ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۵٬۰۰۱ تا ۳۵٬۰۲۰ مورد از کل ۳۶٬۹۵۶ مورد.
۳۵۰۰۱.

نقش توسعه پایدار در آینده ی منطقه خلیج فارس (مطالعه مقایسه ای ایران و عربستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۹
خلیج فارس به دلیل ذخایر غنی نفت و گاز و موقعیت ژئوپلیتیکی خود، با چالش های زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی متعددی روبرو است. این مطالعه نقش توسعه پایدار در آینده منطقه خلیج فارس را از طریق مطالعه تطبیقی ایران و عربستان سعودی را بررسی کرده است و هدف اصلی آن تحلیل رویکردهای متفاوت دو کشور در دستیابی به توسعه پایدار و تأثیرات آن بر آینده منطقه و نحوه بهره گیری این دو کشور از پتانسیل های موجود و همکاری های منطقه ای به منظور دستیابی به پایداری زیست محیطی و اقتصادی بود. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه های پایداری سه جانبه، عدالت اجتماعی، و مدیریت اکوسیستمی استوار بوده است. یافته ها نشان دادند که ایران و عربستان مسیرهای متفاوتی را در توسعه پایدار دنبال می کنند. عربستان سعودی با اجرای چشم انداز 2030 و پروژه هایی مانند نئوم، بر تنوع بخشی اقتصادی، کاهش وابستگی به نفت، و افزایش سهم انرژی های تجدیدپذیر تمرکز دارد. در مقابل، ایران با بهره گیری از منابع طبیعی مانند انرژی خورشیدی و بادی، سعی در کاهش وابستگی به نفت دارد، اما با چالش های جدی مانند تحریم ها و مدیریت ناکارآمد منابع مواجه است. نتایج پژوهش نشان می دهد که همکاری های منطقه ای و بین المللی، توسعه فناوری، و سیاست های جامع محیط زیستی می توانند به تسریع روند توسعه پایدار کمک کنند. در نهایت، تنوع اقتصادی، مدیریت منابع آب، کاهش اثرات تغییرات اقلیمی، و بهبود وضعیت اجتماعی از عناصر کلیدی توسعه پایدار در خلیج فارس هستند. این مطالعه بر اهمیت همکاری های بین المللی در تقویت پایداری زیست محیطی و کاهش شکاف های اقتصادی تأکید داشته است.
۳۵۰۰۲.

واکاوی پویایی پوشش گیاهی حوضه های آبریز کشور ایران در ارتباط با شرایط خشکسالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۵
به منظور دستیابی به اهداف پژوهش، از دو پایگاه داده متفاوت با یک دوره زمانی مشترک 23 ساله (2000-2022) استفاده شد: اول، محصولات ترکیبی 16 روزه MODIS NDVI (MOD13A3) ماهواره Terra و دوم، پایگاه داده ای شاخص بارش-تبخیر و تعرق استاندارد شده ( SPEI ) در مقیاس زمانی 12 ماهه. ابتدا جهت دستیابی به نوع خشکسالی، شاخص SPEI در 7 آستانه طبقه بندی شد. سپس طبق آستانه ها، نقشه هر 6 حوضه آبریز اصلی ایران استخراج شد و برای طبقه بندی نوع پوشش گیاهی 10 آستانه جهت شاخص   NDVI استخراج گردید و نقشه های مربوطه حوضه های آبریز در قالب یک نقشه برای هر سال در 5 نوع پوشش گیاهی دسته بندی شد. سپس برای بررسی ارتباط بین دو شاخص SPEI و NDVI ، در ابتدا تفیک مکانی دو پایگاه داده به کمک روش نزدیکترین همسایه یکسان سازی شد. آنوقت به کمک آزمون همبستگی پیرسون ارتباط بین دو شاخص در میانگین داده های شبکه بندی شده به صورت پیکسلی مورد ارزیابی قرار گرفت. جهت برآورد نرخ تغییرات از تخمینگر شیب سن بهره گرفته شد. نتایج نشان داد شیب روند منفی شاخص SPEI ، ۲۶۴ ماهه، در گستره ی اکثر حوضه های آبریز افزایشی است به طوری که روند منفی این شاخص بر روی مناطق جنوب غرب (حوضه خلیج فارس و دریای عمان) و بر روی مناطق شمالی کشور (شمال حوضه مرکزی و مرکز حوضه دریای خزر) شدیدتر است و به لحاظ آماری در سطح اطمینان 90 درصد معنادار است. نرخ کاهش شاخص آن به میزان 9/0- به ازای هر دهه رسید. برای شاخص NDVI  هم روند مثبت (در مناطق جنوبی و جنوب غرب) و هم روند منفی (مناطق شمالی) در گستره ی ایران حاکم است. برای حوضه های با روند معنادار، شیب روند تغییرات (01/0 به ازای هر دهه) است.
۳۵۰۰۳.

بررسی شرایط اقلیمی و دمای محیط با استفاده از آنالیز ایزوتوپ های اکسیژن 18 و کربن 13 در پلایای جازموریان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۹۰
بازسازی اقلیم دیرینه از جمله دمای محیطی در شناخت اقلیم حال و آینده نقش به سزایی دارد. هدف از این پژوهش بررسی شرایط اقلیمی و محاسبه دمای محیطی دو مغزه رسوبی گرفته شده در حوضه آبریز جازموریان در دوره هولوسن است. بازسازی دمای دیرینه از روش های مختلفی انجام می گیرد که جمله آن ها استفاده از مقدار ضریب تغییرات استاندارد شده ایزوتوپ اکسیژن 18 و کربن 13 است. در این راستا از روش آنالیز ایزوتوپ های اکسیژن 18 و 16 و کربن 13 بهره گرفته شده است. نتایج حاصل نشان می دهد. در مغزه شماره 1 جازموریان در ابتدا دمای 46 درجه وجود داشته است. سپس روند کاهشی 10 درجه سانتی گراد تا عمق 175 سانتیمتری در 8 سطح در منطقه ایجاد می شود، در عمق 175 سانتی متری به بعد روند اندکی افزایش و در سطح بعدی کاهش و سپس روند افزایشی و ثابت در دو سطح بعدی وجود دارد. در مغزه شماره 2 جازموریان در ابتدا دمای 50 درجه مشخص است، سپس کاهش شدید دما را در عمق 125-80 وجود دارد. سپس روند اندکی افزایش یافته (1 درجه) است و این دما تا عمق 170 ادامه دارد، بعد از این مجدداً در دولایه انتهایی کاهش دما وجود داشته است. مقادیر کربن 13 در گمانه شماره 1 بین 0 تا 25.6 - متغیر است و گمانه شماره 2 میزان این پارامتر بین 25.9- تا 27.1- متغیر است. در این منطقه در مغزه شماره 1 مقدار 6 نمونه ایزوتوپ کربن 13 صفر است که نشان از عدم وجود ایزوتوپ کربن 13 در رسوبات بوده است. در مغزه شماره 2 دامنه تغییرات به طور نسبی زیاد نیست. در این منطقه نیز دماهای متفاوت به تبع میزان مختلف ایزوتوپ ها دوره های اقلیمی متفاوتی در هولوسن دیده می شود که این تغییرات اقلیمی معمولاً با تغییرات فرهنگی همراه است و ایجاد، گسترش و افول تمدن ها با تعدیل آب هوا مرتبط است.
۳۵۰۰۴.

تبیین و ارزیابی سرمایه اجتماعی در محلات منطقه چهار شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۴
هدف این پژوهش تبیین و ارزیابی سرمایه اجتماعی در محلات منطقه چهار شهر اردبیل می باشد. پژوهش به لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه آماری آن شهروندان محلات منطقه چهار شهر اردبیل می باشد که 385 نفر با استفاده از فرمول کوکران و با روش تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات منابع کتابخانه ای، اسنادی و پرسشنامه می باشد و تجزیه و تحلیل اطلاعات با مدل های آنتروپی شانون،آراس ، ساو و روش ادغام صورت گرفته است. از جمله تفاوت و نوآوری های این پژوهش نسبت به سایر پژوهش ها استفاده از دو مدل و همچنین ادغام نتایج این مدل ها با یکدیگر و به دست آوردن نتیجه واحدی می باشد. درکل نتایج نشان می دهد؛ محله سه با مقدار 951/0 ، محله نه با مقدار 939/0 ، محله پنج با مقدار 938/0، محله شش با مقدار 924/0 ، محله دو با مقدار 922/0، محله هفت با مقدار 914/0 به ترتیب در رتبه های اول تا ششم و برخوردار و محله چهار با مقدار 896/0 ، محله ده با مقدار 889/0، محله هشت با مقدار 883/0 و محله یک با مقدار 872/0 به ترتیب در رتبه های هفتم تا دهم و نسبتاً برخوردار می باشند.
۳۵۰۰۵.

واکاوی شاخص های پایداری محلات با تأکید بر دیدگاه ساکنین، مطالعه موردی: محله اعتمادیه در زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۶
امروزه توجه به شاخص های پایدار محله نشان دهنده روند عمده در محیط اجتماعی، اقتصاد، رفاه انسان و کیفیت زندگی است که مورد توجه مدیران و برنامه ریزان شهری قرار گرفته است. لذا هدف اصلی پژوهش حاضر واکاوی شاخص های پایداری محله اعتمادیه زنجان است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع و ماهیت توصیفی – تحلیلی است. گردآوری اطلاعات و داده ها به روش های کتابخانه ای و میدانی بود. جامعه آماری پژوهش 6872 نفر بود که 370 نفر از ساکنین محله به عنوان نمونه انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل یافته ها از آمار توصیفی، آزمون پیرسون و t تک نمونه ای و با استفاده از نرم افزار SPSS 26 و Minitab انجام شد. برای سنجش پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شد. مقدار کلی آلفا بالای 96/0 بود که مقدار بالایی است. نتایج آزمون پیرسون برای هفت شاخص پایداری محله از جمله شاخص کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی، ارتباطی، خدماتی و سیاسی نشان داد که، در سطح معنی داری (000/0= sig)، شاخص های پایداری و پایداری محله اعتمادیه به ترتیب به میزان (928/0= r)، (819/0= r)، (932/0= r)، (900/0= r)، (904/0= r)، (896/0= r) و (879/0= r) با هم رابطه دارند؛ و نوع همبستگی در بین هفت شاخص و پایداری محله، از نوع مستقیم بوده، و نتایج آزمون تی نشان داد که P-value به دست آمده برای تمام شاخص ها (000/0) کوچک تر از سطح معناداری 05/0 است؛ لذا با اطمینان 95% اطمینان می توان نتیجه گرفت که از دید ساکنین محله اعتمادیه این محله دارای پایداری در شاخص های موردبررسی است.
۳۵۰۰۶.

شناسایی عوامل و پیشران های مؤثر بر توسعل گردشگری در مقالات منتشرشده با رویکرد آینده نگاری در ایران با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۷۸
رشد و توسعه گردشگری به عوامل و متغیرهای مختلفی وابسته است که از یکدیگر متأثر می شوند. گام نخست برای برنامه ریزی توسعه گردشگری شناخت عوامل و نیروهای تأثیرگذار در آن و تحولات آینده این صنعت است. بدین منظور، پژوهش های داخلی متعددی با هدف شناسایی عوامل و پیشران های مؤثر بر توسعه گردشگری با روش های آینده نگاری انجام شده است. هدف از این پژوهش شناسایی و طبقه بندی عوامل و پیشران های مؤثر بر توسعه گردشگری در ایران با استفاده از روش فراترکیب در ابعاد شهری و منطقه ای است. واحد تحلیل در این پژوهش مقاله های علمی فارسی زبان با نمونه مطالعاتی داخلی است که در پایگاه های اطلاعاتی نورمگز، مگیران، اس آی دی و آی اس سی، پرتال جامع علوم انسانی و سیویلیکا در دوره زمانی 1395 تا 1402 منتشر شده اند. با جست وجو در پایگاه های علمی گوناگون، ابتدا 79 مقاله به دست آمد که با استفاده از برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی (CASP) میزان روایی این مقالات بررسی شد و درنهایت به 60 مقاله کاهش یافت. برای تجزیه و تحلیل مقالات منتخب از الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو استفاده شده است. عوامل و پیشران های استخراج شده شامل 46 مفهوم است که در پنج مؤلفه مدیریتی، اجتماعی   فرهنگی، اقتصادی، خدماتی و کالبدی   زیست محیطی دسته بندی شده اند. در بین عوامل، عامل امنیت گردشگران در منطقه، و افزایش سرمایه گذاری در این بخش دارای بیشترین فراوانی است. پژوهشگران، مدیران و تصمیم گیرندگان حوزه گردشگری کشور می نوانند عوامل و پیشران های شناسایی شده در این پژوهش را برای برنامه ریزی و توسعه این صنعت مدنظر قرار دهند.
۳۵۰۰۷.

تاثیرعوارض ژئومورفولوژیک در آسیب پذیری کالبدی شهری با رویکرد پدافند غیرعامل با استفاده از سیستم اطلااعات جغرافیایی (مطالعه موردی: شهر شیراز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۰۹
امروزه علی رغم پیشرفت های علمی بشر پدیده های طبیعی به طور کامل بر انسان ها شناخته نشده. سکونت گاه های انسانی همواره مورد تهدید این عوارض ژئومورفولوژیک بوده است.ایران در یکی از زلزله خیزترین نقاط جهان قرار گرفته و لازم است که همواره اقداماتی جهت مقابله و برخوردی منطقی در به حداقل رساندن ابعاد فاجعه آمیز چنین رخدادی صورت گیرد. منطق شهری و به ویژه بافت های فرسوده نیز مستثنی نبوده و همواره سرنوشت و فرجام آن ها در پس هر حادثه طبیعی و غیر طبیعی، در معرض فاجعه هایی جبران نا پذیر می باشد.در شهر تراکم جمعیت و ثروت مساله اصلی را تشکیل می دهد و به عنوان مراکز تجمع سرمایه مادی و انسانی در زمان جنگ به هدفی عمده برای دشمن تبدیل می شوند که حمله به آنها خسارات فراوانی را پدید می آورد و بدون تردید کشتار انسان ها مهمترین معلول جنگ شهرهاست. هدف قرار گرفتن شهرها و آسیب رسانی به زیرساخت های شهری به منظور تضعیف روحیه و وارد آوردن صدمات اقتصادی و از هم گسیختگی نظام اجتماعی انجام می گیرد از سویی دیگر شهروندان یک کشور را افرادی تشکیل می دهند که نمی توان همه آنها را نیروی جنگی فعال به حساب آورد مانند کودکان، نوجوانان، زنان و افراد مسن . آسیب های ناشی از حمله به زیرساخت ها همواره علاوه بر غافل گیری مسئولان، هزینه های زیادی را تحمیل کرده و برای تبدیل شدن به انواع دیگر آسیب ها اعم از سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را دارا می باشد . در مناطق شهری، صدمات جنگی شامل ترکیبی از ویرانه های کالبدی و اختلال در عملکرد عناصر شهری است. انهدام سازه ها و ساختمان ها، شبکه راه ها و دسترسی ها، تاسیسات اساسی مخازن آب، نیروگاه ها، خطوط ارتباطی تلفن، برق، آب و گاز و ... از آن جمله هستند بنابراین برنامه ریزی کارآمد در زمینه امنیت شهری براساس رویکرد پدافندغیرعامل، هنگام وقوع بحران های انسانی و طبیعی در شهرها می تواند تلفات جانی و مالی را به حداقل برسااند .
۳۵۰۰۸.

جستاری بر پتانسیل سنجی تراکم ترافیک در محلات بافت جدید و قدیمی شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۹۲
سنجش پتانسیل تراکم ترافیک در زمان واقعی یکی از چالش های بزرگ مهندسان ترافیک، برای مدیریت مشکل تراکم ترافیک بوده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل پتانسیل تراکم ترافیکی در محلات جدید و قدیمی شهر ارومیه با تأکید بر معیارهای کالبدی، ترافیکی و اقتصادی- اجتماعی انجام گردیده است. نوع پژوهش بر اساس هدف، کاربردی بوده و روش انجام کار توصیفی- تحلیلی می باشد. گردآوری اطلاعات از ترکیب مطالعات کتابخانه ای و میدانی صورت پذیرفته است. جهت محاسبه ضریب اهمیت شاخص ها از روش FUCOM بهره گرفته شده و نتایج آن در قالب کد نویسی در نرم افزار اکسل و لینگو به دست آمده است. نتایج به دست آمده نشانگر آن بوده که بیش ترین ضریب اهمیت استخراج شده مربوط به شاخص فاصله از کاربری های ورزشی با 071/0 و کم ترین آن مربوط به شاخص فاصله از هسته های شهری با 005/0 بوده است. برای اینکه بتوان پتانسیل تراکم ترافیکی را در محلات بافت جدید و قدیم شهر ارومیه نمایش داد، از مدل CoCoSo استفاده گردیده است. در محلات بافت جدید، از میان 16 محله، 3 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی خیلی کم، 3 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی کم، 4 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی متوسط، 4 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی زیاد و 2 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی خیلی زیاد واقع گردیده است. در محلات بافت قدیم، از میان 13 محله، 2 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی خیلی کم، 3 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی کم، 2 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی متوسط، 2 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی زیاد و 4 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی خیلی زیاد واقع گردیده است.
۳۵۰۰۹.

تدوین نظام ارزیابی طراحی معماری در آموزش معماری ایران (مورد پژوهی: آموزش معماری بعد از انقلاب فرهنگی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۴
برنامه های درسی آموزش عالی و به تبع آن آموزش معماری در دانشکده های معماری ایران محصول فعالیت عمده نهاد شورای عالی برنامه ریزی است. آموزش معماری و روش های طراحی، کمتر دارای روندی همه جانبه و بازخوردهای عملکردی بوده است. در ایران آموزش کلیه رشته ها به ویژه معماری بیشتر جنبه آموزشی دارد تا پژوهشی و از این رو درک و استنباط مفاهیم عملکردی و ابداع روش هایی منطبق با ارزش های فرهنگی جایگاه مناسبی ندارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تدوین نظام ارزیابی طراحی معماری در آموزش معماری ایران بعد از انقلاب فرهنگی صورت گرفته است. در این پژوهش از روش آمیخته ترکیبی از روش کیفی و کمی، استفاده شد. در بخش کیفی، داده ها و اطلاعات مورد نیاز این تحقیق، ابتدا از طریق مصاحبه عمیق با 20 نفر از خبرگان به روش نمونه گیری گلوله برفی، استخراج گردیده و طی سه مرحله به روش تحلیل مضمون (کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی) با نرم افزار مکس کیودا(2018) تحلیل شد و نهایتاً طبق مصاحبه ها، تدوین نظام ارزیابی طراحی معماری در آموزش معماری ایران استخراج و پرسشنامه محقق ساخته طراحی و سپس بر اساس فرآیند مصاحبه، کدگذاری و آزمون های انجام شد و مدل نهایی تحقیق ارائه گردید. در بخش کمی، این پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی و همبستگی است. حجم نمونه 384 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی مهندسی معماری در کلاس طراحی معماری، در دانشگاه های آزاد اسلامی واحد بندرعباس و یزد می باشد. در این پژوهش میزان ارتباط بین مولفه ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس(Smart pls) مشخص شد. یافته های حاکی از آن است که ضریب مسیر متغیر بین نظام ارزیابی طراحی معماری در آموزش معماری ایران بعد از انقلاب فرهنگی و آموزش معماری که به مقدار 0.920 و همچنین آماره t به مقدار 16.848 می باشد و لذا بهبود ارزیابی آموزش طراحی معماری باعث افزایش میزان هماهنگی اهداف آموزشی با راهبردهای آموزشی ارائه شده است، همچنین ارتقاء میزان توانایی حرفه ای و بازده در موفقیت های کسب شده در عرصه آموزشی می شود.
۳۵۰۱۰.

تأملی بر گونه شناسی مسکن بومی در سواحل استان هرمزگان با تأکید بر فضای باز و نیمه باز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۱
خانه های بومی اقلیم گرم و مرطوب در انتهای دوره قاجار و ابتدای پهلوی حول حیاط مرکزی شکل می گرفت و اغلب به صورت کوشکی ساخته می شد. در این خانه ها، فضاهای اصلی به طور مستقیم با حیاط ارتباط داشتند. گونه شناسی در معماری و شهرسازی مفهومی کلیدی است که در تحقیقات گسترده ای مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این مقاله، مقایسه ی تطبیقی الگوی ساختاری فضاهای باز و نیمه باز در خانه های بومی سواحل استان هرمزگان است. با توجه به تخریب روزافزون خانه های بومی و عدم استفاده از الگوی آن ها در سال های اخیر، این مقاله قصد دارد به ثبت و بررسی این آثار پرداخته و از فراموشی آن ها جلوگیری کند. برای دستیابی به نتایج دقیق، موقعیت فضای باز و نیمه باز در مقایسه با کالبد کلی خانه بررسی شده و ساختار این فضاها تحلیل می شود. پژوهش با استفاده از روش تفسیری-تاریخی و انتخاب ۱۷ نمونه از بندر کنگ، ۸ نمونه از بندر لنگه و ۲۲ نمونه از بندر خمیر انجام شده است. به منظور مطالعه دقیق تر، حیاط و ایوان به عنوان فضاهای باز و نیمه باز در خانه ها از نظر کالبدی بررسی و دسته بندی شده اند. نتایج نشان می دهند که مساحت فضای بسته در خانه ها ۵۱ درصد، فضای باز ۳۳ درصد و فضای نیمه باز ۱۶ درصد است. بیشترین فضای نیمه باز در ضلع شمالی پلان قرار دارد. همچنین، ۱۲ درصد خانه ها دارای پلان مربع، ۵۰ درصد کشیدگی شمالی-جنوبی و ۳۸ درصد کشیدگی شرقی-غربی دارند. ۸۴ درصد خانه ها دارای حیاط مرکزی بوده و تعداد زیادی از آن ها دارای استقرار ۴ طرفه در اطراف حیاط هستند.
۳۵۰۱۱.

مروری بر کاربرد و روش های اولویت بندی در حفاظت روستاهای باارزش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۲
اولویت بندی یکی از اقداماتی است که امروزه در برنامه ریزی پیش از اقدامات اجرایی استفاده می شود و با هدف تعیین تقدم و تأخر در حفاظت میراث معماری، به کار می رود. اولویت بندی، در شرایطی همچون محدودیت زمان و بودجه و تعدد نمونه، ضرورت می یابد. این پژوهش در نظر دارد به کاربرد اولویت بندی در حفاظت روستاهای باارزش و نیز تحلیل و بررسی روش های آن بپردازد. بر اساس هدف پژوهش، بررسی اولویت بندی با 1. بررسی تجارب پژوهشی؛ 2. شناسایی گام ها و روش های علمی آن؛ 3. بررسی مزایا و معایب هریک از روش ها؛ 4. شناسایی و معرفی مناسب ترین روش 5. ارزیابی روش در نمونه موردی روستاها و اولویت بندی روستاهای موردنظر، انجام شده است. روش تحقیق در بخش نخست با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای، تحلیلی مقایسه ای است که در بررسی تجربه های پژوهشی، به دنبال شناخت روش ها، گام های ضروری در اولویت بندی و شناسایی مناسب ترین روش برای اولویت بندی روستاهای باارزش بوده است. در بخش دوم از روش آماری و توصیفی- استنباطی استفاده شده است و برای اعتبارسنجی روش موردنظر و اولویت بندی روستاهای منتخب طرح بهسازی بافت های باارزش روستایی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، 55 نمونه روستای منتخب در این طرح مورد ارزیابی و اولویت بندی قرار گرفته است. باتوجه به نتایج این تحقیق، روش های MDBD و TOPSIS و DEA، برای حل مسئله اولویت بندی روستاهای باارزش، مناسب اند. با استفاده از این روش ها می توان مسائل دارای اولویت بندی پیچیده، چندمعیاره، چندگزینه ای، چند مقیاسی، چندهدفه و چندبعدی را حل کرد. با توجه به سهولت در روش MDBD نسبت به دو روش پیشنهادی دیگر، این روش مناسب ترین روش معرفی شده و با کمک این روش اولویت بندی روستاهای نمونه موردی انجام شده است.
۳۵۰۱۲.

طراحی و تبیین مدل پارادایمیِ هم آفرینی در صنعت گردشگری پایدار روستایی، مطالعه موردی: شهرستان دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۴
هم آفرینی شکل جدیدی از استراتژی کسب وکار است که حاصل تعامل مؤثر بین سازمان ها و مشتریانشان است. این رویکرد با اثرگذاری بر تولید خدمات گردشگری مطابق با ایده گردشگران، شرکت ها را به سوی تولید محصولات رقابتی نوآورانه هدایت می کند تا با ارائه محصولاتی سازگارتر با ترجیحات گردشگران، ریسک شکست محصولات جدید را کاهش دهند. پژوهش حاضر باهدف طراحی و تبیینِ مدل پارادایمی هم آفرینی در صنعت گردشگری پایدار روستایی شهرستان دامغان انجام گرفته است. روش پژوهش، ماهیت اکتشافی دارد و از نظر هدف، بنیادین است. نمونه آماری، 15 نفر از کارشناسان و متخصصین حوزه گردشگری روستایی بوده است. مشارکت کنندگان این پژوهش به صورت غیر احتمالی و به روش گلوله برفی انتخاب شده اند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش تئوری داده بنیاد و برای گردآوری داده ها از مصاحبه عمیق استفاده شده است. نتایج این پژوهش که شناسایی مقوله ها است عبارت اند از: در زمینه شرایط علی، عوامل آموزشی، عوامل ساختاری، عوامل ارتباطی؛ در زمینه پدیده اصلی، هم آفرینی گرایی؛ در رابطه با شرایط مداخله گر، رسمیت گرایی، هزینه گرایی؛ در بخش شرایط زمینه ای، برند گرایی و در رابطه با راهبرد اصلی، مقوله های بازارگرایی، نوآوری گرایی، آینده گرایی و تجزیه وتحلیل رقبا شناسایی شد. لازم به ذکر است که تاب آوری، توسعه بازار گردشگری، رضایت مندی گردشگران و توسعه پایدار گردشگری، پیامد اصلی این مدل بود. پیاده سازی فرایند هم آفرینی ارزش با گردشگران در صنعت گردشگری روستایی می تواند به بهره برداری مؤثر از ظرفیت ها و توانمندی های گردشگران به منظور دستیابی به مزیت رقابتی و پیامدهای مثبت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و زیست محیطی یاری رساند که نتیجه آن می تواند توسعه پایدار گردشگری باشد که مهم ترین پیامد در این پژوهش است.
۳۵۰۱۳.

بنیان های جدایی گزینی فضایی در شهرها (مطالعه موردی: شهر بروجرد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۰
پیشینه و هدف: هدف این پژوهش تحلیل و بررسی بنیان های جدایی گزینی فضایی در شهر بروجرد است. پژوهش های داخلی بیشتر بر مبنای بنیان های اجتماعی- فرهنگی جدایی گزینی صورت گرفته و بر داده های مرکز آمار و پرسشنامه متکی هستند. اکثر این پژوهش ها در کلان شهرها صورت گرفته و در مورد شهرهای کوچک و میانی مطالعات محدود است. در تمامی این پژوهش ها ساختار دونیمه ای شهرها یعنی شمال و جنوب شهر به خوبی نمایان است امروزه در پژوهش های جدید بر نقش عواملی کرونا، تغییرات اقلیمی و شبکه های مجازی تأکید می شود. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف بنیادی –کاربردی می باشد و از نظر روش تحقیق توصیفی – تحلیلی بر اساس مشاهدات مستقیم و توزیع پرسشنامه است. واحد فضایی اولیه محلات شهری شهر بروجرد می باشد که در پنج خوشه محلات حاشیه نشین، روستاهای الحاق شده به شهر، محلات برخوردار، شهرک های از پیش برنامه ریزی شده و محلات هسته شکل گیری شهر دسته بندی می شوند برای گردآوری داده ها از دو روش اسنادی و میدانی بهره گرفته شد و برای شناسایی عوامل تأثیر گذار در جدایی گزینی میان پایگاه های اجتماعی – اقتصادی شهر بروجرد به تناسب جمعیت خوشه ها پرسشنامه با استفاده از روش تصادفی ساده توزیع می گردد. جامعه آماری این پژوهش تمام شهروندان شهر بروجرد می باشد که در سرشماری سال 1395 جمعیتی بالغ بر 249337 نفر بوده که از فرمول شارل کوکران برای تعیین حجم نمونه استفاده و حجم نمونه برابر با 384 مورد شد. جهت توصیف داده های پرسشنامه و تجزیه وتحلیل داد ه های حاصل از پرسشنامه از روش رگرسیون لجستیک اسمی چندوجهی بهره گرفته شد. یافته ها و بحث: در انتخاب محله مسکونی در محلات حاشیه نشین عامل حضور طایفه و اقوام نزدیک بیشترین تأثیر را دارد از طرفی دو عامل مهم در تعیین روستاهای الحاق شده به شهر برای سکونت از نظر پاسخگویان نبود شلوغی و ازدحام جمعیت و حضور طایفه و اقوام است. از نظر پاسخگویان محلات برخوردار شهر دو عامل نبود شلوغی و نبود ازدحام جمعیت و وضعیت فرهنگی مشابه از نظر سطح تحصیل ساکنان در انتخاب محله مسکونی نقش بیشتری دارند. در شهرک های از پیش برنامه ریزی شده سه عامل نبود شلوغی و نبود ازدحام جمعیت، وضعیت فرهنگی مشابه از نظر سطح تحصیل ساکنان و نبود جرم و جنایت در انتخاب محله مسکونی نقش بسزایی دارد. در محلات هسته شکل گیری شهر عواملی همچون نبود شلوغی و نبود ازدحام جمعیت و وضعیت فرهنگی مشابه از نظر سطح تحصیل ساکنان و نبود جرم و جنایت در انتخاب محله مسکونی تأثیر بیشتری دارد. نتیجه گیری: جدایی گزینی تنها یک پدیده کالبدی یا اقتصادی نیست، بلکه تحت تأثیر عوامل اجتماعی، فرهنگی و امنیتی نیز شکل می گیرد. یافته ها حاکی از آن است که افراد تمایل دارند در محله هایی ساکن شوند که همگنی اجتماعی – فرهنگی داشته باشند و شرایطی نظیر امنیت بالا، سطح مشابه تحصیلات، تراکم جمعیت پایین و حضور خویشاوندان یا اقوام نزدیک در آن رعایت شده باشد. این ترجیحات منجر به شکل گیری محله های همگن از نظر طبقاتی یا قومی می شود که خود به تشدید جدایی گزینی فضایی دامن می زند. توزیع فضایی پایگاه های اجتماعی اقتصادی پایین، متوسط و بالا در شهر بروجرد کاملاً خوشه ای است و این خوشه بندی بر اساس سنجه های به کار رفته در ساخت پایگاه های اجتماعی – اقتصادی مختلف شهر بروجرد شکل گرفته است. این الگوی خوشه ای ماحصل نظام برنامه ریزی شهری در ساخت شهرک های از پیش برنامه ریزی شده و توسعه امکانات و خدمات در محلات برخوردار و هسته شکل گیری شهر و نادیده گرفتن گسترش محلات حاشیه نشین و روستاهای الحاق شده به شهر است. این مطالعه نشان می دهد که جدایی گزینی فضایی در بروجرد از طریق تقسیم بندی های واضح بین مناطق شمالی و جنوبی آشکار می شود، به طوری که بخش جنوبی شهر محل سکونت گروه های اجتماعی-اقتصادی پایین تر و بخش شمالی محل سکونت ساکنان طبقه متوسط ​​و بالا است.
۳۵۰۱۴.

شناسایی راهبردهای توسعه کشاورزی دیجیتال در استان کرمانشاه: کاربست تکنیک «Meta-SWOT»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۹
امروزه بزرگترین مسئله و مشکل جهانی به خصوص در کشورهای در حال توسعه مانند ایران، تأمین امنیت غذایی است. دیجیتالی شدن کشاورزی از طریق افزایش بهره وری عوامل تولید می تواند تا حدود زیادی بر چالش های ناامنی غذایی غلبه نماید اما پذیرش و توسعه این فناوری ها در حد انتظار نمی باشد. این پژوهش با هدف شناسایی راهبردهای توسعه کشاورزی دیجیتال در استان کرمانشاه به صورت توصیفی-تحلیلی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه و تکمیل پرسش نامه گردآوری و با استفاده از نرم افزار « Meta-SWOT » تحلیل شد. افراد مشارکت کننده در پژوهش تعداد 16 نفر از صاحب نظران بخش کشاورزی بودند که به صورت هدفمند-معیاری انتخاب شدند. بر اساس نتایج " تنوع فعالیت های کشاورزی، باغی، شیلات و دامداری در توسعه کشاورزی دیجیتال" دارای اهمیت بالایی بودند. نتایج بررسی عوامل محیطی نیز نشان داد که "فقدان سواد کامپیوتری در میان کشاورزان"؛ "تعداد کم کارشناس متخصص"؛ "ناکافی بودن اعضای هیأت علمی متخصص در زمینه فناوری" و "عدم اولویت بخشی به توسعه فناوری دیجیتال و آموزش آن" با بیشترین میزان قدرت و تأثیرگذاری به عنوان موانع توسعه کشاورزی دیجیتال استان می باشد. بر اساس نقشه راهبردی، سه راهبرد مهم توسعه کشاورزی دیجیتال، " تدوین برنامه و قانون مشخص با اعلام فوریت در راستای توسعه کشاورزی دیجیتال "؛ " توسعه کمّی و کیفی دانش و مهارت فنی و اجتماعی بهره برداران بخش کشاورزی " و" نظارت و حمایت از کارشناسان ترویج و آموزش آن ها در راستای توسعه فناوری ها " می باشد. پیشنهاد می شود ضمن تسهیل زیرساخت ها، برنامه ریزی های لازم در راستای آموزش و آشناسازی مدیران، کارشناسان و کشاورزان با فناوری از طریق برنامه ها و نرم افزارهای آموزشی و همچنین رسانه های پرمخاطب صورت پذیرد. فرهنگ سازی در زمینه تأثیر فناوری های دیجیتال کشاورزی بر امنیت غذایی نیز می تواند بر پذیرش فناوری توسط کشاورزان مؤثر باشد که لازم است در آموزش ها مورد توجه قرار گیرد .
۳۵۰۱۵.

تحلیل الگوهای فضایی تمرکز کارکردهای فراشهری درکلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۳
کارکردهای شهری به مجموعه ای از کاربری های واقعی فضای شهری اشاره دارد که نه تنها پیکربندی محیط فیزیکی را توصیف می کنند، بلکه الگوهای فضایی اجتماعی و اقتصادی فعالیت های انسانی را نیز در سطح کلی منعکس می کند که بر بسیاری از فرایندهای شهری تأثیر می گذارد. ازاین رو، پژوهش باهدف تحلیل الگوهای فضایی تمرکز کارکردهای فرا شهری در کلان شهر تهران تهیه شده است. روش پژوهش به لحاظ هدف شناختی، ازنظر ماهیت پژوهش کاربردی و ازنظر نوع پژوهش توصیفی - تحلیلی است. شیوه گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای، میدانی و روش تحلیل ثانویه بوده است. کارکردهای فرا شهری شامل تسهیلات شهری، صنعتی - کارگاهی، حمل ونقل - انبار، خدماتی - تجاری، فراغت - گردشگری، فرهنگی - تاریخی و اداری - سیاسی بر اساس سیستم LBCS است. برای تجزیه وتحلیل داده از آمار فضایی (میانگین نزدیک ترین فاصله همسایگی و توزیع جهت دار) استفاده شده است. نتایج پژوهش در بخش پراکنش فضایی کارکردهای فرا شهری نشان داد که تمرکز کارکردهای کل فرا شهری در سطح مناطق شهر تهران با توجه به شاخص نزدیک ترین همسایگی (408/0) و امتیاز Z آن (91/212-)، به صورت خوشه ای توزیع یافته اند. همچنین با توجه به توزیع جهت دار، تمرکز کارکردهای کل فرا شهری در مناطق بخش مرکزی شهر تهران است و در جهت غربی - شرقی توزیع شده اند؛ بنابراین، توازن در توزیع فضایی تمرکز کارکردهای کل فرا شهری در سطح مناطق شهر تهران مشاهده نشده و انتظار می رود تفاوت معناداری بین سطح مناطق به لحاظ برخورداری از این کارکردهای فراشهری وجود داشته باشد.
۳۵۰۱۶.

طراحی و اعتبار سنجی الگوی توسعه اقتصادی دریا پایه مبتنی بر برند سازی در مناطق آزاد دریایی کشور، مورد مطالعه: منطقه آزاد قشم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۵
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی توسعه اقتصادی دریاپایه مبتنی بر برندسازی در مناطق آزاد دریایی کشور انجام شد. این مطالعه از منظر هدف یک پژوهش کاربردی-توسعه ای و از نظر روش گردآوری داده ها یک پژوهش پیمایش مقطعی است. برای دستیابی به هدف از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی استفاده گردید. جامعه مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل اساتید دانشگاهی و مدیران سازمان منطقه آزاد قشم و اداره بنادر و دریانوری قشم بودند. نمونه گیری با روش هدفمند انجام شد و با 19 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. در بخش کمی نیز از دیدگاه 125 نفر از مدیران و کارشناسان سازمان منطقه آزاد و اداره بنادر و دریانوری قشم استفاده شد. حجم نمونه با روش اندازه اثر و توان آزمون تعیین شد و برای نمونه گیری از روش خوشه ای-تصادفی استفاده گردید. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته، پرسشنامه مدلسازی ساختاری- تفسیری و پرسشنامه محقق ساخته می باشد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کیفی مضمون با نرم افزار Maxqda، روش مدلسازی ساختاری-تفسیری با نرم افزار Micmac و روش حداقل مربعات جزئی با نرم افزار Smart PLS استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد مولفه های برندسازی مکان، برندسازی داخلی، برندسازی مشترک و برندسازی دیجیتال بر مولفه های عملکرد برند دریاپایه و عملکرد تجاری دریاپایه تاثیر می گذارند. دو مولفه مذکور نیز بر مولفه های توسعه زیست بوم دریا، توسعه صادرات دریاپایه، توسعه اجتماعی تاثیر گذاشته و در نهایت به توسعه اقتصادی دریاپایه منطقه آزاد قشم منجر می شوند.
۳۵۰۱۷.

تحلیل فضایی- زمانی پویایی بستر و تغییرات نیم رخ طولی هلیل رود با استفاده سنجش از دور و برهم کنش عوامل طبیعی و بشرساخت (1984-2020 م)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۶
دینامیک و تغییرات بستر رودخانه و مشخصات هندسی آن تابع عوامل طبیعی و انسانی به شکل محلی است و نه تنها از منطقه ای به منطقه دیگر، که در بخش های گوناگون یک رودخانه نیز تفاوت های چشمگیری دارد. به ویژه در چند دهه گذشته فعالیت ها و عملکردهای انسانی اثر چشمگیری بر ویژگی های هندسی بستر رودخانه بر جای گذاشته است؛ ازاین رو، این مطالعه تغییرات نیم رخ طولی و مورفولوژی رودخانه هلیل رود طی دوره زمانی 35 ساله (1984 تا 2020 م) و تأثیر عوامل گوناگون بر آن را با استفاده از تحلیل داده ها و تصاویر ماهواره لندست (5، 7 و 8) ارزیابی و تغییرات نیم رخ طولی آن را در GIS محاسبه کرده است. به دلیل طویل بودن و عبور از واحدهای ژئومورفولوژیکی گوناگون، رودخانه به 8 پاره تقسیم شده است. تحلیل داده ها از افزایش طول رودخانه در پاره های هشت گانه حکایت دارد. به طور خاص برخی پاره ها با افزایش طول  بین 2 تا 4 کیلومتر روبرو شده اند؛ درحالی که برخی پاره ها (به ویژه در بخش های میانی) به دلیل تعادل دینامیکی و تأثیرات زمین ساختی تغییرات کمتری در نیم رخ طولی خود داشته اند. مقاومت سنگ های آذرین در پاره های بالادست سبب پایداری نسبی و رسوبات آبرفتی در پاره های پایین دست سبب دینامیک بالای رودخانه و تغییرات گسترده در الگوی پیچان رودها شده است. فعالیت های زمین ساختی اغلب در بخش های میانی با ایجاد گسل ها و بالاآمدگی های زمین شناختی، انحرافات قابل توجهی در مسیر رودخانه ایجاد کرده است. فعالیت های انسانی همچون ساخت سد، تغییرات چشمگیر در دبی آب و رسوب گذاری در پایین دست سد (پاره های ۵ و ۶) به افزایش طول رودخانه و پیچان رودهای آن و همچنین تغییر الگوی جریان منجر شده و تغییر کاربری اراضی به شکل تخریب پوشش گیاهی و گسترش کشاورزی در پاره های پایانی باعث افزایش فرسایش و تغییرات مورفولوژیکی شده است. ازنظر الگوی زمانی نیز بستر رودخانه در بیشتر پاره های هشت گانه طی سال های 1996 تا 2008 تغییرات نسبتاً کمی داشته است؛ اما پس از آن با تشدید فعالیت های انسانی همچون ساخت سد این تغییرات افزایش یافته است.
۳۵۰۱۸.

بررسی ارتباط حس تعلق محله ای و مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری (مطالعه موردی: محلل جوادیه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۷
مقدمه با گسترش توسعه اقتصادی در کشورهای جهان سوم و رشد سریع جمعیت، شهرنشینی نیز با شتابی چشمگیر افزایش یافت؛ به گونه ای که شهرها دیگر توان پاسخ گویی به نیازهای جمعیت ساکن را نداشتند. در این راستا، دو رویکرد اصلی در دستور کار مدیران شهری قرار گرفت: نخست، توسعه منفصل از طریق ایجاد شهرهای جدید در اطراف کلان شهرها؛ و دوم، توسعه متصل با تمرکز بر نوسازی، بهسازی و بازسازی بافت های فرسوده شهری. به دلایلی همچون حفظ هویت تاریخی، ارزش های فرهنگی و اجتماعی، و جلوگیری از گسترش نامتوازن شهرها، سیاست های نگهداشت و ارتقای بافت های فرسوده مورد توجه ویژه قرار گرفت. بافت های فرسوده به دلیل ساختار کالبدی آسیب پذیر و زیرساخت های ناکارآمد، مستعد ناپایداری فضایی هستند و این امر موجب اختلال در نظام زیستی و کاهش کارایی عملکردی آن ها می شود. در میان این بافت ها، محله های سنتی و تاریخی جایگاه ویژه ای دارند؛ چرا که عناصر ارزشمند معماری و شهری را در خود جای داده و بازتاب دهنده فرهنگ، تاریخ و هویت جمعی اند. همچنین، مراکز تجاری و مسکونی موجود در این بافت ها به عنوان سرمایه های ملی و اجتماعی شناخته می شوند که نیازمند برنامه ریزی دقیق و اصولی برای ارتقا و بازآفرینی هستند. در این میان، بازآفرینی شهری به عنوان رویکردی جامع و چندبُعدی، نه تنها به کالبد شهر، بلکه به ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی آن نیز توجه دارد. این رویکرد انسان را به عنوان عنصر مؤثر در شهر در نظر می گیرد و برای هویت، رفتار، معیشت و سکونت او ارزش قائل است. بازآفرینی شهری با مجموعه ای از اقدامات هدفمند، به بهبود پایدار شرایط نواحی دستخوش تغییر کمک می کند و در این مسیر، مشارکت شهروندان نقشی کلیدی ایفا می کند. شهر تهران با بیش از ۳ هزار هکتار بافت فرسوده، با چالش های جدی در حوزه مدیریت شهری مواجه است. اجرای موفق برنامه های بازآفرینی در این بافت ها نیازمند فراهم سازی مجموعه ای از عوامل و پیش نیازهاست که یکی از انواع مهم آن ، تقویت حس تعلق محله ای در میان ساکنان است. این مقاله با تمرکز بر اهمیت مشارکت شهروندان در برنامه های بازآفرینی، به بررسی نقش حس تعلق محله ای به عنوان مؤلفه ای تأثیرگذار بر مشارکت پرداخته و در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا میان حس تعلق محله ای و مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری محله جوادیه ارتباط معناداری وجود دارد یا خیر. مواد و روش ها با توجه به ماهیت پژوهش که بر درک تجربه زیسته، نگرش ها و معناهای ذهنی شهروندان نسبت به حس تعلق محله ای و مشارکت در بازآفرینی شهری تمرکز دارد، از رویکرد کیفی بهره گرفته شد. روش های کمی با وجود توانایی در سنجش متغیرها، در تحلیل لایه های معنایی و پیچیدگی های اجتماعی محدود هستند؛ از این رو، تحلیل کیفی با استفاده از جلسات گروه متمرکز (FGD) و مصاحبه های عمیق، مناسب ترین گزینه برای این مطالعه بود. در مرحله نخست، براساس مدل مفهومی پژوهش، راهنمای سؤالات تنظیم شد. سؤالات FGD با هدف پوشش ابعاد مختلف مدل طراحی شدند. داده های سامانه شهرسازی منطقه ۱۶ نشان دادند از مجموع ۶۹۵۳ پلاک در محله جوادیه، ۱۴۰۴ پلاک نوسازی شده و ۵۵۴۷ پلاک نیازمند نوسازی هستند. پس در گام نخست نمونه گیری از پلاک های نیازمند نوسازی آغاز شد. سپس، نقشه بافت فرسوده از دفتر توسعه محله ای تهیه و معابر اصلی، فرعی و بن بست ها شناسایی شدند. سپس با روش نمونه گیری خوشه ای، پلاک های نیازمند نوسازی دسته بندی و نمونه هایی به صورت تصادفی انتخاب شدند. در مرحله دوم، از روش نمونه گیری هدفمند برای انتخاب افراد واجد شرایط جهت شرکت در جلسات FGD استفاده شد. این افراد شامل ساکنان و ذی نفعان محله جوادیه بودند که سابقه سکونت یا اشتغال حداقل پنج ساله، آشنایی با مسائل محله، تمایل به مشارکت در گفت وگو، و تنوع در سن، جنسیت، تحصیلات و نوع فعالیت داشتند. تلاش شد تا از هر بخش کالبدی محله (مرکز، حاشیه، گذرهای پرتردد و نقاط کم تردد) حداقل یک یا دو نفر انتخاب شوند تا تنوع فضایی و اجتماعی حفظ شود. دو گروه ۱۲نفره از شهروندان محله جوادیه برای شرکت در جلسات FGD انتخاب شدند. این تعداد با توجه به توصیه های روش شناسی مطالعات کیفی، امکان تعامل مؤثر، تنوع دیدگاه ها و مدیریت زمان را فراهم ساخت. جلسات در بازه زمانی ۴۵ تا ۶۰ دقیقه برگزار شدند و محتوای آن ها به صورت کامل مکتوب، دسته بندی و در نرم افزار MAXQDA نسخه ۲۰۲۱ تحلیل شد. با توجه به اشباع اطلاعاتی حاصل از جلسات، دو جلسه کافی تشخیص داده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. برای سنجش اعتبار کدگذاری ها، از بازبینی مضاعف و تطبیق کدها با چارچوب مفهومی استفاده شد. هم خوانی درون کدی و بین کدی نیز بررسی شد تا انسجام معنایی و اعتبار نتایج تضمین شود. در نهایت، با بهره گیری از داده های استخراج شده، وضعیت حس تعلق محله ای و مشارکت در بازآفرینی محله جوادیه ترسیم شد. یافته ها یافته های حاصل از مصاحبه ها نشان دادند حس تعلق محله ای در میان ساکنان محله جوادیه تا حدودی وجود دارد. بسیاری از مشارکت کنندگان ضمن تمایل به نوسازی، خواستار حفظ خاطرات، هویت و شکل سنتی محله بودند. احساس امنیت روانی، مالکیت شخصی، و وابستگی قومی از عوامل اصلی این تعلق خاطر عنوان شد. در برخی موارد، همین حس تعلق مانع از مشارکت در برنامه های بازآفرینی می شد؛ به ویژه در میان نسل های قدیمی تر که خاطرات عمیق تری با محله داشتند. در مقابل، جوانان تمایل بیشتری به ترک محله در صورت عدم نوسازی داشتند که نشان دهنده شکاف نسلی در نگرش به بازآفرینی است. بی اعتمادی به نهادهای اجرایی، به ویژه شهرداری، یکی دیگر از موانع مشارکت بود. تجربه های گذشته و عدم شفافیت در برنامه ها موجب شده بود که ساکنان خواستار اطلاع رسانی دقیق و اعتمادسازی پیش از هرگونه اقدام باشند. وابستگی های قومی و فرهنگی نیز در شکل گیری حس تعلق نقش داشتند؛ سکونت اقوام هم زبان و هم فرهنگ در کوچه ها و بن بست ها نوعی انسجام اجتماعی ایجاد کرده بود.حس مالکیت منازل نیز به عنوان عامل تقویت کننده حس تعلق محله ای شناخته شد. بسیاری از ساکنان تأکید داشتند که حفظ حق مالکیت، شرط مشارکت در برنامه های بازآفرینی است. در نهایت، یافته ها نشان دادند حس تعلق محله ای نه تنها یک احساس شخصی، بلکه نوعی سرمایه اجتماعی است که نقش کلیدی در موفقیت برنامه های بازآفرینی ایفا می کند. توجه به مؤلفه های فرهنگی، اجتماعی و روانی ساکنان، شرط اساسی برای طراحی و اجرای مؤثر این برنامه هاست. نتیجه گیری یافته های پژوهش نشان دادند مشارکت شهروندان در برنامه های بازآفرینی شهری، علاوه بر عوامل کالبدی و اقتصادی، به شدت تحت تأثیر مؤلفه های اجتماعی و روانی نظیر حس تعلق محله ای قرار دارد. بر اساس نظریه مک میلان و چاویس، این حس شامل چهار مؤلفه اصلی است: عضویت، تأثیرگذاری، تأمین نیازها و پیوندهای عاطفی. در محله جوادیه، تنها مؤلفه «عضویت» به طور نسبی شکل گرفته است؛ ساکنان خود را بخشی از اجتماع محله ای می دانند و خواهان حفظ هویت و بهبود شرایط سکونت هستند. در مقابل، مؤلفه های دیگر دچار ضعف اند. ساکنان احساس می کنند در تصمیم گیری های شهری تأثیر ندارند و بی اعتمادی به نهادهای اجرایی، به ویژه شهرداری، مانع مشارکت آن ها شده است. شکاف میان برنامه ریزی بالا به پایین و نیازهای واقعی مردم، به ویژه در حوزه هایی همچون فضای سبز، خدمات درمانی و امنیت، نشان دهنده ضعف در تأمین نیازهاست. همچنین، مهاجرت نسل جوان، احساس شرمندگی نسبت به سکونت در محله، و انتخاب محل زندگی بر اساس اجبار مالی، بیانگر تضعیف پیوندهای عاطفی مشترک است. در مجموع، مشارکت مؤثر در بازآفرینی شهری زمانی شکل می گیرد که شهروندان نه تنها خود را عضو محله بدانند، بلکه احساس کنند صدایشان شنیده می شود، نیازهایشان درک می شود، و پیوندشان با محیط زندگی شان ارزشمند است. این امر مستلزم بازسازی اعتماد، تقویت سرمایه اجتماعی، و تغییر رویکرد از برنامه ریزی تکنوکراتیک به برنامه ریزی مشارکتی و زمینه مند است؛ رویکردی که شهروندان را از دریافت کننده خدمات به کنشگران فعال در تولید فضای شهری تبدیل می کند.
۳۵۰۱۹.

رهیافتی بر موضوع کشاورزی هوشمند متمرکز بر پژوهش های علمی در پایگاه اسکوپوس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۰
در مناطق روستایی کشورمان و در حوزه کشاورزی، محدودیت های زیادی وجود دارد. محدودیت هایی که می تواند تأثیرات مخربی بر زندگی و فعالیت کشاورزان در مناطق روستایی برجای بگذارد. این در حالی است که دیگر روش های سنتی، برای تأمین منابع غذایی در جامعه نیز کارایی ندارند. بنابراین امروزه در حال تجربه تحول جدیدی در بخش کشاورزی هستیم که «کشاورزی هوشمند» نامیده می شود. پژوهش به بررسی پژوهش های علمی در زمینه کشاورزی هوشمند برای شناخت جایگاه علمی این موضوع و با جمع آوری اطلاعات از پایگاه Scopus پرداخت. در این مطالعه، پژوهش های انجام شده در دوره زمانی 1997-2024 موردبررسی قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از کتابخانه بیبلیومتریکس در محیط برنامه نویسی R و از برنامه Vosviewer استفاده گردید. پس از پذیرش رویکرد «توسعه پایدار»، اکنون کشاورزی هوشمند بنا بر چالش های امنیت غذایی، وقوع رخدادهای طبیعی و گرمایش زمین که فعالیت های کشاورزی و تأمین پایدار غذا را با چالش روبه رو ساخته، پدیدار گشته است. این موضوع اشاره به استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در فعالیت های کشاورزی دارد. بر اساس نتایج؛ بیشترین تحقیقات در این زمینه توسط کشورهای هند، چین و آمریکا انجام شده و اتحادیه اروپا و بنیاد ملی علوم طبیعی چین مهم ترین حامیان در جهت تأمین هزینه ها برای گسترش زمینه های علمی کشاورزی هوشمند هستند. با اقتباس از نتایج پژوهش و اینکه در سال های اخیر پژوهش های علمی در مناطق روستایی کشورمان در حال ارائه رویکرد «روستای هوشمند» هستند؛ کشاورزی هوشمند می تواند به عنوان یک بخش در ذیل این موضوع موردتوجه قرار بگیرد. این پژوهش همچنین خواستار حمایت مداوم از سیاست ها و افزایش سرمایه گذاری در زمینه تحقیقات کشاورزی هوشمند در کشورمان است.
۳۵۰۲۰.

شناسایی علل گرایش زنان به کولبری، مطالعه موردی: روستاهای مرزی استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۹
مرزها که قلمرو ملی را مشخص و حرکت مردم و جریان کالا را کنترل می کنند با چالش های مختلفی روبرو هستند و چالش ها سبب گردیده تا در مناطق مرزی غرب کشور، روستاییان برای برطرف کردن نیازهای خود به کولبری روی بیاورند. در روستاهای مرزی شهرستان پاوه، زنان نیز همگام با مردان به کولبری مشغول گشته اند، بر این اساس پژوهش حاضر به شناسایی علل گرایش زنان به کولبری در روستاهای مرزی استان کرمانشاه و روستاهای مرزی شهرستان پاوه شامل هانی گرمله، دزآور، کیمنه و بیدرواز می پردازد. پژوهش از لحاظ هدف، توسعه ای- کاربردی، و از نظر ماهیت در گروه تحقیقات کیفی و با روش تئوری بنیانی صورت گرفته است. مشارکت کنندگان شامل 27 نفر از زنان کولبر روستایی بودند که جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرد، برای مدیریت و کدبندی داده ها، از نرم افزار MAXQDA استفاده و در نهایت تحلیل انجام شد. یافته های پژوهش منجر به شناسایی 30 مقوله و 4 طبقه به ترتیب اقتصادی (146)، سیاسی (126)، اجتماعی (83) و محیطی (58) و 1 طبقه گسترده کولبری گردید. بیشترین مقوله ها در طبقات شناسایی شده مربوط به بیکاری و نداشتن سرمایه (فراوانی 26)، بی تفاوتی مسئولین، سوء مدیریت، توپوگرافی منطقه و دوری از مرکز (25) فقر، نبود درآمد، بی سرپرستی و تک سرپرستی، عدم حمایت نهادهای حمایتی و عدم توجه به مرز (23) می باشد. در نتیجه، این تحقیق بر چالش های چند بعدی زنان در جوامع مرزی تأکید می کند که سیاست گذاران با تقویت فراگیر و توانمندسازی می توانند به توسعه پایدار، ارتقای برابری جنسیتی و تاب آوری اقتصادی در مناطق مرزی کمک کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان