درخت حوزه‌های تخصصی

مطالعات منطقه ای

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۳۸۱ تا ۵٬۴۰۰ مورد از کل ۵٬۴۰۱ مورد.
۵۳۸۱.

اجماع سیاسی در تونس و مسئله دموکراسی و قانون اساسی (2023- 2015)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۳
تحولات مدنی سال 2011، گسترده ترین حرکت مردمی برای انتقال جوامع عربی از وضعیتِ «در حال گذار» بوده است. برخلاف سایر کشورهای عربی، گروه های تونسی، از طریق سیاست ائتلاف سازی، تلاش خود را برای تشکیل جبهه ی ملی و حاکمیت قانون به کار گرفته اند، ولی علیرغم دستاوردهای قابل اعتنا، چالش های بسیاری بخصوص در زمینه احتمال بازگشت اقتدارگرایی وجود دارد. در همین راستا، این پرسش ارزیابی شده است که، سیاست ها و رقابت ها بین جریان های سیاسی در تونس، بخصوص در زمینه اجماع ها/ائتلاف های سیاسی چه تأثیرات و نتایجی در زمینه مولفه های دموکراتیک، به ویژه قانون اساسی و جایگاه اپوزیسیون (از 2014 تا آگوست 2023) داشته است؟ فرضیه مطروح در پاسخ عبارتست از ، وجود چالش های متعدد در گذار دموکراتیک و رقابت بین گروه های سیاسی مختلف بخصوص در ایجاد اجماع ها -و ماهیت آن-، منجر به مشکلات متعدد در زمینه-هایی چون ائتلاف ها/اجماع ها و دموکراسی شکننده، عدول از قانون اساسی، تضعیف جایگاه اپوزیسیون و اقتدارگرایی های فراقانونی شده است. یافته ها نشانگر آنست که، وجود چالش ها در زمینه های انتقال دموکراتیک و -به تبع آن- عدول از قواعد حقوق و سیاست دموکراتیک و عدم عقلانیت نهادی، منجر به تضعیف فرایند اجماع سازی ها و قرائت نازل قانون اساسی و –در ذیل آن- تضعیف جایگاه اپوزیسیون شده است. همچنین، نگاه ابزاری به سازوکار «اجماع» در مصادیقی چون گزینش آن در مواقع انتخابات و عدم هرگونه اهتمام در تعدیل اختلافات و چالش های پیش رو منجر به «شکنندگی» اجماع ها/ائتلاف ها شده است. نهایتاً، شکنندگی مذکور منجر به تعدیل مولفه های دموکراتیک، عدول از قانون اساسی -و موارد مرتبطی چون- گرایش به اقتدارگرایی-های فراقانونی و طرد اپوزیسیون شده است.
۵۳۸۲.

بازخوانی تجربه مجاهدین افغان در حکومت کمونیستی و شکل گیری بنیادگرایی در افغانستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۹
اندیشه های کمونیستی در جامعه افغانستان، که دارای بافت مذهبی مبتنی بر اسلام شیعی و حنفی بود، زمینه های تنش ایدئولوژیک گسترده ای ایجاد کرد. اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی و استقرار حکومت وابسته به آن، شکاف های سنتی جامعه را تشدید کرد و واکنش های هویتی مذهبی را تقویت نمود. در این شرایط، گروه های مجاهد افغان با هدف مقابله با نفوذ کمونیسم و استعمار شکل گرفتند. پس از خروج نیروهای شوروی و در ادامه با زمین گیر شدن ایالات متحده آمریکا در افغانستان، ساختار سیاسی کشور به جای حرکت به سوی انسجام ملی، وارد مرحله ای از جنگ داخلی و رقابت های فرقه ای شد. مجاهدین افغان نتوانستند از انشعابات داخلی و سلطه طلبی رهبران خود جلوگیری کنند و همین امر به تعمیق شکاف های قومی مذهبی انجامید.  این پژوهش نشان می دهد که برگزاری انتخابات بر پایه الگوهای قومی مذهبی و فقدان یک نظام نمایندگی فراگیر و نهادمند، نتوانست به شکل گیری دولت پایدار منجر شود و در عمل به هرج ومرج سیاسی دامن زد. بنابراین، مدعای اصلی مقاله آن است که پیوند میان ایدئولوژی های وارداتی، رهبری های اقتدارگرا و ساختار انتخاباتی مبتنی بر هویت های قومی مذهبی، عامل اصلی تداوم خشونت و بنیادگرایی در افغانستان معاصر بوده است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که: شکل گیری اندیشه های کمونیستی و نحوه سازمان یابی سیاسی نیروهای اسلامی در افغانستان چگونه بر تداوم بنیادگرایی و خشونت های فرقه ای در این کشور تأثیر گذاشته است؟ نفوذ اندیشه های کمونیستی و شکل گیری حزب دموکراتیک خلق افغانستان از یک سو، و سازمان یابی گروه های مجاهدین اسلامی در قالب ساختارهایی متأثر از شکاف های قومی مذهبی از سوی دیگر، در غیاب یک نظام نمایندگی پایدار، به بازتولید بنیادگرایی و تشدید خشونت های فرقه ای در افغانستان انجامیده است.
۵۳۸۳.

The Instrumentalisation of Water by the Islamic State of Iraq and Syria

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۳
Intrastate wars involving non-state armed groups (NSAGs) are becoming an increasingly common form of violent conflict. How water is used conflict is therefore an important area of research. While previous research has traditionally viewed the use of water by NSAGs as a military tool, the Islamic State of Iraq and Syria (ISIS) instrumentalised water for a range of reasons which has not been examined in previous research. This paper addresses this gap by analysing the range of violent and non-violent means ISIS used to instrumentalise water for both state-building and military ends, linking this to the rebel governance cycle. Secondary literature analysis and thematic analysis are used to identify patterns in ISIS’ instrumentalisation of water within pre-existing literature. This is conducted in conjunction with two case studies: water governance and control of dams between 2014 and 2018. This paper finds that ISIS primarily instrumentalised water in three ways. Firstly, ISIS monopolised and institutionalised control over water services to build legitimacy as a state-like actor, symbolised by their control over dams. Secondly, ISIS used water to demarcate the territorial and demographic boundaries of their ‘alternative’ state, managing water supply to specific groups and controlling dams to flood or redirect water. Thirdly, as their territorial control became increasingly under threat, ISIS instrumentalised water through ‘scorched earth’ tactics, abandoning their governance of water entirely from 2016. These findings suggest that a new hybrid understanding of how NSAG’s interact with water (and other resources and built infrastructure) is needed to better analyse their dynamic and varying behaviour and priorities.
۵۳۸۴.

قدرت هنجاری اتحادیه اروپا و جهت گیری هویتی در مشارکت شرقی: مطالعه روسیه سفید و مولداوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۱
اتحادیه اروپا از آغاز دهه 2000 تلاش کرده است نقش خود را به عنوان قدرت هنجاری تثبیت کند؛ یعنی قدرتی که با ترویج ارزش هایی مانند دموکراسی، حقوق بشر، حاکمیت قانون و اقتصاد بازار آزاد بر دیگر بازیگران بین المللی تأثیر می گذارد. در همین زمینه، ابتکار مشارکت شرقی که از سال 2009 به عنوان بخشی از سیاست همسایگی اروپا بنیان گذاشته شد؛ به عنوان ابزاری برای گسترش نفوذ هنجاری اتحادیه در شش کشور اروپای شرقی و قفقاز جنوبی طراحی شد. هدف اصلی این ابتکار، نزدیک کردن این کشورها به استانداردهای اروپا بدون وعده عضویت رسمی بود. تمرکز اصلی نوشتار حاضر بر روسیه سفید و مولداوی است. دو کشوری که با وجود اشتراک هایی مانند میراث شوروی و قرارگرفتن در حوزه نفوذ روسیه، مسیرهای متفاوتی را در تعامل با اتحادیه اروپا پیموده اند. با این توضیح ها می توان این پرسش را مطرح کرد که قدرت هنجاری اتحادیه اروپا چگونه بر بُعد هویتی سیاست خارجی در ابتکار مشارکت شرقی، با تأکید بر روسیه سفید و مولداوی تأثیر گذاشته است؟ در پاسخ می توان گفت تأکید اتحادیه اروپا بر هنجارهای دموکراسی، احترام به حقوق بشر و حاکمیت قانون، سبب برجسته شدن هویت اروپایی و تعمیق شکاف هویتی و فرهنگی اروپایی روسی در سیاست خارجی اتحادیه اروپا نسبت این کشورها شده است. یافته ها نشان می دهند، درحالی که مولداوی پذیرای هویت اروپائی بوده است؛ روسیه سفید در مسیر واگرایی و مقاومت باقی مانده است. تفاوت در مسیرهای هویتی، در تأثیر ساختارهای سیاسی داخلی، روابط با روسیه و برداشت نخبگان از نظم بین المللی شکل گرفته است.
۵۳۸۵.

نقش هویت ملی و جبهه مقاومت در سیاست خارجی روحانی (1392- 1400)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۶
سیاست خارجی کشورها با هر پیشینه که باشند لاجرم در صحنه واقعیت های میدانی بر زمین می نشیند. آنها ترکیبی از اهداف ترسیمی راهکارهای انتخابی برای عملیاتی کردن اهداف و کامیابی در مدیریت چالش هایی هستند که توسط سایر بازیگران بر سر راه آن قرار می گیرد. هویت ملی مفهوم مرکزی است که در نظریه های روابط بین الملل مطرح است ، به بیانی دیگر عمل سیاسی با ارجاع به هویت کشور توضیح داده می شود. ایران از هویت مقاومت پیروی می کند تا از تمامیت ارضی و سیاسی خود محافظت کند و از تهدیدات نظامی و ژئوپلیتیکی جلوگیری کند و در جهت هویت ملی کشور منافع ملی خود را به حداکثر برساند. سازه انگاری به عنوان چارچوب نظری در نظر گرفته شد. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی نقش هویت ملی و جبهه مقاومت در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران (1400-1392) در دوره روحانی می باشد. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شد. سوال اصلی تحقیق آن است که هویت ملی و جبهه مقاومت چه نقشی بر تکوین و شکل گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره روحانی داشت؟ نتایج نشان دادند سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از نظر جبهه مقاومت به عنوان یک قدرت منطقه ای در پی تغییر در جهت گیری سیاست خارجی از سال 1392 به بعد بوده است. جبهه مقاومت در شرایط کاملاً جدید و متفاوت راهبردی و میدانی در دوران روحانی نسبت به گذشته قرار گرفت. بطور کلی مجموعه سیاستگذاری خارجی دولت روحانی کوشیده با برساختن چهره ای متفاوت از جمهوری اسلامی ایران به عنوان بازیگری فعال و مسؤولیت پذیر در عرصه صلح و امنیت، تصویر برساخته پیشین از آن را تغییر داده و تهدیدها و تضییقات علیه کشور را کاهش دهد. دوره روحانی با هدف اولویت هویت ملی موجبات تغییر در جهت منافع ایران را فراهم ساخت و با تغییر در نگاه دولتمردان و طرفداران تحریم و فشار، زمینه های تعامل با جمهوری اسلامی ایران را تقویت کرد.
۵۳۸۶.

الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پسا جنگ ۱۲ روزه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۹
از دیرباز «بازدارندگی» یکی از مسائل اصلی همه دولت ها در محیط بین المللی بوده است. در دوران ظهور فناوری های نوین به ویژه فناوری هوش مصنوعی، بازدارندگی وارد مرحله تازه ای شده است. هوش مصنوعی با قابلیت های گسترده در حوزه های تحلیل داده، پیش بینی رفتار دشمن، جنگ سایبری، عملیات شناختی و کنترل اطلاعات، توانسته است محاسبات راهبردی دولت ها را تغییر دهد. این فناوری نه تنها ابزارهای دفاعی و تهاجمی را متحول کرده، بلکه به عنوان یک عامل تعیین کننده در شکل گیری بازدارندگی نوین مطرح شده است. با توجه به کاربست فناوری های نوین در جنگ دوازده روزه، ضرورت ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران بیش از گذشته نمایان شده و الزامات بازدارندگی ایران را با پیچیدگی هایی مواجه ساخته است. هدف اصلی این مقاله شناسایی الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پساجنگ ۱۲ روزه است. پرسش اصلی این مقاله عبارتست است این که «الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پسا جنگ ۱۲ روزه کدامند؟» فرضیه مطروحه تحقیق این است که الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پساجنگ ۱۲ روزه عبارت است از الزامات سخت افزاری (تقویت توان موشکی و پهپادی و ... ) و الزامات نرم افزاری (استفاده از هوش مصنوعی، مدیریت ابزارها و فضای رسانه ای و ... .) این ترکیب می تواند ایران را در برابر تهدیدات نوین مقاوم تر سازد و به کشور امکان دهد تا در عرصه بین المللی، بازدارندگی خود را نه تنها بر پایه قدرت سخت، بلکه بر اساس توان فناورانه و نوآوری بومی تثبیت کند. مقاله از نوع کاربردی است و با استفاده از روش تحقیق توصیفی انجام خواهد شد. داده های مورد نیاز به روش کتابخانه ای و با استفاده از ابزار اسناد و مدارک گردآوری و به روش تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت.
۵۳۸۷.

امنیتی سازی تغییر اقلیم در سیاست بین الملل؛ (روند، دلایل و اقدامات فردی و جمعی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۴
تغییرات اقلیمی به عنوان یکی از بزرگ ترین تهدیدهای زندگی بشر ارزیابی می شود و این ظرفیت را دارد که سیاست بین المللی را به شکل بی سابقه ای تغییر دهد. این مقاله به بررسی این موضوع می پردازد که چه عوامل عینی باعث شده است که تغییر اقلیم به عنوان یک موضوع امنیتی در عرصه های سیاسی و توسط نهادها و سازمان های مختلف مورد توجه قرار بگیرد و چگونه بازنمایی های خاص تغییرات اقلیمی بر بحث ها، سیاست ها و عملکردهای سیاسی تأثیر گذاشته است. در پاسخ باید گفت که تغییر اقلیم با تغییر در شیوه معیشت مردم در مناطق مختلف جهان و تشدید فقر، پیامدهای امنیتی قابل توجهی داشته است. این عامل در کنار قدرت سازنده امنیتی سازی سبب شده است که تغییر اقلیم به عنوان یک موضوع امنیتی مورد توجه قرار بگیرد. همچنین با ورود تغییر اقلیم به عرصه سیاست و امنیتی شدن آن، سیاست بین الملل به سمت اتخاذ راه کارهایی برای کاهش دی اکسیدکربن در سطوح فردی و جمعی سوق یافته است. مباحث این مقاله به شیوه توصیفی-تحلیلی، روند، دلایل و پیامدهای امنیتی شدن تغییر اقلیم را تحلیل می کند.
۵۳۸۸.

دولت ترامپ و برنامه هسته ای ایران: ادراکات رئالیستی در نظم انتقالی نظام بین الملل (2025- 2017)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۷
دهه ی سوم قرن بیست و یکم، بیش از هر دوره ای با پیچیدگی ها و دگرگونی های متعددی روبرو شده است و می توان با برخی تسامحات، دوره ی حاضر را عصر انتقالی با محوریت ایالات متحده دانست. با به قدرت رسیدن مجدد دونالد ترامپ، سیاست-های رئالیستی ایالات متحده از مسیر «صلح از طریق قدرت» ابعاد عمل گرایانه تری گرفته است. در پژوهش حاضر این پرسش مورد بررسی قرار گرفته است که سیاست های ایالات متحده در دوران ترامپ (2025-2017) در مقابل ایران، با تمرکز بر برنامه هسته ای چگونه می باشد؟ در پاسخ این فرضیه مورد بررسی قرار گرفته است که سیاست های دونالد ترامپ، مبتنی بر دکترین جکسونی و رئالیسم تهاجمی مبتنی بر ادراکات رئالیستی است و بعید به نظر می رسد که بدون دستاوردی قابل توجه در قبال برنامه هسته ای ایران، رویکردهای فشار حداکثری خود را تقلیل ببخشد. نتایج نشانگر آنست که ایالات متحده به هر نحوی، موضوع ایران (و به تبع آن برنامه هسته ای و موشکی) را جزو اهداف اصلی خود قرار داده است و با ترکیبی از گزینه های مختلف، نهایتاً به دنبال وادار کردن ایران در همسویی با منافع خود در غرب آسیا است. شیوه گردآوری مطالب کتابخانه ای و اینترنتی (مقالات، کتب و گزارش های معتبر جهانی) و روش پژوهش توصیفی-تحلیلی می باشد.
۵۳۸۹.

بررسی تأثیرات مدرنیته و نگرش اسلامی بر جهان بینی و وضعیت فرهنگی-اجتماعی مسلمانان معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۴
مدرنیته با ویژگی های منحصر به فردش، پسامدرن با نگاه تعدیلی و دین با عملکرد رفتاری و گفتمان امری خود، سه فضای نظم وستفالیایی، پسامدرن و اسلامی اند که ذهن انسان را به خود مشغول کرده اند. هر یک تلاش می کند نظام فرهنگی و سیاسی خاصی را بر جهان انسانی تحمیل کند. مدرنیته با نوآوری ها و اندیشه های جدیدش لزوماً به طور کامل در تضاد با اسلام نیست، اما نیازمند رویکردی اسلامی است که بتواند مکانیسمی تولیدی و حیاتی برای تحقق نیازهای مسلمانان ایجاد کند و اندیشه های استوارتر و تحمل پذیرتری را آزاد سازد تا عمل و تفکر آزادانه در میان مسلمانان ارتقا یابد. این پژوهش در پی شناخت جهان مدرن و بن مایه های فلسفی آن و تأثیرش بر زندگی مسلمین و مردمان مشرق زمین است. یافته های تحقیق نشان می دهد تاریخ معاصر کشورهای اسلامی در مواجهه با تمدن غربی، موجب واپس زدگی ها و چالش های فراوانی شده است. مشکلات نظری و ذهنی اندیشمندان و اختلال های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ناشی از بنیادهای مدرنیته مانند انسان محوری، کمی نگری، هویت زدایی، پوچ گرایی، رفاه زدگی، دین گریزی، طبیعت ستیزی و غرب زدگی است. این تأثیرات در زندگی اجتماعی، سیاسی و اخلاقی فردی و جمعی مسلمانان مشهود است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی این موضوع می پردازد تا بتواند راهکارهای متعادل و کارآمدی ارائه دهد.
۵۳۹۰.

واکاوی روابط ایران و افغانستان در دولت طالبان و عوامل موثر بر آن (2025-2021)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۸
قدرت گرفت ن دوب اره طالب ان در افغانس تان ب ا خ روج نیروه ای آمریکای ی به دنب ال تص رف کاب ل، پایتخ ت ای ن کش ور رخ داد و س بب ش د جمه وری اس لامی ای ران در مواجه ه ب ا همس ایه های ش رقی خود دچ ار برخ ی تناقض ه ا ش ود. از س ویی، چ ون ابع اد تح ولات ب رای ای ران روش ن نیس ت، ب ه آنچ ه می گ ذرد ب ه دی ده تهدی د و تردی د می نگ رد و وج ود توطئ ه در تمام ی تح ولات را دور از ذه ن نمی دان د. هرچند ایدئولوژی در محور سیاست خارجی طالبان قرار دارد، اما این ایدئولوژی همچون گذشته از یکپارچگی و انسجام کامل برخوردار نبوده و دچار نوعی دوگانگی شده است. پرسش اصلی پژوهش این است که ایدئولوژی طالبان دوره دوم چه تاثیری بر روابط ایران با افغانستان دارد؟ روش پژوهش کیفی از نوع تبیین علی و روش گردآوری داده ها کتابخانه ای و اینترنتی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اگرچه یکپارچگی کامل ایدئولوژیکی ویژگی دوره اول حاکمیت طالبان بوده است، طالبان دوره جدید بر پایه عوامل موثر داخلی و خارجی، قومیت و ایدئولوژی به دو گروه با خاستگاه های فکری متفاوت تبدیل شده و از یکپارچگی ایدئولوژیک فاصله گرفته است، این دوگانگی ایدئولوژیک عاملی تعیین کننده بر روابط ایران و افغانستان در دوره جدید طالبان است.
۵۳۹۱.

پیامدهای امنیتی جنگ روسیه و اوکراین بر غرب آسیا با تأکید بر ج.ا.ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۱
جنگ روسیه و اوکراین پیامدها و تأثیرات به سزایی را برای اقتصاد بین الملل از جمله ایالات متحده، اتحادیه اروپا و سایر مناطق جغرافیایی در پی داشته است. پژوهش حاضر با روش آینده پژوهی به دنبال پاسخ به این پرسش است که پیامدهای امنیتی جنگ روسیه و اوکراین بر غرب آسیا و ایران چه خواهد بود؟ هدف این پژوهش شناسایی جامع پیامدهای امنیتی جتگ روسیه و اوکراین بر غرب آسیا و ج.ا.ایران می باشد. روش پژوهش در این طرح، روش آمیخته (کمی- کیفی) می باشد. یافته ها نشان می دهد که شاخص A2 (تاثیر بر زنجیره تامین و بازار مالی (تورم بالا و افزایش بی رویه قیمت ها) در رتبه اول تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم قرار گرفته است. شاخص A11 (افزایش مهاجرت آوارگان جنگ) در رتبه دوم تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم قرار گرفته است. شاخص A3 (تاثیر بر منابع غذایی (کمیت و کیفیت) در رتبه سوم تأثیرگذاری مستقیم و رتبه چهارم غیرمستقیم قرار گرفته است. نتیجه این است که اختلافات ژئوپلیتیکی و جنگ اثرات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و امنیتی بر سایر کشورها دارد. درگیری روسیه و اوکراین نشان داده است که اعمال تحریم ها علیه یک کشور متخاصم بهترین پاسخ نیست، زیرا تأثیرات سرریزی بر کشورهای غیر درگیر دارد، به ویژه زمانی که کشورهای متخاصم شرکای تجاری کشورهای غیر درگیری هستند. از این رو، رهبران سیاسی باید تلاش کنند تا از رویارویی هایی مانند تقابل بین اوکراین و روسیه اجتناب کنند و باید از گفتگو به عنوان مکانیزمی برای حل مناقشه استفاده کنند.
۵۳۹۲.

سیاست خارجی چین و روسیه در خاورمیانه و تأثیر مسئله فلسطین بر الگوی نفوذ منطقه ای

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۶
خاورمیانه به عنوان یک منطقه استراتژیک در سیاست جهانی، همواره مورد توجه قدرت های بزرگ بوده است. در دهه های اخیر، با توجه به تحولات ژئوپلیتیکی و کاهش نفوذ ایالات متحده، چین و روسیه به طور فزاینده ای به عنوان دو قدرت عمده در حال شکل دهی به سیاست های منطقه ای در این حوزه ظهور کرده اند. این مقاله به بررسی سیاست خارجی چین و روسیه در خاورمیانه و جایگاه مسئله فلسطین در الگوی نفوذ این دو قدرت می پردازد. مسئله فلسطین، به عنوان یکی از موضوعات محوری در سیاست منطقه ای، در سال های اخیر به ابزاری مهم برای تقابل چین و روسیه با غرب و همچنین تقویت روابط خود با کشورهای عربی و ایران تبدیل شده است.گرچه در بازه زمانی گذشته، ایالات متحده و بریتانیا در این منطقه حضور کامل داشتند، امروزه چین، روسیه و بازیگران دیگر نیز اضافه شده و چین و روسیه دو قدرت بزرگ اوراسیا در راستای شکل دادن به چشم انداز جهانی از قصد خود برای جایگزینی سیستم جهانی از یک "شراکت بدون محدودیت" پرده برداشته اند.
۵۳۹۳.

تحلیل سیاست گذاری خارجی ایران در قبال مواضع کشورهای غربی در تحولات سوریه پسااسد

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۳
سیاست گذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاست خارجی، به ویژه در منطقه غرب آسیا، همواره متأثر از ملاحظات ژئوپلیتیکی، امنیتی و ایدئولوژیک بوده است. یکی از مهم ترین عرصه های این سیاست گذاری، تحولات سوریه و جایگاه آن در معادلات منطقه ای است. بحران سوریه و فروپاشی حکومت بشار اسد پیامدهای گسترده ای برای امنیت و نفوذ منطقه ای ایران به دنبال داشته و واکنش کشورهای غربی نیز بر پیچیدگی این شرایط افزوده است. این مقاله بر پایه نظریه «موازنه منافع» رندال شوئلر، به بررسی راهبردهای ایران در مواجهه با این تحولات می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که ایران با بهره گیری از ابزارهایی نظیر موازنه سازی نرم، ائتلاف سازی منطقه ای و حمایت از نیروهای نیابتی، دیپلماسی چندسطحی و چندجانبه گرایی، اقدامات محدود نظامی با هدف بازدارندگی، دیپلماسی رسانه ای و بازنمایی عقلانی در افکار عمومی جهانی، تلاش کرده است ضمن کاهش تهدیدات امنیتی ناشی از قدرت های غربی، جایگاه خود را در محور مقاومت و معادلات منطقه ای حفظ کند. رویکرد ایران بیش از آنکه متکی بر موازنه سخت افزاری و هزینه های نظامی مستقیم باشد، بر استفاده از ابزارهای کم هزینه و انعطاف پذیر متمرکز است. بدین ترتیب، سیاست گذاری خارجی ایران در قبال کشورهای غربی در روند تحولات سوریه، بر مبنای حفظ امنیت ملی و تثبیت نفوذ منطقه ای از طریق راهبردهای چندوجهی و کم هزینه بازتعریف شده است
۵۳۹۴.

رقابت گفتمانی سکولاریسم کمالیستی و اسلام سیاسی در احزاب سیاسی ترکیه (2025- 1970)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۴
ترکیه یکی از مهم ترین میدان های تقابل گفتمانی میان سکولاریسم کمالیستی و اسلام سیاسی در جهان اسلام است که از دوره فروپاشی امپراتوری عثمانی و تأسیس جمهوری در ۱۹۲۳ آغاز و تا دهه های اخیر ادامه یافته است. هدف این مقاله تحلیل چگونگی تحول معنایی گفتمان اسلام سیاسی در ترکیه و رابطه آن با مؤلفه های مدرنیته در سطح احزاب سیاسی در بازه زمانی ۱۹۷۰–۲۰۲۵ است. پرسش اصلی پژوهش آن است که اسلام سیاسی ترکیه چگونه از گفتمان تقابلی دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ به گفتمان تلفیقی و سازگار با الزامات مدرن در چارچوب حزب عدالت و توسعه گذار کرده است. فرضیه مقاله بر این است که احزاب اسلام گرا با مفصل بندی دال هایی مانند هویت اسلامی، عدالت، توسعه و دموکراسی توانسته اند نظم معنایی جدیدی را در برابر گفتمان سکولار ایجاد کنند و از این مسیر، اسلام سیاسی را با منطق مدرنیته و دولت مدرن تطبیق دهند. این مقاله با تکیه بر نظریه ی گفتمان ارنستو لاکلائو و شانتال موفه، فرایند بازساخت هژمونیک مفاهیم دین، دولت و مدرنیته را در گفتمان احزاب سیاسی ترکیه طی دوره ی ۱۹۷۰ تا ۲۰۲۵ تحلیل می کند. یافته ها نشان می دهد که تغییرات اقتصادی، تحولات ساختاری در نظام حزبی و بازتعریف مفاهیم بنیادین دین و دولت، زمینه ساز شکل گیری گفتمان تلفیقی اسلام سیاسی شده اند؛ گفتمانی که توانسته فراسوی دوگانه ی سنت و مدرنیته، معنا و قدرت را در نظم سیاسی ترکیه بازآرایی کند.
۵۳۹۵.

اهداف و چشم انداز جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی و رژیم اسرائیل در پسا طوفان الاقصی؛ کدام نظم؟

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۸
عملیات طوفان الاقصی که از سوی حماس در هفتم اکتبر سال ۲۰۲۳ رقم خورد، پیامدهای گسترده ای فراتر از حوزه مدیترانه و منطقه غرب آسیا با خود به همراه داشته است. فارغ از انگیزه های انجام این عملیات، و پس از آن اهداف اولیه برخی کنشگران موثر منطقه، در ادامه و متناسب با تحولات رخ داده، آنها چشم انداز متفاوتی در ارتباط با نظم آتی را مدنظر قرار داده اند. هدف این پژوهش بررسی اهداف این کنشگران در دوران پساطوفان الاقصی و متغیرهای اثرگذار بر نظم آتی و احتمالی پیشِ رو می باشد. سوال مقاله این است که مهمترین اهداف جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی و رژیم اسرائیل در ارتباط با نظم و امنیت منطقه ای در دوره جدید چیست؟ این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی و نظریه واقع گرایی نوکلاسیک (تدافعی و تهاجمی) و بررسی متغیرها و مولفه های تعیین کننده نظم جدید، این فرضیه را طرح می کند که تهران، ریاض و تل آویو فارغ از نتیجه نهایی بحران غزه، در ارتباط با نظم آتی به ترتیب در پی حفظ موازنه موجود از طریق بقای متحدان، برقراری موازنه مطلوب با تضعیف دو طرف دیگر و دگرگونی کامل موازنه با هدف تفوق منطقه ای می باشند. در این بین، رویکرد واشنگتن در ارتباط با نظم پیشِ رو، همسو با تل آویو بوده و چشم انداز تداوم نظم پیشین مبهم به نظر می رسد.
۵۳۹۶.

عملکرد دیوان کیفری بین المللی در جنگ اوکراین و غزه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۱
در سپهر پرتنش مخاصمات بین المللی، که در قرن بیست و یکم نیز شاهد تداوم و گسترش درگیری های مسلحانه و وقوع جنایات بین المللی هستیم، دیوان کیفری بین المللی (ICC) به عنوان عالی ترین نهاد عدالت کیفری بین المللی نقشی اساسی در پیگیری جرایم جنگی، جنایات علیه بشریت، جنایت تجاوز و نسل کشی ایفا می کند. با این حال، واکنش این نهاد در پرونده های مختلف همواره یکسان نبوده و این تفاوت، ضرورت بررسی تطبیقی عملکرد دیوان در دو بحران اوکراین و غزه را آشکار می سازد. بر این اساس، پرسش اصلی پژوهش آن است که دیوان کیفری بین المللی در چارچوب قواعد حقوق بین الملل کیفری، تحت تأثیر چه عوامل حقوقی، سیاسی و اجرایی در دو پرونده اوکراین و غزه عملکردی متفاوت از حیث سرعت، دامنه و اثربخشی رسیدگی از خود نشان داده است؟ فرضیه پژوهش بر این مبناست که تفاوت عملکرد دیوان کیفری بین المللی در پرونده های اوکراین و غزه تابع ترکیب سطح همکاری دولت ها، میزان حمایت بین المللی،گستره اعمال صلاحیت و امکان دسترسی میدانی به شواهد است؛ به گونه ای که هم راستایی این متغیرها در پرونده اوکراین به تسریع و پویایی رسیدگی انجامیده، در حالی که عدم همگرایی آن ها در پرونده غزه موجب کندی و پیچیدگی فرآیند قضایی شده است. پژوهش حاضر با روش کیفی و تحلیل نظام مند اسناد، مبتنی بر بررسی ۸۶ سند رسمی دیوان، ۴۲ گزارش نهادهای بین المللی و ۳۱ منبع علمی معتبر، ابعاد حقوقی و سیاسی عملکرد ICC را تحلیل می کند. یافته ها نشان می دهد که در اوکراین همکاری کامل دولت، ارجاع رسمی ۳۹ دولت عضو و دسترسی میدانی گسترده موجب تسریع روند قضایی شد. در مقابل، در غزه فقدان ارجاع دولتی، عدم همکاری اسرائیل، کاهش حدود ۶۰ درصدی دسترسی مستقیم به شواهد و ثبت ۱۷ اقدام اعتراضی رسمی علیه دیوان، روند تحقیقات را بیش از ۳۲ ماه به تعویق انداخته است.
۵۳۹۷.

تحول اقتصاد سیاسی عربستان سعودی در زمان محمد بن سلمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۳۹
دوران محمد بن سلمان در تاریخ معاصر عربستان سعودی، با تحولات چشمگیر سیاسی و اقتصادی همراه بوده است. تمرکزگرایی در ساختار قدرت، اتخاذ سیاست های تهاجمی در عرصه منطقه ای و بین المللی و اجرای اصلاحات داخلی، ویژگی های ممتاز این دوره محسوب می شود. این پژوهش با هدف آزمون میزان تداوم یا تحول الگوی کلاسیک دولت رانتیر در عربستان سعودی طی دوره اصلاحات محمد بن سلمان (۲۰۱۷-۲۰۲۴) انجام شده است. تحولات عربستان، هم در سطح داخلی (روابط نهادهای مذهبی، خاندان سلطنتی و جامعه) و هم در روابط خارجی عربستان تأثیرات عمیقی برجای گذاشته است. از سوی دیگر، سیاست های اقتصادی مبتنی بر کاهش وابستگی به نفت و جذب سرمایه گذاری خارجی، بازتعریف جایگاه عربستان در اقتصاد جهانی را هدف گرفته است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که اصلاحات اقتصادی و سیاسی محمد بن سلمان چگونه ساختار اقتصاد سیاسی عربستان سعودی را در کوتاه مدت (۲۰۱۷-۲۰۲۴) و بلندمدت تحت تأثیر قرار داده است؟ این تحقیق با بهره گیری از نظریه دولت رانتیر و با روشی توصیفی - تحلیلی، با گرداوری و تحلیل داده های اقتصادی، بررسی اسناد،گزارش های معتبر بین المللی و منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته پژوهش مبتنی بر این امر است که تجربه عربستان در این دوره را می توان ذیل مفهوم رانتیسم اصلاح شده تحلیل کرد که در آن نمایش مدرنیزاسیون، همزمان با حفظ و تقویت هسته سخت اقتدار رانتیر پیش می رود. موفقیت بلندمدت این مدل در گرو حل تناقض ذاتی بین الزامات توسعه اقتصادی پایدار و ساختار سیاسی متمرکز و غیرپاسخگوست. اگرچه سیاست های تنوع بخشی اقتصادی در کوتاه مدت، موجب افزایش سرمایه گذاری خارجی و رونق بخش خصوصی شده است، با این حال، در بلندمدت، تمرکز قدرت سیاسی و تنش های منطقه ای ثبات این اصلاحات را تهدید می کند. به رغم دستاوردهای کوتاه مدت، موفقیت بلندمدت اصلاحات بن سلمان نیازمند تعدیل ساختار سیاسی، کاهش تنش های خارجی و تقویت نهادهای اقتصادی مستقل است.
۵۳۹۸.

تأثیر رقابت استراتژیک ایالات متحده و چین بر تنش بین جمهوری اسلامی ایران و رژیم اسرائیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۳
رقابت استراتژیک ایالات متحده و جمهوری خلق چین از دهه دوم هزاره جدید میلادی وارد مرحله جدیدی شده است. این رقابت استراتژیک که در دستور کار همه رؤسای جمهور ایالات متحده از سال 2010 به بعد قرار داشته، بر تحولات منطقه خاورمیانه و زیرمنطقه آن یعنی خلیج فارس تأثیرهای زیادی بر جای گذاشته و افزایش تنش و درگیری بین قدرت های منطقه ای به صورت نیابتی و یا مستقیم را در پی داشته است. زیرا قدرت های منطقه ای رقابت چین و آمریکا را فرصتی برای حاکم نمودن نظم دلخواه خویش بر منطقه می دانند. مسئله اصلی این مقاله بررسی تأثیر رقابت استراتژیک ایالات متحده و چین بر تنش های موجود بین جمهوری اسلامی ایران و رژیم اسرائیل است. مقاله در پی پاسخ به این سؤال است که رقابت استراتژیک ایالات متحده آمریکا و جمهوری خلق چین چه تأثیری بر تنش های موجود بین ایران و رژیم اسرائیل دارد؟ تغییر وضعیت درگیری های غیرمستقیم و نیابتی به درگیری های مستقیم و نظامی، گسترش و افزایش دامنه تنش و درگیری بین جمهوری اسلامی ایران و رژیم اسرائیل، ایجاد شکاف بین تهران و پایتخت های عربی و شتاب مقامات آمریکایی برای حل وفصل نهایی مسائل و بحران های خاورمیانه و درنتیجه ورود مستقیم به درگیری بین تهران و تل آویو، ازجمله مهم ترین تأثیرهای رقابت استراتژیک ایالات متحده آمریکا و چین بر تنش بین جمهوری اسلامی ایران و رژیم اسرائیل است.
۵۳۹۹.

نقش هوش مصنوعی در رمانتیسم توسعه:کشورهای شورای همکاری خلیج فارس

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۷
ظهور و گسترش هوش مصنوعی، ابعاد نوینی از توسعه را پیش روی دولت ها قرار داده است. در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، این فناوری نه تنها به عنوان ابزاری برای ارتقاء بهره وری اقتصادی و کارآمدی نهادی مورد توجه قرار گرفته، بلکه به مثابه عنصری نمادین در بازنمایی آینده گرایی، مدرنیته و رمانتیسم توسعه نیز ایفای نقش می کند. مسئله اصلی این پژوهش آن است که هوش مصنوعی در این کشورها صرفاً به عنوان فناوری کاربردی تلقی نمی شود، بلکه به گفتمانی هویتی،مشروعیت ساز و فرهنگی بدل شده است که مشروعیت سیاسی و چشم اندازهای توسعه ای را تقویت می کند. حال باتوجه به موارد مذکور می توان،پرسش پژوهش را هوش مصنوعی چگونه در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به ابزاری برای بازنمایی رمانتیسم توسعه و ایجاد تصویری ایده آل از آینده پیش رو بدل شده است؟در نظرگرفت،همچنین فرضیه پژوهش این است که بهره گیری از هوش مصنوعی در این کشورها علاوه بر نتایج اقتصادی و فناورانه، کارکردی فزاینده و نمادین در القا روایت پیشرفت و آرمان های توسعه گرایانه دارد. بررسی اسناد سیاستی، گفتمان های رسمی و پروژه های فناورانه نشان می دهد که هوش مصنوعی نه تنها موتور محرک در حوزه هایی چون انرژی، آموزش و بهداشت محسوب می شود، بلکه نقشی مهم در ساخت هویت توسعه ای و تقویت سرمایه نمادین دولت ها ایفا می کند. نتیجه آنکه، هوش مصنوعی در فضای خلیج فارس، بیش از یک فناوری، به یک استعاره توسعه ای و ابزاری برای مشروعیت بخشی به چشم اندازهای آینده محور تبدیل شده است. در پایان این پژوهش قابل درک است که هوش مصنوعی در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به مثابه پلی میان فناوری، سیاست و فرهنگ بازتعریف می شود.
۵۴۰۰.

قفقاز جنوبی به مثابه شطرنج ژئوپولتیک؛ بازتعریف معادلات انرژی و امنیت در غرب آسیا

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۷
قفقاز جنوبی به عنوان یک منطقه استراتژیک در اوراسیا و غرب آسیا،صحنه بازی پیچیده ای از رقابتهای ژئوپولتیکی میان قدرتهای بزرگ و بازیگران منطقه ای است.تحولات قفقاز جنوبی در سالهای اخیر، به واسطه موقعیت ژئوپولتیک،منابع غنی انرژی و موقعیت واسطه ای آن در انتقال انرژی نقش این منطقه را به عنوان کانون رقابتهای ژئوپولتیک بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای پررنگ کرده است. سوالی که مطرح میشود آن است که چگونه معادلات انرژی و امنیت در قفقاز جنوبی تحت تاثیر بازیگران مختلف بین المللی و منطقه ای شکل میگیرد و این تعاملات چه پیامدهایی برای ثبات و تغییرات امنیتی منطقه دارند؟فرضیه این مقاله مبتنی بر نظریه رئالیسم ساختاری بر آن است که رقابت ژئوپولتیک بازیگران منطقه ای و قدرتهای جهانی در قفقاز جنوبی، منجر به بازتعریف مسیرها و رژیمهای انتقال انرژی و ترتیب جدیدی در معادلات امنیتی غرب آسیا شده است. مقاله حاضر از نوع کیفی بوده و با تکیه بر رویکرد تحلیلی - توصیفی و استفاده از منابع کتابخانه ای به بررسی نقش قفقاز جنوبی در بازآرایی معادلات انرژی و امنیت در غرب آسیا میپردازد. یافته ها نشان میدهد که معادلات انرژی به ویژه کنترل خطوط لوله نفت و گاز و نقش ترانزیت انرژی، یکی از عوامل کلیدی در تقویت رقابتها و تقابل های امنیتی در این منطقه است. همچنین بازیگران منطقه ای و قدرتهای بزرگ با منافع مختلف، موجب پیچیدگی ساختار امنیتی منطقه شده اند و مناقشات قومی و قلمرویی و حضور نظامی چندجانبه، موجب افزایش بی ثباتی شده و هم زمان انرژی به عنوان ابزار و عامل موثر در سیاست امنیتی و ژئوپولتیکی بازی میکند. این تعاملات باعث شده تا قفقاز جنوبی همچون یک صفحه شطرنج ژئوپولتیک، عرصه ای از بازی قدرتهای مختلف باشد که سناریوهایی متعددی برای آینده این منطقه محتمل است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان