ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۳۵٬۸۴۰ مورد.
۸۲۱.

تحلیل اثرات عوامل اقتصادی بر تخلفات ساختمانی (مطالعه موردی: شهر خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۴۸
رشد فزاینده شهرنشینی و افزایش تقاضای مسکن، باعث شد تا تخلفات ساختمانی به صورت قابل توجهی افزایش یافته و تبدیل به یک چالش جدی در نظام شهرسازی شود. شهر خرم آباد در سال های اخیر با روند افزایشی تخلفات ساختمانی مواجه بوده است. در سال 1401 حدود 2450 میلیارد ریال جرائم ساختمانی در شهر خرم آباد برای ساخت وسازکنندگان در نظر گرفته شده است. هدف از این پژوهش، بررسی چگونگی تأثیرگذاری شاخص های اقتصادی بر میزان تخلفات ساختمانی در شهر خرم آباد طی سال های 1393 تا 1401 بود. پژوهش حاضر در زمره پژوهش های کمی مبتنی بر تحلیل های همبستگی و رگرسیونی است و داده ها و اطلاعات موردنیاز به روش اسنادی از منابع و مراجعی چون سالنامه های آماری استان لرستان و همچنین آمار درج شده در پایگاه داده های شهرداری خرم آباد گردآوری گردید. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که شاخص مبلغ تخلفات ساختمانی در کمیسیون های بدوی و تجدیدنظر، با تمام شاخص های اقتصادی به جز شاخص تعداد پروانه های ساختمانی رابطه معنادار دارد. شاخص قیمت مسکن، شاخص قیمت اجاره و شاخص قیمت نگهداری و تعمیر واحدهای مسکونی در سطح معنی داری 99 درصد و با ضریب بالای 90/0 با مبلغ تخلفات ساختمانی بیشترین همبستگی را داشتند. طبق نتایج پژوهش، شاخص مبلغ تسهیلات پرداختی بانک ها به بخش ساختمان و مسکن نیز در سطح معنی داری 99 درصد با مبلغ تخلفات ساختمانی ارتباط معنادار و همبستگی بسیار بالا دارد. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون از بین 12 شاخص مستقل اقتصادی، پنج شاخص شامل متوسط اجاره بهای ماهانه در قراردادهای منعقد شده بین موجر و مستأجر به ازای یک مترمربع زیربنای واحد مسکونی، مبلغ تسهیلات پرداختی بانک ها به بخش مسکن و ساختمان، شاخص قیمت مسکن، شاخص قیمت نگهداری و تعمیر واحدهای مسکونی و ارزش افزوده بخش ساختمان بیشترین تأثیرگذاری را بر تخلفات ساختمانی در شهر خرم آباد داشتند.
۸۲۲.

تدوین و بررسی شاخص های رویکرد شهر هوشمند تاب آور در مناطق هشتگانه کلانشهر کرمانشاه با تأکید بر بعد اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۱۵
رویکرد شهر هوشمندتاب آور ضمن اینکه نقاط مشترک شهر هوشمند و تاب آور را در نظر میگیرد این مفهوم را در دل خود جا داده است که ظرفیت های شهر هوشمند را در راستای ارتقای تاب آوری و به عنوان مکمل شهر تاب آور در مسیر اهداف توسعه پایدار به کار می گیرد. هدف این پژوهش، سنجش و سطح بندی 8 منطقه کلانشهر کرمانشاه بر مبنای شاخص های اقتصادی رویکرد شهر هوشمند تاب آور می باشد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. رویکرد پژوهش، رویکرد ترکیبی (کیفی– کمی) است. داده های لازم با ابزار پرسشنامهء محقق ساخته، .....و مصاحبه های نیمه ساختار یافته(عمیق) بدست آمد. تحلیل داده ها با بهره گیری از روش تحلیل محتوی و تکنیک دلفی و همچنین در بعد کمی با استفاده از روش الکتره فازی صورت گرفت و وزن دهی شاخص ها با روش آنتروپی شانون صورت گرفت. بعد اقتصادی رویکرد شهر هوشمند تاب آور که از 14 شاخص تشکیل شده و پس از تحلیل محتوای منابع و مصاحبه عمیق تا رسیدن به مرحله اشباع نظری و سپس توافق نظر خبرگان تدوین گردید به وسیله پرسشنامه محقق ساخته و تحلیل داده ها به روش الکتره فازی بیانگر این موضوع بود که منطقه 6 بالاترین سطح را نسبت به دیگر مناطق به خود اختصاص داده است و منطقه 7 پایین ترین. همچنین در وزن دهی به روش آنتروپی شانون شاخص خرید آنلاین و بازار شهر مجازی بیشترین وزن و شاخص های اقتصاد متنوع و دسترسی به پشتیبانی کسب و کار و امور مالی به همراه تعداد استارتاپ ها کمترین وزن را داشتند.
۸۲۳.

توسعه مدل های هوشمند یادگیری ماشین و باکس جنکینز مبتنی بر روش تجزیه مد گروهی کامل به منظور مدل سازی خشکسالی هواشناسی (مطالعه موردی: استان خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۷
خشک سالی از جمله بلایای طبیعی، علی الخصوص در مناطق خشک و نیمه خشک به شمار می آید. استان خوزستان به سبب دارا بودن موقعیت جغرافیایی استراتژیک و وابستگی شدید به منابع آب، در مقابل خشک سالی به شدت آسیب پذیر است. از این رو در پژوهش حاضر، تجزیه و تحلیل و پیش بینی خشک سالی هواشناسی در استان خوزستان به ترتیب با مدل های هوشمند یادگیری ماشین و باکس جنکینز CEEMD-GPR و CEEMD-SARIMA در طول دوره آماری 30 ساله (2020-1989) مورد بررسی قرار گرفت. جهت ارزیابی شرایط خشک سالی، از شاخص استاندارد بارندگی (SPI) حاصل از داده های هشت ایستگاه سینوپتیک استان خوزستان استفاده شد. در گام بعدی نتایج مدل سازی توسط روش های ذکر شده و با استفاده از شاخص های نیکویی برازش با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج حاصله بیانگر این بود که مدل CEEMD-GPR به منظور برآورد شاخص SPI در استان خوزستان از کارایی بسیار بالایی برخوردار است. هم چنین پنجره های زمانی بلندمدت SPI از دقت بالاتری نسبت به پنجره های زمانی کوتاه مدت برخوردار بودند. به عنوان مثال در ایستگاه امیدیه، استفاده از SPI 12 ماهه به جای SPI 1 ماهه موجب کاهش مقادیر RMSE و MAE به ترتیب از 178/0 و 097/0 به 167/0 و 087/0 گردید. علاوه بر این، مقادیر R و NS نیز از 954/0 و 969/0 به 963/0 و 974/0 افزایش یافت. به طور کلی می توان عنوان نمود که مدل CEEMD-GPR قادر است با استفاده از مؤلفه های استخراج شده از تجزیه CEEMD، ساختار دینامیکی پیچیده تری از داده ها را فرا گیرد. بر همین اساس، نتایج این پژوهش نشان می دهد که مدل های ترکیبی مبتنی بر تجزیه CEEMD در کنار یادگیری ماشین، ابزارهایی قدرتمند و با کارایی بالا جهت تحلیل و پیش بینی خشک سالی هواشناسی در اقلیم های خشک و نیمه خشک هستند.
۸۲۴.

بررسی چگونگی تاثیر عوامل موثر در حضورپذیری در فضاهای بینابینی همچون بازار (نمونه موردی: بازار سنتی شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۲۵
عملکرد اصلی فضاهای عمومی همچون بازار، بستری برای حضور مردم است، لذا از دست دادن عرصه های جمعی یا فضاهای عمومی در شهر ها منجر به پیامد های مهم اجتماعی خواهد شد که از جمله میتوان به حرکت رو به پایین و تنزل حضور پذیری و به تبع آن روابط اجتماعی شهری را ذکر کرد. به نظر میرسد آنچه موجب ارتقا، کیفیت حضور پذیری کاربران میشود، ایجاد شبکه های ارتباطی فضاست که این امر با ایجاد فضاهای بینابینی میسر میگردد. مولفه های مورد بررسی در این حوزه در دو حوزه متغیرهای کالبدی و معنایی معرفی و در جامعه آماری ،افراد بازدید کننده از بازار شیراز و فضاهای بینابینی آن و با حجم کلی نمونه در این پژوهش برابر با 768 نفر بوده که 384 نفر در راسته بازار شیراز و 384 نفر دیگر نیز در کاروانسرها و سراها می باشند. تحلیل در نرم افزار spss و با استفاده از آزمون های آماری به اهمیت و ارتباط مولفه ها با یکدیگر پرداخته است ، نتیجه تحقیق نشان میدهد که تعادل بین دو مولفه محیطی و معنایی می تواند مخاطب را در انتخاب مسیر یاری نماید. در این پژوهش ، مولفه های محیطی و کالبدی، شامل : نشانه- راه- لبه- گره- محرک نور-توالی فضایی-فرم-رنگ-آسایش اقلیمی و مولفه های معنایی شامل : دسترسی پذیری- امنیت و نظارت-پیاده مداری-خوانایی-سرزندگی اجتماعی-هویت تاریخی و میراث مشترک میباشند . همچنین نتایج پژوهش طراحان را برای ایجاد یک چارچوب، بر اساس عوامل موثر یاری مینماید تا در طراحی فضاهای عمومی همون بازار، از آن بهره ببرند .
۸۲۵.

بررسی و اولویت بندی جاذبه های گردشگری با استفاده از مدل F-TOPSIS، مطالعه موردی: شهرستان بستان آباد استان آذربایجان شرقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۱۹
زمینه و هدف: ازمسائل مهم در زمینه گردشگری، شناخت پتانسیل ها، رتبه بندی زیرساخت ها و جاذبه های گردشگری در نواحی مختلف یک شهرستان و توزیع متعادل این زیرساخت ها و تسهیلات هست. شهرستان بستان آباد با دارا بودن جاذبه های متعدد طبیعی، تاریخی و فرهنگی می تواند سالانه گردشگران زیادی را به خود جذب کند. هدف این مقاله اولویت بندی جاذبه های گردشگری شهرستان بستان آباد میباشد. روش شناسی: این پژوهش  به روش توصیفی - تحلیلی و پیمایشی تدوین شده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل F-TOPSIS استفاده گردیده است. جامعه آماری این پژوهش تعداد 30 نفر از فعالان بخش گردشگری است که با استفاده از ابزار پرسشنامه اطلاعات مورد نیاز جمع آوری شده است. از ضریب آلفای کرون باخ برای سنجش پایایی پرسشنامه به میزان85% استفاده شده است. نتایج و یافته ها: نتایج حاصل از مدل تاپسیس فازی، مکان های گردشگری شهرستان بستان آباد جهت بازدید گردشگران را میتوان به ترتیب زیر اولویت بندی نمود. طبق نتایج حاصل از مدل تاپسیس فازی، مکان های گردشگری شهرستان بستان آباد آبگرم معدنی بستان آباد، با امتیاز 530 رتبه یک، دریاچه قوری گل با امتیاز (528/0) رتبه دوم، غار آغ بولاق،  با امتیاز (478/0) رتبه سوم، خانه پدری استاد شهریار با امتیاز (465/0) رتبه چهارم و دره شاهیوردی، پیست اسکی سهند، شهرتاریخی اوجان، مزار خسته قاسم، مسجد جانبهان و سد و کاروانسرای روستای الخلج به ترتیب با امتیاز (460/0)، (460/0)، (435/0)، (415/0)، (370/0) و (361/0) در رتبه های پنجم تا دهم قرار دارند.
۸۲۶.

تبیین علّی موانع و چالش های استقرار حکمروایی یکپارچه منطقه ای در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۳۸
هدف این پژوهش "تبیین علّی موانع و چالش های استقرار حکمروایی یکپارچه منطقه ای و تعیین عامل کلیدی این چالش ها در مدیریت یکپارچه فضایی است". این پژوهش اکتشافی به منظور یافتن فرایندها و عامل کلیدی است. از روش گرندد تئوری برای کشف عامل کلیدی چالش های استقرار حکمروایی یکپارچه منطقه و از پنل تخصصی 15 نفره برای این منظور استفاده شده است. یافته ها حاکی از آن است اقتصاد سیاسی رانتی به عنوان عامل کلیدی شکل دهنده به موانع و چالش های متعدد استقرار حکمروایی یکپارچه منطقه ای در ایران به شمار می آید. کاربست ره آورد اقتصاد سیاسی رانتی موجب غلبه ساختار ملی مدیریت بر ساختار منطقه ای می شود، و نتوانسته رویکردهای مشارکتی که در آن کلیه بخش ها و نهادهای حکومتی، عمومی، خصوصی و مردم نهاد با همدیگر مشارکت دارند را نهادینه سازد. نتایج این پژوهش گویای این موضوعات است که حکمروایی منطقه ای به مثابه بستر نهادی شایسته برای تجلی قدرت متکثر تلقی شده و در رابطه با موانع و چالش های استقرار، این بستر نهادی قدرتمند بر اساس دو مفهوم کلیدی اقتصاد سیاسی و نهادگرایی تبیین شده است. مدیریت فضایی با طراحی مکانیسم های نهادی-قانونی، اقتصادی، زیست محیطی، اصلاح سیستم آموزش و اصلاح فرهنگ منجر به استقرار حکمروایی یکپارچه منطقه ای می گردد. لیکن این استقرار در متن و زمینه اقتصاد سیاسی نهادگرا با ساختار منعطف، باز و یکپارچه روی خواهد داد. زمانی مدیریت فضایی به عنوان طبقه محوری به ظهور می رسد که اقتصاد سیاسی به آن اعتقاد داشته باشد زیرا فرایند استقرار حکمروایی یکپارچه منطقه ای در طول اعتقاد اقتصاد سیاسی به ایجاد مدیریت فضایی قرار دارد.
۸۲۷.

تحلیل موانع توسعهه پایدار در شهرهای کوچک: مطالعه موردی بوکان با استفاده از رویکرد دلفی فازی و آنتروپی شانون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۵۳
مقدمه تحلیل موانع توسعه پایدار در شهرهای کوچک، به ویژه شهرستان بوکان، یکی از چالش های اساسی در راستای تحقق اهداف توسعه پایدار (SDGs) به شمار می آید. با توجه به اهمیت توسعه پایدار در بهبود کیفیت زندگی شهروندان و حفظ منابع طبیعی، شناسایی موانع موجود در این مسیر ضروری به نظر می رسد. شهرستان بوکان به عنوان یک شهر کوچک، با چالش های متعددی در زمینه توسعه پایدار مواجه است که به بررسی دقیق و علمی نیاز دارد. این شهرستان با ویژگی های خاص جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی، نیازمند رویکردهای جدید و نوآورانه برای تحقق اهداف توسعه پایدار است. به همین دلیل، شناسایی موانع و چالش های موجود در این زمینه می تواند به بهبود سیاست های اقتصادی و اجتماعی کمک کند و به درک بهتری از وضعیت کنونی و نیازهای آینده شهرستان منجر شود. مواد و روش ها پژوهش حاضر بر مبنای هدف مطالعه، از نوع پژوهش های کاربردی است که نتایج آن برای توسعه اقتصادی کشور قابل استفاده است. جامعه آماری مطالعه شامل متخصصان حوزه توسعه منطقه ای بود که دارای تجربه عملی و پژوهشی مرتبط با توسعه شهرهای کوچک بوده و حداقل مدرک دکتری در رشته های مرتبط را داشتند. انتخاب این افراد بر اساس روش نمونه گیری هدفمند و با توجه به سابقه پژوهشی، تجربه حرفه ای، و مشارکت در پروژه های توسعه منطقه ای انجام شد تا اطمینان حاصل شود که نظرات ارائه شده از سوی خبرگان معتبر و تخصصی است. در این پژوهش، حجم نمونه ۱۵ نفر از کارشناسان خبره انتخاب شد. در این پژوهش ابتدا موانع توسعه شهرهای کوچک بر اساس مبانی نظری استخراج شد. سپس، برای تأیید و اولویت بندی این عوامل از تکنیک دلفی فازی بهره گرفته شد. در این فرایند، مؤلفه های شناسایی شده در قالب پرسشنامه برای کارشناسان ارسال شد. پس از تکمیل و جمع آوری پاسخ ها در دور اول، نتایج تحلیل شده و به صورت خلاصه به همراه بازخورد به کارشناسان ارسال شد تا پس از بررسی مجدد، نظرات اصلاحی خود را ارائه دهند. پس از جمع آوری و تحلیل نظرات دور دوم، اختلاف میانگین نظرات کارشناسان مورد بررسی قرار گرفت. در صورتی که اختلاف کمتر از 0/1 باشد، اجماع حاصل شده و فرایند دلفی فازی به پایان می رسد. در ادامه، مراحل انجام و نتایج دلفی فازی مربوط به مؤلفه های موانع توسعه شهرهای کوچک ارائه شده است. یافته ها این پژوهش به تحلیل موانع توسعه پایدار در شهرستان بوکان با استفاده از رویکرد دلفی فازی و آنتروپی شانون پرداخته است. در مرحله اول، 15 متخصص و کارشناس حوزه توسعه منطقه ای به صورت هدفمند انتخاب شدند که اکثریت آن ها دارای مدرک دکتری و سابقه کاری بین 4 تا 17 سال بودند. این ترکیب تخصصی و تجربی، امکان تحلیل جامع موانع توسعه شهری را فراهم کرد. در مرحله اول نظرسنجی، چالش های عمده توسعه شهری شناسایی و میانگین های فازی زدایی شده برای هر مؤلفه محاسبه شد. نتایج نشان داد کمبود زیرساخت های حمل ونقل و ترافیک با میانگین فازی زدایی شده 0/910 به عنوان یکی از چالش های اصلی شناسایی شده است. همچنین، «عدم تأمین منابع مالی کافی برای پروژه های شهری» و «ضعف در مدیریت شهری و برنامه ریزی شهری» با میانگین های مشابه (0/790) در رده های بعدی قرار گرفتند. دیگر چالش های مهم شامل «عدم مشارکت فعال شهروندان» (0/800) و «کمبود فضاهای سبز» (0/650) بودند که نشان دهنده نیاز به توجه به مسائل زیست محیطی و مشارکت عمومی در مدیریت شهری است. در مرحله دوم نظرسنجی، میانگین های فازی زدایی شده دوباره محاسبه و مقایسه شدند. نتایج نشان داد تفاوت میانگین ها در همه مؤلفه ها کمتر از 0/1 بود، که به اجماع کارشناسان در مورد موانع و مشکلات توسعه شهرستان بوکان اشاره دارد. نتایج نهایی از روش آنتروپی شانون نشان داد «کمبود فضاهای سبز و پارک های عمومی» با ضریب اهمیت 0/380 به عنوان مهم ترین چالش در توسعه پایدار شناخته شده است. پس از آن، «عدم تأمین منابع مالی کافی» و «ضعف در مدیریت شهری» با ضریب اهمیت 0/320 به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. به طور کلی، این یافته ها نشان دهنده نیاز به یک رویکرد جامع و هماهنگ در برنامه ریزی و اجرای پروژه های توسعه شهری است که می تواند به بهبود کیفیت زندگی شهروندان و پایداری شهری منجر شود. برای بهبود وضعیت توسعه پایدار در شهرستان بوکان، توجه ویژه ای باید به توسعه فضاهای سبز، تأمین منابع مالی، ارتقای مدیریت شهری و بهبود زیرساخت های حمل ونقل معطوف شود. نتیجه گیری تمرکز و اولویت بندی مؤلفه های شناسایی شده در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های آینده می تواند نقش مؤثری در ارتقای کیفیت زندگی شهروندان و تحقق اهداف توسعه پایدار ایفا کند. با توجه به یافته های پژوهش، مشخص شده است که برخی از چالش ها و موانع توسعه پایدار در شهرستان بوکان به طور خاص نیازمند توجه و اقدام فوری هستند. به عنوان مثال، کمبود زیرساخت های حمل ونقل و ترافیک، عدم تأمین منابع مالی کافی برای پروژه های شهری و ضعف در مدیریت و برنامه ریزی شهری، از جمله مهم ترین عواملی هستند که باید در اولویت قرار گیرند. اهمیت این مؤلفه ها نه تنها به دلیل تأثیر مستقیم آن ها بر کیفیت زندگی شهروندان، بلکه به دلیل ارتباط آن ها با سایر ابعاد توسعه پایدار نیز قابل توجه است. برای مثال، بهبود زیرساخت های حمل ونقل می تواند به تسهیل دسترسی به خدمات عمومی و کاهش آلودگی کمک کند، در حالی که تأمین منابع مالی مناسب برای پروژه های شهری می تواند به اجرای مؤثرتر طرح های توسعه ای منجر شود. علاوه بر این، در شرایطی که مشاغل پایدار به عنوان یکی از شاخص های کلیدی توسعه پایدار شناخته می شوند، اولویت بندی کلی نشان می دهد توجه به چالش های کلیدی و پرتأثیر می تواند راهکارهای مؤثرتری برای توسعه پایدار ارائه دهد؛ به این معنا که اگر برنامه ریزان و مسئولان شهری بتوانند روی چالش های اصلی تمرکز کنند، می توانند نتایج بهتری را در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی به دست آورند. بنابراین، پیشنهاد می شود که مسئولان و برنامه ریزان شهری با بهره گیری از نتایج این پژوهش، منابع و اقدامات خود را به سمت رفع این مسائل متمرکز کنند تا زمینه رشد و توسعه پایدار در شهرستان بوکان فراهم شود. این امر مستلزم همکاری نزدیک بین نهادهای دولتی، بخش خصوصی و جامعه محلی است تا یک رویکرد جامع و هماهنگ در مدیریت شهری و توسعه منطقه ای ایجاد شود. در نهایت، این پژوهش می تواند به عنوان یک مدل برای سایر شهرهای کوچک که با چالش های مشابهی روبه رو هستند، مورد استفاده قرار گیرد و به توسعه پایدار در سطح ملی کمک کند. با توجه به تنوع چالش ها و نیازهای مختلف در شهرهای کوچک، نتایج این مطالعه می تواند به عنوان یک راهنمای عملی برای سیاست گذاران و برنامه ریزان در طراحی و اجرای پروژه های توسعه ای مؤثر و پایدار در سایر مناطق نیز به کار گرفته شود. این رویکرد می تواند به بهبود کیفیت زندگی شهروندان و تحقق اهداف توسعه پایدار در مقیاس وسیع تر منجر شود.
۸۲۸.

آشکارسازی پیامدهای متقابل تغییرات اقلیمی بر پوشش سطحی و کاربری اراضی در استان گلستان طی دو دهه اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۲
تغییر اقلیم و پوشش سطحی/تغییر کاربری اراضی دو پدیده به هم پیوسته هستند که تأثیرات عمیقی بر یکدیگر و بر محیط زیست می گذارند. این مطالعه به بررسی پیامدهای متقابل این دو پدیده در استان گلستان طی دو دهه گذشته می پردازد. داده های مورداستفاده شامل تصاویر ماهواره ای دما، بارش، شاخص پوشش گیاهی (NDVI) و همچنین داده های مربوط به پوشش سطحی/کاربری اراضی سال 2000 و 2020 می باشد. یافته ها نشان می دهد که 10.4 درصد از اراضی استان دچار تغییر پوشش سطحی/کاربری شده و بیشترین سهم مربوط به اراضی بایر بوده است. در مقابل، پوشش گیاهی تنک و پوشش درختی بیشترین افزایش مساحت را تجربه کرده اند. خشک سالی های طولانی مدت و کاهش سطح آب دریای خزر عامل اصلی تبدیل بدنه های آبی به پوشش های دیگر بوده اند. از نظر اقلیمی، در اکثر مناطق استان گلستان، به ویژه در نیمه شرقی، بخش های میانی و کوهپایه ای، افزایش معنی داری در دمای شبانه مشاهده شده است. در مقابل، در سواحل شرقی به دلیل پس روی دریای خزر کاهش دمای شبانه و در برخی مناطق افزایش پراکنده دمای روزانه گزارش شده است. همچنین، کاهش بارش سالانه در نیمه شمالی و شرقی استان که عمدتاً جزو مناطق خشک و نیمه خشک محسوب می شوند، آشکارشده است. تجزیه وتحلیل نشان داد که همگامی دمای شبانه با تغییرات پوشش سطحی از درجه اول اهمیت برخوردار بوده و بارش سالانه در مرتبه بعد نقشی قابل توجه در تغییرات پوشش سطحی ایفا می کند. این مطالعه شواهدی از تأثیرگذاری متقابل تغییرات اقلیمی و پوشش سطحی در استان گلستان ارائه می دهد. به طوری که خشک سالی، افزایش دما و تغییر الگوی بارش به تغییر کاربری اراضی منجر شده و در مقابل، تغییر کاربری اراضی نیز می تواند بر الگوهای اقلیمی محلی تأثیر بگذارد
۸۲۹.

تحلیل راهبردهای توسعه پایدار گردشگری در روستاهای هدف استان آذربایجان غربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۵
هدف اصلی این تحقیق ارزیابی پایداری اقتصادی توسعه گردشگری روستایی در روستاهای هدف گردشگری استان آذربایجان غربی شامل 4 روستای سهولان، نصرت آباد، باغچه جوق و حسنلو می باشد. از لحاظ روش تحقیق، این مطالعه از نوع تحقیقات توصیفی- پیمایشی و کاربردی است .از نظر شیوه جمع آوری و دریافت اطلاعات این تحقیق در حوزه مطالعات میدانی قرار دارد. به منظور نیل به پایداری توسعه گردشگری روستاهای هدف می بایست راهبرد مناسب در جهت نیل به پایداری اتخاذ گردد. به منظور عملیاتی نمودن این بخش از مطالعه، از 72 گویه استفاده شده است. گویه های تبیین کننده در چهار بخش نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها تدوین گردید.جامعه آماری سرپرستان خانوارها در چهار روستای هدف گردشگری استان آذربایجان غربی 1160 نفر می باشد. برای تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی مورگان استفاده شده است. حجم نمونه سرپرستان خانوار 290 بدست آمد. به منظور انتخاب نمونه آماری از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب استفاده شده است. به منظور گردآوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه استفاده شده است. با توجه به هدف پژوهش و همچنین پیشینه تحقیق و ادبیات موضوع و با همکاری و مشورت اساتید و کارشناسان، پرسشنامه اولیه طراحی گردید. سپس با استفاده از نظرات اساتید، کارشناسان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و بنیاد مسکن و هم چنین بررسی های میدانی در منطقه مورد مطالعه پرسشنامه نهایی تهیه شد. در این مطالعه از روش آلفای کرونباخ جهت سنجش پایایی ابزار اندازه گیری استفاده شده است. نتایج حاصل از ماتریس های ارزیابی عوامل داخلی و خارجی، بیانگر این است که با توجه به امتیاز نهایی کلی بدست آمده برای عوامل داخلی گردشگری روستایی برابر با 67/2 و برای عوامل خارجی برابر با 46/2، امتیازهای بدست آمده، از این و راهبرد استراتژیک روستاهای مورد مطالعه راهبرد اقتضایی می باشد.
۸۳۰.

بررسی ریخت زمین ساخت و لرزه خیزی بخش شمالی و جنوب خاوری ایران مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۱
در بررسی پیش رو به بررسی ریخت زمین ساخت و لرزه خیزی بخشی از ایران مرکزی پرداخته شده است. پهنه بررسی شده در برگیرنده ی گسل های لکرکوه، رفسنجان، طبس، نایبند، بردسیر و کوهبنان و گسل های ایران مرکزی است. با تهیه نقشه های لرزه خیزی گستره مشخص شد که این گستره پیش از دوران ثبت دستگاهی و نیز دوره دستگاهی نشانه بارزی از جنبا بودن گسل های لکرکوه، کوهبنان، راور، طبس و نایبند را به نمایش می گذارد. بررسی ریخت شناسی سطحی در بخش شمالی ایران مرکزی با به کارگیری پیکره های گوگل ارث، جابه جا شدن لایه های سطحی توسط گسل های جنبا را نمایش داد. این لایه های جابه جا شده در نزدیکی گسل های طبس، نایبند، پشت بادام و بیابانک می باشند. ریززمین لرزه های برگرفته شده از شبکه لرزه نگاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، بیشتر در پیرامون گسل های طبس، نایبند، لکرکوه، بردسیر، داوران، کوهبنان و رفسنجان روی داده اند. زمین لرزه های بزرگتر در پیوست چندگانه گسل های شهداد – گلباف – لکرکوه – کوهبنان – نایبند روی داده اند. با به کارگیری شکل موج زمین لرزه ها و کاربرد روش نخستین موج P رسیده از ایستگاه ها در نرم افزار سایزن، سازوکار تکه هایی از گسل های کوهبنان و لکرکوه برپایه حل سازوکار زمین لرزه ها، از گونه راستالغز راست بر و معکوس بوده که پیشتر در تکه های دیگر نیز با همین سازوکار جنبش داشته اند. برپایه پراکندگی زمین لرزه ها، شهر هایی مانند طبس، کوهبنان، زرند، و شهر کرمان و همچنین روستاهای زیادی در معرض خسارت های مالی وجانی زیادی قرار گرفته و خواهند گرفت. بنابراین، بررسی های لرزه شناسی در خاور ایران مرکزی و ریخت زمین ساخت سطحی در باختر ایران مرکزی، به ترتیب به دلیل لرزه خیز بودن جنبش گسل ها و بی لرزه بودن جنبش آنها بسیار مهم می باشد.
۸۳۱.

مدل سازی تغییرات سطح آب های زیرزمینی دشت شوش در ارتباط با رسوبات و مقاطع زمین شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۴
چاه های مشاهداتی و پیزومتری در مطالعات و بررسی های زمین شناسی، ژئومورفیکی و آب های زیرزمینی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشند. هدف اصلی این پژوهش مدل سازی نوسان آب های زیرزمینی دشت شوش در ارتباط با رسوبات و مقاطع زمین شناسی با استفاده ازGIS می باشد. در این راستا برای انجام این پژوهش، با استفاده از داده های تراز آب های زیرزمینی و لاگ چاه ها و همچنین نقشه های به دست آمده در نرم افزار WinLogو Arc GIS به تحلیل و ارزیابی تغییرات سطح ایستابی چاه های پیزومتری محدوده مطالعاتی پرداخته شد. نتایج بررسی نقشه های عمق و سطح ایستابی نشان داد جهت جریان آب زیرزمینی در دشت شوش از شمال و شمال شرق به سمت جنوب و غرب منطقه می باشد. براساس مقاطع زمین شناسی و لاگ چاه های پیزومتری، در حاشیه شمالی دشت شوش (اطراف شهر دزفول- اندیمشک) عمدتاً بافت رسوبات درشت دانه بوده و حاصل فرسایش کنگلومرای بختیاری می-باشد. همچنین رسوبات سازند بختیاری به دلیل نفوذپذیری، چسبندگی بین دانه ای و تخلخل مناسب، مهم-ترین سازند دشت شوش از نظر منابع آب زیرزمینی و تغذیه آبخوان می باشد. با توجه به اینکه بیشتر محدوده مطالعاتی به بخش کشاورزی تعلق دارد و در این مناطق با افت سطح ایستابی مواجه هستیم؛ بنابراین اگر در استفاده از آب های زیرزمینی مدیریت اصولی صورت نگیرد، در معرض خطر جدی بحران آب قرار می گیرد.
۸۳۲.

شناسایی و ارزیابی شاخص های معنایی و نشانه شناختی نظام بصری در سیاست های ارتقای هویت بخشی (نمونه موردی: محله فهادان یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۲
هدف: هر شهر ترکیبی از عوامل طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و محیط های سکونتی شناخته شده برای کاربران است. هویت شهر می تواند متمایز از سایر شهرها باشد و به جمعیت ساکن در آن معنا می بخشد. این شخصیت و هویت خاص، با مؤلفه های متفاوتی تعریف و توصیف می شود. این مؤلفه ها که بر مبنای تفاوت محتوا، عملکرد و شکل ساختار شهر را تشکیل می دهند در شهرهای متعدد متفاوت اند. بنابراین هدف پژوهش حاضر تبیین و بررسی شاخص های معنایی و نشانه شناختی در نظام بصری محیط از زاویه سیاست های ارتقای هویت بخشی به کالبد شهر است. روش و داده: این پژوهش از لحاظ حیث نوع توسعه ای- کاربردی و از جنبه روش دارای ترکیبی لانه به لانه است. برای پاسخ به سؤال پژوهش از روش تحقیق کیفی درکمی لانه به لانه استفاده شد. یافته ها: روش کیفی برای صحت سنجی استخراج متغیرها از اصول گراندد تئوری بهره گرفته شد و با ۴۶ نفر از اساتید مصاحبه شد. در مرحله کمی پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت طراحی و برای هر شاخص معنایی و نشانه شناختی در نظام بصری محیط جهت هویت بخشیدن به محله فهادان شهر یزد یک سؤال در نظر گرفته شد. برای تعیین تعداد پرسشنامه ها از جدول مورگان استفاده شد که برای جمعیت ۷۰۰۰ نفر تعداد ۳۷۳است. توزیع این پرسشنامه به صورت تصادفی است. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که در محله فهادان یزد، بیشترین سهم مربوط به مؤلفه های مفهوم فضا، با مقدار (۱/۰۰۰) و سپس رمزنگاری با مقدار (۰/۹۶۸) و کمترین سهم مربوط به عنصر طبیعت با مقدار (۰/۴۵۷) است. نوآوری، کاربرد نتایج: از مهم ترین جنبه های نوآورانه و کاربردی تحقیق می توان به عوامل مؤثر بر هویت بخشی محلات و تدوین ضوابط طراحی مناسب تر اشاره کرد که امکان طراحی محلاتی باکیفیت تر را فراهم می سازد. بنابراین برنامه ریزان و طراحان شهری می بایست به مجموعه عوامل و ویژگی هایی که بستر شکل گیری احساسات مختلف بین کاربر و مکان را در مقیاس محله ایجاد می نمایند، توجه ویژه ای مبذول دارند.
۸۳۳.

ارزیابی و مقایسه میزان حس تعلق ساکنان دو بافت بلند مرتبه و کوتاه مرتبه نسبت به محل سکونتشان (مطالعه موردی: مجتمع چهارصد دستگاه و شهرک جانبازان شهر سمنان)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۷
یکی از مهم ترین مسائل پیش روی شهرهای امروزین گسترش بی رویه شهر در مناطق پیرامونی است که یکی از راهکارها برای کاهش چنین معضلی ساخت خانه های آپارتمانی و بلندمرتبه سازی است. این راهکار دارای ویژگی ها و مسائل خاص خود است. از طرفی حس تعلق از موارد مهم احساس رضایت از محل سکونت و کیفیت زندگی می باشد. ارزیابی میزان حس تعلق در دو بافت متفاوت کوتاه و بلندمرتبه انگیزه ی اصلی این پژوهش به شمار می آید. در این تحقیق با بررسی و انتخاب معیارهای حس تعلق به مکان، این ویژگی مهم در دو بافت بلند مرتبه و کوتاه مرتبه بررسی شد؛ ابتدا به ارائه مطالعات پیشین در زمینه بلندمرتبه سازی و همچنین مطالعات مربوط به حس تعلق مکان پرداخته شده است. سپس محدوده های مورد مطالعه در شهر سمنان انتخاب شده اند. روش تحقیق در نوشتار حاضر، تحلیلی و از نوع مقایسه تطبیقی نمونه های موردی است. علاوه بر این، از روش های توصیفی و ارزیابی کمّی نیز استفاده شده است. پس از تعیین معیارها و زیرمعیارهای مورد استفاده، تحلیل کمی از طریق نرم افزار Expert Choice انجام می شود. در بخش عملی تحقیق، اطلاعات لازم از طریق مطالعات میدانی، مصاحبه، عکس برداری، استفاده از مدارک و نقشه های موجود و انجام نظرسنجی از ساکنان دو نمونه مورد مطالعه تهیه گردیده است. درک این مطلب که کدامیک از معیارها و زیرمعیارها می تواند تاثیر بیشتری بر حس تعلق به محیط سکونت و محل زندگی افراد داشته باشد مهمترین هدف و مسئله ای است که این پژوهش در پی آن است. یافته های بدست آمده فرضیه پژوهش را که میزان حس تعلق در خانه های کوتاه مرتبه بیشتر از میزان حس تعلق در مجتمع بلندمرتبه است تائید می کند و نشان می دهد که به طور قابل ملاحظه ای میزان حس تعلق در خانه های کوتاه مرتبه واقع در شهرک جانبازان بیشتر از میزان حس تعلق در مجتمع بلندمرتبه چهارصد دستگاه می باشد.
۸۳۴.

مقایسه روش های AHP و TOPSIS در پهنه بندی اراضی مستعد کشت گندم دیم در حوضه بالخلوچای اردبیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۳
زمینه و هدف: گندم به عنوان یکی از محصولات استراتژیک کشاورزی و غلات پایه در سبد غذایی جهانی، نقش کلیدی در تأمین امنیت غذایی و معیشت جوامع انسانی ایفا می کند. بر اساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، گندم پس از ذرت و برنج، سومین محصول غلات مهم از نظر تولید در جهان است که نقش اساسی در تأمین کالری و پروتئین مورد نیاز انسان دارد. با عنایت به اهمیت راهبردی گندم و نیاز روزافزون به افزایش تولید آن، مکان یابی و اختصاص بهینه اراضی مستعد برای کشت این محصول، از اولویت های اصلی در بخش کشاورزی محسوب می شود. هدف این پژوهش مقایسه روش های AHP و TOPSIS به منظور پهنه بندی اراضی مستعد کشت گندم دیم در حوضه آبریز بالخلوچای اردبیل است. روش شناسی: در این تحقیق از داده های بارش، دما، ارتفاع، شیب و عمق خاک حوضه آبریز بالخلوچای اردبیل استفاده گردید. سپس با پردازش داده ها در محیطGIS ، نقشه لایه های اطلاعاتی برای هر یک از معیارها تهیه گردید. برای مشخص شدن وزن معیار ها از روش AHP و برای اولویت بندی گزینه ها از مدل TOPSIS استفاده گردید. سپس با هم پوشانی و تلفیق معیارهای مورد مطالعه، نقشه نهایی مناطق مستعد کشت گندم دیم تعیین گردید. یافته ها و نتیجه گیری : نتایج حاصل از تحلیل داده ها با روش AHP نشان داد که برای کشت گندم دیم در حوضه آبریز بالخلوچای حدود 37 درصد اراضی، خیلی مناسب، 22 درصد مناسب، 24 درصد کمی مناسب و 17 درصد نامناسب است. همچنین بر اساس روش TOPSIS، حدود 37 درصد از مساحت حوضه بالخلوچای مناسب، 32 درصد کمی مناسب و 31 درصد نامناسب برای کشت گندم دیم است. نتایج بررسی با روش AHP بیانگر آن است که معیار شیب با وزن 220/0، ارتفاع با وزن 144/0، بارندگی سالانه با وزن 122/0 و بارش مرحله رسیدگی و دانه دهی با وزن 106/0 مهم ترین معیار در مراحل کشت گندم در حوضه آبریز بالخلوچای هستند. همچنین نتایج اولویت بندی حاصل از مدل تاپسیس نشان داد که ایستگاه نیر نزدیک ترین گزینه به ایده آل مثبت و بعد از آن به ترتیب سرعین و اردبیل قرار دارند.
۸۳۵.

راهبردهایی برای توسعه گردشگری کشاورزی (مطالعه موردی: گلخانه های پرورش گل منطقه پاکدشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۱
تنوع اقلیمی در ایران زمینه متنوعی برای کشاورزی در سراسر کشور ایجاد کرده و سبب تولید طیف متنوعی از محصولات کشاورزی در کشور شده است. از جمله مزارع کشاورزی ایران، گلخانه های پرورش گل وگیاه در منطقه پاکدشت استان تهران است. این منطقه به دلیل وضعیت آب وهوایی و اقلیم مناسب برای رشد و پرورش انواع گل وگیاه، منطقه گردشگری محسوب می شود. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، کیفی است و به ارائه راهبردهایی برای توسعه گردشگری کشاورزی منطقه پاکدشت می پردازد. جمع آوری داده ها با مطالعات کتابخانه ای، حضور و مشاهده پژوهشگر در منطقه مطالعه شده و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته و نمونه گیری به صورت در دسترس انجام شده است. با استفاده از تحلیل های SWOT و SOAR، عوامل و معیارهای راهبردی توسعه گردشگری کشاورزی در منطقه پاکدشت شناسایی شد و بعد از تجزیه وتحلیل داده ها، راهبردهایی احصا و تدوین شد. در نهایت با استفاده از ماتریس کمّی برنامه ریزی راهبردی (QSPM)، اولویت بندی راهبردهای منتخب انجام شد. در تحلیل SWOT، مهم ترین راهبرد تقویت و افزایش امکانات و زیرساخت های گردشگری بااهمیت ملی و بین المللی است. در تحلیل SOAR، مهم ترین راهبرد برنامه ریزی برای گسترش و افتتاح نمایشگاه های مجهزتر و پیشرفته تر گل وگیاه به منظور جذب گردشگر و اشتغال زایی برای مردم محلی است. در این مطالعه هر دو روش راهبردهای تهاجمی را تجویز کرده اند.
۸۳۶.

بررسی همبستگی شاخص NAO با رخداد ARs ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۰ تعداد دانلود : ۱۷۷
رودخانه های جوی یکی از پدیده های اتمسفری مولد بارش های سنگین است می تواند منجر به خسارات جانی و مالی قابل توجهی شود. آگاهی از سازوکار سینوپتیکی شار بخارآب و تشکیل رودخانه جوی در اتمسفر کشور و نیز آشکارسازی در همکنش بین مؤلفه پیوند از دوری NAO و ایجاد و تشدید این پدیده جوی، می تواند تا حد زیادی رخدادهای بارش های سیل آسا را قابل پیش بینی تر سازد. هدف اساسی این تحقیق آشکارسازی پدیده رودخانه جوی در اتمسفر ایران و ارتباط آن با فازهای پدیده NAO است. در این راستا از داده های مؤلفه های مداری و نصف النهاری باد، رطوبت ویژه و آنومالی های پدیده NAO، از پایگاه داده های NOAA طی دوره آماری 1944-2019، اخذ شد. نتایج نشان داد که در طول دوره ی مطالعه رودخانه های اتمسفری ازنظر طول و عرض جغرافیایی جابجایی داشته و به عرضه ای پایین تر به سمت نیمه ی جنوبی ایران کشیده شده اند. بین شاخص NAO و جریانات نصف النهاری در سطوح بالاتر از 600 هکتوپاسکال همبستگی بالایی داشت همچنین سیگمای 2101/0 نشان داد که همبستگی بالایی با NAO در منطقه ی رخداد رودخانه های اتمسفری وارد به جو ایران وجود دارد، مراکز پرفشار در جهت دهی رودخانه های اتمسفری نقش مهمی دارند رودخانه های اتمسفری نمی توانند از مراکز فشار عبور کنند و معمولاً در مرز بیرونی این مراکز در نیمکره ی شمالی انحنای نصف النهاری پیدا می کنند و سبب جهت دهی جنوب غربی و شمال شرقی آن ها می شوند. منبع رطوبتی اصلی رودخانه های اتمسفری وارد به ایران اقیانوس اطلس می باشد که از سمت پهنه های آبی مانند دریای سرخ، دریای عمان، اقیانوس هند و خلیج فارس تقویت می شود.
۸۳۷.

بررسی تطبیقی زیبایی شناسی بصری فضای شهری در محلات گلستان و مرادآب از شهر کرج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۱۶۶
زیبایی در زمره متعالی ترین نیازهای بشری است. انسان از زمانی که به ساخت شهرها مبادرت ورزیده، به حس زیبایی شناسی توجه داشته است. هدف این پژوهش ارزیابی مقایسه ای دو محله گلستان و مرادآب به عنوان دو محله مشهور برخوردارترین و نابرخوردارترین محلات از شهر کرج، به لحاظ شاخص های زیبایی شناسی فضای شهری است. روش تحقیق توصیفی_ تحلیلی بوده و گردآوری داده ها در خصوص 14 مؤلفه برگزیده مربوط به زیبایی شناسی محیط شهری، با روش مشاهده مستقیم و استفاده از ابراز سیاهه ارزیابی صورت گرفته است. برای تحلیل و مقایسه سطح زیبایی شناسی دو محله، پارامترهای آمار توصیفی به کار گرفته شده و برای تحلیل نابرابری های فضایی به ترسیم نقشه های پهنه بندی در سیستم اطلاعات جغرافیایی و محاسبات و تحلیل بر روی جداول توصیفی مربوط، مبادرت گردیده است. با توجه به ارزیابی شاخص ها در دامنه امتیازات 10-1 و قائل شدن امتیاز بالاتر به سطح بالاتر از زیبایی شناسی، یافته ها نشان دادند که رقم میانگین کل شاخص ها در محله گلستان 6/31 و در محله مرادآب 2/57 است. همچنین در محله گلستان رقم میانه 6/43 و رقم چارک اول 4 است درحالی که در محله مرادآب این ارقام به ترتیب 1/78 و 1 هستند. تحلیل فضایی نقشه پهنه بندی نشان داد که در محله گلستان در مجموع شاخص ها، پهنه هایی که به لحاظ زیبایی شناسی در سطوح «بسیار پایین» و «پایین» قرار داشته باشند وجود ندارد حال آنکه در محله مرداب، هیچ پهنه ای در سطوح «بالا» و «متوسط بالا» قرار ندارد، می توان نتیجه گرفت که محله گلستان در سطح بالایی از نظر شاخص های زیباشناسی قرار داشته و نابرابری فضایی زیادی در درون و میان دو محله مطالعه شده، وجود دارد.
۸۳۸.

کاربست اصول پیاده مداری در شهر هوشمند (محله علم و صنعت و نارمک تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۹
رشد روز افزون جمعیت و تمرکز آنها در شهرها آثار مخرب بر زیستگاه های طبیعی و زندگی بشر، خطر کمبود و اتمام منابع طبیعی را به همراه داشته و جوامع را با چالش های فراوانی برای ایجاد زیر ساخت ها و تامین نیازهای روز افزون ساکنین روبرو کرده است. حرکت شهرهای جهان به سمت هوشمند شدن دارای مزایای بسیاری است یکی از مهمترین این مزایا، بهینه شدن حمل ونقل است. در عصر حاضر کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه به دنبال یافتن راهبردی مناسب جهت رسیدن هرچه بیشتر به حمل و نقل پایدار می باشند. در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی با رویکرد مطالعه اسنادی و میدانی سعی شده با توجه به رابطه دو طرفه ای که بین شهر هوشمند و پایدار وجود دارد، توجه بیشتری به مفهوم پایداری در دل شهر هوشمند شود و آثار و نتایج آن در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی با تاکید بر پیاده محوری، نشان داده شود.پس از مراحل شناخت به تحلیل آنچه هدف است پرداخته شد، با کمک نرم افزار SPSS ابتدا با تحلیل عاملی، عوامل مشخص در شهر هوشمند و پیاده مداری استخراج و سپس با بین تک تک عوامل شهر هوشمند و تمام عوامل پیاده مداری رگرسیون گرفته شد که نتایج این تحلیل حاکی از آن است عوامل موثر بر ارتقا شهر هوشمند عبارتند از ویژگی اجتماعی، کیفیت محیطی و حمل و نقل، امکانات شهری، کیفیت زندگی هوشمند، همبستگی و تعامل، آموزش و هوشمند سازی، امکانات الکترونیک، مشارکت و تعامل شهری، کاربری، سرزندگی و خدمات، ویژگی فردی و اوقات فراغت.میتوان نتیجه گرفت که پیاده مداری باعث ارتقا عملکرد شهر هوشمند می شود و این موضوع باید در ابعاد مختلف مورد توجه قرار گیرد.
۸۳۹.

باز آفرینی بافت های فرسوده شهر شوش با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۴
هدف این تحقیق، باز آفرینی بافت های فرسوده شهر شوش با رویکرد آینده پژوهی می باشد، این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و با توجه به مؤلفه های مورد بررسی، رویکرد حاکم بر آن توصیفی – تحلیلی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دو گروه از خبرگان سازمانی و دانشگاهی و مردم ساکن نواحی بافت فرسوده شهری شوش بوده است که به صورت نمونه گیری هدفمند، 25 نفر از خبرگان واجد شرایط و55 نفر از ساکنین این مناطق انتخاب شدند.ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه می باشد و از تکنیک پویش محیطی و دلفی برای شناسایی متغیرهاوشاخص ها استفاده شده است.داده های بدست آمده از طریق نرم افزار MICMAC و ماتریس تحلیل اثر متقاطع تجزیه و تحلیل شدند. 5 شاخص که شامل عواملی است که هم تأثیرگذاری بالایی بر فرآیند بازآفرینی دارند و هم از تأثیرپذیری بالایی برخوردارند و24 مولفه(زیر شاخص ) به عنوان شاخص های اصلی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل شاخص ها و نحوه پراکنش متغیرها حاکی از پایداری سیستم بافت فرسوده شهر شوش می باشد و نشان دهنده ثبات متغیرهای تاثیر گذار و تداوم تاثیر بر سایر متغیر ها می باشد. . همچنین نتایج نشان داد که رویکردی جامع، با در نظر گرفتن ابعاد مختلف و تأکید بر آینده پژوهی، مشارکت مردمی، و بهره گیری از فناوری های نوین، می تواند به موفقیت بازآفرینی بافت های فرسوده شهر شوش کمک کند.
۸۴۰.

ارزیابی سطح پایداری محلات شهری در شهر کربلا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۶
زمینه و هدف: با تغییر یافتن در شیوه های معیشتی و پیامدهای ناشی از آن، به همراه نبود حفظ تعادل در متغیرهای اقتصادی، کالبدی، اجتماعی و زیست محیطی، محله ها دچار فروپاشی شدند و نتوانستند به نیازهای ساکنان خود پاسخ دهند. امروزه بسیاری از محلات مسکونی به دلیل فقدان برخی از شاخص های مطلوب زندگی با مشکلاتی مواجه هستند. این وضعیت باعث می شود که مفهوم محله به عنوان یک عامل حفظ هویت اجتماعی تضعیف شود و ناپایداری سکونتی در آن ها نمایان گردد. توسعه شهری پایدار بر پایه این اصل بنا شده است که فضای یک شهر در داخل محله ها شکل می گیرد و بر همین اساس ادامه می یابد. از این رو، توسعه محله ای به عنوان یک اقدام اساسی در جهت دستیابی به توسعه پایدار به شمار می آید.، از این رو  پژوهش حاضر با هدف ارزیابی سطح پایداری محلات شهری در شهر کربلا  تدوین یافته است. روش بررسی: روش پژوهش با توجه به هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز در این بررسی از طریق روش های میدانی و اسنادی گردآوری شده اند. جامعه آماری تحقیق مشتمل بر  6 محله از محلات واقع در اطراف می باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و جهت رسیدن به هدف تحقیق و سنجش و ارزیابی پایداری ابعاد (اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی)  از مدل بارومتر پایداری بهره برده است. به منظور افزایش اعتبار پژوهش حاضر، برای ارزیابی روایی پرسشنامه از نظرات متخصصان و استاد راهنما بهره گیری شده است. همچنین، برای سنجش پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردیده است. با توجه به اینکه مقدار به دست آمده از ضریب آلفای بالای 7/0 نشان دهنده قابلیت اعتماد بالا است، نتایج محاسبه آزمون آلفای کرونباخ برای پرسشنامه برابر با 804/0 به دست آمده که بیانگر قابلیت اعتماد بالای ابزار تحقیق می باشد. یافته ها و نتیجه گیری: پیرو شاخص های به کاررفته در پژوهش  و نتایج حاصله از مدل بارومتر پایداری در پژوهش حاضر به لحاظ پایداری کل، محله عباسیه شرقی با کسب امتیاز (0.90) در سطح پایدار، محله عباسیه شرقی با کسب امتیاز  (0.82) در سطح پایداری بالقوه، محلات  عباسیه غربیه و الجمعیه به ترتیب با کسب امتیازهای (0.53) و (0.54) در سطح متوسط، محله الحسین با امتیاز (0.30) در سطح ناپایداری بالقوه و محله المخیم با کسب امتیاز (0.04) در سطح ناپایدار قرار گرفته اند.  متوسط میزان پایداری از لحاظ رفاه اکوسیستم در محلات مورد مطالعه برابر 0.54 و رفاه انسانی نیز برابر با 0.50 است که نشان از وضعیت پایداری متوسط هر دو دارد. طبق نتایج حاصل از پژوهش حاضر، میانگین کل محلات مورد مطالعه  به لحاظ پایداری کل برابر با 0.52 و در سطح متوسط قرار دارد. با توجه به اینکه سطح پایداری محلات مورد مطالعه متفاوت است لذا برنامه های توسعه ایی متناسب با نقاط ضعف و قوت هر محله و بر اساس سطوح پایداری هریک از آن ها ضروری می نماید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان