کتاب بهار دانش اثر عنایت الله کنبوه از آثار ادبیات فارسی در هند و از جمله پرخواننده ترین متون ادبی است که بیش از سیصد نسخه خطی و چندین شرح و فرهنگ از آن در دست است. کمتر کتابی است که تا این اندازه نسخه خطی داشته باشد. این کتاب سرمشق نویسندگی منشیان و کتاب درسی مکتب خانه ها و فارسی آموزان هندی بوده است؛ علاوه برآن حامل سبک داستان پردازی هندی نیز هست. این کتّاب جز ارزش های یاد شده، یکی از متون ادب عامه است. متنی اندک متفاوت که زبان آن نسبت به دیگر آثار این حوزه متکلّف و دشوار است. در این مقاله این متن ادبی مهم را بررسی و متن پژوهی می کنیم. در خلال معرفی متن و ارزشهای ادبی و سبکی و ویژگی های محتوایی و داستانی نویسنده معرفی و بن-مایه های داستانی کتاب نشان داده می شود.
غزل مولانا در بلنداییاست که نقل و نه بعد از آن، نظیریبرایش یافت نمیشود. شعریساختمند که بر محور عمودیزبان قوام یافته و از طریق روایت گریو تمثیل گوییو پرورش استعاره به وحدت و انسجام رسیده است، اما استحکام غزل مولانا بر موسیقیاستوار است، و اگرچه وحدت معناییو موسیقاییدارد و مضمون هایتخیلیو رنگارنگ، ولینوعیگسست در تار و پود زیرینش دیده میشود. مقاله میکوشد نشانه هاییاز پیوست ها و گسست هایساختاریدر غزل هایاو را بیابد.
در این پژوهش، مراحل چهارگانه دریافت متن را با توجه به سه معیار متنیت بوگراند و درسلر، یعنی انسجام، پیوستگی و بینامتنیت، در مجموعة شعر زندگی خواب ها، اثر سهراب سپهری، بیان کرده ایم. هدف از پژوهش، یافتن روش تحلیلی نو در شعر معاصر است که از جزء به کل و از متن به شناخت می رسد؛ بنابراین ترکیبی از روش های عینی و ذهنی است که شیوه درک و مراحل دریافت شعر معاصر را طی مراحلی در برابر خواننده قرار می دهد. ابتدا با تقطیع متن، واژه های مهم یا مراکز کنترل محتوا را پیدا می کنیم و سپس شعر را از طریق استنباط، به صورت مفاهیم پیوسته در می یابیم و طرح ذهنی شاعر را برای بیان روایت آن کشف می کنیم. در طرح، ایده خاصی از طریق شعر انتقال یافته است که با مطالعات و تجربه های مشترک خواننده و شاعر ارتباط دارد. طرفین گفتمان یا محتوای ذهنی مشابهی دارند یا به بینامتن های مشترکی دسترسی دارند. به این ترتیب، خواننده به هدف شاعر پی می برد و با دنبال کردن شعرهای دیگر می بیند که شاعر، طرح ذهنی خود را در شعرهای دیگر در موقعیت های جدید تکرار می کند. در پایان نتیجه می گیریم که سپهری با دو بینامتن سورئالیسم و عرفان و تکرار یک طرحواره زنجیری، به طرح و توصیف کوتاه تجربیات متافیزیکی خویش پرداخته است.
یکی از شیوه های رایج شعری استقبال است. استقبال از اشعار معروف و جاودانی یکی از دلمشغولیهای شاعران بوده است که نمونه های فراوانی از آن در دست است. ازجملة اشعار معروفی که 23 تن از شاعران به استقبال آن رفته اند، قصیدة شینیة مرآت الصفای خاقانی شروانی است که در 115 بیت به مطلع زیر سروده شده است:مرا دل پیر تعلیم است و من طفل زبان دانش دم تسلیم سر عشــر و سر زانــو دبستانـــش در مقالة حاضر گزارشی کوتاه از قصیده ارائه و سپس شینیه های قبل و بعد از خاقانی معرفی میشوند. این جست وجو شامل دیوان های چاپی و نسخ خطی است و البته با تحقیق بیشتر میتوان موارد دیگری را نیز یافت. مقایسة سبکشناسانة این قصاید خود مجالی دیگر میطلبد.
نحو و مکانیسم های نحوی در واقع به لحاظ کاربردی نوعی انعطاف پذیری را در اختیار گویشوران قرار می دهند که با استفاده از آن زبان می تواند برای القاء مقاصد ارتباطی مختلف جلوه های متفاوتی داشته باشد . نگارنده در این مقاله تلاش می کند تا فرآیندهای نحوی را از جهت انگیزه کاربردی و از چشم انداز کلامی مورد بررسی قرار دهد . این بدان معناست که آنچه بستر و زمینه اعمال فرآیند های نحوی است می بایست در چارچوب یک انگاره پویا به گونه ای که گوینده و شنونده در آن جایگاه خاص خود را دارند مورد بررسی قرار گیرد . در همین ارتباط از زاویه ای نقش گرایانه بین آن قسمت از پیام که زمینه گفتگو واقع می شود و دانش مشترک تلقی می گردد و آن قسمت که از نظر شنونده تازگی دارد تمایز قائل شدیم . زبان بعنوان وسیله ارتباط دارای عناصری است که در خلال مبادله پیام حشو هستند و تنها حاشیه ایمنی برای انتقال مناسب را فراهم می سازند .
آشنایی زدایی، به عنوان محوری ترین عنصر ادبیّت Literariness در نظرگاه شکل گرایان در نقد ادبی به کار رفته است. بعدها مورد توجه منتقدان دیگر مانند یاکوبسن و تینیانوف و... قرار گرفت. آشنایی زدایی و هنجارگریزی از شگردهایی است که قیصر امین پور در اشعار خود از آن بهره برده است. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی، به تحلیل گونه های متعدد هنجارگریزی در سبک شعری قیصر امین پور عمدتاً بر مبنای نظر و روش لیچ پرداخته شده است و به استناد شواهد متن، روشن می شود که استفاده از آشنایی زدایی در اشعار قیصر هم از جهت سبکی و زبانی به قوت شعر وی مدد رسانیده و هم به زیبایی و غنای بیشتر شعر او در کنار رسانندگی و ایصال، منجر شده است. بیشترین جلوه های هنجارگریزی در اشعار قیصر امین پور را در آرایه های معنوی و هنجارگریزی نحوی می توان دید.
نویسنده در این مقاله به بنمایه (عنصر بنیادین و تکرارشونده در تصاویر و توصیفات در اثر ادبی از جمله شعر) در غزل سعدی میپردازد و بحث تردید و دودلی یا فروماندگی شاعر میان دو یا چند شق متضاد در اشعار سعدی که تضاد یا پارادوکس نامیده میشود را بررسی میکند، مفاهیمی چون دوست و دشمن، عاشق صادق و مدعی، میان معشوق و تمامی عالم یا میان محبوب آسمانی و زمینی و... او منشا حالات و عواطف متضاد را سرشت تراژیک عشق و بنبستها، وسواسها، امیدها و نومیدیها یا ناسازگاریهای میان لذتها و رنجهای آن و به طور کل تمامی احوال دوسویه و دوقطبی آن میداند.