوژیک قرار دارد.