ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۱۰٬۹۶۵ مورد.
۳۸۱.

بررسی تأثیر دلبستگی مکان بر تاب آوری فضایی محلات سنتی کرمانشاه با تأکید برقابلیت های فضایی (مورد پژوهی: محله چنانی کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۲
محله سنتی چنانی در شهر کرمانشاه از جمله فضاهایی است که همچنان تاب آور بوده است.به نظر می رسد تاب آوری این فضاها به واسطه دلبستگی به مکان که برخاسته از فعالیت و تعاملات بین انسان-مکان و انسان-انسان است ایجاد شده و درک چگونگی آن سبب بهبود اختلالات موجود در تاب آوری فضاهای معاصر می گردد. لذا این پژوهش با هدف بررسی میزان تأثیر مؤلفه دلبستگی مکان و قابلیت های فضایی بر تاب آوری فضایی محله چنانی به منظور ارتقای پایداری و هویت شهری انجام گرفته است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی-تحلیلی می باشد که ابتدا به بخش نظری پژوهش با استفاده مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه ای می پردازد، سپس متغیرهای دلبستگی مکان و قابلیت های فضایی به عنوان متغیر مستقل و متغیرهای تاب آوری به عنوان متغیر وابسته مورد سنجش قرار می گیرد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مشاهده میدانی و پرسشنامه (طیف لیکرت) و مصاحبه می باشد. حجم نمونه براساس فرمول کوکران تعداد 313 نفر از ساکنان محله سنتی چنانی کرمانشاه انتخاب و ضریب آلفای کرونباخ برای سؤالات پژوهش 897/0 محاسبه شده که نمایاگر پایایی پرسشنامه است. برای سنجش و تحلیل داده ها از آزمون t مستقل و برای بررسی میزان اثرگذاری متغییرها از آزمون همبستگی و رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که بین مؤلفه های دلبستگی مکان و قابلیت های فضایی با تاب آوری فضایی رابطه معناداری برقرار است و بیشترین تأثیرگذاری مربوط به شاخص کالبدی و اجتماعی دلبستگی مکان و قابلیت تطبیق پذیری می باشد.محله چنانی کرمانشاه به لحاظ تاب آوری فضایی بیشتر تحت تأثیر دلبستگی مکان و پس از آن قابلیت های فضایی قرار دارد.بدین معنی که تاب آوری فضایی از طریق افزایش دلبستگی مکان بین ساکنین و همچنین برخورداری از پتانسیل های و قابلیت های فضایی محقق می شود.
۳۸۲.

تحلیل شبکه انسجام بین نهادی و تصویرسازی مشترک آب در استان چهارمحال و بختیاری در راستای حکمرانی سازگار آب: کاربرد رهیافت تحلیل شبکه اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۷
دستیابی به حکمرانی پایدار منابع آب برای جلوگیری از بحران های مرتبط با آب، با مشارکت و همکاری تمامی ذی نفعان بخش آب امکان پذیر است. حوزه آبخیز زاینده رود به دلیل شرایط اقلیمی و خشکسالی های اخیر با چالش ناپایداری منابع آب روبه رو شده است. درک روابط در شبکه حکمرانی آب استان چهارمحال و بختیاری و نحوه اجرای سیاست ها به دلیل قرار گرفتن این استان در سراب حوزه آبخیز زاینده رود، برای مقابله با بحران مرتبط با آب حائز اهمیت است که نیازمند مشارکت و همکاری دولت، سازمان های مردم نهاد و همه ذینفعان بخش آب می باشد. از این رو، این پژوهش به بررسی انسجام بین نهادی در شبکه حکمرانی آب استان چهارمحال و بختیاری از طریق تحلیل شبکه اجتماعی، با تمرکز بر انتقال دانش بین نهادها برای افزایش درک مشترک می پردازد. با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی، 42 نهاد فعال در حوزه حکمرانی منابع آب استان را شناسایی و شبکه تبادل اطلاعات و همکاری بین این سازمان ها را با استفاده از تحلیل شبکه مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج شاخص های سطح کلان شامل (اندازه شبکه 778 پیوند، تراکم 42/78 درصد، میانگین مرکزیت 39/5 درصد، دوسویگی 26/54 درصد، انتقال پذیری 23/12 درصد و میانگین فاصله ژئودزیک 1/94) است که نشان دهنده انسجام بین نهادی پایین، پایداری شکننده و سرعت کم تبادل اطلاعات می باشد. در سطح میانی، شاخص مرکز- پیرامون تراکم بیشتری از پیوندها را در سازمان های مرکزی در مقایسه با سازمان های پیرامونی نشان می دهد. بر پایه میزان تراکم و تمرکز شبکه، رژیم حکمرانی منابع آب رانت خواه بوده است که بر انسجام نهادی پایین در این استان صحه می گذارد. ساختار دانش میان ذینفعان نهادی در حکمرانی آب چهارمحال و بختیاری فاقد انسجام است و نوع دانش به اشتراک گذاشته شده مبهم است که برای دستیابی به حکمرانی منسجم، تقویت هماهنگی و همکاری بین مؤسسات و تعامل با نهادهای کمتر برجسته و پیرامونی ضروری است.
۳۸۳.

چالش ها و مسائل برنامه ریزی توسعه سکونتگاه های روستایی حریم کلان شهر تهران مبتنی بر نگرش کارشناسان و مدیران محلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۲
سکونتگاه های روستایی حریم مناطق کلان شهری، عرصه فضایی بین شهرها و روستاها هستند. این عرصه ها در روند توسعه شان با مسائل، تنگناها و چالش های متفاوتی روبرو هستند که کمتر از منظر برنامه ریزان موردتوجه قرارگرفته اند. پژوهش حاضر با هدف تفهم و کشف چالش های برنامه ریزی توسعه سکونتگاه های روستایی حریم کلان شهر تهران در بستر رهیافت تفسیری و روش شناسی کیفی انجام شده است. مشارکت کنندگان پژوهش مدیران محلی و کارشناسان توسعه روستایی از 17 روستا حریم، 5 دستگاه اجرایی و 3 دانشگاه بودند که با بهره گیری از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای (برای انتخاب روستاها) و نمونه گیری هدفمند (برای انتخاب دستگاه ها و افراد) انتخاب شدند. تعداد مشارکت کنندگان در 17 روستا و 8 دستگاه اجرایی و دانشگاه با اشباع نظری به ترتیب به 34 و 15 نفر رسید. داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند جمع آوری شد. برای تحلیل نیز از روش تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته شد. اعتبارپذیری یافته ها با استفاده از روش ضریب هولستی انجام شد. بر اساس یافته های پژوهش این نتیجه حاصل شد که؛ ضعف ساختارهای نهادی، یکسان نگری، ضعف توجه به کنش راهبردی، ضعف توجه به توسعه یکپارچه شهری-روستایی، عدم توجه به اجتماع محوری، ضعف نظام پایش و ارزشیابی، گسترش تعارض های هویتی- ساختاری و کاهش کیفیت زندگی مهم ترین مسائل روستاهای حریم هستند. ضعف ساختارهای نهادی و یکسان نگری که ماهیت رویه ای دارند، از اهمیت و میزان اثرگذاری بالاتری برخوردار هستند. به طوری که ضمن اثرگذاری بر سایر چالش ها و مسائل رویه ای در یک رابطه دیالکتیکی زمینه ساز چالش های محتوایی مانند گسترش تعارض های هویتی- ساختاری و کاهش کیفیت زندگی در روستاهای حریم کلان شهر تهران شده اند.
۳۸۴.

اولویت بندی محورهای گردشگری هوشمند شهری (نمونه موردی: حوز مطالعاتی منتخب از مناطق ۱۱ و ۱۲ تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۱
مقدمه صنعت گردشگری به عنوان ستونی بنیادین در پایداری و شکوفایی شهری شناخته می شود. ظهور فناوری های نوین اطلاعات و ارتباطات مفهومی نوین با عنوان «گردشگری هوشمند» را معرفی کرده است؛ پارادایمی که با اتکا بر پیشرفت های فناورانه نظیر اینترنت اشیا، کلان داده ها و هوش مصنوعی، در پی ارتقای کیفیت تجربه گردشگری و بهینه سازی بهره وری منابع شهری است. این رویکرد، توسعه پایدار را در کانون توجه خود قرار می دهد. با این وجود، کلان شهرهای در حال توسعه، از جمله تهران، با موانع ساختاری و مدیریتی قابل توجهی دست و پنجه نرم می کنند. ناهماهنگی زیرساخت ها و فقدان سامانه های اطلاعاتی جامع، از جمله چالش های اساسی پیش روی این شهرهاست. مناطق 11 و 12 تهران، با توجه به پیشینه تاریخی غنی و جاذبه های فرهنگی منحصر به فرد خود، ظرفیت چشمگیری برای توسعه گردشگری هوشمند دارند. پیچیدگی های مرتبط با مدیریت شهری، برنامه ریزی استراتژیک و هوشمندانه را در این مناطق بیش از پیش ضروری می سازد. پژوهش حاضر، با هدف رفع کمبودهای موجود در ادبیات علمی، به شناسایی و اولویت بندی محورهای گردشگری هوشمند در محدوده مطالعاتی منتخب مناطق 11 و 12 تهران می پردازد. این مهم با به کارگیری مدل های تصمیم گیری چندمعیاره محقق خواهد شد تا مسیری شفاف برای توسعه ای پایدار و هوشمندانه در این مناطق ترسیم شود. مواد و روش ها پژوهش حاضر، با رویکردی کاربردی از منظر هدف و توصیفی تحلیلی در چارچوب روش شناسی، به شیوه ترکیبی (کمی و کیفی) به بررسی موضوع می پردازد. گردآوری داده ها از منابع گوناگونی شامل مشاهدات میدانی، توزیع پرسشنامه، و مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته است. جامعه آماری این تحقیق را 19,953 نفر از ساکنان محله های فردوسی و انقلاب در مناطق 11 و 12 شهر تهران تشکیل می دهند. به منظور جمع آوری اطلاعات لازم، 377 پرسشنامه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده در میان این جامعه توزیع شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها و اولویت بندی محورهای پژوهش، از روش آنتروپی شانون برای امتیازدهی و تکنیک ARAS به عنوان یکی از مدل های تصمیم گیری چندمعیاره (MCDM) بهره گرفته شده است. شایان یادآوری است که ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه 15 گویه ای، 0/830 محاسبه شده که این رقم مؤید پایایی بالای ابزار اندازه گیری در این پژوهش است. یافته ها یافته های این پژوهش در ابعاد گوناگونی قابل تأمل است. از منظر ترکیب جمعیتی پاسخ دهندگان، 53 درصد را مردان و 47 درصد را زنان تشکیل داده اند. همچنین، بیشترین فراوانی سنی (30 درصد) به گروه 25 تا 35 سال اختصاص دارد که نشان دهنده مشارکت قابل توجه نسل جوان در این مطالعه است. در ارتباط با وضعیت فعلی گردشگری هوشمند، برخی ابعاد نظیر سامانه های حمل ونقل هوشمند، خدمات بهداشتی و درمانی هوشمند، و پورتال های آنلاین گردشگری در سطح رضایت بخشی قرار دارند. با این حال، چالش های اساسی همچنان پابرجا هستند. مشارکت محدود شهروندان در فرایندهای تصمیم گیری (58 درصد مشارکت پایین)، نقص در آموزش های مرتبط با فناوری های گردشگری، و ضعف هماهنگی بین نهادهای دولتی (39/9 درصد نارضایتی) از جمله مهم ترین موانع محسوب می شوند. اولویت بندی محورهای گردشگری هوشمند، با استفاده از مدل تصمیم گیری چندمعیاره، نتایج جالبی را به همراه داشته است. محور نوفل لوشاتو با شاخص 0/826 در جایگاه نخست قرار گرفته که نشان دهنده پتانسیل بالای آن برای توسعه هوشمند است. خیابان ولیعصر با شاخص 0/707 در رتبه دوم و خیابان فردوسی با شاخص 0/470 در جایگاه سوم قرار گرفته اند. محورهای لاله زار، جمهوری و انقلاب نیز به ترتیب در رده های بعدی قرار گرفته اند. همچنین، این پژوهش مهم ترین شاخص ها در هوشمندسازی گردشگری شهری را شناسایی کرده است. «هماهنگی بین دستگاه های دولتی» (C10) با وزن 0/086 به عنوان حیاتی ترین عامل شناخته شده است. پس از آن، «پایش کیفیت آب و هوا و مدیریت انرژی (C4)» با وزن 0/084 و «فرهنگ سازی و مشارکت شهروندان در تصمیم گیری های شهری (C3)» با وزن 0/082 از اهمیت بالایی برخوردارند. این نتایج بر لزوم یکپارچگی سیستمی، توجه به پایداری محیط زیست، و دخیل کردن شهروندان در فرایندهای برنامه ریزی و توسعه گردشگری هوشمند تأکید می کنند. نتیجه گیری این پژوهش با موفقیت به پرسش اصلی خود در خصوص اولویت بندی محورهای گردشگری هوشمند در مناطق 11 و 12 تهران پاسخ داده است. نتایج مؤید آن است که دستیابی به توسعه پایدار گردشگری هوشمند در این نواحی مستلزم اتخاذ رویکردی متوازن است؛ رویکردی که نه تنها بر پیشرفت های فناورانه متمرکز باشد، بلکه به طور هم زمان چالش های ریشه ای در ابعاد انسانی، مدیریتی و زیست محیطی را نیز مرتفع سازد. علی رغم وضعیت نسبتاً مطلوب ابعاد فناورانه، مشارکت ناکافی شهروندان، آموزش های نامناسب و عدم هماهنگی میان نهادهای دولتی، به عنوان موانع کلیدی بر سر راه تحقق هوشمندسازی جامع و پایدار شناسایی شده اند. تحلیل های صورت گرفته با استفاده از مدل های تصمیم گیری چندمعیاره به وضوح نشان می دهد محور نوفل لوشاتو بالاترین اولویت را برای سرمایه گذاری دارد و پس از آن، محورهای ولیعصر و فردوسی در رتبه های بعدی قرار می گیرند. این اولویت بندی کمی، نقشه راهی ارزشمند برای تخصیص بهینه منابع و اتخاذ تصمیمات استراتژیک در حوزه توسعه گردشگری هوشمند ارائه می دهد. این مطالعه با ارائه یک مدل روش شناختی نوین و بومی سازی شده، گامی مهم در جهت پر کردن خلأ موجود در ادبیات علمی برداشته است. از این رو، یافته ها و چارچوب پیشنهادی این پژوهش می تواند به عنوان یک الگوی کاربردی برای سایر شهرهای ایران و کشورهای در حال توسعه مورد استفاده قرار گیرد و به تسریع فرایند هوشمندسازی گردشگری در این مناطق کمک شایانی کند.
۳۸۵.

نقش متاورس در مقابله با پیامدهای تغییرات اقلیمی در راستای افزایش تاب آوری شهرها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۴
تغییرات اقلیمی به عنوان یکی از اساسی ترین چالش های جهانی در عصر حاضر، اثرات عمیقی بر روی محیط زیست و ساختار شهری دارد. این تأثیرات به دلیل افزایش جمعیت و تمرکز فعالیت های اقتصادی در شهرها دوچندان می شود. مقاله حاضر با هدف ارائه راهکارهایی برای افزایش تاب آوری شهری در مقابل پیامدهای تغییرات اقلیمی به بررسی نقش فناوری متاورس در کاهش این پیامدها می پردازد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی به شیوه تحلیل محتوای مطالعات پیشین است. اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و جستجو در سایت های معتبر جمع آوری شده است. یافته ها نشان می دهد که مهم ترین چالش های تغییرات اقلیمی در چهار حوزه 1- بحران کم آبی و خشکسالی، 2- پیدایش جزایر حرارتی 3- وقوع سیلاب 4- وقوع طوفان گردو غبار تقسیم می گردد. متاورس، با بهره گیری از فناوری های نوینی نظیر واقعیت مجازی (VR)، واقعیت افزوده (AR)، هوش مصنوعی (AI) و اینترنت اشیا (IOT)، ظرفیت بالایی برای ارائه راهکارهای عملیاتی در این حوزه ها دارد. از جمله این راهکارها می توان به شبیه سازی اثرات تغییرات اقلیمی مانند سیلاب و خشکسالی در محیط های دیجیتال، کاهش نیاز به سفرهای فیزیکی از طریق جایگزینی رویدادها و جلسات مجازی، آموزش تعاملی شهروندان درباره بحران های اقلیمی و مدیریت هوشمند منابع (آب، انرژی و پسماند) اشاره کرد. علاوه بر این، متاورس با ایجاد شهرهای دیجیتال دوقلو، امکان آزمون سناریوهای سازگاری با تغییرات اقلیمی را پیش از پیاده سازی فیزیکی فراهم می آورد. با این حال، چالش هایی نظیر مصرف انرژی بالای سرورها، شکاف دیجیتالی و وابستگی به فناوری های پیچیده، نیازمند توجه ویژه ای هستند. نتایج این پژوهش تاکید می کند که متاورس نمی تواند به طور کامل جایگزین اقدامات فیزیکی گردد اما به عنوان یک ابزار مکمل، در صورتی که با سیاست های پایدار و استفاده از انرژی های تجدیدپذیر ادغام شود، می تواند به شهرها در حرکت به سوی آینده ای کربن زا و تاب آور کمک کند. این مطالعه پیشنهاد می کند که برنامه ریزان شهری و سیاست گذاران با بهره برداری خلاقانه از متاورس، باید ضمن حل چالش های فنی و اجتماعی، گام های مؤثری برای مقابله با تغییرات اقلیمی بردارد.
۳۸۶.

تدوین نظام ارزیابی طراحی معماری در آموزش معماری ایران (مورد پژوهی: آموزش معماری بعد از انقلاب فرهنگی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۳
برنامه های درسی آموزش عالی و به تبع آن آموزش معماری در دانشکده های معماری ایران محصول فعالیت عمده نهاد شورای عالی برنامه ریزی است. آموزش معماری و روش های طراحی، کمتر دارای روندی همه جانبه و بازخوردهای عملکردی بوده است. در ایران آموزش کلیه رشته ها به ویژه معماری بیشتر جنبه آموزشی دارد تا پژوهشی و از این رو درک و استنباط مفاهیم عملکردی و ابداع روش هایی منطبق با ارزش های فرهنگی جایگاه مناسبی ندارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تدوین نظام ارزیابی طراحی معماری در آموزش معماری ایران بعد از انقلاب فرهنگی صورت گرفته است. در این پژوهش از روش آمیخته ترکیبی از روش کیفی و کمی، استفاده شد. در بخش کیفی، داده ها و اطلاعات مورد نیاز این تحقیق، ابتدا از طریق مصاحبه عمیق با 20 نفر از خبرگان به روش نمونه گیری گلوله برفی، استخراج گردیده و طی سه مرحله به روش تحلیل مضمون (کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی) با نرم افزار مکس کیودا(2018) تحلیل شد و نهایتاً طبق مصاحبه ها، تدوین نظام ارزیابی طراحی معماری در آموزش معماری ایران استخراج و پرسشنامه محقق ساخته طراحی و سپس بر اساس فرآیند مصاحبه، کدگذاری و آزمون های انجام شد و مدل نهایی تحقیق ارائه گردید. در بخش کمی، این پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی و همبستگی است. حجم نمونه 384 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی مهندسی معماری در کلاس طراحی معماری، در دانشگاه های آزاد اسلامی واحد بندرعباس و یزد می باشد. در این پژوهش میزان ارتباط بین مولفه ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس(Smart pls) مشخص شد. یافته های حاکی از آن است که ضریب مسیر متغیر بین نظام ارزیابی طراحی معماری در آموزش معماری ایران بعد از انقلاب فرهنگی و آموزش معماری که به مقدار 0.920 و همچنین آماره t به مقدار 16.848 می باشد و لذا بهبود ارزیابی آموزش طراحی معماری باعث افزایش میزان هماهنگی اهداف آموزشی با راهبردهای آموزشی ارائه شده است، همچنین ارتقاء میزان توانایی حرفه ای و بازده در موفقیت های کسب شده در عرصه آموزشی می شود.
۳۸۷.

هوش مصنوعی برای خودمختاری شهری؛ به سمت شهر خودمختار اراک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۷
امروزه استفاده از داده ها و راه کارهای داده محور در خط مشی گذاری و برنامه ریزی شهری، به شدت با استقبال شهروندان و مدیریت شهری مواجه شده است. در این راستا صنعت و تکنولوژی جهت تأمین رفاه زندگی انسانی با سرعت چشمگیری به تولید محصولاتی تحت عنوان هوش مصنوعی گام نهاده اند. درنتیجه عملکرد شهرها با استفاده از این ابزارها در حوزه های اقتصاد، جامعه، محیط زیست و حاکمیت ممکن است تغییر کند. به همین منظور پژوهش حاضر باهدف هوش مصنوعی برای خودمختاری شهری تدوین شده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت و روش در زمره تحقیقات توصیفی – تحلیلی است. برای جمع آوری داده ها از روش های اسنادی و میدانی استفاده شده است؛ سپس بر پایه مبانی نظری حاصل شده و با استفاده از روش دلفی، شاخص ها و متغیرهای اثرگذار در شهر خودمختار در ابعاد هشت گانه حکمرانی، امنیت، نهادی، اقتصادی، پشتیبانی تصمیم، زیست محیطی، فناوری و نظارت استخراج گردید. در مرحله دوم با استفاده از تکنیک تأثیرات متقابل (روش تحلیل ساختاری)، امتیازدهی و در محیط نرم افزار MICMAC مورد تحلیل قرار گرفت و عوامل پیشران و کلیدی شهر خودمختار با توجه به امتیاز تأثیرگذاری و تأثیرپذیری مستقیم و غیرمستقیم انتخاب شد. نتایج حاکی از آن است که سیستم شهر خودمختار، سیستمی پایدار بوده و عوامل پیشران با تأثیرگذاری، عواملی چون خدمات رسانی باهوش مصنوعی، ایجاد پلتفرم های دیجیتالی، خدمات دیجیتالی، حمل ونقل عمومی متصل و ایجاد مرکز داده بزرگ یکپارچه ملی دارای بیشترین تأثیرگذاری مستقیم و عواملی چون به روزآوری سیستم های قدیمی، خودکارسازی فرآیندهای مالی و کشف تقلب، مرکز داده بزرگ یکپارچه ملی، نصب حسگرها، ایجاد اتوماسیون دارای بیشترین تأثیر غیرمستقیم و از اصلی ترین عوامل بر توسعه شهر خودمختار می باشد.
۳۸۸.

تعیین جهات بهینه توسعه فیزیکی شهر مراغه با استفاده از منطق فازی و متغیرهای طبیعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۹
در حال حاضر 50 درصد جمعیت جهان در شهرها زندگی می کنند و آمارها نشان از وجود روند افزایشی شهرنشینی در دنیا دارند. اسکان این حجم از جمعیت در مناطق شهری باید طبق برنامه ریزی های قبلی صورت گیرد، تا از بروز آسیب به محیط زیست جلوگیری شود. از سوی دیگر، می بایست برنامه ریزان فرایندهای مربوط به توسعه فیزیکی شهر را برای اتخاذ استراتژی های توسعه پایدار شهری ادراک نمایند. به منظور بررسی تناسب اراضی برای توسعه فیزیکی شهر مراغه، 9 متغیر مورد بررسی قرار گرفتند. این متغیرها عبارتند از: شیب، ارتفاع، فاصله از شهر، فاصله از راه های ارتباطی، فاصله از رودخانه، خاک شناسی، زمین شناسی، پوشش گیاهی و کاربری اراضی. لایه های موضوعی متغیرهای مورد بررسی با استفاده از انواع توابع خطی کاهشی یا افزایشی و تعریف کاربر به فازی تبدیل شدند. به این ترتیب، مقادیر همه نقشه های تهیه شده بین 0 و 1 تعریف و با استفاده از عملگر گامای فازی با یکدیگر ترکیب شدند. در نهایت نقشه نهایی تناسب اراضی جهت توسعه فیزیکی شهر مراغه تهیه گردید. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بالغ بر 23 درصد از محدوده مطالعاتی جهت توسعه فضایی شهر در کلاس با تناسب بسیار پایین قرار می گیرند. در حالت تطبیقی 18 درصد از محدوده مورد مطالعه در شرق و جنوب غرب شهر مراغه و به صورت پیوسته و متصل به شهر برای گسترش فیزیکی شهر مراغه از شرایط بسیار مطلوبی برخوردار هستند. این پهنه ها در فاصله ای دور از رودخانه و بستر دره صوفی چای قرار دارند و در نتیجه منجر به جلوگیری از بروز مسائل زیست محیطی و اکولوژیکی می شوند.
۳۸۹.

متاورس؛ فرصت ها و چالش ها در پایداری شهرهای آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۱۱۹
متاورس، به عنوان یک جهان مجازی موازی، با بهره گیری از فناوری های پیشرفته نظیر هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء و دوقلوهای دیجیتال، به یکی از مفاهیم کلیدی در بازتعریف زندگی شهری و توسعه شهرهای آینده تبدیل شده است. این فناوری پتانسیل ایجاد تحولاتی بنیادین در نحوه زندگی، کار، تعاملات اجتماعی و مدیریت شهری را داراست. هدف این پژوهش، بررسی جامع تأثیرات متاورس بر پایداری زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی شهرهای هوشمند است و با بهره گیری از روش کیفی و تحلیل محتوای اسناد علمی به انجام رسیده است. در تحلیل داده ها از روش کدگذاری موضوعی استفاده می شود که در آن مفاهیم کلیدی استخراج و در دسته بندی های مرتبط مانند چالش ها، فرصت ها و نقش های متاورس در پایداری شهری قرار می گیرند. یافته ها نشان می دهند که متاورس می تواند از طریق بهینه سازی مدیریت منابع، کاهش مصرف انرژی در حمل ونقل فیزیکی، و ایجاد فرصت های جدید برای تعاملات اجتماعی مجازی، نقش بسزایی در تقویت پایداری شهری ایفا کند. همچنین، متاورس با ارائه محیط های شبیه سازی شده برای آموزش، طراحی شهری و برنامه ریزی، به بهبود فرآیندهای تصمیم گیری کمک می کند. این فناوری می تواند ابزار مؤثری برای کاهش اثرات تغییرات اقلیمی از طریق مدل سازی دقیق و اجرای سیاست های هوشمند باشد. بااین حال، توسعه متاورس با چالش های قابل توجهی نیز همراه است، از جمله مصرف بالای انرژی برای زیرساخت های دیجیتال، تعمیق شکاف های اقتصادی و اجتماعی ناشی از دسترسی نابرابر به فناوری، و نگرانی های اخلاقی و حریم خصوصی. علی رغم این چالش ها، نتایج پژوهش نشان می دهد که متاورس ظرفیت بی نظیری برای بازتعریف محیط های شهری و تقویت ابعاد مختلف پایداری دارد و افق های جدیدی برای تحقیقات و نوآوری های آینده فراهم می کند
۳۹۰.

واکاوی بی تفاوتی اجتماعی شهروندان نسبت به خط مشی های شورای اسلامی شهر تهران، مطالعه موردی: منطقه یک شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۲
در سال های اخیر، موضوع مشارکت شهروندان، بی تفاوتی اجتماعی و سیاست های شهری به یکی از محورهای کلیدی تحقیقات اجتماعی و شهری تبدیل شده است. بی تفاوتی اجتماعی شهروندان نسبت به خط مشی های شورای اسلامی شهر تهران، پدیده ای پیچیده و چندبعدی است که کارآمدی و موفقیت سیاست های شهری را تحت تأثیر قرار می دهد. این بی تفاوتی ناشی از عوامل مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی بوده و یکی از دلایل اصلی آن را می توان رشد سریع شهرنشینی، گسترش فردگرایی و افزایش دغدغه های شخصی شهروندان دانست. در چنین شرایطی، افراد توجه کمتری به امور عمومی و سیاسی نشان داده و میزان مشارکت اجتماعی کاهش می یابد. شورای اسلامی شهر، به عنوان نهادی کلیدی در حساس سازی شهروندان نسبت به امور شهری، تاکنون اقدامات مؤثری برای جلب مشارکت عمومی انجام نداده است؛ موضوعی که موجب تشدید بی تفاوتی اجتماعی در شهر تهران شده است. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر بی تفاوتی اجتماعی شهروندان نسبت به خط مشی های شورای اسلامی شهر تهران و با استفاده از روش تحقیق آمیخته انجام شده است. در مرحله نخست داده ها از طریق پرسشنامه و مصاحبه با خبرگان جمع آوری و با روش کدگذاری تحلیل مضمون تحلیل شد. یافته های کمی پژوهش نشان داد که سطح بی تفاوتی اجتماعی شهروندان نسبت به خط مشی های شورای اسلامی شهر کمتر از حد متوسط است. همچنین نتایج بخش کیفی بیانگر آن است که ریشه های بی تفاوتی در هفت مضمون اصلی شامل عوامل مرتبط با شورا، سیاسی، روان شناختی، فرهنگی-اجتماعی، جمعیت شناختی، اقتصادی و مدیریتی قرار می گیرد که هرکدام دارای شاخص های مشخصی هستند
۳۹۱.

ارائه مدل کارآمد مدیریت طراحی در نواحی شهری تهران با رویکرد ارتقای بهره وری در دفاتر معماری و شهرسازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۱
مدل سازی مدیریت طراحی مبتنی بر بهره وری در دفاتر معماری و شهرسازی، به عنوان یک رویکرد نوین، به شناسایی و تحلیل عوامل کلیدی مؤثر بر عملکرد پروژه ها می پردازد. این مدل با هدف بهبود کارایی و کیفیت طراحی، به دفاتر معماری و شهرسازی کمک می کند تا منابع خود را بهینه سازی کرده و فرآیندهای طراحی را تسریع بخشند. با استفاده از این مدل، دفاتر معماری و شهرسازی می توانند به نتایج بهتری در پروژه های خود دست یابند و در بازار رقابتی امروز موفق تر عمل کنند. در این راستا، این مقاله کوشیده است با روش ساختاری-تفسیری، عوامل موثر بر مدیریت طراحی در نواحی شهری تهران با رویکرد ارتقای بهره وری در دفاتر معماری و شهرسازی را بازشناسی و خوشه بندی کند. روش انجام پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی است. به منظور شناسایی عوامل، از روش تحلیل محتوا استفاده شد. ابزار جمع آوری داده ها به صورت مصاحبه و پرسشنامه دوبه دویی می باشد. روابط بین عوامل موثر بر مدیریت طراحی در نواحی شهری تهران با رویکرد ارتقای بهره وری در دفاتر معماری و شهرسازی با استفاده از یک متدولوژی تحلیلی نوین تحت عنوان مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) و تحلیل میک مک تعیین و به صورت یکپارچه مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد تخصیص بهینه منابع انسانی با میزان قدرت نفوذ 13، آموزش و توسعه مهارت ها با قدرت نفوذ 12 و بهینه سازی فرآیندهای طراحی با قدرت نفوذ 10 به عنوان عوامل اصلی در شکل گیری مدل کارآمد مدیریت طراحی در نواحی شهری تهران با رویکرد ارتقای بهره وری در دفاتر معماری و شهرسازی همانند سنگ زیربنای مدل عمل می کند و برای ارتقای جایگاه این مدیریت در دفاتر معماری و شهرسازی منتخب تهران با رویکرد ارتقای بهره وری باید در وهله ی اول روی آن ها تأکید کرد.
۳۹۲.

خلاقیت کودکانه در فضا؛ مقایسه تجربه فضای باز و بسته در سن پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۴۲
در دنیای امروز که کودکان بیشتر در فضاهای بسته و محیط های شهری رشد می کنند، طراحی هوشمندانه فضاهای بازی و آموزشی که زمینه تجربه های حسی، کشف و تعامل با محیط را فراهم کنند، نقش کلیدی در شکوفایی خلاقیت و توسعه شناختی کودکان دارد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه نحوه تجربه فضا و تعامل کودک با محیط در دو حالت طبیعی/باز و ساخته شده/بسته و شناسایی ویژگی های فضایی مؤثر در بروز و رشد خلاقیت کودکانه است. این پژوهش از نوع کاربردی و از لحاظ روش اجرا، دارای طرح توصیفی–مقایسه ای به دنبال شناسایی نقش محیط در بروز خلاقیت کودکان پیش دبستانی و فراهم کردن اصول طراحی فضاهای مناسب برای این گروه سنی است. در این مطالعه، پنج مؤلفه تفکر خلاق شامل «سیالی»، «ابتکار»، «انعطاف پذیری»، «بسط» و «خلاقیت کل» با استفاده از آزمون استاندارد تورنس (TTCT) ارزیابی شده اند. جامعه آماری این پژوهش را کودکان دوره پیش دبستانی ساکن منطقه ۲ شهرستان مراغه تشکیل می دادند. از میان این جامعه، دو گروه نمونه انتخاب شدند که به ترتیب در محیط های باز و بسته فعالیت داشتند. نمونه گیری به صورت هدفمند و بر اساس معیارهای مشخص (مانند سن، مقطع تحصیلی و نوع محیط فعالیت) انجام گرفت تا امکان مقایسه مؤثر بین دو گروه فراهم شود. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که تعامل مستقیم با محیط طبیعی نقش به سزایی در تقویت و شکوفایی خلاقیت کودکان دارد؛ به طوری که کودکانی که در فضای باز و طبیعی فعالیت داشتند، نسبت به گروهی که در محیط سنتی مهدکودک فعالیت می کردند، افزایش معناداری در مؤلفه های تفکر خلاق (سیالی، ابتکار، انعطاف پذیری، بسط و خلاقیت کل) نشان دادند. در این پژوهش، تأثیر نوع فضا بر مؤلفه های خلاقیت به صورت تفکیکی بررسی شد؛ نتایج نشان داد که مؤلفه «ابتکار» در فضای باز و مؤلفه «انعطاف پذیری» در فضای بسته بیشترین رشد را داشته اند که بیانگر اثر متفاوت محیط ها بر ابعاد گوناگون تفکر خلاق است.
۳۹۳.

واکاوی عوامل زیست محیطی موثر بر افزایش حس تعلق مکانی شهروندان (موردمطالعه : پارک های حاشیه رودخانه اروندرود)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۱
حاشیه رودخانه های شهری، فضاهای پنهانی هستند که با توجه به کمبود سبزینگی و فضاهای باز در شهرها، می توانند فرصت هایی در جهت ایجاد حس تعلق و بهبود فضای شهری ایجاد نمایند. اما متاسفانه علیرغم پتانسیل های فراوانی که این فضاها دارند؛ استفاده کامل و درخوری از آن ها نمی شود. در این پژوهش نویسندگان با تاکید بر محیط زیست و با هدف بررسی وضعیت پارک های حاشیه رودخانه اروندرود، به شناسایی و رتبه بندی عوامل زیست محیطی موثر بر ارتقای حس تعلق شهروندان در پارک های حاشیه رودخانه اورند رود ( چهار محدوده چیتگر، اصفهان، خرمهشر و خوردبی) می پردازند. این پژوهش که ماهیت کاربردی دارد، از نوع کمی بوده و به روش توصیفی- تحلیلی تهیه شده است. شیوه گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای و میدانی با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام پذیرفته است. جامعه آماری تحقیق کاربران، مسافرین و ساکنین اطراف پارک های حاشیه ای رودخانه ها می باشند که از بین آنها 230 نفر به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی، محاسبه آماره کای اسکوئر و رتبه بندی مولفه ها با استفاده از نرم افزار Expert Choice به روش سلسله مراتبAHP) ) انجام پذیرفته است. یافته ها نشان می دهد تاثیرگذاری معیار زیست محیطی بر ایجاد حس تعلق شهروندان در محدوده چیتگر بیشترین میزان و در محدوده خرمشهر کمترین میزان را به خود اختصاص داده است. همچنین در میان مولفه های زیست محیطی (عناصر طبیعی و آسایش محیطی، عدم آلودگی محیطی، عدم آلودگی صوتی، تنوع پوشش گیاهی و فضای سبز، توجه به اقلیم و هماهنگی با زیست بوم منطقه)، مولفه تنوع پوشش گیاهی و فضای سبز بالاترین رتبه اثرگذاری را در سه محدوده اصفهان، خرمشهر، خوردبی به خود اختصاص داده است و مولفه هماهنگی با زیست بوم منطقه بالاترین رتبه در محدوده چیتگر را کسب نموده است. نتایج این تحقیق بیانگر این است که تبدیل پارک های حاشیه ای به مکان های پایدار نیاز به برقراری تعادل بین طبیعت و محیط انسان ساخت دارد و طراحی این فضاها بایستی حول محور طبیعت انجام گیرد تا بتواند ضمن ایجاد حس تعلق مکانی در شهروندان به بهبود فضاهای شهری کمک نماید
۳۹۴.

تحلیل مکانی - فضایی پیامدهای اقتصادی مهاجرت معکوس در نواحی روستایی (مورد مطالعه: شهرستان نطنز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۱
هدف: هدف این پژوهش تحلیل مکانی– فضایی پیامدهای اقتصادی مهاجرت معکوس در نواحی روستایی مورد مطالعه شهرستان نطنز است. روش پژوهش: این پژوهش از نوع پیمایشی است. جامعه آماری ۳۸۱ نفر بر اساس فرمول کوکران در ۲۴ روستا از شهرستان نطنز به صورت نمونه گیری مطبق شناسایی شد. داده های تحقیق از طریق مطالعات، مشاهده، مصاحبه های عمیق و پرسش نامه گردآوری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون های t تک نمونه و میان یابی کریجینگ در نرم افزار ArcGis بهره برده شد. یافته ها: یافته ها نشان می دهد در بُعد سرمایه گذاری، میزان سرمایه گذاری در نیمه جنوبی شهرستان نطنز بیشتر از نیمه شمالی به ویژه روستاهای اوره و گودرزن با میانگین 3/75 بوده است. در بُعد توسعه زیرساخت، یافته ها نشان می دهد در مرکز و نیمه جنوبی با میانگین 4/8 و پهنه مهم دوم در شمال شهرستان با میانگین ۴ قرار دارد. در بُعد توسعه تقاضای خدمات، بالاترین امتیاز مربوط به روستاهای نیمه شمالی و تا حدودی نیمه جنوبی با میانگین ۴ است؛ اما در نواحی غربی و شرقی شهرستان کمترین میزان توسعه تقاضا با میانگین 2/47 مشاهده می شود. در بُعد درآمدزایی، شاخص ها در روستاهای نیمه جنوبی شهرستان نطنز بیشتر از نیمه شمالی با میانگین 3/5 است. نتیجه گیری: با توجه به جذابیت روستاهای شهرستان نطنز به ویژه روستاهایی که دارای مزایایی چون آسانی دسترسی به شهر، مجاورت با شهر، استقرار در نزدیکی کانون های گردشگری، ارتفاع مناسب، و دمای مناسب، ظهور موجی بزرگ از مهاجرت به این مناطق دور از انتظار نخواهد بود.
۳۹۵.

ارزیابی عدالت فضایی در توزیع خدمات عمومی روستاهای استان چهارمحال و بختیاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۵
مدیریت و سازماندهی فضا در سطوح مختلف از محلی تا ملی دارای اهمیت بسیاری است و به طور ایده آل باید به گونه ای باشد که ساکنان هر ناحیه با توجه به شرایط جغرافیایی خود بتوانند از ظرفیت ها و قابلیت ها بهره برده و به کمک آن به آسایش، ثبات اجتماعی و رفاه اقتصادی دست یابند. در این راستا نظام مدیریتی کشور نقش عمده ای در تسهیل این روند دارد، لذا از سوی نهادهای دولتی و عمومی بایستی شرایطی مهیا شود تا به وسیله آن جامعه بتواند به طور عادلانه از امکانات و ظرفیت ها بهره مند شده، شرایط مناسب برای رشد خود را فراهم کند و اگر هم محدودیت هایی وجود داشته باشد، بایستی به طور نسبتاً یکسان در تمامی مناطق کاسته شود. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی - تحلیلی مبتنی بر منابع آماری و کتابخانه ای تلاش دارد سطح برخورداری از خدمات عمومی و به طورکلی سطح عدالت فضایی روستاهای استان چهارمحال و بختیاری به تفکیک شهرستان های این استان را مورد بررسی قرار دهد. این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است که روستاهای استان چهارمحال و بختیاری با توجه به مفهوم عدالت فضایی و میزان تخصیص خدمات عمومی، در چه سطحی قرار دارند؟ برای این منظور از مدل های کمّی ویکور، تاپسیس، ساو و درنهایت از کپ لند استفاده شده و نتایج نهایی از طریق نرم افزار Arc GIS در قالب نقشه به نمایش درآمده است. یافته های پژوهش نشان می دهد نتایج سه مدل فوق الذکر تقریباً مشابه به یکدیگر می باشند؛ به این ترتیب که در مدل های مزبور و با توجه به نتایج نهایی کپ لند، سطح برخورداری از خدمات عمومی روستایی در شهرستان های اردل، لردگان و بن در سطح مناسبی قرار گرفته، روستاهای شهرستان های بروجن، کوهرنگ و کیار از نظر عدالت فضایی درمورد خدمات عمومی نیمه برخوردار بوده و درنهایت روستاهای شهرستان های فارسان، سامان و شهرکرد در موقعیت غیربرخوردار و نامطلوب از منظر عدالت فضایی قرار گرفته اند.
۳۹۶.

نیت کشاورزان به سازگاری با تغییرات اقلیمی، کاربرد مدل توسعه یافته تلفیق تئوری های رفتار برنامه ریزی شده و انگیزش حفاظت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۷
در سال های اخیر تغییر اقلیم به یکی از مهم ترین چالش های جهانی و تهدیدکننده محیط زیست و امنیت غذایی جهانی تبدیل گردید. پژوهش حاضر به بررسی نیت و رفتار سازگاری کشاورزان شهرستان مشکین شهر با تغییرات اقلیم با استفاده از مدل توسعه یافته تلفیقی نظریه های رفتار برنامه ریزی شده و انگیزش حفاظت پرداخت. نتایج نشان داد که مدل فوق 84% از واریانس نیت و نیت نیز 56% از واریانس رفتار را تبیین کرده است. آسیب پذیری درک شده مهم ترین عامل تأثیرگذار بر نیت سازگاری بود. شدت درک شده تأثیر معنی داری بر نیت نداشت که نشان می دهد اگرچه کشاورزان تا حدودی بر آسیب پذیری از تغییرات اقلیمی واقف بودند، آگاهی چندانی در زمینه شدت اثرات و پیامدهای تغییرات اقلیم نداشتند. ازآنجاکه تغییرات اقلیمی اثرات تدریجی بر زندگی کشاورزان دارد و کشاورزان درک کاملی از این موضوع ندارند، لازم است از طریق رسانه های جمعی، فیلم های آموزشی و سایر پیکارهای ترویجی، کشاورزان با شدت اثرات این تغییرات آشنا شوند. خود-کارآمدی تأثیر معنی داری بر نیت داشت لذا، آموزش های ترویجی باید بتواند توانمندی لازم برای کاربست فنون سازگاری به طریقی آسان و کم هزینه ایجاد کند. تأثیر نگرش بر نیت نشان داد که لازم است نگرش کشاورزان نسبت به تغییرات آب وهوایی اصلاح شود. با توجه به تأثیر اعتماد و باور بر نیت کشاورزان، لازم است باور کشاورزان به اهمیت و اثرات ناگوار این تغییرات تقویت شود و کارشناسان اعتماد کشاورزان را نسبت به اثربخشی شیوه های سازگاری با تغییرات اقلیمی جلب نمایند. از نظر جنسیت، تحصیلات، محل سکونت و تعداد اعضای خانوار تفاوت های معنی داری در نیت سازگاری کشاورزان با تغییرات اقلیمی یافت شد.
۳۹۷.

تحلیل ادراک گردشگران داخلی از منظر چند حسی شهر یزد با تأکید بر حواس پنج گانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۹
پژوهش حاضر باهدف بررسی و تحلیل تجربیات گردشگران شهر یزد بر اساس ابعاد پنج گانه حسی و ارزیابی تأثیر این ابعاد بر ادراک کلی آن ها از منظر شهر یزد انجام شد. این مطالعه، به عنوان پژوهشی کاربردی در گروه تحقیقات توصیفی - تحلیلی، به صورت کمی و با روش پیمایشی اجرا شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته ای بود که روایی صوری آن توسط کارشناسان تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (94/0) احراز شد. داده ها با استفاده از نرم افزار تحلیل معادلات ساختاری (PLS-SEM) برای بررسی روابط بین ابعاد حسی و منظر چند حسی تحلیل شدند. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که از میان متغیرهای حسی، بینایی تنها متغیری است که رابطه معناداری با منظر حسی شهر ندارد (t=0.144, β=-0.009)؛ بنابراین فرضیه مربوط به آن رد شد. در مقابل، چهار متغیر دیگر (شنوایی، چشایی، لامسه و بویایی) دارای رابطه مثبت و معناداری با «منظر حسی یزد» بودند. بیشترین تأثیر مربوط به حس لامسه (t=7.201, β=0/360) و سپس شنوایی (t=6.107, β=0.328) و چشایی (t=5.936, β=0.286) است، درحالی که تأثیر حس بویایی (t=3.807, β=0.194) ضعیف تر اما همچنان معنادار است. همچنین، تمامی ضرایب بار عاملی شاخص ها بالاتر از حد مجاز 4/0 قرار داشتند و روایی همگرایی مناسبی را نشان دادند. میانگین واریانس استخراجی (AVE) برای تمامی متغیرها بالاتر از 0.5 بود که نشان دهنده همبستگی قوی بین شاخص ها و سازه های مربوطه است. مقادیر آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی نیز بالاتر از 7/0 بود که پایایی داخلی مناسب مدل اندازه گیری را تأیید می کند. درنهایت، مقدار GOF محاسبه شده (673/0) بیانگر برازش قوی کلی مدل است.  
۳۹۸.

برنامه ریزی استراتژیک جذب سرمایه ها و راه اندازی کسب وکارهای خرد در نواحی روستائی با هدف تنوع بخشی به اقتصاد روستاها (مطالعه موردی: شهرستان مریوان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۲
هدف: با توجه به این اصل که لازمه حل هر معضلی، برنامه ریزی برای حل آن است، پژوهش کاربردی حاضر نیز، با این هدف در نواحی روستایی مرزی شهرستان مریوان انجام گرفته و به دنبال آن است که با تدوین برنامه راهبردی که انعطاف پذیر و آینده نگر می باشد، در جهت تنوع بخشی به اقتصاد روستاهای منطقه بواسطه جذب سرمایه ها حرکت نماید. روش پژوهش: داده های این پژوهش در بخش نظری به روش اسنادی و در بخش عملی به روش پیمایشی، مبتنی بر مصاحبه، توزیع پرسشنامه و مشاهده گردآوری شده است. رویکرد حاکم بر پژوهش حاضر، رویکرد کیفی است که مبتنی بر مصاحبه و قضاوت گروه دلفی است. بر این مبنا؛ با بهره گیری از تیم دلفی پژوهش، برنامه استراتژیک تنوع بخشی به اقتصاد منطقه بواسطه جذب سرمایه ها و راه اندازی کسب وکارهای خرد، تدوین گردید. جامعه آماری پژوهش مشتمل بر 24 نفر از مسئولین توسعه منطقه، متخصصین، صاحبان کسب وکار خرد و مدیران محلی هستند که به روش هدفمند انتخاب گردیدند. یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که در نواحی روستایی مورد مطالعه، تعداد 8 نقطه قوت در مقابل 18 نقطه ضعف (عوامل درونی) و 6 فرصت در مقابل 9 تهدید (عوامل بیرونی) در برابر ایجاد محیط متنوع اقتصادی و فضای مطلوب کسب وکار بواسطه جذب سرمایه ها، شناسایی و مورد تایید قرار گرفتند. همچنین تلاقی مجموع وزن های عوامل داخلی (3/40) با مجموع وزن های عوامل خارجی (2/49)، نشان دهنده قرارگیری منطقه مورد مطالعه در موقعیت محافظه کارانه است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که الگوی مطلوب، برای جذب سرمایه ها در راستای تنوع بخشی به اقتصاد منطقه، الگوی محافظه کارانه است و بایستی با رویکردی بازنگرانه، برنامه ها، سیاست ها و اقدامات انجام گرفته در راستای تغییر وضعیت نامطلوب موجود محیط کسب وکار منطقه مورد مداقه و تغییر قرار گیرند. همچنین چشم انداز آینده فضای کسب وکار منطقه با تنوع بخشی اقتصادی بواسطه جذب سرمایه ها نشان داد که این منطقه روستایی در دورنمایی 15 ساله متناسب با توانمندی ها و پتانسیل هایش می تواند به عنوان مرکز ممتاز تجارت مرزی، مرکز ممتاز کشاورزی، مرکز ممتاز تولیدی های خرد و مرکز ممتاز گردشگری روستایی در سطح استان کردستان و در کنار سایر رقبا (شهرستان های دیگر استان) شناخته شود.
۳۹۹.

بررسی مؤلفه های معماری بومی در سکونتگاه های روستایی؛ مطالعه موردی: روستای قلعه بالا شاهرود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدف: بخش عظیمی از ذخایر کالبد تاریخی و سرمایه های فرهنگی در روستاها قرار دارد و زندگی روستایی با معماری بومی عجین شده است. معماری بومی در سکونتگاه های روستایی، گواهی بر پیشینه معماری و فرهنگ ارزشمند آن سرزمین است، اما در تحولات امروزی ساختار روستاها، به معماری بومی کمتر توجه شده است. لذا شناخت معماری بومی، می تواند زمینه ای را برای مرتفع ساختن نیازهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و توسعه هرچه بیشتر این سکونتگاه های باارزش فراهم نماید و در انتقال فنون معماری و تجارب فرهنگی به دیگر مناطق نیز مؤثر باشد. ازاین رو هدف این پژوهش، بررسی ابعاد و مؤلفه های معماری بومی در سکونتگاه های روستایی و نمود آن ها در مطالعه موردی روستای قلعه بالا شاهرود است. روش پژوهش: این پژوهش ازلحاظ روش توصیفی-تحلیلی و ازلحاظ هدف کاربردی است. برای این منظور ابتدا با مطالعه اسناد کتابخانه ای، ابعاد معماری بومی و مؤلفه های آن مشخص گردیده و پس از تحلیل محتوا، چهارچوب نظری بیان شده است. در ادامه با مطالعه میدانی و با شیوه تحلیلی، نمود آن در مطالعه موردی روستای قلعه بالا شاهرود موردبررسی قرار گرفته است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که ابعاد اقتصادی-معیشتی، اجتماعی-فرهنگی، اقلیمی-محیطی در شکل گیری معماری بومی در سکونتگاه های روستایی مؤثر هستند. در بعد اقتصادی-معیشتی، مؤلفه نوع کارایی و کارکرد، نوع معیشت و وضعیت درآمد و نوع مصالح ساخت و در بعد اجتماعی-فرهنگی، مؤلفه امنیت و آرامش، روابط و تعاملات اجتماعی، حس تعلق خاطر، ارزش و هنجار فرهنگی و در بعد محیطی-کالبدی، مؤلفه ساختار فضایی و کالبدی، آسایش محیطی و هماهنگی اقلیمی، انعطاف پذیری فضایی و عملکردی تأثیرگذار است. نتیجه گیری: ابعاد و مؤلفه های معماری بومی در سکونتگاه های روستایی در عین واحد بودن، روی یکدیگر تأثیر می گذارند و از هم تأثیر می پذیرند. همچنین بافت و مسکن روستای قلعه بالا شاهرود از تمامی این مؤلفه ها و شاخص های آن تأثیر پذیرفته و معماری روستای قلعه بالا شاهرود نمونه ای از معماری بومی منطبق با اقلیم، فرهنگ و زندگی روستایی است.
۴۰۰.

تحلیل اثرات فضایی حضور مهاجرین استان سیستان و بلوچستان در روستاهای اطراف فیض آباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۲۲
بررسی اثرات فضایی مهاجرین بین استانی در سرزمین های مقصد، دارای اهمیت فراوان در برنامه ریزی های روستایی است. به همین دلیل هدف پژوهش حاضر، تعیین اثرات فضایی؛ حضور مهاجرین روستایی استان سیستان بلوچستان در روستاهای پیرامون شهر فیض آباد در شهرستان مه ولات است. این پژوهش بر پایه روش توصیفی – پیمایشی و از نظر هدف، کاربردی است. برای گردآوری اطلاعات، روش های اسنادی و میدانی به کاررفته است. جامعه آماری این پژوهش 5304 خانوار از ساکنان بومی و مهاجر در 9 روستا از توابع شهر فیض آباد هستند. اندازه نمونه تحقیق بر اساس فرمول کوکران 358 تعیین گردید و با توجه به آمار 6 درصدی مهاجرین، تعداد 337 خانوار بومی و 21 خانوار از مهاجران به روش تصادفی به عنوان نمونه های تحقیق انتخاب شدند. از آماره های توصیفی (میانگین، درصد و انحراف معیار) و همچنین از آزمون های استنباطی شامل آزمون T تک نمونه ای، آزمون تحلیل واریانس (ANOVA) در نرم افزار SPSS برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج آزمون t نشان داد که میزان اثرگذاری حضور مهاجرین بر ابعاد فضایی روستاهای موردمطالعه از میانه نظری 3 بالاتر بوده است. دراین بین بعد اقتصادی با میانگین 51/3 بیشترین و بعد کالبدی با میانگین 26/3 کمترین اثر فضایی را داشته است. نتایج تحلیل واریانس نیز نشان از تفاوت اثرگذاری فضایی در سطح روستاهای موردمطالعه داشته است. علاوه بر این نتایج آزمون اسپیرمن حاکی از آن است که بین تعداد مهاجران و گسترش فضایی – کالبدی روستاهای موردمطالعه ارتباط مستقیم (789/0) و معناداری (sig. = 0/000) وجود دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان