مگر ندانستهای که پروردگارت [قوم] عاد چه کرد؟ صاحب [بناهایی چون] تیرکهای بلند. که مانندش در شهرها ساخته نشده بود؟ و با قوم [قوم] ثمود، همانان که در دره، تخته سنگها را میبریدند؟ و با فرعون، صاحب خرگاهها [و بناهای بلند] همانان که در شهرها سر به طغیان برداشتند، و در آنها بسیار تبهکاری کردند.
این مقاله، از منظر تاریخی و جامعه شناختی به تبیین عوامل و زمینه های تغییر رژیم در جوامع عربی خاورمیانه در جریان تحولات بیداری اسلامی می پردازد. پرسش این است که تحول این جوامع که با عنوان بیداری مردم مسلمان خاورمیانه از آن یاد می شود، تحت تأثیر کدام عوامل و زمینه ها شکل گرفته است. نویسنده، این عوامل و زمینه ها را به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم کرده و آنها را شامل تداوم چند دهه حکومتهای نادرست، انحصار قدرت و ثروت، تحول فکری فرهنگی ملت عرب، کسری دموکراسی در کشورهای عربی، دخالت قدرتهای بزرگ در پوشش همکاری، سیاست خارجی صلح جویانه در قبال رژیم صهیونیستی و انقلاب اسلامی مردم ایران دانست.
مصر به دلیل دارا بودن تمدنی بسیار کهن و به عنوان پرجمعیت ترین کشور عربی ـ اسلامی، یکی از مهم ترین کشورهای اسلامی و از بازیگران اصلی در جهان عرب است. نکته قابل توجه دیگر آنکه دیرینه تاریخی نوسازی و اصلاحات در این کشور به دو سده پیش برمی گردد و نسبت به کشورهای دیگر از بیشترین تعداد گروه ها، نهادهای مدنی و جریانات سیاسی برخوردار بوده است، لذا سؤال مهم آن است که با این وجود، چرا مصر شاهد پایداری حکومت اقتدارگرا در دوران حکومت مبارک بوده است. از این رو سقوط حکومت مبارک موضوع اصلی این تحقیق نخواهد بود. در این نوشتار، با استفاده از رهیافت نظری ساختار ـ عاملیت یا کنش گرا، چرایی تثبیت حکومت اقتدارگرا در مصر از دهه 1980 به این سو بررسی می شوند. فرضیه اصلی آن است که ساخت اقتدارگرای حکومت، نخبگان حکومتی غیردموکراتیک و محدودیت های شدید ساختاری اعم از سیاسی، اقتصادی و حقوقی از یک سو و ضعف های جدی در کنش گران و رهبران مدنی (ضعف پیوندهای افقی و همکاری و عدم اجماع در بین آنها) از سوی دیگر منجر به تثبیت اقتدارگرایی با دموکراسی صوری در سه دهه اخیر شده اند.
یکی از مهمترین شاخه های علوم سیاسی، ژئوپلیتیک یا جغرافیای سیاسی است. و یکی از عوامل مهم قابل بررسی در ژئوپلیتیک، رابطه بین آب و هوا و سیاست است. تاکنون اهمیت سیاسی منطقه خلیج فارس از دیدگاههای مختلف از جمله اهمیت سوق الجیشی، بازرگانی، اقتصادی، منابع سرشار انرژی نفت و گاز، منابع عظیم آبزیان دریایی و غیره مورد بررسی قرار گرفته، اما کمتر کسی اهمیت سیاسی منطقه خلیج فارس را با تاکید بر آب و هوای خاص این ناحیه مورد توجه قرار داده است. با توجه به اهمیت این موضوع، در این پژوهش سعی می شود علاوه بر شناخت و بررسی عوامل ژئوپلیتیکی منطقه خلیج فارس، به بررسی و شناخت آب و هوا (به خصوص وزش باد و دمای سطح آب) و تاثیر آن بر سیاست منطقه پرداخته شود.فرضیه مورد بررسی در این راستا عبارت است از: محدوده دمایی ثابت خلیج فارس (بین 5/22 تا 5/31)، منطقه امنی را برای تجارت در خلیج فارس ایجاد کرده و علاوه بر آن در حضور قدرتهای بزرگ تاثیرگذار است.روش تحقیق در این مقاله توصیفی ـ تحلیلی است، بدین معنا که ابتدا با روش توصیفی به اهمیت و شناخت عوامل ژئوپلیتیک منطقه خواهیم پرداخت و سپس به بررسی آب و هوا با استفاده از تجزیه و تحلیل داده های موجود با نرم افزارهای خاص از جمله مطلب و دلفی، در مورد باد و دمای سطح آب بین سالهای 2005ـ1999 (استخراج شده از داده های مربوط به دما و باد اطلس داده های لویتس و PODAAC و نیز با مقایسه با پایگاه داده های COADS و پایگاهNCEP به صورت تفکیک یک درجه در یک درجه طول و عرض جغرافیایی) پرداخته خواهد شد.از نتایج به دست آمده در این تحقیق این است که آب و هوای خاص خلیج فارس یکی از عوامل مهم تاثیرگذار بر ژئوپلیتیک منطقه، به خصوص در جذب ابرقدرتها و ایجاد مکان مناسب تجاری است.
این پژوهش درصدد این است تا با مروری بر مواضع و دیدگاه های جرج بوش در برابر روند صلح خاورمیانه به ارزیابی سیاستهای امریکا در طول ریاست جمهوری چهار ساله حزب جمهوریخواه بپردازد . فرضیه اصلی پژوهش این است که علی رغم انتقاد جرج بوش از سیاستهای مداخله گرایانه کلینتون در برابر روند صلح میان اسرائیل و فلسطینیان در زمان نامزدی ریاست جمهوری ، سیاست خارجی امریکا به سبب بروز حوادث یازدهم سپتامبر 2001 از ستمگیری عدم مداخله به مداخله تهاجمی تغییر یافت . ...
مقاله حاضر به دیپلماسی عمومی رژیم صهیونیستی اسراییل در جهان اختصاص دارد. نویسنده قصد دارد با بررسی وضعیت منازعه نرم میان رژیم صهیونیستی و فلسطینی ، نقاط قوت و ضعف دیپلماسی عمومی اسراییل را مورد سنجش و کاوش قرار دهد . برای نیل به این اهداف ، ابتدا ادبیات مربوط به دیپلماسی عمومی مرور می شود ، سپس شاخصها و حوزه های برآورد قدرت نرم بازیگران مورد بررسی قرار می گیرد. در نهایت این نتیجه حاصل می شود که به رغم تلاش گسترده و پرهزینه اسراییل برای ترمیم چهره منفور کارگزارانش ، این رژیم در عرصه افکار عمومی دنیا همچنان منفورترین است. به زعم نویسنده ، انتفاضه فلسطینی ها نقش برجسته ای در آشکار ساختن سیاستها و تدابیر تجاوز کارانه اسراییلی ها داشته است .