ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۸۱ تا ۲٬۶۰۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۲۵۸۱.

نقش اعتبارات خرد تخصیصی کمیته امداد امام خمینی (ره) در بهبود فضای کسب و کار روستایی، مطالعه موردی: بخش کوچصفهان، شهرستان رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۸۸
امروزه یکی از اصلی ترین راهکارهای توسعه روستایی، ایجاد کسب وکار کوچک و متوسط در نواحی روستایی می باشد که می تواند موازی با اهداف توسعه روستایی کمک شایانی به توسعه و موفقیت روستاها نماید. در این راستا یکی از راهکارهای رفع موانع مالی و راه اندازی کسب وکارهای کوچک و متوسط مناطق روستایی، اعطای اعتبارات خرد است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش اعتبارات خرد بانکی کمیته امداد امام خمینی (ره) بر بهبود فضای کسب وکارهای کوچک در نواحی روستایی بخش کوچصفهان است. این پژوهش کاربردی می باشد و روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی با به کارگیری پرسشنامه است. روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات متخصصان و پایایی آن با استفاده از محاسبه آلفای کرونباخ حاصل شده است. جامعه آماری 569 نفر دریافت کننده اعتبارات خرد بانکی از کمیته امداد امام خمینی (ره) بخش کوچصفهان بوده که با استفاده از فرمول کوکران 230 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که بین اعتبارات خرد بانکی تخصیصی با بهبود فضای کسب وکارهای کوچک در روستاهای بخش کوچصفهان و همچنین بین اعتبارات خرد بانکی تخصیصی با شاخص های درآمد، اشتغال و ارتقای سطح زندگی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. نتایج آزمون رگرسیون نیز نشان می دهد که اعتبارات خرد بانکی تخصیصی کمیته امداد امام خمینی (ره) در تنوع بخشی اقتصادی مناطق روستایی در نمونه موردمطالعه مؤثر بوده است. اعطای اعتبارات اگر در چارچوب برنامه ریزی صحیح باشد، منجر به بهبود فضای کسب وکار در مناطق روستایی شده و گامی در جهت فقرزدایی، رشد اقتصادی و توسعه پایدار روستایی خواهد برداشت. توجه به اشتغال روستاییان از طریق اعتبارات خرد تخصیصی تنها به کشاورزی و دامداری و منابع طبیعی محدود نمی شود و خلأ موجود در روستاها با توجه ویژه به صنایع و کسب وکارهای روستایی جبران شده که این امر زمینه ساز تنوع بخشی اقتصادی در نواحی روستایی است.
۲۵۸۲.

آسیب شناسی و ارزیابی توزیع زیرساخت های اولیه و ثانویه گردشگری در شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۵۶
زمینه و هدف: امروزه توسعه گردشگری به عنوان فعالیتی سودآور در اولویت برنامه ریزی بسیاری از کشورها قرار گرفته است. در این میان توسعه گردشگری نیاز به توسعه زیرساخت ها دارد. زیرساخت ها به عنوان موتور محرکه صنعت گردشگری باعث جذب سرمایه گذار و ایجاد انگیزه برای سرمایه گذاری در این بخش می شوند. مطالعه حاضر با تمرکز بر «ارزیابی توزیع فضایی زیرساخت های اولیه و ثانویه گردشگری در شهر ارومیه و ارائه راهبردهای بهبود»، به تحلیل و دسته بندی این زیرساخت ها می پردازد. روش شناسی: پژوهش حاضر از یک رویکرد ترکیبی بهره می گیرد که شامل روش های قیاسی و کمی است. اطلاعات مورد نیاز از طریق پیمایش میدانی با ابزار سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)، تکنیک Index Overlay و پرسش نامه های توزیع شده در میان متخصصان شهری، شامل اساتید دانشگاهی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی و همچنین متخصصان حوزه عمل شامل کارکنان سازمان های مربوطه (میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، آژانس های هوایی و ...) و متخصصان نظام مهندسی انجام شده و مدلی مفهومی ارائه گردید. یافته ها: در این پژوهش، 11 نوع زیرساخت گردشگری شناسایی شد که به دو دسته زیرساخت های اولیه (دسترسی به ایستگاه های حمل ونقل برون شهری، دسترسی به ایستگاه های حمل و نقل درون شهری، فاصله از مراکز اقامتی، فاصله از مراکز درمانی، فاصله از پمپ بنزین و گاز) و زیرساخت های ثانویه (فاصله از مراکز پذیرایی، فاصله از مراکز مذهبی، فاصله از مراکز خرید، فاصله از مراکز و دفاتر خدمات مسافرتی، فاصله از مراکز کاربری اداری-انتظامی، فاصله از فضاهای عمومی، سبز و باز شهری) تقسیم می شوند. نتیجه گیری و پیشنهادات: با توجه به بررسی های انجام شده می توان به وضعیت کاملاً نامطلوب زیرساخت های اولیه در شهر ارومیه اشاره کرد که حاکی از بی توجهی و فرسودگی این زیرساخت ها در بستر زمان است. از سویی دیگر توزیع نامتوازن زیرساخت های گردشگری، فقدان اتصال فضایی، تمرکزگرایی شدید در توزیع کاربری های مرتبط ازجمله مشکلات شهر ارومیه در حوزه گردشگری است که نیازمند توجه ویژه و بازنگری در سیاست های کلان و خرد در موضوع گردشگری است. راهکارهای عملی شامل طراحی مسیرهای پیاده روی گردشگری، ایجاد اقامت گاه های اقتصادی و استفاده از فضای مجازی برای تبلیغات است. این پیشنهادات نه تنها برای بهبود زیرساخت های ارومیه، بلکه به عنوان الگویی برای شهرهای مشابه با پتانسیل گردشگری قابل استفاده اند. کاربرد نتایج در ارائه راه حل های عملی برای توسعه پایدار گردشگری و امکان تعمیم مدل به سایر شهرها خلاصه می شود. نوآوری و اصالت: این پژوهش با ارائه تمایز روش مند بین زیرساخت های اولیه و ثانویه، درک عمیق تری از نقش هر دسته در توسعه گردشگری فراهم کرده است. مدل مفهومی توسعه یافته، چارچوبی نوین برای تحلیل فضایی ارائه می دهد که در مطالعات داخلی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این مدل امکان شناسایی نابرابری های فضایی و تدوین راهبردهای هدفمند را فراهم می کند. در سطح عملی، پیشنهادات این پژوهش (مانند مسیرهای پیاده روی و تبلیغات دیجیتال) می توانند مستقیماً در ارومیه اجرا شوند و تجربه گردشگران را بهبود بخشند. در سطح نظری، مدل مفهومی ارائه شده به عنوان الگویی برای شهرهای دیگر با ویژگی های مشابه قابل استفاده است. این مدل می تواند به برنامه ریزان شهری و سیاست گذاران کمک کند تا زیرساخت های گردشگری را به صورت کارآمدتر ارزیابی و توسعه دهند. ارزش افزوده این مطالعه در ارائه رویکردی نوین برای تحلیل فضایی و ارائه الگویی قابل تکرار برای تحقیقات آینده است.
۲۵۸۳.

عمق سنجی در جزیره بوموسی با استفاده از تکنیک های سنجش از دور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۲۲
عمق سنجی به منظور مدیریت و پایش جزایر، مناطق ساحلی و همچنین تهیه نقشه ها و اطلاعات دقیقی از این مناطق کم عمق، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این راستا، عمق سنجی با استفاده از تصاویر ماهواره ای به دلیل کارایی بالا و هزینه کم، چشم انداز گسترده ای را در مناطق کم عمق ساحلی فراهم کرده است. بنابراین در مطالعه حاضر، به مطالعه عمق سنجی تجربی جزیره بوموسی با هدف کسب اطلاعات بیشتر از پدیده ها و عوارض مناطق کم عمق آب با استفاده از تصاویر سنتیل 2 و سامانه تحت وب گوگل ارث انجین ( GEE ) پرداخته شد. همچنین پیش پردازش هایی جهت حذف اثرات بازتاب سطحی برای تخمین دقیق عمق سنجی در دو بازه زمانی جزر و مد و خارج از جزر در مقایسه با داده های طرح ICZM نیز صورت گرفت. همان طور که نتایج نشان داد، در جزیره بوموسی طبقه بندی نقاط عمق سنجی در زمان جزر و مد دارای ضرایب همبستگی و خطای 0/96= R2 و 1/11= RMSE و در خارج از زمان جزر و مد 0/74= R2 و 2/3= RMSE می باشد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که میزان دقت عمق سنجی به دلیل اثرات جزر و مد در این جزیره کاهش یافته است. این بدین معنا است که به دلیل وجود ستون آب کم عمق در مناطق جزر و مدی، نمی توان به درستی رابطه بین نسبت لگاریتم و عمق آب را ارزیابی کرد، زیرا همبستگی کافی در بین داده های مورد استفاده برای تعریف رابطه لگاریتم/عمق وجود ندارد که نتیجه آن کاهش ضریب هبستگی بین نسبت نوار سبز/آبی و عمق آب در ناحیه جزر و مدی (طی کالیبراسیون تکنیک عمق سنجی تجربی) است. علاوه براین، نتایج اعتبارسنجی نقاط عمق اندازه گیری شده و نقاط عمق برآورد شده، نشان داد که همبستگی بالایی بین این نقاط وجود دارد. این نتایج حاکی از دقت بالای تصاویر ماهواره ای سنتینل2 و مجموعه پیش پردازش های صورت گرفته در فرایند عمق سنجی تجربی در مناطق کم عمق ساحلی است. از این رو، این تکنیک به عنوان روشی کارآمد می تواند در فرایند عمق سنجی در سایر جزایر و مناطق کم عمق ساحلی هدف نیز مورد استفاده قرار گیرد.
۲۵۸۴.

ژئوتوریسم روستایی؛ مسیری برای تحقق پایداری معیشتی (مورد: شهرستان های گرمسار و آرادان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۵
امروزه صنعت گردشگری به عنوان یکی از صنایع درآمدزا در دنیا و با قابلیت های رشد و توسعه و ایجاد اثرات مثبت اقتصادی شناخته می شود. گردشگری می تواند اثرات مهمی از نظر اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و محیط زیستی در منطقه گردشگرپذیر بگذارد. از طرفی شناخت وضع معیشتی مردم (سرمایه های اصلی معیشت یعنی سرمایه های طبیعی، انسانی، اقتصادی، اجتماعی و سازمانی) از عوامل مهم در رسیدن به اهداف توسعه پایدار روستایی است. ژئوتوریسم به عنوان گردشگری محیط زیست یکی از منابع مهم درآمدی و حفظ تنوع زیستی است که یکی از انواع آن ژئوتوریسم است. شهرستان های گرمسار و آرادان واقع در استان سمنان به علت شرایط ویژه ژئومورفولوژیکی، مناظر طبیعی و معادن نمک، توانایی تبدیل شدن به منطقه ژئوتوریستی را دارند. این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای، پیمایش میدانی و ابزار پرسش نامه به هدف اصلی این پژوهش که بررسی نقش ژئوتوریسم بر معیشت پایدار زندگی مردم روستایی شهرستان های گرمسار و آرادان است، پرداخته است. اثرات ژئوتوریسم روستایی بر سرمایه های معیشتی در شهرستان های گرمسار و آرادان سنجیده شده و بررسی پرسش های مربوط به بعد سرمایه های مالی، فیزیکی، طبیعی، اجتماعی، انسانی و نهادی نشان دهنده آن است که گردشگری در ارتقای سرمایه های معیشتی نقش مهمی(هم اثرات مثبت و هم اثرات منفی) ایفا نموده است. در مجموع بعد توسعه اجتماعی نسبت به بعد توسعه اقتصادی دارای اثرگذاری و میانگین نمره بالاتری بوده است. در این میان به ترتیب بعد سرمایه اجتماعی، سرمایه نهادی، سرمایه مالی، سرمایه طبیعی، فیزیکی و انسانی دارای بیشترین تا کمترین اثرگذاری بوده اند. بنابراین می توان گفت که جایگاه هر یک از مؤلفه های ابعاد اجتماعی و اقتصادی در سطح مطلوب و نشان دهنده اثرگذاری ژئوتوریسم بر کیفیت زندگی بهتر و توسعه اجتماعی و اقتصادی خانوارهای روستایی از دیدگاه اهالی روستا بوده است.  
۲۵۸۵.

تجربه، ارزش درک شده و تمایلات رفتاری گردشگران با تأکید بر نقش میانجی رضایتمندی در زمان کوید 19 (مطالعه موردی استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۲۰۹
هنگامی که گردشگران تجربه سفر را خوب ارزیابی و دریافت کنند، در ارزش درک شده و سطح رضایتمندی آن ها تأثیر می گذارد و تمایلات رفتاری مثبت نشان می دهند. کوید 19 تلفات بی سابقه ای بر گردشگری وارد کرده و باعث تغییر رفتار و سبک سفر شده است. این پژوهش با هدف تحلیل رابطه بین تجربه و تمایلات رفتاری گردشگران در زمان کوید 19 در استان مازندران انجام شده است. روش پژوهش توصیفی   تحلیلی مبتنی بر پژوهش های میدانی بوده و جامعه آماری دربردارنده گردشگران ورودی به استان مازندران در زمان شیوع بیماری کوید 19 بوده است. نمونه گیری به صورت تصادفی و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران عدد 385 محاسبه شده است. ابزار جمع آوری داده های لازم پرسش نامه محقق ساخت بوده و برای اطمینان از پایایی پرسش ها از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی، و برای روایی از میانگین واریانس استخراج شده استفاده شده است. تجزیه وتحلیل داده های برآمده از پرسش نامه با استفاده از داده های آمار توصیفی و استنباطی و همچنین مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزارهای اس پی اس اس و پی ال اس انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که تجربه گردشگر و ارزش درک شده در تمایلات رفتاری تأثیر مستقیم می گذارد. همچنین، متغیرهای رضایتمندی، دسترسی، امنیت و زیرساخت هایی مانند اینترنت در وضعیت مطلوب، و بهداشت محیط، هزینه های اقامت، غذا و سایر خدمات در وضعیت نامطلوبی قرار دارند، که به تمایلات رفتاری منفی منجر می شود
۲۵۸۶.

فراتحلیل نقش کسب وکارهای خرد در توانمندسازی زنان روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف: طی دهه های اخیر موضوع توانمندسازی زنان روستایی مورد توجه بسیاری از برنامه ریزان روستایی قرارگرفته است. یکی از عواملی که بر توانمندسازی زنان روستایی مؤثر هست ایجاد و توسعه کسب وکارهای خرد است. پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر ایجاد و توسعه کسب وکارهای خرد بر توانمندسازی زنان روستایی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از روش فراتحلیل بعنوان یک روش آماری و نظام مند برای ترکیب یافته های پژوهش های دیگر در زمینه مورد مطالعه بهره برده است. جامعه آماری این پژوهش، پژوهش های در دسترس مرتبط با رابطه کسب وکار با توانمندسازی زنان روستایی منتشر شده در پایگاههای علمی (Sid، Ensani، Noormags، Magiran، Scienc direct، Google Scholar، Scopus) طی سال های 2000 تا 2024 بود. در مجموع، 720 مطالعه در این موضوع به دست آمد که 30 مورد از آن ها بر اساس معیارهای ورود و خروج، شرایط ورود به فرا تحلیل را داشتند و با استفاده از نرم افزار CMA2 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در این پژوهش با توجه به نتایج بررسی ناهمگنی از طریق شاخص Q و مجذور I مدل اثرات تصادفی انتخاب گردید. همچنین، برای ترسیم شبکه موضوع پژوهش و دستیابی به واژگان پرتکرار در این حوزه، از نرم افزار VOSviewer استفاده شد. بنابراین، کلیدواژه های تحقیق در پایگاه های خارجی جستجو و داده های مقالات انتخابی در فایل CSV ذخیره و به VOSviewer وارد شدند. برای منابع داخلی نیز، جستجو به طور جداگانه انجام و مقالات واجد شرایط انتخاب و اطلاعات آنها به صورت دستی وارد نرم افزار گردید. سپس شاخص های علم سنجی با این نرم افزار تحلیل شدند. یافته ها: نتایج ترسیم شبکه موضوعی پژوهش به وسیله نرم افزار VOSviewer بیانگر وجود هم رویدادی بین توانمندسازی زنان روستایی با موضوعاتی مانند کارآفرینی، اعتبارات خرد و درآمد بود. بر اساس نتایج آزمون همبستگی بگ و مزدار، مطالعات واردشده از تقارن نسبی برخوردار بودند و عدم سوگیری پژوهش حاضر مورد تائید قرار گرفت. بر اساس نتایج، میزان اندازه اثر ترکیبی 0/453 به دست آمد که این اندازه اثر بر اساس معیار کوهن، بیانگر میزان متوسط تأثیرگذاری ایجاد کسب و کارهای خرد بر توانمندسازی زنان روستایی است. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه بیانگر تأثیر معنی دار ایجاد و توسعه کسب و کارهای خرد بر توانمندسازی زنان روستایی است. بنابراین توجه به کسب وکار زنان روستایی یکی از عوامل موثر بر تقویت توانمندی آنان است که مستلزم سیستم های حمایتی است.
۲۵۸۷.

شناسایی مؤلفه های قابل آموزش به کودکان از خلال گردشگری کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۹
گفتمان گردشگری، به مثابه حق، موجبات شکل گیری انواع متفاوتی از گردشگری را فراهم کرده است که گردشگری کودک یکی از آن ها است. در این گونه گردشگری تلاش می شود، با توجه به نیاز ها و ملاحظات خاص سفر برای کودکان، آنان را از این حق مسلّم بهره مند ساخت. یکی از نکات ارزنده در انواع گردشگری ازجمله گردشگری کودک همسویی یادگیری با تفریح است. شناخت مؤلفه های قابل آموزش به کودکان از خلال گردشگری به مربیان و راهنمایان گردشگری کودک دید روشن تر و نقشه راه شفاف تری از عملکرد مطلوب خودشان ارائه می دهد، علاوه بر آنکه آشنایی با این مؤلفه ها و به کارگیری آن ها باب نوینی از آموزش مرتبط با کودکان را (آموزش در خلال گردشگری) می گشاید. با توجه به اهمیت شناخت مؤلفه های قابل آموزش به کودکان از خلال گردشگری کودک، در پژوهش پیش رو تلاش شده است به واکاوی و مطالعه آن ها از دیدگاه متخصصان حوزه گردشگری، آموزگاران دوره ابتدایی و روان شناسان و درمانگران کودک پرداخته شود. مطالعه پیش رو به روش کیفی و با اتکا به ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفته است. نتایج پژوهش گویای آن است که مؤلفه های قابل آموزش به کودکان را می توان در قالب مباحث متعددی ازجمله مباحث روان شناختی، پایداری زیست محیطی، عبادی و اعتقادی سامان دهی کرد. مباحث متعددی از خلال گردشگری کودک به آنان قابل آموزش است. بر مبنای ادعای شماری از مشارکت کنندگان، یادگیری فعال در قالب می تواند ماندگاری اطلاعات را در حافظه کودکان افزایش دهد و شیوه نوینی از یادگیری را ارائه دهد.
۲۵۸۸.

تحلیل مکانی - فضایی پیامدهای اقتصادی مهاجرت معکوس در نواحی روستایی (مورد مطالعه: شهرستان نطنز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۲
هدف: هدف این پژوهش تحلیل مکانی– فضایی پیامدهای اقتصادی مهاجرت معکوس در نواحی روستایی مورد مطالعه شهرستان نطنز است. روش پژوهش: این پژوهش از نوع پیمایشی است. جامعه آماری ۳۸۱ نفر بر اساس فرمول کوکران در ۲۴ روستا از شهرستان نطنز به صورت نمونه گیری مطبق شناسایی شد. داده های تحقیق از طریق مطالعات، مشاهده، مصاحبه های عمیق و پرسش نامه گردآوری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون های t تک نمونه و میان یابی کریجینگ در نرم افزار ArcGis بهره برده شد. یافته ها: یافته ها نشان می دهد در بُعد سرمایه گذاری، میزان سرمایه گذاری در نیمه جنوبی شهرستان نطنز بیشتر از نیمه شمالی به ویژه روستاهای اوره و گودرزن با میانگین 3/75 بوده است. در بُعد توسعه زیرساخت، یافته ها نشان می دهد در مرکز و نیمه جنوبی با میانگین 4/8 و پهنه مهم دوم در شمال شهرستان با میانگین ۴ قرار دارد. در بُعد توسعه تقاضای خدمات، بالاترین امتیاز مربوط به روستاهای نیمه شمالی و تا حدودی نیمه جنوبی با میانگین ۴ است؛ اما در نواحی غربی و شرقی شهرستان کمترین میزان توسعه تقاضا با میانگین 2/47 مشاهده می شود. در بُعد درآمدزایی، شاخص ها در روستاهای نیمه جنوبی شهرستان نطنز بیشتر از نیمه شمالی با میانگین 3/5 است. نتیجه گیری: با توجه به جذابیت روستاهای شهرستان نطنز به ویژه روستاهایی که دارای مزایایی چون آسانی دسترسی به شهر، مجاورت با شهر، استقرار در نزدیکی کانون های گردشگری، ارتفاع مناسب، و دمای مناسب، ظهور موجی بزرگ از مهاجرت به این مناطق دور از انتظار نخواهد بود.
۲۵۸۹.

ارتباط شاخص های پوشش گیاهی و مورفومتری با میزان فرسایش خاک در حوضه آبخیز مشکین چای با استفاده از مدل RUSLE(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: ارتباط شاخص های پوشش گیاهی و مورفومتری با میزان فرسایش خاک در حوضه آبخیز مشکین چای با استفاده از مدل RUSLE است. روش و داده: برای دستیابی به هدف پژوهش از مدل تجربی فرسایش خاک جهانی اصلاح شده استفاده شد. بدین منظور به ترتیب برای برآورد فرسایش سالانه خاک در حوضه مورد مطالعه، از داده های بارش سازمان هواشناسی، نقشه بافت خاک با مقیاس 1:250000 اخذ شده از سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، مدل رقومی ارتفاع 30 متری و تصاویر ماهواره ای لندست 9 استفاده شد. این داده ها در محیط سامانه اطلاعات مکانی تلفیق شده و پس از روی هم گذاری لایه ها، میزان متوسط فرسایش خاک در سطح حوضه محاسبه گردید. در ادامه، با تحلیل شاخص های پوشش گیاهی و مورفومتری، تأثیر این عوامل بر فرآیند فرسایش خاک در محیط ArcMap ایجاد و نقشه های پهنه بندی تهیه شدند. یافته ها: با توجه به نتایج به دست آمده میزان هدررفت خاک برای کل حوضه در دامنه بین 0 تا 61/108 تن در هکتار در سال برآورد شد. همچنین فرسایش کل سالانه خاک حوضه مورد مطالعه برابر با 89/50 (تن بر هکتار در سال) برآورد گردید. در بررسی دیگر ارتباط بین شاخص های پوشش گیاهی و مورفومتری با میزان فرسایش سالانه خاک انجام پذیرفت. بنابراین بر اساس نتایج به دست آمده شاخص Slope (74/0 درصد) بیش ترین تأثیرگذاری و همبستگی معنی داری با میزان فرسایش سالانه خاک در حوضه آبخیز مشکین چای داشت. نتیجه گیری: در این پژوهش، نقشه خطر فرسایش خاک حوضه مشکین چای با استفاده از مدل RUSLE و تحلیل GIS تهیه شد. نتایج نشان داد شاخص های شیب، پوشش گیاهی، انحناء دامنه و توپوگرافی بیش ترین همبستگی را با فرسایش سالانه داشته و تأثیرگذاری آن ها به طور معناداری مشخص شد. نوآوری، کاربرد نتایج: در این پژوهش با ترکیب شاخص های پوشش گیاهی و مورفومتری و ارتباط آن با فرسایش خاک در حوضه آبخیز مشکین چای مورد بررسی قرار گرفت.
۲۵۹۰.

ساختار بازنگری در قوانین اساسی ایران از منظر تحدید و یا تقویت حاکمیت مردمی در راستای توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۵
این تحقیق با هدف تحلیل ساختار بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ارزیابی پیامدهای آن بر تقویت یا تحدید حاکمیت مردمی انجام شده است. قانون اساسی به عنوان سند بنیادین تنظیم کننده روابط قدرت و تضمین کننده اصول مردم سالاری، از طریق سازوکار بازنگری خود نه تنها امکان تطبیق با تحولات اجتماعی و سیاسی را فراهم می آورد، بلکه می تواند ابزاری برای تقویت نقش مردم در حکمرانی یا برعکس، سازوکاری برای محدودسازی مشارکت و نظارت عمومی باشد. از این رو، مسئله محوری پژوهش آن است که ساختار بازنگری پیش بینی شده در قانون اساسی ایران به ویژه در قالب اصل ۱۷۷ تا چه اندازه در جهت تحقق حاکمیت مردمی عمل می کند و چه عوامل حقوقی، سیاسی و نهادی می توانند این سازوکار را به سمت تحدید یا توسعه نقش مردم سوق دهند.یافته های تحقیق نشان می دهد که اگرچه قانون اساسی ایران در ظاهر مشارکت مردم را از طریق انتخاب اعضای مجلس خبرگان پیش بینی کرده است، تمرکز مرحله ابتکاری و تأیید نهایی بازنگری در دستان نهادهای غیرانتخابی، فرآیند را ماهیتاً به سمت مدل «از بالا به پایین» سوق می دهد. عدم پیش بینی رفراندوم برای ابتکار یا تصویب اصلاحات، نبود امکان مشارکت نهادهای مدنی در فرایند، محدودیت های شدید در دامنه موضوعات قابل بازنگری، و ساختار نسبتاً بسته مراحل بررسی، از عواملی هستند که ظرفیت تأمین حاکمیت مردمی را کاهش می دهند. در مقابل، پژوهش نشان می دهد که طراحی برخی اجزای نظام بازنگری، مانند ضرورت تصویب پیشنهادها در مجلس خبرگان منتخب و لزوم رعایت ثبات اصول بنیادین، کارکرد مثبت در تضمین انسجام ساختار سیاسی دارد.
۲۵۹۱.

ارزیابی و تحلیل وضعیت ایمنی و امنیت در حمل و نقل عمومی شهر شیراز با تأکید بر امنیت زنان (مطالعه موردی: کاربران مترو در ایستگاه نمازی شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۲
مسائل ایمنی و امنیت در حمل و نقل شهری برای چندین دهه مورد توجه برنامه ریزان حمل و نقل بوده است. اعتقاد بر این است که ادراکات ایمنی شخصی تأثیر قابل توجهی بر مسافران حمل و نقل عمومی دارد. از این رو هدف اصلی این پژوهش بررسی سطح ایمنی و امنیت ایستگاه متروی نمازی شیراز از دیدگاه کاربران آن است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت و روش، توصیفی از نوع پیمایشی است. اطلاعات ﻣﻮرد ﻧیﺎز ﺑﺮ اﺳﺎس روش های اﺳﻨﺎدی و ﻣیﺪاﻧی(ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ) ﺗﻬیﻪ ﺷﺪه است. جامعه آماری تحقیق، کاربران ایستگاه مترو نمازی شهرشیراز در سال 1402 است. محاسبه حجم نمونه طبق فرمول کوکران معادل 384 نفر برآورد گردید و برای توزیع پرسشنامه از شیوه تصادفی ساده استفاده شده است. داده های ﮔﺮدآوری ﺷﺪه با روش های آﻣﺎر ﺗﻮﺻیﻔی و اﺳﺘﻨﺒﺎﻃی ﻣﻮرد تجزیه و تحلیل ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪاﻧﺪ. نتایج نشان داد سطح امنیت در ایستگاه متروی نمازی شیراز از نظر کاربران آن باضریب 68/3 بالاتر از حدمتوسط است. سطح امنیت زنان با ضریب 63/3 بالاتر از حدمتوسط قرار دارد اگرچه نسبت به سطح امنیت مردان با ضریب 73/3 در سطح کم تری قرار دارد، اما این تفاوت از لحاظ آماری معنادار نبود. از بین شاخص های امنیت، آزار و اذیت کلامی یا توهین باضریب 36/3 بدترین وضعیت را از نظر کاربران زن در ایستگاه متروی نمازی شهر شیراز دارد. همچنین نتایج دیگر پژوهش نشان داد ویژگی های روانشناختی کاربران، ویژگی های محیطی ایستگاه و ویژگی های فردی کاربران به ترتیب با ضرایب 56/0، 41/0 و 40/0 بیشترین تأثیر را بر ادراک امنیت کاربران از ایستگاه متروی نمازی شیراز داشتند.
۲۵۹۲.

تأثیر مدیریت بهینه منابع آبی بر توسعه گردشگری مطالعه موردی جزیره کیش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۹
این پژوهش به بررسی تأثیر مدیریت بهینه منابع آبی بر توسعه گردشگری جزیره کیش می پردازد و رابطه میان اجرای سیاست های مصرف بهینه آب، عملکرد زیرساخت ها و فناوری های مرتبط با تأمین و بازیافت آب با شاخص های توسعه گردشگری شامل کیفیت خدمات و رضایت گردشگران را تحلیل می کند. این مطالعه با رویکرد کمی و توصیفی-تحلیلی طراحی شد و داده ها از طریق پرسشنامه ای استاندارد از ۱۷۰ نفر شامل ۱۳۰ گردشگر و ۴۰ فعال بخش گردشگری جمع آوری شد. روایی ابزار از طریق نظر کارشناسان مدیریت منابع آب و گردشگری تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ مورد ارزیابی قرار گرفت. تحلیل ها نشان دادند که مدیریت بهینه منابع آبی رابطه ای مثبت و معنادار با توسعه گردشگری دارد و به طور مستقیم رضایت گردشگران را افزایش می دهد. نتایج حاکی از آن است که بهبود کیفیت تأمین آب، دسترسی مستمر و اجرای سیاست های صرفه جویی و بازیافت، تجربه گردشگران را ارتقا می دهد و می تواند نقش مؤثری در حفظ جذابیت مقصد و افزایش بازدیدهای مجدد داشته باشد. یافته های این پژوهش بر اهمیت نگاه یکپارچه و راهبردی به مدیریت منابع آب در جزایر کم آب و حساس اکولوژیکی تأکید می کنند و نشان می دهند که سرمایه گذاری در فناوری های نوین آب، سیاست های مدیریتی کارآمد و آموزش کارکنان، علاوه بر اثرات زیست محیطی، می تواند به ارتقای کیفیت خدمات و رضایت گردشگران و در نهایت توسعه پایدار گردشگری منجر شود. این نتایج می توانند راهنمای سیاست گذاران و مدیران گردشگری در برنامه ریزی و تصمیم گیری های استراتژیک برای حفظ منابع آب و توسعه گردشگری پایدار در جزیره کیش باشند.
۲۵۹۳.

امکان سنجی کاربرد رویکرد بیوفیلیک در بهبود محورهای پیاده شهر آمل (مطالعه موردی: پل دوازده چشمه، پیاده پل معلق و خیابان انقلاب آمل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۹
پژوهشگران و مدیران شهری در سال های اخیر به شهرگرایی بیوفیلیک، به عنوان رویکردی نوین در طراحی و برنامه ریزی شهری، با هدف ارتقای کیفیت زیست محیطی و افزایش تعامل انسان با طبیعت، توجه داشته اند. پژوهش حاضر با هدف تدوین استراتژی های مؤثر برای پیاده سازی الگوی بیوفیلیک در محورهای پیاده بافت مرکزی شهر آمل انجام گرفته است. روش تحقیق از نوع ترکیبی است که مبتنی بر گردآوری داده های کتابخانه ای، اسنادی و میدانی بوده و با بهره گیری از مدل SWOT به شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدیدهای پیش رو پرداخته است. در ادامه، برای اولویت بندی راهبردها از ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی (QSPM) استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که تعیین حریم بستر طبیعی رودخانه، طراحی مناسب پیرامون آن و ارتقای کیفیت اکولوژیکی و بصری فضاهای شهری، اولویت اصلی در مسیر تحقق شهر بیوفیلیک در آمل است. این راهبردها می توانند ضمن ارتقای کیفیت محیطی، به افزایش حس تعلق شهروندان، پایداری اکولوژیکی و بهبود کیفیت زندگی شهری در برابر چالش های زیست محیطی فراهم آورد.
۲۵۹۴.

ارزیابی توسعه و آمایش گردشگری خانواده محور (مورد مطالعه: شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۸
چکیده فارسی توسعه گردشگری مقاصد که ادغامی از آمایش زمین فعالیت و انسان است. همواره با چالش های مختلفی روبرو شده که منجر به موفقیت و شکست در این امر می شود. لذا شناخت مؤلفه های سنجه ها و روشهای ارزیابی مؤثر و عادلانه مری ضروری است. هدف از این پژوهش بررسی روشها و مؤلفه های ارزیابی و سنجش آمایش گردشگری خانواده محور در شهر جهانی یزد است. هدف این پژوهش بررسی روشها و مؤلفه های ارزیابی و سنجش آمایش گردشگری خانواده محور در شهر جهانی برد است. این تحقیق کاربردی و کیفی با جامعه آماری متشکل از خبرگان دانشگاهی مدیران اجرایی میراث فرهنگی شهرداری یزد) و فعالان خصوصی (آژانس ها، هتل ها در بازه مهر تا بهمن ۱۱۰۳ از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته و تحلیل محتوا با نرم افزار مکس کیودا ۲۰۲۰ انجام شده است. یافته ها نشان می دهد روشهای ارزیابی شامل شناسایی و تعامل با ذینفعان ارزیابی های میدانی بازدید سایت ها، ممیزی دسترسی از استانداردها آمار بازدید رضایت محکونی ارزیابی زیر ساخت ها کیفیت خدمات ایمنی بازخورد جامعه، ارزیابی تأثیرات ازیست محیطی اقتصادی فرهنگی و نظارت مستمر است. این ارزیابی های ترکیبی (کمی و کیفی که دیدگاه همه گروه های ذینفع را در بر می گیرد. موفقیت توسعه گردشگری خانواده محور و بهبود تجربه گردشگران را تضمین می کند. راهکارهای کلیدی شامل ایجاد سامانه امتیازدهی سطح خانواده دوستی زیر ساخت ها. توسعه پروتکل های ممیزی دسترسی برای اقامتگاه ها و طراحی کارگاه های آموزشی مشترک برای همسوسازی اهداف است.
۲۵۹۵.

تحلیل نابرابری های فضایی - کالبدی و کیفیت محیط شهری در سکونتگاه های غیررسمی مشهد با استفاده از تحلیل شبکه (نمونه موردی: محله خواجه ربیع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۴
ارتقاء کیفیت محیط شهری در جهت تحقق عدالت فضایی و بهبود شرایط کالبدی در سطح محلات شهری، به ویژه در سکونتگاه های غیررسمی که با کمبود خدمات و ناهماهنگی های فضایی و کالبدی مواجه اند، از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف این پژوهش، تحلیل نابرابری های فضایی و کالبدی و ارتقاء کیفیت محیط شهری از طریق تعادل بخشی میان کاربری های خدماتی، ساختار کالبدی و نیازهای ساکنان در محله خواجه ربیع مشهد می باشد. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و ماهیت آن کاربردی است. داده ها از طریق مطالعات اسنادی و کتابخانه ای، بازدید میدانی، و تحلیل شبکه در محیط GIS گردآوری و تحلیل شده اند. ابتدا وضعیت موجود محله از منظر شاخص های کالبدی و توزیع کاربری ها بررسی گردید و سرانه کاربری های خدماتی با چهار منبع استاندارد (منابع علمی، طرح جامع، طرح تفصیلی و میانگین سرانه شهر مشهد) مقایسه شد. سپس با استفاده از تحلیل شبکه و هم پوشانی لایه های اطلاعاتی کالبدی و خدماتی، مکان یابی بهینه کاربری ها و فضاهای شهری به منظور کاهش نابرابری و ارتقاء کیفیت محیط انجام شد. نتایج نشان داد کاربری های فضاهای سبز و درمانی دارای کمبود هستند؛ بنابراین این دو نوع کاربری به ترتیب در اولویت نخست و دوم توسعه محله قرار دارند. کاربری های فرهنگی و مذهبی در وضعیت نسبتاً متعادل و کاربری های ورزشی و آموزشی در وضعیت مناسب تری قرار دارند. همچنین تحلیل شبکه نشان داد بخش های مرکزی، شرقی و غربی محله دارای ضعف کالبدی و فضایی در دسترسی به خدمات هستند. بر این اساس، پلاک های اراضی بایر، نزدیک به مراکز جمعیتی، دارای دسترسی مطلوب به شبکه های ارتباطی و مطابق طرح تفصیلی، به عنوان نقاط اولویت دار توسعه کالبدی و خدماتی معرفی می شوند.
۲۵۹۶.

شناسایی مؤلفه های توسعه ی شهر فراگیر با تأکید بر حقوق شهروندی (مطالعه موردی: شهر قائن/ استان خراسان جنوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۴
افزایش شهرنشینی، نارضایتی افراد محروم و آسیب پذیر در شهرها و افزایش نگرانی نهادهای بین المللی به منظور کاهش نابرابری ها، موجب شکل گیری رویکردهای نوین در برنامه ریزی شهری مانند شهر فراگیر گردیده است. رویکرد شهر فراگیر با هدف توزیع برابر منابع و امکانات میان همه ی ساکنان شهر و تحقق حقوق شهروندی به دنبال برقراری عدالت در مناطق شهری می باشد. با توجه به تأثیر برنامه ریزی شهر فراگیر در تحقق حقوق شهروندی، پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های توسعه ی شهر فراگیر در شهر قائن با تأکید بر حقوق شهروندی نگارش شده است. در این راستا، روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت تحلیلی- اکتشافی می باشد که به منظور تجزیه و تحلیل داده ها نیز از معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس با روش حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Smart-pls استفاده شده است. جامعه ی آماری تحقیق نیز شامل مدیران و مسئولان شهری و نخبگان دانشگاهی است که با توجه به مشخص نبودن تعداد جامعه ی آماری، حجم نمونه با استفاده از روش کوهن 90 نفر تعیین گردیده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که به ترتیب بیشترین اثرگذاری بر تحقق شهر فراگیر قائن با تأکید بر حقوق شهروندی مربوط به مؤلفه های مدنی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، با ضرایب 791/0، 724/0، 639/0 و 579/0 می باشد. در بین مؤلفه های فرعی نیز بیشترین اثرگذاری مورد مربوط به مؤلفه های اجرای یکسان قوانین برای همه با درنظرگیری اقشار و گروه های مختلف جامعه، ایجاد فرصت پیشرفت در زندگی برای همه در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و فردی، آزادی بیان و عقیده و ایجاد زمینه ای برای تشکیل اجتماعات و انجمن ها برای اقشار و اصناف مختلف در زمینه ی پیگیری حقوق خود است.
۲۵۹۷.

آینده پژوهی زیست پذیری بافت فرسوده در بحران های شهری (نمونه موردی: محله امام زاده یحیی، تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۸
سابقه و هدف: با رشد جمعیت در شهرها، توجه به امنیت و ایمنی شهری به یکی از اولویت های مدیران و برنامه ریزان شهری تبدیل شده است. بحران های شهری، به ویژه در بافت های تاریخی و فرسوده، می توانند تهدیدهایی جدی برای امنیت و زیست پذیری محله ها ایجاد کنند و موجب تخریب گسترده ای شوند. بافت های فرسوده شهری به دلیل ویژگی های خاصشان، همچون فرسودگی کالبدی، تراکم جمعیتی بالا، کمبود زیرساخت های مناسب و ضعف در خدمات شهری، در مواجهه با بحران های شهری همچون زلزله، سیل و سایر بلایای طبیعی یا اجتماعی، ازجمله آسیب پذیرترین مناطق به شمار می روند. طی سال های اخیر، پژوهش ها و برنامه های متعددی درراستای بهسازی و نوسازی این بافت ها و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان آن ها انجام شده است. بااین حال توجه به زیست پذیری این بافت ها، در رویارویی با بحران های شهری و استفاده از آینده پژوهی برای پیش بینی و مدیریت بحران ها کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ازسویی، تعریف فضاهای چندمنظوره و توزیع متناسب آن ها در محلات، به ویژه در بافت های فرسوده با ارزش تاریخی، می تواند به بهبود کیفیت زندگی قبل از بحران و بهبود مدیریت بحران ها، پس از وقوع آن ها، کمک کند. مواد وروش ها: ادغام نشدن آینده پژوهی با برنامه ریزی و مدیریت بحران یکی از شکاف هایی است که این پژوهش، با استفاده از تکنیک های آینده پژوهی و مدل های فضایی، به بررسی چگونگی بهبود شرایط مدیریت بحران در آینده می پردازد و این شکاف را با نوآوری مبتنی بر تحلیل های پیش بینی و سناریوهای محتمل، پر می کند. ازاین رو پژوهش حاضر، با هدف حفظ زیست پذیری بافت های فرسوده در بحران های شهری براساس روش آینده پژوهی، بر محله امام زاده یحیی تمرکز داشته و با استفاده از شیوه سناریونویسی، گزینه های ممکن برای آینده زیست پذیری این محله را بررسی کرده است. در این پژوهش، ضمن تحلیل معیارهای زیست پذیری در زمان بحران با استفاده از نرم افزار ArcGIS و تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره، از نرم افزار CommunityVIZ Scenario360 بهره گرفته شده و تأثیر متغیرها در سه سناریوی متفاوت بررسی و در نهایت، سناریوی بهینه، برای ایجاد فضاهای چندمنظوره پیشنهاد شده است. نتایج و بحث: یافته ها نشان می دهد که انتخاب سناریوی برتر و تحلیل لایه های گوناگون بر اهمیت فضاهای باز، شریان های ارتباطی و فضاهای خالی در بافت فرسوده محله امام زاده یحیی، درزَمینه مدیریت بحران های شهری، تأکید دارد. همچنین نتایج تحقیق با استفاده از ابزار CommunityVIZ Scenario 360 نشان داد نواحی شمالی و شمال غرب محله به منزله نقاط مناسب برای تعریف فضاهای چندمنظوره شناسایی شده اند که می توانند، در تجهیز فضایی و حفظ زیست پذیری پس از بحران، مؤثر باشند. یافته ها حاکی از آن است که استفاده از فضاهای چندمنظوره و تجمیع کاربری های خرد، حتی در شرایط بحرانی، می توانند به بازگرداندن و ارتقای زیست پذیری محلات تاریخی و فرسوده کمک کنند و فضاهای چندمنظوره، با عرضه خدمات متنوع و افزایش تاب آوری، در بهبود کیفیت زندگی و ارتقای رضایت ساکنان نقشی تأثیرگذار خواهند داشت. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که توزیع ناعادلانه خدمات و امکانات می تواند مدیریت بحران های شهری را با چالش مواجه کند و تاب آوری شهر و کیفیت زندگی شهری را کاهش چشمگیری بدهد. هر محله، متناسب با جمعیت آن، نیازمند دسترسی به کاربری های ضروری مانند تجاری، آموزشی، فضای سبز، ورزشی و درمانی است تا، حداقل در ساعات ابتدایی وقوع بحران، نیازهای اولیه ساکنان برطرف شود. گذار از برنامه ریزی های سنتی به روش های نوین و بهره گیری از مدل ها و نرم افزارهای پیشرفته، همراه با آینده پژوهی شهری، می تواند بهبود شایان توجهی در شرایط پس از بحران ایجاد کند.
۲۵۹۸.

پایش خطر سیل خرداد 1402 استان زنجان با استفاده از تصاویر سنتینل – 1(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۱
سابقه و هدف: مدیریت مناسب سیل نیازمند دانستن مکان و زمان دقیق وقوع آن است تا برنامه ریزان مدیریت بحران، با اقدامات مدیریتی مناسب و ازطریق بیان راهکارها، بتوانند خطرپذیری سیل را کاهش دهند. در این زمینه، محققان مطالعات گوناگونی انجام داده اند و از روش های متفاوتی، همچون به کارگیری سنجنده های ماهواره ای سنتینل – 1 و سنتیل – 2، بهره برده اند. طبق این مطالعات ثابت شده است که پایش سیل، به کمک سنجش از دور، ابزاری مناسب برای استخراج سریع منطقه سیل زده است و می توان آن را در مدیریت زودهنگام بلایای طبیعی، به ویژه سیل، به کار برد. ازاین رو هدف این مطالعه تهیه نقشه وسعت آب ناشی از سیلاب خرداد زنجان در 1402، با کمک تصاویر سنتینل – 1 است. این نقشه را می توان، در مدیریت و برنامه ریزی کاربری اراضی هنگام وقوع سیلاب، افزایش سطح آگاهی عمومی و هشدار دادن به ساکنان نقاط سیل خیز در منطقه، توسعه طرح های کاهش خطرهای سیلاب، تهیه برنامه های جامع مدیریت خطرپذیری سیلاب و دستورالعمل رویارویی و تاب آوری در برابر شرایط بحرانی، استفاده کرد. مواد و روش ها: روش پژوهش چندین گام داشت. گام نخست جمع آوری داده با کمک سنتینل – 1 و گام دوم پیش پردازش داده های SAR در محیط SNAP-6 بود. در گام سوم، تصاویر در محیط ENVI، به کمک الگوریتم درخت، پس پردازش شد و در گام نهایی، تصاویر به فایل بردار تبدیل شد. نتایج و بحث: بررسی تغییرات آب گرفتگی، پس از گذشت هفت روز از وقوع سیلاب در منطقه، گویای این است که بیشترین وسعت آب گرفتگی در مناطق شمالی استان، در مجاورت رودخانه های اصلی و فرعی حوضه آبریز قزل اوزن و به ویژه در شهرستان طارم رخ داده که میزان آن 067192/312 هکتار بوده است. پس از آن، بیشترین میزان آب گرفتگی در شمال شهرستان زنجان و محدوده حوضه آبخیز قزل اوزن، زنجان رود پایین، چایپاره، غنی بیگلو با وسعت 713193/150 هکتار دیده شد که بیشتر این آب گرفتگی ها تحت تأثیر ژئومورفولوژی منطقه در اطراف رودخانه قزل اوزن رخ داده بود. در شهرستان ماهنشان، عمده آب ناشی از سیل در بخش شمالی آن شهرستان، ازجمله بخش هایی از ماهنشان و اوریاد، با وسعت آب 618086/26 هکتار دیده شد. در شهرستان ایجرود نیز در زرین آباد، بیشترین وسعت آب ناشی از سیلاب در مسیر رود ایجرود، با وسعت 06405/21 هکتار بود. در شهرستان ابهر آب ناشی از سیلاب در مرکز سلطانیه در زنگان رود (یکی از شعبه های رودخانه قزل اوزن) با وسعت 96 هکتار، به صورت متمرکز در اطراف رودخانه دیده شد. طی سیلاب خرداد 1402 در استان زنجان، ارتفاع منطقه عامل مهمی در کنترل حرکت سیلاب و ماندگاری آب روی سطح زمین بود. میزان عقب نشینی آب سیلاب، در ارتفاعات، کمتر از 500 متر و درمقایسه با ارتفاعات بیشتر، خیلی اندک بود؛ به گونه ای که در ارتفاع 1000 متر و بیشتر، ماندگاری آب دیده نشد. در نقاط مرتفع زنجان همچون بخش هایی از طارم، زنجان و ماهنشان، بعداَز وقوع نزولات جوّی، آب از مناطق کم ارتفاع و مسطح سریع تر جریان یافته بود و با گذشت هفت روز از وقوع سیل، ماندگاری آبی در این ارتفاعات دیده نشد؛ درصورتی که در ارتفاعات کمتر از 500 متر، اغلب شامل نواحی کم ارتفاع حوضه آبریز قزل اوزن و رودخانه های اصلی و فرعی آن، بیشتر رواناب ها در چاله های توپوگرافی طارم و زنجان جمع شد. پست بودن این مناطق باعث پخش شدگی آب سیلاب و آب گرفتگی گسترده ای، حتی در مراکز جمعیتی این نواحی شد. نتیجه گیری: در پژوهش پیش رو، به منظور سنجش وسعت آب ناشی از سیل و تهیه نقشه پهنه بندی سیلاب رخ داده طی خرداد در استان زنجان و ارزیابی عوامل مؤثر در آن، همچون ارتفاع و پوشش گیاهی، تصاویر سنتینل – 1 متعلق به قبل و پس از وقوع سیل تهیه، پردازش و در سه کلاس، طبقه بندی و تحلیل شد. بدین ترتیب مشخص شد که بیشترین حجم سیلاب واردشده به استان زنجان مربوط به شمال استان، به ویژه شهرستان طارم، بوده است. همچنین بررسی عامل ارتفاع در سیل خیزی منطقه نشان داد ارتفاعات کمتر از 500 متر، که اغلب زیرحوضه های قزل اوزن و رودخانه های اطراف آن را دربرمی گیرند، پتانسیل چشمگیری در آب گرفتگی داشته اند. بررسی پوشش سطح زمین در بخش های دچار آب گرفتگی نیز نشان داد که پوشش گیاهی علف زار، به دلیل نارسایی در نفوذپذیری نزولات جوّی در این مناطق، پتانسیل سیل خیزی این نواحی را بیشتر کرده است.
۲۵۹۹.

ویژگی های ژئومورفومتریک تلماسه ها در ریگ یلان، دشت لوت: فرآیندهای بادی و تحلیل مکانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۱
این پژوهش به بررسی ارتباط ویژگی های مورفومتریک تلماسه ها و الگوهای بادی در ریگ یلان ، واقع در غرب دشت لوت، ایران، با استفاده از داده های مدل ارتفاعی رقومی پرداخته است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی جهات باد غالب و فرعی با تأکید بر ویژگی های ژئومورفیک تلماسه ها است. روابط بین شاخص های ژئومورفیک تلماسه ها و جهت گیری بادهای غالب با مطالعه و تحلیل آماری فضایی داده های مورفومتریک (شیب، زبری سطح، انحنای پروفیل، انحنای طرح، شاخص موقعیت توپوگرافی، شاخص موقعیت نسبی، تفاوت ارتفاع، و شاخص حمل رسوب تعین شده اند. در این راستا با بهره گیری از Google Earth Engine و GIS، شاخص های مورفومتریک از داده های SRTM محاسبه و با فیلتر کرنل گاوسی (شعاع 15، سیگما 2) نویزها کاهش یافتند. ارزیابی تأثیرات متقابل این شاخص ها نشان داد که تغییرات انحنای پروفیل و پلان تلماسه ها می تواند به عنوان شاخصی برای شناسایی مناطق فرسایش پذیر در نظر گرفته شود. یافته های کلیدی نشان دهنده جهت باد غالب از جنوب شرقی و جنوب (SE,S)، با ستیغ های تلماسه ای در راستای شمال غربی و شمال (NW,N)، و شاخص تقارن 0.21- با سطح اطمینان بالا (۹۵٪) هستند. نتایج تحلیل ها (میانگین شیب 11.87 درجه در NW، زبری 13.90 در NW، و STI =162.70 در NW در NW) الگوهای ستیغ ها و گودال ها را در جهت های NW و SE تأیید کردند. نتایج همچنین نشان دادند که تغییرات شاخص حمل رسوب در امتداد محور NW-SE همبستگی بالایی با تغییرات زبری سطح دارد، که می تواند در مدل سازی پویایی تلماسه ها کمک کنند. نتایج همچنین بیانگر پتانسیل بالای داده های دورسنجی برای پایش تغییرات مورفولوژیکی در مناطق فراخشک و جایگزین مناسبی برای داده های میدانی در مناطقی که دسترسی به داده های بادشناسی محدود و ممکن نیست، است. این نتایج اهمیت تحلیل مورفومتریک مشتق شده از DEMs را برای درک فرآیندهای بادی در بیابان ها، مدیریت منابع طبیعی، و پیش بینی فرسایش بادی برجسته می کنند. محدودیت هایی مانند فقدان داده های میدانی و بادی محلی، مسیرهای تحقیقاتی آینده را مشخص می کنند.
۲۶۰۰.

بررسی پیامدهای تغییر اقلیم بر محتوی کربن آلی خاک های مناطق جنگلی زاگرس میانی (استان لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۷۹
پایش مستمر میزان کربن آلی خاک یکی از نیازهای نظارت بر فرایند های زیست محیطی منجمله تغییرات اقلیمی واثرات آن بر اکوسیستم است. هدف تحقیق حاضر شناخت رابطه تغییر اقلیم و تغییر کاربری اراضی و تاثیر آن بر ترسیب کربن خاک های زاگرس میانی است. پس از بررسی چشمی تصویر رنگی و مشاهدات میدانی، به روش تصادفی طبقه بندی شده 180 محدوده دارای پوشش درخت مشخص و از هر نقطه تا عمق 20 سانتی متری نمونه های خاک برداشت و به آزمایشگاه منتقل و برخی ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک اندازه گیری شد. نتایج نشان دهنده افزایش سطوح فاقد پوشش گیاهی یا به عبارتی تغییر کاربری های جنگلی و مرتعی به سطوح بدون پوشش است، این نتایج با روند تغییرات کاربری اراضی در منطقه منطبق می باشد. بطوری که تغییرات سبزینگی و پوشش گیاهی در سطح استان متأثر از شرایط خشکسالی و ترسالی تضعیف یا تشدید می شود. بطور کلی تغییر کاربری اراضی از جنگل و مرتع به اراضی فاقد پوشش گیاهی، تغییرات شاخص دمایی منتج از محاسبات تصاویر ماهواره ای که نشان دهنده تنش در پوشش گیاهی به علت دما و خشکی بالا است و از طرف دیگر شاخص های گیاهی هم بیان کننده کاهش سطوح دارای پوشش گیاهی هستند که منجر به کاهش زیست توده گیاهی و کاهش تولید ماده آلی در کاربری های تغییر یافته می گردد. بطورکلی با توجه به روند کاهش ترسیب کربن از 89 تن در هکتار به 50 تن در هکتار در بازه زمانی 30 ساله می توان انتظار داشت با سناریوی اقلیمی موجود و مدیریت فعلی منابع طبیعی وضعیت پوشش گیاهی منطقه فقیر و کاهش مقادیر ترسیب کربن ناشی از پوشش گیاهی در آینده قابل پیش بینی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان