فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۱٬۲۷۸ مورد.
دقایقی در دیوان حافظ از دیدگاه استاد جلال الدین همایی
حوزههای تخصصی:
این مقاله حاوی یادداشتهایی ارزنده است از شادروان استاد جلال الدین همایی که باریک بینی هایی را در برخی اشعار لسان الغیب خواجه حافظ شیرازی بیان می دارد. این یادداشتها که تاکنون در نشریه ای درج نشده است، به لطف و عنایت استاد دکتر شاه حسینی در اختیار پژوهشنامه فرهنگ و ادب قرار گرفته است. نکات مورد اشاره مرحوم همایی شامل دوازده مورد است که برخی را به اختصار...
یادداشت های ادبی
تحلیل مؤلفه های موسیقایی در غزلیات حافظ
حوزههای تخصصی:
ارتباط ساختاری حافظ با موسیقی به شیوه های مختلفی در غزلیات او مشاهده می-گردد. ادراک موقعیت حافظ در مقابل موسیقی به شکل دقیق آن، با توجه به استفهام فنی موسیقی کاملا واضح نیست. اما با استفاده از نشانه های موجود در ابیات دیوان وی، می توان میزان خویشاوندی او را با موسیقی سنجید. این تمایل به صورت همگن در همه ی غزل ها به چشم نمی خورد. تجزیه وتحلیل در استفاده از بحور مختلف در شعر حافظ، تنها یکی از نمادهای این گرایش است؛ اگرچه اوزان عروضی غزل های مختلف با مقیاس های زمانی (وزنی) در موسیقی ایران، خواص ریتمی یکسانی را از خود نشان می دهد. درحالی که استفاده از واژگان موسیقی نیز یکی از مهم ترین نشانه-های موسیقایی موجود در غزل های حافظ است. این مولفه می تواند به عنوان یکی از نمادهای توجه حافظ به موسیقی قلمداد گردد. باید تاکید کرد که تحلیل تلفیق شعر و موسیقی کنونی کلاسیک ایران، بیانگر خواص واژگانی است که امکان این هم-پوشانی را قویا میسر می سازد. این تلفیق خصوصا در واژه های یک سیلابی به-کارگرفته در غزلیات حافظ مشهودتر است. واژه هایی که با تغییر در ماهیت هجا، تغییر در معنی ندارند. باید اذعان کرد که این رویه، عموما در آواز کنونی ایران بسیار رایج است. ساختار آواز ایرانی این مجال را برای انطباق جملات موسیقایی آواز ردیف دستگاهی با غزلیات حافظ فراهم می سازد. اگرچه می توان آشکارا بر این نکته تاکید نمود که همه ی ابیات یک غزل، ظرفیت های موسیقی پذیری را به شکلی یکسان ندارند. با وجود اینکه ساختار موسیقی ایران از عصر حافظ تا دوره ی موسیقی دستگاهی (موسیقی صدوپنجاه سال اخیر) تغییراتی داشته است، اما خواص موسیقی-پذیری شعر حافظ را می توان در بررسی تلفیق موسیقی در موسیقی امروز ایران جست وجو نمود و برای ادوار پیش از آن به خواص واژگانی مراجعه کرد.
«حافظ در اوج»: - بقلم پرویز خائفی - از انتشارات اداره کل فرهنگ و هنر فارس - جلد اول - شیراز - آبان 2553
منبع:
گوهر آذر ۱۳۵۵ شماره ۴۵
حوزههای تخصصی:
شمول معنایی شعر حافظ و تأویل های یک سونگرانه
حوزههای تخصصی:
تحقیقات ادبی: جرعه فشانی بر خاک
حوزههای تخصصی:
تأثرات حافظ از قرآن
سیب زنخدان
حوزههای تخصصی:
«هنر بیان رندانه حافظ» (ابهام آفرینی در مقصود از «آن گناه» در بیتی از حافظ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنر بیان رندانه ی حافظ شعر او را تأویل پذیرساخته است. یکی از شگردهای خواجه پنهان سازی معانی متعدد در پس باورهای رایج و مسلم خواننده است. در این نوشته، با تکیه بر بیت زیر برای اثبات این فرض تلاش شده است اگر شراب خوری جرعه ای فشان بر خاک از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک (حافظ، 1372: 231) هم نشینی واژه های «شراب» و «گناه»، بسرعت ذهن خواننده را به گناه شرابخواری متمایل می کند. اما به نظر می رسد ابهام آفرینی خواجه در مقصود از «آن گناه» و امکان ارجاع «آن گناه» به گناهی غیر از شرابخواری، موجب شده است که بیت متضمن دو معنی دیگر نیز باشد. همه ی شارحان مقصود از «آن گناه» را گناه شرابخواری دانسته اند. اما اگر مقصود از «آن گناه» را نه «شراب خواری» بلکه «شراب ریزی» بدانیم، مفهوم تازه ای از بیت دریافت خواهد شد. بر این اساس می توان گفت شراب عنصر عزیزی است که هدر دادن یک قطره از آن هم گناهی بزرگ به حساب می آید، لیکن چون در سنت جرعه ریزی، از آن گناه (یعنی ریختن یک قطره شراب بر خاک) نفعی به اموات می رسد، از گناه شراب ریزی - نه شراب خواری- باکی نیست. معنای سوم، مبتنی بر رمزگشایی از واژگان بیت بر اساس سابقه ی رمزی آن ها در متون عرفانی متقدم است. با رمزگشایی واژه های «شراب»، «ساقی»، «جرعه» و«خاک» می توان بیت را بیان نمادین واقعه ی افاضه ی روح به خاک آدم (ع) یا اعطای عشق به او از جانب ساقی ازل و ماجرای اعتراض فرشتگان به آفرینش و گناه آدم (ع) دانست. در این معنی مقصود از «آن گناه»، گناه آدم (ع) خواهد بود. فرض این مقاله آن است که حافظ همزمان هر سه معنی را در نظر داشته است.
زبان و ادبیات: طنز در اشعار حافظ
حوزههای تخصصی:
کلام و پیام حافظ (2)
حوزههای تخصصی:
نخستین چاپ «دیوان حافظ»
حوزههای تخصصی:
سیر استکمالی مصرع های تکراری حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این که شاعران برخی سروده های خود را تکرار کنند، امری رایج است. در اشعار حافظ نیز، هفده مصراع و یک بیت تکراری در هم ریخته، وجود دارد. به نظر می رسد تکرار این اشعار اتفاقی نبوده و حافظ اهدافی مشخص را پی می گرفته است. حال مسأله این است که حافظ از تکرار این اشعار چه اهداف فکری و اغراض بلاغی را در نظر داشته است؟ در این مقاله با روش تحلیلی توصیفی به این موضوع پرداخته شده است. تاریخ دقیق سروده های حافظ مشخص نیست و نمی توان تقدیم و تأخیر این ابیات را به صورت قطعی مشخص کرد، اما بررسی بلاغی و دقت در سیر عمودی و افقی اشعار و ابیاتی که مصراع های تکراری در آنها آمده، روشن می سازد برخی از این ابیات از دیدگاه هنری و فکری نسبت به مشابه خود تفاوت و در اغلب موارد برتری دارند. از آن جا که می دانیم خواجه اشعار خود را همواره نقد واصلاح می کرده است، می توان حدس زد ابیاتی که از دیدگاه بلاغی و فکری پخته تر و غنی ترند و رنگ و بویی از ادب صوفیانه دارند، متأخرترند. چرخش دیدگاه هنری، بلاغی و فکری حافظ، با توجه به افزایش سن و سال، تحولات سیاسی و اجتماعی عصر او از مهم ترین عوامل