ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۱۰٬۹۶۵ مورد.
۳۰۱.

مدل مفهومی طراحی مسکن در شرایط پاندمی با بهره گیری از زبان فضایی شولتز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۴
هدف: پاندمی کووید-۱۹ مفهوم و کارکرد خانه را تغییر داده و ضرورت توجه به آن را به عنوان فضایی چندبعدی و پاسخ گو به نیازهای متنوع انسان، برجسته ساخته است؛ شولتز نیز با تعریف فضا به عنوان مفهومی چندبعدی تطابق معناداری با شرایط پاندمی که چندین بعد را در برمی گیرد، پیدا می کند. اما این پرسش مطرح می شود که در شرایط بروز پاندمی، کدام شاخص ها در طراحی خانه متناسب با شرایط مذکور بیشترین اهمیت را دارند و چگونه می توان از زبان فضایی نوربرگ شولتز برای شناسایی مفاهیم و شاخص ها و الگوهای طراحی در وهله اول و اولویت بندی آن ها در وهله دوم بهره گرفت؟ هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی شاخص ها و الگوهای طراحی مسکونی متناسب با شرایط پاندمی با بهره گیری از زبان فضایی نوربرگ شولتز است. روش پژوهش: مطالعه حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تأکید بر جنبه های چندبعدی نظریه شولتز است. داده ها در دو مرحله جمع آوری شد: نخست، مرور مبانی نظری و تجربی مرتبط با مفهوم خانه و زبان فضایی شولتز و تعریف شاخص ها و الگوهای طراحی؛ دوم، تکمیل پرسش نامه مقایسه زوجی بر اساس طیف ۹ درجه ای لیکرت توسط ۴۰ متخصص در حوزه های معماری، شهرسازی، روان شناسی محیطی و بهداشت برای تعیین اهمیت هر شاخص. داده ها با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و نرم افزار Expert Choice 11 تحلیل شد. یافته ها: حاکی از آن است که «انطباق پذیری» مهم ترین شاخص است و پس ازآن «سیر فضایی»، «یکپارچگی فضای کار و خانه» و «فضاهای احیاگر» قرار دارند. نتیجه گیری: نشان می دهد که بهره گیری از شاخص های نظری شولتز -مانند تداوم فضا و زمان، تعامل انسان و محیط، سلسله مراتب فضایی و مفهوم فضا به عنوان رسانه ارتباطی- چهارچوبی مفهومی برای طراحی خانه های آینده فراهم می آورد. چنین خانه هایی علاوه بر پاسخ گویی به نیازهای فیزیکی، نقش مؤثری در تقویت هویت مکانی، سلامت روان و تاب آوری اجتماعی در شرایط بحرانی دارند و می توانند الگویی کاربردی برای طراحی مسکن در شرایط پاندمی و بحران های مشابه متناسب با نیازهای انسان ارائه کنند.
۳۰۲.

تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر مشارکت ذی نفعان و پایداری شهری هوشمند در شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۲۵
فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان ابزاری کلیدی در پایداری شهری هوشمند، به بهبود مدیریت منابع و افزایش مشارکت ذینفعان کمک می کند. استفاده از این فناوری ها به ارتقای کیفیت زندگی در شهرها، بهبود تصمیم گیری و کاهش تأثیرات زیست محیطی منجر می شود. در این راستا، هدف پژوهش بررسی تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر مشارکت ذی نفعان و پایداری شهری هوشمند در شهر تهران است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و از شاخه تحلیل مسیر محسوب می شود. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه استاندارد می باشد. جامعه آماری کلیه خبرگان شهری می باشد که حجم نمونه به روش گلوله برفی 70 نفر انتخاب شده است. برای تحلیل و تجزیه داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری (PLS) استفاده شده است. نتایج نشان داد که میانگین متغیرهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، پایداری شهری هوشمند، مشارکت ذی نفعان، و انطباق و تاب آوری شهری به ترتیب 05/3، 72/3، 86/3 و 80/3 است که به ترتیب در سطوح نیمه پایدار و پایدار قرار دارند. کمترین پراکندگی مربوط به مؤلفه راه حل های نوآورانه (21/13 درصد) و بیشترین پراکندگی مربوط به محاسبات ابری (08/32 درصد) است. در تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری، تمامی بارهای عاملی بالاتر از 40/0، ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بالاتر از 70/0 و مقادیر روایی واگرا بالاتر از 50/0 هستند که نشان دهنده پایایی و اعتبار مناسب مدل اندازه گیری است. مقادیر ضرایب معیار برای متغیرهای مشارکت ذی نفعان (07/0) و پایداری شهری هوشمند (531/0) و مقدار معیار استون - گیزر برای این متغیرها به ترتیب 043/0 و 318/0 تأثیرات معنادار مدل را تأیید می کند. همچنین تمامی تأثیرات فناوری اطلاعات و ارتباطات، مشارکت ذی نفعان و انطباق و تاب آوری شهری بر پایداری شهری هوشمند با ضریب معناداری بزرگ تر از 96/1 تأیید می شود. بنابراین مفهوم این مطالعه امکان بهینه سازی تأثیر محیط شهری مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات را فراهم می کند و در نتیجه جوامع پایدار و تاب آوری را ایجاد می کند که نیازها و اولویت های همه اعضای جامعه را برآورده می کند.
۳۰۳.

پیامدهای روانی کووید 19بر زنان روستایی: درس هایی از همه گیری COVID-19 در زمینه سلامت روان زنان روستایی سرپرست خانوار شهرستان کنگاور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۲
همه گیری ویروس کرونا اثرات روانی زیادی بر سلامت روان قشرهای آسیب پذیر از جمله زنان سرپرست خانوارهای روستایی گذاشته است. لذا مطالعه حاضر با هدف شناسایی پیامدهای روانی اپیدمی کووید-19 بر این قشر آسیب پذیر روستایی و ارائه درس هایی از همه گیری این ویروس انجام شده است. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و به شیوه فنومنولوژی (پدیدارشناسی) انجام شده است و گروه نمونه متشکل از 24 زن سرپرست خانوار است که به روش هدفمند انتخاب شدند. اطلاعات این گروه با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. جهت اعتبار پذیری داده ها نیز از روش مثلث سازی استفاده شد. سپس داده ها با روش کلایزی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها منجر به شناسایی 27 مضمون اولیه و 8 مضمون فرعی از پیامدها شد که 7 پیامد اصلی شامل؛ پیدایش مشکلات روحی و روانی، کاهش کیفیت زندگی کاری و بی ثباتی شغلی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری، خود کارآمدی و ترس از آینده را در تجربیات مشارکت کنندگان نشان داد. همه گیری کووید-19 دوران چالش برانگیزی بود که پیامدهای آن تابه حال دامن گیر مردم بوده است . بر این اساس می توان گفت، رویکردها و مداخلات بهداشت عمومی از سوی سازمان ها و ارگان های مرتبط باید با اولویت حمایت از اقشار آسیب پذیر جامعه از جمله زنان سرپرست خانوار باشد و سیاست ها نیز بایستی پاسخگوی نابرابری های جنسیتی و اجتماعی باشند تا زمینه کاهش اثرات منفی همه گیری های جهانی را چه در طول و چه پس از همه گیری فراهم آورد.
۳۰۴.

تحلیل اثرات اقتصادی شهرک های صنعتی بر مناطق پیرامونی (مطالعه موردی: شهرک صنعتی سلیمان صباحی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۲
مقدمه امروزه، صنعت به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی، نقش محوری در پیشرفت مناطق کمتر توسعه یافته ایفا می کند. این بخش به دلیل قابلیت جابه جایی و انطباق عوامل تولید با شرایط مختلف جغرافیایی، نسبت به بخش کشاورزی از انعطاف بیشتری برخوردار است. ارتباطات پیشین و پسین صنعت با سایر بخش های اقتصادی، آن را به ابزاری مؤثر برای ساماندهی منابع و تحقق توسعه پایدار تبدیل کرده است. فرایند صنعتی شدن از چنان نقش محوری ای برخوردار است که می توان دستاوردهای فناورانه سه قرن گذشته را عامل اساسی پیشرفت و رونق اقتصادی کشورهای توسعه یافته در عصر حاضر دانست. از این رو، صنعتی شدن به عنوان یک تصمیم تعیین کننده و نیازی اجتناب ناپذیر برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورها تلقی می شود. بر این اساس، بیشتر کشورها با برنامه ریزی و سیاست گذاری های هدفمند به سمت صنعتی شدن حرکت می کنند. یکی از این سیاست ها، احداث شهرک های صنعتی است که با هدف تجمیع فعالیت های تولیدی و صنعتی در یک محدوده جغرافیایی مشخص طراحی می شوند. این شهرک ها با جذب سرمایه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و توسعه صنایع خدماتی و پشتیبان، به تحقق اهداف اجتماعی اقتصادی کمک می کنند. با این حال، توسعه شهرک های صنعتی می تواند چالش هایی مانند آلودگی محیط زیست را نیز به همراه داشته باشد. در ایران، سابقه احداث شهرک های صنعتی به سال 1333 و تأسیس اولین شهرک صنعتی در کرج باز می گردد. شهرک صنعتی سلیمان صباحی آران و بیدگل (استان اصفهان) که در سال 1370 تأسیس شد، با میزبانی بیش از 500 واحد صنعتی، به ویژه در صنعت فرش ماشینی، به یکی از مراکز کلیدی صنعتی منطقه تبدیل شده است. اقتصاد آران و بیدگل به طور قابل توجهی به این شهرک وابسته است و حضور کارگران در آن، منبع اصلی درآمد و اشتغال منطقه را تشکیل می دهد. با وجود پژوهش های متعدد درباره نقش شهرک های صنعتی در توسعه اقتصادی ایران، تأثیرات اقتصادی شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر شهر آران و بیدگل تا کنون بررسی نشده است. این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف، به ارزیابی تأثیرات این شهرک بر شاخص های کلیدی توسعه اقتصادی، شامل ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و بهبود کیفیت زندگی می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که ایجاد و توسعه شهرک صنعتی سلیمان صباحی چه تأثیری بر شاخص های توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است؟ فرضیه پژوهش بر این است که این شهرک تأثیر مثبتی بر شاخص های توسعه اقتصادی منطقه داشته است. مواد و روش ها این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی با رویکرد کمی و کاربردی است. جامعه آماری شامل 92287 نفر از ساکنان شهر آران و بیدگل بود. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد و با استفاده از فرمول کوکران و خطای 5 درصد، حداقل حجم نمونه 383 نفر تعیین شد. برای اطمینان از کفایت داده ها، 440 پرسشنامه توزیع شد که پس از حذف 40 پرسشنامه ناقص یا غیر معتبر، 400 پرسشنامه معتبر (91 درصد نرخ پاسخ دهی) برای تحلیل انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته با 13 سؤال در مقیاس لیکرت پنج درجه ای بود که ابعاد اصلی شاخص اقتصادی مانند اشتغال و درآمد را پوشش می داد. سؤالات مثبت (11 سؤال) و منفی (2 سؤال شامل افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی) به صورت تصادفی در پرسشنامه قرار گرفتند تا از سوگیری پاسخ جلوگیری شود. سؤالات منفی برای تحلیل یکنواخت در نرم افزار SPSS ریکود شدند. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط پنج متخصص اقتصاد منطقه ای و روش تحقیق تأیید شد. پایایی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ (0/87) محاسبه شد که نشان دهنده پایایی بالای پرسشنامه است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. برای توصیف داده ها، از شاخص های آماری توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد) و برای آزمون فرضیات، از آزمون های T تک نمونه ای (مقایسه میانگین شاخص اقتصادی با مقدار مرجع 3)، فریدمن (رتبه بندی متغیرها) و T گروه های مستقل (مقایسه پاسخ های مردان و زنان) استفاده شد. سطح معناداری آزمون ها 0/05 بود و نرمال بودن داده ها با آزمون کولموگروف اسمیرنوف تأیید شد. همچنین، 13 متغیر کلیدی اقتصادی، از جمله ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، کاهش فقر، جذب سرمایه گذاری و تغییر کاربری اراضی، با تعاریف عملیاتی مشخص انتخاب شدند تا تأثیرات شهرک صنعتی به صورت جامع بررسی شود. یافته ها نتایج آزمون T تک نمونه ای نشان داد میانگین کل شاخص اقتصادی (3/50) به طور معناداری بالاتر از مقدار مرجع 3 است (p<0.05) و اندازه اثر کوهن (d=0.74) اثر بزرگ را تأیید کرد. این یافته نشان دهنده تأثیر مثبت و قابل توجه شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل است. بررسی میانگین متغیرهای شاخص اقتصادی نشان داد از 13 متغیر، تنها متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» میانگینی کمتر از مقدار مرجع (3) داشت. سایر متغیرها میانگین بالاتر از حد متوسط را نشان دادند. با این حال، افزایش قابل توجه میانگین دو متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» و «تغییر کاربری اراضی» که معمولاً به عنوان پیامدهای منفی توسعه اقتصادی تلقی می شوند، نشان دهنده چالش هایی در دسترسی به مسکن و پایداری محیط زیست در منطقه است. نتایج آزمون فریدمن نشان دهندهتفاوت معنادار در رتبه بندی متغیرها توسط پاسخ دهندگان بود. به بیان دیگر، پاسخ دهندگان اهمیت متفاوتی برای متغیرهای پژوهش قائل شدند. در این راستا متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» با میانگین رتبه 9/76 بالاترین اهمیت و متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» با میانگین رتبه 4/60 کمترین اهمیت را از دیدگاه پاسخ دهندگان داشت. نتایج آزمون T گروه های مستقل نشان داد تفاوت معناداری بین پاسخ های مردان (میانگین 3/54) و زنان (میانگین 3/44) وجود ندارد، که نشان دهنده تأثیر اندک جنسیت بر ادراک شاخص اقتصادی است.  نتیجه گیری یافته ها نشان داد شهرک صنعتی سلیمان صباحی تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است. این تأثیر به ویژه در متغیرهای ایجاد اشتغال، افزایش تولید و افزایش صادرات محصولات مشهود است. با این حال، متغیرهای افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی به عنوان چالش های اصلی شناسایی شدند که می توانند پایداری توسعه را تهدید کنند. برای تقویت اثرات مثبت و کاهش چالش ها، پیشنهاد می شود: 1) تنظیم مقررات برای کنترل سوداگری ملکی و تأمین مسکن ارزان قیمت، 2) نظارت دقیق بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی، و 3) استفاده از سیستم های بازچرخانی آب در واحدهای صنعتی برای مدیریت منابع آب در منطقه کویری. برای تحقیقات آتی، بررسی اثرات بلندمدت شهرک بر نابرابری درآمدی و پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی توصیه می شود. این پژوهش به دلیل تمرکز بر یک شهرک خاص، قابلیت تعمیم محدودی دارد و بررسی های بیشتر در سایر مناطق ضروری است.
۳۰۵.

بررسی ارتباط حس تعلق محله ای و مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری (مطالعه موردی: محلل جوادیه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۰
مقدمه با گسترش توسعه اقتصادی در کشورهای جهان سوم و رشد سریع جمعیت، شهرنشینی نیز با شتابی چشمگیر افزایش یافت؛ به گونه ای که شهرها دیگر توان پاسخ گویی به نیازهای جمعیت ساکن را نداشتند. در این راستا، دو رویکرد اصلی در دستور کار مدیران شهری قرار گرفت: نخست، توسعه منفصل از طریق ایجاد شهرهای جدید در اطراف کلان شهرها؛ و دوم، توسعه متصل با تمرکز بر نوسازی، بهسازی و بازسازی بافت های فرسوده شهری. به دلایلی همچون حفظ هویت تاریخی، ارزش های فرهنگی و اجتماعی، و جلوگیری از گسترش نامتوازن شهرها، سیاست های نگهداشت و ارتقای بافت های فرسوده مورد توجه ویژه قرار گرفت. بافت های فرسوده به دلیل ساختار کالبدی آسیب پذیر و زیرساخت های ناکارآمد، مستعد ناپایداری فضایی هستند و این امر موجب اختلال در نظام زیستی و کاهش کارایی عملکردی آن ها می شود. در میان این بافت ها، محله های سنتی و تاریخی جایگاه ویژه ای دارند؛ چرا که عناصر ارزشمند معماری و شهری را در خود جای داده و بازتاب دهنده فرهنگ، تاریخ و هویت جمعی اند. همچنین، مراکز تجاری و مسکونی موجود در این بافت ها به عنوان سرمایه های ملی و اجتماعی شناخته می شوند که نیازمند برنامه ریزی دقیق و اصولی برای ارتقا و بازآفرینی هستند. در این میان، بازآفرینی شهری به عنوان رویکردی جامع و چندبُعدی، نه تنها به کالبد شهر، بلکه به ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی آن نیز توجه دارد. این رویکرد انسان را به عنوان عنصر مؤثر در شهر در نظر می گیرد و برای هویت، رفتار، معیشت و سکونت او ارزش قائل است. بازآفرینی شهری با مجموعه ای از اقدامات هدفمند، به بهبود پایدار شرایط نواحی دستخوش تغییر کمک می کند و در این مسیر، مشارکت شهروندان نقشی کلیدی ایفا می کند. شهر تهران با بیش از ۳ هزار هکتار بافت فرسوده، با چالش های جدی در حوزه مدیریت شهری مواجه است. اجرای موفق برنامه های بازآفرینی در این بافت ها نیازمند فراهم سازی مجموعه ای از عوامل و پیش نیازهاست که یکی از انواع مهم آن ، تقویت حس تعلق محله ای در میان ساکنان است. این مقاله با تمرکز بر اهمیت مشارکت شهروندان در برنامه های بازآفرینی، به بررسی نقش حس تعلق محله ای به عنوان مؤلفه ای تأثیرگذار بر مشارکت پرداخته و در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا میان حس تعلق محله ای و مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری محله جوادیه ارتباط معناداری وجود دارد یا خیر. مواد و روش ها با توجه به ماهیت پژوهش که بر درک تجربه زیسته، نگرش ها و معناهای ذهنی شهروندان نسبت به حس تعلق محله ای و مشارکت در بازآفرینی شهری تمرکز دارد، از رویکرد کیفی بهره گرفته شد. روش های کمی با وجود توانایی در سنجش متغیرها، در تحلیل لایه های معنایی و پیچیدگی های اجتماعی محدود هستند؛ از این رو، تحلیل کیفی با استفاده از جلسات گروه متمرکز (FGD) و مصاحبه های عمیق، مناسب ترین گزینه برای این مطالعه بود. در مرحله نخست، براساس مدل مفهومی پژوهش، راهنمای سؤالات تنظیم شد. سؤالات FGD با هدف پوشش ابعاد مختلف مدل طراحی شدند. داده های سامانه شهرسازی منطقه ۱۶ نشان دادند از مجموع ۶۹۵۳ پلاک در محله جوادیه، ۱۴۰۴ پلاک نوسازی شده و ۵۵۴۷ پلاک نیازمند نوسازی هستند. پس در گام نخست نمونه گیری از پلاک های نیازمند نوسازی آغاز شد. سپس، نقشه بافت فرسوده از دفتر توسعه محله ای تهیه و معابر اصلی، فرعی و بن بست ها شناسایی شدند. سپس با روش نمونه گیری خوشه ای، پلاک های نیازمند نوسازی دسته بندی و نمونه هایی به صورت تصادفی انتخاب شدند. در مرحله دوم، از روش نمونه گیری هدفمند برای انتخاب افراد واجد شرایط جهت شرکت در جلسات FGD استفاده شد. این افراد شامل ساکنان و ذی نفعان محله جوادیه بودند که سابقه سکونت یا اشتغال حداقل پنج ساله، آشنایی با مسائل محله، تمایل به مشارکت در گفت وگو، و تنوع در سن، جنسیت، تحصیلات و نوع فعالیت داشتند. تلاش شد تا از هر بخش کالبدی محله (مرکز، حاشیه، گذرهای پرتردد و نقاط کم تردد) حداقل یک یا دو نفر انتخاب شوند تا تنوع فضایی و اجتماعی حفظ شود. دو گروه ۱۲نفره از شهروندان محله جوادیه برای شرکت در جلسات FGD انتخاب شدند. این تعداد با توجه به توصیه های روش شناسی مطالعات کیفی، امکان تعامل مؤثر، تنوع دیدگاه ها و مدیریت زمان را فراهم ساخت. جلسات در بازه زمانی ۴۵ تا ۶۰ دقیقه برگزار شدند و محتوای آن ها به صورت کامل مکتوب، دسته بندی و در نرم افزار MAXQDA نسخه ۲۰۲۱ تحلیل شد. با توجه به اشباع اطلاعاتی حاصل از جلسات، دو جلسه کافی تشخیص داده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. برای سنجش اعتبار کدگذاری ها، از بازبینی مضاعف و تطبیق کدها با چارچوب مفهومی استفاده شد. هم خوانی درون کدی و بین کدی نیز بررسی شد تا انسجام معنایی و اعتبار نتایج تضمین شود. در نهایت، با بهره گیری از داده های استخراج شده، وضعیت حس تعلق محله ای و مشارکت در بازآفرینی محله جوادیه ترسیم شد. یافته ها یافته های حاصل از مصاحبه ها نشان دادند حس تعلق محله ای در میان ساکنان محله جوادیه تا حدودی وجود دارد. بسیاری از مشارکت کنندگان ضمن تمایل به نوسازی، خواستار حفظ خاطرات، هویت و شکل سنتی محله بودند. احساس امنیت روانی، مالکیت شخصی، و وابستگی قومی از عوامل اصلی این تعلق خاطر عنوان شد. در برخی موارد، همین حس تعلق مانع از مشارکت در برنامه های بازآفرینی می شد؛ به ویژه در میان نسل های قدیمی تر که خاطرات عمیق تری با محله داشتند. در مقابل، جوانان تمایل بیشتری به ترک محله در صورت عدم نوسازی داشتند که نشان دهنده شکاف نسلی در نگرش به بازآفرینی است. بی اعتمادی به نهادهای اجرایی، به ویژه شهرداری، یکی دیگر از موانع مشارکت بود. تجربه های گذشته و عدم شفافیت در برنامه ها موجب شده بود که ساکنان خواستار اطلاع رسانی دقیق و اعتمادسازی پیش از هرگونه اقدام باشند. وابستگی های قومی و فرهنگی نیز در شکل گیری حس تعلق نقش داشتند؛ سکونت اقوام هم زبان و هم فرهنگ در کوچه ها و بن بست ها نوعی انسجام اجتماعی ایجاد کرده بود.حس مالکیت منازل نیز به عنوان عامل تقویت کننده حس تعلق محله ای شناخته شد. بسیاری از ساکنان تأکید داشتند که حفظ حق مالکیت، شرط مشارکت در برنامه های بازآفرینی است. در نهایت، یافته ها نشان دادند حس تعلق محله ای نه تنها یک احساس شخصی، بلکه نوعی سرمایه اجتماعی است که نقش کلیدی در موفقیت برنامه های بازآفرینی ایفا می کند. توجه به مؤلفه های فرهنگی، اجتماعی و روانی ساکنان، شرط اساسی برای طراحی و اجرای مؤثر این برنامه هاست. نتیجه گیری یافته های پژوهش نشان دادند مشارکت شهروندان در برنامه های بازآفرینی شهری، علاوه بر عوامل کالبدی و اقتصادی، به شدت تحت تأثیر مؤلفه های اجتماعی و روانی نظیر حس تعلق محله ای قرار دارد. بر اساس نظریه مک میلان و چاویس، این حس شامل چهار مؤلفه اصلی است: عضویت، تأثیرگذاری، تأمین نیازها و پیوندهای عاطفی. در محله جوادیه، تنها مؤلفه «عضویت» به طور نسبی شکل گرفته است؛ ساکنان خود را بخشی از اجتماع محله ای می دانند و خواهان حفظ هویت و بهبود شرایط سکونت هستند. در مقابل، مؤلفه های دیگر دچار ضعف اند. ساکنان احساس می کنند در تصمیم گیری های شهری تأثیر ندارند و بی اعتمادی به نهادهای اجرایی، به ویژه شهرداری، مانع مشارکت آن ها شده است. شکاف میان برنامه ریزی بالا به پایین و نیازهای واقعی مردم، به ویژه در حوزه هایی همچون فضای سبز، خدمات درمانی و امنیت، نشان دهنده ضعف در تأمین نیازهاست. همچنین، مهاجرت نسل جوان، احساس شرمندگی نسبت به سکونت در محله، و انتخاب محل زندگی بر اساس اجبار مالی، بیانگر تضعیف پیوندهای عاطفی مشترک است. در مجموع، مشارکت مؤثر در بازآفرینی شهری زمانی شکل می گیرد که شهروندان نه تنها خود را عضو محله بدانند، بلکه احساس کنند صدایشان شنیده می شود، نیازهایشان درک می شود، و پیوندشان با محیط زندگی شان ارزشمند است. این امر مستلزم بازسازی اعتماد، تقویت سرمایه اجتماعی، و تغییر رویکرد از برنامه ریزی تکنوکراتیک به برنامه ریزی مشارکتی و زمینه مند است؛ رویکردی که شهروندان را از دریافت کننده خدمات به کنشگران فعال در تولید فضای شهری تبدیل می کند.
۳۰۶.

تبیین عوامل مؤثر در توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری (مورد مطالعه شهرستان آباده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۶
توسعه پایدار از مفاهیم مهمی است که امروزه در مناطق روستایی مورد تأکید است. جهت پیاده سازی این مفهوم، بایستی از ظرفیت های متنوعی استفاده نمود که گردشگری از مهمترین آنها است. در راستای توسعه روستاها با رویکرد گردشگری عوامل مختلفی مؤثر هستند که برای نواحی نیمه خشک از جمله شهرستان آباده این عوامل متفاوت است. این شهرستان دارای جاذبه های گردشگری از نوع طبیعی و تاریخی-فرهنگی است که با توجه به موقعیت استقرار آن در مسیر شیراز، می توان جایگاه بهتری داشته باشد. هدف پژوهش تبیین عوامل مؤثر در توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری در نواحی نیمه خشک ایران است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده ها از طریق پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق را ساکنان روستایی و کارشناسان تشکیل داده که بر اساس فرمول کوکران 372 نفر در زمینه ساکنان و 50 نفر در زمینه کارشناسان به عنوان حجم نمونه تعیین شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که از دیدگاه جامعه محلی، 19 عامل در توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری با تبیین 860/75 درصد مؤثر هستند. این عوامل در سه عامل کلان شامل برنامه ریزی اقتصادی، زیرساختی و اجتماعی (069/55 درصد)، توسعه خدمات و دانش عمومی(528/14 درصد) و مدیریت، امنیت و آموزش(262/6) دسته بندی می شوند. همچنین از دیدگاه کارشناسان، به ترتیب مهمترین عوامل قوت، ضعف، فرصت و تهدید در زمینه توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری شامل روحیه قوم گرایی و جمع گرایی در روستاها با وزن نهایی (388/0)؛ کمبود اقامتگاه گردشگری در روستاها با وزن نهایی(427/0)؛ امکان جذب سرمایه گذاری از بخش خصوصی و همچنین افزایش سطح درآمد و اشتغال مردم روستاها به طور مشترک با وزن نهایی(375/0)؛ خشکسالی و کم آبی در سال های اخیر با وزن نهایی(523/0) هستند. بهترین استراتژی برای تحقق توسعه پایدار روستایی گردشگری، استراتژی تنوع تعیین شد که مهمترین آنها شامل جذب سرمایه در حوزه گردشگری و برندسازی آن است.
۳۰۷.

بررسی ساخت وساز های غیرمجاز شهری از نظر تراکم و نما، مطالعه موردی: منطقه یک شهرداری کلانشهر تبریز(کوی ولیعصر و بیلانکوه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۱۷
یکی ازمشکلاتی که نظام مدیریت و برنامه ریزی شهری را در کلان شهر تبریز تحت اشغال خود قرار داده است ساخت وساز های غیرمجاز در زمینه تراکم ونما است. تخلف به معنای هرگونه انحراف وتخطی از قوانین ملی و ضوابط در دستورالعمل طرح ها است و ساخت وساز های غیر مجاز نیز نوعی از تخلفات محسوب می شوند که موضوع اصلی این پایان نامه بررسی ساخت وساز های غیرمجاز در حوزه تراکم و نما، منطقه 1 کلانشهر تبریز،نواحی ولیعصر و عباسی را شامل می شود. نتایج تحقیق نشان می دهد که تخلفات ساخت وساز های شهری با توجه به تغییر کاربری اراضی و تراکم ونما درصد کمتری مربوط به تبدیل واحد مسکونی و تجاری و زیر شیروانی و... نسبت به نما،عابر و بدون پروانه و بهداشت وغیره می باشد. وهمچنین بیشترین تاثیر تخلفات ساخت وساز بر کیفیت محیط از ابعاد منظر و سیمای شهری می باشد وبه لحاظ کمی وآماری ،تایید می شود و گویای یک نوع ارتباط دو سویه است وبه لحاظ واقعیت های منطبق بر کیفیت محیطی در سطح منطقه همخوانی دارد.از این رو،با افزایش تخلفات در ساخت وساز های غیر مجاز و تنزل کیفیت محیطی نیز مشهود است و با کاهش ساخت وساز های غیرمجاز عملکرد های مکانی و فضایی منطقه افزایش می یابد وبالطبع شاخص های کیفیت محیطی نیز ارتقاء می یابد. ضوابط و مقررات سا خت و ساز شهری که ابزار اجرایی طرح ها و برنامه های شهری محسوب می گردند به منظور تضمین کیفیت زندگی مناسب در سطح شهر و رعایت حقوق شهر و شهروندان تنظیم و تدوین می شوند.
۳۰۸.

اصول برنامه ریزی جدید برای بازاندیشی چارچوب نظری طرح هادی روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۳
کشور ایران با داشتن حدود نیم قرن تجربه برنامه ریزی، پر سابقه ترین کشورها در زمینه برنامه ریزی است؛ اما ارزیابی برنامه های توسعه نشان می دهد که به علت حاکم بودن ساختار بخشی بر تدوین برنامه ها، هنوز شاخص های توسعه سکونتگاه های روستایی کشور از وضعیت مناسب برخوردار نیستند. طرح هادی، اگرچه زمینه ساز پیامدهای مثبتی از جمله جلوگیری نسبی از ساخت و سازهای غیرقانونی، تعریف نیاز و تأمین کاربری ها و خدمات عمومی و نظم و نسق بخشی به گسترش فیزیکی در روستاهای سطح کشور ایران شده است ولی با این وجود بایستی به ایت نکته نیز اشاره داشت که این طرح علاوه بر پیامدهای مثبت خود، پیامدهای منفی را نیز برای روستا و روستاییان به دنبال داشته است. با توجه به اهمیت طرح هادی روستایی در برنامه ریزی توسعه روستاهای سطح کشور و همچنین با آگاهی از نارسایی ها و چالش های پیش روی طرح هادی روستایی، ضروری است تا چارچوب برنامه ریزی مناسبی برای طرح هادی روستایی ارائه گردد. در این راستا پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش از نوع کیفی (مبتنی بر پدیدارشناسی) است. داده های مورد نیاز به روش مصاحبه نیمه ساختار یافته با 30 تن از کارشناسان و خبرگان (دارای تجربه زیسته در تهیه، ارزیابی و تصویب طرح هادی) جمع آوری و با بهره گیری از نرم افزار مکس کیودا کدگذاری و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که در طرح هادی روستایی، برنامه ریزی باید با رویکرد اجتماع محور انجام شود. این نوع برنامه ریزی بر اصول بنیادینی مانند یکپارچگی، مشارکت دست اندرکاران محلی، مسئله محوری، تدریج گرایی و پایش و ارزشیابی تأکید دارد.
۳۰۹.

روند جهانی پژوهش در حوزه توسعه پایدار روستایی: یک تحلیل علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۱۵
طی چند دهه گذشته پرداختن به توسعه پایدار مناطق روستایی با تأکید بر موضوعاتی همچون اقتصاد سبز، کاهش فقر و ایجاد چارچوب بین المللی، موردتوجه بیشتری قرار گرفته است. بااین حال تاکنون در موضوع توسعه پایدار روستایی از منظر تحلیل علم سنجی، مطالعه ای صورت نگرفته است. ازاین رو مقاله حاضر در تلاش است تا تحلیلی از تحقیقات در مورد توسعه پایدار روستایی ارائه دهد. تحلیل ادبیات مرتبط با تحقیقات توسعه پایدار روستایی در پایگاه داده  WoS در یک بازه زمانی 53 ساله و در قالب تکنیک هایی مانند استناد، پیوند کتاب شناختی، هم نویسندگی، هم استنادی و هم زمانی ارائه شدند. درمجموع، 19480 نویسنده، 941 سازمان،290 نشریه و 95 کشور در انتشار 620 مقاله علمی مرتبط با تحقیقات توسعه پایدار روستایی مشارکت داشته اند. بر اساس یافته های تحقیق، چین، ایالات متحده آمریکا، اسپانیا، رومانی و انگلستان پنج کشور مولد و پیشرو در انتشار مقالات این حوزه می باشند. نتایج نشان داد که اکولوژی علوم محیطی با 44.8 درصد از حجم مقالات به عنوان تعیین کننده ترین حوزه پژوهشی بوده است. درعین حال، تجزیه وتحلیل تحقیقات توسعه پایدار روستایی نسبت به 36 سال قبل به طور قابل توجهی روند رو به افزایشی داشته و نتایج بر رشد قابل توجه تحقیقات توسعه پایدار روستایی در طول زمان تأکید می کند. درعین حال چشم انداز مطالعات آتی توسعه پایدار روستایی منتج از تحلیل همپوشانی کلیدواژه های نویسندگان و میانگین سال انتشار، نشان می دهد که مواردی همچون تجدید حیات روستایی، اهداف توسعه پایدار و کارآفرینی جدیدترین کلیدواژه هایی هستند که طی سال های اخیر، وارد مباحث مربوط به توسعه پایدار روستایی شده اند.
۳۱۰.

بررسی جایگاه پردیس های تاریخی برای تحریک توسعه در بازآفرینی شهری ( مورد مطالعه: مجموعه مفخم بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۱۱
آنچه که در اثر رشد شتابان شهرنشینی و تغییرات فضایی کالبدی قسمتی از محلات بافتهای تاریخی به خوبی مشهود است ناکارآمدی کارکردی آنهاست که علی رغم این افت ، هنوز ارزش هایی را در خود نهفته دارد. بافت قدیم شهر بجنورد دارای مشکلات و پتانسیل هایی در سیستم های مختلف مدیریتی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی است. برخی از مشکلات و پتانسیل های مذکور نشأت گرفته ازحوزه فراگیر بافت قدیم شهر می باشد. وجود دو اثر باقیمانده عمارت و آیینه خانه از مجموعه دارالحکومه مفخم پتانسیلی است که می تواند در بازآفرینی بافت قدیم اثربخش باشد. روش تحقیق پژوهش حاضر بر اساس نوع توصیفی – تحلیلی بوده و بر اساس هدف، توسعه ای – کاربردی است. علاوه بر اطلاعات جمع آوری شده کتابخانه ای، تعداد 30 پرسشنامه از سه نهاد اداری و به شکل نمونه طبقه بندی شده توسط مدیران تکمیل شد. نتایج حاصل از تحقیق بر مبنای مدل SWOT و  QSPMنشان می دهد که با توجه به پیشینه تاریخی و فرهنگی عناصر مجموعه و پتانسیل گردشگری بجنورد، میزان آگاهی مردم با 26/5 نمره از اهمیت خاصی برخوردار است. بر این اساس پیشنهاد می گردد اقدامات مدیریتی همچون توجه به مدیریت یکپارچه سازمانهای مختلف، اقدامات اجتماعی همچون جلوگیری از بوجود آمدن فضاهای ناامن و پنهان برای افزایش امنیت اجتماعی محله و برگزاری رویدادهای ملی و منطقه ای در عرصه فضای باز مجموعه و اقدامات کالبدی همچون ایجاد یک میدان عمومی برای اجرای رویدادها و تعریف محور پیاده در حدفاصل دو اثر تاریخی عمارت و آیینه خانه می تواند در بازآفرینی بافت بسیار موثر باشد.
۳۱۱.

ارتقای محتوای دروس معماری بر اساس مکان سازی مبتنی بر ظرفیت های فضایی: نمونه پژوهشی، طرح درس «معماری بومی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۱
پژوهش حاضر با تمرکز بر مسئله هماهنگی میان سرفصل های آموزشی درس معماری بومی و ظرفیت های نظری معماری بومی، به دنبال ارائه چهارچوبی نظری و کاربردی برای بهبود آموزش معماری است. در این راستا، مسئله پژوهش در قالب نبود مدلی جامع برای آموزش مفاهیم چندلایه بین ابنیه و طبیعت بررسی شده است. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش، توسعه محتوای آموزشی درس معماری بومی با استفاده از انگاره های مفهومی موضوع پژوهش است. در این مسیر، پژوهش به شناسایی و معادل سازی تم های اصلی در ظرفیت های نظری فضا، مکان، بوم و محیط پرداخته است. ضرورت پرداختن به این مسئله ناشی از چالش های طراحی معماری، بدون توجه به شناخت ساختاریافته از محیط و اثرات منفی آن بر کیفیت فضاهای زیستی و تعاملات انسانی است. روش پژوهش، کیفی، از نوع تحلیل تماتیک انتخاب شده و داده های پژوهش از 60 کتاب و 50 مقاله مرتبط استخراج شده است. این داده ها طی فرآیند کدگذاری و تحلیل، به 16 ترکیب مفهومی مرتبط با تم های محیطی و نظری سازماندهی شدند که به طور مستقیم در طراحی طرح درس جدید با 16 جلسه آموزشی به کار رفته اند. نتایج پژوهش از طریق طراحی شبکه ای مفهومی و تدوین اهداف رفتاری بر اساس تم های محیطی و نظری، الگویی جامع را برای آموزشِ شناخت و مداخله هدفمند در محیط های بومی ارائه کرده است. پژوهش نتیجه گیری می کند که با استفاده از اصول بوم شناسی، ترکیب معماری سنتی و فرهنگ بومی می توان آموزش معماری را به سمت معماری مبتنی بر ذات بومی آن، یعنی طراحی فضاهای پایدار و مکان های زمینه گرا، سوق داد.
۳۱۲.

سنجش تاب آوری کالبدی بافت های روستاشهری در برابر زلزله؛ مطالعه موردی: بافت روستاشهری اکبرآباد یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف: آسیب های مخاطرات طبیعی به کالبد سکونتگاه ها موجب شده است تا ارتقای تاب آوری کالبدی موردتوجه برنامه ریزان شهری و روستایی قرار گیرد. هدف از پژوهش حاضر، سنجش تاب آوری کالبدی بافت روستاشهری اکبرآباد شهر یزد در برابر زلزله و دستیابی به رهیافت های ارتقای تاب آوری کالبدی در عرصه های روستاشهری است. پژوهش آمیخته (کیفی و کمی) حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، توصیفی است. روش تحقیق: در این راستا، ابتدا شاخص های سنجش تاب آوری کالبدی بافت روستاشهری از مطالعات اسنادی استخراج شدند و روایی آن ها با مصاحبه با کارشناسان تأیید شد. سپس با دریافت نظرات کارشناسان و استفاده از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی، وزن شاخص ها معین گردید تا در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) با ابزار آنالیز هم پوشانی نقشه ها، نقشه نهایی که بیانگر تاب آوری کالبدی بلوک های مختلف عرصه روستاشهری اکبرآباد شهر یزد است، ایجاد شود. نهایتاً بر مبنای هریک از شاخص های مورداستفاده در پژوهش، رهیافت های ارتقای تاب آوری کالبدی جهت بافت های روستاشهری، ارائه شد. یافته ها: نتایج پژوهش بیانگر آن است که میزان تاب آوری کالبدی محدوده موردمطالعه بین 7/34-2/17 واحد متغیر است و بلوک جنوبی بافت روستاشهری اکبرآباد شهر یزد با تاب آوری کالبدی بین 2/17 تا 23 واحد، لازم است در اولویت اقدام برای ارتقای تاب آوری کالبدی قرار گیرد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش مؤید آن است که قدمت تاریخی و ساخت با مصالح قدیمی مهم ترین علت پایین بودن تاب آوری کالبدی در بافت های روستاشهری است؛ حال آنکه در بافت های دیگری همچون سکونتگاه های غیررسمی، این امر عمدتاً ناشی از اوضاع اقتصادی خانوار است. بنابراین، توانمندسازی ساکنان و اقدامات و رهیافت هایی نظیر اطلاع رسانی عمومی، افزایش سطح آگاهی ساکنین و تکمیل بانک های اطلاعاتی نهادهایی که در جهت مقاوم سازی ساختمان ها و کاهش کاربری های آسیب رسان فعالیت می کنند، تهیه نقشه مناطق گریز و مسیرهای امدادرسانی، تغییر کاربری های پرخطر موجود در عرصه، تجمیع بلوک های کوچک و ایجاد ضوابط مقاوم سازی ابنیه و نماسازی نیز در ارتقای تاب آوری کالبدی عرصه های روستاشهری مؤثر است.
۳۱۳.

شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی مؤثر بر ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله (مطالعه موردی: کلان شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۳
با توجه به اینکه نمی توان از وقوع زلزله جلوگیری کرد و یا زمان وقوع آن قابل پیش بینی نیست اما می توان با کمک علم آینده پژوهی به آمادگی در برابر زلزله پرداخت و راهکار هایی برای مقابله و یا کاهش آسیب پذیری آن ارائه داد این راهکار ها باعث افزایش ابتکارات و ایده هایی جهت مقاوم سازی و تاب آ وری شهر در برابر زلزله خواهد شد. در این راستا پژوهش حاضر، با بهره گیری از رویکرد آینده پژوهی به شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر و بررسی میزان و چگونگی تأثیرگذاری این عوامل بر یکدیگر و بر ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله در کلان شهر کرمانشاه می پردازد. پژوهش حاضر با بهره گیری از تکنیک تحلیل اثرات متقاطع که یکی از روش های متداول و مورد پذیرش آینده پژوهی است و با استفاده از نرم افزار میک مک به تحلیل متغیرهای تاب آوری کالبدی در کلان شهر کرمانشاه پرداخته است. بدین منظور ابتدا با مطالعه اسناد فرادست تمامی عوامل مؤثر بر تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت و با استفاده از روش دلفی 20 متغیر به عنوان متغیرهای اولیه اثرگذار بر ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله استخراج شدند، در ادامه تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل اثرات متقابل/ساختاری به وسیله نرم افزار Micmac صورت گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که کلان شهر کرمانشاه با توجه به پراکندگی متغیرها دارای سیستمی ناپایدار است و در صفحه پراکندگی پنج دسته (متغیرهای تأثیرگذار، دووجهی، تنظیمی، تأثیرپذیر و مستقل) قابل شناسایی هستند. در نهایت از میان 20 متغیر شناسایی شده، پس از بررسی میزان و چگونگی تأثیرگذاری این متغیرها بر هم دیگر و بر وضعیت آینده تاب آوری کالبدی کلان شهر کرمانشاه با روش های مستقیم و غیرمستقیم، به ترتیب 7 عامل کلیدی: تراکم ساختمانی؛ فاصله از گسل؛ تراکم جمعیت؛ توپوگرافی؛ دسترسی به معابر اصلی؛ کیفیت ابنیه و بازسازی و بهسازی ساختمان های ناپایدار، که بیشترین نقش را در ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله در کلان شهر کرمانشاه دارند، انتخاب شدند. در ادامه با توجه به این پیشران های کلیدی پیشنهادهایی ارائه شده است
۳۱۴.

فراتحلیل کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۶
مقدمه در دهه های اخیر، تنوع کاربری اراضی شهری به عنوان یکی از ارکان کلیدی پایداری شهری اهمیت یافته است، چرا که مدل های سنتی برنامه ریزی مبتنی بر تفکیک کاربری ها قادر به پاسخ گویی به پیچیدگی ها و نیازهای فضایی اجتماعی شهرهای معاصر نبوده اند، که این ناکارآمدی به صورت گسست های فضایی، تضعیف تعاملات اجتماعی و افزایش وابستگی به حمل ونقل موتوری بروز یافته است. در مقابل، توسعه مبتنی بر کاربری ترکیبی با تأکید بر هم زیستی عملکردهای گوناگون در یک بستر مشترک، امکان بهبود دسترسی پذیری و بهره وری فضایی را فراهم می آورد و می تواند مصرف انرژی را کاهش دهد و پیوندهای اجتماعی را تقویت کند و بهره وری زیرساخت ها را ارتقا دهد؛ ولی تحقق این رویکرد مستلزم تحلیل های دقیق و چندلایه از ساختارهای کالبدی، اجتماعی و اقتصادی شهر است، امری که بدون بهره گیری از فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی ممکن نیست. هوش مصنوعی با الگوریتم های یادگیری ماشین قادر است داده های مکانی و اجتماعی را به صورت هم زمان پردازش کرده و الگوهای پنهان و همبستگی های پیچیده را شناسایی کند، که این قابلیت به برنامه ریزی شهری مبتنی بر داده امکان می دهد تا ساختارهای هدفمند و انطباق پذیر برای کاربری ترکیبی طراحی کند و سیاست های شهری را به سوی تاب آوری و پایداری سوق دهد. افزون بر این، کاربری ترکیبی نه تنها یک راهکار کالبدی، بلکه ابزاری چندبعدی برای ارتقای تاب آوری اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی فضاهای شهری محسوب می شود که با تقویت اقتصاد منطقه ای و افزایش تعاملات اجتماعی، آسیب پذیری های شهری را کاهش می دهد؛ اما تحقق این چشم انداز نیازمند داده های دقیق مکانی، ابزارهای تحلیل پیشرفته و نهادینه سازی سازوکارهای مشارکتی مبتنی بر داده است که در بسیاری از شهرهای در حال توسعه با محدودیت هایی همچون ضعف زیرساخت های فنی و نهادی مواجه است. اگرچه فناوری های هوشمند پتانسیل بالایی در تحلیل پیچیدگی های فضایی دارند، استفاده عملی از آن ها در مقیاس های کلان محدود و کمتر به نیازهای زمینه ای پاسخ گو بوده است؛ از این رو، شکاف میان ظرفیت نظری فناوری و کاربرد عملی آن به تحول ساختاری در نظام های قانونی و مدیریتی نیاز دارد تا بتوان نظام تصمیم سازی هماهنگ، مشارکتی و آینده نگر را پایه گذاری کرد و الگوهای پایدار، منعطف و تاب آور کاربری زمین را طراحی و اجرا کرد. در نهایت، با توجه به چالش های جمعیتی و کالبدی شهر تهران و محدودیت های برنامه ریزی موجود، این پژوهش به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی با تمرکز بر ایجاد الگوهای داده محور، چندبعدی و انطباق پذیر می پردازد تا پاسخ گوی پیچیدگی های فضایی معاصر باشد. مواد و روش ها پژوهش حاضر با رویکرد فراتحلیل و مرور نظام مند به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در تحلیل ترکیب کاربری اراضی شهری می پردازد و از روش تحلیل مسیر برای بررسی تأثیر متغیرهای مستقل بر توسعه کاربری های ترکیبی استفاده کرده است. در بخش مرور نظام مند، با بهره گیری از نرم افزار PRISMA و طی فرایندی سه مرحله ای، ابتدا جست وجوی گسترده ای در پایگاه های معتبر اسکاپوس، اسپرینگر لینک، گوگل اسکالر و سمنتیک اسکالر انجام شده و ۲۱۰۷ مقاله شناسایی شد. پس از حذف مطالعات نامرتبط و کاهش تعداد مقالات به ۶۵۴، با استفاده از معیارهای دقیق تری بر اساس ورود و خروج، تعداد به ۱۸۷ و در نهایت، به ۶۵ مقاله با کیفیت رسید. داده ها با نرم افزار VOSviewer تحلیل و نقشه های بصری آن تهیه شدند. در بخش دوم، هفت مؤلفه کاربرد هوش مصنوعی به عنوان متغیرهای مستقل و پنج مؤلفه توسعه کاربری ترکیبی به عنوان متغیرهای وابسته تعیین شدند و تأثیرات آن ها توسط جامعه ای شامل ۹۶ خبره و متخصص با نمونه گیری هدفمند بررسی شد. مقیاس پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت پنج سطحی طراحی و تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS3) انجام گرفت. تحلیل مدل های اندازه گیری و ساختاری با نرم افزار SMARTPLS انجام شد که پایایی، روایی و معناداری مدل ها را تأیید کرد.  یافته ها یافته های توصیفی پژوهش نشان می دهد مطالعات مرتبط با کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهری بیشتر در سه حوزه تحلیل کاربری اراضی و تحلیل فضایی شهری، استراتژی های توسعه و مدیریت کاربری ترکیبی و تصمیم گیری های مرتبط با کاربری اراضی دسته بندی می شوند که به ترتیب شامل ۲۹، ۳۰ و ۷ مقاله هستند. از نظر توزیع جغرافیایی، چین با ۴۰ مقاله پیشرو بوده و پس از آن آمریکا، اروپا و ایران به ترتیب با ۱۲، ۹ و ۳ مقاله قرار دارند؛ این ترکیب نشان دهنده تمرکز علمی جهانی و همچنین، شکاف های موجود در کاربرد هوش مصنوعی در برنامه ریزی کاربری زمین است. روند زمانی مطالعات نیز حاکی از افزایش چشمگیر انتشارات از سال ۲۰۲۰ به بعد و اوج آن در سال ۲۰۲۴ است که این موضوع بیانگر توجه روزافزون جامعه علمی به فناوری های هوشمند در مواجهه با پیچیدگی های برنامه ریزی شهری است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها نیز تأکید می کند که رویکردهای یکپارچه هوش مصنوعی با مفاهیمی همچون برنامه ریزی پیشگیرانه، تغییرات جمعیتی و تحولات زیست محیطی پیوند خورده و نقش مهمی در ایجاد الگوهای پویا و انعطاف پذیری سیستم های شهری دارد. بررسی کاربرد تکنیک های هوش مصنوعی نشان می دهد روش هایی مانند یادگیری عمیق، الگوریتم های ژنتیک، یادگیری ترکیبی و تحلیل کلان داده در حوزه هایی نظیر طبقه بندی و پیش بینی کاربری زمین، شبیه سازی چیدمان فضایی و بهینه سازی تخصیص کاربری زمین کاربرد گسترده دارند. در تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری، متغیرهای پژوهش مشتمل بر هفت مؤلفه برای کاربرد هوش مصنوعی و پنج مؤلفه برای توسعه کاربری های ترکیبی شناسایی شدند و مدل اندازه گیری با بارهای عاملی بالاتر از 0/4، پایایی و روایی مطلوب تأیید شد. شاخص های برازش مدل ساختاری نیز حاکی از کیفیت بالای مدل است؛ معیار GoF برابر 0/739، R² معادل 0/716 و Q² برابر 0/506 نشان دهنده تبیین قوی و پیش بینی مناسب متغیر وابسته است. تمامی مسیرهای اثرگذاری میان متغیرهای مستقل و وابسته در سطح معناداری ۹۵ درصد تأیید شده اند که مهم ترین آن ها مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی (15/858=t)، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان (5/765= t) و هم افزایی الگوریتم های هوشمند (4/339= t) بوده اند؛ همچنین مسیر پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین (3/652= t)، کاربرد هوش مصنوعی (2/868= t)، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی (2/510= t)، تحلیل کلان داده و روندهای شهری (2/09= t) و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری (2/023= t) نیز به طور معنادار بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی تأثیرگذار شناخته شده اند که درمجموع اهمیت هوش مصنوعی را در بهبود کاربری های ترکیبی اراضی شهری به روشنی نشان می دهد. نتیجه گیری هوش مصنوعی با بهره گیری از تحلیل های عمیق و تلفیق داده های جغرافیایی، اجتماعی و محیط زیستی، ظرفیت های چشمگیری در درک و مدیریت پیچیدگی های کاربری های ترکیبی اراضی شهری ایجاد کرده است. مرور نظام مند پژوهش ها نشان می دهد کاربردهای هوش مصنوعی عمدتاً در سه حوزه تحلیل فضایی و کاربری اراضی، استراتژی های توسعه و تصمیم گیری برنامه ریزی شهری متمرکز شده و از سال ۲۰۲۰ رشد قابل توجهی داشته است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها، هوش مصنوعی را به عنوان عاملی تحول آفرین معرفی می کند که پیوند مفاهیم زیست محیطی، جمعیتی و برنامه ریزی پیشگیرانه را تسهیل کرده و گذار از مدل های سنتی به الگوهای پویا و آینده نگر را ممکن ساخته است. تکنیک های پیشرفته ای مانند یادگیری عمیق، یادگیری ماشین، الگوریتم های ژنتیک و مدل های عامل محور، با بهره گیری از داده های چندمنبعی شامل تصاویر ماهواره ای، داده های حمل ونقل و شبکه های اجتماعی، نقش مهمی در طبقه بندی، بهینه سازی و شبیه سازی کاربری زمین شهری ایفا کرده و انعطاف پذیری سیستم های شهری را در مواجهه با چالش های محیطی و اجتماعی افزایش داده اند. پژوهش ها بر اهمیت ابعاد اجتماعی فرهنگی، حکمرانی شفاف و عدالت الگوریتمی تأکید دارند و توسعه چارچوب های اخلاقی و همکاری های میان رشته ای را ضروری می دانند. همچنین، محدودیت های فناورانه مانند نیاز به منابع پردازشی بالا و چالش های داده ای، ضرورت استفاده از رایانش ابری و یادگیری فدرال را برجسته می کند. تحلیل معادلات ساختاری نشان داد تمامی مسیرهای اثرگذاری هوش مصنوعی بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران در سطح اطمینان معنادار هستند؛ مهم ترین مؤلفه ها شامل مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان و هم افزایی الگوریتم های هوشمند هستند. دیگر مسیرهای معنادار شامل پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین، کاربرد هوش مصنوعی، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی، تحلیل کلان داده و روندهای شهری و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری نیز در مدل تأیید شده اند. در مجموع، هوش مصنوعی با فراهم آوردن بستری کارآمد برای مدل سازی، پیش بینی، مشارکت پذیری و بهینه سازی، به ارتقای کیفیت تصمیم گیری و تحقق توسعه پایدار کاربری های ترکیبی در تهران کمک شایانی می کند، هرچند نیاز به توسعه زیرساخت های فنی، تضمین عدالت الگوریتمی و همکاری های میان رشته ای در پژوهش های آینده حیاتی است.
۳۱۵.

ارزیابی مؤلفه های زیست محیطی سبک زندگی اسلامی در مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۵
شیوه زندگی و مجموعه رفتارهای انسانی از آن جهت که در طبیعت شکل می گیرند، زیست-محیطی محسوب می شوند. معماری و توسعه شهری به عنوان رفتار و کنش انسانی و تأثیراتی که در زیست گاه انسانی دارند، رابطه متقابل با سبک زندگی داشته و اثرات زیست-محیطی دارد. یکی از راه های کاهش آسیب های زیست محیطی معماری و توسعه شهری، تصویب طرح ها و ضوابط زیست محیطی توسط شورای عالی شهرسازی و معماری است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر ارزیابی معیارهای زیست محیطی سبک زندگی اسلامی در مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری است. روش تحقیق، تحلیل محتوای جهت دار و کیفی است که طی آن، معیارهای اصلی زیست محیطی با استفاده از منابع اسلامی استخراج و به عنوان چارچوب مفهومی برای تحلیل محتوای مصوبات این شورا به کار گرفته شد. برای این منظور به تحلیل محتوای مجموعه مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری انتشار یافته توسط انتشارات دانشگاه تهران در سه عنوان کتاب؛ الف) از سال تأسیس تا 1395، ب) مصوبات سال 1395 و 1396 و ج) مصوبات 1397 و 1398 پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد که ۴۴ درصد از مجموع ۴۱۲ مصوبه بررسی شده، حاوی ارجاع مستقیم یا ضمنی به ارزش های زیست محیطی هستند. مقایسه نسبت تعداد مصوبات کل به مصوبات مرتبط با زیست محیط در هر کتاب نیز حاکی از افزایش رو به رشد مسائل زیست محیطی در مصوبات بوده است. با وجود این توجه رسمی، اجرای عملی این مفاد با چالش هایی مواجه است که نشان دهنده فاصله میان سیاست گذاری و اجرا است. لذا حسن ختام این پژوهش طرح این چالش است که چه حلقه ی مفقوده ای بین مصوبات زیست محیطی شورای عالی شهرسازی و معماری و فرآیند اجرای این مصوبات وجود دارد که با وجود توجه به محیط-زیست در اکثر مصوبات، شاهد تخریب آن در عمل و فرآیند اجرا بوده ایم.
۳۱۶.

نقدی بر مبانی نظری مدل شهر 15دقیقه ای از رویکرد نقد پساساختارگرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۴۵
هدف این مقاله ارائه نقدی بر مدل شهر 15 دقیقه ای، به عنوان یکی از مدل های معاصر برنامه ریزی شهری است. بنابراین از رویکردی انتقادی به این مدل می نگرد. نقدهای این مقاله از رویکردی پساساختارگرا ارائه شده اند. پس از بررسی مبانی و پیشینه اسنادی این حوزه موضوعی، نقدها از سه بعد هستی شناختی، نقد جغراتاریخی و نقد کارکردی پرداخته شده اند. در هرکدام از نقدها، ابتدا مفروضات نظری این مدل ارائه شده و سپس با مبانی پساساختارگرا مورد نقد و بررسی قرار گرفتند. یافته های این مقاله نشان داد مدل شهر 15 دقیقه ای طراحی یک فضای مطلق و ایستا را در نظر میگیرد که قابلیت تحلیل قلمروزدایی ها و بازقلمروگذاری های فضاهای شهری را نداشته و نمونه ای از برنامه ریزی قلمرویی است. علاوه بر آن نتایج حاکی از این است که این مدل علیرغم ادعای دیجیتالی شدن و گذر از فوردیسم، اساسا از درک فضاهای شهری پست فوردیسیتی کنونی از هر دو منظر فضاهای جدید کار و فضاهای جدید مصرف ناتوان است. این مقاله نتیجه میگیرد که این مدل یک طرح آرمانشهری با ارائه تصویری غایی و غیرزمانمند است که از کارکردهای فضا و تأثیرات گردشی سرمایه بر آن نمیتواند سخنی بگوید.
۳۱۷.

نقش پرنده نگری در جذب گردشگر و توسعه روستاهای ساحلی، مطالعه موردی: روستاهای شهرستان فریدونکنار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۸
استان مازندران نیز با بیش از 330 گونه از پرندگان اعم از بومی و مهاجر که در تالاب ها و زیستگاه ها و نوار ساحلی زندگی می کنند، از نظر پرنده نگری در مقایسه با سایر مناطق دارای مزیت نسبی بالایی است. تحقیق حاضر از نوع کاربردی و از نظر روش توصیفی - تحلیلی و میدانی می باشد. پایایی ابزار تحقیق نیز با استفاده از ضریب آلفای کرون باخ برای مولفه های مورد بررسی تحقیق برابر با 81/0 بدست آمده است. روایی پرسش نامه نیز با اعتبار صوری (با استفاده از نظر متخصصان و کارشناسان)بدست آمده است. جامعه آماری سرپرست خانوارهای ساکن در 9 روستای شهرستان فریدونکنار می باشند. تعداد نمونه ها بر طبق فرمول کوکران معادل 300 نفر بدست آمده است که برای تکمیل پرسش نامه به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. داده های مستخرج از پرسش نامه با بهره گیری از نرم افزارspss و با استفاده از آزمون های تحلیل همبستگی کای اسکوئر، مقایسه میانگین فریدمن و رگرسیون خطی چندگانه مورد تجزیه و تحلیل و سنجش قرار گرفتند. برای بررسی میزان رابطه توسعه پرنده نگری و گردشگری با ظرفیت های جذب گردشگر از تحلیل همبستگی کای اسکوئر استفاده گردید و نتایج نشان دهنده رابطه 99 درصدی می باشند. و نتایج کروسکال والیس در خصوص عملکرد دستگاههای متولی در ترویج پرنده نگری و حفظ محیط زیست، تفاوت معنادار در سطح اطمینان 99 درصد را نشان داده و مشخص می کند سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و محیط زیست بالاترین مقادیر را به خود اختصاص دادند و از وضعیت مطلوب تری نسبت به دیگر دستگاه ها برخوردارند. نتایج حاصل از آزمون رگرسیون خطی چندگانه نیز برای تبیین میزان توسعه یافتگی نواحی روستایی نشان می دهد که مؤلفه های بررسی شده تاحد قابل قبول و معناداری وابسته به متغیرهایی هستند که مورد بررسی قرار گرفتند.
۳۱۸.

تحلیل نقش ذینفعان مؤثر بر حکمروایی خوب در دستیابی به توسعه پایدار (مطالعه موردی: شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۶
مقدمه : حکمروایی شهری به عنوان بدیلی برای الگوی سنتی مدیریت شهری بر گذار از نقش ساختارهای رسمی به عنوان محور تصمیم گیری به سوی نقش یابی جامعه مدنی در اعمال حقوق دموکراتیک و انجام وظایف تأکید دارد. دراین رابطه، نگرش جدید مدیریت شهری، ایجاد سازمان های محلی، افقی و فرابخشی به منظور رسیدن به اهداف توسعه پایدار و جامعه مدنی و نیز تقسیم وظایف بین حکومت های مرکزی و محلی و صلاحیت دار کردن شهروندان از اصول اساسی محسوب می شوند که با نظام اداری مرکزی، عمومی و بخشی مغایرت دارد. داده و روش : تحقیق حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، به دنبال بررسی و تحلیل نقش کنشگران مؤثر در حکمروایی شهری در دستیابی به توسعه پایدار شهر زنجان است. جامعه آماری شامل شهروندان زنجان به تعداد 430871 نفر است که با روش نمونه گیری کوکران 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. برای تحلیل داده ها از آزمون تی تک نمونه ای و روش حداقل مربعات جزئی با کمک نرم افزار های SPSS و SmartPLS استفاده شد. یافته ها : طبق یافته های تحقیق، ضریب آماره t در شاخص حکمروایی شهری 25/32- ؛ توسعه پایدار 5/25- و عملکرد سازمان ها 57/1 است. همچنین، طبق خروجی مدل معادلات ساختاری، نقش حکمروایی در توسعه پایدار برابر 550/0 است. با تأثیر شاخص عملکرد سازمان ها به عنوان متغیر واسطه ای، نقش حکمروایی در توسعه پایدار برابر 612/0 افزایش یافته است. نتیجه گیری : نتایج بیانگر تأثیر مستقیم حکمروایی خوب در توسعه پایدار در حد مطلوب و ایده آل است. متغیر واسطه ای (عملکرد سازمان ها) نقش سازنده ای در تقویت حکمروایی خوب شهری و متعاقب آن دستیابی به توسعه پایدار دارد.
۳۱۹.

ارزیابی و سنجش شاخص های رفاه اجتماعی در فرآیند برنامه ریزی شهری (مطالعه موردی: شهر ارومیه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۱
مهم ترین هدف برنامه ریزی شهری تأمین رفاه اجتماعی شهروندان می باشد، زیرا رفاه در هر جامعه ای از اساسی ترین نیازهای اجتماعی است که افراد جامعه باید از آن برخوردار باشند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و سنجش شاخص های رفاه اجتماعی شهروندان در فرایند برنامه ریزی شهری انجام شده است. نوع تحقیق کاربردی–توسعه ای و روش مطالعه اسنادی و پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش را شهروندان شهر ارومیه تشکیل می دهد و حجم نمونه نیز با استفاده از فرمول کوکران و بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی برای هرکدام از مناطق پنج گانه شهر ارومیه برآورد گردیده و جهت گردآوری اطلاعات از پرسش نامه و جهت تجزیه وتحلیل داده ها نیز از تحلیل های توصیفی و استنباطی ازجمله آزمون های T تک نمونه ای، همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه خطی و تحلیل مسیر در محیط نرم افزارهای آماری SPSS و Excel و جهت ترسیم نقشه ها نیز از نرم افزار GIS استفاده شده است. با توجه به بررسی های به عمل آمده از یافته های پژوهش، میزان تمام ابعاد بررسی شده در تبیین شاخص های رفاه اجتماعی یکسان و یک جهت نمی باشند و همان گونه که ضریب استانداردشده نشان داد، در بین ابعاد کیفیت محیط شهری، اقتصادی، سلامت روانی، سلامت جسمانی و نهایتاً بعد سلامت اجتماعی همبستگی مثبتی وجود دارد و بعد سلامت روانی با ضریب تأثیر ۵۱۵/۰ اثرگذاری، قدرت تبیین بیشتری نسبت به دیگر ابعاد بررسی شده در توسعه رفاه اجتماعی شهروندان دارد که در منطقه ۵ دارای رتبه اول و در منطقه ۴ دارای کمترین رتبه می باشد. نتایج این مطالعه نیز نشان داد که میانگین رضایت مندی شهروندان ارومیه از شاخص های رفاه اجتماعی کمتر از حد متوسط رضایت مندی بوده که نیازمند توجه جدی مدیران و برنامه ریزان شهری و منطقه ای می باشد.
۳۲۰.

نقش زیرساخت های نرم و سخت سازمانی در کیفیت برگزاری گردشگری رویدادی و پیامدهای تجربه گردشگر، مطالعه موردی: پیمایش جشنواره گل و گیاه محلات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۳۳
صنعت گردشگری با ویژگی های خاص خود صنعتی پویا با آینده ای روشن تلقی می شود که باعث توسعه شهری می شود. هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش زیرساخت های نرم و سخت سازمانی در کیفیت برگزاری گردشگری رویدادی و پیامدهای تجربه گردشگری گل و گیاه محلات می باشد. جامعه آماری این پژوهش تمامی افرادی هستند که در سال های گذشته از جشنواره گل و گیاه شهر محلات بازدید کرده اند که بر اساس جدول کرچسی و مورگان  384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. نتایج حاصل از پژوهش پس از تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس  نشان داده است که زیرساخت های نرم و سخت سازمانی بر کیفیت گردشگری تأثیر دارند و همچنین عجین شدن گردشگر بر تماس فرهنگی و تجربه به یادماندنی و تجربه به یادماندنی بر تمایل به بازدید دوباره و توصیه به دیگران تأثیرگذار است. جهت نیل به توسعه گردشگری می باید فعالیت های بنیادین در دو جبهه صورت گیرد. از منظر بخش دولتی و سیاست گذاران لازم است ضمن فراهم آوردن زیرساخت، همکاری و همراهی با بخش خصوصی، بسترهای اولیه و ضروری جهت ایجاد انگیزه در بخش خصوصی را فراهم نمایند. از طرف دیگر لازم است بخش خصوصی ضمن اتخاذ رویکرد نظام مند با کسب شایستگی های لازم در تدوین استراتژی های بازاریابی موردنیاز کوشا باشد. در پایان امید است با همراهی و همدلی بخش دولتی و خصوصی از ظرفیت های بالقوه کشور در صنعت گردشگری جهت توسعه ملی استفاده شود.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان