فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۴۸۱ تا ۹٬۵۰۰ مورد از کل ۱۰٬۹۶۵ مورد.
اشاره (ارزشیابی روش های پشتیبانی از تصمیم گیری فضایی)
حوزههای تخصصی:
روش ها و ابزارهای تصمیم گیری با مشارکت گروهی از منابع گوناگون به دست می آید. این منابع شامل کار بر روی گسترش سامانه های اطلاعات جغرافیای با هدف بهبود قابلیت های پشتیبانی از تصمیم گیری، فناوری سامانه های پشتیبانی گروهی و نیز مطالعات نظری و تجربی کاربرد آن می باشد.منابع دیگر شامل کار بر روی گردآوری، پویایی روش های منطقی، پژوهش بر روی ابعاد انسانی گروه افزار و شبکه ای رایانه ای و نقدهای GIS به عنوان نگرش اثبات گرایی، محدودیت نظرات شاید به گسترش بحث و گفتمان تصمیم گیری بیانجامد.
منابع مزبور نظریات گوناگونی از تصمیم گیری را پدید می آورد که می توان آنها را به عنوان یک رویکرد گروهی و تحلیلی جنرالیزه و کلیت بخشید. رویکرد تحلیلی از مدل های ریاضی برای بخشهای ساختی از پرسش تصمیم گیری استفاده می کند، قسمتهای غیرساختی را به عهده و قضاوت تصمیم گیرندگان می گذارد.
رویکرد گروهی تصمیم گیری را به عنوان یک فرآیند تکاملی می نگرد که با استفاده از بحث، استدلال و اجماع نظر از یک گفت و گوی غیرساختی به تشریح پرسش می پردازد. منطق بررسی این است که هر دو رویکرد در یک محیط پشتیبانی تصمیم گیری گروهی ضرورت دارد و به منظور پشتیبانی موثر مشارکت گروهی در تصمیم گیری، ابزارهای تحلیل و همکاری بایستی با هم تلفیق و یکپارچه شوند. در این مقاله، انواع مختلفی از روشها و ابزارها جهت تصمیم گروهی ارائه می گردد. روش ها و ابزارهای تصمیم گیری با مشارکت گروهی از منابع زیادی حاصل می شود. این منابع شامل کار در راستای گسترش GIS با هدف بهبود قابلیتهای پشتیبانی تصمیم گیری می باشد.
تحلیل کیفیت زندگی در بافت فرسوده شهر میاندوآب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۹ پاییز و زمستان ۱۳۹۰ شماره ۲۸
۲۴۰-۲۲۳
حوزههای تخصصی:
شهر به عنوان عالی ترین نمود تمدن بشری، نقش بنیادینی در ایجاد زندگی خوب برای تمام شهروندان را دارد. اما در عین حال تاکید بر ابعاد کمی رشد در بسیاری از کشورها بویژه در کشورهای در حال توسعه منجر به دو قطبی شدن شهرها گردیده است. و از این روی برای حل مشکلات بشر شهرنشین و ارتقاء ابعاد کیفی زندگی او مفهومی تحت عنوان کیفیت زندگی مطرح و مورد تحقیق قرار گرفت. در واقع هدف مقاله تبیین سطوح کیفیت زندگی در بافت فرسوده شهر میاندوآب بر مبنای 6 شاخص اقتصادی، اجتماعی، مسکونی، دسترسی به تسهیلات و امکانات شهری، دسترسی به حمل و نقل عمومی و کیفیت بهداشت محیط می باشد. روش به کار گرفته در این مقاله توصیفی تحلیلی می باشد. ابتدا مطالعات اکتشافی به صورت کتابخانه ای و بازدید مقدماتی صورت گرفته و مطالعه میدانی با استفاده از روش پرسشنامه ای انجام شده است. برای تعیین حجم نمونه مورد مطالعه از تکنیک کوکران استفاده شده و در نهایت برای تحلیل و رتبه بندی محلات، روش آنتروپی و SAW به کار گرفته شده است. بر مبنای بررسی های صورت گرفته شاخص فضای سبز با امتیاز 477/0 و اختلاف چشمگیری نسبت به بقیه شاخص ها از اهمیت بالایی برخوردار بود. در کل میانگین هریک از عامل ها محاسبه شده است که عامل خدمات و تسهیلات شهری با امتیاز 138/0 در رتبه اول قرار گرفت که نشان دهنده عدم رضایت ساکنین بافت فرسوده از این شاخص می باشد که در برنامه ریزی های آینده باید به آن توجه زیادی شود. بر اساس نتایج بدست آمده از تکنیک SAW محلات 21، 19 و 20 از نظر شاخص های مورد مطالعه در بهترین شرایط و محلات 11، 10 و 12 در بدترین شرایط و پایین ترین رتبه قرار دارند.
گفتمانی تحلیلی در ماندگاری حسینیه ها به مثابه کنش پذیریِ عملکردیِ فضاهای عمومی شهری در بازتاب باورها و آیین های جمعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۹ پاییز و زمستان ۱۳۹۰ شماره ۲۸
۲۵۴-۲۴۱
حوزههای تخصصی:
حسینیه ها از جمله اماکن مذهبی بشمار میروند که بر اساس باورها و عقاید شیعیان از احترام و جایگاه والای برخوردار بوده و هستند. ماندگاری این فضاهای مذهبی و برگزاری مراسم آیینی عاشورا به چه دلیل می توانسته توجیه پذیر باشد؟ در مقاله حاضر با رجوه به نظریات اندیشمندان و صاحبنظرا این حوزه به دلایل ماندگاری فضاهای عمومی شهری بطور اعم و ماندگاری فضاهای حسینیه ها بطور اخص پرداخته شده است. روش پژوهش حاضر «توصیفی» و «تحلیلی» همراه با روش مطالعات میدانی و فراتحلیل بوده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که در طرح ریزی و طراحی تکایا تقریبا الگوی مشخصی دیده می شود. تکیه ها در فرم سنتی آن؛ فضایی باز و عمومی است که فضای مربعی شکلی در تقاطع دو و یا چند گذر اصلی و فرعی قرار دارد. در اقلیم گرم و خشک تمامی ورودی ها به آن، به صورت گذرهای سرپوشیده است. از نقطه نظر بافت شهری نیز تکایا در داخل بافت مسکونی قرار گرفته اند و ارتباط نزدیکی با باهمستانها و محلات شهری دارند. در انتهای مقاله به بررسی دلایل ماندگاری حسینیه ها بر حسب نوع فعالیت، معنا و کالبد پرداخته شده و نتایجی چند در این رابطه اشاره شده است.
پل زدن میان فرهنگ ها از طریق آموزش جغرافیا
حوزههای تخصصی:
کاربرد شبکه عصبی مصنوعی در مدل سازی توسعه شهری (مطالعه موردی: شهر گرگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدل های شبکه عصبی مصنوعی از مدل های اطلاعات محور به شمار می آیند. مدل تبدیل کاربری/ پوشش زمین، از مدل هایی است که شبکه عصبی مصنوعی را با سیستم اطلاعات جغرافیایی مرتبط می سازد و برای مدل سازی توسعه شهری در شهر گرگان در دوره زمانی سال های 2001-1987 از همین مدل استفاده شد. این مدل از 6 برنامه کاربردی که در برنامه MS-DOS اجرا می شود، تشکیل شده است. در این مطالعه، سه گروه از متغیرها شامل متغیرهای بیوفیزیکی، اقتصادی - اجتماعی و کاربری زمین به کار برده شد. ده متغیر موثر بر توسعه شهری از سه گروه مذکور به عنوان نود ورودی و متغیر وابسته تغییرات شهری به عنوان نود خروجی مورد استفاده قرار گرفتند. استفاده از نود مخفی، برای شناسایی ارتباطات غیرخطی در مدل بوده است. انجام مدل در چرخه 3000 دارای کمترین میزان خطای مجذور میانگین مربعات بود؛ لذا از این چرخه برای استخراج مناطق توسعه شهری آینده و حساسیت سنجی مدل استفاده گردید. برای تایید مدل از تصویر احتمال این چرخه استفاده شد که رویکرد آماریRelative Operating Characteristic (ROC) برای آن 0.75 برآورد گردید و باعث تایید مدل در شرایط پیش گفته شد. با استفاده از این تصویر، الگوی توزیع شهری برای سال های 2010، 2020، 2030 و 2040 استخراج گردید. اثر نسبی متغیرها با استفاده از ROC و با روش حذف یک متغیر، و اجرای مدل با متغیرهای باقی مانده و مقایسه با مدل کامل برآورد گردید. برای انجام این کار، 11 شبکه با داده های کامل و داده های بدون یک متغیر ایجاد شد و مراحل آموزش و آزمون برای همه آنها به اجرا درآمد. متغیرهای کاربری زمین های تحت کاشت، تعداد سلول های شهری و کاربری مرتعی دارای بیشترین اثر در دوره زمانی مورد مطالعه بودند؛ و متغیرهای فاصله تا مراکز آموزشی، کاربری جنگل و زمین های بایر کمترین اثر را بر رشد شهری گرگان داشتند؛ به عبارت دیگر، مشخص شد که نوع کاربری منطقه تاثیر زیادی بر توسعه شهری در گرگان دارد.
تاثیرات بیولوژیکی جدایی و تفکیک فضاهای باز شهری(نمونه موردی: شهر مشهد)
حوزههای تخصصی:
فضاهای باز، از جمله معیارهای اصلی دست یابی به شهرهای پایدار و زیست پذیر هستند. اما با افزایش شهرنشینی، مکان ها و محیطهای طبیعی داخل و پیرامون شهرها، بیشتر در معرض خطر قرار گرفته و نابود می شوند. هدف اصلی این تحقیق، توجه به عملکرد و جداسازی فضاهای باز شهری است. به این منظور، سعی شده است با روش توصیفی و تحلیلی، محیط های طبیعی شهر مشهد به عنوان نمونه، براساس شاخص های زیر بنایی و با بهره گیری از ابزارهای تحلیلی و مفهومی مختلفی چون شاخص جدایی، شاخص ساخت چشم انداز و معیار موقعیت سنجی قطعات، مورد ارزیابی و تحلیل قرار گیرد. داده های مورد نیاز از طریق مشاهدات و اندازه گیری های میدانی و آزمایشگاهی بر روی تصاویر ماهواره ای و عکس های هوایی به دست آمده است. این داده ها با نرم افزار SPSS و GIS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که به دلیل تفکیک و قطعه بندی فضای باز و ساخت و سازهای بدون برنامه و فاقد انسجام، مشهد محیط های سالم خود را از دست داده است. زیرا فضاهای باز موجود، فاقد ارتباط، پیوستگی و یگانگی و در نتیجه فاقد کارکرد واقعی هستند. برای رفع این مشکل علاوه بر افزایش و گسترش فضاهای سبز ضروری است تا از افتراق و جدایی اکولوژیکی بیشتر فضاهای طبیعی موجود جلوگیری به عمل آید.
تأثیر بازگشت مهاجران به روستاها در بهبود معیشت ساکنان(مطالعه ی موردی: شهرستان آق قلا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محوریّت انسان در فرایند توسعه در مناطق روستایی از مهم ترین ابزارهای توسعه به شمار می آید؛ زیرا ویژگی های نیروی انسانی به لحاظ کمّی و کیفی از جمله عوامل مؤثّر در جریان توسعه ی روستایی شمرده می شود. افزایش جمعیّت و کمبود فعّالیّت های اشتغال زا در نواحی روستایی، موجب آسیب پذیری خانوارهای روستایی شده و بیشتر مهاجرت روستاییان به نواحی شهری، به دلیل نبود اشتغال و درآمد برای گذران زندگی خانوار است. در چنین شرایطی، بسیاری از جوانان روستایی از مهاجرت موقّت به مانند راهبردی برای مقابله با پدیده ی بیکاری استفاده می کنند و پس از سپری کردن یک بازه زمانی برای کسب مهارت و سرمایه ی کافی، به نواحی روستایی باز می گردند. هدف پژوهش حاضر، تحلیل این نوع از مهاجرت ها (مهاجرت بازگشتی) با تأکید بر رویکرد معیشت پایدار روستایی و بررسی آثار آن بر سرمایه های انسانی، مالی، فیزیکی، اجتماعی و طبیعی افراد مهاجر بازگشته و پیامدهای پس از بازگشت افراد مهاجر و تنوّع فعّالیّت های اقتصادی در نواحی روستایی است. مطالعات انجام شده در این زمینه نشان داده است که در 9 روستای شهرستان آق قلا، بازگشت مهاجران به نواحی روستایی مشاهده می شود؛ بنابراین تمامی این روستاها که 62 مورد مهاجر بازگشته دارد، بررسی شده است. روش پژوهش، پیمایشی و تکمیل پرسش نامه و گفت وگو با مهاجران بازگشته است. با استفاده از آماره توصیفی T و Z به تحلیل نتایج پرسش نامه در محیط نرم افزاری SPSS پرداخته شد و از نرم افزار ARCGIS برای تهیّه ی نقشه استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مهاجرت موقّت نیروی جوان روستایی، مهم ترین راهبرد به کار رفته برای اداره ی زندگی بوده است و پس از کسب مهارت و بازگشت به نواحی روستایی، تفاوت چشمگیری در سرمایه های انسانی، مالی، فیزیکی، اجتماعی و طبیعی افراد بازگشته رخ داده است. مهم ترین پیامدهای این نوع از مهاجرت کسب درآمد بیشتر، افزایش رفاه زیستی، کاهش آسیب پذیری، بهبود امنیّت غذایی، بهبود شأن و منزلت انسانی برای مهاجران بازگشته به روستاها بوده است.
تحلیل نابرابری های توسعه ی ناحیه ای در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نابرابری و ابعاد مختلف آن نشانه های مشخّصی از توسعه نیافتگی شمرده می شود. تفاوت ها و نابرابری های منطقه ای و ناحیه ای تهدیدی جدّی برای کشورها به شمار می رود، زیرا زمینه های دست یابی به وحدت و یکپارچگی ملّی را دشوار می کند. برای فراهم کردن مبنای علمی و منطقی برای کاستن نابرابری ها، ارزیابی جامعی از وضعیّت موجود توسعه ی نواحی با در نظر گرفتن شاخص های مختلف، بسیار ضروری است. پس از انجام این ارزیابی، می توان برای روبه رو شدن با مشکلات مناطق محروم اقدام کرد. مطالعه ی حاضر به ارزیابی سطح توسعه یافتگی شهرستان های ایران و تحلیل نابرابری میان آنها از نظر شاخص های مختلف توسعه پرداخته است. بدین ترتیب که پس از مطالعه و بررسی منابع موثّق آماری مربوط به سال 1385، تعداد 54 شاخص توسعه تدوین شد؛ وزن شاخص ها با استفاده از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) تعیین شد و درنهایت، میزان توسعه یافتگی شهرستان ها با بهره گیری از روش TOPSIS مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین، برای تبیین میزان نابرابری در بخش های مختلفِ مورد مطالعه، ضریب پراکندگی مربوط به هر بخش محاسبه شد. نتایج پژوهش، نابرابری آشکاری را میان سطح توسعه ی شهرستان ها نشان می دهد. شهرستان های شمیرانات، تهران و دماوند به عنوان توسعه یافته ترین شهرستان های کشور، به همراه سایر شهرستان های توسعه یافته بیشتر در بخش های مرکزی کشور واقع شده اند. در حالی که بیشتر شهرستان های توسعه نیافته و محروم در مناطق حاشیه ای و مرزی قرار گرفته اند. تحلیل ضریب پراکندگی نیز نشان می دهد که بیشترین نابرابری شهرستان ها به ترتیب مربوط به بخش های امکانات زیربنایی، کشاورزی و مسکن است. بنابراین، برای دست یافتن به یکپارچگی ملّی، ارتقای سطح توسعه ی اقتصادی اجتماعی و پایداری سیاسی، کاستن نابرابری های ناحیه ای امری ضروری و گریز ناپذیر است.
تحلیل فضایی شاخص های رشد هوشمند شهری (مطالعه ی موردی: مناطق شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی و تحلیل فضایی شاخص های رشد هوشمند شهری و عوامل مؤثر بر آن از طریق 75 شاخص مختلف (اجتماعی اقتصادی، کالبدی و کاربری اراضی، زیست محیطی و دسترسی و ارتباطات) است. روش پژوهش تحلیلی و همبستگی است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل های کمّی برنامه ریزی، ازجمله تصمیم گیری های چندمعیاره ی تاپسیس، آنتروپی، ضریب پراکندگی، تحلیل خوشه ای و تحلیل رگرسیون استفاده شده است. بر اساس بررسی های صورت گرفته از بین 14 منطقه ی شهرداری اصفهان، منطقه ی 8 در شاخص اجتماعی اقتصادی، منطقه ی 5 در شاخص کالبدی و کاربری اراضی، منطقه ی 2 در شاخص زیست محیطی و منطقه ی 3 در شاخص دسترسی و ارتباطات، رتبه ی اول را به خود اختصاص داده اند. در شاخص تلفیقی رشد هوشمند شهری، منطقه ی 5 شهرداری بهترین حالت و منطقه ی 14 بدترین وضعیّت را داشته است. استفاده از ضریب پراکندگی نشان می دهد در بین شاخص های مختلف، بیشترین میزان نابرابری در شاخص های کاربری اراضی و کالبدی و کمترین میزان نابرابری در شاخص های اجتماعی اقتصادی بوده است. برابر آزمون آماری انجام گرفته بین شاخص های کالبدی و کاربری اراضی با شاخص های تلفیقی رشد هوشمند، همبستگی معنادار وجود دارد. نتایج حاصل از تحلیل ""رگرسیون توأم"" نشان می دهد از بین شاخص های چهارگانه، شاخص های کاربری اراضی و (دسترسی و ارتباطات) بیشترین سطح معناداری در تبیین و پیش بینی رشد هوشمند شهری را دارند.
مدیریت مواد زاید محیط زیست روستا و نقش آن در توسعه پایدار؛ با تأکید بر مشارکت های مردمی
حوزههای تخصصی:
ارزیابی فضای کارآفرینی در گردشگری روستایی (مطالعه موردی: منطقه اورامان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گردشگری و کارآفرینی از جمله موضوعات نوپا در نوشتارهای علمی جهان محسوب می شوند. بدون شک تلفیق مناسب و دقیق گردشگری و کارآفرینی می تواند ضمن پاسخگویی به نیازهای روستاییان، متضمن گردشی ایمن و مطلوب برای گردشگران باشد. نکته اساسی در تحقق و فعالیت کارآفرینانه در سطح اجتماع، فراهم بودن زمینه ها در جامعه، یا در واقع چیزی است که امروزه از آن با عنوان «فضای کارآفرینی» یاد می شود. این مطالعه با هدف ارزیابی فضای کارآفرینی در زمینة گردشگری روستایی انجام شد. منطقه مورد مطالعه بخش اورامان شهرستان سروآباد در استان کردستان است. به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز، پرسشنامه ای طراحی شد که روایی آن با دیدگاه صاحبنظران، و پایایی آن نیز با انجام مطالعه پیشاهنگ در استان ایلام مورد تأیید قرار گرفت. جامعه آماری تحقیق را تمامی 198 نفر دست اندرکاران فعالیت های گردشگری در سطح منطقه تشکیل دادند، که با استفاده از فرمول کوکران، از آن میان 134 نفر به شیوه تصادفی انتخاب شدند. نتایج نشان داد که بیشترین سطح مشارکت گردشگری را در منطقه، افراد دارای تحصیلات دانشگاهی داشته اند. یافته ها حاکی از آن بود که عواملی چون علاقه مندی به تأسیس بنگاه های اقتصادی مرتبط با گردشگری، تأسیس و گسترش شبکه های تولیدی محلی بین صاحبان کسب و کار، و وجود امنیت مناسب در سطح منطقه برای کارآفرینان و گردشگران از دیدگاه مردم محلی، در قیاس با دیگر عوامل مرتبط با فضای کارآفرینی، جایگاه و اهمیت بالاتری دارند.
ارزیابی نگرش جامعه روستایی به گردشگری، بر مبنای مدل معادلات ساختاری (مطالعه موردی: منطقه کوهستانی رودبار قصران، شهرستان شمیران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی نگرش و حمایت جامعه محلی از گردشگری در منطقه ای روستایی و کوهستانی می پردازد. هدف اصلی این تحقیق بررسی نگرش ساکنان منطقه به گردشگری و ظرفیت های حمایت و مشارکت آنان و عوامل تأثیرگذار بر این نگرش، بر مبنای نظریه تبادل اجتماعی است. محدوده انجام تحقیق، بخش رودبار قصران است و جامعه آماری آن را 270 نفر از ساکنان روستایی این بخش تشکیل می دهند. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است و داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامة کنترل شده، جمع آوری گردیده اند. مدل معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS و Lisrel، برای تحلیل داده ها، مورد استفاده قرار گرفته است. با یافتن متغیرهای تأثیرگذار، مدل فرضی متشکل از 5 ساختار پنهان مبتنی بر 9 مسیر فرضی طراحی شد، که در تحلیل داده ها شش گویه در سطح معناداری کمتر از 05/0 تأیید شدند. این بدین معناست که اگرچه درک تأثیرات مثبت گردشگری ساختاری است که قوی ترین ارتباط را در تعیین نگرش و حمایت از توسعة آن دارد، اما ساختارهای دیگری نیز در این زمینه دخیل اند، که باید به آنها توجه شود.
مدل سازی تقاضای سفر با استفاده از بلوک های آماری: مطالعه موردی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با استفاده از بلوکهای آماری شهر تهران به مدل سازی تقاضای سفر در سیستم های اطلاعات مکانی پرداخته شده است. برای نیل به این هدف از 3191 بلوک آماری شهر تهران به عنوان نواحی ترافیکی جهت نمایش مبدأ- مقصدهای سفر استفاده شد. پس از آماده سازی اطلاعات مکانی و توصیفی مورد نیاز در محیط GIS، به براورد تولید و جذب سفر برای هر یک از نواحی ترافیکی پرداخته شد.
برای این منظور، مدل هایی به تفکیک اهداف سفر با استفاده از روش رگرسیون چند متغیره توسعه داده شدند. سپس با توجه به میزان تولید و جذب سفر تخمین زده شده برای هر یک از نواحی و فاصله مکانی بین آن ها، با استفاده از مدل جاذبه به توزیع سفر میان آن ها پرداخته شد. برای بهبود مدل سازی توزیع سفر از طول کوتاه ترین مسیر موجود بر روی شبکه معابر به عنوان فاصله میان نواحی استفاده شد. در نهایت ماتریس مبدأ- مقصد که خروجی نهایی توزیع سفر است، به دست آمد. این ماتریس حجم تقاضای سفر روزانه میان مکان های مختلف را نشان میدهد و میتواند کمک شایان توجه ای به تصمیم گیران و برنامه ریزان حمل و نقل برای توسعه و مدیریت بهینه حمل و نقل شهری کند.
سنجش رضامندی روستاییان از شرکت های تعاونی روستایی استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به افزایش جمعیت، کاهش منابع و امکانات و نیز پیدایش نیازهای اجتماعی و اقتصادی جدید در کشورهای در حال رشد نظیر ایران، تحقق اهداف توسعه روستایی و برخورداری روستاییان از معیشت پایدار، بدون توجه به مقوله تعاون روستایی و بهبود وضعیت آن میسر نخواهد شد. در این راستا واکاوی نقاط قوت و ضعف شرکت های تعاونی روستایی به عنوان یک نهاد با سابقه را می توان از جمله راهکارهای اصلی در فرایند توسعه روستایی دانست. بر این اساس، هدف کلی از پژوهش توصیفی– همبستگی حاضر سنجش رضامندی روستاییان از شرکت های تعاونی روستایی است. جامعه آماری تحقیق حاضر را روستاییان عضو شرکت های تعاونی روستایی در 5 شهرستان استان کرمانشاه (اسلام آباد غرب، جوانرود، سنقر و کلیایی، روانسر و کرمانشاه) تشکیل داده اند. برای انتخاب نمونه های مورد مطالعه از روش نمونه گیری طبقه ای تناسبی استفاده شده و 38 شرکت تعاونی روستایی مورد بررسی قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها از پرسشنامه ای محقق ساخته استفاده گردیده که روایی آن توسط پانل متخصصان تأیید و پایایی تمام بخش های آن بالای 7/0 گزارش گردید. نتایج نشان می دهد که حدود 21 درصد از روستائیان، از شرکت تعاونی روستایی محل خود رضایت کامل داشته و 79 درصد آنان از عضویت در شرکت ابراز نارضایتی نموده اند. همچنین متغیرهای مستقلی نظیر احساس مسئولیت مدیرعامل و اعضای هیأت مدیره در قبال دارایی و اموال شرکت، تبعیض و بی عدالتی در ارائه خدمات، ارائه به موقع کالاها و خدمات توسط شرکت، نبود حسابرسی های زمان مند و عدم اطلاع رسانی عملکرد شرکت، تحویل به موقع بهای محصولات کشاورزی به کشاورزان و هماهنگی بین مسئولین شرکت-ها با روستاییان به ویژه شوراهای اسلامی، به عنوان عوامل مؤثر بر رضامندی روستاییان از شرکت های تعاونی روستایی شناخته شدند.
برنامه ریزی ناحیه ای با استفاده از برنامه ریزی بر مبنای سناریوها(تبیین الگوی چشم انداز ناحیه کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نابرابری های منطقه ای و ناحیه ای همواره یکی از دغدغه های سیاستگذاران بوده است و برنامه ریزان درصدد شناخت این نابرابری ها و ارایه سیاستهای ویژه ای برای کاهش آن بوده اند. یکی از عوامل مؤثر بر نابرابری های ناحیه ای، کم توجهی به آثار فضایی سیاستگذاری در سطح کشور است. عدم ارتباط منطقی بین توزیع و تخصیص سرمایه گذاری ها با عامل مکان و فضا از یک طرف و توزیع منابع به صورت بخشی از سوی دیگر، به عدم تعادل در توزیع امکانات و نابرابری های درآمدی مناطق و گرایش به تمرکز در یک یا چند نقطه محدود می شود. در این مقاله مدل چشم انداز ناحیه کاشان، با استفاده از روش تحلیل SWOT و برنامه ریزی سناریوها تبیین شده است. با استفاده از این روش، بر مبنای نیروهای محرک کلیدی، چندین آینده ممکن، کشف و «تعریف» شده و سپس یک آینده شدنی و مطلوب انتخاب شده است. برای تحقق آینده مطلوب به عنوان چشم انداز کاشان، تصمیمات و جهت گیری های استرات ژیک اتخاذ شده است. در چشم انداز پیشنهادی ناحیه کاشان، شهرستان-های مختلف خواهند کوشید تا بر محور یکپارچگی در سطح ناحیه بر ارزش های انسجام و همبستگی تأکید ورزند و راهبردهای خود را در قالب یک طرح توسعه ناحیه ای محقق و اجرایی سازند. این امر موجب هم افزایی بین فعالیت های توسعه ای شهرستان های مختلف کاشان خواهد شد و محدوده ی همگن طبیعی و جغرافیایی ناحیه کاشان به هم پیوندی اقتصادی و عملکردی منجر خواهد شد. بنیاد سناریوی توسعه متوازن کاشان به عملکرد همسوی شهرستان هایِ شکل دهنده ناحیه کاشان و تشکیل یک کل منسجم با ارتباطات درونی گسترده و توجه به وزن فعلی قابل توجه شهر کاشان استوار خواهد بود. این سناریو به تعادل فضایی مطلوب و توسعه متوازن ناحیه ای منجر خواهد شد.
بررسی آسایش و امنیت در محله های شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به سنجش درجه آسایش و امنیت در نواحی شهر یزد و تحلیل اکولوژیکی آن پرداخته شده است. محدوده جغرافیایی پژوهش شهر یزد است و جامعه آماری آن مجرمان و دربندانی که به علت بروز ناهنجاری ها، آسیب های اجتماعی و جرم و جنایت در سال 1386 در زندان یزد بوده اند. جمعیت نمونه این پژوهش متشکل از 127 نفر از این مجرمان است. شاخص های مورد بررسی، انواع جرایم ارتکابی اند. گردآوری اطلاعات پرسشنامه و بررسی آن از طریق نرم افزار SPSS صورت گرفته است. نتایج بررسی نشان می دهد که 66.4 درصد از مجرمان اهل یزد هستند و 33.6 درصد آنها را ساکنان غیریزدی این شهر تشکیل می دهند. بیشتر جرایم در سنین 34-25 سالگی و سپس 44-35 سالگی صورت گرفته است که عمدتا سنین کار و فعالیت اقتصادی به شمار می آیند. اغلب جرایم را شاغلان آزاد و سپس بیکاران مرتکب شده اند، و کمترین میزان جرایم را قشر کشاورزان، اغلب مجرمان از گروه های پایین درآمدی و اقشار فقیر بوده اند. مهم ترین عامل موثر در بزهکاری و ارتکاب جرم، بیکاری (39.9 درصد) و سپس معاشرت با افراد ناباب (34.6 درصد) بوده است.در میان انواع جرایم، قاچاق (38 درصد)، سرقت (20 درصد) و رابطه نامشروع (15 درصد) از مهم ترین و رایج ترین جرم ها بوده اند. با توجه به بررسی ها، محله مهدی آباد با 13.4 درصد ناامن ترین و جرم خیزترین محله، و بیشترین جرم آنها قاچاق بوده است که در بین زندانیان زن مشاهده می شود. البته اکثر این افراد غیریزدی هستند.محله های اکرم آباد، چهارمنار، کوچه بیوک، خرمشاد یعقوبی و ملاباشی با کمتر از 0.8 درصد جرم در زمره امن ترین محله ها، یا محله هایی با درجه پایین جرم و ناهجاری اجتماعی قرار می گیرند. نتایج بررسی فرضیه ها نشان از آن دارد که شهر یزد را می توان در سه سطح امنیتی و آسایشی -یعنی مناسب، نیمه مناسب و دارای درجه پایین امنیت- تقسیم بندی کرد.
ارزیابی کیفیت زندگی در نواحی روستایی (مطالعه موردی: دهستان خاوه شمالی، استان لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرن ها است که مردم به دنبال زندگی خوب بوده اند و انسان ها پیوسته برای بهبود شرایط زیست خود، کوشیده اند تا از استعدادها و توانمندی های محیط زندگی خود، به بیشترین میزان و بهترین نحو بهره برداری کنند. در این میان همواره مساله اصلی این بوده است که: زندگی مطلوب چیست؟ تعاریف و شاخص های گوناگونی -اعم از عینی و ذهنی- در مورد کیفیت زندگی مطرح شده اند، که همین خود ارایه تعریف واحد و مورد پذیرش وفاق جهانی را در شناسایی شاخص های مناسب و اندازه گیری آنها با مشکل روبه رو ساخته است.در این مقاله سعی شده است که به این پرسش اصلی پاسخ داده شود که ویژگی های کیفیت زندگی از دیدگاه جامعه نمونه کدام اند، تا از این طریق ابعاد و شاخص های کیفیت زندگی تعریف شود و در نهایت مدل مفهومی مناسبی برای تعیین شاخص ها و سنجش کیفیت زندگی در مناطق روستایی ارایه گردد. روش پژوهش در تحقیق حاضر، توصیفی - پیمایشی و مبتنی بر تکمیل پرسشنامه است. داده های تحقیق از 10 روستای دهستان خاوه شمالی (تمامی روستاهای دارای بالاتر از 20 خانوار انتخاب شده اند) به دست آمده، و سپس از طریق تکمیل پرسشنامه نزد 150 نفر از سرپرستان خانوارها -که از طریق فرمول کوکران محاسبه شدند- به وسیله نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهند که بر اساس دیدگاه های جامعه نمونه، کیفیت آموزش، کیفیت محیط مسکونی، کیفیت محیط فیزیکی، و نیز کیفیت درآمد و اشتغال پایین تر از حد متوسط ارزیابی شده اند. کیفیت سلامت و امنیت و کیفیت کالبدی جامعه نمونه در حد متوسط ارزیابی شده است؛و در مجموع از نظر ابعاد کیفیت زندگی دهستان خاوه شمالی، روستاها در دو طبقه قرار می گیرند، که در طبقه یک روستاهای کفراج، سراب غضنفر و ایرانشاهی با بالاترین سطح کیفیت زندگی و رضایتمندی جای دارند؛ و در طبقه دو روستاهای کرم اللهی، شترخفت، عزیزآباد، سرخانجوب علیا، زلیوار، گاوبازه، و نورمحمد زمانه با پایین ترین سطح کیفیت زندگی و رضایتمندی قرار می گیرند.
نقش سرمایه اجتماعی در توسعه روستایی نمونه موردی روستای عشایری قره بلاغ
حوزههای تخصصی:
یکی از مفاهیمی که در دهه گذشته مورد استقبال قرار گرفته موضوع سرمایه اجتماعی است.در تمامی شهرها و روستاهای جهان سرمایه اجتماعی یکی از عوامل موثر بر عملکرد اقتصادی کشورها است که حاصل تاثیر نهادهای اجتماعی،روابط انسانی و هنجارها بر روی کمیت و کیفیت تعاملات اجتماعی است و همراه خود آرامش و امنیت و رفاه و نگهداشت منابع اقتصادی و پیشرفت و توسعه را به ارمغان می آورد که ابن خلدون آنرا به عصبیت تعبیر کرده است.
از طرف دیگر روستاها با عدم استفاده بجا و بهینه از این عصبیت و الگو قرار دادن آن برای سایر مناطق،نابود کننده حیات ملت و سرعت دهنده بی هویتی خود هستند. بر این اساس در مقاله سعی شده است با روش برگزاری کارگاه مشارکتی در روستای عشایری قره بلاغ از استان مرکزی به بررسی نقش سرمایه اجتماعی در توسعه روستایی بپردازد.انتخاب روستای عشایری قره بلاغ به لحاظ وجود بافت سنتی و بافت جدید و تنوع جمعیتی و همچنین به لحاظ منشا عشایری آن است.در نتیجه گیری می توان گفت دولت با تمهیداتی می تواند شاخص های سرمایه اجتماعی از جمله مشارکت،هنجارها و اعتمادسازی را در روستاهای عشایری افزایش دهد تا به توسعه روستایی بیانجامد.
ارزیابی مدل رادیوس در تخمین خسارات ناشی از زلزله در محیط GIS (مطالعه موردی، منطقه یک شهرداری تهران)
حوزههای تخصصی:
زمین لرزه به عنوان یکی از شاخصترین مخاطرات ژئوتکنیکی ، اغلب مناطق فلات ایران را مورد تهدید قرار میدهد. اهمیت خطر زلزله در کشور ما به واسطه شدت یافتن روند گسترش شهر ها و تمرکز جمعیت و سرمایه ها بیشتر شده است . تهران به عنوان مهمترین شهر از حیث جمعیت و زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی، به واسطه قرار گرفتن چندین گسل فعال در اطراف و درون آن از ریسک بالایی در برابر خطر زلزله برخوردار است، براین اساس بررسیهای مریوط به آسیبپذیری لرزهای این شهر و یافتن بهترین مدل برای بررسی این آسیبپذیری، یکی از ضروریات مدیریت شهری تهران است. با توجه به این مهم منطقه یک شهرداری تهران به عنوان منطقه مورد مطالعه انتخاب شد، روش تحقیق و تجزیه و تحلیل اطلاعات جمعآوری شده با توجه به روشهای مبتنی بر پایگاه اطلاعاتی و با بهرهگیری از برنامه رادیوس ** صورت میپذیرد و سه سناریو، با توجه به سه گسل شمال تهران، مشا و ری، برای تخیمن خسارات ناشی از زلزله احتمالی در منطقه مورد مطالعه در نظر گرفته شد. نتایج حاصله حاکی از آن است براساس سناریوی گسل مشا، 9873 ساختمان تخریب، 2371 نفر کشته، مطابق سناریوی گسل شمال تهران نیز، 17867 ساختمان تخریب، 7482 نفر کشته، همچنین براساس سناریوی گسل ری، 3998 ساختمان تخریب، 347 نفر کشته خواهند شد، که نواحی 4، 2، 7 و 8 بیشترین میزان آسیبپذیری را براساس سناریوهای مورد نظر خواهند داشت. که در سناریوی گسل شمال تهران، بیشترین خسارات و در سناریوی گسل ری، کمترین خسارات به منطقه وارد میشود.