چون تا به حال تمام یا اغلب تحقیقات زیبایی شناسی در متون فارسی عموما بر روی متون نظم انجام گرفته و این در حالی است که متون نثر نیز ویژگی های مورد نظر را از این نظر دارا می باشد، لذا بررسی، طبقه بندی و تحلیل بلاغی آثار منثوری نظیر کتاب راحه الصدور و آیه السرور راوندی به روش علمی که توانسته اند در دوره ای خاص به نظم نزدیک شده و صفت شعر منثور را زیبنده خود نمایند، لازم و ضروری به نظر می رسد.در این مقاله، کتاب راحه الصدور فقط از حیث یکی از مقاصد علم معانی یعنی احوال مسندالیه، مورد مطالعه، نقد و بررسی قرار گرفته، چگونگی کاربرد حالات مسندالیه در این کتاب استخراج، تبیین و توجیه می گردد.در این مقاله ابتدا مباحثی مختصر و کلی در رابطه با معرفی کتاب راحه الصدور و ارزش ادبی آن، تعریف زبان، جمله، اجزای جمله، مسندالیه و رابطه دستور و علم معانی ذکر گردیده، سپس به ذکر شاهد مثال های استخراج شده از کتاب راحه الصدور و توضیح و طبقه بندی آنها بر اساس کتاب های علوم بلاغی به طور عموم و سه کتاب «معالم البلاغه، معانی و بیان استاد همایی و علم معانی دکتر شمیسا» به طور خصوص پرداخته می شود.
معجم، کتابی است که تعداد زیادی از واژه های زبان را با شرح و تفسیر معنای آن در خود جای داده است. ترتیب این کلمات یا بر اساس حروف هجاء و یا موضوع است. معجم کامل آن است همه کلمات یک زبان را با شرح و معنا و اشتقاق و شیوه نطق و نمونه های کاربردی واژه در بر داشته باشد.
عرب پیش از دوره عباسی به جهت رواج بیسوادی و زندگی عشایری، با معاجم آشنایی نداشت و زبان عربی تنها زبان گفتگو و سخنرانی و شعر بود. اگر هم به فهم کلمه ای نیاز می شد، یا به سماع از عرب و یا به شعر مراجعه می کردند.
کار معجم نگاری در زبان عربی را خلیل بن احمد با تدوین کتاب العین آغاز کرد که بدین سان راه برای معجم نویسان هموار شد و پس از آن شاهد معجم های متعددی بودیم و هستیم : معجم های لغوی، معجم های موضوعی، معجم های اشتقاقی، معجم های تخصصی.
از جمله معجم های تخصصی دوره ما کتاب معجم الافعال المتعد یه و اللاز مه فی القرآن الکریم است که صرفاً به بررسی مبحث بسیار پیچیده و ضروری و حساس «تعدیه و لزوم» افعال قرآنی پرداخته است.
این مقاله ضمن بیان تاریخچه پیدایش و مراحل پیشرفت معجم های عربی، فعل های متعدی و لازم در زبان عربی و به ویژه قرآن کریم را تعریف و بررسی کرده، به معرفی اجمالی این کتاب دوزبانه و روش آن برای خوانندگان پرداخته است.
بلاغت و رسایی سخن شیخ اجل با عوامل متعددی پیوند دارد. او از هر فرصتی برای به اوج رساندن کلام خود و تسخیر بیشتر مخاطب بهره می جوید. اگرچه هدف اصلی سعدی حکایت پردازی نبوده است، بلکه از حکایت بیشتر به عنوان ابزاری برای تبیین دقیق تر اهداف تعلیمی و تربیتی خویش و همراه کردن مخاطب با خود بهره می گیرد، اما باریک بینی ها و ظرافت کاری های آگاهانه ی او در گزینش افراد یا اشخاص و عناصر حکایت ها نیز در بلاغت جویی او بی تاثیر نیست.
بوستان یا سعدی نامه از مثنوی های مشهور و تاثیرگذار تعلیمی- تمثیلی ادب پارسی و به اعتقاد برخی از سعدی پژوهان، برجسته ترین اثر شیخ اجل است. سعدی در این مثنوی برای رسانیدن پیام های خود، از ابزار و رسانه ی پرتاثیر «حکایت» بهره ی فراوان برده است. در مجموع، 183 حکایت یا حکایت واره ی کوتاه و بلند در بوستان - براساس نسخه ی مرحوم یوسفی- وجود دارد که بی تردید از لحاظ هنری و زیبایی شناسی همه در یک پایه نیستند.
این مقاله به فراوانی افراد یا اشخاص اصلی حکایت های بوستان اختصاص یافته است و نگارندگان با تسامح در برخی از موارد، برای بیان منظور خود از واژگان یا اصطلاحاتی چون «شخصیت»، « پویایی» و «ایستایی» که در واقع، بیشتر به حوزه ی داستان نویسی نوین تعلق دارد، کمک گرفته اند.در هر حال، منظور از واژه ی «شخصیت» عنصری است که رویدادها، کنش ها یا محادثه ها در پیرامون وجود او شکل می گیرند. در مجموع، این مقاله نشان می دهد که:
1. در حکایت های بوستان چه گونه ای از شخصیت ها، نمود بیشتری دارند؟
2. پویایی و ایستایی شخصیت های اصلی حکایت ها ی بوستان چگونه است؟
3. در میان شخصیت های انسانی، چه کسری به زنان و چه اندازه ای به مردان اختصاص یافته است؟
4. چه تعداد از شخصیت های اصلی بوستان چهره ی مثبت و چه قدر چهره ای منفی دارند؟
5. سهم شخصیت های مذهبی- عرفانی، تاریخی- اسطوره ای و تمثیلی چه قدر است؟
توصیف نوعی بیان از سوی گوینده به عنوان شناسنده شئ در جهان بیرون، برای رسیدن به شناخت است. در ادبیات هدف از توصیف، ارائه تصویری عینی از تجربه انسان نسبت به یک صحنه، شخص یا احساس، از رهگذر واژه هاست. توصیف از مسائل برجسته شعر معاصر است و نیما آن را جزو مسائل محوری نگاه تازه خود قرار داده است. مساله این تحقیق بررسی این دیدگاه ها در منظومه سریویلی اوست. در این نوشتار انواع توصیف، تکنیک های بیانی و کارکردهای توصیف بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که توصیف در این منظومه بیشتر ابژکتیو (عینی) است تا سوبژکتیو (ذهنی)؛ تکنیک های بیانی دستوری نیز کاربرد بیشتری دارند تا تکنیک های شاعرانه؛ کارکرد توصیف شامل زیبایی آفرینی، واقعیت بخشی، بیان اغراق و کارکرد نمادین است. نیما در این منظومه توانسته است نظریه شعری خود را که نزدیک کردن شعر به نثر موزون، از یک طرف و اهمیت مشاهده دقیق، توصیف و روایت در شعر، از طرف دیگر است، به تصویر بکشد.
این مقاله بر چهار موضوع مهم تکیه دارد:
1ـ ویژگی های ظاهری خطیب: در این بخش به تأثیر ظاهر خطیب، زیبایی، وجاهت او، رسایی صدا، حرکات واشاراتش با دست وعصا و چشم و ابرو، نظافت و قامت بلند یا معتدل او پرداخته می شود. این ویژگی های خطیب می تواند در مخاطب تأثیر بسزایی داشته باشد.
2ـ ویژگی های درونی خطیب: در این بخش از تأثیر اخلاق و تقوا و قصد و نیت او بر دل مخاطبان بر حسب عادات و رفتار، علم و آگاهی و سرعت یادگیری آنان بحث می شود.
3ـ ظاهر خطابه: در این بخش مشخص می گردد که در سخن خطیب باید الفاظی به کار رود که معنایی روشن داشته باشد. نیز سخن وی باید با امثال وآیات قرآنی و شعر آمیخته باشد. در اینجاست که می توان فن خطابه را بر چهار ستون اصلی استوار کرد: حسن بیان، القای عبارات فصیح، فصاحت کلام، درآمیختن سخن با آیات قرآنی ومانند آن.
4ـ محتوای خطابه: در این بخش از موضوع خطابه سخن می رود و بیان می شود که موضوع باید متناسب با فهم شنوندگان باشد؛ به عبارت دیگر: مطابق با مقتضای حال باشد؛ چرا که اگر موضوع بدیع و جدید باشد، بیش از پیش بر مخاطب تأثیر می گذارد.
سرگذشت کندوها نوشته ای است تمثیلی در قالب یک قصة عامیانه که شرایط هیچیک از قالب های داستان و رمان کوتاه و رمان را ندارد. نویسنده بیش از اینکه در قیدوبند ساخت قالب باشد، درصدد طرح یک آرمان شهر یا لااقل طرح یک زندگی مستقل و آزاد است بر مبنای اصول فرهنگی و شرایط محلی ایران. انگیزة نوشتن این قصه احساس رسالت نویسنده و دغدغه های فکری او از وابسته شدن حکومت و فرهنگ ایرانی به صنعت و تمدن غرب است به¬علاوة شکست نهضت ملی از کمپانیها در صنعت نفت. رسالت او ایجاب میکند که راهی برای حکومت و مردم ایران پیشنهاد کند که استقلال حکومت و امنیت اصالت های فرهنگی را تضمین کند. بازگشت به فرهنگ را از راه بازگشت به محیط زندگی اجدادی پیشنهاد میکند که ویژگی¬های شبه آرمان شهری از آن قابل تصور است. از لابه لای قصه جریان های فکری محافل روشنفکری عصر و شرایط زندگی آرمانی و روشنفکر متعهد قابل استنباط است.
تذکرة الاولیا همانند بسیاری دیگر از تذکره های عرفانی، تا حدودی ویژگیِ کشکول گونگی دارد؛ از این رو، حتّی اگر امروز همه نسخه های اقدم و اصحّ این کتاب نیز وجود داشت، باز هم تصحیح آن با دشواری های زیادی مواجه بود. نویسنده یا نویسندگان این کتاب، غالباً در حُکم مدوّن و گزینشگرِ مقامات و یا کُتُب شرح احوال بوده اند و این احتمال که به دلایل گوناگون، در منابع آنها تصحیفات و تحریفاتی راه یافته باشد، تقریباً قطعی به نظر می رسد. ممکن است نویسنده و یا نویسندگان تذکره نیز تصحیفی را وارد متن کرده باشند؛ این احتمال در باب پیرانی چون خرقانی که به لهجة محلّی خود سخن می گفته اند و مریدان نیز سخنان آنها را با کمترین تغییر ثبت می کرده اند، بسیار قوی تر می شود. در مقاله ای که فراروی خوانندگان است، به تصحیح دو تصحیف در تذکرة الاولیا پرداخته شده و سعی گردیده است صورت اصلی متن برپایة برخی شواهد بازیابی شود.
یکی از مشکلات نگارشی زبان فارسی، کتابت و اظهارِ نشانه ی اضافه ی اسمی یا وصفی در مورد واژه هایی است که در صورت نوشتاری آن ها «ـه/ه» غیر ملفوظ به کار رفته و به عبارتی، واج پایانی آن ها کسره (ـِ) یا مصوّت کوتاه « e » به شمار می آید. اختلاف در شیوه ی نگارش صامت میانجی «ی» ( y ) پس از واژه ی مختوم به «ها»ی ناملفوظ به صورت «ی» کامل پس از «ـه/ه» یا به شکل «یا»یِ ابتر (ء) بر روی «هـا»یِ ناملفوظ (ـه ٔ / ه ٔ ) ناشی از دو تفاوت دو نگاه نو و سنّتی است. نوشتار حاضر در پی آن است که ضمن تشریح و نقد هر دو دیدگاه، به بررسی سیرِ تحوّلِ تاریخی میانجی «ی»، شناسایی ارزش آوایی آن، و نقش این همخوان میانجی در ساخت و افزایش هجای جدید و در نهایت گزینش نگارش شایسته تر آن بپردازد تا شاید با پذیرش نتیجه ی پژوهش حاضر، شاهد کتابت واحدی از آن در همه ی منابع مکتوب و رسانه های نوشتاری (کتاب، رساله، مقاله، روزنامه، مجلّه، نوشته های الکترونیکی و ...) باشیم.