فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۴۱ تا ۳٬۲۶۰ مورد از کل ۴٬۸۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این نوشتار، شناسایی و تدوین روابط بین برنامهریزی شهری و مدیریت ریسک زلزله بهمنظور کاهش آسیبپذیری لرزهای در شهر است. برای دستیابی به این هدف، از روش تحلیلی ارزیابی آسیبپذیری لرزهای بهره گرفته شده و منطقه 10 شهرداری تهران به عنوان نمونه موردی، بررسی شده است. نوشتار حاضر نشان میدهد که الگوهای مختلف شهری در برابر زلزله، واکنشهای متفاوتی از خود نشان میدهند و میزان آسیبپذیری لرزهایشان متفاوت است. همچنین بهمنظور ارزیابی آسیبپذیری انسانی، استفادة صرف از شاخصهای سازهای کافی نیست و برای دستیابی به نتایج دقیقتر، استفاده از شاخصهایی همچون تراکم جمعیت، نوع بافت منطقة مورد بررسی، وضعیت شبکة معابر و ارتباط آن با فضاهای باز و بسته ضروری مینماید.
بررسی مناسب ترین شیوه تفکیک پاره ساحل به منظور ارزیابی حساسیت محیط زیستی سواحل استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تفکیک پاره ساحل و تعیین درجه حساسیت محیط زیستی سواحل کشور، اقدامی است که با هدف ارزیابی درجه حساسیت و آسیب پذیری ناحیه ساحلی در برابر فرایند توسعه اقتصادی و اجتماعی و نیز گزینش مناطق تحت مدیریت محیط زیستی در طبقات چهارگانه سازمان حفاظت محیط زیست مورد توجه قرار گرفته است. در بررسی حاضر، کارایی سه روش تفکیک نواحی ساحلی به پاره ساحل های مورد ارزیابی برای تعیین حساسیت محیط زیستی مورد توجه قرار گرفت. پاره ساحل ها به سه شیوه ناهمواری های ساحلی، شبکه بندی و مرز دهستان ساحلی تفکیک شده اند و از معیارهای ارزیابی حساسیت محیط زیستی مناطق ساحلی – دریایی کشور برای ارزیابی پاره ساحل ها در استان گیلان استفاده شده است. برای ارزیابی عملکرد سه روش تفکیک پاره ساحل، از ارزیابی عوامل درونی و بیرونی برای شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای هر شیوه استفاده شد. نتایج نشان داد که هر سه روش نقاط قوت نسبتاً خوبی دارند. هریک از سه شیوه تفکیک پاره ساحل اهمیت مربوط به خود را دارند و بسته به موقعیت، دسترسی به اطلاعات، دانش و مهارت فنی و تجربی و دقت مورد نظر در امر ارزیابی می توان از هرکدام از آنها استفاده کرد. با وجود این، از آنجا که سواحل دریای خزر در تماس با استان گیلان تقریباً یکنواخت است، شیوه لندفرم برای ارزیابی حساسیت محیط زیستی این سواحل مناسب تر می نماید، زیرا منطبق بر مرزهای طبیعی زیست بوم هاست و از این حیث برتری آشکاری بر دو شیوه دیگر دارد.
اثر کمپوست ضایعات چای و پوست درختان بر برخی ویژگی¬های بستر کاشت و صفات کمی و کیفی کاهوی گلخانهای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعیین حداقل طول ستون خاک برای تعیین تابع ضریب پخشیدگی هیدرولیکی به روشی ساده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غار چال نخجیر عبادتگاهی در زیر زمین
حوزههای تخصصی:
بررسی تغیرات کیفی آب های زیرزمینی دشت ارسنجان
حوزههای تخصصی:
مدیریت بهینه منابع آبی و حفظ و ارتقای کیفیت آنها نیازمند وجود اطلاعات در زمینه موقعیت، مقدار و پراکنش فاکتورهای شیمیایی آب در یک منطقه جغرافیایی معین میباشد. تغییر کیفیت آب های زیرزمینی و شور شدن منابع آب در حال حاضر خطری بزرگ در راه توسعه کشاورزی کشور بخصوص در اراضی خشک میباشد. این تحقیق در دشت ارسنجان در شمال شرق استان فارس صورت گرفته و هدف از آن مطالعه تغییرات کیفی و مکانی خصوصیات آبهای زیرزمینی از نظر پارامترهای EC، PH،NO3++ و TDS و پهنه بندی آبهای زیرزمینی منطقه جهت مصارف شرب و کشاورزی میباشد. نتایج نشان داد که مقدار EC و TDSاز شمال غرب دشت به سمت جنوب و جنوب شرق در حال افزایش است. در حالیکه مقدار NO3++ از جنوب و جنوب شرق به سمت شمال غرب در افزایش می باشد. علاوه بر این نتایج نشان داد که از نظر شرب، آب های زیر زمینی منطقه بر اساس دیاگرام شولر در چهار گروه خوب (17 درصد)، قابل قبول (48.22 درصد)، نامناسب (31.71 درصد) و بد (3.07 درصد) و ازنظر کیفیت، جهت استفاده در کشاورزی در چهار کلاس خوب (14.5 درصد)، قابل قبول (66.14) مشکوک (15.71 درصد) و بد (3.65 درصد) قرار می گیرند. همچنین نتایج نشان داد که از نظر درجه ایجاد مشکل در استفاده از آب های زیر زمینی در کشاورزی بیش از 75% درصد آب های زیر زمینی دشت ارسنجان دارای مشکل کم تا متوسط هستند.
بررسی روند تعداد روزهای یخبندان در استان خراسان شمالی
حوزههای تخصصی:
در سالهای اخیر درمحافل علمی جهان موضوع تغییر اقلیم بیشتر مورد بحث قرار گرفته است. در این تحقیق تغییرات احتمالی نوسانات زمانی تعداد روزهای یخبندان استان خراسان شمالی طی دوره آماری 2005 - 1978 مورد مطالعه قرار گرفت. در بررسی های اولیه به منظور آشکار شدن روند در این داده ها از ضریب بحرانی کندال استفاده و معلوم گردید که تعداد روزهای یخبندان طی دوره یاد شده دارای روندی نزولی است که این امر با روند افزایشی میانگین سالانه دما یاد شده همخوانی داشته است. در مراحل بعدی به منظور برازش یک مدل سری زمانی مناسب برای داده های مورد مطالعه از روش باکس - جنکینس استفاده گردید. ابتدا سری مورد مطالعه با اعمال تفاضل گیری ایستا گردید. سپس با رسم منحنی های خودهمبستگی و خودهمبستگی جزیی خاصیت ایستایی و حذف واریانس بررسی و در نهایت مدل سری زمانی (2، 0، 0)ARIMA مناسب تشخیص داده شد. داده های محاسبه شده در سطح 0.95 مورد تایید قرار گرفتند. به منظور آزمون برازش، با استفاده از روش رگرسیون مشخص گردید که مدل سری زمانی در حد اعتماد مورد قبولی بر داده ها برازش دارد. این مدل نشان داد که تعداد روزهای یخبندان طی سالهای آتی همچنان با نوساناتی دارای روندی نزولی می باشد.
مدیریت پایدار آبخوان دشت خیر استهبان با استفاده از بیلان آب زیر زمینی
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق بیلان آب های زیرزمینی دشت خیر واقع در شهرستان استهبان به منظور مدیریت پایدار آبخوان در دوره زمانی 1375 تا 1384 و دو گروه اصلی مولفه های تخلیه و تغذیه و تغییرات حجم مخزن آبخوان مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که حجم کل تخلیه سالانه (119.11 میلیون متر مکعب) بیشتر از حجم کل تغذیه سالانه (106.30 میلیون متر مکعب) بوده و سالانه حجم ذخایر آب های زیرزمینی کاهش می یابد. میانگین افت سطح آب زیرزمینی در دشت خیر 7.08 متر در 10 سال مورد مطالعه بوده است. این موضوع نه تنها موجب کاهش منابع آب و آبدهی چاه ها گردیده بلکه مشکلات جدی دیگری از جمله هجوم آب های شور، خشک شدن چشمه ها و نشست زمین، افزایش هزینه های پمپاژ و کاهش محصولات کشاورزی در اثر شور شدن آب چاه ها را به دنبال داشته است. بر مبنای مطالعات بیلان و به منظور مدیریت پایدار منابع آب های زیرزمینی در دشت خیر می توان با احداث کانال های آبیاری، استفاده از روش های نوین آبیاری، استفاده از الگوی کشت بهینه، تسطیح اراضی، احداث و توسعه شبکه های آبیاری برداشت از آب های زیرزمینی را کاهش و با اجرای طرح های تغذیه مصنوعی از جمله گسترش سیلاب و حوضچه های نفوذ این منابع را افزایش داد.
تحلیلی بر نیازهای سرمایشی و گرمایشی در شمال غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، داده های ماهانه نیازهای سرمایشی و گرمایشی 28 ایستگاه هواشناسی شمال غرب کشور طی دوره آماری 20 ساله از سال 1984 تا 2003 با استفاده از روش های آماری، ابزارهای مشاهداتی نقشه و نمودار، مورد بررسی قرار گرفت و توزیع فضایی و مکانی این مقادیر تحلیل گردید. همچنین با استفاده از سامانه جدید پهنه بندی اقلیمی از دیدگاه نیازهای سرمایشی ـ گرمایشی محیط، منطقه مورد مطالعه پهنه بندی شد و نقشه پهنه بندی اقلیمی شمال غرب ایران بر پایه طبقه بندی های فوق، در محیط GIS ارائه گردید. در بررسی تاثیر عوامل مستقل بر نیازهای سرمایشی و گرمایشی در منطقه، معلوم گردید که دریای خزر به جز بر باریکه ساحلی این پهنه آبی تاثیری ندارد، ولی عرض جغرافیایی و ارتفاع بر نیازهای گرمایشی و سرمایشی مؤثرند. نتیجه مطالعه نشان داد که به ازای افزایش هر درجه عرض جغرافیایی 622/0 درجه ـ روز، نیازهای گرمایشی افزایش می یابد و 651/0 درجه ـ روز از میزان نیازهای سرمایشی کاسته می شود. همچنین معلوم شد که در دهه دوم آماری در نقاط مرتفع منطقه، به طور متوسط 317 درجه ـ روز از میزان نیازهای گرمایشی کاسته شده است. به طور کلی می توان گفت که شرایط یکسانی از نظر نیازهای سرمایشی و گرمایشی در منطقه مورد مطالعه حاکم نیست، به طوری که نتیجه پهنه بندی، وجود 11 طبقه متفاوت اقلیمی از دیدگاه نیازهای گرمایشی و سرمایشی را نشان می دهد.
اثرات خشک سالی بر فرسایندگی باد و فرسایش در منطقه ی سیستان با استفاده از تصاویر چند زمانه ی ماهواره ی ماهواره ای
حوزههای تخصصی:
ریخت زمین ساخت و ارزیابی فعالیت گسل کوهبنان از طریق محاسبه شاخص های زمین ریختی
حوزههای تخصصی:
گسل کوهبنان که به عنوان یکی از گسل های اصلی از مجموعه گسل های بنیادی جنوب خاوری ایران مرکزی شناخته می شود، با جنبش مورب لغز (راستا لغز راستگرد به همراه مولفه معکوس) مسبب بسیاری از رویدادهای لرزه ای در قسمت شمال کرمان تا جنوب خاوری استان یزد می باشد. در طول این گسل شواهد ریخت زمین ساختی قابل توجهی دیده می شود که بیانگر فعالیت های امروزی این گسل می باشد.
بر پایه شواهد حرکتی، جنبشی و هندسی گسل کوهبنان به 38 قطعه تقسیم گردید. مقادیر شاخص های زمین ریختی V , Vf , %facet , Smf به ترتیب دارای مقادیر میانگین 1.058، 87.57%، 0.7466، 1.8399 می باشند. بر اساس مقادیر پارامترهای زمین ریخت شناسی محاسبه شده و میزان فعالیت های زمین ساختی، این منطقه در دسته با فعالیت های زمین ساختی بالا از لحاط فرازگیری تقسیم بندی می گردد. میزان این فرازگیری برای منطقه مورد نظر 3±1 میلی متر در سال پیشنهاد می شود.
بررسی الگوهای سینوپتیکی اینورژن در مشهد با استفاده از تحلیل عاملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، با هدف شناسایی تیپ های هوایی مؤثر بر وارونگی های دمایی شهرستان مشهد، ابتدا آمار روز های دارای وارونگی از ایستگاه جو بالای این شهر تهیه شد. سپس آمار فشار سطح دریا ساعت 00گرینویچ در تلاقی 5/2 درجه در محدوده ی 20 تا 5/47 درجه ی شمالی و 35 تا 5/67 درجه ی شرقی، از مرکز NCEP دانشگاه آنجلیای شرقی انگلستان، واقع در شهر نورویچ، تهیه شد. پس از آن برای طبقه بندی داده های فشار از روش تحلیل عاملی یا تحلیل مؤلفه های اصلی استفاده شد. امتیاز این روش در این است که ضمن کاهش تعداد متغیرها، مقدار اولیه ی واریانس موجود در داده ها را نیز حفظ می کند؛ سپس خوشه بندی با استفاده ازآرایه ی Ward صورت گرفت که در آن همه عوامل به هفت عامل اصلی تبدیل شدند و در نهایت نقشه ی مرکب هر گروه تهیه شد. در نتایج به دست آمده در مجموع دو تیپ نشان دهنده الگوی تابستانه، سه تیپ نشان دهنده الگوی زمستانه و دو تیپ نشان دهنده الگوی پاییزی هستند. اینورژن های فصول سرد قوی تر بوده، دارای پایداری و تداوم بیشتری هستند که در نتیجه لایه ای از مواد آلاینده در سطح شهرمی ماند ودوام بیشتری دارد. با توجه به بررسی نقشه ها، الگوی پر فشار از سایر الگوها بیشتر دیده می شود و در بین هفت تیپ موجود، تیپ پنج که دارای الگوی زمستانه است به جهت تداوم بیشتر وارونگی ها، قوی ترین تیپ است
کنترل تورم خاک در زیر پوشش کانالها با استفاده از سیکل های تر و خشک شدن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشاره (دورکاوی و کیفیت محیطی شهر)
حوزههای تخصصی:
تحلیل همدیدی رخداد سیلاب در حوضه ماسوله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به بررسی سیل در حوضه ماسوله پرداخته شده است. ابعاد مطالعه به دبی ایستگاه کمادول در دوره 18 ساله 2003-1984 (81-1363) و بررسی علل سیلاب های دوره موردنظر و الگوهای همدیدی ایجاد سیل محدود می شود. به منظور تحلیل سیل، دبی های متوسط روزانه و حداکثر لحظه ای ایستگاه کمادول بررسی شده و برای کنترل صحت داده ها از ایستگاه چومثقال در پایین دست حوضه و گزارش های ستاد حوادث غیرمترقبه استان کمک گرفته شده است. در دوره مطالعاتی 181 سیل استخراج گردید و از بین سیلاب های موردنظر 61 سیل در فاصله زمانی 81-1375 به منظور بررسی انتخاب شد. پس از بررسی سیلاب ها با توجه به عوامل مؤثر در ایجاد آنها به دو گروه اصلی تقسیم شدند. گروه اول، سیلاب های ناشی از ناپایداری هوا و استقرار سامانه باران زا در سطح حوضه است و گروه دوم سیلاب هایی است که میزان بارش در آنها اندک است اما دبی در فاصله کوتاهی از آبراهه اصلی طغیانی و وحشی قرار دارد، که البته در ایستگاه کمادول میزان آن حتی کمتر از میانگین دوره است. 49 درصد سیلاب های حوضه مربوط به این دسته است. برای بقیه سیل ها نیز با بررسی نقشه های سینوپتیکی مربوط به سطح زمین و تراز 700 و 500 هکتوپاسکال 3 الگوی سیل زا شناسایی گردید. تفاوت عمده این الگوها از نظر موقعیت سامانه های چرخندی و واچرخندی نسبت به حوضه و مسیر حرکت آن از روی منابع رطوبتی است. منشا مدل های چرخندی، دریای مدیترانه و سیاه است و مدل های واچرخندی نیز عمدتاً بر روی دریای خزر و به ندرت نیز از دریای سیاه است. نتایج مطالعه نشان می دهد که سامانه های مذکور برحسب ویژگی و یا توقف خود بر روی حوضه ماسوله از یک تا حداکثر سه روز پی در پی ایجاد سیل کرده اند. و از کل سیلاب های انتخابی 34 مورد آن یک روزه، 13 مورد دو روزه و 14 مورد آن سه روزه است. از نظر توزیع زمانی نیز بیشترین سیل ها در فاصله ماه های سپتامبر (شهریور) تا اکتبر (مهر) و در اواخر زمستان تا اوایل بهار به ثبت رسیده است.
رهیافت مدیریت مشارکتی آبیاری: مبانی روانشناختی انگیزش و موانع موجود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت مشارکت کشاورزان در مدیریت و طراحی سیستم در زمینههای مختلف مورد تاکید قرار گرفته است. انگیزش از جمله عوامل مهم برای جلب مشارکت کشاورزان در برنامههای توسعه کشاورزی بوده و نظریههای مختلفی مطرح و تحقیقات متنوعی در این راستا به انجام رسیده است. نظریه مکمیلیون مناسب برای واکاوی مشارکت کشاورزان در نظام مدیریت آبیاری تشخیص داده شد و در این پژوهش بکار گرفته شد. این تحقیق با هدف تبیین عوامل مؤثر بر انگیزش کشاورزان برای مشارکت در مدیریت آبیاری و تعیین موانع موجود، در شبکه آبیاری سد درودزن استان فارس با استفاده از روش پیمایش اجرا شد. آزمودنیهای این تحقیق شامل 270 نفر از کشاورزان، با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهبندی شده چند مرحلهای انتخاب شدند. ابزار سنجش این پژوهش پرسشنامهای بود که روایی صوری (Face validity) آن توسط اساتید فن و صاحبنظران مورد تایید قرار گرفت و برای تعیین پایایی (Reliability) از مطالعه راهنما (Pilot study) استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان داد که از بین 5 نوع عوامل انگیزشی، انگیزه معاملهگری بیشترین تاثیر را روی انگیزش کشاورزان برای مشارکت در مدیریت آبیاری ایفا میکند. از بین متغیرهای مستقل ، نگرش نسبت به مسئولین و کارشناسان سازمان آب، نگرش نسبت به مسئولین و کارشناسان مرکز خدمات کشاورزی و میزان مراجعه به مرکز خدمات، میزان اجتماعی بودن افراد، نگرش نسبت به کارایی اعضای شورای اسلامی، و تعداد اعضای خانواده دارای رابطه معنیدار با میزان انگیزش کشاورزان برای مشارکت در مدیریت آبیاری بود. همچنین نتایج نشان میدهد از دید آزمودنیها، توزیع ناعادلانه آب در محل، نارضایتی از میرابهای سازمان آب و هزینههای مالی بالا مهمترین مشکلات موجود در مدیریت آبیاری میباشند. بر مبنای یافتههای تحقیق نهایتاً توصیههای عملی برای توسعه مشارکت مؤثر کشاورزان در مدیریت آبیاری ارائه شده است.
پترولوژی و دگرسانی توده های نفوذی مرتبط با کانی سازی طلای کوه زر تربت حیدریه
حوزههای تخصصی:
کانسار طلای کوه زر در شرق ایران و 35 کیلومتری غرب شهرستان تربت حیدریه (استان خراسان رضوی) قرار دارد. این کانسار نوع اکسید آهن (IOCG) غنی از اسپکیولاریت است. این معدن در کمربند ولکانیکی- پلوتونیکی خواف- بردسکن واقع شده است. پی جوییهای اخیر در این کمربند موجب شناسایی ذخایر مختلف مس- طلای نوع غنی از اکسید آهن (IOCG) از جمله در کوه زر شده است. در ناحیه مورد مطالعه انواع توف و گدازه های اسیدی تا حد واسط مربوط به ائوسن فوقانی گسترش دارند. توده های نفوذی با ترکیب گرانیت، گرانودیوریت، سینوگرانیت و مونزونیت های الیگومیوسن در آندزیت، داسیت و ریوداسیت ائوسن فوقانی نفوذ نموده-اند. توده های نفوذی از سری مگنتیت، غنی از پتاسیم و متاآلومینوس هستند. نمودارهای عنکبوتی گرانیتوئید ها غنی شدگی عناصر لیتوفیل با شعاع یونی بزرگ (Rb، K، Th، Ce) و تهی شدگی درعناصر Ti، Sr، Nb را نشان می دهند. براساس شاخصهای ژئوشیمیایی احتمالا ماگماتیسم در حاشیه قاره ها صورت گرفته است. انواع دگرسانیهای پروپلیتیک (کلریتی)، سیلیسی، آلبیتی، آرژیلیکی، کربناتی و سریسیتی مشاهده شده اند. در توده های نفوذی دگرسانی آلبیتی و در سنگهای آتشفشانی دگرسانی پروپلیتیک (اپیدوتی) نمود بیشتری دارند. سیالات کانه دار با منشا ماگمایی سبب کانی سازی اسپکیولاریت و طلا در سنگهای نفوذی و آتش فشانی شده اند. کانی سازی در راستای زونهای شکستگی و گسلی امتداد لغز و فضاهای کششی بین آنها رخ داده است. طلای آزاد همراه با کوارتز و اسپکیولاریت یافت می شود. ذخیره کانسار (در یخش اکتشاف شده) بالغ بر 725/0 میلیون تن بوده و هم اکنون درحال بهره برداری و استحصال طلا می باشد.
ارزیابی آلودگی صدا در شهر خرم آباد به منظور ارائة راهکارهای اجرایی جهت کنترل و کاهش آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه 38 ایستگاه به منظور بررسی و اندازه گیری میزان تراز صدا در شبانه روز در منطقة مورد مطالعه انتخاب شد و نمونه برداریها در اواسط بهار و تابستان 1386و در هر فصل، یک هفته صورت پذیرفت. اندازه گیریها به صورت روزانه (7صبح الی 10 شب) و شبانه (10شب الی 7 صبح) بودند. مشخصه های اندازه گیری شده صدا در ایستگاههای نمونه برداری Leq,Lmax,Lmin وSpl بودند، سپس با استفاده از فرمول Ldn TNI, LN ,(L1, L10, L50, L90), نیز محاسبه شد. میانگین تراز معادل صوت به دست آمده از ایستگاههای نمونه برداری با مقادیراستاندارد صدای ایران مقایسه شدند، که در تمامی ایستگاهها این مقادیر بیش از حدود استاندارد ایران بود. مشخصه های صدای اندازه گیری شده در بهار و تابستان و همچنین در هر فصل به صورت جداگانه در روز و شب، همچنین ایستگاههای نمونه برداری به تفکیک سه منطقه شهرداری از لحاظ مشخصه های مذکور تجزیه و تحلیل آماری شدند. از نتایج مهم این تحقیق، تهیة نقشه های همترازی صدا برای مشخصه های بالا در هر دو فصل است که مناطق بحرانی از لحاظ آلودگی صدا در نقشه های مذکور مشخص شد. علاوه بر این 500 پرسشنامه بین افراد توزیع شد، نتایج آنالیز آماری پرسشنامه های
صدا مشخص کرد، بین متغیر گروه مردان و بروز عصبانیت و بین متغیر گروه زنان و متغیر بروز سردرد ناشی از سر و صدای ناشی از ترافیک در هر دو فصل رابطة معنیداری وجود دارد، ولی بین گروههای مختلف سنی و از خواب پریدن، شاخص های نارضایتی، یا آزردگی مانند وجود تمرکز حواس، تداخل گفت وگو، بروز عصبانیت، بروز سردرد و بروز هیجان ارتباط معنیداری مشاهده نشد. در پایان با توجه به نتایج حاصل از اندازه گیری و مقایسة آن با مقادیر استاندارد، نتایج حاصل از پرسشنامه های سلامت و روش هایی که در سایر کشورها استفاده شده، راهکارهای مناسب ارائه شد. از جمله این راهکارها پیشنهاد تعریض بعضی خیابان ها بود که با نظر کارشناسان و بررسی موارد اصولی صورت گرفت
پهنه بندی خطر زمین لغزش و ناپایداری دامنه ای به روش های AHP و احتمال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمین لغزش ها و دیگر انواع حرکات توده ای دامنه یکی از مخاطرات محیطی عمده محسوب می گردند که غالبا در عرصه های کوهستانی کشور، سکونتگاه های شهری و روستایی و دیگر سازه های عمرانی را مورد تهدید قرار داده اند. سازوکارهای وقوع لغزش ها و مکانیزم های اصلی آنها علاوه بر اثر فعالیت های درونی و بیرونی (اقلیم) متاثر از فعالیت های انسانی (عوامل آنتروپوژنیک) نیز می باشد. این عامل اخیر همراه با دیگر متغیرهای محیطی از جمله سازند زمین شناسی، توپوگرافی و شیب در تحریک دامنه های شمالی زون بینالود نقش مهمی داشته و سالانه خسارات مالی و جانی قابل توجهی را در این منطقه کوهستانی به بار می آورد. در این مقاله سعی گردیده که پهنه بندی خطر وقوع لغزش و دیگر حرکات توده ای مشابه آن در حوضه آبریز کنگ به عنوان یکی از حوضه های کوهستانی متراکم به روش های تحلیل سلسله مراتب زوجی (AHP) و احتمال، مورد سنجش و مقایسه تطبیقی قرار گیرد. نتایج این پژوهش به صورت نقشه های نواحی مستعد لغزش ارایه گردیده است که می تواند برای برنامه ریزان محلی و منطقه ای قابل استفاده باشد. نتیجه نهایی آشکار نمود که روش AHP در مقایسه با روش احتمال انطباق پذیری مطلوب تری در تطابق با یافته های میدانی و برداشت های زمین لغزش ها با GPS از حوضه دارد. در بین معیارهای تاثیرگذار بر وقوع زمین لغزش ها و دیگر حرکات توده ای دامنه ای مشابه، متغیرهای سازند زمین شناسی، کاربری زمین، توپوگرافی و شیب و تراکم زهکشی، بیش ترین وزن را دارا بوده اند. در مجموع از مساحت کل حوضه 21.9 درصد آن در پهنه خطر لغزش بسیار زیاد (شدید) و 31.3 درصد آن در پهنه خطر زمین لغزش زیاد واقع شده که با توجه به واقع شدن در قطب گردشگری منطقه غرب مشهد، خطراتی جدی را برای ساکنان به دنبال دارد.
ارزیابی اثرات اجتماعی - اقتصادی و زیست محیطی طرح های آبخیزداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حوضه های رودخانه ای، به خصوص در مناطق خشک و نیمه خشکی مانند ایران و سرزمین های مجاور، همواره محور سکونت و تمدن جوامع بشری بوده اند. افزایش جمعیت و فشار بر منابع آب و خاک در دوران اخیر، همراه با تحول و پیشرفت در فناوری تامین آب و شیوه های کشت و کار کشاورزی، موجب شده تا اهمیت این منابع محدود در کشور ما بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. از این رو، مدیریت منابع آب و خاک و اقدامات حفاظتی به شیوه های نوین اهمیت و ضرورت بیشتری کسب نموده است. مقاله حاضر، با هدف معرفی بخشی از عملکرد مدیریت حوضه آبخیز سپیدرود و ارزیابی پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی آن تهیه شده است. در تحقیق انجام شده، اثرات اجتماعی– اقتصادی و زیست محیطی این طرح با روش کیفی مورد ارزیابی قرار گرفته است. متغیرهای اصلی عبارت بودند از متغیرهای اجتماعی شامل مهاجرت، اشتغال و مشارکت محلی در طرح؛ متغیرهای اقتصادی شامل کنترل سیلاب، احیاء اراضی، میزان تولید و افزایش قیمت زمین؛ و متغیرهای زیست محیطی ازجمله سطح آب زیرزمینی و تحدید بستر رودخانه با تبدیل آن به اراضی کشاورزی. با تحلیل آماری داده ها، همبستگی میان متغیرها بر اساس ارزش و اهمیت آنها تعیین گردید و درصد اثرات مثبت و منفی طرح بر هر یک از عوامل به دست آمد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که طرح ساماندهی زنجانرود در کنترل سیلاب و افزایش سطح زیرکشت بسیار موفق بوده و در نتیجه آن میزان تولید و درآمد کشاورزان نیز افزایش یافته است. 92 درصد پاسخ دهندگان معتقد بودند که این طرح اثرات قابل توجه اقتصادی برای کشاورزان در بر داشته است.