نگرش رویکردی مدیران شهری به ساماندهی بافت های ناکارآمد شهری، مطالعه موردی: به افت های اسکان غیر رسمی شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علی رغم گذشت چندین دهه از روند اجرای طرح های ساماندهی بافت های ناکارآمد شهری، هنوز این مسئله به عنوان موضوعی نوظهور شناخته می شود که نه تنها تکراری نشده است بلکه با بروز مسائل جدید ابعاد تازه ای به خود گرفته است. در این فرایند آنچه بار موفقیت یا ناکارآمدی مداخله را به عهده دارد مدیریت شهری است که همواره تصمیم ساز و تصمیم گیر مداخله بوده است. این مطالعه از نوع تحقیقات آمیخته (کمی و کیفی) با ماهیت اکتشافی است که ساختار آن بر چارچوب استقرایی - تفسیری و اثبات گرایی بنیان نهاد شده است. جامعه موردمطالعه مدیران شهری شهر زنجان، باتجربه مداخله در بافت های ناکارآمد شهری (اعضای ستاد ساماندهی اسکان غیررسمی) می باشند. حجم نمونه با اشباع نظری و در تطابق با اصول روش شناسی کیو 25 نفر بوده است. داده ها به صورت کیفی مبتنی بر گزاره های کیو و کمی (تحلیل عاملی اکتشافی) تجزیه وتحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد از مجموع 40 کیو مستخرج شده، 7 مضمون ناکارآمدی طرح ها، توزیع نامناسب منابع شهری، اقتصاد ساکنان، حقوق مالکیت، ناکارآمدی مدیریت شهری، طرح های توسعه، ظرفیت محلی و قدرت شهری مفاهیم اصلی مداخله در بافت های اسکان غیررسمی را شکل می دهند. یافته های تحلیل عاملی اکتشافی نشان می دهد پنج عامل قدرت شهری، عدالت توزیع، اقتصاد، ناکارآمدی طرح ها و حقوق مالکیت ذهنیت و نگرش اصلی مدیران در مواجه با بافت های ناکارآمد می باشد. نتایج نشان می دهد قدرت شهری با اختصاص 33 درصد بار عاملی به عنوان ذهنیت برتر مدیران شهری در مداخله لحاظ گردیده و بهترین روش مداخله را قدرتمندسازی ساکنان جهت حضور در مدیریت شهری می دانند.