فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۲٬۳۶۸ مورد.
نقش اسطوره باروری در شکل گیری تراژدی پسرکشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مضامین درخور تأمل در جهان اسطوره و حماسه، پسرکشی است. شاهنامه فردوسی و برخی از داستان های حماسی اسطوره ای از آثاری محسوب می شوند که صورت مفصل این آیین شرقی را دست مایه برخی از داستان های مشهور خود کرده اند. در داستان رستم و سهراب، سیاوش و به نوعی در داستان رستم و اسفندیار، شاهد مرگ فرزند به دست پدر هستیم. در این جستار عاملی مطرح شده که می تواند عامل اصلی شکل گیری تراژدی در این داستان ها فرض شود. بر اساس اسطوره های باروری و آفرینش، رسالت اصلی والدین تداوم و بقای نسل است؛ با کشته شدن پسر به دست پدر، حلقه اصلی تداوم نسل به دست پدر از بین می رود و سبب می شود که پدر نتواند رسالت اصلی خود، یعنی پرورش فرزند را به انجام برساند. این واقعه داستان را در حد تراژدی اعتلا می بخشد حال آنکه در روایات پدر کشی، لفظ تراژدی کمتر به کار برده شده زیرا پدر، تکلیف اسطوره ای خود را به پایان رسانده است و مرگ او از دیدگاه اسطوره ای چندان مورد اعتنا نیست. این مقالله با روش تحلیلی استنادی ساختارهای مشترکی را که سبب وقوع تراژدی پسرکشی شده با اسطوره باروری پیوند داده و آن را به عنوان مهم ترین عامل شکل گیری تراژدی در این داستان ها معرفی می کند.
اصطلاحات صوفیه
دعای صادقه
ساختار داستان های شیخ اشراق براساس الگوی ویلادیمیر پراپ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالة پیشِ رو به بررسی ساختار داستان های شیخ اشراق براساس الگوی ویلادیمیر پراپ می پردازد. برای نیل به این هدف، ابتدا شاخصه های الگوی پراپ از کتاب وی اخذ و سپس با بررسی داستان های فارسی شیخ اشراق، تلاش شد تا سازه های مشترک میان آنها مشخص شود. چنین به نظر می رسد که غیبت، حرکت، راهنما، هدف، انجام کار دشوار، و وصال، مهم ترین سازه های مشترک داستان های شیخ اشراق باشد.
تقابل معرفت و معیشت براساس قصهای از مثنوی معنوی
حوزههای تخصصی:
مثنوی معنوی مولانا جلالالدین محمد بلخی مشهور به رومی یکی از گشادهترین دفترهای معرفت انسانی و اسلامی است که از بدو ظهور، جان مشتاقان را از زلال جاری خود سیراب کرده و دست محتاجان وادی نیاز را گرفته و پا به پا برده است تا پله پله مقامات عرفانی را دریابند و طی کنند و از تبتلهای ساده تا حال فنا را در خویش بیابند. در این تردیدی نیست. از دیگر سو، مثنوی معنوی هم جزئی از معرفت کلی بشری است که نمیتواند و نباید فاقد خواص و اوصاف معارف بشری باشد. از جمله این که احوال روحی، اوضاع اجتماعی، شرایط تاریخی و تنگناهای زمانی و زبانی نمیتواند در هر اثر ادبی ـ هر چند بس بزرگ و سترگ ـ هیچگونه مدخلیـّتی و موضوعیـّتی و یا حداقل طریقیـّتی نداشته باشد. کوشش این جستار و گفتار بر آن است که تا حدودی مسأله تعیـّنهای تاریخی و وجودی را در یک قصه از مثنوی شریف بازگشاید و آن مسأله این است که وقتی جهت فرهنگِ اجتماعی و اندیشه سیاسی و نیروهای تأثیرگذار تاریخی در یک برهه، جامعه را به سمت و سوی خاصی سوق دهد؛ کمتر متفکر و صاحبدلی است که خود را به تمامی از چند و چونِ چنگالِ آن رهایی بخشد. تأویل اجتماعی قصه فیلسوف و اعرابی در مثنوی در واقع بازکردِ تأثیر تاریخ جامعه و شرایط خاص فرهنگی جهان اسلامی در فاصله قرنهای پنجم تا هفتم بر نگاه و اندیشه مولاناست، هرچند بسیار گذرا و کوتاه.
قابل های عرفانی عطار
الهام قدسی
اندرز مسیح
تفسیری دیگر از شیخ صنعان
در پیرامون ریشه تصوف
خلوت در انجمن «دل بیار و دست بکار»
منبع:
گوهر تیر ۱۳۵۳ شماره ۱۶
حوزههای تخصصی:
خلوت در حرای دل، بارزترین توصیه اقبال برای عرفا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجلی عرفان اسلامی در ادبیات فارسی به درجه یی است که همچون طاووس در آثار مختلف زبان فارسی جلوه های گوناگون و متنوع دارد.این چشم اندازهای دل فریب وقتی با سایر نحله ها از قبیل عرفان هندی-بودایی همجوار می گردد دلبری صد چندان پیدا می کند. اقبال شاعر جامع الاطراف شبه قاره که از زیور علم و دین و نظر و عمل توامان بهره مند است، در خصوص مبانی و اصول تصوف و عرفان نیز، با عنایت به همجواری با مکتب غنی عرفان هندی و مطالعات و سیر و سفر در ممالک غربی،عقاید نو و نقدهای راهگشا ابراز نموده است.اقبال لاهوری برای خروج مسلمین از انزوا و سکوتی که اسلام را به گوشه نشینی سوق داده است و از طرف دیگر بستر ورود توسعه طلبان و استعمار گران را فراهم ساخته است به گونه ی دیگر از خلوت رو می آورد. در این پژوهش با روش توصیفی و مراجعه به اسناد و مراجع بر آن هستیم تا نظر خاص اقبال در باب خلوت که هم متاثر از اندیشه های رایج در عرفان شبه قاره است و هم ناشی از دیدگاه اقبال در باب ورود و دخالت مسلمین در مباحث اجتماعی جامعه خودشان می باشد، را بررسی می نمائیم.
تجلی عناصر بلاغت در چامه های سعدی
حوزههای تخصصی:
مقالة پیش رو که «تجلی عناصر بلاغت در چامه های سعدی» نام دارد، حاوی مباحثی پیرامون بلاغت و توابع آن در چکامه های مدحی و وصفی شیخ شیراز ـ سعدی ـ است.
در این تحقیق، قصاید سعدی از دیدگاه سه حوزة زیباشناسی سخن (معانی، بیان و بدیع) به طور جامع و دقیق بحث و بررسی شده است.
در آغاز مقاله به برخی از عناصر موسیقایی سخن مانند وزن، قافیه و ردیف، به دلیل اهمیت آنها در گستردگی های زبانی، افزونی و انسجام بخشی موسیقی شعر فارسی
ـ به ویژه چامه های سعدی ـ گذرا پرداخته شده است.
در ادامه، پژوهنده کوشیده است اهداف و اغراض بلاغی را در چامه های سعدی با ذکر شواهد شعری به دقت باز نماید.
بررسی استعاره مفهومی «جهان هستی، درخت است» در متون عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جستار حاضر، استعاره مفهومی «جهان هستی، درخت است» در سه متن عرفانی انسان کامل عزیزالدین نسفی، مرصادالعباد نجم الدین رازی و معارف بهاءولد بررسی می شود. پرسش های پژوهش عبارت اند از: 1. نویسندگان این آثار کدام یک از دریافت ها و تجربه های عرفانی انتزاعی خود را درباره عالم هستی با بهره گیری از قلمرو مبدأ درخت تبیین کرده اند؟ 2. از انطباق میان حوزه مبدأ و مقصد در استعاره مفهومی مورد بحث، چه جفت های متناظری شکل گرفته است؟نگارندگان برای پاسخگویی به این پرسش ها، ابتدا به شیوه استقرایی متن های مورد مطالعه را واکاوی و شواهد کاربرد استعاره مفهومی «جهان هستی به مثابه درخت» را استخراج کردند. سپس به شیوه توصیفی تحلیلی به بررسی داده های پژوهش پرداختند. دستاورد تحقیق بیانگر آن است که نویسندگان یادشده از این استعاره مفهومی به منظور بیان مفاهیمی چون مبدأ آفرینش، توحید ذاتی، انسان کامل، بلوغ و حریت، مبدأ ارواح، مبدأ عالم، وحدت وجود، مرگ و معاد استفاده کرده اند. بعضی از جفت های متناظری که در این آثار، از نگاشت درخت و اجزا و عناصر مربوط به آن بر پدیده های انتزاعی عالم هستی حاصل می شود عبارت اند از: «درخت/ جهان، آفرینش و هستی، زمین و آسمان (مجازاً دنیا)، جسم انسان»، «میوه/ انسان، حضرت محمد (ص)، روح انسان»، «تخم/ عقل اول، روح محمدی، گوهر ذات الهی»، «رسیدن و پختن میوه/ رسیدن آدمی به کمال» و «جداشدن میوه از درخت/ مفارقت روح از جسم».
مرشدیه و بازتاب آن در شبه قاره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طریقت « مرشدیه » یا « کازرونیه » که به نام « اسحاقیه » نیز از آن نام می برند ؛ در بین گرایش های عرفانی ایران آن گونه که باید شناخته شده نیست . شمار کتاب هایی که تاکنون به این موضوع پرداخته اند بسیار اندک و انگشت شمار می باشند و تنها به شرح زندگی بنیانگذار این طریقت که در زمان حیاتش زردشتیان بسیاری را به دین اسلام درآورده است ؛بسنده کرده اند و بازتاب آن را در شبه قاره و یا سایر سرزمین ها بررسی نکرده اند . در این نوشتار تلاش شده است تا این طریقت عرفانی و بنیانگذار آن به اختصار معرفی گردند.
همچنین این پژوهش بر اساس منابع موجود به بررسی چگونگی و زمان ورود این طریقت و شکل گیری خانقاه های کازرونیه و بازتاب آن در شبه قاره می پردازد. صوفیان این طریقت در هند دارای نفوذ بسیاری شدند و توانستند پیشه هایی مهم چون قضاوت را در دست بگیرند. باور مردم هند به « شیخ ابواسحاق » سبب ساخت خانقاه ها و پرداخت نذرهای آنان به این خانقاه ها گردید که گسترش مرشدیه را در هند در پی داشت .