امروزه علاقه به شناسایی و سنجش اثرات زیست محیطی ناشی از کسب وکارهای مختلف سبب افزایش گرایش و علاقه در بین پژوهشگران حوزه سیستم های اطلاعاتی و فعالان کسب وکار به فناوری اطلاعات سبز شده است. ازاین رو استفاده از فناوری اطلاعات سبز در صنایع با فرصت ها و چالش های متفاوتی روبرو است. این فرصت ها و چالش ها می توانند موجب کسب مزیت رقابت بیشتر نسبت به سایر رقبا و همچنین نبود این نوع سیستم ها موجب اختلال در فعالیت های سازمان می شود؛ بنابراین، استفاده از این فرصت ها و ارائه راه حل هایی برای چالش های کاربرد فناوری اطلاعات سبز در سازمان از اهمیت بالایی برخوردار است. در پژوهش حاضر به تبیین مدلی جهت شناسایی فرصت ها و چالش های موجود برای کاربرد فناوری اطلاعات سبز در سازمان پرداخته شده است. ابعاد اصلی مدل مذکور از بررسی ادبیات نظری فناوری اطلاعات سبز گرفته شده است که به وسیله تحلیل عاملی تأییدی مورد تأیید قرار گرفت. در پژوهش حاضر جهت تعیین میزان اهمیت هریک از ابعاد مدل، از نظر کارشناسان حوزه فناوری اطلاعات و اساتید دانشگاه و همچنین مدل سازی غیرخطی فازی استفاده شده است. نتایج حاصل از مدل سازی ریاضی نشان می دهد که هزینه های پیاده سازی و راه حل های فناوری اطلاعات سبز می تواند هم به عنوان یک فرصت و هم به عنوان یک چالش مورد بررسی قرار گیرد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر و اهمیت پروانه های ثبت اختراع حوزه موضوعی برق و الکترونیک در توسعه فناوری است. جامعه پژوهش حاضر کلیه پروانه های ثبت اختراعی است که در بازه زمانی 1987-2006 در حوزه موضوعی برق و الکترونیک در پایگاه اداره ثبت اختراع آمریکا دخیره شده اند. این داده ها بر اساس تحلیل استنادی و با استفاده از فرمول های خاص سنجه های «نگاه به آینده» و “نگاه به گذشته» مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بررسی «اهمیت» پروانه های ثبت اختراع در «جریان دانش» و تأثیر گذشته و آینده پروانه های ثبت اختراع در توسعه فناوری نشان داد که باید حداقل 10 سال از زمان انتشار این منابع سپری گردد تا تأثیر واقعی آنها در فناوری مشخص شود. میانگین نمره «کلیت» برای تعیین میزان تأثیر و کاربرد پروانه های ثبت اختراع در حوزه های موضوعی نشان داد که علاوه بر تأثیر پروانه های ثبت اختراع در حوزه خود، گرایش زیادی به برقراری ارتباط با حوزه های موضوعی دیگر وجود دارد. نتایج پژوهش نشان داد که بین سنجه های «نگاه به آینده» و «نگاه به گذشته» رابطه معنادار وجود دارد و این نشان از وابستگی تأثیر آینده یک پروانه ثبت اختراع به گذشته استنادی آن دارد.
گسترش استفاده از موتورهای جستجو بهدلیل سادگی و آسان بودن آنها باعث ایجاد تغییرات زیادی در رفتارهای اطلاعیابی جستجوگران اطلاعات شده است. رفع مسایل و مشکلات موجود در دستیابی به منابع کتابخانهای، که منجر به راحتتر شدن استفاده از این منابع میشود، در روی آوردن بیشتر کاربران به منابع کتابخانهای تأثیرگذار است. مرکز منطقهای اطلاعرسانی علوم و فناوری، با در اختیار داشتن پایگاههای متعدد اطلاعاتی برخط، کاربران راه دور بسیاری را (از ایران و کشورهای خارومیانه) به خود جذب کرده است. این پژوهش با روش پیمایشی، به بررسی رایجترین مسایل کاربران راه دور مرکز منطقهای اطلاعرسانی علوم و فناوری در استفاده از پایگاههای اطلاعاتی برخط میپردازد. سرعت پایین خط اینترنت کاربران، مشکل اصلی استفادهکنندگان ذکر شد که مسایل متعددی را به همراه دارد. کندشدن بارگذاری مقالهها در نتیجه سرعت پایین خط اینترنت، غیرفعال شدن خدمتگر ها جهت پشتیبانی سیستم، هزینههای اشتراک، ناآشنایی با پایگاهها و امکانات و تسهیلات مرکز منطقهای، نبود مهارت جستجو در پایگاهها، رمز کاربری و کلمه عبور از دیگر مسایل ذکر شده بودند. استفاده از دانش متخصصان اطلاعرسانی مرکز منطقهای نیز دلیلی بر مراجعه مجدد آنها به مرکز، با وجود داشتن رمز کاربری و کلمه عبور بود. رضایت کاربران از پایگاههای برخط مرکز منطقهای نشاندهنده عملکرد مثبت این مرکز در ارائه خدمات به کاربران راه دور است.
رهبری فناوری یکی از حوزه های نوظهور در ادبیات رهبری مدرسه است و تأکید می کند که مدیر مدرسه باید نقش فعالی در کاربست فناوری در مدرسه داشته باشد. دانش داخلی در این خصوص بسیار ضعیف است. این تحقیق، به روش ترکیبی اکتشافی (کیفی- کمی) و با هدف بررسی نقش مدیران در کاربست فناوری در مدرسه انجام شده است. ابتدا در بخش کیفی خبرگان حوزه فناوری آموزشی بصورت هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده و مورد مصاحبه قرار گرفتند. نتایج تحلیل محتوا و کدگذاری مصاحبه ها 58 نشانگر را شناسایی نمود. نشانگرها در قالب 9 بعد شامل «دانش، باور و اقدام مدیر به استفاده از فناوری»، «ترسیم اهداف و انتظارات فناوری»، «برنامه ریزی فناوری»، «ایجاد و تقویت فرهنگ استفاده از فناوری»، «توانمندسازی معلمان برای استفاده از فناوری»، «تشویق و تحریک معلمان به استفاده از فناوری»، «ارزیابی عملکرد فناوری معلمان»، «تقویت تسهیم دانش فناوری» و «پشتیبانی فناوری» طبقه بندی شد. در بخش کمی بر اساس نشانگرها و ابعاد شناسایی شده، پرسشنامه رهبری فناوری طراحی و بوسیله ی 335 معلم مدارس هوشمند شهر تهران تکمیل شد. داده های بخش کمی با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی تحلیل شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که الگوی اندازه گیری متغیر رهبری فناوری برازش خوبی با داده ها دارد. این پژوهش به نقش مدیران در کاربست فناوری توسط معلمان تأکید می کند و متغیر و پرسشنامه رهبری فناوری را به پژوهشگران علاقه مند پیشنهاد می کند. در پایان در مورد یافته ها بحث شده است.
هدف تحقیق حاضر شناسایی ارتباط چند عامل بومی سازی شده با اشتراک دانش در جوامع مجازی است. مدل نظری تحقیق برگرفته از تلفیق مدل های پیشین است. در این تحقیق، متغیرهای تأثیرگذار بر اشتراک دانش در جوامع مجازی به دو گروه دسته بندی شده اند؛ گروه اول شامل فاکتورهای مفهومی است شامل: هنجارهای تبادل دانش، اعتماد بین فردی. گروه دوم به فاکتورهای فردی اختصاص یافته که عبارتند از: خودکار آمدی اشتراک دانش، مزیت مرتبط درک شده و سازگاری درک شده. ماهیت تحقیق توصیفی-همبستگی می باشد و به صورت پیمایشی انجام شده است. جامعه ی آماری این تحقیق شامل اعضای انجمن گفتگوی پی سی ورلد می باشند. از بین این اعضا400 نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه 16 سوالی است و اعتبار آن با آلفای کرونباخ (84/0) سنجیده شده است. با استفاده از آزمون های آماری استاندارد و t-valueکه از نرم افزار لیزرل و Spss حاصل گردیده، نتایج حاکی از آن است که بین هنجارهای تبادل دانش و اشتراک دانش ضریب معناداری73/17و بین اعتماد بین فردی و اشتراک دانش ضریب معناداری 66/18 همچنین بین خودکارآمدی اشتراک دانش واشتراک دانش ضریب معناداری83/19 و بین مزیت مرتبط درک شده و اشتراک دانش 72/16ضریب معناداری و در نهایت بین سودمندی درک شده و اشتراک دانش ضریب معناداری51/13 محاسبه شده است. یافته های مزبور حاکی از آن است که بین متغیرهای بیان شده و اشتراک دانش در جوامع مجازی ارتباط مثبت و معنادار و همبستگی قوی وجود دارد.
مقدمه: نفوذ روزافزون پروژه ها به عنوان یک راه برای سازمان دهی کارها در بسیاری از سازمان ها مستلزم مدیریت موثر پروژه های متعدد است. با توجه به پیچیدگی های اجرای پروژه های فناوری اطلاعات در سازمان ها و با توجه به محدودیت منابع سازمان ها به خصوص در صورت داشتن پروژه های متعدد، لزوم توجه و بکارگیری مدیریت پورتفولیوی(سبد سرمایه گذاری) پروژه در دستیابی به اهداف پروژه ها در سالهای اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است .در این پژوهش سطح مدیریت پورتفولیوی پروژه های فناوری اطلاعات در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان را بر اساس مدل سه مرحله ای Bert De Reyck (1- فهرست موجودی پورتفولیو 2- بهینه سازی پورتفولیو 3- اداره پورتفولیو )تعیین شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و با توجه به روش گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی ازشاخه میدانی- است.ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته بوده که روایی پرسشنامه توسط عده ای از متخصصان و استادان تایید شده است و پایایی آن با استفاده از ضریب Alpha Cronbach برابر 82 درصد محاسبه گردیده است. در این پژوهش نمونه گیری انجام نشده و جامعه آماری شامل،کلیه ی کارکنان فناوری اطلاعات و ارتباطات دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1392 شمسی بوده است و برای تحلیل نتایج علاوه بر آمار توصیفی - میانگین و انحراف معیار و ...- از آزمون های T تک متغیره و سطح معناداری 05/0 به کمک نرم افزار 18 SPSS استفاده شده است.
یافته ها: تحلیل توصیفی مولفه های مدیریت پورتفولیوی پروژه بر اساس سه مرحله ی سازماندهی شده ی مدل Bert De Reyck نشان داد که مرحله ی اول دارای میانگین 81/0±45/2، مرحله دوم دارای میانگین 69/0±02/2 و مرحله سوم دارای میانگین 74/0±87/1 می باشند. بررسی تاثیر مدیریت پورتفولیو بر سطح اثربخشی نشان داد که؛ میانگین سطح اثربخشی پروژه های سازمان در هر یک از شاخص های خود ، تحت مدیریت پورتفولیو، در حد مطلوب بوده و میانگین آن ها بیش از 75/2 بوده است(05/0P-Value<) و لذا اثربخشی در رابطه ی مثبت با مدیریت پورتفولیو بوده است.بررسی میانگین سطح مشکلات پروژه های سازمان در هر یک از شاخص های خود تحت مدیریت پورتفولیو نشان داد که میانگین بیش از 75/2 بوده(05/0P-Value<) و لذا سطح مشکلات در رابطه ی منفی با مدیریت پورتفولیو بوده است.
نتیجه گیری: دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از نظر سطح مدیریت پروژه های فناوری اطلاعات در مرحله ی دوم مدل Bert De Reyck قرار دارد. همچنین تحت یک مدیریت پورتفولیوی مناسب می توان بر سطح اثربخشی پروژه ها افزود و نهایتاَ بررسی سطح مشکلات پروژه های سازمان تحت مدیریت پورتفولیو نشان داد که هر چه سطح مدیریت پورتفولیو ضعیف تر باشد بر مشکلات پروژه های سازمانی افزوده می شود .
امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات موجب تسهیل اموردر حوزه های مختلف از جمله آموزش گردیده است. با این حال، در کشور ما آن گونه که باید مورد استفاده قرار نمی گیرد. هدف این پژوهش، بررسی و شناسایی موانع موجود در سیستم های آموزشی مدارس هوشمند و ارائه راهکار برای رفع آن ها می باشد. در این تحقیق از روش تحقیق کیفی و برای جمع آوری دادها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش دبیرستان های هوشمند ناحیه2 شهر بندرعباس می باشد. نمونه گیری تا حد اشباع نظری داده ها ادامه یافت به طوریکه با تعداد 20 نفر از مدیران و دبیران دبیرستان ها مصاحبه به عمل آمد. جهت تجزیه و تحلیل دادها، بعد از چندین بار مرور و تحلیل متن های مصاحبه و وارد نمودن آن ها به نرم افزار تحلیل داده های کیفی MAXQDA به استخراج مفاهیم و مقوله ها و درک جملات مهم و فرموله کردن معانی جملات پرداخته شد و جملات مهم و مرتبط کدبندی گردیدند. نتایج نشان داد که شش دسته مانع مهم وجود دارد که عبارتند از: 1 موانعی که به دبیران مربوط می شود، 2 موانعی که به دانش آموزان مربوط می شود، 3 موانع اقتصادی، 4 موانع فرهنگی، 5 موانع اداری و اجرایی و 6 موانع فنی.در این میان موانع اقتصادی با اهمیت ترین و پرتکرارترین موانعی بودند که از سوی مصاحبه شونده ها مطرح شد. موانع مربوط به دبیران، موانع فرهنگی و به ترتیب موانع اداری اجرایی و موانع فنی و در نهایت موانعی که مربوط به دانش آموزانمی شود در رتبه های بعد از لحاظ اهمیت قرار گرفتند و در انتهای تحقیق برای هر کدام از موانع مطرح شده از سوی دبیران راهکارهایی جهت کمرنگ تر کردن و در نهایت رفع آن ها ارائه شد.
"از هنگامی که کتابخانه های دانشگاهی با چالش پر رنج مدیریت فراهم آوری منابع الکترونیک مواجه گشته اند ، بیش از ده سال می گذرد و اکنون این سوال مطرح است که کتابخانه ها در کدام مرحله از دگرگونی کار تهیه فهرست ها و متون کاغذی به روش سنتی ، و ورود به عرصه مدیریت طراحی شده در نظام خود قرار دارند؟ مقاله پیش رو نگرشی به چندین سازمان پیشگام آمریکا دارد و در این زمینه موفقیت ها ، کمبود های آنان در برنامه های انجام شده داخلی، روزآمد کردن مدیریت گردآوری منابع و عملکرد بعد از مرحله ی نگهداری منابع الکترونیک را مورد بررسی قرار می دهد. همچنین نویسنده ی مقاله با شناسایی و معرفی کتابخانه ها یی که در این راه به خوبی مجهز و موفق شده اند، روند طی شده ی آنان را تشریح می نماید و مشخص می کند که اجرای این فرآیند مستلزم چه برنامه هایی بوده است و سرانجام با توجه به چگونگی تهیه ی مراحل آتی مدیریت منابع الکترونیک، پیشنهاداتی ارائه می کند.
"
توسعه سریع اینترنت و کسب و کار الکترونیکی در بخش های بانکی منجر به تشویق مشتریان به استفاده از بانکداری آنلاین گردیده است. این پژوهش به ارائه یافته های کلیدی می پردازد که حاصل مطالعه تجارب کاربران ایرانی در زمینه پذیرش بانکداری الکترونیکی است. هدف از این مطالعه، شناسایی عواملی است که تشویق کننده مشتریان جهت پذیرش بانکداری الکترونیکی می باشد. ساختار این پژوهش بر اساس مدل پذیرش تکنولوژی توسعه یافته که برخی از متغیرهای مهم دیگری نظیر اعتماد، امنیت، تجربه قبلی، آگاهی از خدمات و کیفیت دسترسی به اینترنت به آن افزوده شده است. این پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی است. این مدل با استفاده از پرسشنامه استاندارد به بررسی عوامل موثر بر رفتار 180 مشتری در پذیرش بانکداری الکترونیکی پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که کیفیت اتصال به اینترنت و آگاهی از خدمات بانکداری الکترونیکی دارای اثرات قابل توجهی بر درک مفید بودن و درک سهولت استفاده بر پذیرش بانکداری الکترونیکی می باشد. اعتماد نیز دارای تاثیر قابل توجهی در نگرش نسبت به احتمال پذیرش بانکداری الکترونیکی می باشد.
زبان فارسی از دو منظر برای ما ایرانیان دارای اهمیت است. اول آنکه این زبان با تاریخ و فرهنگ و تمدن ما پیوندی دیرینه و ناگسستنی دارد و دوم آنکه زبان فارسی زبان رسمی کشور و ابزار مبادله اندیشهها وایدهها در عرصه علمی و فرهنگی این مرزوبوم محسوب میگردد. رشد علمی و فنی و فرهنگی ما در گرو برقراری ارتباط زبانی و کلامی با دنیای الکترونیکی عرضه دانش و فرهنگ است که وب نام دارد و این میسر نیست جز با تقویت کیفی زبان فارسی مورد استفاده در این دهکده جهانی. اما زبان فارسی، در تلاقی با جهان الکترونیکی، بخصوص از بُعد رسمالخط، دارای دشواریهایی است که کاوش در محتویات آن را دچار کمکیفیتی مینماید. این مقوله مستلزم تمهیداتی چند است تا زبان فارسی را به زبانی مناسب برای پهنه الکترونیکی دادوستد دانش ـ وب ـ تبدیل نماید. مقاله حاضر تلاشی است درجهت مرتفعسازی چالشهای کاوش در وبهای فارسیزبان که از دیدگاه رسمالخطی، با استفاده از نمایهسازی فارسی و دیدگاه مفهومی، با استفاده از انتولوژی قابل بحث هستند.
با بکارگیری همزمان هم سویی راهبردی و حاکمیت فناوری اطلاعات می توان یک ابتکار عمل راهبردی موثری بدست آورد تا به سازمان ها اجازه دهد به بهره برداری کارآمد از فناوری اطلاعات و مزیت رقابتی دست یابند. در مقاله حاضر به بررسی ارتباط میان هم سویی راهبردی و سطح بلوغ حاکمیت فناوری اطلاعات در حوزه سرویس های آموزش مجازی دانشگاه ها پرداخته می شود. در این پژوهش با استفاده از ابزار پرسشنامه به جمع آوری اطلاعات و نظرات کارشناسان ارشد و خبره در این حوزه در 63 فاکتور مختلف به صورت یک مدل تلفیقی از کوبیت و لوفتمن پرداخته و نتیجه ارزیابی میزان هم سویی راهبردی فناوری اطلاعات و کسب وکار حوزه سرویس های آموزش مجازی را در دانشگاه شهیدبهشتی به عنوان مورد مطالعه به صورت جداولی ارائه نموده ایم. بررسی نتایج نشان می دهد بکارگیری مناسب و سهم فناوری اطلاعات برای موفقیت در رسیدن به اهداف با میانگین 3.33 و همچنین طراحی و پیاده سازی مناسب سیستم های پایه ای در دانشگاه با میانگین 3.16 از دید پاسخ دهندگان مهمترین تاثیر را داشته و در مقابل فاکتورهای عدم بکارگیری معماری سازمانی یکپارچه برای کلیه فرآیندهای آموزش مجازی با میانگین 1.27 و عدم توجه به خطرپذیری فناوری اطلاعات و نبود یک چارچوب نظارت داخلی با میانگین 1.38، جزو نقاط ضعف بوده است و برای ارتقاء هم سویی راهبردی و حاکمیت فناوری اطلاعات در آموزش مجازی، نیاز به تلاش بیشتر در این زمینه هاوسایر زمینه هایی که نمره پایینی بدست آورده اند، بیش از پیش روشن می گردد.
عوامل بنیادی آموزش الکترونیک به دلیل تاثیر بر توانمندی منابع انسانی، عواملی حیاتی به شمار می-آیند. هدف این پژوهش، بررسی تاثیر عوامل بنیادی آموزش الکترونیک بر نوآوری در عملکرد از طریق ظرفیت مدیریت دانش است. در این پژوهش با رویکرد تحقیق پیمایشی، 72 نفر از اعضای گروه های تحقیق و توسعه فعال در شهرک صنعتی بوعلی و شرکت های مجاور آن در شهر همدان به عنوان نمونه تصادفی انتخاب شدند. داده های مطالعه از طریق پرسشنامه های استاندارد و بومی شده به دست آمدند. اعتبار ابزارها به کمک تحلیل عاملی و پایایی آنها با کمک آلفای کرونباخ تائید گردید. همچنین تجزیه و تحلیل با نرم افزار smart pls انجام شد. نتایج نشان داد مدل تحقیق، مدل نظری قوی برای پیش بینی نوآوری در عملکرد از طریق عوامل بنیادی آموزش الکترونیک و ظرفیت مدیریت دانش است. بنابراین، توفیق در اجرای صحیح این عوامل به همراه بهبود ظرفیت مدیریت دانش موجب ارتقای نوآوری در عملکرد کارکنان خواهد شد.