توسعه پایدار، مشتمل بر رشد و توسعه موزون اقتصاد، محیط زیست و جامعه انسانی و فرهنگ، وظیفه ی پیچیده ای است و حصول به آن اهمیت نهادهای دولتی را به واسطه ی در اختیار داشتن قدرت های قانونی و وظیفه ی صیانت از آن چه متعلق به عموم، مورد تاکید قرار می دهد. از جمله نهادهای تصمیم گیر و اثرگذار در امر توسعه پایدار شهری کمیسون ماده پنج وزارت مسکن و شهرسازی می باشد که بر اساس قانون تنها مرجع تغییر در طرح جامع و تفصیلی مصوب شهر و تعیین کاربری های مورد نظر مالک است. هدف از این پژوهش بررسی کمیسیون ماده پنج تهران به عنوان نهادی میان بخش در مدیریت شهری در تحقق توسعه پایدار شهر تهران می باشد. روش مورد استفاده در این پژوهش تحلیلی- تبیینی بوده و جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه، در دو سطح مختلف شامل مدیران، متخصصصان مرتبط با مدیریت شهری و فعال در کمیسیون ماده پنج تهران و متخصصین و صاحب نظران دانشگاهی صورت گرفت. یافته ها نشان می دهد که در گروه نقاط قوت ابلاغ مصوبات به ادارات و مناطق شهرداری در مدت زمان مقرر، در گروه نقاط ضعف کمبود نیروی متخصص و فنی جدید، در زمینه عوامل فرصت ها وجود فارغ التحصیلان دوره های تحصیلات تکمیلی مرتبط با مدیریت شهری و در زمینه تهدیدها، رانت زمین و دلالی زمین با بالاترین وزن نسبی در اولویت قرار گرفته اند. بر اساس نتایج سهم عوامل تهدیدها از مجموع وزن نسبی بین گروهی برجسته تر می باشد. در انتها، پژوهش حاضر بر لزوم مشارکت مردم در اعمال هر نوع تغییری تاکید می کند.
امروزه، یکی از چالش های پیش روی دولت ها در سراسر جهان، ایجاد شهرهایی است که از نظر مصرف انرژی بهینه باشد. در این زمینه، برنامه ریزی کاربری زمین و ابزار آن (تراکم، توزیع کاربری ها و غیره) نقش موثری در کاهش مصرف انرژی در شهرها ایفا می کند. ایران به عنوان یکی از نقش آفرینان مهم در عرصه انرژی در دنیا باید از این ابزار به منظور بهینه سازی مصرف انرژی در شهرهای خود استفاده کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه نحوه ادغام ملاحظات انرژی در قوانین برنامه ریزی کاربری زمین و طرح های توسعه شهری در ایران و انگلیس است. روش این تحقیق از نوع تطبیقی است و در آن ابتدا راهکارهای برنامه ریزی کاربری زمین برای کاهش مصرف انرژی شهرها از طریق بررسی کتابخانه ای و جستجو در منابع مرتبط استخراج شده و سپس مقایسه ای تحلیلی بین کشورهای ایران و انگلیس در زمینه چارچوب قانونی برنامه ریزی کاربری زمین برای کاهش مصرف انرژی شهرها و چگونگی اجرای این قوانین در طرح های توسعه صورت گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در ایران نقش برنامه ریزی کاربری زمین در کاهش مصرف انرژی شهرها نادیده گرفته شده است، در حالی که می توان با ادغام ملاحظات انرژی در برنامه ریزی کاربری زمین، از این ابزار موثر برنامه ریزی شهری به منظور افزایش پایداری توسعه شهرهای ایرانی استفاده کرد. با توجه به اینکه تا کنون در ایران و در چارچوب این تحقیق به موضوع انرژی در برنامه ریزی کاربری زمین پرداخته نشده است، نتایج این تحقیق می تواند مورد استفاده مراجع دولتی و عمومی برنامه ریزی کشور به منظور ادغام ملاحظات انرژی در برنامه ریزی کاربری زمین و طرح های توسعه شهری قرار گیرد.
پدیده مهاجرت جوانان روستایی به شهرها، یکی از مهم ترین دلایل عدم تحقق اهداف توسعه روستایی محسوب می گردد. زیرا جوانان روستایی امروزه دارای تحصیلات دانشگاهی بوده و سرمایه انسانی مناسبی برای روستاها محسوب می شوند و با خروج آنها از روستا، عملاً توسعه روستایی با کندی مواجه می گردد. این تحقیق در جهت بررسی عوامل مؤثر بر مهاجرت جوانان روستایی شهرستان مرودشت و ارائه راهکارهای عملی برای توقف روند مهاجرت آنها نگاشته شده است. جامعه آماری مورد مطالعه روستاهای بخش مرکزی مرودشت می باشد. برای تحقق اهداف و فرضیات تحقیق، تعداد150 نفر از جوانان روستایی بعنوان نمونه آماری در نظر گرفته شد و با تدوین پرسشنامه ای با 18 سؤال نظرات آنها در خصوص مهم ترین عوامل مؤثر بر مهاجرت جوانان روستایی جمع آوری و داده های بدست آمده توسط نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان می دهد که عوامل اجتماعی و فرهنگی نقش مهمی در مهاجرت جوانان روستایی داشته است. هر چند که عوامل اقتصادی نیز بی تأثیر نبوده است. بررسی نتایج آزمون فرضیات تحقیق نیز نشان می دهد که متغیرهای نبود فرصتهای شغلی در مناطق روستایی، نبود درآمد کافی، سختی کار کشاورزی، نرخ بالای رشد جمعیت روستا و تبلیغات نادرست در خصوص زندگی مرفه شهری از نظر افرادِ مورد بررسی، از اهمیت کمتری در تبیین مهاجرت جوانان روستایی برخوردار بوده اند. لذا برای جلوگیری از روند روزافزون مهاجرت در منطقه پیشنهاد می گردد که دولت به موضوع فرهنگ روستایی و مقبولیت آن توجه بیشتری نموده و با معرفی زمینه های اشتغال در روستاهای مورد بررسی و پرداخت تسهیلات اشتغال زایی، نسبت به حمایت از ایجاد صنایع کوچک روستایی برای جلوگیری از خروج جوانان روستایی اقدام نماید
در گذشته کشور ما با داشتن زمین های حاصلخیز فراوان و بهره گیری مناسب از مدیریت بهینه منابع خاک، همزیستی همگام با محیطِ زیست را تجربه کرده و سالیان زیادی آن را به عنوان موتور محرکه اقتصاد کشور محافظت نموده است. امّا اکنون ایران جزو کشورهایی است که فرسایش خاک به شدت در آن روی میدهد. با توجه به اینکه مناطق روستایی، بخش عمده ای از منابع طبیعی خاک کشور را در برمیگیرند؛ برنامه ریزی جهت رفع مسائل و به کارگیری شیوه های کارآمد، جهت بهره برداری و مدیریت بهینه ی آن میتواند راهگشای بسیاری از مشکلات زیست محیطی و اقتصادی- اجتماعی در زمینه توسعه روستاها باشد. روش مطالعه در این مقاله کتابخانه ای- اسنادی بوده و به منظور شناخت وضعیت مدیریت منابع خاک ایران از شیوه توصیفی- تحلیلی بهره گرفته است تا راهکارهای مناسب را بر این اساس ارایه نماید. نتایج نشان میدهد؛ ایران از جمله کشورهایی است که میزان تخریب منابع خاک و سایر منابع طبیعی آن، در مقایسه با سایر کشورهای جهان و حتی منطقه، در حد بسیار بالایی قرار دارد. این وضعیت در نتیجه عوامل طبیعی نامساعد نظیر؛ شیبِ تند اراضی، بارش های نامنظم و رگباری و عوامل انسانی همچون : نظام بهره برداری نامناسب، حاکمیت شیوه های غیراصولی و غیرعلمی در کشاورزی، روش های آبیاری سنتی و مدیریت ضعیف منابع خاک ایجاد شده است. در نهایت فرسایش مداوم و گسترده خاک، مشکلاتی نظیر کاهش شدید مواد آلی و عمق خاک، شوری و قلیایی شدن و در نهایت زمینه گسترش بیابان زایی در کشور را فراهم ساخته است.
در این پژوهش برای بررسی آلودگی هوای شهر اصفهان از داده های شاخص استاندارد آلودگی هوا (PSI) روزانه سه ایستگاه پایش کیفیت آلودگی (میدان لاله، آزادی و بزرگمهر) در محدوده شهر اصفهان طی سال های 1386-1384 استفاده شده است. رویکرد مورد نظر در این پژوهش محیطی به گردشی بوده، بنابراین، برای مشخص نمودن اثر گذاری و ارتباط بیشینه های PSI روزانه، طی دوره آماری روزهای با بیش از عدد120 انتخاب شده اند. بر این اساس، نقشه های الگوهای تراز میانی جو (500 هکتوپاسکال) برای مختصات 10 تا 70 درجه طول شرقی و 10 تا 70 درجه عرض شمالی از پایگاه اقلیمی NCEP/NCAR استخراج شد. نتایج این بررسی نشان می دهد که الگوهای گردشی تراز میانی جو تاثیر به سزایی در آلودگی هوای شهر اصفهان داشته، که در دوره های سرد و گرم سال، کانونی از پرفشارهای گسترده، بر روی قلمروی وسیعی از ایران و به خصوص منطقه مورد مطالعه مشاهده شده که حضور این کانون پرفشار، سبب پایداری و تراکم ذرات بر روی شهر اصفهان شده است.
بررسی و شناخت وضعیت توسعه مناطق، قابلیت ها و تنگناهای آنها در برنامه ریزی منطقه ای از اهمیت بسزایی برخوردار است. امروزه آگاهی از نقاط قوت و ضعف مناطق نوعی ضرورت برای ارایه طرح ها و برنامه ها محسوب می شود. از آنجا که یکی از موانع مهم توسعه، وجود پدیده دوگانگی و عدم توازن های اقتصادی- اجتماعی در سطح منطقه است، بر این اساس شناسایی بخش هاى مختلف اقتصادى، اجتماعى، فرهنگی، زیربنایى و ... در مناطق، از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. این امر زمینه مناسبی برای ارائه راهبردها و به کارگیری برنامه های مناسب توسعه نواحی و همچنین پی ریزی و ایجاد توسعه یکپارچه ناحیه ای و تحلیل وابستگی سکونتگاه های انسانی در سطوح نواحی می شود. مقاله حاضر بر مبنای روش توصیفی- تحلیلی است و به منظور تعیین درجه توسعه یافتگی شهرستان های استان خوزستان، 25 شاخص توسعه شهری نرم سازی، انتخاب و با استفاده از روش تحلیل عاملی به تجزیه و تحلیل شاخص ها پرداخته و آنها را در 5 عامل معنی دار دسته بندی کرده است و رتبه بندی شهرستان ها بر مبنای این پنج عامل انجام شده است. هم چنین با استفاده از روش تحلیل خوشه ای 3 سطح مشخص گردید که شهرستان های همگن، در یک سطح و در کنار یکدیگر قرار گرفتند.
هدف از مقاله حاضر، بررسی علل انگیزه های مهاجرت معکوس و تأثیر آن بر توسعه اجتماعی و اقتصادی در روستاهای اطراف شهرستان های تنکابن و رامسر واقع در استان مازندران است که در آن تلاش شده است، تا با توجه به فرضیات مطرح شده، به علل اصلی شکل گیری مهاجرت معکوس همانند: مسافت، تعلق بومی، سن، نوع مسکن، درآمد، نوع شغل و سطح تحصیلات توجه شود. روش تحقیق پیمایشی و نیز از روش کتابخانه ای (اسنادی) استفاده شده است. شیوه نمونه گیری سهمیه ای بوده که توزیع آن به صورت تصادفی ساده در بین 383 نفر از مهاجران مناطق روستایی شهرستان های مذکور صورت گرفته است. لازم به توضیح است که متغیرهای مستقل پژوهش عبارتند از: مسافت، تعلق بومی، سن، نوع مسکن، درآمد، نوع شغل و سطح تحصیلات و متغیر وابسته انگیزه مهاجرت معکوس. برای آزمون متغیرهای پژوهش از آماره های متناسب در نرم افزار spss استفاده شده است. نتایج به دست آمده، حاکی از وجود ارتباط مثبت و معنادار بین متغیرهای تعلق بومی و درآمد با انگیزه مهاجرت معکوس و وجود رابطة منفی و معنادار بین مسافت و انگیزه مهاجرت معکوس و عدم ارتباط معنادار بین متغیرهای سن، سطح تحصیلات، نوع شغل و نوع مسکن با انگیزه مهاجرت معکوس بوده است. رابطه بین انگیزه مهاجرت معکوس و توسعه اجتماعی و اقتصادی نیز نشان دهنده وجود رابطه مثبت و معنادار با این متغیر ها است.
خاستگاه رهیافت مدرسه در مزرعه، همانا رهیافت های مشارکتی روستایی است. در استان کرمانشاه این رهیافت به منظور اجرای فعالیت های مدیریت تلفیقی آفات، از سال 1387 در بین باغداران اجرا شده است. به هر حال اثربخشی و تأثیرگذاری این رهیافت بر میزان دانش، نگرش، مهارت و تمایلات باغداران، جای پرسش دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثربخشی رهیافت مذکور در کسب دانش، نگرش، مهارت و سطح آرزوها در بین باغداران شهرستان دالاهو انجام شد. مطالعه به صورت پیمایشی و با طرح تحقیق علّی- مقایسه ای و پس آزمون با گروه گواه است، که در بین 194 باغدار به اجرا درآمد. بر اساس روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی 97 شرکت کننده و 97 غیرشرکت کننده به منظور انجام مطالعه انتخاب شدند. پرسشنامه ای محقق ساخته با توجه به مرور پیشینه نگاشته ها و جلسات غیررسمی با جامعة آماری طراحی شد. روایی پرسشنامه با کمک متخصصان مدیریت تلفیقی آفات سازمان جهاد کشاورزی و اعضای هیئت علمی گروه ترویج دانشگاه رازی تأیید گردید. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 86/0 محاسبه شد. بر اساس یافته های تحقیق مدرسه در مزرعه، منجر به ارتقای دانش، بهبود نگرش، مهارت و سطح آرزوهای باغداران شرکت کننده در قیاس با باغداران غیرشرکت کننده شده است، توصیه می شود که این رهیافت در دیگر شهرستان های استان کرمانشاه نیز گسترش یابد.
بر اساس سند چشم انداز بیست ساله، ایران باید در سال 1404 جایگاه اوّل در سطح منطقه، شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه را در شاخص های توسعه داشته باشد. یکی از این شاخص ها، تعادل و تمرکززدایی در نظام شهرنشینی است. تمرکزگرایی به عنوان الگوی پیشرفت و توسعه در ایران و کشورهای همسایه، بیشتر امکانات و فرصت های توسعه را به خود اختصاص داده است. پس از چندی مشکلات و پیامدهای سوء تمرکزگرایی به صورت ایجاد نابرابری در بسیاری زمینه ها، گسیختگی در شبکه ی شهری و جذب تمامی فرصت ها و برهم زدن برابری و رشد و توسعه در سطح این کشورها پدیدار شده است. هدف از این مطالعه، بررسی جایگاه ایران از نظر شاخص های توزیع اندازه ی شهرها در بین کشورهای همسایه است. پرسشی که این پژوهش به آن پاسخ می دهد این است که آیا توزیع اندازه ی شهرها که تبلور تمرکز جمعیّت در شهر نخست است، در سه دوره ی بررسی شده، کاهش یافته یا افزایش یافته است. برای بررسی این مسائل از دو روش شاخص های نخست شهری و شاخص های بدون تمرکز استفاده شد. نتایج کلّیّه ی شاخص ها نشان می دهد که پدیده ی نخست شهری در ایران و همسایگان، در تمام این دوران وجود داشته و نظام شهری نابرابر و توزیع جمعیّت نامتعادل است. این امر درحالی ست که این تمرکز در ایران به سمت تعادل در حرکت است. با توجّه به نتایج پژوهش پیشنهاد می شود با دیدگاه و تفکّری برپایه ی اصول آمایش سرزمینی و به کارگیری راهکارهایی از جمله سیاست های تمرکززدایی، سرمایه گذاری در زیرساخت های بین شهری و واگذاری اختیارات به نهادهای منطقه ای و محلّی، از تمرکز بیش ازحد در نخست شهرها جلوگیری کنیم و گامی در راستای تحقق تعادل و توازن در شبکه ی شهرهای خود برداریم تا بتوانیم به اهداف چشم انداز بیست ساله کشور دست یابیم.
توسعه ی پایدار نواحی شهری به عنوان یکی از اهداف اساسی درجغرافیا،در جستجوی تقویت ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و کالبدی شهرهاست. هدف این مقاله شناسایی پایداری و ناپایداری نواحی شهر ایلام و نقاط قوت و ضعف این نواحی با استفاده از شاخص های توسعه ی پایدار است. روش مورد استفاده در این پژوهش ترکیبی از روش های تحلیلی و موردی- زمینه ای است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی، شاخص ترکیبی توسعه ی انسانی(HDI) و ضریب پراکندگی استفاده شده است. نوع تحقیق کاربردی– توسعه ای و جامعه ی آماری آن شامل نواحی 14 گانه ی شهر ایلام است.
نتایج نشان می دهد که از میان 14 ناحیه ی شهری، یک ناحیه ی پایدار، با شاخص ترکیبی توسعه ی انسانی و با ضریب 72/0 ، سه ناحیه ی نیمه پایدار و 10 ناحیه ی دیگر ناپایدار بوده اند. ناحیه ی مرکزی به عنوان تنها ناحیه ی پایدار و ناحیه ی چالیمار ناپایدارترین ناحیه ی شهری شناخته شده است. بر این اساس در ناحیه ی مرکزی دسترسی به امکانات آموزشی، بهداشتی و درمانی، فرهنگی و غیره و بالا بودن میزان اشتغال و صرفه جویی در دسترسی و هزینه ها با سکونت اقشار ثروتمند همراه است. درحالی که در نواحی ناپایدار عدم انطباق رشد جمعیت با نیازهای خدماتی، کمبود فضاهای تفریحی، اشتغال پایین، ساخت و سازهای بدون مجوز و گسترش بی رویه با سکونت اقشار کم درآمد همراه شده است. بنابراین دستیابی به توسعه ی پایدار در نواحی شهری ایلام، تنها با شناخت ابعاد توسعه ی پایدار و نقاط قوت و ضعف نواحی شهری و نیز توجه به شاخص های پایدار و تقویت عوامل ناپایدار امکان پذیر است.
اهداف مقالهی حاضر، رتبه بندی، تعیین سطوح توسعه در سال 1385 و تحلیل علل و عوامل نابرابری در نقاط شهری استان های ایران با استفاده از 54 شاخص در بخش های بهداشتی و درمانی، فرهنگی و آموزشی، اقتصادی، زیربنایی و مسکن، ورزشی و تلفیقی از شاخص های مورد مطالعه
میباشد. روش پژوهش مقاله «توصیفی- تحلیلی» است. ابتدا با استفاده از روش تحلیل عاملی درجه ی توسعه یافتگی نواحی محاسبه و رتبه ی هر یک از نواحی در شاخص های بخش های مورد مطالعه مشخص شد. سپس با استفاده از روش تحلیل خوشه ای، نقاط شهری استان های ایران در سه سطح توسعه یافته، نیمه توسعه یافته و محروم طبقه بندی شده اند. با بهره گیری از ضریب پراکندگی، روند و شکاف نابرابری میان نقاط شهری استان های ایران مشخص شده است.
با بررسی علل و عوامل ذکر شده در مقاله، روشن می شود که عوامل مختلف در تکوین نابرابری در ایران سهیم هستند و هیچ کدام از عوامل به تنهایی نمی تواند توجیه کننده ی عقب ماندگی و نابرابری میان نواحی باشد؛ زیرا نابرابری عنصر پیچیده ای است که مجموعه ای از عوامل منجر به ظهور آن می شود. به هر حال، نتایج بررسی حاضر، حاکی از آن است که عوامل اقتصاد سیاسی و نظام برنامه ریزی و سیاست های کلان نقش بیش تری نسبت به سایر عوامل در تکوین و تشدید نابرابری در نقاط شهری استان های ایران داشته اند.
در الگوهای جدید برنامه ریزی و مدیریت شهری جهانی ، اجرای پروژه های مشارکت شهری جایگاه خاصی یافته است. اجرای پروژه توسعهی شهری یک فعالیت جمعی است مبتنی بر « نقش مشارکت شهروندی با الگوها ی متفاوت مبتنی برمشارکت افراد ، خانواده ها ، گروه ها ، سازمان ها ، نهادها و بخش های خصوصی و عمومی است. اصطلاح تخصصی توسعه پایین به بالا ، نیز ناظر به نقش مشارکتی مردم است و نقش مشارکتی مردم ( افراد ، گروهها ، سازمانها ) در فرایند توسعه از جمله توسعه شهری واقعیتی انکار نا پذیر است . تجربیات جهانی نشان می هد که از دهه 1980 میلادی به بعد در برنامه های توسعه ی شهری توجه فزاینده ای به رویکرد مشارکت صورت گرفته است .
در مقاله ی حاضر به بررسی الگو ها و مدل های مختلف برنامه ریزی مشارکتی پرداخته و دیدگاههای حاکم بر مشارکت مردمی در برنامه ریزی شهری ، نظریات و مدل های مشارکتی ،ویژگی های نظام های مشارکتی در برنامه ریزی و مدیریت شهری سطوح مختلف مشارکت مردمی در طرح های شهری را مورد بررسی قرار می گیرد.
موقعیت جغرافیائی و اقلیمی خاص ایران، تنوع بسیاری بالائی را در آن از نظر زیست محیطی و فرهنگی ایجاد نموده که این مساله شرایط مساعدی را برای توسعه گردشگری در اکثر مناطق کشور فراهم آورده است. ولی متاسفانه توسعه این صنعت به دلیل عدم برنامه ریزی مناسب و فقدان یک چارچوب علمی قوی جهت حمایت از آن، به تحقق نرسیده است. لذا هدف اصلی این تحقیق، معرفی یک چارچوب جامع جهت ارزیابی توان گردشگری نقاط مختلف کشور می باشد. با این هدف، ارائه این چارچوب در دو فاز به انجام رسیده است. فاز اول الگوی معرفی شده، مربوط به درجه بندی شهرستانهای مختلف یک استان برای توسعه گردشگری است. فاز دوم مدل پیشنهادی، به طرحریزی توسعه گردشگری در مناطق دارای توان اکولوژیک پرداخته است. جهت آزمون مدل های پیشنهادی، بر روی یک نمونه واقعی، استان اصفهان در ایران انتخاب شده است. با اجرای مرحله اول مدل بر روی 21 شهرستان این استان، آنها در 4 گروه از سطح 1 تا 4 طبقه بندی شدند. همچنین پس از اجرای قسمت دوم مدل بر روی یکی از دهستانهای فریدونشهر که از شهرستانهای طبقه 1 بود، مشخص شد که مساحتی در حدود 10 کیلومتر مربع از این دهستان، بهترین مکانها جهت احداث مجتمع های گردشگری هستند.