متن، کلیتی منسجم از تنش نشانه هایی است که بر اساس روابطی چون تقابل و تشابه و... با هم همنشین یا جانشین شده اند. در این میان، متونی که به قصد تعلیم و القای معنی خاصی نوشته شده اند، از تنش های فرمی معنا دار و برجسته ای برخوردارند. حکایت های منظوم تعلیمی از جمله این متون هستند که نویسنده آن ها تلاش می کند تا از برآیند تنش میان نشانه های فرمی مانند نظم، شعر و روایت، بیشترین بهره معنایی را بگیرد. در این پژوهش تلاش شده تا با روشی توصیفی- تحلیلی و رویکردی فرمالسیتی و از طریق مطالعه موردی بوستان به عنوان یکی از اثرگذارترین متون تعلیمی، به تحلیل این نشانه های فرمی پرداخته شود و شیوه معناسازی و تعلیمی شدن حکایت های منظوم تعلیمی نشان داده شود. تنش نظم و شعر در معنای زبانی و فرمالیستی آن و برجسته شدن ساحت برونه ای زبان و در نتیجه پیشبرد بدون درنگ روایت، استفاده از توصیفات روایتگر، چرخش های زمانی و درونی کردن زمان، استفاده از فراروایت، مخاطب محوری و... از مهمترین شگردهای فرمیِ معناساز است که منجر به تعلیمی شدن این اثر و متون مشابه شده است.
تکنیک تناص یا بینامتنیت امروزه از بارزترین ویژگی های ساختاری شعر معاصر به شمار می رود. این پدیده به فراخوانی متون غایب، سابق و یا همزمان با متن کنونی می پردازد، تا به نوعی وظیفه ای معنایی، هنری، و یا اسلوبی را بر این متون بار نماید. در این میان قرآن به عنوان برنامه ای جامع و متنی مقدس به مهم ترین منبع الهام شعری شاعران معاصر عرب تبدیل گشته است. فدوی طوقان از جمله شاعران توانمند فلسطینی است که از مفاهیم و تصاویر قرآنی سیراب شده و برای تبیین و تأیید احساسات و عواطف درونی خود، به ویژه در مسائل ملی و میهنی از این تکنیک بهره جسته است. این تحقیق بر آن است تا ضمن بررسی پدیده تناص قرآنی در شعر فدوی به شیوه ای تحلیلی- توصیفی، میزان تأثیرگذاری این کتاب مقدس را بر زندگی و شعر او نمایان سازد. از یافته های تحقیق بر می آید که استفاده از تکنیک تناص یا بینامتنیت قرآنی در دوره دوم زندگی ادبی شاعر یعنی در مرحله ""رمانتیک موضوعی"" کاربرد بیشتری داشته و به عمیق تر شدن معنا و خلق تصاویری بدیع و هنرمندانه در شعر او انجامیده است.
داوری همتا نقشی تعیین کننده در سرنوشت نهایی مقالات پژوهشی ارائه شده به مجلات بین المللی انگلیسی زبان ایفا می کند. در تحقیق حاضر مجموعه ای از نقدهای داوران همتا در 32 مقاله ی پژوهشی در 3 رشته ی مختلف از تعدادی دانشجوی کارشناسی ارشد ایرانی مطالعه گردید و تجزیه و تحلیل محتوایی بر روی آنها انجام گرفت تا الگوهای ساختاری مشترک در بین نقدهای داوران و همچنین، پرتکرارترین انواع اشکالات تشخیص داده شده توسط داوران تعیین گردد. نتایج تحقیق آشکار نمود که نقدهای بررسی شده به لحاظ سازمان دهی ساختاری و نیز توازن مثبت/منفی نقطه نظرات از الگوی معینی پیروی کرده اند. همچنین، نتایج نشان داد که پرتکرارترین نوع اشکالات واردشده از سوی داوران، کاستی های مرتبط با محتوای پژوهش ها بوده است. ولیکن، از آنجا که اطلاعات علمی از طریق زبان منتقل می گردد و ضعف در محتوا اغلب با مسائل زبانی هم پوشانی دارد، لازم است نقدهای مربوط به کاربرد زبانی به اندازه ایرادات محتوایی حائز اهمیت تلقی گردند.