فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۶۴۱ تا ۴٬۶۶۰ مورد از کل ۵٬۳۲۷ مورد.
مهاجرت پارسیان به هندوستان
منبع:
ارمغان ۱۳۲۹ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
سید و اتابک: توضیحی درباره ماموریت دیپلوماسی سید در روسیه
حوزههای تخصصی:
بعلم کوش که سرمشق زندگی علم است
حوزههای تخصصی:
نهضتهای ملی ایران 124
منبع:
ارمغان ۱۳۵۶ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
مایل شیرازی
نهضتهای ملی ایران (96)
حوزههای تخصصی:
نقد نظریه استعاره مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لیکاف و جانسون، استعاره را ابزاری شناختی می دانند که بواسطه چیزی متعارف و تجربی، چیزی دیگر را می شناسیم. از نظر آنان استعاره در سراسر زندگی روزمره و نه تنها در زبان، که در اندیشه و عمل ما جاری است و نظام مفهومی معمول ما که در چارچوب آن می اندیشیم و عمل می کنیم، ماهیتی اساساً استعاری دارد. آنان مدّعی اند در نظریه های سنتی، به رابطه استعاره با تفکر توجّه نشده است؛ بلکه فقط به تعابیر زبانی استعاره ها در شعر و ادبیات توجه کرده اند و بین زبان روزمره و زبان ادبی تمایز نهاده اند. از این رو تعریف جدید را در تقابل با استعاره زبانی، استعاره مفهومی نامیدند که دارای ویژگیهای چون یک سویگی نگاشت و اصل تغییر ناپذیری است و به انواعی چون استعاره متعارف و نو و تصویری تقسیم می شود. در این مقاله، نظریه استعاره مفهومی و برخی از تناقضهای درونی آن را نقد کرده ایم که برخی از نتایج عبارتند از: شناخت و فهم استعاری نیست بلکه قیاسی است؛ استعاره مبتنی بر شباهت است و تغییر ناپذیری اصل معتبری نیست.
روابط بینامتنی اشعار بحتری با تاریخ، فرهنگ و هنر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیوان بحتری مشتمل بر قصاید وصفی و مدحی فراوانی است که به اشکال گوناگون تاریخ، فرهنگ و هنر ایرانی را بازآفرینی می کند و به فراخور مضمون و بافت کلام پادشاهان بزرگ، آلات موسیقی، معماری، لباسها و اسامی شهرهای ایرانی و غیره بازنمایی کرده است. لذا مطالعه و بررسی چگونگی و چرایی تأثیرپذیری بحتری از فرهنگ و تمدن ایرانی از اهمیت بسزایی برخوردار است. در پژوهش حاضر از رویکرد بینامتنیت که با خوانشی تفسیری تأثیر و تأثر متون از یکدیگر را واکاوی می کند به مطالعه دیوان بحتری پرداخته شده است. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای منابع کتابخانه ای است. بدین ترتیب که ابتدا دیوان بحتری مورد مطالعه قرار گرفته است و شواهد تأثیر پذیری او از فرهنگ و تمدن ایرانی استخراج شده است. سپس بر اساس نظریه باختین و مایکل ریفاتر تحلیل شده است. مهمترین پرسش این تحقیق بررسی اَشکال تأثیر پذیری بحتری از تمدن ایرانی است. نتیجه این بررسی حاکی از آن است که بحتری با ذکر جغرافیای سرزمین ایران و به نیکی یاد کردن از شهرهای آن در اشعار خود، برای خوشامد ممدوحان ایرانی خویش از جغرافیای ایران به نیکی یاد کرده است. همچنین وی با همانندپنداری ممدوحان خود به شاهان و وزیران ایرانی، منظومه ای توصیفی از سلاطین ایرانی با معنابن قدرت و سلطنت تشکیل می دهد و بر شجاعت و دلاوری فرماندهان ایرانی تأکید می کند. همچنین شاعر در ضمن توجه به انواع هنر ایرانی همانند موسیقی، معماری رمز ماندگاری سروری ممدوحانش بر ایرانیان را در اهتمام آنان در حفظ و احیاء آیین و رسوم ایرانی می داند
مشاعره یک پادشاه
حوزههای تخصصی:
جستاری در شناخت نوع ادبی دستورنامه و آثار آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در خصوص بزرگان تاریخ نظیر شاهان، وزرا، رجال سیاسی، ادبا، فقها، علما و... از دیرباز تا کنون آثار مستقلی تدوین و تصنیف شده و بعضاً نیز در مطاوی آثارتاریخی و کتابشناسی بدان ها پرداخته شده است. از زمرة این قبیل آثار باید از کتبی نام برد که به طبقة دستوران (صدوران یا وزراء) پرداخته اند و می توان آن ها را در یکی از اقسام نثر فارسی مسمّی به دستورنامه ها طبقه بندی کرد. مقصود از این نوع خاص، آثاری اند که یا به مثابة کتب تاریخ عمومی از پیش ازاسلام تا عصر مولّف را از منظر شناخت وزرا بررسیده و یا اینکه اختصاصاً یکی از ادوار تاریخی را مطمح نظر قرار داده اند. پیشینة این گونه آثار به پس از اسلام برمی گردد. در ادبیّات عرب کتبی نظیر الوزراء و الکتّابالجهشیاری و تاریخ فخریابن الطقطقی داعیه دار این قسم ادبی به شمار می روند. در ادبیّات فارسی نیز نگارش دستورنامه ها از قرن ششم متداول شده و تا سده های اخیر ادامه یافته است. برخی از این قبیل آثار عبارت اند از: تاریخ الوزراءنجم الدین قمی، نسائم الاسحارناصرالدین منشی کرمانی، آثارالوزراءعقیلی و... . دستورنامه ها از جهات تاریخی، اجتماعی، سیاسی و ادبی از اهمیّت بسزایی برخوردارند. تعدادی از آثار این نوع ادبی تصحیح و طبع شده و برخی هنوز در کسوت نسخ خطّی و چاپ سنگی باقی مانده اند. نگارنده در این نوشتار کوشیده ضمن احصاء دستورنامه های فارسی به بررسی و بیان خصایص این دسته آثار از منظر ساختاری، محتوایی بپردازد.
افیون در می
حوزههای تخصصی:
امین و مأمون - حلقه یازدهم از سلسله رویات اسلام
منبع:
ارمغان ۱۳۱۱ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
رسالة الشبکة
بررسی تأثیر داستان های قرآنی بر افسانه های عاشقانه لری بر مبنای نظریه ترامتنیّت ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی - قرآنی سال ششم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۲۴)
169 - 194
حوزههای تخصصی:
ارتباط متنی با متن های دیگر از موضوع هایی مهم است که ساختارگرایی و پساختارگرایی به آن می پردازد. ژنت در ترامتنیّت به بررسی تأثیرات یک متنِ اساس به عنوان پیش متن بر متن یا متن های دیگر(بیش متن) می پردازد. نظریه ترامتنیّت بهره گیری متون از یکدیگر را براساس پنج نوع رابطه بینامتنیّت، فرامتنیّت، پیرامتنیّت، سرمتنیّت و بیش متنیّت می داند. در این مقاله به بررسی تأثیر داستان های قرآنی بر افسانه های عاشقانه ی لری بر مبنای نظریه ترامتنیّت ژنت پرداخته می شود. هدف پژوهش نشان دادن چگونگی تأثیرپذیری افسانه های لری(بیش متن) از داستان های قرآنی(پیش متن) از منظر بینامتنیّت و بیش متنیّت و بررسی دلایل شکل گیری رابطه فرامتنی افسانه ها با داستان های قرآنی است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است. خواننده با مطالعه این مقاله در می یابد که افسانه های عاشقانه لری با داستان های قرآنی رابطه بینامتنی صریح و بیش متنیّت از نوع همان گونگی و تراگونگی با روش گشتار کمی و کاربردی دارند. هم چنین به دلیل ماندگاری باورهای اسطوره ای در حافظه جمعی مردم، برخی افسانه ها رابطه فرامتنی با داستان های قرآنی دارند. شایان یاد است که برخی از افسانه ها ممکن است فقط یک رابطه با داستان های قرآنی داشته باشند، ولی برخی افسانه ها هر سه نوع ارتباط را با داستان های قرآنی داشته باشند.
شعر فارسی و جامعه ایرانی
منبع:
وحید آبان ۱۳۵۱ شماره ۱۰۷
حوزههای تخصصی:
عالم و جاهل
حوزههای تخصصی:
نوروز
حوزههای تخصصی:
خوانش تأملی «پیر چنگی» در زمان و حکایت پل ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه هرمنوتیک تأملی، نقل قصه و روایت حکایت متعلق به دو دنیای گفتمانی متفاوت است. هر چند هیچ روایتی بدون کنش و تهی از زمان نیست، ولی تحلیل انتقادی حکایت، پیش انگاشت هم سویی و هم گونی کنش و زمانِ آن را با قصه متعارض می سازد. به طوری که می توان گفت چالش حکایت، واداشتن زبان به پیروی از اندیشه و استعارگی فهم و دغدغه قصه، عمق بخشی به یکپارچگی زبان و رویدادانگاری داستان است. آن چه که اندیشه نوشتار حاضر حول محور آن می گردد در نافذترین شکل خود در دقایق سه گانه زمان و حکایت «پل ریکور» فرانسوی مطرح شده است. او با تحلیل انتقادی ماهیت کنش و زمان در عرصه محاکات می گوید: هم-بستگی تنگاتنگ بین محاکات و پیرنگ سبب شده نظریه پردازان ادبی متوجه حضور مؤلفه ای پنهان بنام «آفرینش» که حکایت را برخلاف قصه سرشار از اندیشندگی می کند نشوند و کنش و بازنمود آن در قصه را با بازعمل آوری کنش در حکایت یکسان پندارند. پنداشت اخیر سبب غفلت از پیکربندی و فهم عملی حکایت شده خصیصه هایی را نادیده می گیرد که این سنخ ادبی را در مقابل قصه قرار می دهد. پژوهشگران مقاله حاضر با استفاده از رهیافت های وی روایت «پیر چنگی» را که از داستان های مشترک عطار و مولوی است به شیوه تحلیلی- محتوایی مقایسه کرده در مواجهه با این سؤال که کدام خصیصه های روایتی قادر است قصه و حکایت را از هم متمایز سازد به این برآیند رسیده اند که حکایت برخلاف قصه، فربه از «برون گستری»، «فهم عملی»، «خودآیینی» و «شاکله سازی» است.