ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۱٬۵۴۵ مورد.
۱.

گفتمان های پوچی: بینامتنیت و طغیان وجودی در "طعم گیلاس" کیارستمی و "اسطوره سیزیف" کامو»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۱۸۶
فیلم «طعم گیلاس» (۱۳۷۶) ساخته عباس کیارستمی، با بهره گیری از پایانی جنجال برانگیز، مسئله ای فلسفی و بنیادین را پیش می کشد. کیارستمی با گذار ناگهانی از بحران وجودی شخصیت اصلی به تصاویر پشت صحنه فرآیند فیلم سازی، ساختار روایی را فرو می ریزد و مخاطب را ناگزیر می سازد تا با پرسش هایی درباره تصنّع، واقعیت و معنا رویارو شود. این مقاله با رویکردی تطبیقی میان سینمای کیارستمی و مقاله فلسفی «افسانه سیزیف» اثر آلبر کامو، استدلال می کند که پایان فیلم صرفاً یک انتخاب فرمی یا زیبایی شناختی نیست؛ بلکه کنشی فلسفی و اندیشیده است. با تکیه بر خوانشی از نظریه پوچی کامو – به ویژه مفاهیم «شورش» و «آفرینش گر پوچ» – این پژوهش بررسی می کند که چگونه هر دو اثر، با زیستن در جهانی عاری از معنا، دست و پنجه نرم می کنند. این تحلیل نشان می دهد که «طعم گیلاس» نه تنها بازنمایی ای از اندیشه کاموست، بلکه به گونه ای جامع، آن را مجسم می سازد: فیلم، نخست از رهگذر مواجهه های شخصیت اصلی با دیگران، واکنش های انسان به پوچی را به تصویر می کشد؛ سپس، با عبور ناگهانی به متا-روایت، کنش نهایی «خالق پوچ» را محقّق می سازد: نفی خود اثر هنری. در این مسیر، فیلم کیارستمی نه صرفاً تصویری از پوچی، بلکه یک مواجهه مستقیم، آگاهانه و سینمایی با آن است.
۲.

تحلیل دراماتیک شخصیت شیرین به مثابه «زنِ واجد عشق آرمانی» در منظومه خسرو و شیرین : از کهن الگو تا تراژدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۲۳
این پژوهش با هدف تحلیل دراماتیک شخصیت شیرین در منظومه خسرو و شیرین نظامی، جایگاه او را به مثابه «زنِ واجد عشق آرمانی» بررسی می کند. پژوهش حاضر با رویکردی ترکیبی، از دو منظرِ نظریه مثلث عشق استرنبرگ و کهن الگوهای یونگ، به واکاوی عناصر سازنده شخصیت شیرین می پردازد و نشان می دهد که عشقِ شیرین واجد هر سه مؤلفه صمیمیت، شور و تعهد است و در عین حال، ویژگی های کهن الگویی او همچون زیبایی، پاکدامنی، پویایی، خردمندی، حساسیت و کینه جویی نقشی کلیدی در ساختار دراماتیک روایت دارند. از منظر دراماتیک، شیرین به عنوان شخصیت محوریِ داستان مسیر تحول و تعالی ای پیچیده را طی می کند که از عشقی آرمانی آغاز می شود و درنهایت به انتخابی تراژیک می انجامد. تحلیل روابط او با سایر شخصیت ها، ازجمله خسرو، فرهاد و شیرویه، نشان می دهد که داستان عمدتاً حول واکنش آن ها به کنش های شیرین شکل می گیرد و به پیش می رود. درنهایت، شاید بشود گفت که این پژوهش از سویی می تواند الهام بخش درام پردازی معاصر باشد و از سوی دیگر راه را برای بررسی های بیشتر در حوزه بازنمایی زنان عاشق در ادبیات فارسی به مثابه منابعی ارزشمند از ناخودآگاه جمعی ایرانیان در باب عشق بگشاید.
۳.

تمثیل و کارکردهای آن در مکتوبات مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۹
تمثیل یکی از مهم ترین ابزارهای بیانی در آثار مولاناست که او از آن برای تفهیم مفاهیم عرفانی، اخلاقی و تعلیمی بهره برده است. نامه های مولانا که مخاطبانی از طیف های مختلف اجتماعی دارد، سرشار از تمثیل های کوتاه و بلندی است که برای اهداف گوناگون نوشته شده اند. بررسی نظام مند تمثیل های موجود در نامه های مولانا (مکتوبات) تاکنون مورد توجّه جدّی قرار نگرفته است. این پژوهش با رویکردی توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر تحلیل آماری، به بررسی انواع تمثیل های به کار رفته در نامه های مولانا و کارکردهای بلاغی آنها می پردازد و در پی پاسخ به این پرسش هاست که مولانا در مکتوبات از چه تمثیل هایی بهره گرفته است، کدام تمثیل ها بیشترین کاربست را داشته و این تمثیل ها چه کارکردهایی در نامه های وی داشته اند؟ نتایج بدست آمده گویای آن است که مولانا در نامه های خود بیشتر، از تمثیل های توصیفی استفاده کرده است و تمثیل های روایی کاربرد محدودتری داشته اند. ارسال المثل که از جمله تمثیل های کوتاه به شمار می رود، بیشترین بسامد را به خود اختصاص داده است که نشان از تلاش مولانا برای تأکید، اقناع و مشروعیت بخشی به سخنانش از طریق بهره گیری از خرد عامّه و سنّت های زبانی دارد. از سوی دیگر، کارکردهای تبیینی و انگیزشی بیشترین سهم را در مکتوبات مولانا داشته اند؛ درحالیکه کارکردهای استدلالی و انتقادی بسامد کمتری دارند. این مسئله گویای آن است که مولانا در نامه های خود بیشتر به هدایت عملی مخاطبان و ایجاد انگیزش در آنها توجّه داشته تا ارائه استدلال های پیچیده. بنابراین، این پژوهش با ارائه شناختی دقیق از شیوه های بهره گیری مولانا از تمثیل در مکتوبات، می تواند به درک بهتر سبک بلاغی و ارتباطی او در نامه هایش کمک کند.
۴.

تحلیل بلاغیِ روایتگری در سروده های اخوان (با تکیه بر قصه شهر سنگستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۱
مقاله، پژوهشی است نمونه وار در شیوه روایتگریِ شعر اخوان ثالث (1307-1369ش) که به گفته منتقدانش، این شگرد از ویژگی های برجسته و از شیوه های بلاغی - ادبی سبکی شعر اوست. تحلیل و تفسیر روایت و انواع آن در قصه شهر سنگستان می تواند سایر شعرهای روایی اخوان را نیز نمایندگی کند. شاعر در این اثر، انواع روایت از قبیل فولکلوریک، اسطوره ای، سیاسی و تاریخی را هنرمندانه خلق می کند و در بخش هایی از آن، چند روایت گوناگون را با زبان عامیانه و ادبی، ماهرانه در هم می آمیزد. این روایات، به صورت شبکه ای در هم تنیده جلوه ای ویژه دارند و از جهات گوناگون همانند قصه های عامیانه اند؛ ازجمله داشتن شخصیت های مشترک با چهار قصه عامیانه منتخب در مقاله، مشابهت های زبانی و لحنی با آن قصه ها و نیز استفاده از اصطلاحاتی چون افسون، تقدیر، طلسم، شیطان و سنگ شدن. این مقاله نشان می دهد که اخوان با استفاده از شگرد بلاغی روایتگری، هم توانسته زبان عامیانه را در کنار زبان ادیبانه قرار دهد و آن دو را با هم تلفیق نماید، بدون آنکه به ساختار کلی روایت آسیبی برساند و هم توانسته دگرگونی معنایی در شخصیت کبوتران قصه های عامیانه ایجاد کند به طوریکه با توجه به فضای موجود در شعر او بتوان معنایی نمادین برای آنها در نظر گرفت.
۵.

بررسی برجسته سازی زبانی در نفثه المصدور از دیدگاه جفری لیچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۸
نفثه المصدور از جمله آثار ارزشمند زبان و ادبیات فارسی است که در میان متون منثور از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ یکی از دلایل اهمیت نفثهالمصدور، ویژگی های زبانی آن است که باعث شده این اثر، افزون بر جنبه های تاریخی، از نظر مسائل زبانی نیز اهمیت ویژه ای داشته باشد. با مطالعه کتاب نفثهالمصدور از این منظر، به ویژگی های زبانی و عوامل برجسته-ساز مختلفی برخورد می کنیم که در ایجاد و تقویت زبان ادبی این کتاب نقش به سزایی ایفا کرده و زبانی برجسته پدید آوردهاند. منظور از برجسته سازی، برهم زدن قواعد مرسوم زبان است که به آشنایی زدایی منجر می شود و یکی از عوامل ایجاد متن ادبی به شمار می رود. زبان شناسان دو عامل قاعده کاهی( straw base) و قاعده افزایی (Adding rules) را علت اصلی برجسته سازی زبان می دانند. در پژوهش حاضر، نویسندگان کوشیده اند که با تکیه بر نظریه جفری لیچ، برجستگی های زبانی نفثهالمصدور را در هفت حوزه واژگانی، نحوی، سبکی، معنایی، زمانی، آوایی و گویشی مورد بررسی قرار دهند. یافته های این پژوهش نشان می دهند که هنجارگریزی های معنایی در گسترده ترین شکل ممکن، شامل استفاده از انواع صنایع ادبی و صور خیال، استفاده از ساخت های کهن، تصویرپردازی، کاربرد شواهد قرآنی و ادبی و به کارگیری انواع توازن، باعث برجسته سازی زبانی در نفثهالمصدور شده و نثر این اثر را به شعر نزدیک کرده است.
۶.

بازخوانی رمان «پاییز فصل آخر سال است» بر اساس نظریه اسطوره شناختی نورتروپ فرای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۲۴۱
نورتروپ فرای، نظریه پرداز کانادایی، در تئوری اسطوره شناختی خود، وجه روایی اثر ادبی را «میتوس» و وجه مضمون مدار را «دایانویا» می نامد و اظهار می دارد تمام آثار ادبی ریشه ای اسطوره ای دارند. جستار حاضر، درصدد است با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی، به بازخوانی رمان پاییز فصل آخر سال است از منظر آرای فرای بپردازد تا نشان دهد هم از لحاظ ساختار روایت و هم مضمون، از دو مفهوم میتوس و دایانویا تأثیر پذیرفته است. براساس نتایج به دست آمده، تقسیم بندی روایی رمان به دو بخش تابستان و پاییز، که نمودار ورود سه شخصیت اصلی از مرحله دنیای آرمانی به زندگی واقعی است، نمادی از گذر از ژانر رمانس به تراژدی است که فرای در نظام اسطوره شناختی خود، با نسبت دادن ژانرها به فصول سال، آن را نمادی از گذر از «میتوس تابستان» به «میتوس پاییز» می داند. مرحله تابستان از منظر فرای، نمود تصاویر بهشتی و مرحله پاییز، نمود تصاویر دوزخی است که در این اثر، جهانی منطبق با قیاس تجربه و مملو از مضامین تراژیک می آفریند. دایانویای اسطوره نیز در قالب کهن الگوی «ولادت مجدد» در این سه شخصیت زن بازتولید می شود و آنان را به مرحله پاگشایی می رساند. بدین ترتیب، پس زمینه های اساطیری شگردی برای بازنمایی مشکلات اجتماعی زنان می شود و اسطوره «زن سرمدی» را بازآفرینی می کند.  
۷.

بازنمایی زبان جنسیت گرا در آثار سعدی و فردوسی: تحلیل گفتمان انتقادی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۲۱
ادبیات کلاسیک فارسی، به عنوان بازتابی از ساختارهای فرهنگی و ایدئولوژیک جامعه، نقش مهمی در تکوین و تثبیت گفتمان های مسلط از جمله گفتمان جنسیت زده ایفا کرده است. پژوهش حاضر بر اساس تحلیل گفتمان انتقادی به بررسی بازنمایی زبان جنسیت گرا در آثار سعدی و فردوسی می پردازد تا سازوکارهای زبانی و مؤلفه های گفتمان مدار را که در تولید و بازتولید نظم نمادین مردسالار در این متون ایفای نقش می کنند، شناسایی کند. داده های پژوهش به صورت هدفمند شامل نمونه هایی از ابیات شاخص در آثار شاعران مذکور است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای انجام شده است. نتیجه واکاوی متون نشان می دهد که هرچند نحوه بروز گفتمان و زبان هر دو شاعر در بافت های تاریخی و فرهنگی متفاوتی شکل گرفته است؛ اما در ابیات هر دو شاعر، زبان جنسیت گرا وجود دارد و در لایه های زبانی و معنایی نمایان است که این پدیده، نشان از ردّ پای سلطه مردسالارانه است و به بازتولید گفتمان جنسیت زده دامن زده اند؛ بنابراین، این پژوهش نشان می دهد که ادبیات کلاسیک فارسی با وجود تفاوت های سبکی و تاریخی، در مجموع در خدمت حفظ نظم نمادین مردمحوری عمل کرده است.
۸.

نگاهی به ساختار زبان محاوره ای مقالات شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۱
بخشی از سبک یک متن به ویژگی های زبانی و ساخت نحوی آن مربوط می شود. مقالات شمس به دلیل محاوره ای بودن و نابه سامانی های یادداشت برداری، در بخش عظیمی از آن ساختی آشفته دارد؛ ولی در بخش های بازبینی شده و نامه نگاری منظم تر است. این جستار توصیفی-تحلیلی جنبه های زبانی و ساخت نحوی مقالات شمس را که استاد موحد کمتر بدان پرداخته است مورد بررسی و تحلیل قرار داده و به این پرسش پاسخ می دهد که نثر مقالات چه ویژگی های زبانی دارد؟ یافته ها نشان می دهد که گفتار شمس، تعلیمی و آمرانه است، و بیشتر در صدد رساندن معناست، لذا ایجازی ویژه بر سخنش حکمفرماست و همین، سبب کثرت به کاربردن فعل و ضمایر متّصل، در گفتارش شده است. ضمن اینکه، غلبه جمله های کوتاه هم پایه معطوف، روند جمله سازی او را به اعتدال در کاربرد جمله های ساده و مرکّب می کشاند. پیوند محور عمودی و تأثر آن از شکل داستان و روایت، در بندها و پاره های گفتار او، از ویژگی های خاصّ مقالات شمس است و جابه جایی ارکان نحوی که بیشتر مبتنی بر اهمیّتِ بخشِ تصدیر یا تاخیر یافته و تبیین و فضاسازی و گاهی هم افزودن بخش از یاد رفته است، بسامدی ویژه دارد. درآمیختگی نثر با نظم و عربی با فارسی، تلمیحات دینی، استدلال های تمثیلی، روایت ها، خبر از مهارت در وعظ و دانایی وی دارند که بارها ادب ورزانه آنرا نسبت به مولانا نشان داده است.دشنام های او به دشمنانش هم بی محاباست. کمی کاربرد لغات عربی، وجود واژگان کهن فارسی، سادگی و روانی متن و کاربست روایت و تمثیل، کاربست تشبیه، واقع گرایی و بهره مندی از متافیزیک حضور و زبان بدن، استناد به آیات و روایات و قصص، درآمیختگی نظم و نثر و لحن تعلمی و آمرانه، نثر او را با وجود فنی بودن متمایل به نثر مرسل عالی همچون تاریخ بیهقی و قابوس نامه کرده است.
۹.

وصف و خاستگاه نظری آن در سبک خراسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۴
یکی از ادوار مهم شعر فارسی سبک خراسانی است. شعر سبک خراسانی به سادگی وصف و توصیفات دقیق مشهور است. این نوع توصیف، برخلاف نظر سبک شناسان خاستگاهی نظری دارد که در نظریه شعری ابن سینا نمود می یابد. تأثیر بلاغت یونانی و فهم فن شعر ارسطو در سنت سریانی و سپس در سنت ایرانی اسلامی در کاربست مسئله توصیف در این دوره نقش دارد. از سوی دیگر آشنایی و تأثیر بوطیقای قصاید عربی و نیز علوم بلاغی در قرن چهارم خوانشی دیگر از موضوع وصف را پیش می نهد. نسبت قول صادق و وصف دقیق در شعر این دوره با بازخوانی رساله های شعری فارابی و ابن سینا حاکی از این است که قول کاذب در تفسیر فیلسوفان اسکندرانی ریشه دارد و از طریق فارابی به سنت بلاغت اسلامی پا می گذارد. این پژوهش تجلی خاستگاه توصیف در سبک خراسانی را در نظریه شعری ابن سینا نشان می دهد. این مقاله وصف طبیعت در سبک خراسانی را که پیش از این به پدیده های طبیعی محدود بود مورد بازخوانی قرار می دهد و طبیعت را در معنای فوسیس یونانی در نظر می آورد و نمود آن را در دو ساحت امر طبیعی و امر سیاسی در سبک خراسانی تحلیل می کند.
۱۰.

تقارن آینه ای در غزلیات حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۴
تقارن یکی از مفاهیم مهم در ادبیات است که در ایجاد انسجام و هماهنگی در آثار ادبی اهمیت بالایی دارد. این مقاله با نگاهی نو به بررسی تقارن از دیدگاه بلاغی پرداخته و مبنای تعریف خود را با توجه به خاستگاه اصلی آن بر اساس علم ریاضی بنیان نهاده است. تقارن در ریاضیات به معنای یکسان شدن تصویر یک شیء با خود آن تحت یک تبدیل خاص است که شامل سه اصل مهم تبدیل، ساختار و حفظ کردن می باشد. در ادبیات نیز همانند ریاضی می توان تقارن را به چهار دسته تقسیم کرد: چرخشی، محوری، انتقالی و تجانسی. این تقارن ها در ایجاد تناسب و توازن ساختار یک اثر ادبی، به ویژه در شعر، نقش حیاتی دارند. به همین دلیل این پژوهش، تقارن آینه ای یا محوری را در غزلیات حافظ تحلیل می کند و نشان می دهد که حافظ با بهره گیری از آرایه های بلاغی مانند تشبیه، تصاویر خاصی در مصراع ها خلق کرده و در مصراع های بعدی این تصاویر را بازتاب می دهد، به گونه ای که مصراع دوم تصویر متقارن مصراع اول است یا به کمک آرایه هایی مانند تضاد، لف و نشر، ترصیع و تصدیر، تقارن لفظی و معنایی ایجاد کرده است که در چارچوب تقارن آینه ای قرار می گیرد. مجموعه ای از این آرایه ها باعث می شوند که شعر حافظ دارای فرم های متوازن و متقارن باشد و از نظر معنایی و صوری جلوه خاصی پیدا کند. نتایج تحقیق نشان می دهد که تقارن آینه ای به ایجاد زیرلایه های پنهان معنایی کمک می کند و به انسجام ساختار اشعار او و زیبایی آنها می افزاید و یکی از معیارهای زیبایی شناسی و تصویرسازی حافظ است.
۱۱.

تحلیل گفتمان روانشناختی شخصیت منیژه در داستان بیژن و منیژه شاهنامه فردوسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۵۱
داستان بیژن و منیژه، در شاهنامه فردوسی، شخصیت منیژه را به عنوان زنی پیچیده و پیشرو در ادبیات حماسی فارسی، معرّفی می کند که با نقض هنجارهای جنسیتی و اجتماعی، مرزهای هویت زنانه را بازتعریف می نماید. این پژوهش با رویکردی روانشناختی-تحلیلی و با تکیه بر نظریه های اگزیستانسیالیستی (سارتر) و تاب آوری هیجانی (سلیگمن)، به بررسی فرایند تحوّل هویت منیژه در مواجهه با سه محور «عشق»، «قدرت» و «طرد اجتماعی» می پردازد. منیژه با انتخاب آگاهانه عشق به بیژن، که در تضاد با آموزه های قبیله ای و خانوادگی است، گسستی ریشه ای از هویت تحمیلی خویش ایجاد می کند. این کنش انقلابی، نه تنها طرد شدید او از سوی جامعه توران را به دنبال دارد، بلکه بستری برای بازسازی هویت فردی اش فراهم می سازد. او در مواجهه با رنج های ناشی از انزوا و تحقیر، با تبدیل درد به نیرویی پیش برنده، به تاب آوری روانی دست یافته و از طریق ایفای نقش فعّال در نجات بیژن، زبان جدیدی از عشق را می آفریند که فراتر از کلیشه های زنانه است. تحلیل رابطه عاطفی منیژه و بیژن نشان می دهد که او تنها یک نجات دهنده منفعل نیست، بلکه با تقویت خودکارآمدی و تغییر پارادایم ذهنی بیژن، به بازسازی روانی او کمک می کند. مقاومت منیژه در برابر ساختارهای مردسالارانه، نمادی از عاملیت زنانه از او می سازد که حتّی در تاریک ترین شرایط، با تکیه بر اراده و ارزش های درونی، مرزهای جغرافیایی و ذهنی جامعه اساطیری را می پیماید.
۱۲.

تحلیل گفتمانی سکوت در شعر اخوان ثالث: خوانشی سه سطحی (ساختاری، معنایی، کاربردشناختی) با رویکرد نقد ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۰۲
این پژوهش با هدف تحلیل سکوت به عنوان سازه ای گفتمانی و بررسی عوامل مؤثر بر بازنمایی آن در شعر مهدی اخوان ثالث انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، تبیین کارکردهای گفتمانی سکوت در سه سطح ساختاری، معنایی و کاربردشناختی و نقش آن در فرایند معناسازی و فعال سازی ادراک بینامتنی است. روش تحقیق، کیفی و با رویکرد توصیفی تحلیلی است و با تلفیق نظریه های تحلیل گفتمان، نشانه شناسی و زبان شناسی شناختی، نمونه های شعری اخوان ثالث را بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد سکوت در سطح ساختاری از طریق حذف فعل و ایستایی نحوی، در سطح معنایی با بهره گیری از استعاره و مجاز، و در سطح کاربردشناختی به عنوان ابزاری گفتمانی، مفاهیم سیاسی اجتماعی را در بافت تاریخی فرهنگی رمزگذاری می کند. هم چنین، سکوت با ایجاد مکث های معناساز و حذف های برنامه ریزی شده، مخاطب را به مشارکت فعال در تفسیر متن و ادراک بینامتنی فرا می خواند. درنهایت، تحلیل نمونه ها نشان می دهد که سکوت در شعر اخوان ثالث به ایجاز هنری، تصویرسازی نمادین، تعلیق روایی و فضاسازی چندلایه منجر می شود و نظام تأویلی مخاطب را فعال می سازد.         
۱۳.

تطبیق موسیقی و بلاغت در اجرای آوازی سه غزل از حافظ شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۳
در این پژوهش به منظور تبیین اهمیت رعایت نکات بلاغی در اجرای مناسب و تأثیرگذار آوازی، بر اساس مبانی نظری فرمالیست ها به صورتِ توصیفی-تحلیلی، چگونگی انتقال معانی در اجراهای آوازی سه غزل از دیوان حافظ را بررسی و تحلیل می کنیم. غزل نخست با مطلعِ «زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد» با اجرای محمدرضا شجریان، حسین علیشاپور و حسام الدین سراج؛ غزل دوم با مطلعِ «روز وصلِ دوستداران یاد باد» با اجرای محمدرضا شجریان، محمد معتمدی و سالار عقیلی و غزل سوم با مطلعِ «دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را» با دو اجرا از محمدرضا شجریان، دو اجرا از شهرام ناظری و یک اجرا از محسن کرامتی است. مهم ترین شاخص های تحلیل آوازها عبارت است از: نحوه بیان خواننده، میزان تأکید بر واژگان خاص، میزان رعایت تکنیک های بلاغی شاعر، کیفیت و میزان تناسب تحریرها و لحن های آوازی جهت انتقال معانی ابیات و کلمات. غالب تحریرها با مقصود شاعر متناسب است اما تحریرهای شجریان نسبت به سایر خوانندگان موفق تر است. برخی تحریرهای خوانندگان غیرِضروری است اما در برخی موارد نیز به رغمِ ضرورت تحریر برخی واژه ها، آوازخوانان از تحریر این موارد غفلت کرده اند. تکرارهای معتمدی بر اثرِ رعایت ضرورت های بلاغی از سایر خوانندگان دقیق تر است. شجریان با تأکید دقیق، قصر و حصر سخن را لحاظ و همچنین با تأکیدِ به موقع، معانی غزل را با عمق بیشتری منتقل می کند. عقیلی با تحریرهای دقیق مفاهیم، معانی، تعابیر و واژگان را منتقل و مفاهیم انتزاعی را برای مخاطب محسوس می سازد اما در تکرارها، ضرورت های بلاغی را رعایت نکرده است. همچنین در تلفظ واژگان و تعابیر نیز دقت ندارد؛ بدون ضرورت معنا یا آواز، کلام حافظ را تغییر می دهد. استفاده از نسخه بدل در اجرای شجریان و رعایت اصول بلاغی در آواز هماهنگ تر از سایر اجراها است.
۱۴.

بررسی تأملات فلسفی محمود هومن درباره ماهیت و مختصات شعر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۹۴
برخلاف سنت غربی که همواره نزاع آشتی ناپذیر میان فلسفه و شعر، ذهن و زبان پاره ای از فیلسوفان را به خود مشغول داشته، در سنت ما اگرچه غالباً از فلسفه به ذمّ و نکوهش یاد شده است، اما فیلسوفان ما غالباً مواجهه ای ایجابی با شعر داشته اند؛ از آن جمله، در دوره معاصر و فیلسوفی به نام محمود هومن، که این پژوهش با شیوه توصیفی تحلیلی، به بررسی و تحلیل دیدگاه های هومن درباره شعر و مسائل مرتبط به آن می پردازد؛ امری که در پژوهش های معاصر به آن اهتمام و توجهی صورت نگرفته است. نتایج این جستار نشان می دهد که هومن در دوره اول فکری خود با الهام از دستاوردهای فیلسوفان غربی (کانت و شوپنهاور) و ایرانی اسلامی (شمس قیس رازی) و تأملات خود درباره ماهیت و چیستی شعر، موزون، مقفی و متساوی بودن را از شمس قیس، خیال انگیز بودن را در توسعی که از لحاظ مفهومی به آن می بخشد از کانت و شوپنهاور، و دو شرط لطف و اختصار را نیز خود بدان می افزاید. واضح است که این تعریف از شعر با فضای شعر کلاسیک مناسبت بیشتری پیدا می کند. همچنین او نکته سنجی های قابل تأملی را درباره علت تأثیر شعر در نسبت با ارکان شعری، ویژگی های شاعر، بنیادهای معنایی شعر توصیفی و رمزی، تحلیل فلسفی قوه خیال و .... مطرح می سازد. هومن به تبعِ کانت برای شعر ابعاد معرفت شناختی قائل نمی شود. اما هومن در دوره دوم فکری خود، با میل به سمت پدیدارشناسی هوسرلی، با امعان نظر به شعر امروز در تعریف پیشین خود از شعر تجدید نظر می کند و ویژگی هایی چون مقفی بودن و متساوی بودن را از مقومات شعر خارج می کند و به زیبایی شعر وجه سوبژکتیو ابژکتیو می بخشد.  
۱۵.

تأملی زیباشناسانه در واقعیت و استعلای رمان جنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۳
در مقاله حاضر، ده رمان مربوط به جنگ تحمیلی را تحلیل کرده ایم. چهارچوب و مبنای تحلیل متون، زیباشناسی اجتماعی بوده است. بی آنکه در دستگاه نظری یک اندیشمند توقف کنیم، کوشیده ایم برمبنای برخی از بصیرت ها و مفاهیم و مفروضات زیباشناسی اجتماعی، راهی به نقد رمان های جنگ بگشاییم. از یک جانب دریافتیم که رمان جنگ، روایتی خطی و همگن و مستقیم و هماهنگ از بازنماییِ جنگ تحمیلی را پیش روی ما نمی نهد و «محاکات واقعیت» در آنها نه مبتنی بر یک نوع از بینش و تجربه، بلکه بر پایه طیف وسیعی از تجارب و مسایل و بینش ها و تخیلات مربوط به جنگ است. براین مبنا، سه نوع رمان جنگ «ایده محور» و «جزئیت محور» و «میانی» را از هم تفکیک کرده ایم؛ و ازجانب دیگر، دریافتیم که رمان های «میانی» علیرغم تمام تفاوت ها و گوناگونی ها و تکثر تجربیاتشان، علیرغم تمام نقدهای آشکار یا نیمه آشکارشان به زمینه های جنگ تحمیلی، علیرغم تمرکز زیاد یا کمشان بر بازنمایی واقعیت های خوش و ناخوش جنگ، در یک مورد بسیار اساسی با همدیگر اشتراک دارند: بازنمایی «رکن استعلاییِ» ضرورت دفاع از خاک. این رکن را توسعاً «رکن استعلایی» نام نهاده ایم چونکه هم ایده، هم آرمان، هم فراروی از عینیت، و هم برگذشتن از زمان و مکان را در خود دارد. این رکن استعلایی، به مثابه جزءِ مرکزی کلیتِ رمان جنگ، انسجام بخش است و در دیالکتیک جزء/ کل یا جزئیت/ کلیت رمان های «میانی» نقشی اساسی دارد و بدون فهم آن، ممکن است «جزءِ مبتنی بر رئالیته جنگ»  به جای «کل مبتنی بر  رکن استعلایی» قرار داده شود.                      
۱۶.

جایگاه مضامین خرد از دیدگاه فردوسی با تکیه بر نقش ادبیات در رواج دانایی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۳
در قرن چهارم، با اعمال سیاست های نسبتاً تساهل آمیز آل سامان و ایجاد شرایط نسبی رفاه اجتماعی و اقتصادی، نهضت خردگرایی پیشرفت روزافزونی کرد و شاهنامه فردوسی به عنوان خردنامه ایرانیان، سروده شد. خردگرایی، اندیشه غالب فردوسی در شاهنامه است. فردوسی، خرد را مهم ترین سرمایه انسان در زندگی می داند. هدف از این تحقیق، شناساندن معانی متنوّع خرد در شاهنامه است. شاهنامه با نام خداوند جان و خرد آغاز شده است، کاربرد واژه خرد در ابتدای کتاب، حاکی از جایگاه والای خرد نزد شاعر است. او معتقد است که وجه ممیزه انسان با سایر آفریده ها، خرد است و بر همین اساس به ارزیابی و تبیین شخصیت و عملکرد شاهان و پهلوانان ایرانی می پردازد. فردوسی، شاهنامه را با هدف تبیین اندیشه ه ای اجتماعی و سیاس ی جامعه ایران پیش از اسلام سروده است و خرد را مهم ترین عامل تکمیل و تعیین کننده اعمال قدرت و مشروعیت پادشاه و حاکم می داند. یافته های مقاله نشان می دهد که ارتباط اجتماعی خردمندانه و نقش ادبیات در رواج دانایی و آگاهی بخشی در شاهنامه فردوسی مشتمل بر این موارد است: همزیستی مسالمت آمیز، گفتار سازنده، ارتباط متعادل با افراد، درک ارزش ها و جایگاه خانواده، کمک به هم نوع، شجاعت در بیان، دغدغه مندی و آگاهی بخشی اجتماعی، عدم دلبستگی به دنیا، شادی اخلاق گرایانه، تحمل مشکلات، خرد منطقی، مشورت پذیری، ارتباط معنوی با خدا و... . در نتیجه، حکیم توس، خرد و گسترش دانایی را وجه تمایز خلقت انسان از سایر موجودات می داند و بر همین اساس است که شخصیت شاهان و پهلوانان ایرانی را ارزیابی می کند.
۱۷.

بازنمایی رویدادهای مشروطه در رمان معاصر فارسی از منظر رویکرد تاریخ جایگزین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۵
انقلاب مشروطه و رویدادهای پیش از آن و نیز پیامدهایش دست مایه آثار ادبی فراوانی بوده است. رمان معاصر فارسی نیز از این تأثیرپذیری، بی بهره نمانده و رمان نویسان به فراخور دانش و ذوق و دیدگاه خویش، بدان پرداخته اند. در این پژوهش از میان رمان های تاریخی فارسی، رمان هایی مدنظر ماست که رخدادهای مشروطه و به طور مشخص واقعه به توپ بستن مجلس را بستر اصلی داستان قرار داده اند. هدف از نگارش این مقاله، بررسی بازنمایی رویدادهای مشروطه در سه رمان خنده خورشید اشک ماه ، تالار آیینه و بی کتابی از منظر رویکرد تاریخ جایگزین است. یافته های مقاله نشان می دهد که نویسندگان آثار یادشده، برای نوشتن رمان از رویکردی تازه به نام «تاریخ جایگزین» استفاده کرده اند. در این رویکرد، نویسنده مسیر تاریخ واقعی را از نقطه ای مهم به سوی آنچه در ذهن خود از تاریخ انتظار داشته، سوق می دهد. نویسندگان در سه رمان نام برده، یکی از رویدادهای مشروطه را به عنوان بزنگاه تاریخی در نظر گرفته، اما در ادامه، ماجراهایی متفاوت، درباره آن بزنگاه و پیامدهای آن در داستان آورده اند که از آن به تاریخ جایگزین تعبیر می شود. در دو رمان خنده خورشید، اشک ماه و بی کتابی رویداد به توپ بستن مجلس به عنوان نقطه عطف انتخاب شده و در رمان تالار آیینه اعتراضات روز نوزدهم تیرماه و به شهادت رسیدن سیدعبدالحمید اولین شهید مشروطه نقطه عطف است و پیامد آن در به توپ بستن مجلس، سرنوشت شخصیت اصلی رمان را دگرگون می کند. به نظر می رسد ازجمله مهم ترین اهداف نویسندگان از گزینش این رویکرد آن است که از یک سو به توصیف و یادآوری پیامدهای رخدادهای مشروطه و تأثیر آن بر زندگی مردم عادی بپردازند و از سوی دیگر توجه مخاطب را به حقایق این دوره از تاریخ معاصر جلب کنند و با انتقاد از حافظه تاریخی انسان معاصر ایرانی و تأکید بر بازخوانی تجربه های تاریخی، به مسیر آرمان خواهی و اندیشگانی جامعه شکل دهند.
۱۸.

استعاره های بدن در عاشقانه های شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۴
بدن دال مرکزی رخدادهای عاشقانه در اشعار شاملوست. ابژه بدن ما را به طرحواره های ذهنی شاملو درباره عشق می رساند. پس از استخراج استعاره های عشق در سرتاسر آثارش، چهار دوره شاعری برای او تعیین کردیم. این دوره ها در عین تداخل نسبی، حاکی از گسست ها و چرخش ها در ذهنیت عاشقانه اوست. وجه تمایز این مقاله در تمرکز بر استعاره های بدن است و دوره بندی زندگی هنری او نیز بر همین اساس صورت گرفته است. شاملوی نخست گرایش چندانی به عشق بدنمندانه   ندارد، شاملوی دوم سعی می کند میان عشق بدنمندانه و اندیشه های سیاسی - اجتماعی تناسب و توازن ایجاد کند. او در این مرحله تدریجاً از ذهنیت عاشقانه سنتی به طرف ذهنیت عاشقانه مدرن تغییر مسیر می دهد. شاملوی سوم در صدد تلفیق دو ساحت عاشقانه پرازی و سیاسی سرایی است و سرانجام به شاملوی چهارم می رسیم که در جدال میان عشق و مرگ دست و پا می زند. این جدال تا آخرین روزهای بودن و سرودن در ذهن و زبانش جریان دارد.
۱۹.

گفتمان خشونت نمادین در برگزیده رمان های دههه ۹۰ ایران با رویکرد بوردیو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۲۵
پژوهش حاضر به بررسی بازنمایی خشونت نمادین در رمان های ایرانی دهه ۱۳۹۰ می پردازد و می کوشد با تکیه بر نظریه بوردیو، سازوکارهای پنهان سلطه و بازتولید نابرابری را در این آثار آشکار کند. بر اساس چارچوب نظری بوردیو، خشونت نمادین به عنوان شکلی از سلطه نرم و نامرئی، در بستر زبان، نهادها و روابط اجتماعی بازتولید می شود و از همین رو خطرناک تر از خشونت آشکار تلقی می شود. در این پژوهش، هفت رمان شاخص دهه ۱۳۹۰ شامل من منچستریونایتد را دوست دارم (یزدانی خرّم، 1391)، تاول (افروزمنش، 1392)، لب بر تیغ (سناپور، 1393)، بیست زخم کاری (حسینی زاد، 1395)، ملکان عذاب (خسروی، 1397)، خفاش شب (گلشیری، 1399) و پس کوچه های سکوت (مؤدب پور، 1399) با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهند که خشونت نمادین در این آثار در پنج سطح اصلی بروز می یابد: خانواده، اجتماع و طبقه، زنان، زبان و روایت و نهادها. خانواده به عنوان نخستین نهاد اجتماعی، نقش محوری در درونی سازی کلیشه های جنسیتی دارد؛ در سطح اجتماعی و طبقاتی، فرودستان با طرد و تحقیر مواجه اند؛ زنان بیشترین قربانیان خشونت نمادین اند و زبان و روایت نیز ابزارهایی برای انتقال و مشروعیت بخشی به سلطه اند. افزون بر این، نهادهای آموزشی، رسانه ای و اداری در تثبیت این وضعیت، نقشی بنیادین ایفا می کنند. در عین حال، برخی رمان ها همچون تاول امکان مقاومت در برابر خشونت نمادین را نیز بازنمایی کرده اند. همچنین می توان گفت این آثار همزمان هم بازتاب دهنده سلطه و هم عرصه ای برای افشای آن به شمار می آیند.
۲۰.

زبان، حافظه و مقاومت: بررسی میراث فرهنگی بومی و حاکمیت از طریق نظریه ایدئولوژی زبان در رمان «سارقان مغز استخوان» اثر چری دیمالین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۱۰۰
پژوهش حاضر، بررسی می کند که چگونه رمان سارقان مغز استخوان (۲۰۱۷) نوشته چری دیمالین، زبان های بومی را به عنوان میراث فرهنگی، میراث تجسم یافته و ابزار مقاومت از طریق مفهوم ایدئولوژی های زبانی پاول وی. کروسکریتی به تصویر می کشد. این رمان، آینده ای را به تصویر می کشد که در آن مردم بومی آمریکای شمالی به دلیل توانایی شان در رؤیاپردازی دستگیر می شوند؛ پدیده ای که ارتباط نزدیکی با حافظه فرهنگی و زبان های اجدادی دارد. بنابراین، بحث اصلی بر این متمرکز است که چگونه رمان، زبان های بومی را هم به عنوان مخازن حیاتی حافظه فرهنگی و هم به عنوان شیوه های تجسم یافته و مستقلی که با جذب شدن مخالف هستند، ارائه می دهد. این مقاله با استفاده از چارچوب کروسکریتی، که با بینش هایی از لیان هینتون، ترزا مک کارتی و نظریه ادبی بومی تکمیل می شود، تحلیل متنی دقیقی از تصاویر رمان از زبان در رؤیاها، داستان ها و بقای روزمرّه انجام می دهد. این رویکرد، تفسیر ادبی را با انسان شناسی زبانی ترکیب می کند و نشان می دهد که چگونه زبان، نه تنها به عنوان وسیله ای برای ارتباط، بلکه به عنوان یک نیروی هستی شناختی مرتبط با محیط، تبار و آینده جمعی عمل می کند. یافته ها نشان می دهد که دیمالین، زبان را غیرقابل استخراج و احیاکننده می داند و هم سیاست های تاریخی جذب و هم بهره برداری بیوتکنولوژیکی بالقوه را به چالش می کشد. علاوه بر این، این تحلیل با تأکید بر جنبه های تجسم یافته و اکولوژیکی حاکمیت زبانی در داستان های پساآخرالزّمانی، به پیشرفت پژوهش در مورد احیای زبان های بومی کمک می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان