ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۱۰٬۹۶۵ مورد.
۲۰۱.

برنامه ریزی راهبردی توسعه ی شهری مبتنی بر رویکرد سناریونویسی (نمونه مورد مطالعه: منطقه 5 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۱
منطقه ۵ شهرداری تهران، به عنوان یکی از پرجمعیت ترین مناطق پایتخت، طی دهه های اخیر با تحولات گسترده ای روبه رو بوده که این منطقه را در معرض چالش ها و فرصت های متعددی قرار داده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی مؤثر بر آینده توسعه منطقه ۵ شهرداری تهران و طراحی سناریوهای ممکن برای توسعه پایدار این منطقه تدوین شده است. در این پژوهش، از رویکرد سناریو محور و ابزارهای مختلف تحلیلی مانند ماتریس اثرات متقاطع و نرم افزار سناریو ویزارد استفاده شده است. ابتدا با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه های نیمه ساخت یافته با متخصصان حوزه های مختلف، پیشران های مؤثر بر آینده توسعه شناسایی شدند. سپس، با استفاده از پرسش نامه و تحلیل های آماری، این پیشران ها از نظر اهمیت و عدم قطعیت رتبه بندی شدند. در گام بعدی، روابط بین پیشران ها با استفاده از نرم افزار میک مک تحلیل و پیشران های بحرانی شناسایی شدند. در نهایت، این پیشران ها به نرم افزار سناریو ویزارد وارد شده و سناریوهای مختلف آینده توسعه منطقه ۵ طراحی گردید. نتایج نشان داد که پیشران هایی همچون «درآمد و اشتغال»، «سرمایه گذاری»، «کیفیت هوا» و «قیمت زمین و مسکن» به عنوان عوامل کلیدی و دارای اثرگذاری بالا و عدم قطعیت های بحرانی شناسایی شدند. سناریوهای توسعه استخراج شده طیفی از وضعیت های مختلف را شامل می شود که از سناریوهای مطلوب با رشد اقتصادی و ارتقای زیرساخت ها تا وضعیت های ناپایدار با رکود و فشار اقتصادی متغیر است. این پژوهش بر اهمیت برنامه ریزی مبتنی بر سناریو و آینده نگری در سیاست گذاری شهری تأکید دارد و نتایج آن می تواند به عنوان راهنمایی برای برنامه ریزان و مدیران شهری در مواجهه با چالش های پیچیده و عدم قطعیت های آینده استفاده شود.
۲۰۲.

نقش توانمندسازی کارکنان در تاب آوری سازمانی با میانجی گری چابکی سازمانی (مورد مطالعه: شهرداری مشهد مقدس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۸
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر توانمندسازی کارکنان بر تاب آوری سازمانی با میانجی گری چابکی سازمانی است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی پیمایشی و جامعه آماری پژوهش، شهرداری مشهد مقدس بود. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 198 نفر برآورد گردید. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده توزیع و تکمیل پرسش نامه انجام شد. برای سنجش متغیر توانمندسازی از پرسش نامه توانمندسازی روان-شناختی اسپریتزر، برای سنجش متغیر تاب آوری سازمانی از پرسش نامه کلاهنن، همچنین برای سنجش متغیر چابکی سازمانی از پرسش نامه تورنگ لین و همکاران استفاده شده است. در تحقیق حاضر آزمون پایایی، آلفای کرونباخ تمامی متغیرها بیش از 7/0 به دست آمد که نشان از پایایی مناسب ابزار داشت. روایی پرسش نامه ها براساس نظرات اساتید مورد برسی قرار گرفت و جرح و تعدیلاتی در پرسش نامه صورت پذیرفت. در این پژوهش برای تجزیه وتحلیل داده ها و اطلاعات و آزمون فرضیه ها از نرم افزارهای SPSS و PLS استفاده شده است. نتیجه تجزیه وتحلیل-ها بیان گر این است که چابکی سازمانی تأثیر توانمندسازی کارکنان را بر تاب آوری شهرداری شهر مشهد مقدس میانجی گری می کند. توانمندسازی سازمانی بر تاب آوری کارکنان شهرداری مشهد مقدس تأثیر مثبت و معنادار دارد. توانمندسازی بر چابکی سازمانی شهرداری مشهد مقدس تأثیر مثبت و معنادار و چابکی بر تاب آوری کارکنان شهرداری مشهد مقدس تأثیر مثبت و معنادار دارد.
۲۰۳.

بررسی نحوه تأثیرپذیری رفتار شهروندان از مؤلفه تابش در فضاهای شهری (مورد مطالعه: میدان منیریه در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۸
آسایش حرارتی، شرایط ذهنی منحصربه فردی است که عوامل گوناگونی در آن دخیل هستند. رفتار نیز تمامی کنش ها و واکنش های فردی است که در راستای پاسخ گویی به یک نیاز صورت می گیرد. در میان عوامل مؤثر بر آسایش حرارتی، به صورت خاص تابش و میانگین دمای تابشی، تأثیر بسزای در درک آسایش حرارتی دارد و به نوعی مهم ترین مؤلفه در این ارتباط محسوب می شود. ازاین رو، در این پژوهش، تأکید بر این مؤلفه بوده است. در عین حال، نداشتن استرس گرمایی و یا سرمایی، باعث حضور افرادِ بیشتر و ماندن در فضا می شود. ازآنجاکه دست یابی به آسایش حرارتی که در ذهن هر فرد وجود دارد، امری است تقریباً ناممکن؛ با مطالعه رفتار افراد و همچنین محیط، نزدیک شدن به این موضوع ذهنی، امکان پذیر است. پژوهش پیش رو با هدف بررسی تأثیرپذیری رفتار از شدت تابش آفتاب در میدان منیریه تهران، در ابتدا با شناسایی معیارهای پژوهش در ارتباط با آسایش حرارتی، تابش آفتاب و رفتار، با پارادایمی اثبات گرا، به بررسی  موضوع  پرداخته است. روش مطالعه، به منظور مطالعه رفتار کاربران فضا، منطبق بر برداشت میدانی و از طریق مشاهده در سه روز و سه بازه زمانی تعیین شده در دی ماه و در سه موقعیت های انتخابی، توسط متخصصان، تمام شماری شده است. به منظور جمع آوری داده های اقلیمی، از داده های ایستگاه های هواشناسی استفاده و داده ها در نرم افزار ریمن، تحلیل شده است. براساس نتایج، زمانی که تابش به صورت مستقیم در فضا وجود دارد، مکث در فضا افزایش و رفتار نشستن و ایستادن بیشتری در فضا رخ می دهد. همچنین به هنگام وجود تابش مستقیم، رفتارها گروه های بیش از سه نفر و در قالب رفتارهای متنوع تری نظیر پرسه زنی، عکس گرفتن و... مشاهده شده است. بدین ترتیب به نظر می رسد در طراحی فضاهای شهری باید به نحوه بهره مندی فضا از متغیر تابش توجه نمود تا در فصول سرد نیز امکان حضور و سرزندگی در فضاهای شهری فراهم شود.
۲۰۴.

بهینه سازی توزیع مکانی بازاریاب ها با استفاده از تحلیل های GIS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۲
بازاریابی یکی از عوامل مهم در موفقیت کسب وکارهای شهری به شمار می رود و می تواند منجر به رشد تجاری و برتری نسبت به رقبا شود. شرکت های تولید و پخش (مانند مواد غذایی، آرایشی و بهداشتی، شوینده ها، دارویی و غیره) به دنبال کاهش هزینه های نیروی انسانی و رفت وآمد بازاریابان خود در سطح شهر هستند. توزیع مکانی بهینه بازاریاب ها نقش مهمی را در کاهش هدر رفت نیروی انسانی، زمان و هزینه و همچنین بهبود فعالیت های بازاریابی می نماید. هدف از پژوهش حاضر بهینه سازی توزیع مکانی بازاریاب ها با استفاده از تحلیل های شبکه سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) است. بدین منظور، با استفاده از تحلیل های شبکه GIS روشی برای تقسیم بندی (خوشه بندی) محدوده های تحت پوشش بازاریابان بر اساس تعداد و موقعیت جغرافیایی خرده فروشی ها ارائه شده است. روش پیشنهادی، خرده فروشی ها را در یکسری محدوده های جغرافیایی (خوشه ها) قرار می دهد به طوری که تعداد خرده فروشی ها در این محدوده ها حتی الامکان برابر می باشند. هر یک از این خوشه ها به یک بازاریاب تخصیص می باید. نتایج اجرای روش مذکور در منطقه 6 شهر تهران نشان می دهد که خوشه ها و مسیرهای ویزیت بازاریابان در داخل هر خوشه بهینه بوده و خوشه ها دارای کمترین شکستگی در مرزها هستند که باعث تشخیص آسان تر و درنتیجه خطای کمتر بازاریاب ها می شود. به عبارت دیگر، روش پیشنهادی امکان تعیین خوشه های بازاریابی با تعداد خرده فروشی های یکسان و ویزیت بازاریابی با کوتاه ترین مسافت در داخل هر خوشه را فراهم می نماید
۲۰۵.

بازنمایی قابلیت های محیطی براساس فرایند ادراک با تاکید بر فرهنگ ( نمونه های موردی: محله دوچی و یاغچیان شهر تبریز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۳
محله ها همواره به عنوان یکی از ارکان سازمان فضایی بافت های شهری و واحدی کالبدی- اجتماعی ایفای نقش داشته اند. بدون تردید محله به عنوان یک مکان تحت تأثیر ابعاد مختلف فرهنگی قابلیت تولید بستر مناسب برای زندگی مردم بوده است که در سایه مداخلات مبتنی بر الگوهای مدرن از مفهوم و قابلیت واقعی خود فاصله گرفته و از پاسخدهی متناسب با هنجارهای جامعه دور گشته است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر ابعاد مختلف فرهنگی محله بر ابعاد قابلیت های محله و بازتاب آن در محلات تاریخی و جدید برای ساخت یک مکان مطلوب و مناسب می باشد. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای – اسنادی و بررسی های میدانی، ابزار پرسشنامه هست. به منظور تحلیل اطلاعات تکنیک سلسله مراتبی با استفاده از نرم افزار export choice بکار برده شده است. طبق یافته های تحقیق بعد فرهنگی در محله دو چی با میانگین (0.667) بیشترین امتیاز و در مقایسه با محله یاغچیان با میانگین (0.333) کسب کرده است. قابلیت های محیطی در دو محله، قابلیت فیزیکی در محله دوچی امتیاز (0.471) و در محله یاغچیان امتیاز (0.529)، قابلیت اجتماعی در محله دوچی امتیاز (0.612) و در محله یاغچیان امتیاز (0.389)، قابلیت معنایی در محله دوچی امتیاز (0.774) و در محله یاغچیان امتیاز (0.226) کسب کرده اند. یافته های تحقیق نشانگر اختلاف قابل ملاحظه در قابلیت معنایی محله دوچی نسبت به محله یاغچیان است. که با توجه به ارتباطی متناظر بین ابعاد مختلف فرهنگی با ابعاد قابلیت های محیطی در محلات تاریخی بعد معنایی فرهنگ بیشترین تأثیر را در قابلیت معنایی محله داشته است. با توجه به تأثیر بیشتر بعد معنایی در محلات تاریخی بر فرهنگ محله می توان بیان کرد فرهنگ، به عنوان مجموعه دستاوردهای معنوی یک جامعه بر معماری و فضای محله تأثیر گذاشته و در ارتقای قابلیت معنایی محله بیشترین تأثیر را داشته است.
۲۰۶.

بررسی و ارزیابی رابطه کاربری اراضی با تغییرات دمایی در داخل محیط شهری با استفاده از داده های حرارتی شبانه سنجنده استر، مطالعه موردی: شهر مشگین شهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۷
رشد جمعیت و نیاز به فضای شهری بیشتر برای سکونت، اراضی بیشتری را به زیر ساخت وساز برده و شهر با تغییر کاربری اراضی مواجه می شود. تغییر کاربری با اثرگذاری بر روی اقلیم شهری باعث تغییر در توازن انرژی، افزایش دمای سطح زمین و دمای هوا در مناطق شهری می شود. بنابراین نحوه اثرگذاری کاربری های مختلف بر دمای سطح زمین مسئله مهمی است که بررسی دقیق آن منجر به مدیریت بهتر جهت کاهش اثرات نامطلوب جزایر حرارتی در شهرها می شود؛ در پژوهش حاضر با استفاده از سنجش ازدور به عنوان روشی نوین، رابطه تغییر کاربری اراضی با دمای شبانه سطح زمین جهت شناسایی لکه های داغ که مقدمه ای برای تشکیل جزایر حرارتی در داخل محیط شهری هستند در شهر مشگین شهر با استفاده از داده های حرارتی شبانه سنجنده استر و ماهواره سنتینل 3 مطالعه شد. در ارتباط با مسئله پژوهش ابتدا دمای سطح زمین با استفاده از الگوریتم پنجره مجزا برای تصاویر شبانه سنجنده استر برآورد شد، سپس دمای سطح برآورد شده با استفاده از پروداکت حرارتی سنتینل 3 اعتبارسنجی گردید. سپس کاربری اراضی با تصویر لندست 9 و الگوریتم SVM استخراج شد. در ادامه ارتباط دمای سطح زمین با عوامل توپوگرافی (شیب و جهت شیب) و کاربری اراضی بررسی و تحلیل شد. در نهایت عواملی از قبیل ترکیب نامتقارن پدیده های با خصوصیات و ظرفیت حرارتی متفاوت، پراکندگی نامنظم پوشش گیاهی و زمین های بایر در نتیجه گسترش شهر در شناسایی و نحوه توزیع لکه های داغ توسط الگوریتم گتیس - اورد در منطقه موردمطالعه استنتاج گردید.
۲۰۷.

بررسی ارتباط سرمایه اجتماعی با سازگاری اجتماعی در شهر اخلاق مدار (نمونه موردی : شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۴
مقدمه : حضور و فعالیت سرزنده شهروندان در فضایی که برای آن برنامه ریزی صورت گرفته، نشانگر درست بودن عمل برنامه ریزی می باشد و موجب شکل گیری انسجام اجتماعی می گردد. این ارتباط و مشارکت در طول زمان موجب شکل گیری سرمایه اجتماعی در جوامع می گردد. بنابراین عمل برنامه ریزی از انحصار مباحث کمی سرانه و کاربری خارج شده و مفاهیم جدید مبتنی بر اخلاق و رفتار شهروندان و شهر اخلاق مدار مطرح می گردد. در این پژوهش، به بررسی ابعاد و مؤلفه های سرمایه اجتماعی در شهر ارومیه مطابق با اصول شهر اخلاق مدار و سازگاری اجتماعی می پردازیم. داده و روش : پژوهش حاضر از نظر روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی بوده و از لحاظ هدف، کاربردی می باشد. نمونه آماری به صورت خوشه ای انتخاب شد که شامل دو محله از منطقه 4 به عنوان بافت سنتی و دو محله از منطقه 1 به عنوان بافت مدرن می باشد. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 380 نفر است. جمع آوری داده ها در ارتباط با شاخص های پژوهش از طریق مدل چیدمان فضا (شناسایی نواحی حساس از نظر همپیوندی و یکپارچگی با توجه به موضوع تعاملات اجتماعی و امنیت و غیره) انجام شده است. برداشت های میدانی  نگارندگان از محدوده های مطالعاتی در بافت قدیم و جدید ( به صورت تأثیر نظر کارشناسی در امتیاز نهایی شاخص ها برای هر یک از بافت های شهری انتخاب شده) و پرسش نامه برای اگاهی از وضعیت کیفیت ساکنین آن بافت های شهری (امتیاز دهی با طیف لیکرت) انجام شده است. یافته ها : شاخص های به کار گرفته شده در جمع آوری اطلاعات در ارتباط با آسایش و کیفیت زندگی اهالی محله ها نشان از این دارد که میزان ارتباط با مسئولان شهری و مشارکت در طرح های محلی بافت مدرن بسیار بیشتر از بافت سنتی شهر می باشد. در محدوده منطقه 1 قابلیت فهم دسترسی معابر R 2 =(0.38) و در منطقه 4 ، این مقدار برابر R 2 =(0.32) . لازمه این مشارکت و ارتباط وجود اعتماد نهادی در محل می باشد. اعتماد نهادی اولین پیش زمینه را برای به وجود آوردن انسجام اجتماعی مهیا می آورد و مربوط به ابتدایی ترین خدمات ارائه شده مدیریت شهری نظیر دسترسی به خدمات اضطراری و محلی میزان روشنایی معابر تمیزی و نظافت معابر دسترسی به فضای تفریحی محله می باشد که هم مطابق برداشت های میدانی و هم نتایج پرسش نامه حداقل این مقدار برای منطقه ۴ وجود دارد. میانگین یکپارچگی معابر در محدوده منطقه 4 (10/1) و در منطقه 1 (35/1) می باشد. نتیجه گیری : نتایج یافته ها نشان از اولویت داشتن مطالعات سرمایه اجتماعی مبتنی بر اخلاق و رفتار مردم، به برنامه ریزی هایی از بالا به پایین و بدون مطالعه دارد. با توجه به نقشه های وضع موجود ارائه شده از منطقه ۴ می توان گفت ناسازگاری اجتماعی با محیط زندگی موجب از هم گسیختگی روزافزون انسجام اجتماعی در این محل می گردد و بناهای متروکه و مخروبه به صورت لکه های سیاه رنگ در نقشه نمایان می گردد که با گذر زمان این مقدار سیر صعودی نیز به خود می گیرد.
۲۰۸.

بررسی پتانسیل زمین گرمایی آتشفشان سبلان با استفاده از تصاویر سنجنده های OLI و TIRS ماهواره لندست 8

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۶۲
سنجش از دور طیف مادون قرمز حرارتی، یک تکنیک نوظهور برای تعیین ناهنجاریهای حرارتی در مناطق آتشفشانی به شمار می رود. در این تحقیق به بررسی پتانسیل تصویربرداری مادون قرمز حرارتی در تغییرات دمایی سطح آتشفشان سبلان پرداخته شده است. بخش های وسیعی از این آتشفشان در منطقه ای صعب العبور قرار دارد که توسط ارتفاعات احاطه شده است. لذا برای بررسی تغییرات پوشش گیاهی و دمای سطح زمین نواحی آتشفشانی در بازه زمانی 2018 تا 2023 از سنجنده های زمین عملیاتی OLI و سنجنده مادون قرمز حرارتی TIRS ماهواره لندست 8 استفاده شد. ترکیبی از نسبت های باندی بین باندهای 5/7، 4/5 و 7/6 به طور موثری دگرسانی معدنی نواحی آتشفشانی را نشان می دهند. در سمت شمالی کوه سبلان تغییرات حرارتی بالایی به وقوع پیوسته است. این فرایند، پتانسیل زمین گرمایی آتشفشان سبلان را نشان می دهد. آخرین داده های تصاویر سنجنده های OLI و TIRS نشان دهنده تغییرات حرارتی از صفر تا 47 درجه سانتیگراد در سال 2021 بوده است. نتایج بررسی ها، الگوهای ناهنجاری حرارتی را از سال 2018 تا 2023 در چندین نقطه نشان می دهد. توزیع این ناهنجاری ها مطابق با داده های LST در ماهواره لندست 8 می باشد. مقادیر NDVI در مکان های بالقوه زمین گرمایی با کاهش همراه بوده است. بررسی ها نشان می دهد که پهنه هایی با بیشترین پوشش گیاهی رو به کاهش بوده است به طوری که از 7/70 کیلومتر مربع در سال 2018 به 1/41 کیلومتر مربع در سال 2023 کاهش یافته است. یافته های حاصل از دمای سطح زمین نیز حاکی از این است که چشمه های آبگرم قوتورسوئی، موئیل و ایلاندو در پهنه های حرارتی بالایی قرار گرفته اند.
۲۰۹.

تحلیل چالش های مقابله با پدیده آتش سوزی در جنگل های شهرستان چوار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۳
در سال های اخیر عرصه های جنگلی کشور به خصوص جنگل های زاگرس، سطح بالا و گسترده ای از آسیب پذیری، ناپایداری و تخریب را در برابر آتش سوزی جنگل ها تجربه کرده است. در این میان یکی از مناطق کشور که به شدت در معرض تهدید آتش سوزی جنگل ها قرار دارد شهرستان چوار واقع در استان ایلام است. لذا، هدف کلی پژوهش حاضر که با دیدمان کیفی انجام شد، تحلیل چالش های مقابله با پدیده آتش سوزی در جنگل های شهرستان چوار بود. جامعه تحقیق، شامل مطلعان کلیدی در زمینه مدیریت و حفاظت از جنگل ها اعم از کارشناسان ادارات منابع طبیعی و آبخیزداری و نیروهای آموزش دیده یگان حفاظت اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان ایلام و شهرستان های ایلام و چوار، جوامع محلی روستاهای شهرستان چوار و سازمان های مردم نهاد (سمن) فعال در زمینه مدیریت و حفاظت جنگل ها در سطح این شهرستان بودند. مشارکت کنندگان در پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند با حداکثر تنوع انتخاب شدند (34=n). تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند، با استفاده از نرم افزار MAX-QDA12، منجر به شناسایی 25 مفهوم در قالب 4 طبقه اصلی شد. نتایج تحلیل محتوا نشان داد که چالش های اساسی مقابله با آتش سوزی در جنگل های شهرستان چوار شامل: چالش های آگاهی و ارتباطی، مالی و تجهیزاتی، حقوقی و اداری- اجرایی است. تحلیل چالش های موجود در این زمینه می تواند نقطه شروع مناسبی برای شناخت وضعیت موجود و ارائه راهبردهای مدیریتی برای مقابله با بحران آتش سوزی در جنگل ها باشد که از جمله آن می توان به نظارت کافی در اجرای صحیح قوانین، مشارکت مردم محلی و تأمین اعتبارات و تجهیزات لازم اشاره کرد.
۲۱۰.

مدیریت ریسک مبتنی بر هوش مصنوعی در پروژه های ساخت و ساز: یک چارچوب برای سازمان های پروژه محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۱
در عصر فناوری های نوین، چالش های مدیریت ریسک در پروژه های ساخت وساز به دلیل پیچیدگی و چندبعدی بودن ریسک ها، اهمیت ویژه ای یافته است. از اینرو این پژوهش با استفاده از یک روش توسعه ای کاربردی و با رویکرد کیفی و مبتنی بر روش دلفی با هدف طراحی چارچوبی جامع برای مدیریت ریسک در پروژه های ساخت وساز با بهره گیری از هوش مصنوعی (AI) در سازمان های پروژه محور اجرا گردید که طی آن در گام نخست، مؤلفه های اولیه از طریق مرور نظام مند ادبیات و تحلیل محتوای مطالعات پیشین استخراج شده و با جمع آوری دیدگاه های ۱۵ نفر از خبرگان حوزه مدیریت پروژه و فناوری اطلاعات، اصلاح و نهایی گردید. نتایج نهایی پژوهش منجر به ارائه مدل مفهومی با 54 مولفه اصلی در سه لایه مهم شد که در هسته پایانی(مرکزی) آن چهار فرآیند اصلی مدیریت ریسک، در لایه میانی سه بُعد پشتیبان (فناورانه، سازمانی، حقوقی) و در لایه بیرونی دو مؤلفه تعاملی (فرهنگ ذی نفعان و مدیریت زنجیره تأمین) جای گرفته اند. این چارچوب با ادغام الگوریتم های هوش مصنوعی، امکان تحلیل بلادرنگ، پیش بینی هوشمندانه و واکنش تطبیقی در برابر انواع ریسک ها را فراهم می کند. یافته های تحقیق نشان می دهد که به کارگیری هوش مصنوعی در مدیریت ریسک، علاوه بر افزایش دقت تصمیم گیری، موجب ارتقای راهبردی، سیستمی و یکپارچه فرآیندهای مدیریت ریسک شده و کاهش قابل توجهی در تاخیرات و هزینه های غیرمترقبه پروژه ها به همراه خواهد داشت.
۲۱۱.

ارزیابی حس تعلق به مکان مهاجرین ایرانی با تاکید بر عوامل کالبدی و محیطی در فضاهای عمومی شهر ( با تمرکز بر ایرانیان ساکن تورنتو کانادا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۵
امروزه حل بحران روانشناختی و دو سویه عدم حس تعلق مهاجرین به جامعه مقصد در فرآیند مهاجرت؛ بعنوان پدیده ای اجتماعی ضروری می باشد. پژوهش حاضر به بررسی ابعاد کالبدی حس تعلق به فضاهای شهری و شاخص های مؤثر آن در مناطق ایرانی نشین شهر تورنتو کانادا پرداخته است. نوع تحقیق تحلیلی_ توصیفی و روش انجام آن پیمایشی می باشد، جامعه مورد بررسی 100 نفر از مهاجرین ایرانی ساکن مناطق ریچموند هیل، وان، مارکهام، و تورن هیل شهر تورنتو کانادا که با روش گلوله برفی انتخاب گردیدند. تحلیل اطلاعات در نرم افزار SPSS انجام گردید. نتایج نشان داد که از بین عوامل کالبدی تاثیرگذار بر حس تعلق مولفه ایمنی و امنیت با 32 درصد تاثیرگذاری مهمترین مولفه در ایجاد حس تعلق بوده و بعد از آن مولفه محیطی و مولفه دسترسی نیز از عوامل مهم تاثیرگذار بودند و مولفه مقیاس انسانی کمترین درصد تاثیرگذاری بر ایجاد حس تعلق به فضاهای شهری را برای مهاجرین دارد.
۲۱۲.

بررسی چالش های اقلیمی و زیست محیطی حاصل از ریزگردهای نمکی بر ساختمان های حوزه دریاچه ارومیه و راهکارهای کاهش آسیب آن بر سلامت انسان به کمک معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۶۶
ایران به دلیل موقعیت های طبیعی خاص و گاه اثرات ناشی از عملکرد نادرست در حفظ محیط زیست، با بحران های زیست محیطی متعددی نظیر آلودگی هوا، زلزله، سیل، بارش های سنگین برف، طوفان و پدیده ریزگردها مواجه است. اقلیم نقش قابل توجهی در تولید گرد و غبار ایفا می کند و شناسایی عوامل اقلیمی مؤثر در بروز این پدیده امری ضروری به شمار می آید. هدف اصلی این پژوهش بررسی مؤلفه های اقلیمی و زیست محیطی برای مقابله با ریزگردهای نمکی بر ساختمان های منطقه و ارائه راهکارهایی جهت کاهش آسیب های ناشی از آن بر سلامت انسان از طریق معماری است. این پژوهش با ارائه شیوه ای ساده در برخورد با اقلیم منطقه باتوجه به اطلاعات مربوطه و بررسی راهکارهای پیشنهادی سعی دارد مرحله کیفی سؤالات در تحقیق باتوجه به تعاریف و مفاهیم به تعداد بیشتری تقسیم شوند و نتایج وارد نرم افزار Atlasti می شود با استعانت از گراند نظریه مورد کدگذاری باز و محوری قرار می گیرد. سپس براساس شاخص های استخراج شده برای بررسی سهم عاملی و پاسخ ها به آماره های استنباطی پرسش نامه با طیف لیکرت تدوین و در اختیار کاربران فضائی قرار می گیرد و نتایج وارد نرم افزار spss می شود و مورد تحلیل قرار می گیرد. در واقع اقلیم و زیست، محیط و سلامت با یکدیگر از لحاظ همبستگی ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند و ریزگردهای ناشی از خشکسالی دریاچه ارومیه باعث تغییر شکل و جهت گیری بناها در جهت مخالف وزش باد انجام گیرد. بررسی متغیرهای معماری همساز با اقلیم در مقابله با ریزگردها و همچنین هم زمانی این دو به چه میزان تحت تأثیر هریک از مؤلفه های خود خواهد بود. با توجه به یافته های آماره های استنباطی مشخص گردید که بیشترین سهم عاملی مربوط به پوشش گیاهی با مقدار(958/0) است و کمترین مربوط به منابع طبیعی با مقدار (004/0) است. در مرحله بعد هم در بخش همبستگی بین مؤلفه های به دست آمده مشخص گردید که مؤلفه جهت گیری بناها با مقدار(00/1) بیشترین همبستگی و کمترین همبستگی با دیگر مؤلفه ها را مؤلفه رطوبت کافی با مقدار (032/0) دارد. موضوعی مهم و اساسی که با توجه به اقلیم منطقه و طراحی هماهنگ با محیط در سایت اهمیتی دوچندان پیدا می کند، این است که علی رغم وجود سازمان ها و نهادهای مرتبط با امور ساخت وساز، اغلب این مسئله نادیده گرفته می شود. معیارهای ایجاد یک فضای زندگی مناسب باید بر اساس نیازهای انسانی و شرایط اقلیمی منطقه باشد تا از ورود ریزگردها به داخل ساختمان جلوگیری شود. در نظر گرفتن عوامل اقلیمی و توجه به آسایش انسان از الزامات اصلی در فرایند ساخت وساز است که می تواند پیامدهای مثبتی به همراه داشته باشد. از جمله این پیامدها می توان به کاهش مصرف انرژی، کاهش هزینه های مرتبط و رفع برخی دغدغه های انسانی نظیر ریزگردها به ویژه در مناطق آذربایجان شرقی و غربی اشاره کرد. با توجه به این موارد، اهمیت پرداختن به بحران های زیست محیطی و لزوم احیای دریاچه ارومیه نه تنها به دلیل حفظ اکوسیستم ارزشمند آن در سطح جهانی است، بلکه به دلیل تاثیر مستقیم آن بر سلامت انسان ها نیز باید مورد توجه ویژه قرار گیرد. همچنین، جهت مقابله با ریزگردها، طراحی ساختمان ها باید به نحوی باشد که زاویه ی آن ها متناسب با جهت وزش باد و مانع نفوذ ریزگردها به فضای داخلی باشد.
۲۱۳.

عوامل مؤثر بر تحولات دارایی های معیشتی در روستاهای گردشگرپذیر (مطالعه موردی شهرستان رودسر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۰
هدف: هدف از انجام این پژوهش شناسایی عوامل و مؤلفه های اثرگذار بر تحولات دارایی های معیشتی در روستاهای گردشگرپذیر بوده که به واسطه توسعه گردشگری تحت تأثیر قرار می گیرند که شدت و روند این تغییرات و همچنین دامنه اثرگذاری بر ساکنان به مؤلفه هایی زیادی بستگی دارد که گردشگری در بستر آن شکل گرفته است. آنچه که در این مقوله مهم بوده، توجه به اصل پایداری و بهبود زندگی تمامی ساکنانی است که از رشد گردشگری متأثر می شوند. روش پژوهش: این پژوهش در روستاهای گردشگرپذیر شهرستان رودسر در شرق استان گیلان انجام شده است. این پژوهش از نوع پژوهش های کمی/کیفی و مبتنی بر روش قیاس اقترانی است. روش جمع آوری داده ها با بررسی متون و اسناد علمی، پیمایش میدانی و مصاحبه با خبره محلی، کارشناسان و متخصصان صورت گرفته و تحلیل آنها با استفاده از مدل Q است. در انتخاب نمونه ها از روش گلوله برفی استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش عوامل مؤثر بر تحولات دارایی های معیشتی به ترتیب اهمیت و بیشترین امتیاز شامل: تعاملات سازنده میان دست اندرکاران کلیدی توسعه گردشگری، مزیت رقابتی گردشگری، نقش آفرینی حمایتی دولت، فرهنگ محوری و توسعه زنجیره تأمین و ارزش گردشگری و آخرین مورد، مجاورت فضایی و وجود ظرفیت های طبیعی بوم شناختی بوده است. نتیجه گیری: مؤلفه های مرتبط با بخش گردشگری که سبب تحولات دارایی های معیشتی می گردد در دو گروه عوامل درونی و بیرونی قابل دسته بندی هستند که شکل و کارکرد روستا را دچار دگرگونی کرده و هر چقدر این مؤلفه ها سبب توسعه خدمات عمومی و شکل گیری بیشتر فعالیت های گردشگری پایدار گردد، به سوی تأثیرات مثبت گردشگری سوق پیدا می کند.
۲۱۴.

نگرش رویکردی مدیران شهری به ساماندهی بافت های ناکارآمد شهری، مطالعه موردی: به افت های اسکان غیر رسمی شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۸
علی رغم گذشت چندین دهه از روند اجرای طرح های ساماندهی بافت های ناکارآمد شهری، هنوز این مسئله به عنوان موضوعی نوظهور شناخته می شود که نه تنها تکراری نشده است بلکه با بروز مسائل جدید ابعاد تازه ای به خود گرفته است. در این فرایند آنچه بار موفقیت یا ناکارآمدی مداخله را به عهده دارد مدیریت شهری است که همواره تصمیم ساز و تصمیم گیر مداخله بوده است. این مطالعه از نوع تحقیقات آمیخته (کمی و کیفی) با ماهیت اکتشافی است که ساختار آن بر چارچوب استقرایی - تفسیری و اثبات گرایی بنیان نهاد شده است. جامعه موردمطالعه مدیران شهری شهر زنجان، باتجربه مداخله در بافت های ناکارآمد شهری (اعضای ستاد ساماندهی اسکان غیررسمی) می باشند. حجم نمونه با اشباع نظری و در تطابق با اصول روش شناسی کیو 25 نفر بوده است. داده ها به صورت کیفی مبتنی بر گزاره های کیو و کمی (تحلیل عاملی اکتشافی) تجزیه وتحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد از مجموع 40 کیو مستخرج شده، 7 مضمون ناکارآمدی طرح ها، توزیع نامناسب منابع شهری، اقتصاد ساکنان، حقوق مالکیت، ناکارآمدی مدیریت شهری، طرح های توسعه، ظرفیت محلی و قدرت شهری مفاهیم اصلی مداخله در بافت های اسکان غیررسمی را شکل می دهند. یافته های تحلیل عاملی اکتشافی نشان می دهد پنج عامل قدرت شهری، عدالت توزیع، اقتصاد، ناکارآمدی طرح ها و حقوق مالکیت ذهنیت و نگرش اصلی مدیران در مواجه با بافت های ناکارآمد می باشد. نتایج نشان می دهد قدرت شهری با اختصاص 33 درصد بار عاملی به عنوان ذهنیت برتر مدیران شهری در مداخله لحاظ گردیده و بهترین روش مداخله را قدرتمندسازی ساکنان جهت حضور در مدیریت شهری می دانند.
۲۱۵.

ارائه مدل پارادایمی توسعه مقصدهای گردشگری هوشمند در مناطق روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۸
گردشگری هوشمند، نقش اساسی در مدیریت کارآمد منابع و ارتقای کیفیت تجربه گردشگران ایفا می کند. در مناطق روستایی که معمولاً با چالش هایی نظیر کمبود زیرساخت های فنی، ضعف در استفاده از فناوری های نوین و نبود آگاهی اجتماعات محلی مواجه هستند، هوشمند سازی گردشگری می تواند پلی مؤثر برای بهره گیری از ظرفیت های بالقوه این مناطق باشد. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل پارادایمی توسعه مقصدهای گردشگری هوشمند در انجام شده است. روش شناسی این پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد است که در آن از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 15 خبره حوزه گردشگری و برنامه ریزی روستایی به صورت هدفمند استفاده شده است. کدگذاری و تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفته تا مدل پارادایمی توسعه مقصدهای گردشگری هوشمند طراحی شود. در این پژوهش، شرایط علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدهای گردشگری هوشمند شناسایی و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که عوامل اقتصادی، فرهنگی، زیرساختی و قانونی تأثیر زیادی بر موفقیت این رویکرد دارند. علاوه بر این، استفاده از راهبردهایی نظیر آموزش و توانمندسازی جامعه محلی، سرمایه گذاری در زیرساخت ها و توسعه محتوای دیجیتال، به تحقق گردشگری هوشمند کمک می کند. نوآوری پژوهش در ارائه یک مدل پارادایمی برای توسعه مقصدهای گردشگری هوشمند در مناطق روستایی است که از طریق تحلیل شرایط علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها صورت گرفته است. راهکارهای حاصل از نتایج این مقاله شامل آموزش و توانمندسازی جوامع محلی، سرمایه گذاری در زیرساخت های فناوری، توسعه محتوای دیجیتال برای ارتقای تجربه گردشگران، و تقویت نهادهای محلی جهت مدیریت کارآمد گردشگری هوشمند است.
۲۱۶.

راهبردهای توسعه گردشگری خلاق در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۲
با توجه به اهمیت روزافزون گردشگری و مطرح شدن نسل جدیدی از گردشگری با نام گردشگری خلاق، هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی راهبردهای موثر برای توسعه گردشگری خلاق در شهر تهران براساس رویکرد سلسله مراتبی است. داده های این پژوهش در بخش کیفی از طریق مصاحبه با 12 نفر از نمونه تحقیق که شامل خبرگان و کارآفرینان صنعت گردشگری منتج می شود که با تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند تا اشباع نظری حاصل شود. در مرحله کیفی بعد از کدگذاری باز و محوری به 3 عامل اصلی که شامل بازاریابی خلاقانه، حمایت کلان و اقدامات محوری و 10 شاخص دست یافتیم در بخش کمی پژوهش، به دلیل محدودیت های زمانی و سرمایه ای موجود برای بهره برداری از تمامی عوامل، با استفاده از روش AHP وکمک از نرم افزار Expert Choice به اولویت بندی شاخص ها بر اساس وزن هر گزینه پرداخته شد. در این مرحله 16 نفر از خبرگان به صورت هدفمند انتخاب شدند. یافته ها نشان داد که براساس معیارهای شهر خلاق بهبود سیستم ها نسبت به سایز گزینه ها ارجحیت دارد. و گزینه های سبک جدید و خصوصی سازی با وزن های(146/0) و (097/0) به ترتیب در اولویت های دوم و سوم قرار گرفتند.
۲۱۷.

تجربیات تاب آوری: استراتژی های معکوس خانوارهای روستایی در مقابله با بحران های زیستی، مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۲۱
در مطالعات اخیر، با اجتناب از دیدگاه تاب آوری به عنوان یک راهبرد رسمی و بالا به پایین، اهمیت زیادی به داشته های فرهنگی و طبیعی و سنت های پیرامون آن و استراتژی های منحصربه فرد محلی و منطقه ای منتج از آن ها داده می شود. پژوهش حاضر از این نقطه نظر و با بررسی مسیرهای متفاوت ساکنان محلی و مغایر با سیاست های تجویزی دولتی برای مقابله با بحران های زیستی به مبحث تاب آوری در روستاهای هدف گردشگری استان خراسان شمالی پرداخته است. این پژوهش با روش کیفی و رویکرد تحلیل محتوا از نوع متعارف انجام شد. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه فردی نیمه ساختاریافته با 40 نفر از روستاییان و برای تحلیل آن ها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که برای ایجاد تاب آوری، ساکنان محلی با اتخاذ استراتژی های متنوع و در ذیل آن چند کارکردی کردن فعالیت ها و کشاورزی زیستی، تفکرات همگون تاب آورانه دولتی در اینجا گردشگری را به حاشیه رانده و به چالش کشاندند. همچنین، روستاییان با اتخاذ استراتژی های مشترک منطقه ای به واسطه شباهت های اقتصادی، فرهنگی و طبیعی و از طریق دانش بومی و محلی در یک فرآیند مشابه (ازجمله، بازاریابی مستقیم محصولات و ایجاد شبکه های غذای محلی) سعی در معرفی کیفیت محصولات بومی به عنوان یک نشانه جغرافیایی و جلوگیری از برند شدن گردشگری در سطح منطقه داشته اند. تحلیل های ما نشان می دهد که بجای دیکته کردن مسیرهای استانداردشده در مبحث تاب آوری و سازگاری با شرایط می بایست به مسیرهای منحصربه فرد محلی که به وضعیت خاصی از کشاورزی و مناسبات تولید در روستاها و منطقه اشاره دارد توجه کرد.
۲۱۸.

شناسایی پیشران های کلیدی ارتقای ظرفیت تاب آوری در شهرهای پساکرونا با رویکرد آینده پژوهی، مطالعه موردی: کلان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۳۷
امروزه توجه به اصل بازتولید به عنوان یکی از عوامل خلق فضاهای شهری تاب آور، می تواند گزینه های متعددی را در هر زمان جهت مقابله و کاهش خطرپذیری و اثرات بحران هایی همچون کرونا به شهروندان ارائه نماید. به همین منظور، پژوهش حاضر باهدف شناسایی پیشران های کلیدی ارتقای ظرفیت تاب آوری در شهر پساکرونای مشهد با رویکرد آینده پژوهی انجام گرفته است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و به لحاظ نوع شناسی "تک روشی موازی" است. بدین ترتیب، جهت تحلیل داده های کیفی از روش فرا ترکیب (تحلیل پایه) و رویکرد آینده پژوهی (تحلیل مکمل) به صورت هم زمان استفاده شده است. تحلیل پایه منجر به ارائه پیشران های کلیدی اولیه و تحلیل مکمل منجر به تبیین پیشران های اثرگذار و اثرپذیر (کشف روابط علی و معلولی) و عملیاتی نمودن آن شده است. روش جمع آوری داده های این پژوهش شامل مطالعه اسنادی و مصاحبه فردی نیمه ساختارمند بوده و جامعه آماری آن مدیران، افراد متخصص، صاحب نظر و اساتید دانشگاه در رشته شهرسازی در شهر مشهد می باشند که تعداد 28 نفر از آن ها با روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک گلوله برفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که توزیع متغیرها به صورت قطری پراکنده شده اند و بیشتر در دو بعد متغیرهای تأثیرگذار و تأثیرپذیر متمرکز بوده اند. همچنین نتایج نشان داد که پیشران های کلیدی و مهم برای بازتولید شهر پساکرونا، پنج پیشران "وجود پایگاه ارتباطی بین مردم و سازمان"، "همگرایی اجتماعی"، "آگاهی شهروندان در برخورد با بحران"، "دسترسی به پزشک و خدمات درمانی"، "تنظیم بازار- قیمت کالا" و "امنیت فضای مجازی" در سیستم می باشند.
۲۱۹.

تحلیل اثرات عوامل اقتصادی بر تخلفات ساختمانی (مطالعه موردی: شهر خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۵۷
رشد فزاینده شهرنشینی و افزایش تقاضای مسکن، باعث شد تا تخلفات ساختمانی به صورت قابل توجهی افزایش یافته و تبدیل به یک چالش جدی در نظام شهرسازی شود. شهر خرم آباد در سال های اخیر با روند افزایشی تخلفات ساختمانی مواجه بوده است. در سال 1401 حدود 2450 میلیارد ریال جرائم ساختمانی در شهر خرم آباد برای ساخت وسازکنندگان در نظر گرفته شده است. هدف از این پژوهش، بررسی چگونگی تأثیرگذاری شاخص های اقتصادی بر میزان تخلفات ساختمانی در شهر خرم آباد طی سال های 1393 تا 1401 بود. پژوهش حاضر در زمره پژوهش های کمی مبتنی بر تحلیل های همبستگی و رگرسیونی است و داده ها و اطلاعات موردنیاز به روش اسنادی از منابع و مراجعی چون سالنامه های آماری استان لرستان و همچنین آمار درج شده در پایگاه داده های شهرداری خرم آباد گردآوری گردید. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که شاخص مبلغ تخلفات ساختمانی در کمیسیون های بدوی و تجدیدنظر، با تمام شاخص های اقتصادی به جز شاخص تعداد پروانه های ساختمانی رابطه معنادار دارد. شاخص قیمت مسکن، شاخص قیمت اجاره و شاخص قیمت نگهداری و تعمیر واحدهای مسکونی در سطح معنی داری 99 درصد و با ضریب بالای 90/0 با مبلغ تخلفات ساختمانی بیشترین همبستگی را داشتند. طبق نتایج پژوهش، شاخص مبلغ تسهیلات پرداختی بانک ها به بخش ساختمان و مسکن نیز در سطح معنی داری 99 درصد با مبلغ تخلفات ساختمانی ارتباط معنادار و همبستگی بسیار بالا دارد. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون از بین 12 شاخص مستقل اقتصادی، پنج شاخص شامل متوسط اجاره بهای ماهانه در قراردادهای منعقد شده بین موجر و مستأجر به ازای یک مترمربع زیربنای واحد مسکونی، مبلغ تسهیلات پرداختی بانک ها به بخش مسکن و ساختمان، شاخص قیمت مسکن، شاخص قیمت نگهداری و تعمیر واحدهای مسکونی و ارزش افزوده بخش ساختمان بیشترین تأثیرگذاری را بر تخلفات ساختمانی در شهر خرم آباد داشتند.
۲۲۰.

تحلیل موانع توسعهه پایدار در شهرهای کوچک: مطالعه موردی بوکان با استفاده از رویکرد دلفی فازی و آنتروپی شانون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۶۴
مقدمه تحلیل موانع توسعه پایدار در شهرهای کوچک، به ویژه شهرستان بوکان، یکی از چالش های اساسی در راستای تحقق اهداف توسعه پایدار (SDGs) به شمار می آید. با توجه به اهمیت توسعه پایدار در بهبود کیفیت زندگی شهروندان و حفظ منابع طبیعی، شناسایی موانع موجود در این مسیر ضروری به نظر می رسد. شهرستان بوکان به عنوان یک شهر کوچک، با چالش های متعددی در زمینه توسعه پایدار مواجه است که به بررسی دقیق و علمی نیاز دارد. این شهرستان با ویژگی های خاص جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی، نیازمند رویکردهای جدید و نوآورانه برای تحقق اهداف توسعه پایدار است. به همین دلیل، شناسایی موانع و چالش های موجود در این زمینه می تواند به بهبود سیاست های اقتصادی و اجتماعی کمک کند و به درک بهتری از وضعیت کنونی و نیازهای آینده شهرستان منجر شود. مواد و روش ها پژوهش حاضر بر مبنای هدف مطالعه، از نوع پژوهش های کاربردی است که نتایج آن برای توسعه اقتصادی کشور قابل استفاده است. جامعه آماری مطالعه شامل متخصصان حوزه توسعه منطقه ای بود که دارای تجربه عملی و پژوهشی مرتبط با توسعه شهرهای کوچک بوده و حداقل مدرک دکتری در رشته های مرتبط را داشتند. انتخاب این افراد بر اساس روش نمونه گیری هدفمند و با توجه به سابقه پژوهشی، تجربه حرفه ای، و مشارکت در پروژه های توسعه منطقه ای انجام شد تا اطمینان حاصل شود که نظرات ارائه شده از سوی خبرگان معتبر و تخصصی است. در این پژوهش، حجم نمونه ۱۵ نفر از کارشناسان خبره انتخاب شد. در این پژوهش ابتدا موانع توسعه شهرهای کوچک بر اساس مبانی نظری استخراج شد. سپس، برای تأیید و اولویت بندی این عوامل از تکنیک دلفی فازی بهره گرفته شد. در این فرایند، مؤلفه های شناسایی شده در قالب پرسشنامه برای کارشناسان ارسال شد. پس از تکمیل و جمع آوری پاسخ ها در دور اول، نتایج تحلیل شده و به صورت خلاصه به همراه بازخورد به کارشناسان ارسال شد تا پس از بررسی مجدد، نظرات اصلاحی خود را ارائه دهند. پس از جمع آوری و تحلیل نظرات دور دوم، اختلاف میانگین نظرات کارشناسان مورد بررسی قرار گرفت. در صورتی که اختلاف کمتر از 0/1 باشد، اجماع حاصل شده و فرایند دلفی فازی به پایان می رسد. در ادامه، مراحل انجام و نتایج دلفی فازی مربوط به مؤلفه های موانع توسعه شهرهای کوچک ارائه شده است. یافته ها این پژوهش به تحلیل موانع توسعه پایدار در شهرستان بوکان با استفاده از رویکرد دلفی فازی و آنتروپی شانون پرداخته است. در مرحله اول، 15 متخصص و کارشناس حوزه توسعه منطقه ای به صورت هدفمند انتخاب شدند که اکثریت آن ها دارای مدرک دکتری و سابقه کاری بین 4 تا 17 سال بودند. این ترکیب تخصصی و تجربی، امکان تحلیل جامع موانع توسعه شهری را فراهم کرد. در مرحله اول نظرسنجی، چالش های عمده توسعه شهری شناسایی و میانگین های فازی زدایی شده برای هر مؤلفه محاسبه شد. نتایج نشان داد کمبود زیرساخت های حمل ونقل و ترافیک با میانگین فازی زدایی شده 0/910 به عنوان یکی از چالش های اصلی شناسایی شده است. همچنین، «عدم تأمین منابع مالی کافی برای پروژه های شهری» و «ضعف در مدیریت شهری و برنامه ریزی شهری» با میانگین های مشابه (0/790) در رده های بعدی قرار گرفتند. دیگر چالش های مهم شامل «عدم مشارکت فعال شهروندان» (0/800) و «کمبود فضاهای سبز» (0/650) بودند که نشان دهنده نیاز به توجه به مسائل زیست محیطی و مشارکت عمومی در مدیریت شهری است. در مرحله دوم نظرسنجی، میانگین های فازی زدایی شده دوباره محاسبه و مقایسه شدند. نتایج نشان داد تفاوت میانگین ها در همه مؤلفه ها کمتر از 0/1 بود، که به اجماع کارشناسان در مورد موانع و مشکلات توسعه شهرستان بوکان اشاره دارد. نتایج نهایی از روش آنتروپی شانون نشان داد «کمبود فضاهای سبز و پارک های عمومی» با ضریب اهمیت 0/380 به عنوان مهم ترین چالش در توسعه پایدار شناخته شده است. پس از آن، «عدم تأمین منابع مالی کافی» و «ضعف در مدیریت شهری» با ضریب اهمیت 0/320 به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. به طور کلی، این یافته ها نشان دهنده نیاز به یک رویکرد جامع و هماهنگ در برنامه ریزی و اجرای پروژه های توسعه شهری است که می تواند به بهبود کیفیت زندگی شهروندان و پایداری شهری منجر شود. برای بهبود وضعیت توسعه پایدار در شهرستان بوکان، توجه ویژه ای باید به توسعه فضاهای سبز، تأمین منابع مالی، ارتقای مدیریت شهری و بهبود زیرساخت های حمل ونقل معطوف شود. نتیجه گیری تمرکز و اولویت بندی مؤلفه های شناسایی شده در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های آینده می تواند نقش مؤثری در ارتقای کیفیت زندگی شهروندان و تحقق اهداف توسعه پایدار ایفا کند. با توجه به یافته های پژوهش، مشخص شده است که برخی از چالش ها و موانع توسعه پایدار در شهرستان بوکان به طور خاص نیازمند توجه و اقدام فوری هستند. به عنوان مثال، کمبود زیرساخت های حمل ونقل و ترافیک، عدم تأمین منابع مالی کافی برای پروژه های شهری و ضعف در مدیریت و برنامه ریزی شهری، از جمله مهم ترین عواملی هستند که باید در اولویت قرار گیرند. اهمیت این مؤلفه ها نه تنها به دلیل تأثیر مستقیم آن ها بر کیفیت زندگی شهروندان، بلکه به دلیل ارتباط آن ها با سایر ابعاد توسعه پایدار نیز قابل توجه است. برای مثال، بهبود زیرساخت های حمل ونقل می تواند به تسهیل دسترسی به خدمات عمومی و کاهش آلودگی کمک کند، در حالی که تأمین منابع مالی مناسب برای پروژه های شهری می تواند به اجرای مؤثرتر طرح های توسعه ای منجر شود. علاوه بر این، در شرایطی که مشاغل پایدار به عنوان یکی از شاخص های کلیدی توسعه پایدار شناخته می شوند، اولویت بندی کلی نشان می دهد توجه به چالش های کلیدی و پرتأثیر می تواند راهکارهای مؤثرتری برای توسعه پایدار ارائه دهد؛ به این معنا که اگر برنامه ریزان و مسئولان شهری بتوانند روی چالش های اصلی تمرکز کنند، می توانند نتایج بهتری را در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی به دست آورند. بنابراین، پیشنهاد می شود که مسئولان و برنامه ریزان شهری با بهره گیری از نتایج این پژوهش، منابع و اقدامات خود را به سمت رفع این مسائل متمرکز کنند تا زمینه رشد و توسعه پایدار در شهرستان بوکان فراهم شود. این امر مستلزم همکاری نزدیک بین نهادهای دولتی، بخش خصوصی و جامعه محلی است تا یک رویکرد جامع و هماهنگ در مدیریت شهری و توسعه منطقه ای ایجاد شود. در نهایت، این پژوهش می تواند به عنوان یک مدل برای سایر شهرهای کوچک که با چالش های مشابهی روبه رو هستند، مورد استفاده قرار گیرد و به توسعه پایدار در سطح ملی کمک کند. با توجه به تنوع چالش ها و نیازهای مختلف در شهرهای کوچک، نتایج این مطالعه می تواند به عنوان یک راهنمای عملی برای سیاست گذاران و برنامه ریزان در طراحی و اجرای پروژه های توسعه ای مؤثر و پایدار در سایر مناطق نیز به کار گرفته شود. این رویکرد می تواند به بهبود کیفیت زندگی شهروندان و تحقق اهداف توسعه پایدار در مقیاس وسیع تر منجر شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان